دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )                   جلد 26 شماره 1 صفحات 220-187 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Nazari F, Norouzi M, Mohamadi Ghareh Ghani M A. (2026). A Scoping Review of Iranian Studies on Football Hooliganism: Theoretical Trends, Methodological Patterns, and Key Determinants. Social Welfare Quarterly. 26(1), 187-220. doi:10.32598/refahj.26.100.1
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4462-fa.html
نظری فهیمه، نوروزی میلاد، محمدی قره قانی محمدعلی.(1405). مرور قلمرو مطالعات اوباشگری در فوتبال ایران رفاه اجتماعی 26 (1) :220-187 10.32598/refahj.26.100.1

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4462-fa.html


متن کامل [PDF 783 kb]   (318 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1759 مشاهده)
متن کامل:   (26 مشاهده)
مقدمه
اوباشگری یا هولیگانیسم به رفتارهای ناهنجار و تخریب‌گرانه هواداران فوتبال مانند درگیری و نزاع خیابانی، وندالیسم و ارعاب اطلاق می‌شود. در این پژوهش، اوباشگری از مفاهیمی مانند «پرخاشگری ورزشی» و «وندالیسم» متمایز در نظر گرفته شده است و به کنشهای جمعی سازمان‌نیافته‌ای اشاره دارد که با هدف ایجاد آشوب، تخریب اموال عمومی یا ابراز خشم نسبت به تیم حریف بروز می‌کند. در ادبیات بین‌المللی نیز، پژوهشگرانی مانند دانینگ (2000) اوباشگری را نوعی «خشونت نمادین» می‌دانند که از هویت گروهی و احساس ناکامی اجتماعی تغذیه می‌کند.
رفتارهای هولیگانیستی معمولاً در جریان یا پس از مسابقات فوتبال بروز یافته و بیشتر با تخریب اموال عمومی و اختلال در نظم اجتماعی همراه هستند. این رفتارها علاوه بر تحمیل هزینه‌های اقتصادی و انتظامی، امنیت اجتماعی و احساس آرامش شهروندان را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. از منظر جامعه‌شناختی، تداوم چنین رخدادهایی می‌تواند نشانه‌ای از ضعف سرمایه اجتماعی و انسجام مدنی باشد و درنهایت بر شاخصهایی نظیر امنیت روانی، کیفیت زندگی شهری و اعتماد عمومی به نهادهای رسمی اثر منفی بگذارد.
از منظر جامعه‌شناختی، اوباشگری یکی از اشکال نوین کج‌روی جمعی در جوامع مدرن است که با رشد آنومی، فشارهای ساختاری و ناکامی در تحقق خواسته‌ها پیوند دارد؛ بنابراین تحلیل آن مستلزم رویکردی میان‌رشته‌ای است که ابعاد فرهنگی، روان‌شناختی و نهادی را هم‌زمان مدنظر قرار دهد.
در ایران نیز از دهه 1380 پژوهشهای متعددی درباره رفتار تماشاگران فوتبال انجام شده است. این مطالعات ابعاد مختلف پدیده را بررسی کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که شبانی و همکاران (2022) و طالب‌پور (2020) بر عوامل اجتماعی و فرهنگی، دعاگویان و همکاران (2020) و کبیری و رحمتی (2014) بر نقش رسانه‌ها و نهادهای انتظامی و حیدری و میلانی (2020) و جوان‌جعفری (2018) بر ابعاد حقوقی و کیفری تأکید داشته‌اند. همچنین محسنی (2009) و حاج‌بیگی و مسعودی (2006) به تحلیل علل، پیامدها و راهکارهای مقابله با اوباشگری در فوتبال ایران پرداخته‌اند. باوجوداین، پراکندگی موضوعی و رویکردی این مطالعات مانع شکل‌گیری تصویری منسجم از این پدیده شده است.
با وجود گسترش مطالعات این حوزه، تفاوت در رویکردهای نظری و تمرکز بر عوامل گوناگون، از متغیرهای ساختاری و نهادی تا عوامل فردی و هیجانی، مانع شکل‌گیری تصویری منسجم از اوباشگری فوتبال در ایران شده است. ازاین‌رو، انجام یک مرور قلمرو برای تلفیق یافته‌ها و شناسایی الگوهای غالب تبیین این پدیده ضروری به نظر می‌رسد.
مقاله حاضر یک مرور قلمرو از پژوهشهای ایرانی درباره اوباشگری در فوتبال است که بر اساس چارچوب گزارش‌دهی PRISMA 2020 طراحی شده است. هدف آن، نقشه‌برداری و طبقه‌بندی روندهای پژوهشی، چارچوبهای نظری غالب و الگوهای روش‌شناختی مطالعات موجود است تا تصویری منسجم از گستره و جهت‌گیری دانش تولیدشده در این حوزه ارائه دهد.
ترسیم این چشم‌انداز پژوهشی می‌تواند به شناسایی خلأهای مطالعاتی و جهت‌دهی به سیاست‌گذاریهای آتی در حوزه مدیریت ورزش و پیشگیری از خشونت ورزشی کمک کند.
در راستای این هدف، پرسشهای اصلی پژوهش به شرح زیر است:
1. مهم‌ترین عوامل و متغیرهای مؤثر بر بروز رفتارهای اوباشگری در فوتبال ایران کدام‌اند؟
2. کدام چارچوبهای نظری (اجتماعی، روانی، فرهنگی، نهادی) در پژوهشهای ایرانی بیشترین کاربرد را داشته‌اند؟
3. کیفیت روش‌شناختی مطالعات انجام‌شده در چه سطحی است؟
4. چه خلأها و مسیرهایی برای تحقیقات آینده قابل‌شناسایی است؟
مبانی و چارچوب نظری
