دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )                   جلد 26 شماره 1 صفحات 67-43 | برگشت به فهرست نسخه ها

Research code: IR.USWR.REC.1402.039
Ethics code: IR.USWR.REC.1402.039


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Alipour F, Noorbala A A, Shaabanpoor F. (2026). Psychosocial Tensions in Tehran: An Evidence-Based Policy Brief". Social Welfare Quarterly. 26(1), 43-67. doi:10.32598/refahj.26.100.7
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4509-fa.html
علی پور فردین، نوربالا احمدعلی، شعبان‌پور فهیمه.(1405). تنش‌های روانی و اجتماعی در شهر تهران : تحلیل شواهد و خلاصه سیاستی رفاه اجتماعی 26 (1) :67-43 10.32598/refahj.26.100.7

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4509-fa.html


متن کامل [PDF 472 kb]   (424 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1606 مشاهده)
متن کامل:   (40 مشاهده)
مقدمه
تنشهای روانی-اجتماعی در سالهای اخیر به یکی از مسائل مهم سلامت عمومی در کلان‌شهرها تبدیل شده‌اند. اگرچه تجربه استرس بخشی از زندگی روزمره در محیط‌های شهری است، اما هنگامی‌که شدت، تداوم و دامنه آن افزایش می‌یابد و بخش بزرگی از جمعیت را درگیر می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به‌عنوان یک مسئله فردی یا بالینی تفسیر کرد. در چنین وضعیتی، استرس به پدیده‌ای اجتماعی و ساختاری تبدیل می‌شود که ریشه‌های آن در شرایط زندگی، نااطمینانی اقتصادی، نگرانی از آینده، کیفیت محیط شهری، نابرابریهای اجتماعی و ضعف نظامهای حمایت اجتماعی قرار دارد.
ادبیات سلامت عمومی و اجتماعی نشان می‌دهد که استرس مزمن و مواجهه انباشتی با رویدادهای تنش‌زا با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی همراه است. مطالعات نشان می‌دهند که رویدادهای منفی زندگی، فشارهای مزمن و آسیبهای اجتماعی، از مسیرهای مهم اثرگذاری شرایط اجتماعی بر سلامت هستند و توزیع نابرابر استرس می‌تواند به بازتولید نابرابریهای سلامت منجر شود (ثوئیتس[1]، 2010).
همچنین شواهد روان‌شناسی سلامت نشان داده‌اند که رویدادهای استرس‌زا با افزایش خطر اختلالات روانی، بیماریهای جسمی و کاهش کیفیت زندگی ارتباط دارند (کوهن[2] و همکاران، 2019). از این منظر، استرس نه فقط یک واکنش روان‌شناختی فردی، بلکه یکی از سازوکارهای مهم انتقال نابرابریهای اجتماعی به پیامدهای سلامت است.
سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند که سلامت روان به‌طور عمیق تحت‌تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی زندگی افراد قرار دارد و بسیاری از اختلالات شایع روانی در پیوند با تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت شکل می‌گیرند (سازمان جهانی بهداشت[3]، 2014)‌.
گزارش جهانی سلامت روان سازمان جهانی بهداشت در سال 2022 نیز نشان می‌دهد که پاسخهای موجود به نیازهای سلامت روان در بسیاری از کشورها ناکافی است و سیاست‌گذاری مؤثر باید هم‌زمان بر خدمات سلامت روان، محیط‌های اجتماعی و شرایط ساختاری مؤثر بر سلامت روان متمرکز شود (سازمان جهانی بهداشت، 2022). بنابراین، مدیریت استرس در سطح جمعیت مستلزم رویکردی فراتر از درمان فردی و مبتنی بر مداخلات پیشگیری‌محور، اجتماعی و بین‌بخشی است.
در کلان‌شهری مانند تهران، مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی به‌صورت هم‌زمان عمل می‌کنند و زمینه‌ساز شکل‌گیری تنشهای روانی-اجتماعی هستند. رشد سریع شهرنشینی، ناهمگونی فضایی، آلودگی هوا، ترافیک، هزینه‌های بالای زندگی، ناپایداری بازار کار، هزینه‌های مسکن و تضعیف شبکه‌های حمایت اجتماعی می‌توانند منابع مزمن نگرانی و فشار روانی باشند. شواهد پیشین نیز نشان داده‌اند که نگرانی از آینده، فشارهای اقتصادی، مشکلات مسکن، آلودگی هوا و نابرابری اجتماعی از عوامل مهم تنش روانی در میان شهروندان تهران بوده‌اند (نوربالا[4] و همکاران، 2018).
یافته‌های منتشرشده از پیمایش سنجش وضعیت رویدادهای تنش‌زا در شهروندان تهران در سال 1402 نیز نشان می‌دهد که شهروندان با مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، شغلی، خانوادگی و محیطی مواجه‌اند که بسیاری از آنها خارج از کنترل فردی قرار دارند و با پیامدهای سلامت روان، ازجمله علائم اضطرابی، همراه‌اند (علی‌پور[5] و همکاران، 2025). از منظر نظری نیز این وضعیت با مدل ارزیابی شناختی لازاروس و فولکمن و نظریه فشار عمومی آگنیو قابل تبیین است. در مدل لازاروس و فولکمن، استرس زمانی شکل می‌گیرد که فرد فشارهای محیطی را فراتر از منابع مقابله‌ای خود ارزیابی کند (لازاروس، فولکمن[6]، 1982).
در نظریه فشار عمومی نیز فشارهای مزمن، محرومیت از اهداف ارزشمند، ازدست‌دادن منابع مثبت و مواجهه با محرکهای منفی می‌توانند زمینه‌ساز پیامدهای روانی و رفتاری شوند (آگنیو[7]، 1992). یافته‌های پیمایش سنجش وضعیت رویدادهای تنش‌زا در شهروندان تهران در سال 1402 نشان می‌دهد که شهروندان با مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، شغلی، خانوادگی و محیطی مواجه‌اند که بسیاری از آنها خارج از کنترل فردی قرار دارند. بنابراین، استرس در اینجا نه صرفاً نشانه ضعف سازگاری فردی، بلکه بازتاب نبود توازن میان فشارهای ساختاری و منابع مقابله‌ای فردی و اجتماعی است. بر این اساس، مسئله اصلی این خلاصه سیاستی آن است که تنشهای روانی-اجتماعی در تهران را باید به‌عنوان یک مسئله اجتماعی در مرز میان سلامت روان، رفاه اجتماعی و تأمین اجتماعی بازتعریف کرد.
وقتی ریشه‌های اصلی استرس در ناامنی اقتصادی، نگرانی از آینده، هزینه‌های مسکن، ناپایداری شغلی و ضعف حمایت اجتماعی قرار دارد، پاسخ سیاستی نیز نمی‌تواند صرفاً به درمان فردی یا آموزش مهارتهای مقابله‌ای محدود شود. مدیریت مؤثر این وضعیت نیازمند رویکردی بین‌بخشی، کاهنده تنش و پیشگیری‌محور است که هم‌زمان بر کاهش ریسکهای اجتماعی، تقویت حمایتهای اجتماعی، بهبود محیط زندگی و ادغام خدمات سلامت روانی و اجتماعی تمرکز کند. این خلاصه سیاستی با اتکا به شواهد پیمایش فوق و یافته‌های منتشرشده حاصل از آن، تلاش می‌کند مسیر گذار از نگاه فردمحور به استرس را به‌سوی رویکردی اجتماعی، رفاهی و سیاست‌محور روشن کند.
تحلیل وضعیت و شواهد
در راستای بند سوم سیاستهای کلان سلامت مبنی بر کاهش تنشهای روانی و اجتماعی و ارتقای سلامت روان جامعه، این مطالعه به‌صورت یک پیمایش مقطعی جمعیت‌محور در سال 1402 و در 1008 نفر از ساکنان 18 سال و بالاتر مناطق 22 گانه شهر تهران انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای متناسب با حجم انجام شد.
برای سنجش تجربه رویدادهای استرس‌زای شدید، از «پرسشنامه استانداردشده وقایع استرس‌زا» استفاده شد. این پرسشنامه در مطالعه قبلی ساخته شده و رویدادهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... را که می‌تواند منجر به ایجاد استرس شوند را پوشش می‌دهد. جزئیات کامل روش‌شناسی در مقاله دیگری منتشر شده است (علی‌پور و همکاران، 2025).
یکی از مهم‌ترین یافته‌های طرح، غلبه عوامل اقتصادی و آینده‌محور در میان منابع تنش است. در مقاله منتشرشده از همین پیمایش، شایع‌ترین عوامل تنش‌زا شامل نگرانی درباره آینده فردی و خانوادگی، تورم و بی‌ثباتی بازار، نگرانی درباره آینده مالی و اقتصادی، گرانی مسکن و نگرانی درباره آینده شغلی گزارش شده‌اند. به‌ترتیب، نگرانی درباره آینده فردی و خانوادگی در 57.6 درصد، تورم و بی‌ثباتی بازار در 57.1 درصد، نگرانی درباره آینده مالی و اقتصادی در 55 درصد، گرانی مسکن در 43.4 درصد و نگرانی درباره آینده شغلی در 40.7 درصد شرکت‌کنندگان گزارش شده است. این الگو نشان می‌دهد که استرس در تهران تا حد زیادی با احساس نااطمینانی نسبت به آینده و کاهش پیش‌بینی‌پذیری زندگی روزمره پیوند دارد.
این یافته با مطالعه پیشین نوربالا و همکاران نیز همخوان است که در میان 6000 نفر از بزرگ‌سالان ساکن تهران انجام شد و نشان داد بخش بزرگی از شهروندان دست‌کم یک رویداد استرس‌زای مهم را در یک سال تجربه کرده‌اند و نگرانیهای اقتصادی، خانوادگی و آینده‌محور از مهم‌ترین منابع تنش بوده‌اند (نوربالا و همکاران، 2018). بنابراین، داده‌های جدید نه یک الگوی تصادفی یا مقطعی، بلکه ادامه و تشدید روندی را نشان می‌دهند که در مطالعات داخلی پیشین نیز مشاهده شده است.
تفاوت مهم طرح حاضر آن است که نقش نااطمینانی اقتصادی، مسکن و آینده شغلی را به‌طور برجسته‌تر در مرکز مسئله قرار می‌دهد.
از منظر شدت و توزیع تنش، یافته‌های مقاله منتشرشده از این طرح نشان می‌دهد که 45.6 درصد افراد دست‌کم یک عامل اقتصادی استرس‌زای شدید، 32.3 درصد دست‌کم یک عامل خانوادگی استرس‌زای شدید، 28.8 درصد دست‌کم یک عامل سلامت‌محور شدید و 25.7 درصد دست‌کم یک عامل آینده‌محور شدید را تجربه کرده‌اند.
این ترکیب نشان می‌دهد که تنش در تهران چندمنبعی است؛ یعنی شهروندان هم‌زمان با فشارهای اقتصادی، خانوادگی، سلامت‌محور و آینده‌محور مواجه‌اند. چنین الگویی از استرس انباشتی می‌تواند منابع مقابله‌ای فردی و خانوادگی را فرسوده کند و زمینه را برای پیامدهای روانی و اجتماعی گسترده‌تر فراهم کند (علی‌پور و همکاران، 2025).
بُعد مهم دیگر، ارتباط میان تنشهای روانی-اجتماعی و علائم اضطرابی است. یافته‌های منتشرشده از همین طرح درزمینه علائم اختلال اضطرابی فراگیر نشان داده است که شیوع علائم این اختلال در جمعیت بزرگ‌سال تهران حدود 26 درصد بوده است. این رقم اهمیت سلامت عمومی مسئله را برجسته می‌کند، زیرا نشان می‌دهد تنشهای اجتماعی و اقتصادی فقط در سطح تجربه ذهنی باقی نمی‌مانند، بلکه با پیامدهای قابل‌مشاهده در سلامت روان جمعیت همراه‌اند.
همچنین در این تحلیل، تجربه رویدادهای استرس‌زا با احتمال بیشتر علائم اضطرابی همراه بوده و وضعیت سلامت نامطلوب، رضایت پایین از زندگی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین‌تر در میان افراد دارای علائم اضطرابی بیشتر مشاهده شده است. این شواهد، ضرورت نگاه ترکیبی به سلامت روانی و اجتماعی را تقویت می‌کند. از یک سو، بخشی از پیامدها در قالب علائم اضطرابی و اختلال در سلامت روان بروز می‌کند؛ از سوی دیگر، ریشه‌های اصلی آن در شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی قرار دارد. بنابراین، تحلیل تنش در تهران نباید به سطح اختلالات فردی فروکاسته شود. مسئله اصلی، پیوند میان فشارهای ساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی است؛ پیوندی که نشان می‌دهد سیاست‌گذاری سلامت روان بدون توجه به رفاه اجتماعی، امنیت اقتصادی، مسکن، اشتغال و حمایت اجتماعی ناکافی خواهد بود.
ازنظر مقایسه بین‌المللی، الگوی مشاهده‌شده در تهران با شواهد جهانی درباره نقش تعیین‌کننده شرایط اجتماعی و اقتصادی در سلامت روان همخوان است. سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که سلامت روان تحت‌تأثیر شرایط زندگی، کار، منابع اقتصادی، محیط اجتماعی و نابرابریهای ساختاری قرار دارد.
