مقدمه: با توجه به افزایش جمعیت سالمندان و پیچیدگیهای مرتبط با سلامت روان و رفاه اجتماعی آنان، شناخت دقیق روندها و اولویتهای پژوهشی برای برنامهریزی اجتماعی امری حیاتی است. این پژوهش با هدف تحلیل ساختار مفهومی، تبیین تحولات زمانی و شناسایی شکافهای پژوهشی موجود در مطالعات سلامت روان سالمندان انجام شد تا جهتگیریهای آینده برای سیاستگذاری و ارتقای رفاه اجتماعی مشخص گردد.
روش: این مطالعه با رویکردی علمسنجی و بهرهگیری از روشهای متنکاوی و تحلیل شبکهای انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۰۲۶۹ رکورد علمی نمایهشده در پایگاه Web of Science بود که پس از فرآیند پیشپردازش و پالایش با پایتون مورد تحلیل قرار گرفتند. برای استخراج ساختار مفهومی از مدلسازی موضوعی LDAو برای بررسی روابط بینمفهومی و خوشهبندی، از تحلیل شبکه همرخدادی کلیدواژهها با الگوریتم لوون استفاده شد.
یافتهها: مدلسازی موضوعی LDAمنجر به شناسایی شش محور کلان در پژوهشهای سلامت روان سالمندان شد که عبارتند از: پژوهشهای بالینی و بیماریمحور، بهزیستی روانشناختی، عوامل اجتماعی و کیفیت زندگی، کارکردهای شناختی و تغییرات وابسته به سن، مداخلات مبتنی بر شواهد، و سلامت روان جامعهمحور با تأکید بر چالشهای نوظهور همچون دمانس. تحلیل روند زمانی نشان داد که تمرکز پژوهشها بهتدریج از رویکردهای صرفاً درمانمحور به سمت مؤلفههای اجتماعی، پیشگیرانه و کیفیتمحور (شامل کیفیت زندگی، انزوای اجتماعی و سلامت دیجیتال) تغییر جهت داده است؛ روندی که بر ضرورت تدوین سیاستهای اجتماعی برای بهبود رفاه سالمندان تأکید دارد. همچنین، تحلیل شبکه همرخدادی کلیدواژهها پنج خوشه مفهومی متمایز را آشکار ساخت که در آن مفاهیم «کیفیت زندگی» (۲۵۰۱)، «افسردگی» (۱۵۹۷) و «دمانس» (۱۵۰۳) دارای بیشترین مرکزیت بودند. بررسی شبکه همکاری بینالمللی نیز نشان داد که کشور چین با مرکزیت درجه ۰.۱۵۸، نقش پیشرو در تولید دانش این حوزه ایفا میکند. علاوه بر این، مقایسه توزیع موضوعی و روند رشد آنها نشان داد که علیرغم تغییر پارادایم به سمت مسائل اجتماعی، هنوز خلأهای پژوهشی قابلتوجهی در زمینه «مداخلات اجتماعی عملیاتی» و «پیونددهی مستقیم سلامت روان با سیاستهای رفاهی» وجود دارد که نیازمند توجه ویژه پژوهشگران است.
بحث: گذار پارادایم پژوهشهای سلامت روان سالمندان از رویکردهای فردی و بالینی به سمت بسترهای اجتماعی و رفاهی، لزوم بازنگری در سیاستگذاریها و طراحی مداخلات اجتماعی جامع را برای ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این جمعیت آشکار میسازد. با این حال، شناسایی شکافهای پژوهشی در حوزه مداخلات اجتماعی عملیاتی، هشداری جدی برای سیاستگذاران است؛ نشان میدهد که اگرچه ادبیات نظری به سمت رفاه اجتماعی حرکت کرده، اما ابزارهای عملیاتی و مداخلات مبتنی بر شواهد در این زمینه هنوز کافی نیستند. همچنین، تسلط کشورهای پیشرو مانند چین در تولید دانش، لزوم توجه به بومیسازی پژوهشها و تولید دانش بومی متناسب با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران را دوچندان میکند. در نهایت، پر کردن این شکافهای پژوهشی از طریق طراحی مطالعاتی که مستقیماً به پیوند سلامت روان با برنامههای رفاهی بپردازند، برای ارتقای بهزیستی سالمندان ضروری به نظر میرسد.
نوع مطالعه:
اصیل |
موضوع مقاله:
سالمندی دریافت: 1404/11/21 | پذیرش: 1405/2/15
ارسال پیام به نویسنده مسئول