بهلول زاده فاطمه، نریمانی محمد، بشرپور سجاد.(1405). نقش سبکهای دلبستگی و تابآوری در پیشبینی سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست رفاه اجتماعی 26 (2) :278-253 10.32598/refahj.26.2.4766.1
مقدمه نوجوانان بدسرپرست و بیسرپرست، (10–18 سال) بر اثر فوت والدین، مشکلات اقتصادی، سوءرفتار، غفلت یا سایر شرایط آسیبزا، از حمایت خانوادگی مؤثر محروم میشوند (ابراهیمیوهمکاران، 2022). این نوجوانان در مراکز نگهداری، تفاوتهایی در رفتار و شخصیت نسبت به همسالان خود نشان میدهند (دینگ[1]وهمکاران، 2023). براساس گزارش یونیسف (2024)، به ازای هر 100 هزار کودک، 102 کودک در مراکز شبانهروزی زندگی میکنند. در ایران نیز 58893 کودک تحت حمایت بهزیستیاند که 3891 نفر مجهولالهویه و 8316 نفر فاقد سرپرست مؤثرند (سالنامه آماری، 1403). این نوجوانان بهدلیل محرومیت از حمایتهای والدین، در معرض مشکلاتی مانند آسیبهای هیجانی و روانی، تأخیرهای شناختی، اختلالات روانشناختی، سوءمصرف مواد و رفتارهای خودآسیبرسان قرار دارند (ککوبولسکی و همکاران، 2022؛ تریپسیوساهو، 2019). افزون بر این، تجربه سوءرفتار و غفلت، بهویژه در نوجوانی، شایع است و میتواند پیامدهایی پایدار برای سلامت و رشد شخصیت فرد داشته باشد (لانگ و همکاران، 2020). نوجوانانی که تجربه زندگی خانوادگی ندارند نیز بیشتر در روابط بینفردی، تنظیم هیجان، حل مسئله و سازگاری اجتماعی7 با دشواری بیشتری مواجهاند (تلیتسینا8، 2021). سازگاری به راهبردهایی اشاره دارد که فرد برای مقابله با تعارضات محیطی به کار میبرد (سادوکوهمکاران، 2007). انطباق با نظامهای اجتماعی و تنظیم رفتار در بافت اجتماعی است (ژانگوشیا، 2021). فرآیند سازگاری اجتماعی را میتوان فرآیند جامعهپذیری مستمر انسانها دانست (هلنز-هارت، 2019). سازگاری بهعنوان مسئله کلیدی نوجوانی زیربنای کارکرد مطلوب، تسهیلکننده رضایت از زندگی بالاتر و از مؤلفههای نوجوان رشد یافته درزمینه اجتماعی و در ارتباط با سایرین است. از سویی، وجود ناسازگاری موجب ایجاد مشکل در روابط اجتماعی و گرایش به انحرافات ضداجتماعی میشود (آگباریا[2]، 2020). نوجوانانی که از نعمت داشتن خانواده محروم بوده و در محیط نامطلوب و دور از احساسات عاطفی رشد مییابند، توانایی برقراری ارتباط مناسب و تعاملات اجتماعی را ندارند. درواقع، این کودکان نمیدانند در شرایط اجتماعی چگونه رفتار کنند و در موقعیتهای اجتماعی کمتر حاضر میشوند (عزیزیوهمکاران، 2025). حمایتی که نوجوانان از مراقبان خود دریافت میکنند و کیفیت پیوندی که با آنها برقرار میکنند، عواملی حیاتی در تعیین سازگاری نوجوانان با شرایط محیطی هستند (شر-سنسور و همکاران، 2020). والدین بهعنوان اولین معلمان کودک برای رشد سازگاری اجتماعی کودک مهم هستند. رابطه بین کودکان و والدین، منبعی عاطفی و شناختی برای کودکان محسوب میشود تا محیط و زندگی اجتماعی خود را کاوش کنند (امینیوهمکاران، 2022). سبکهای دلبستگی معمولاً رفتارها و روشهای بیان عواطف، محبت و احساسات نسبت به یک شخصیت دلبستگی هستند (سیگل، 2020). سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا در کودکی تفسیر شدهاند که در بزرگسالی نیز تأیید میشوند. سبک دلبستگی ایمن که با تصویری مثبت از خود و دیگران، توانایی اعتماد و احساس امنیت در روابط مشخص میشود؛ سبک دلبستگی اجتنابی که با بیاعتمادی به دیگران، فاصلهگیری عاطفی و نفی نیاز به نزدیکی همراه است و سبک دلبستگی دوسوگرا که با نگرانی مداوم از طردشدن، وابستگی شدید و دوسوگرایی در روابط توصیف میشود (لنکاستر[3] و همکاران، 2023). کودکان دارای دلبستگی ایمن، توانایی کشف محیطهای جدید