گزارش جهانی سلامت روان سازمان جهانی بهداشت در سال 2022 نشان می‌دهد که پاسخهای موجود به نیازهای سلامت روان در سطح جهان کافی نیست و سیاستها باید فراتر از درمان فردی، بر دگرگونی محیط‌های اجتماعی و تقویت مراقبتهای جامعه‌محور متمرکز شوند (سازمان جهانی بهداشت، 2022). بر این اساس، یافته‌های تهران را می‌توان نمونه‌ای شهری از همان مسئله جهانی دانست: فشارهای اقتصادی و اجتماعی مزمن، سلامت روان جمعیت را تهدید می‌کنند.
بااین‌حال، شدت نگرانیهای آینده‌محور و اقتصادی در تهران ویژگی خاص و برجسته این زمینه است. در بسیاری از مطالعات بین‌المللی، فقر، ناامنی شغلی، نابرابری و ضعف حمایت اجتماعی از عوامل مهم استرس و اختلالات روانی معرفی شده‌اند (ثوئیتس، 2010).
در تهران، این عوامل در قالب نگرانی از آینده فردی و خانوادگی، تورم و بی‌ثباتی بازار، نگرانی از آینده اقتصادی، گرانی مسکن و نگرانی از آینده شغلی به‌صورت آشکار خود را نشان می‌دهند. بنابراین، مسئله فقط «وجود استرس» نیست، بلکه غلبه نوع خاصی از استرس است: استرسی مزمن، اقتصادی، آینده‌محور و اجتماعی.
در کنار عوامل خطر، یافته‌های طرح به نقش محافظتی تعامل اجتماعی نیز اشاره دارد. در مقاله منتشرشده از پیمایش، سطح بالاتر تعامل اجتماعی با احتمال کمتر تجربه استرس روانی-اجتماعی همراه بوده است این یافته از نظر سیاستی بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد تقویت شبکه‌های اجتماعی، حمایت محلی و مداخلات اجتماع‌محور می‌تواند فقط یک اقدام مکمل نباشد، بلکه بخشی از راهبرد اصلی کاهش تنش باشد. به‌بیان‌دیگر، سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی می‌توانند نقش ضربه‌گیر در برابر فشارهای مزمن اقتصادی و اجتماعی داشته باشند.
جمع‌بندی شواهد نشان می‌دهد که تنشهای روانی-اجتماعی در تهران چهار ویژگی اصلی دارند: نخست، گستردگی جمعیتی و درگیری بخش بزرگی از شهروندان؛ دوم، غلبه عوامل اقتصادی و آینده‌محور؛ سوم، ارتباط با پیامدهای سلامت روان، به‌ویژه علائم اضطرابی؛ و چهارم، وابستگی به منابع اجتماعی و حمایتی. این ویژگیها نشان می‌دهند که استرس در تهران از سطح مسئله فردی فراتر رفته و به شاخصی از ناامنی اجتماعی، ضعف حمایتهای رفاهی و کاهش ظرفیت مقابله‌ای جامعه تبدیل شده است.
یافته‌ها
یافته‌های پیمایش تهران نشان می‌دهد که تنشهای روانی-اجتماعی در این شهر را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از تجربه‌های فردی یا نشانه‌های روان‌شناختی پراکنده تفسیر کرد. غلبه نگرانی از آینده فردی و خانوادگی، تورم و بی‌ثباتی بازار، نگرانی از آینده اقتصادی، گرانی مسکن و ناامنی شغلی نشان می‌دهد که بخش مهمی از استرس شهروندان ریشه در شرایط ساختاری و آینده‌محور زندگی شهری دارد (علی‌پور و همکاران، 2025).
این الگو نشان‌دهنده نوعی «استرس اجتماعی‌شده» است؛ یعنی وضعیتی که در آن فشار روانی از سطح تجربه فردی فراتر می‌رود و به بازتابی از نااطمینانی اقتصادی، کاهش پیش‌بینی‌پذیری زندگی، ضعف حمایت اجتماعی و ناکافی‌بودن سازوکارهای تأمین اجتماعی تبدیل می‌شود.