اوباشگری[1] یا خشونت ورزشی پدیده‌ای که به رفتارهای خشونت‌آمیز، بی‌نظمی و خرابکاری در میان هواداران ورزشها به‌ویژه فوتبال اشاره دارد. این پدیده از دهه 1960 در بریتانیا به‌شدت رشد کرد و به‌تدریج در بسیاری از کشورهای دیگر نیز گسترش یافت. اوباشگری به‌عنوان یک موضوع اجتماعی مهم نیز در دیدگاه بسیاری ازنظریه‌پردازان مطرح شد.
گور با اتکا بر نظریه محرومیت نسبی بر این باورند که هولیگانها اغلب از طبقات کارگر و حاشیه‌نشین هستند که احساس می‌کنند به حقوق و امتیازات اجتماعی دسترسی ندارند، بنابراین خشونت را راهی برای تخلیه نارضایتی خود می‌دانند (گور، 1970).
کوهن و کلارک با طرح نظریه خرده‌فرهنگها معتقدند گروههای هولیگان دارای هنجارها و ارزشهای متفاوتی هستند که خشونت و رفتار ضد اقتدار را ترویج می‌کند. این خرده‌فرهنگها باعث می‌شوند اعضا برای جلب‌توجه و کسب قدرت اجتماعی در قالب خشونتهای دسته‌جمعی رفتار کنند (کلارک، 1976؛ کوهن، 1955).
آنتونی کینگ با ارائه نظریه هویت جمعی بر اهمیت هویت جمعی تأکید دارد. او معتقد است هواداران فوتبال از طریق رفتارهای خشن، هویت گروهی خود را تقویت می‌کنند و نوعی احساس تعلق به گروه پیدا می‌کنند.
دیوید گاف در نظریه تحریک معتقد است که فضای هیجانی ورزشگاهها، سطح برانگیختگی روانی هواداران را بالا می‌برد و همین برانگیختگی به خشونت منجر می‌شود. این یعنی هیجانهای فوتبالی به‌راحتی به رفتارهای پرخاشگرانه منتقل می‌شود (گاف، 1987).
اریک دانینگ[2] با ارائه نظریه قومیت و ملی‌گرایی استدلال می‌کند که اوباشگری در برخی موارد با ناسیونالیسم افراطی یا تعصبات قومی پیوند خورده و به‌عنوان راهی برای نشان‌دادن برتری نژادی یا ملی انجام می‌شود (گاف، 1987).
کنتا فاکس هم در نظریه فرصت‌یابی مطرح می‌کند که فرصتهای موجود برای درگیری و نبود نظارت کافی (مانند ضعف نیروی پلیس) به خشونتهای ورزشی دامن می‌زند (فاکس، 2001).
نظریه ناکامی-پرخاشگری که توسط دولارد و همکاران (1930) ارائه شد، بیان می‌کند که ناکامی در دستیابی به اهداف می‌تواند زمینه‌ساز بروز پرخاشگری شود. بر اساس این دیدگاه، رفتارهای خشونت‌آمیز و هولیگانیستی واکنشی به موانع و ناکامیهای فردی یا اجتماعی هستند. در این چارچوب، افراد یا گروههایی که با محدودیتها و فشارهای اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی مواجه می‌شوند، ممکن است به جای استفاده از شیوه‌های قانونی و مسالمت‌آمیز، پرخاشگری و رفتارهای خشونت‌آمیز را به‌عنوان راهی برای تخلیه تنش و ابراز نارضایتی برگزینند (دولارد و همکاران، 1930).
آلبرت باندورا (1977) در نظریه یادگیری اجتماعی بیان می‌کند که رفتارهای هولیگانیستی از طریق مشاهده و تقلید الگوهای رفتاری در گروههای همسالان، رسانه‌ها و محیط‌های اجتماعی آموخته و بازتولید می‌شوند.
هیرشی (1969) در نظریه کنترل اجتماعی معتقد است هرچه پیوند افراد با نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و جامعه ضعیف‌تر باشد، احتمال بروز رفتارهای هولیگانیستی افزایش می‌یابد.
نظریه‌های ساختارگرایی اجتماعی بر نقش نابرابریها، تضادهای اجتماعی و شرایط اقتصادی در شکل‌گیری رفتارهای خشونت‌آمیز تأکید دارند و اوباشگری را محصول فشارهای ساختاری و اجتماعی می‌دانند (هریس[3]، 1979).
در نظریه‌های مرتبط با خرده‌فرهنگی بر تفاوتهای فرهنگی و هویتی گروههای خاص اجتماعی تأکید می‌شوند. کلووارد بر نقش خرده‌فرهنگها در شکل‌گیری رفتارهای انحرافی تأکید دارد و معتقد است که در برخی گروههای اجتماعی، رفتارهای هولیگانیستی به‌عنوان بخشی از هویت جمعی و نمادی از قدرت، منزلت یا وفاداری گروهی پذیرفته و بازتولید می‌شوند (کلووارد و اهلین، 1960).
نظریه‌های رسانه‌ای بر نقش بازنمایی خشونت در رسانه‌ها و تأثیر آن بر عادی‌سازی و بازتولید رفتارهای هولیگانیستی تأکید دارند (مک‌لوهان، 1969).
نظریه‌های مدیریت ریسک و بحران بر نقش شرایط بحرانی و ضعف سازوکارهای کنترل اجتماعی در افزایش رفتارهای خشونت‌آمیز و هولیگانیستی تأکید دارند (هابرماس، 1981).
نظریه‌های روان‌شناختی متأثر از دیدگاههای کارل یونگ3 (1953) عواملی نظیر خشم، اضطراب، احساس ناکامی و مشکلات عاطفی زمینه‌ساز رفتارهای خشونت‌آمیز می‌دانند.
نظریه‌های جرم‌شناسی زیست‌محور با تأکید بر آثار پژوهشگرانی چون لارسن4 و همکاران، نقش عوامل زیستی و فیزیولوژیک را در شکل‌گیری رفتارهای ضداجتماعی برجسته می‌کنند. بر اساس این دیدگاه، ویژگیهای ژنتیکی، اختلالات عصبی و برخی فرایندهای زیست‌شیمیایی می‌توانند احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه و هولیگانیستی را افزایش دهند (لارسن و همکاران، 2014).

