مقدمه: بازنشستگی به معنای توقف نقش شغلی و انتقال به مرحله جدیدی از زندگی، پدیدهای چند بعدی است. با توجه به اهمیت نقشهای شغلی در جوامع مدرن، این انتقال در بهزیستی اجتماعی افراد تأثیرگذار است. تجربه بازنشستگی تحت تأثیر عوامل اجتماعی گوناکون شکل میگیرد. در این میان، اعضای هیئت علمی دانشگاهها به دلیل ماهیت حرفهای و تخصصی شغل خود تجربه متفاوتی را گزارش میدهند. بررسی ادبیات موضوع بازنشستگی در دانشگاهیان نشان میدهد که مسیر بازنشستگی این افراد مشابه بازنشستگی دانشمندان است. پژوهش حاضر با هدف شناخت تجربه بازنشستگی اساتید دانشگاهها انجام شده است.
روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب به تحلیل و ترکیب نظامند مقالات این حوزه پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، کلیه مطالعات مرتبط با بازنشستگی اساتید دانشگاه به زبانهای فارسی و انگلیسی از سال 1958 تا 2025 است که پس از ارزیابی کیفیت مطالعات33 مقاله انتخاب شدند.
یافته ها: پس از بررسی دقیق مقالات، این محورهای مفهومی استخراج شدهاند: پیوستگی نقشهای قبل از بازنشستگی و بعد از بازنشستگی، بازنشستگی مرحلهای در مقابل بازنشستگی اجباری، برساخت مجدد زمان، تجربیات روانی ناخوشایند، تغییر نظام تعاملات، بحران هویت، برنامهریزی قبل از بازنشستگی. هرکدام از این محورهای مفهومی نشان دهنده چالشهای خاص اعضای هیئت علمی دانشگاه در دوران بازنشستگی و راهبردهایی است که برای مدیریت این چالشها در زندگیشان برگزیدهاند.
بحث: طبق نتایج، دانشگاهیان بازنشسته تجربه متفاوتی از بازنشستگی دارند و این موضوع تحت تاثیر هویت حرفهایشان است. این موضوع در تفسیر و چگونگی مدیریت چالشها خود را نشان میدهد. بنابراین ، این تجربه هم تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی هم عاملیت این افراد است.
نوع مطالعه:
اصیل |
موضوع مقاله:
روانشناسی اجتماعی دریافت: 1404/8/25 | پذیرش: 1405/5/7
ارسال پیام به نویسنده مسئول