از منظر مدل ارزیابی شناختی لازاروس و فولکمن، استرس زمانی شکل می‌گیرد که فرد تقاضاها و فشارهای محیطی را فراتر از منابع مقابله‌ای خود ارزیابی کند. در این چارچوب، نگرانی از آینده، تورم، هزینه‌های مسکن و ناامنی شغلی فقط «رویدادهای استرس‌زا» نیستند، بلکه فشارهایی‌اند که توان برنامه‌ریزی، کنترل و مقابله فرد و خانواده را کاهش می‌دهند. هنگامی‌که این فشارها مزمن، تکرارشونده و خارج از کنترل فردی باشند، منابع مقابله‌ای روانی و اجتماعی به‌تدریج فرسوده می‌شوند و احتمال بروز پیامدهایی مانند اضطراب، کاهش رضایت از زندگی و افت کارکرد اجتماعی افزایش می‌یابد. گزارش شیوع حدود 26 درصدی علائم اختلال اضطرابی فراگیر در داده‌های همین پیمایش مؤید آن است که فشارهای اجتماعی و اقتصادی می‌توانند به پیامدهای آشکار سلامت روان در سطح جمعیت منجر شوند.
نظریه فشار عمومی آگنیو نیز تبیین مکملی برای فهم این وضعیت فراهم می‌کند. بر اساس این نظریه، فشارهای مزمن، شکست در دستیابی به اهداف ارزشمند، ازدست‌دادن منابع مثبت و مواجهه با محرکهای منفی می‌توانند زمینه‌ساز پیامدهای روانی، هیجانی و رفتاری شوند. درزمینه تهران، نااطمینانی اقتصادی، دشواری تأمین مسکن، نگرانی از آینده شغلی و کاهش احساس امنیت اجتماعی را می‌توان شکلهایی از فشار عمومی دانست که نه‌فقط افراد خاص، بلکه بخش گسترده‌ای از جمعیت شهری را درگیر می‌کند. از این منظر، استرس مشاهده‌شده در تهران محصول ضعف سازگاری فردی نیست، بلکه نتیجه انباشت فشارهای ساختاری و محدودیت فرصتها و حمایتهاست.
ترکیب این دو چارچوب نظری نشان می‌دهد که تنشهای روانی-اجتماعی تهران از تعامل دو سازوکار اصلی پدید می‌آیند: نخست، افزایش فشارهای محیطی و اجتماعی؛ دوم، ناکافی‌بودن منابع مقابله‌ای فردی، خانوادگی، اجتماعی و نهادی. مدل لازاروس توضیح می‌دهد که چگونه شهروندان این فشارها را در سطح فردی تجربه و ارزیابی می‌کنند و نظریه فشار عمومی نشان می‌دهد که چرا این فشارها در سطح اجتماعی و ساختاری تولید و بازتولید می‌شوند. بنابراین، تحلیل استرس در تهران نیازمند پیونددادن سطح فردی تجربه استرس با سطح کلان‌تر رفاه اجتماعی، امنیت اقتصادی، عدالت شهری و تأمین اجتماعی است.
از این منظر، یافته مربوط به نقش محافظتی تعامل و سلامت اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد. در داده‌های منتشرشده از پیمایش تهران، تعامل اجتماعی بالاتر با احتمال کمتر تجربه استرس روانی-اجتماعی همراه بوده است. این یافته با ادبیات گسترده حمایت اجتماعی همخوان است و نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی، روابط محلی، پیوندهای خانوادگی و مشارکت اجتماعی می‌توانند بخشی از فشارهای محیطی را تعدیل کنند. بنابراین، تقویت حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی نباید به‌عنوان مداخله‌ای فرعی یا فرهنگی تلقی شود؛ بلکه یکی از مؤلفه‌های اصلی سیاست‌گذاری برای کاهش تنشهای روانی-اجتماعی است.
این تفسیر نظری پیام مهمی برای سیاست‌گذاری دارد: اگر ریشه‌های اصلی استرس در ناامنی اقتصادی، نگرانی از آینده، مسکن، اشتغال و ضعف حمایت اجتماعی قرار دارد، پاسخ سیاستی نیز باید از سطح درمان فردی فراتر رود. خدمات سلامت روان ضروری‌اند، اما کافی نیستند. مداخلات مؤثر باید هم‌زمان فشارهای اجتماعی مولد استرس را کاهش دهند و منابع مقابله‌ای افراد و اجتماعات محلی را تقویت کنند. به همین دلیل، رویکرد مناسب برای تهران باید بین‌بخشی، کاهنده تنش و پیشگیری‌محور باشد.
پیامدها و کاربردهای سیاستی
با توجه به یافته‌ها، پاسخ سیاستی مناسب باید از رویکرد صرفاً فردمحور فاصله بگیرد و به‌سوی مداخلات بین‌بخشی، کاهنده تنش و پیشگیری‌محور در حوزه سلامت روانی-اجتماعی، رفاه اجتماعی و تأمین اجتماعی حرکت کند. بر اساس شواهد این مطالعه و ادبیات معتبر سلامت عمومی، چهار اولویت سیاستی زیر پیشنهاد می‌شود:
1. ادغام خدمات سلامت روان و خدمات اجتماعی در ساختارهای موجود
نخستین پیام سیاستی این مطالعه آن است که خدمات سلامت روان نباید جدا از خدمات اجتماعی و حمایتی طراحی شوند. وقتی منابع اصلی تنش در حوزه‌هایی مانند ناامنی اقتصادی، نگرانی از آینده، هزینه‌های مسکن و ناپایداری شغلی قرار دارند، مداخله صرفاً روان‌شناختی یا درمانی نمی‌تواند به‌تنهایی پاسخگوی مسئله باشد. این موضوع ضرورت پیوند میان خدمات سلامت روان، مددکاری اجتماعی، حمایتهای رفاهی و ارجاع اجتماعی را برجسته می‌کند. در این چارچوب، مراکز جامع سلامت، خانه‌های سلامت، مراکز خدمات اجتماعی شهرداری، مراکز بهزیستی و سازمانهای مردم‌نهاد می‌توانند در قالب یک شبکه هماهنگ عمل کنند.
اقدام پیشنهادی آن است که در مناطق پرتنش شهری، بسته‌ای از خدمات سلامت روانی-اجتماعی شامل غربالگری اولیه اضطراب و استرس، مشاوره کوتاه‌مدت، مددکاری اجتماعی، ارجاع به حمایتهای اقتصادی و خانوادگی و پیگیری گروههای در معرض خطر طراحی و اجرا شود.
این رویکرد با تأکید سازمان جهانی بهداشت بر ادغام سلامت روان در خدمات عمومی و گسترش مراقبتهای جامعه‌محور همخوان است. پیامد مورد انتظار چنین سیاستی، افزایش دسترسی شهروندان به خدمات به‌موقع، کاهش مزمن‌شدن مشکلات روانی، کاهش شکاف میان نیاز و دریافت خدمت و تقویت پاسخ اجتماعی به ریشه‌های استرس است.
 2. کاهش نگرانی از آینده و نااطمینانی اقتصادی به‌عنوان هسته سیاستهای عمومی
دومین اولویت سیاستی، کاهش نااطمینانی اقتصادی است. از این منظر، سیاستهای رفاهی و تأمین اجتماعی باید نه‌تنها به‌عنوان ابزار حمایت پس از وقوع آسیب، بلکه به‌عنوان سازوکارهای پیشگیری از تنش روانی-اجتماعی در نظر گرفته شوند. تأمین اجتماعی در معنای واقعی خود باید ریسکهای زندگی را کاهش دهد، امنیت نسبی در حوزه درآمد، اشتغال و مسکن ایجاد کند و نگرانی مداوم از آینده را کاهش دهد.
اقدام پیشنهادی در این حوزه، طراحی مداخلات هدفمند برای گروههای در معرض خطر است؛ ازجمله خانوارهای کم‌درآمد، مستأجران آسیب‌پذیر، جوانان بیکار یا دارای اشتغال ناپایدار، زنان سرپرست خانوار و خانوارهایی که هم‌زمان با فشار اقتصادی و ضعف حمایت اجتماعی مواجه‌اند. این اقدامات می‌تواند شامل حمایتهای اجاره و مسکن، پیوند خدمات اجتماعی با خدمات اشتغال، حمایت از درآمد در دوره‌های بحران، مشاوره مالی و اجتماعی و ارجاع هدفمند به برنامه‌های حمایتی باشد. این پیشنهاد با ادبیات تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت همخوان است؛ ادبیاتی که نشان می‌دهد شرایط زندگی، کار، درآمد، منابع اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی از عوامل تعیین‌کننده سلامت روان هستند. پیامد مورد انتظار این سیاست، کاهش فشارهای مزمن اقتصادی، افزایش احساس امنیت اجتماعی، کاهش نگرانی از آینده و پیشگیری از تبدیل فشارهای اقتصادی به پیامدهای روانی و اجتماعی شدیدتر است.
3. توسعه مداخلات اجتماع‌محور برای تقویت سلامت اجتماعی
سومین اولویت سیاستی، تقویت منابع اجتماعی مقابله با استرس است. بنابراین، برنامه‌های کاهش تنش نباید فقط بر فرد یا خانواده متمرکز باشند، بلکه باید سطح محله و اجتماع محلی را نیز درگیر کنند. اقدام پیشنهادی، توسعه مداخلات اجتماع‌محور در محلات پرتنش است؛ ازجمله ایجاد و تقویت مراکز اجتماع‌محور، گروههای خودیار، برنامه‌های حمایت همتایان، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی محلی، شبکه‌های داوطلبی و نظام ارجاع اجتماعی در سطح محله.
این سیاست به‌ویژه برای کاهش احساس تنهایی، افزایش اعتماد اجتماعی، تقویت تاب‌آوری و کاهش اثرات روانی فشارهای اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارد. در چارچوب مدل لازاروس، حمایت اجتماعی بخشی از منابع مقابله‌ای افراد است و در چارچوب نظریه فشار عمومی، می‌تواند اثر فشارهای مزمن را تعدیل کند. پیامد مورد انتظار این سیاست، افزایش ظرفیت مقابله‌ای شهروندان، کاهش انزوای اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش احتمال تبدیل فشارهای اجتماعی به اختلالات روانی و آسیبهای اجتماعی است.
4. بهبود محیط‌های شهری استرس‌زا همراه با پایش داده‌محور تنشهای روانی-اجتماعی
چهارمین اولویت سیاستی، توجه به محیط شهری به‌عنوان بخشی از سیاست سلامت عمومی است. در تهران، تنش روانی-اجتماعی فقط از روابط فردی یا خانوادگی ناشی نمی‌شود، بلکه با کیفیت محیط زندگی شهری نیز ارتباط دارد. آلودگی هوا، ترافیک، تراکم، کمبود فضاهای عمومی و سبز، ناهمگونی فضایی و احساس ناامنی شهری می‌توانند فشارهای روزمره شهروندان را تشدید کنند و منابع مقابله‌ای آنها را فرسوده سازند. بر این اساس، برنامه‌های شهری باید با هدف کاهش تنش طراحی شوند. اقدام پیشنهادی شامل شناسایی مناطق پرتنش، افزایش فضاهای سبز و عمومی قابل‌دسترس، کاهش عوامل محیطی فشارزا مانند آلودگی و ترافیک، ارتقای امنیت و کیفیت فضاهای محلی و پیوند برنامه‌ریزی شهری با شاخصهای سلامت روانی-اجتماعی است. چنین رویکردی، شهر را نه فقط محل سکونت، بلکه محیطی مؤثر بر سلامت روان و رفاه اجتماعی شهروندان می‌داند.
در کنار این اقدامات، ایجاد نظام پایش داده‌محور ضروری است. پایش مستمر تنشهای روانی-اجتماعی در سطح شهر می‌تواند امکان شناسایی مناطق، گروهها و عوامل پرخطر را فراهم کند و سیاستها را از حالت کلی و غیرهدفمند به سمت مداخلات دقیق‌تر و مبتنی بر شواهد هدایت کند. این پایش می‌تواند از طریق پیمایشهای دوره‌ای، داده‌های مراکز سلامت و خدمات اجتماعی، شاخصهای محله‌ای و سامانه‌های گزارش‌گیری شهری انجام شود. پیامد مورد انتظار این سیاست، کاهش مواجهه روزمره با عوامل محیطی تنش‌زا، هدفمندترشدن مداخلات، افزایش پاسخ‌گویی نظام سیاست‌گذاری و فراهم‌شدن امکان ارزیابی اثربخشی برنامه‌های کاهش تنش در سطح شهر است.
جمع‌بندی سیاستی
درمجموع، شواهد پیمایش تهران نشان می‌دهد که مدیریت تنشهای روانی-اجتماعی نیازمند بسته‌ای محدود، هماهنگ و بین‌بخشی از مداخلات است. این بسته باید از یک سو فشارهای ساختاری و اجتماعی مولد استرس را کاهش دهد و از سوی دیگر منابع مقابله‌ای افراد، خانواده‌ها و محلات را تقویت کند. بنابراین، سیاست مطلوب باید هم‌زمان سه ویژگی داشته باشد: پیشگیری‌محور باشد، زیرا از تبدیل فشارهای اجتماعی به اختلالات روانی و آسیبهای اجتماعی جلوگیری می‌کند؛ کاهنده تنش باشد، زیرا ریشه‌های نگرانی از آینده، ناامنی اقتصادی و فشارهای محیطی را هدف می‌گیرد؛ و بین‌بخشی باشد، زیرا مسئله استرس در مرز میان سلامت روان، رفاه اجتماعی، مسکن، اشتغال، محیط شهری و تأمین اجتماعی قرار دارد.
در این چارچوب، تنشهای روانی-اجتماعی صرفاً یک احساس فردی نیست، بلکه می‌تواند بازتاب زیستن در شرایطی باشد که سیاستهای کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای شهروندان ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و احساس ایمنی کافی ایجاد نمی‌کنند. از این منظر، یکی از مهم‌ترین پیامدهای سیاستی مطالعه حاضر آن است که سیاست عمومی باید «ایمنی‌آفرین» و «کاهنده تنش» باشد؛ یعنی بتواند افق آینده را برای شهروندان قابل پیش‌بینی‌تر کند، ریسکهای زندگی را کاهش دهد و از تبدیل نااطمینانیهای ساختاری به اضطراب و فرسودگی روانی-اجتماعی جلوگیری کند.
 ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی
این پژوهش بر پایه اصول اخلاقی در پژوهشهای انسانی انجام شده و توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تأیید شده است (کد اخلاق: `IR.USWR.REC.1402.039`). تمامی مشارکت‌کنندگان آگاهانه و داوطلبانه در مطالعه شرکت کرده‌اند و محرمانگی اطلاعات آنها تضمین شده است.
مشارکت نویسندگان
فردین علی‌پور: طراحی مطالعه، روش‌شناسی، تحلیل داده‌ها، نگارش مقاله
احمدعلی نوربالا: بازبینی انتقادی محتوا، مشاوره علمی
فهیمه شعبان‌پور: نظارت بر جمع‌آوری داده‌ها، نگارش پیش‌نویس مقاله ویراستاری.
تأمین مالی
این پژوهش توسط دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تأمین مالی شده است. منبع تأمین مالی هیچ نقشی در طراحی مطالعه، جمع‌آوری، تحلیل یا تفسیر داده‌ها و نگارش مقاله نداشته است.  
تعارض منافع
نویسندگان هیچ‌گونه تضاد منافعی اعلام نمی‌کنند. 
منابع
Agnew, R. (1992). Foundation for a general strain theory of crime and delinquency. Criminology, 30(1), 47-87. https://doi.org/10.1111/j.1745-9125.1992.tb01093.x
Alipour, F., Rafiey, H., Sabzi Khoshnami, M., Basakha, M., & Noroozi, M. (2025). Psychosocial stresses and its social determinates: A population-based survey in Tehran, Iran. Iranian Journal of Psychiatry and Behavioral Sciences, 19(4), Article e162170. https://doi.org/10.5812/ijpbs-162170
Alipour, F., Rafiey, H., Sarmadi, S., DostKaramooz, N., Mardani, M., Gholamy, G., & Noroozi, M. (2025). Exploring generalized anxiety disorder symptoms: Key insights from a population-based study in Iran. BMC Psychiatry, 25(1), Article 262. https://doi.org/10.1186/s12888-025-06707-5
Cohen, S., Murphy, M. L. M., & Prather, A. A. (2019). Ten surprising facts about stressful life events and disease risk. Annual Review of Psychology, 70, 577-597. https://doi.org/10.1146/annurev-psych-010418-102857
Lazarus, R. S., & Folkman, S. (1984). Stress, appraisal, and coping. Springer Publishing Company.
Noorbala, A. A., Rafiey, H., Alipour, F., & Moghanibashi-Mansourieh, A. (2018). Psychosocial stresses and concerns of people living in Tehran: A survey on 6000 adult participants. Iranian Journal of Psychiatry, 13(2), 94-102.
Thoits, P. A. (2010). Stress and health: Major findings and policy implications. Journal of Health and Social Behavior, 51(Suppl), S41-S53. https://doi.org/10.1177/0022146510383499
World Health Organization & Calouste Gulbenkian Foundation. (2014). Social determinants of mental health. World Health Organization. https://www.who.int/publications/i/item/9789241506809
World Health Organization. (2022). World mental health report: Transforming mental health for all. https://www.who.int/publications/i/item/9789240049338

 

[1]. Thoits
 
[2]. Cohen
 
[3]. World Health Organization
 
[4]. Noorbala
 
[5]. Alipour
 
[6]. Lazarus and Folkman
 
[7] Agnew
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: رفاه اجتماعی
دریافت: 1404/5/28 | پذیرش: 1405/2/15 | انتشار: 1405/3/10

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb