چکیده: (54 مشاهده)
مقدمه: مددکاران اجتماعی اغلب با دوگانه پرابهام شغلی روبرو هستند بهنحویکه از سویی به دلیل ماهیت فعالیت شغلیشان مستلزم درگیری عاطفی عمیق با مددجویاناند اما از سوی دیگر به دلیل محدودیتهای ساختاری و سازمانی با فشارهای روانی، تعارضات نقش و شرایط مبهم کاری نیز مواجهاند. این وضعیت در مورد زنان مددکار به دلیل مسئولیتهای خانوادگی، اجتماعی و جنسیتی آنان پیچیدهتر است. برایناساس هدف این مطالعه کنکاش درباره تجربه زندگی شغلی زنان مددکار اجتماعی است تا چگونگی مواجهه با چالشهای مختلف شغلی آنها را مورد وارسی قرار دهد.
روش: روش این مطالعه کیفی است که برحسب شیوه تحلیل مضمون، اطلاعات گردآوری شده آن مورد تجزیهوتحلیل قرار میگیرد. مشارکتکنندگان تحقیق به دو شکل نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند که برایناساس با 18 نفر از مددکاران اجتماعی زن شاغل در اداره بهزیستی شهرستان صومعهسرا در استان گیلان مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند صورت گرفت.
یافته ها: دو مضمون فراگیر فرسایش چندلایه ای شغلی و کنشگری حرفهای مددکاران، توانمندسازی مددجویان حاصل یافتهای این تحقیق بوده است. این دو مضمون که از میان مضامین گسترده سازماندهنده خاصی پدیدار گشته است در اثربخشی فعالیتهای شغلی زنان مددکار اجتماعی بسیار بااهمیت بوده است.
بحث: تجربه شغلی مددکاری اجتماعی زن در بیشتر اوقات پدیدهای چندبعدی و فرساینده است که نهتنها بازتابدهندهی رنجهای فردی مددکاران اجتماعی است، بلکه شکافهای ساختاری، روانی و نهادی در این حرفه را نمایان میسازد. تداوم این روند، نه فقط موجب دلسردی در ایفای نقشهای شغلی و آشفتگی در کنشگری مؤثر مددکاران اجتماعی خواهد شد، بلکه فرایند توانمندسازی گروههای آسیبپذیر را مختل مینماید.
شمارهی مقاله: 9
نوع مطالعه:
اصیل |
موضوع مقاله:
رفاه اجتماعی دریافت: 1404/6/16 | پذیرش: 1404/9/19
ارسال پیام به نویسنده مسئول