روش
پژوهش حاضر از نوع مرور قلمرو[4] است که بر اساس چارچوب گزارش‌دهی PRISMA 2020 و با الهام از راهنمای کوکران طراحی و اجرا شد. هدف این نوع مطالعه، نقشه‌برداری از گستره ادبیات موجود، شناسایی روندهای مفهومی و روش‌شناختی و تبیین خلأهای پژوهشی است. جامعه پژوهش شامل همه مقالات علمی‌پژوهشی فارسی‌زبان است که در فاصله سالهای 1380 تا 1403 به موضوع وندالیسم و اوباشگری در فوتبال ایران پرداخته‌اند. آخرین جست‌وجو در تیرماه 1403 انجام شد.
جست‌وجو در پایگاههای SID، MagIran، ISC، Noormags و Ensani انجام شد. این پایگاهها به دلیل پوشش گسترده پژوهشهای فارسی در حوزه‌های ورزش، جامعه‌شناسی و علوم انسانی انتخاب شدند. عبارات کلیدی مورداستفاده شامل «هولیگانیسم»، «اوباشگری»، «وندالیسم ورزشی»، «خشونت تماشاگران» و «تماشاگران فوتبال» بودند که با عملگرهای AND و OR برای ترکیب دقیق‌تر مفاهیم به کار رفتند. مطالعات واردشده باید دارای سه شرط باشند:
1. پژوهش تجربی درزمینه رفتار تماشاگران فوتبال ایران؛
2. انتشار در مجلات علمی‌پژوهشی فارسی‌زبان؛
3. دسترسی به متن کامل مقاله.
مقالات نظری، یادداشتها، گزارشهای تکراری و پژوهشهای مرتبط با سایر رشته‌های ورزشی از فرایند مرور کنار گذاشته شدند. در مرحله جست‌وجو، 150 مقاله شناسایی شد که پس از حذف موارد تکراری، 98 مقاله برای غربالگری عناوین و چکیده‌ها باقی ماند. درنهایت، 50 مطالعه واجد شرایط برای بررسی کامل متن انتخاب شد.
به‌منظور کاهش سوگیری، مراحل جست‌وجو، غربالگری، کدگذاری و استخراج داده‌ها به‌صورت مستقل توسط دو پژوهشگر انجام شد. پایایی کدگذاری با ضریب توافق اسکات (0/89) تأیید شد که نشان‌دهنده همخوانی بالای ارزیابان است. همچنین داده‌ها به‌صورت متقاطع بررسی و اختلافات احتمالی از طریق اجماع برطرف شد.
کیفیت مطالعات با استفاده از چک‌لیست MMAT (نسخه 2018) ارزیابی شد و نتایج آن در جدول 2 گزارش شده است. به دلیل ناهمگونی مطالعات، یافته‌ها با روش تحلیل توصیفی-تماتیک سنتز شدند و فراتحلیل کمی انجام نشد.
یافته‌ها
در این بخش، داده‌های استخراج‌شده از 50 مطالعه نهایی منتخب بر اساس دستورالعمل PRISMA در قالب یک ماتریس کدگذاری ثبت و سازمان‌دهی شدند. اطلاعات هر مطالعه شامل سال انتشار، نویسندگان، چارچوب نظری، متغیرهای اصلی و ویژگیهای روش‌شناختی استخراج شد. سپس داده‌ها با استفاده از تحلیل تماتیک موردبررسی قرار گرفتند تا الگوها و مضامین غالب در پژوهشهای ایرانی مرتبط با اوباشگری فوتبال شناسایی و طبقه‌بندی شوند. در این مرحله، کدهای استخراج‌شده بر اساس مشابهت مفهومی خوشه‌بندی و در قالب مضامین اصلی سازمان‌دهی شدند. یافته‌ها به شیوه توصیفی-تحلیلی گزارش شدند؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر فراوانی مضامین، تفسیر نظری و اجتماعی آنها نیز موردتوجه قرار گرفت. تمامی فراوانیها و درصدهای گزارش‌شده بر مبنای 50 مطالعه منتخب محاسبه شده‌اند. ازآنجاکه هر مطالعه می‌توانست هم‌زمان در بیش از یک مقوله موضوعی یا نظری قرار گیرد، برخی طبقات دارای هم‌پوشانی هستند؛ بنابراین مجموع درصدها در برخی جداول ممکن است از 100 فراتر رود. این وضعیت ناشی از ماهیت چندبعدی مطالعات و کدگذاری چندگانه است و به‌منزله خطای محاسباتی تلقی نمی‌شود.
ویژگیهای عمومی مطالعات مرورشده
بیشترین پژوهشهای مرتبط با هولیگانیسم فوتبال در فاصله سالهای 1386 تا 1400 انجام شده‌اند. 84 درصد نویسندگان مرد بوده و 60 درصد آنان دارای مدرک دکتری یا دانشجوی دکتری بوده‌اند. پرسشنامه (60 درصد) رایج‌ترین ابزار گردآوری داده و تهران (50 درصد) مهم‌ترین میدان پژوهش بوده است. همچنین ارزیابی کیفیت مطالعات با ابزار MMAT نشان داد 64 درصد پژوهشها دارای کیفیت بالا، 24 درصد کیفیت متوسط و 12 درصد کیفیت پایین بوده‌اند. نتایج حاکی از آن است که بخش عمده شواهد موجود بر مطالعاتی با کیفیت روش‌شناختی مطلوب استوار است.
بررسی جهت‌گیریهای نظری و روش‌شناختی مطالعات نشان داد که بخش عمده پژوهشها بر رفتار تماشاگران فوتبال، خشونت ورزشی و عوامل اجتماعی-روان‌شناختی مؤثر بر آن متمرکز بوده‌اند. همچنین، غلبه رویکردهای کمی و اثبات‌گرایانه بر ادبیات موجود مشهود است و سهم پژوهشهای کیفی، تفسیری و انتقادی نسبتاً محدود به نظر می‌رسد.
ازنظر نوع انتشار، حدود 70 درصد مطالعات در قالب مقالات علمی، 20 درصد در قالب پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی و کمتر از 10 درصد به‌صورت گزارشهای پژوهشی یا مطالعات سازمانی منتشر شده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که تولید دانش در حوزه رفتار تماشاگران فوتبال عمدتاً در بستر دانشگاهها و نشریات علمی شکل گرفته و سهم نهادهای اجرایی و سازمانهای مرتبط در تولید شواهد پژوهشی محدود بوده است.
بررسی مطالعات بر حسب سنت رشته‌ای نشان داد که بیشترین سهم پژوهشها به حوزه علوم اجتماعی (40 درصد) اختصاص دارد و پس‌ازآن روان‌شناسی (24 درصد)، مدیریت ورزشی (16 درصد) و جرم‌شناسی (12 درصد) قرار می‌گیرند. در مقابل، مطالعات رسانه‌ای و فرهنگی تنها 6 درصد از پژوهشهای بررسی‌شده را تشکیل می‌دهند. این الگو بیانگر آن است که ادبیات داخلی اوباشگری فوتبال عمدتاً از منظر رفتار فردی، روابط اجتماعی و مدیریت ورزشی موردمطالعه قرار گرفته و ابعاد فرهنگی، نمادین، رسانه‌ای و بازنماییهای اجتماعی این پدیده کمتر موردتوجه پژوهشگران بوده است.
مرور مطالعات بر حسب رویکردهای نظری
مرور مطالعات نشان داد که نظریه‌های جامعه‌شناختی با 20 درصد بیشترین فراوانی را داشته‌اند که بیانگر توجه پژوهشگران به نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در تبیین رفتار تماشاگران فوتبال است. پس‌ازآن، نظریه ناکامی-پرخاشگری با 16 درصد در جایگاه دوم قرار دارد و بر اهمیت عوامل روان‌شناختی و هیجانی در بروز خشونت تأکید می‌کند. نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی (14 درصد) و جرم‌شناسی (12 درصد) از دیگر چارچوبهای پرکاربرد بوده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که ادبیات داخلی عمدتاً بر تبیینهای اجتماعی و روان‌شناختی متمرکز بوده و کمتر به رویکردهای نهادی و ساختاری پرداخته است.
جدول 1. رویکردهای نظری در پژوهشهای موردبررسی

غلبه نظریه‌های جامعه‌شناختی و ناکامی-پرخاشگری نشان می‌دهد که تبیینهای رایج در پژوهشهای داخلی عمدتاً بر پیوند میان عوامل اجتماعی و هیجانی متمرکز بوده‌اند. به‌بیان‌دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه تماشاگران بیشتر به‌عنوان برآیند تعامل ناکامیهای فردی و فشارهای اجتماعی تحلیل شده‌اند، درحالی‌که نقش ساختارهای نهادی، فرهنگی و سیاستی کمتر موردتوجه قرار گرفته است.
مرور مطالعات بر حسب چارچوب نظری
نظریه ناکامی-پرخاشگری با 16 درصد بیشترین کاربرد را در میان چارچوبهای نظری داشته است که بیانگر نفوذ این رویکرد کلاسیک در تبیین خشونت و پرخاشگری تماشاگران فوتبال است. پس‌ازآن، ساختارگرایی اجتماعی (12 درصد) و نظریه یادگیری اجتماعی (10 درصد) قرار دارند که به ترتیب بر نقش ساختارهای اجتماعی و فرایندهای یادگیری رفتارهای خشونت‌آمیز تأکید دارند. همچنین، 16 درصد از پژوهشها فاقد چارچوب نظری مشخص بوده‌اند که می‌تواند نشان‌دهنده ضعف انسجام نظری در بخشی از مطالعات این حوزه باشد.
جدول 2. چارچوب نظری استفاده شده در پژوهشهای موردبررسی

چارچوبهای نظری مورداستفاده عمدتاً در دو محور قابل دسته‌بندی هستند: رویکردهای فردی-روان‌شناختی که بر ناکامی، هیجان و یادگیری رفتارهای خشونت‌آمیز تأکید دارند و رویکردهای اجتماعی-نهادی که خشونت را محصول عوامل ساختاری، فرهنگی، رسانه‌ای و ضعف کنترل اجتماعی می‌دانند. در این میان، نظریه ناکامی-پرخاشگری پرکاربردترین چارچوب نظری بوده و حدود یک‌ششم مطالعات نیز فاقد چارچوب نظری مشخص بوده‌اند.
مرور مطالعات بر حسب پارادایمهای روش‌شناختی
دسته‌بندی پارادایمی پژوهشها بر اساس جهت‌گیری نظری و نوع داده‌های مورداستفاده انجام شد. نتایج نشان داد که پارادایم اثبات‌گرایی با 70 درصد بیشترین سهم را در مطالعات این حوزه دارد، درحالی‌که رویکردهای تفسیرگرایانه و انتقادی به ترتیب 20 و 10 درصد از پژوهشها را تشکیل می‌دهند. ازنظر روش‌شناختی نیز، مطالعات کمی با 64 درصد غالب بوده و پس‌ازآن روشهای کیفی (20 درصد) و تلفیقی (16 درصد) قرار دارند. این الگو نشان‌دهنده غلبه رویکردهای سنجشی و تجربی در مطالعه اوباشگری ورزشی در ایران است.
جدول 3. پارادایمهای روش‌شناختی به کار گرفته شده در پژوهشهای موردبررسی

غلبه پارادایم اثبات‌گرایی در پژوهشهای داخلی موجب شده است که اوباشگری عمدتاً از منظر متغیرهای فردی و روابط آماری میان ناکامی، هیجان و پرخاشگری بررسی شود. هرچند این رویکرد به سنجش رفتارهای آشکار کمک کرده است، اما توجه کمتری به عوامل فرهنگی، نهادی و ساختاری مؤثر بر خشونت در ورزشگاهها داشته است. ازاین‌رو، بدنه مطالعات موجود بیش از آنکه به تبیین زمینه‌های اجتماعی و سیاسی این پدیده بپردازد، بر اندازه‌گیری رفتارهای فردی متمرکز بوده و ضرورت توسعه پژوهشهای تفسیرگرایانه و انتقادی در این حوزه را آشکار می‌کند.
مرور مطالعات بر حسب رویکردهای روشی
رویکرد کمی با سهم 64 درصدی بر مطالعات این حوزه غلبه دارد و روشهای کیفی و تلفیقی سهم کمتری داشته‌اند.
جدول 4. رویکردهای روشی به کار گرفته شده در پژوهشهای موردبررسی

غلبه روشهای کمی نشان می‌دهد که ادبیات موجود بیشتر بر سنجش آماری رفتارهای تماشاگران متمرکز بوده و ابعاد معنایی و فرهنگی پدیده کمتر موردتوجه قرار گرفته است؛ موضوعی که ضرورت توسعه پژوهشهای کیفی را برجسته می‌کند.
مرور مطالعات بر حسب جامعه آماری
در میان جوامع آماری موردبررسی، تماشاگران فوتبال با 70 درصد بیشترین سهم را داشته‌اند که بیانگر تمرکز اغلب مطالعات بر رفتار و نگرش هواداران است. سایر گروهها نظیر مدیران ورزشی، نیروهای انتظامی و رسانه‌ها سهم محدودی داشته‌اند.
جدول 5. جامعه آماری موردبررسی در پژوهشهای موردبررسی

تمرکز غالب پژوهشها بر تماشاگران فوتبال نشان می‌دهد که ابعاد روان‌شناختی و اجتماعی بیش از عوامل نهادی و حکمرانی ورزشی موردتوجه قرار گرفته‌اند.
مرور مطالعات بر حسب متغیرهای مستقل، وابسته و میانجی
 تحلیل متغیرهای بررسی‌شده در پژوهشهای مرتبط با رفتار تماشاگران فوتبال نشان می‌دهد که عوامل اجتماعی با فراوانی 30 درصدی بیشترین سهم را در میان متغیرهای مستقل داشته‌اند. این یافته بیانگر تأکید پژوهشگران بر نقش هویت تیمی، فرهنگ هواداری و تعاملات اجتماعی در تبیین رفتارهای خشونت‌آمیز است. پس‌ازآن، عوامل روان‌شناختی با 20 درصد قرار دارند که عمدتاً بر متغیرهایی مانند هیجان‌طلبی، ناکامی و پرخاشگری تمرکز داشته‌اند.
همچنین عوامل محیطی (16 درصد) و رسانه‌ای (14 درصد) از دیگر متغیرهای پرتکرار بوده‌اند که به ترتیب بر تأثیر شرایط ورزشگاهها و نقش رسانه‌ها در برانگیختن هیجانات جمعی دلالت دارند. درمجموع، توزیع متغیرها نشان می‌دهد که مطالعات این حوزه عمدتاً رویکردی اجتماعی و چندبعدی به تبیین خشونت تماشاگران فوتبال داشته و بر تعامل عوامل فردی، اجتماعی و محیطی تأکید کرده‌اند.
در میان متغیرهای وابسته، پرخاشگری و خشونت با فراوانی 50 درصدی بیشترین سهم را به خود اختصاص داده‌اند که نشان‌دهنده تمرکز اصلی پژوهشهای داخلی بر تبیین رفتارهای تهاجمی تماشاگران فوتبال است. وندالیسم نیز با 20 درصد در رتبه دوم قرار دارد و بیانگر توجه پژوهشگران به ابعاد تخریبی و آشوب‌گرایانه رفتارهای جمعی در محیط‌های ورزشی است.
در میان متغیرهای میانجی، هیجانات کاذب با 10 درصد بیشترین فراوانی را داشته و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سازوکارهای واسط در تبدیل عوامل فردی و اجتماعی به رفتارهای خشونت‌آمیز مطرح شده است. همچنین نقش لیدرها (8 درصد) و عوامل موقعیتی نظیر نتیجه مسابقه یا عملکرد داور (6 درصد) از دیگر متغیرهای میانجی پرتکرار بوده‌اند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که بروز خشونت در ورزشگاهها تنها متأثر از ویژگیهای فردی یا اجتماعی نیست، بلکه تحت‌تأثیر فرایندهای هیجانی و شرایط موقعیتی نیز قرار دارد.
جدول 6. انواع متغیرهای مستقل، وابسته و میانجی در پژوهشهای موردبررسی

برای تحلیل روابط علی میان متغیرها، از تحلیل تماتیک تطبیقی استفاده شد. بدین منظور، متغیرهای مستقل، وابسته و میانجیِ پژوهشهای نهایی در یک ماتریس کدگذاری ثبت و استخراج شدند. سپس با بررسی تکرار مفاهیم و الگوهای هم‌نشینی آنها در مطالعات مختلف، روابط مشترک شناسایی شد. در گام بعد، روابطی که در دست‌کم سه مطالعه با مفاهیم مشابه تکرار شده بودند، به‌عنوان الگوهای علی پایدار کدگذاری و در جدول نهایی روابط علی ارائه شدند. این فرایند امکان تلفیق یافته‌های مطالعات مختلف و ترسیم تصویری منسجم از عوامل مؤثر بر رفتار تماشاگران فوتبال را فراهم کرد.
جدول 7. الگوهای علی میان متغیرهای مستقل، میانجی و وابسته در پژوهشهای مرورشده

بخش عمده پژوهشهای ایرانی بر عوامل فردی و اجتماعی متمرکز بوده‌اند و متغیرهای نهادی و ساختاری کمتر موردتوجه قرار گرفته‌اند. همچنین، روابط میان متغیرها غالباً به‌صورت خطی و یک‌سویه تبیین شده است؛ درحالی‌که پدیده اوباشگری ورزشی ماهیتی چندبعدی و تعاملی دارد. بر این اساس، هیجانات جمعی و فشار گروهی نه‌تنها پیامد عوامل فردی و اجتماعی، بلکه خود نیز در بازتولید فرهنگ خشونت و تشدید رفتارهای پرخاشگرانه نقش دارند. ازاین‌رو، الگوی تلفیقی استخراج‌شده از این پژوهش بر تعامل متقابل عوامل روان‌شناختی، اجتماعی، رسانه‌ای و نهادی در شکل‌گیری رفتارهای جمعی تماشاگران تأکید دارد.
مرور مطالعات بر حسب شاخصها و مفاهیم سنجش‌شده
در مرحله تحلیل مفاهیم، شاخصها و مؤلفه‌های سنجش‌شده در مطالعات منتخب استخراج و بر اساس شباهت محتوایی در قالب تمهای مفهومی طبقه‌بندی شدند. این فرایند با بهره‌گیری از تحلیل محتوای قیاسی و با اتکا به دسته‌بندیهای نظری موجود در ادبیات خشونت ورزشی انجام شد. درنتیجه، مجموعه‌ای از شاخصهای هم‌پوشان در چند مقوله اصلی ادغام شدند تا الگوهای غالب در سنجش رفتار تماشاگران فوتبال شناسایی شود. این خوشه‌بندی بر اساس تحلیل محتوای قیاسی و با استفاده از دسته‌بندیهای نظری موجود در ادبیات خشونت ورزشی (اسمیت، 2016؛ وان و گریو، 2017) انجام شد تا بتوان رابطه میان متغیرهای رفتاری، اجتماعی و فرهنگی را در مطالعات ایرانی بازنمایی کرد.
نتایج نشان داد که شاخصهای مرتبط با پرخاشگری و خشونت با 40 درصد بیشترین فراوانی را در میان مطالعات داشته‌اند. پس‌ازآن، عوامل اجتماعی و فرهنگی (24 درصد) و نقش رسانه‌ها (16 درصد) قرار می‌گیرند. این الگو بیانگر آن است که پژوهشهای داخلی بیش از سایر ابعاد، بر سنجش رفتارهای خشونت‌آمیز و زمینه‌های اجتماعی مؤثر بر آن متمرکز بوده‌اند.
جدول 8. شاخصهای سنجش در پژوهشهای موردبررسی