و برقراری روابط مثبت با دیگران را از خود نشان میدهند، درحالیکه کودک دلبستگی ناایمن اعتمادبهنفس ندارد، به محیط خود پاسخ ضعیفی میدهد یا فاقد مهارتهای اجتماعی است (یونیر، 2021). پژوهشها حاکی از آن است که ناسازگاری روانی و سبکهای دلبستگی در نوجوانان بیسرپرست مرتبط هستند (خانوکمال، 2023). یافته پورکرد و همکاران (2020) نشان داد که شخص دلبسته ایمن، مشکلات سازگاری کمتری دارد، درحالیکه افراد دلبسته ناایمن، دارای توانایی سازگاری کمتری هستند. همچنین، با افزایش سبک دلبستگی ایمن و کاهش سبک دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی، سازگاری اجتماعی افزایش مییابد (فارسیجانیوهمکاران، 2022؛ پورسلطانیزرندی، 2024). یافته سلطانیپوروهمکاران (2024) نشاندهنده ارتباط سبک دلبستگی ایمن با سازگاری اجتماعی نوجوانان بود. سبکهای دلبستگی و فرزندپروری، از طریق فرآیندها و مکانیسمهای شناختی و هیجانی به پیامدهای مثبتی مانند تابآوری5 منجر میشوند (پورکردوهمکاران، 2020). یکی از عواملی که میتواند به نوجوانان کمک کند تا از شرایط نامطلوب خانوادگی عبور کرده و به زندگی مستقل وارد شوند، تابآوری است. انجمن روانشناسی آمریکا7، تابآوری را پیامد سازگارشدن موفقیتآمیز با تجربههای دشوار زندگی، بهویژه از طریق انعطافپذیری ذهنی، عاطفی و رفتاری و سازگاری با مطالبات بیرونی و درونی تعریف میکند. تابآوری از طریق تعامل منابع مختلف داخلی و خارجی ایجاد میشود که شامل مسیرهای متعدد و سیستمهای پویا از ویژگیهای فردی، خانوادگی و اجتماعی است (سرون[4] و همکاران، 2020). تابآوری، بهعنوان بازگشت ظرفیت نوجوانان، نقش مهمی در زندگی یک نوجوان بیسرپرست یا بدسرپرست برای رویارویی با ناملایمات دارد که میتواند بهطور مؤثر با موقعیتهای چالشبرانگیز زندگی سازگار شوند (اونکاریوایتاگی، 2019). پژوهشها حاکی از آن است که تابآوری و عوامل اجتماعی در نوجوانان و جوانان بیسرپرست و والدین جداشده مرتبط هستند (سوسرلند و همکاران، 2022). یافته گائو و همکاران (2019) نشان داد که سازگاری اجتماعی مثبت نوجوانان از طریق تابآوری قابلپیشبینی است و تابآوری در فرزندان بیسرپرست از عوامل اصلی محافظتی است که آنها را قادر به رشد خود میکند (ورکو و همکاران، 2018). همچنین، یافتهها نشاندهنده ارتباط مثبت میان تابآوری و سازگاری اجتماعی نوجوانان بود (وطندوستوهمکاران، 2024؛نجاریوهمکاران، 2021؛پورحسینلزرجانیونویدیمقدم، 2022) و اینکه تابآوری توان پیشبینی سازگاری اجتماعی در نوجوانان را دارد (وطندوستوهمکاران، 2024). فقدان مراقبت پایدار والدین، نوجوانان را در معرض پیامدهای نامطلوب روانشناختی و الگوهای مقابلهای ناکارآمد قرار میدهد (هیلز و همکاران، 2021؛ مرکولووولچانسکیا، 2021). تداوم این آسیبها سازگاری اجتماعی آنان را تحتتأثیر قرار داده و ضرورت شناسایی سازوکارهای محافظتی مؤثر را برجسته میکند. با وجود گسترش پژوهشها درباره پیامدهای بیسرپرستی، بررسی همزمان نقش سبکهای دلبستگی و تابآوری در تبیین سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست، بهویژه در بستر فرهنگی ایران، کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی در حالی اهمیت بیشتری مییابد که براساس سالنامه آماری (1403)، تعداد خدمتگیرندگان مراکز شبانهروزی استان اردبیل 1118 نفر گزارش شده است. چنین آماری بیانگر گستره قابلتوجه جمعیت نوجوانان تحت مراقبت و ضرورت توجه پژوهشی به عوامل مؤثر بر سازگاری اجتماعی آنان است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبکهای دلبستگی و تابآوری در پیشبینی سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست انجام شد.
روش پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی و ازنظر هدف، کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه نوجوانان ساکن در مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست و بدسرپرست سازمان بهزیستی شهر اردبیل در سال 1398 به تعداد 196 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه، از قاعده گرین (1991) استفاده شد که برای رگرسیون چندگانه حجم نمونه را حداقل m8 + 50 (m= تعداد پیشبینی کنندهها) توصیه میکند. با توجه به 4 متغیر پیشبینی (سه سبک دلبستگی و تابآوری)، حداقل حجم نمونه 82 نفر برآورد شد. همچنین تباچنیک و فیدل (2007) نیز فرمول m8 + 50<N را برای رگرسیون چندگانه استاندارد میدانند. در این پژوهش، برای افزایش قدرت آماری، 90 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ملاحظات اخلاقی متناسب با شرایط نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست رعایت شد: رضایت آگاهانه شفاهی کسب شد، بر داوطلبانهبودن مشارکت و امکان انصراف در هر مرحله بدون عواقب تأکید شد. بهمنظور محرمانگی، پرسشنامهها کدگذاری و بدون درج اطلاعات هویتی توزیع شدند. دادهها صرفاً برای اهداف علمی استفاده شد و در اختیار مدیران یا بهزیستی قرار نگرفت. ملاکهای ورود شامل: سن 12–18 سال، سکونت در مراکز بهزیستی اردبیل، حداقل پایه هفتم تحصیلی و تمایل به مشارکت بود. ملاکهای خروج شامل: انصراف، تکمیل ناقص (بیش از 10درصد بدون پاسخ) و اختلالات شناختی یا روانی شدید. طولمدت اقامت معیار خروج نبود تا تنوع جمعیتشناختی و قابلیت تعمیم نتایج حفظ شود. در این پژوهش برای جمعآوری دادههای مربوط به متغیرها از ابزارهای زیر استفاده شد: - پرسشنامه استاندارد سازگاری اجتماعی بل[5]: پرسشنامه سازگاری اجتماعی دارای 32 سؤال بوده که توسط بل در سال 1968 طراحی شد و شامل پنج بعد الف) سازگاری در خانه، ب) سازگاری بهداشتی، ج) سازگاری اجتماعی، د) سازگاری عاطفی، هـ) سازگاری شغلی (تحصیلی) است. در این پرسشنامه پاسخها براساس طیف لیکرت صفر و یک نمرهگذاری میشود. بل (1968) ضرایب اعتبار را برای خردهمقیاسهای سازگاری اجتماعی، برای کل آزمون به ترتیب 0/88 و 0/94 گزارش کرده است. همچنین این آزمون روایی بالایی در تشخیص گروههای بهنجار از نوروتیک و همبستگی با آزمون شخصیت آیسنک نشان داده است (بل، 1968). در ایران این پرسشنامه توسط میکائیلی و امامزاده (2008) هنجار شده است که آلفا برای کل این آزمون 0/84 و روایی 0/80 به دست آمد. در پژوهش حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ 0/85 برآورد شد که نشان از مطلوببودن ابزار پژوهش دارد. - پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون[6]: این پرسشنامه را کانر و دیویدسون (2003) تهیه کردند. این پرسشنامه با 25 سؤال در مقیاس لیکرت بین صفر (کاملاً نادرست) و 4 (کاملاً درست) نمرهگذاری میشود. نمره میانگین این مقیاس از 52 است که هرچه از 52 بالاتر باشد، تابآوری بالاتری دارد و هرچه نمره او به صفر نزدیکتر باشد، تابآوری کمتری دارد. کانرودیویدسون (2003) ضریب آلفای کرونباخ مقیاس تابآوری را 0/89 گزارش کردهاند. همچنین ضریب پایایی حاصل از روش بازآزمایی در یک فاصله 4 هفتهای 0/87بود. آهنگرزادهرضاییورسولی (2015) به بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی «مقیاس تابآوری کانر- دیویدسون» (CD-RISC) در 200 نفر از نوجوانان مبتلا به سرطان پرداختند؛ همسانی درونی کل مقیاس 0/82 به دست آمد. ولیزادهوهمکاران (2023) پایایی به روش آلفای کرونباخ را 0/90 گزارش کردند. در پژوهش حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ 0/92 برآورد شد که نشان از مطلوببودن ابزار پژوهش دارد. - پرسشنامه سبکهای دلبستگی[7]: این آزمون توسطهازنوشاور[8] (1987) ساخته شده، یک مقیاس 21 سؤالی است که بر مبنای سبکهای دلبستگی سهگانه اینزورث ایمن، ناایمن اجتنابی و دوسوگرا در یک مقیاس 5 درجهای لیکرت (هیچ=1؛ کم؛ متوسط؛ زیاد؛ خیلی زیاد=5) طراحی شد. نمره بیشتر نشاندهنده سبک دلبستگی غالب فرد است (هازنوشاور، 1987). هازن و شاور (1987) اعتبار این پرسشنامه را به روش بازآزمایی، 0/810 و با روش آلفای کرونباخ، برابر با 0/78 به دست آوردند. در ایران ضرایب همبستگی بین نمرههای یک نمونه 300 نفری از آزمودنیها در دو نوبت با فاصله چهار هفته برای سنجش پایایی بازآزمایی در مورد سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا برای کل آزمودنیها به ترتیب 0/87، 0/83 و 0/84 برای زنان و برای مردان 0/88، 0/83 و 0/83 به دست آمد. همچنین روایی محتوایی مقیاس دلبستگی بزرگسال با سنجش ضرایب همبستگی بین نمرههای 15 نفر از متخصصان روانشناسی بررسی شد. ضریب توافق Kendall برای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 0/80، 0/61 و 0/57 محاسبه شد (بشارت، 2003). حسنتهرانیومحرمی (2024)پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای سبکهای ایمن، ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا به ترتیب 0/87، 0/85 و 0/89 گزارش کردند. در پژوهش حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ برای سبک ایمن، ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا به ترتیب 91/0، 88/0 و 80/0 برآورد شد. بهمنظور تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و درصد و در بخش استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون و رگسیون چندگانه استفاده شد.
یافتهها در این پژوهش، 90 نوجوان با میانگین سنی 08/16 ± 29/1 سال در دامنه 12–18 شرکت کردند که 46/7 درصد (42 نفر) دختر و 53/3 درصد (48 نفر) پسر بودند. بیشترین فراوانی پایه تحصیلی مربوط به پایه دهم با 26 نفر (28/9درصد) و کمترین مربوط به پایه هفتم با 4 نفر (4/5درصد) بود. جدول 1 شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. بهمنظور بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی بر متغیرهای اصلی پژوهش، از آزمون t دو گروه مستقل (برای جنسیت) و تحلیل واریانس یکراهه (برای سن و پایه تحصیلی) استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری بین گروههای جنسیتی (دختر و پسر)، گروههای سنی (12-13، 14-15 و 16-18 سال) و گروههای تحصیلی در متغیرهای دلبستگی ایمن، اجتنابی، دوسوگرا و تابآوری وجود ندارد (0/05
شناختی تأثیر معنیداری بر یافتههای پژوهش نداشته و نیازی به کنترل آنها در تحلیلهای اصلی نبود.
جدول 1. آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) متغیرهای اصلی پژوهش
مطابق جدول 1، نمره میانگین متغیرهای سازگاری اجتماعی، سبکهای دلبستگی و تابآوری را نشان میدهد. از سوی دیگر با توجه به مقادیر چولگی متغیرهای سازگاری اجتماعی، سبکهای دلبستگی و تابآوری که بین بازه (2، 2-) قرار دارند، ازلحاظ کجی متغیرهای پژوهش نرمال بوده و توزیع آنها متقارن است. همچنین مقدار کشیدگی متغیرهای علائم سازگاری اجتماعی، سبکهای دلبستگی و تابآوری در بازه (2، 2-) قرار دارند. این نشان میدهد توزیع متغیرهای پژوهش از کشیدگی نرمال برخوردار هستند.
جدول 2. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش
** 0/01 > P با توجه به جدول ماتریس همبستگی، بین متغیرهای سازگاری اجتماعی با دلبستگی ایمن (0/01 > P و 0/56=r) و تابآوری (0/01 > P و 0/68= r) در سطح معنیدار 99 درصد رابطه مثبت و معنیدار، با دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/01 > P و 0/48-= r) و دلبستگی ناایمن دوسوگرا (0/01 > P و 0/71-= r) در سطح معنیدار 99 درصد رابطه منفی و معنیدار برقرار است.
جدول 3. نتایج تحلیل رگرسیون در پیشبینی سازگاری اجتماعی توسط متغیرهای سبکهای دلبستگی و تابآوری
با توجه به جدول 3، میزان مجموع همبستگی سبکهای دلبستگی و تابآوری با سازگاری اجتماعی برابر با 0/76 است. مجذور ضریب همبستگی چندگانه (ضریب تعیین) برابر با 0/58، درواقع سبکهای دلبستگی و تابآوری 58 درصد واریانس سازگاری اجتماعی را تبیین میکنند. همچنین مقدار آماره دوربین واتسون برابر 2/08 است که براساس آن فرض همبستگی باقیماندهها رد میشود؛ زیرا قرارداشتن مقدار دوربین واتسون در دامنه 5/2-5/1 حاکی از ردشدن همبستگی باقیماندهها است. علاوه براین مقدار عامل تورم واریانس (VIF) متغیرهای پیشبین در دامنه 2/71-2/24 قرار دارد که براساس آن پیشفرض عدم همخطی چندگانه نیز تأیید میشود. همانگونه که در جدول بالا مشاهده میشود اعتبار تحلیل واریانس رگرسیون چندگانه تأیید شد. با توجه به سطح معناداری که برابر با 000/0 و کوچکتر از پنج درصد است بنابراین فرض صفر (عدم برقراری رابطه رگرسیونی) رد میشود؛ بنابراین بین سبکهای دلبستگی و تابآوری با سازگاری اجتماعی رابطه رگرسیونی وجود دارد. همچنین از بین متغیرهای پژوهش، دلبستگی ایمن با بتای 26/0 (05/0>P و 21/2=T)، دلبستگی ناایمن دوسوگرا با بتای 50/0- (01/0>P و 73/4-=T) و تابآوری با بتای 30/0 (05/0>P و 36/2=T) بهطور معناداری میتوانند سازگاری اجتماعی را پیشبینی کنند. با توجه به بتای بهدستآمده دلبستگی ناایمن دوسوگرا سهم بیشتری را در پیشبینی سازگاری اجتماعی دارد.
بحث هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبکهای دلبستگی و تابآوری با سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست بود. یافتههای پژوهش نشان داد که بین سبکهای دلبستگی و سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست رابطه معناداری وجود دارد، به صورتی که دلبستگی ایمن با سازگاری اجتماعی رابطه مثبت و دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا با سازگاری اجتماعی رابطه منفی و معنادار دارند. این یافته با نتایج پژوهشهای پورکردوهمکاران (2020) که نشان داد شخص دلبسته ایمن دارای مشکلات سازگاری کمتر و شخص دلبسته ناایمن دارای مسائل رفتاری بیشتر و توانایی سازگاری کمتر است. نتایج پژوهشهای فارسیجانیوهمکاران (2022)، پورسلطانیزرندی (2024) وسلطانیپوروهمکاران (2024) که مشاهده کردند، با افزایش سبک دلبستگی ایمن و کاهش سبک دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی، سازگاری اجتماعی افزایش مییابد، همسو است. این یافته حاکی از آن است که نحوه شکلگیری پیوندهای عاطفی اولیه و الگوهای درونیشده ناشی از آن، میتواند در چگونگی برقراری روابط اجتماعی، پذیرش هنجارهای بینفردی و انطباق نوجوان با محیط اجتماعی نقش تعیینکنندهای ایفا کند. در تبیین این یافته میتوان گفت که سبکهای دلبستگی، بهعنوان ساختارهایی درونی، شیوه ادراک فرد از خود، دیگران و جهان اجتماعی را سازمان میدهند. نوجوانانی که از دلبستگی ایمنتری برخوردارند، معمولاً دیگران را در دسترستر و حمایتگرتر ادراک میکنند، در مواجهه با تعارضها از انعطافپذیری هیجانی بیشتری بهرهمندند و در برقراری روابط مبتنی بر اعتماد، همکاری و پذیرش اجتماعی عمل میکنند. این ویژگیها میتواند زمینهساز انطباق بهتر با انتظارات اجتماعی و مشارکت مؤثرتر در تعاملات اجتماعی باشد (شر-سنسوروهمکاران، 2020). در مقابل، نوجوانان دارای الگوهای دلبستگی ناایمن، بهویژه در دو شکل اجتنابی و دوسوگرا، در ابراز هیجان، اعتماد به دیگران و حفظ تعادل در روابط اجتماعی با دشواری روبهرو میشوند. در سبک اجتنابی، فرد برای محافظت از خود به فاصلهگیری عاطفی و اتکای افراطی به خود متوسل میشود؛ اما در سبک دوسوگرا، حساسیت بالا به طرد، نگرانی مداوم نسبت به ازدستدادن رابطه و بیثباتی هیجانی میتواند بر کیفیت تعاملات اجتماعی اثر منفی بگذارد. در هر دو صورت، پیامد مشترک، کاهش ظرفیت انطباق اجتماعی و افزایش احتمال بروز ناسازگاری در روابط بینفردی است (خانوکمال، 2023؛ سوچسوالیم، 2022). نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست بهدلیل تجربه فقدان، طرد، روابط خانوادگی ناکارآمد، بیش از سایرین در معرض شکلگیری دلبستگی ناایمن و پیامدهای اجتماعی ناشی از آن قرار دارند. نمونه پژوهش حاضر نوجوانانی را دربرمیگیرد که برخی از آنان والدین خود را از دست دادهاند، برخی از ابتدا از مراقبت مؤثر والدین محروم بودهاند و برخی دیگر در بستر بدسرپرستی، بیثباتی یا ناکارآمدی مراقبتی رشد یافتهاند. نوع و کیفیت تجربه فقدان یا محرومیت از مراقبت، میتواند بر نحوه شکلگیری سبک دلبستگی و نیز بر ظرفیت نوجوان برای سازگاری اجتماعی اثر متفاوتی بگذارد. برای مثال، نوجوانی که هرگز تجربه پیوند پایدار با یک مراقب قابلاتکا را نداشته، در مقایسه با نوجوانی که چنین پیوندی را تجربه کرده اما بعداً آن را از دست داده است، الگوهای دلبستگی متفاوتتری بروز میدهد. ازاینرو، بخشی از تفاوتهای مشاهدهشده در سبکهای دلبستگی و سازگاری اجتماعی، نه صرفاً به وضعیت کلی بیسرپرست/بدسرپرستبودن، بلکه به تفاوت در کیفیت و تداوم تجربههای مراقبتی در این زیرگروهها مربوط است. بهبیاندیگر، سبکهای دلبستگی و پیامدهای اجتماعی آنها ممکن است در نوجوانان فاقد والد، نوجوانان فاقد سرپرست مؤثر و نوجوانان دارای تجربه بدسرپرستی، تجلیهای متفاوتی پیدا کند. نوجوانانی دارای تجربههای اولیه محرومیت، بیشتر مستعد ایجاد دلبستگی ناایمن هستند. این افراد نخست به خود وابسته هستند؛ دیگران را با دیدی بیاعتماد میبینند؛ از روابط نزدیک ترس دارند؛ بهندرت از دیگران کمک میگیرند و در دورههای حساس رشد، هیچ ارتباط نزدیکی با سایر بزرگسالان ندارند و هیچ ارتباط عاطفی با دیگران ایجاد نمیکنند؛ بنابراین، نیاز آنها به امنیت برآورده نمیشود و سازگاری اجتماعی کمتری خواهند داشت. بر این اساس، توجه به کیفیت پیوندهای عاطفی و بازسازی احساس امنیت روانی میتواند در برنامههای حمایتی و توانمندسازی این نوجوانان جایگاه ویژهای داشته باشد؛ بهویژه زمانی که با درنظرگرفتن تفاوتهای ناشی از نوع تجربه سرپرستی و محرومیت طراحی شوند. دیگر یافته پژوهش نشان داد که بین تابآوری با سازگاری اجتماعی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. این یافته با نتایج پژوهشهای سوسرلندوهمکاران (2022)،گائووهمکاران (2019)، ورکووهمکاران (2018) که نشان دادهاند تابآوری میتواند سازگاری اجتماعی مثبت را پیشبینی کند و بهعنوان عاملی محافظتی در مواجهه با شرایط تنشزا و آسیبزا، بهویژه در نوجوانان بیسرپرست، بدسرپرست یا دارای والدین جداشده، عمل کند. همچنین، یافتههای پژوهشهای وطندوستوهمکاران(2024)، پورحسینلزرجانیونویدیمقدم (2022) ونجاریوهمکاران (2021)، بر وجود رابطه مثبت بین تابآوری و سازگاری اجتماعی نوجوانان و نقش پیشبینانه تابآوری همسو است. در تبیین این یافته میتوان گفت، امروزه جدایی والدین و فرزند در نظام اجتماعی تا حد زیادی اجتنابناپذیر است و میتواند در کوتاهمدت پیامدهای نامطلوبی داشته باشد. ازاینرو، شناخت منشأ تابآوری میتواند راههای کاهش آثار رویدادهای منفی زندگی را در گروههای آسیبپذیر روشن کند. تابآوری با تکیه بر پشتکار، هدفمندی، آرامش، اصالت و اتکا به خود همراه با راهبردهای مقابلهای، به مدیریت بحران و سازگاری مثبت فردی کمک میکند (سوسرلندوهمکاران، 2022). در برخی از افراد بدسرپرست و بیسرپرست، تجربه زودهنگام استرس گاه زمینه افزایش تابآوری در زندگی بعدی را فراهم میکند. این توانایی به فرد کمک میکند پس از تجربههای عاطفی منفی، با بهرهگیری از مهارتهای مقابلهای و سازگاری مؤثر بهبود یابد (ورکووهمکاران، 2018). همچنین، سطوح بالاتر تابآوری میتواند اثر عوامل خطر را کاهش دهد و از شدت پیامدهای منفی ناملایمات در نوجوانان بکاهد. افراد تابآور معمولاً بهتر با رویدادهای منفی زندگی مواجه میشوند و درنتیجه مشکلات روانی و اجتماعی کمتری را تجربه میکنند؛ ازاینرو تابآوری برای دستیابی به پیامدهای اجتماعی مثبت ضروری است (گائووهمکاران، 2019). تابآوری با سوقدادن توجه از ضعفها به توانمندیها و فرصتها، به بازنگری مثبت در موقعیتها کمک میکند. فرد تابآور، با وجود تأثیرپذیری از مشکلات، با کسب مهارتهای تازه، حل مسئله، عزتنفس، هدفمندی و تمرکز بر نقاط قوت، سازگاری اجتماعی بیشتری پیدا میکند. همچنین، تابآوری با افزایش توان فرد در رهایی از سردرگمی و گسترش روابط اجتماعی، به سازگاری او کمک میکند. درواقع، تابآوری و سازگاری مکمل یکدیگرند، زیرا عبور از رویدادهای دشوار مستلزم سازگارشدن با آنهاست. یافته حاضر نشان میدهد که هرچه نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست از سطح بالاتری از تابآوری برخوردار باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که در مواجهه با فشارها، محرومیتها و تجربههای تنشزای زندگی، از راهبردهای مقابلهای مؤثرتری استفاده کرده و در برقراری روابط اجتماعی، پذیرش نقشهای اجتماعی و انطباق با الزامات محیطی عملکرد مطلوبتری نشان دهند. این یافته را میتوان از این منظر تبیین کرد که تابآوری با تقویت مؤلفههایی همچون خودکارآمدی و بازنگری مثبت موقعیتهای دشوار، شدت اثر عوامل خطر را کاهش داده و زمینه سازگاری بهتر را فراهم میکند. بر این اساس، تابآوری نهتنها یک ویژگی فردی، بلکه یک منبع حمایتی مؤثر در کاهش پیامدهای منفی ناشی از شرایط آسیبزا محسوب میشود؛ بنابراین، تقویت تابآوری در نوجوانان بدسرپرست و بیسرپرست میتواند آثار مخرب ناملایمات را کاهش داده و علاوه بر بهبود زندگی فردی، عملکرد اجتماعی آنان را نیز ارتقا دهد. درمجموع، یافتهها نشان میدهد که سبکهای دلبستگی، با فراهمکردن چارچوبی ذهنی برای ادراک خود و دیگران، مسیر نوجوان را در ایجاد رابطه، اعتمادسازی و انطباق اجتماعی شکل میدهند؛ بهگونهای که دلبستگی ایمن بستر تعامل سالم و مشارکت اجتماعی مؤثر را مهیا میکند؛ درحالیکه الگوهای ناایمن با محدودکردن اعتماد بینفردی و انعطافپذیری هیجانی، احتمال ناسازگاری را افزایش میدهند. همچنین، تابآوری بهعنوان یک منبع محافظتی، توان نوجوانان را برای مواجهه سازگارانه با ناملایمات تقویت کرده و آثار شرایط استرسزا را تعدیل میکند. لذا، سازگاری اجتماعی حاصل تعامل میان تجربههای اولیه مراقبتی و تواناییهای روانشناختی شکلگرفته در سالهای بعدی است. از محدودیتهای پژوهش میتوان به استفاده از پرسشنامه خودگزارشی و نمونهگیری در دسترس اشاره کرد. همچنین، جامعه پژوهش محدود به نوجوانان مراکز بهزیستی اردبیل بود؛ لذا تعمیم نتایج به سایر ردههای سنی و شهرها باید با احتیاط انجام شود. افزودن متغیرهایی مانند ارتباطات اجتماعی و نقش والدین بازمانده میتواند به نتایج دقیقتر کمک کند. پیشنهاد میشود سازمانهای متولی، برنامههای مداخلهای ساختاریافته با محور سلامت روان و تابآوری را با تخصیص منابع انسانی و مالی مناسب اولویت دهند. همچنین، وضعیت سبک دلبستگی و سازگاری اجتماعی نوجوانان بهصورت دورهای ارزیابی شود تا افراد در معرض خطر سریعتر شناسایی شده و مداخلات لازم انجام گیرد. با توجه به اکتسابیبودن سازگاری، متخصصان و مشاوران میتوانند با شناسایی نوجوانان دارای مشکلات خانوادگی، در بهبود سازگاری اجتماعی آنان تلاش کنند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی پژوهش این پژوهش بر پایه اصول اخلاقی در پژوهشهای انسانی انجام شده است.
مشارکت نویسندگان همه نویسندگان به طور یکسان در طراحی، اجرا و نگارش تمامی بخشهای این پژوهش مشارکت داشتند.
منابع مالی برای تهیه این مقاله حمایت مالی مستقیم از هیچ نهاد یا سازمانی دریافت نشده است.
تعارض منافع هیچگونه تعارض منافع بین نویسندگان در این مقاله وجود ندارد. منابع