XML English Abstract Print


چکیده:   (50 مشاهده)
مقدمه: مددکاران اجتماعی اغلب با دوگانه پرابهام شغلی روبرو هستند به‌نحوی‌که از سویی به دلیل ماهیت فعالیت شغلیشان مستلزم درگیری عاطفی عمیق با مددجویان‌اند اما از سوی دیگر به دلیل محدودیت‌های ساختاری و سازمانی با فشارهای روانی، تعارضات نقش و شرایط مبهم کاری نیز مواجه­اند. این وضعیت در مورد زنان مددکار به دلیل مسئولیت­های خانوادگی، اجتماعی و جنسیتی آنان پیچیده­تر است. براین‌اساس هدف این مطالعه کنکاش درباره تجربه زندگی شغلی زنان مددکار اجتماعی است تا چگونگی مواجهه با چالش‌‌های مختلف شغلی آنها را مورد وارسی قرار دهد.
روش: روش این مطالعه کیفی است که برحسب شیوه تحلیل مضمون، اطلاعات گردآوری شده آن مورد تجزیه‌وتحلیل قرار می­گیرد. مشارکت‌کنندگان تحقیق به دو شکل نمونه‌گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند که براین‌اساس با 18 نفر از مددکاران اجتماعی زن شاغل در اداره بهزیستی شهرستان صومعه‌سرا در استان گیلان مصاحبه عمیق و نیمه ­ساختارمند صورت گرفت.
یافته­ ها: دو مضمون فراگیر فرسایش چندلایه ­ای شغلی و کنشگری حرفه‌ای مددکاران، توانمندسازی مددجویان حاصل یافته­ای این تحقیق بوده است. این دو مضمون که از میان مضامین گسترده سازمان­دهنده خاصی پدیدار گشته است در اثربخشی فعالیت­های شغلی زنان مددکار اجتماعی بسیار بااهمیت بوده است.  
بحث: تجربه شغلی مددکاری اجتماعی زن در بیشتر اوقات پدیده‌ای چندبعدی و فرساینده است که نه‌تنها بازتاب‌دهنده‌ی رنج‌های فردی مددکاران اجتماعی است، بلکه شکاف‌های ساختاری، روانی و نهادی در این حرفه را نمایان می‌سازد. تداوم این روند، نه فقط موجب دلسردی در ایفای نقش‌های شغلی و آشفتگی در کنشگری مؤثر مددکاران اجتماعی خواهد شد، بلکه فرایند توانمندسازی گروه‌های آسیب‌پذیر را مختل می­نماید.
 
شماره‌ی مقاله: 9
     
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: رفاه اجتماعی
دریافت: 1404/6/16 | پذیرش: 1404/9/19

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb