چکیده: (46 مشاهده)
مقدمه: زلزلهها علاوه بر خسارات فیزیکی، پیامدهای عمیق روانی و اجتماعی برجای میگذارند که اغلب در برنامههای بازتوانی نادیده گرفته میشوند. این مطالعه با هدف تبیین تروماهای روانی و اجتماعی پس زلزله آبان ۱۳۹۶ سرپلذهاب از منظر بازماندگان وکنشگران اجتماعی انجام شد.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۸ مشارکتکننده (۳۵ نفر از بازماندگان زلزله و ۱۳ نفر از کارشناسان اجتماعی و امدادی) و با نمونهگیری هدفمند تا اشباع نظری گردآوری شد. دادهها بهصورت همزمان جمعآوری و تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها به شناسایی هفت طبقه انتزاعی از تروماهای روانی–اجتماعی منجر شد که شامل: تداوم ناامنی روانی و اضطراب وجودی، اختلال در ادراک زمان و الگوهای خواب، ، هراس های فضایی و محیطی، اضطراب اطلاعاتی و شایعه محوری، فروپاشی معنایی در ادراک و روابط اجتماعی بازماندگان، تنشهای اجتماعی پس از بحران، و وابستگی و فرسایش کنشگری اجتماعی بود. این تروماها بازگشت به زندگی عادی، انسجام اجتماعی و احساس امنیت را بهطور معناداری مختل کرده بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد تروماهای روانی–اجتماعی پس از زلزله، پدیدههایی چندلایه و پایدارند که بدون مداخلات جامع روانی–اجتماعی در فرآیند بازتوانی، بازتولید میشوند. توجه سیاستگذاران به این لایههای پنهان، شرط ضروری بازسازی پایدار پس از بلایا است
نوع مطالعه:
اصیل |
موضوع مقاله:
حوادث و بلایا دریافت: 1404/8/4 | پذیرش: 1405/4/9
ارسال پیام به نویسنده مسئول