بخش عمده پژوهشهای انجام‌شده بر رفتارهای پرخاشگرانه تماشاگران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن متمرکز بوده‌اند، درحالی‌که متغیرهای ساختاری، اقتصادی و نهادی سهم کمتری در ادبیات موجود داشته‌اند. فراوانی بالای شاخصهای مرتبط با پرخاشگری و خشونت بیانگر آن است که پژوهشگران عمدتاً به تبیین ابعاد رفتاری و آشکار اوباشگری پرداخته‌اند.
در مقابل، نقش عواملی همچون رسانه‌ها، شرایط اقتصادی و نهادهای تربیتی کمتر موردبررسی قرار گرفته است. این الگو حاکی از غلبه رویکردهای فردمحور و اجتماعی در مطالعات موجود و کم‌توجهی نسبی به تحلیلهای نهادی، ساختاری و سیاستی است؛ موضوعی که می‌تواند جهت‌گیریهای آینده پژوهش را به‌سوی رویکردهای جامع‌تر و میان‌رشته‌ای هدایت کند.
رویکردهای موضوعی مطالعات
برای شناسایی رویکردهای موضوعی، کدها و مفاهیم استخراج‌شده از مطالعات بر اساس شباهت مفهومی خوشه‌بندی و در قالب مضامین اصلی سازمان‌دهی شدند. این فرایند منجر به شناسایی پنج رویکرد موضوعی شامل رفتارهای خشونت‌آمیز، عوامل اجتماعی و فرهنگی، نقش رسانه‌ها، مدیریت و کنترل رفتار تماشاگران و عوامل روان‌شناختی و اقتصادی شد. طبقه‌بندی مذکور بر پایه فراوانی تکرار مفاهیم در مطالعات و هم‌خوانی آنها با چارچوبهای نظری موجود در ادبیات خشونت ورزشی انجام شد. نتایج تحلیل مضمون موضوعی نشان‌دهنده غلبه این پنج دسته اصلی در ادبیات پژوهش درباره اوباشگری و رفتار تماشاگران فوتبال است.
1. رفتارهای خشونت‌آمیز (40 ٪)
2. عوامل اجتماعی و فرهنگی (24 ٪)
3. نقش رسانه‌ها (16 ٪)
4. مدیریت و کنترل رفتار تماشاگران (12 ٪)
5. عوامل روان‌شناختی و اقتصادی (18 ٪)
جدول 9. رویکردهای موضوعی مطالعات در پژوهشهای موردبررسی


یافته‌های نتیجه‌شناختی مطالعات
الگوی به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که بخش عمده پژوهشهای داخلی بر رفتارهای خشونت‌آمیز تماشاگران و راهبردهای مدیریتی و کنترلی متمرکز بوده‌اند. در مقابل، ابعاد فرهنگی، رسانه‌ای و نهادی سهم کمتری از توجه پژوهشگران را به خود اختصاص داده‌اند. این یافته حاکی از غلبه رویکردهای رفتاری و کنترلی در ادبیات موجود است؛ رویکردهایی که بیش از تبیین زمینه‌های ساختاری و فرهنگی، بر شناسایی و مدیریت پیامدهای خشونت تمرکز دارند. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای با تأکید بر نقش نهادها، سیاستهای فرهنگی، فرایندهای هویت‌سازی و بازنماییهای رسانه‌ای می‌تواند به فهم جامع‌تر پدیده اوباشگری فوتبال در ایران کمک کند.
در مرحله نهایی، یافته‌های حاصل از تحلیل متغیرها، شاخصها و رویکردهای موضوعی به‌صورت تلفیقی و در قالب تحلیل مضمونِ نتایج بازبینی شدند. بدین منظور، نتایج مطالعات مقایسه و مضامین مشترک بر اساس فراوانی تکرار و شباهت مفهومی در چند دسته اصلی طبقه‌بندی شدند. این فرایند امکان برقراری پیوند میان یافته‌های توصیفی و الگوهای تبیینی موجود در ادبیات پژوهش را فراهم کرد. عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با 50 درصد، بیشترین سهم را در تبیین رفتار تماشاگران فوتبال داشته‌اند. پس‌ازآن، راهکارها و عوامل مدیریتی-کنترلی (24 درصد) و نقش رسانه‌ها (16 درصد) قرار گرفته‌اند. این الگو بیانگر آن است که ادبیات موجود، بیش از سایر ابعاد، بر زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی شکل‌گیری رفتارهای هواداری و خشونت‌آمیز تأکید دارد.
جدول 10. یافته‌های نتیجه شناختی مطالعات در پژوهشهای موردبررسی

به دلیل هم‌پوشانی مضامین، برخی مطالعات در بیش از یک طبقه موضوعی کدگذاری شده‌اند؛ ازاین‌رو مجموع درصدها در برخی جداول از 100 فراتر می‌رود. این امر بیانگر پیوند و تعامل عوامل اجتماعی، روان‌شناختی، مدیریتی و رسانه‌ای در تبیین رفتار تماشاگران فوتبال است.
بخش عمده پژوهشهای داخلی بر عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی متمرکز بوده و ابعاد نهادی، مدیریتی و سیاستی کمتر موردتوجه قرار گرفته‌اند. این الگو حاکی از غلبه رویکردهای فردمحور و اجتماعی در ادبیات موجود و کم‌توجهی نسبی به نقش نهادهای مدیریتی، رسانه‌ای و سازوکارهای حکمرانی ورزشی است. بر این اساس، توسعه رویکردهای میان‌رشته‌ای و توجه بیشتر به ابعاد نهادی می‌تواند به فهم جامع‌تر پدیده اوباشگری و طراحی سیاستهای مؤثرتر در مدیریت رفتار تماشاگران فوتبال کمک کند. بر اساس یافته‌های استخراج‌شده، مدل مفهومی تلفیقی زیر، برای تبیین روابط میان عوامل علی، میانجی، وابسته و پیامدی در پدیده اوباشگری استخراج شد. (شکل 1)
شکل 1. مدل تلفیقی عوامل مؤثر بر اوباشگری در فوتبال ایران (بر پایه مرور قلمرو پژوهشهای داخلی)


بحث
پژوهشهای مرتبط با رفتار تماشاگران فوتبال در ایران عمدتاً بر نظریه‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی اجتماعی، به‌ویژه نظریه ناکامی-پرخاشگری، استوار بوده‌اند. این الگوی نظری نشان می‌دهد که پژوهشگران بیش از همه بر تبیین ابعاد هیجانی، رفتاری و اجتماعی خشونت در ورزشگاهها تمرکز داشته‌اند. بااین‌حال، بخشی از مطالعات فاقد چارچوب نظری مشخص بوده‌اند که حاکی از ضعف انسجام نظری در ادبیات موجود است. درنتیجه، تنوع و پراکندگی رویکردهای نظری، شکل‌گیری یک چارچوب تلفیقی و منسجم برای تبیین اوباشگری فوتبال در ایران را با چالش مواجه ساخته است.
یافته‌های این مرور نشان می‌دهد که رفتار تماشاگران فوتبال پدیده‌ای چندبعدی است که از تعامل عوامل اجتماعی، روان‌شناختی، فرهنگی و رسانه‌ای تأثیر می‌پذیرد. در میان عوامل اجتماعی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، هویت تیمی و فرهنگ هواداری بیشترین نقش را در شکل‌گیری رفتارهای خشونت‌آمیز داشته‌اند.
از منظر روان‌شناختی نیز متغیرهایی چون ناکامی، هیجان‌طلبی و عزت‌نفس پایین از مهم‌ترین زمینه‌های بروز پرخاشگری شناخته شده‌اند. همچنین، رسانه‌ها از طریق بازنمایی رقابتهای ورزشی و تشدید قطب‌بندیهای هواداری در شکل‌دهی هیجانات جمعی نقش مؤثری ایفا می‌کنند. در کنار این عوامل، ضعف مدیریت ورزشگاهها، ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی و برخی نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی نیز ازجمله زمینه‌های مؤثر بر تشدید خشونت در میان تماشاگران فوتبال گزارش شده‌اند.
یافته‌های این مرور نشان می‌دهد که تبیین خشونت تماشاگران فوتبال در ایران صرفاً بر پایه عوامل فردی و روان‌شناختی کافی نیست. شواهد موجود بیانگر آن است که این پدیده در بستر تعامل عوامل فرهنگی، نهادی و ساختاری شکل می‌گیرد. ضعف سیاستهای فرهنگی، چالشهای مدیریت ورزشگاهها و محدودبودن سازوکارهای تعامل میان باشگاهها، رسانه‌ها و نهادهای انتظامی ازجمله عواملی هستند که در ادبیات پژوهش به‌عنوان زمینه‌های مؤثر بر بروز رفتارهای پرخاشگرانه مطرح شده‌اند. ازاین‌رو، اوباشگری فوتبال را می‌توان پدیده‌ای فراتر از یک مسئله رفتاری دانست که ابعاد فرهنگی و ساختاری آن در مقایسه با رویکردهای فردمحور، کمتر موردتوجه پژوهشها قرار گرفته است.
یافته‌های این مرور با نتایج مطالعات بین‌المللی درباره اوباشگری ورزشی هم‌سو است. پژوهشهای دانینگ (2014)، اسپایی (2011) و پوپ و همکاران (2022) نیز نشان داده‌اند که ناکامی اجتماعی، هویت تیمی و خرده‌فرهنگهای هواداری از مهم‌ترین عوامل بروز خشونت در میان تماشاگران فوتبال هستند. بااین‌حال، زمینه ایرانی در مقایسه با نمونه‌های اروپایی از ویژگیهای متمایزی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که ضعف نهادهای میانجی، محدودیت تشکلهای هواداری رسمی و تأثیر نابرابریهای اقتصادی نقش پررنگ‌تری در شکل‌گیری رفتارهای خشونت‌آمیز دارند. درحالی‌که در بسیاری از کشورهای اروپایی، هواداری در چارچوب نهادهای رسمی و سازوکارهای کنترل اجتماعی سازمان می‌یابد، در ایران ضعف این سازوکارها می‌تواند زمینه تبدیل هیجانات جمعی و ناکامیهای اجتماعی به رفتارهای پرخاشگرانه در ورزشگاهها را فراهم کند.
محدودیتهای مطالعه
دامنه این مرور به مطالعات فارسی‌زبان محدود بود؛ بنابراین پژوهشهای بین‌المللی، منابع خاکستری و آثار منتشرنشده در تحلیل وارد نشدند. همچنین، ناهمگونی روش‌شناختی مطالعات امکان انجام فراتحلیل آماری را فراهم نکرد و یافته‌ها عمدتاً بر مبنای تحلیل توصیفی-تفسیری ارائه شده‌اند. افزون بر این، برخی مطالعات ازنظر نمونه‌گیری، ابزار سنجش و انسجام نظری دارای محدودیتهایی بودند؛ ازاین‌رو، نتایج این مرور باید با احتیاط تفسیر شوند.
پیشنهادها
 بازنگری در سیاستهای فرهنگی و آموزشی باشگاهها و رسانه‌های ورزشی با هدف تقویت فرهنگ هواداری مسئولانه، کاهش هیجانهای منفی و ترویج الگوهای گفت‌وگومحور.
 طراحی مداخلات میان‌بخشی با مشارکت وزارت ورزش، نهادهای انتظامی، باشگاهها و سازمانهای مدنی برای پیشگیری از خشونت و مدیریت رفتار جمعیت؛ به‌ویژه از طریق پایش و مدیریت تعاملات و تحریکات فضای مجازی پیش و پس از مسابقات.
 توسعه پژوهشهای کیفی و پدیدارشناسانه به‌منظور فهم عمیق‌تر تجربه زیسته، هویت و کنش هواداران فوتبال در زمینه‌های فرهنگی و جغرافیایی مختلف ایران.
 انجام مطالعات تطبیقی و بین‌فرهنگی برای بررسی شباهتها و تفاوتهای الگوهای اوباشگری فوتبال در ایران و سایر کشورها.
بهره‌گیری از رویکردهای روش‌شناختی تلفیقی به‌منظور ترکیب شواهد کمی و کیفی و تدوین مدل بومی تبیین رفتار تماشاگران فوتبال در ایران.
 ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی: این پژوهش با رعایت اصول اخلاق پژوهش انجام شده و تمامی منابع مورداستفاده به‌طور کامل استناد شده‌اند.
مشارکت نویسندگان: ایده‌پردازی، طراحی و اجرای پژوهش، گردآوری و تحلیل داده‌ها، نگارش پیش‌نویس اولیه، بازنگری علمی، ویرایش و تدوین نسخه نهایی مقاله و نیز ارزیابی و بازبینی نهایی متن، با مشارکت نویسندگان انجام شده است. تمامی نویسندگان نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کرده‌اند و در قبال محتوای آن مسئولیت مشترک دارند.
تأمین مالی: این پژوهش هیچ‌گونه حمایت مالی از سازمانها، نهادهای دولتی یا مؤسسات خصوصی دریافت نکرده و به‌صورت مستقل توسط نویسندگان انجام شده است.
تعارض منافع: نویسندگان اعلام می‌دارند که هیچ‌گونه تضاد منافعی در این مطالعه وجود ندارد.

منابع


 
Bandura, A. (1977). Social Learning Theory. Prentice Hall.
Clarke, J. (1976). The Devil Makes Work: Leisure in Capitalist Britain. Routledge. https://link.springer.com/book/10.1007/978-1-349-18013-4
Cloward, R. A., & Ohlin, L. E. (1960). Delinquency and Opportunity: A Theory of Delinquent Gangs. Free Press. https://soztheo.com/theories-of-crime/learning-and-career/theory-of-differential-opportunities-cloward-ohlin/?utm_source=chatgpt.co
Cohen, A. K. (1955). Delinquent Boys: The Culture of the Gang. Free Press.
Coombs, W. T. (2007). Protecting organization reputations during a crisis: The development and application of situational crisis communication theory. Corporate Reputation Review, 10, 163–176. https://doi.org/10.1057/palgrave.crr.1550049
Dollard, J., Doob, L. W., Miller, N. E., Mowrer, O. H., & Sears, R. R. (1939). Frustration and aggression. Yale University Press. https://books.google.com/books/about/Frustration_and_Aggression.html?id=I3HFxQEACAAJ&utm_source=chatgpt.com

Dunning, E. (2000). Sport matters: Sociological studies of sport, violence and civilization. Routledge. https://books.google.com/books/about/Sport_Matters.html?id=tq23noiMKFcC&utm_source=chatgpt.com
Doagouyan, D., Abdolrahmani, R., & Parvizi, G. (2020). The role of media in the occurrence of aggression in football competitions. Olympic Cultural-Social Studies, 1(2), 45–65. (In Persian)
Dunning, E. (2014). Figurational sociology and the development of sport studies. Sport in Society, 17(9), 1200–1213.
Freud, S. (2005). Civilization and its discontents. WW Norton & Company.
Fox, K. (2001). Sport and Society: A Student Introduction. Sage Publications.
Giddens, A. (1984). The constitution of society: Outline of the theory of structuration. Polity.
Goff, D. (1987). Aggression and Violence in Sports. Journal of Sports Behavior, 10(3), 29-44.
Gurr, T. R. (1970). Why Men Rebel. Princeton University Press.
Habermas, J. (1981). Theorie des kommunikativen Handelns.
Hajbeigi, M. R., & Masoudi, A. R. (2006). Violence and aggression in football and strategies for control. Security Quarterly, 5(2), 73–116. (In Persian)
Harris, M. (1979). Cultural materialism: The struggle for a science of culture. Random House.
Heydari-Aghagoli, R., & Milani, A. (2020). A theoretical analysis of vandalism in football (Challenges and criminal solutions). Cultural and Social Studies of Olympic, 1(4), 127–161. (In Persian)
Hirschi, T. (1969). Causes of Delinquency. University of California Press. https://books.google.com/books/about/Causes_of_Delinquency.html?id=53MNtMqy0fIC&utm_source=chatgpt.com
Javan Jafari, A. (2018). Criminal law challenges in dealing with football spectators’ hooliganism. Criminal Law and Criminology Studies, 48(1), 47–62. (In Persian)
Jung, C. G. (1953). Two essays on analytical psychology (R. F. C. Hull, Trans.). Routledge & Kegan Paul.
Kabiri, S., & Rahmati, M. M. (2014). The performance of police forces in managing football spectators’ behavior. Iranian Journal of Social Issues Review, 5(2), 391–414. (In Persian)
King, A. (2000). Football fandom and post‐national identity in the New Europe. The British journal of sociology, 51(3), 419-442.
Larsen, R. J., & Buss, D. M. (2014). Personality Psychology: Domains of Knowledge About Human Nature. McGraw-Hill. https://books.google.com/books/about/Personality_Psychology_Domains_of_Knowle.html?id=0sBQYAAACAAJ&utm_source=chatgpt.com
Lombroso, C. (2006). Criminal man (M. Gibson & N. H. Rafter, Eds. & Trans.). Duke University Press. (Original work published 1876)
McLuhan, M. (1969). Understanding media (Vol. 2002). London: Routledge.
McQuail, D. (2010). McQuail’s mass communication theory. Sage publications.
Mohseni, R. A. (2009). An analysis of aggression and sport violence with emphasis on a socio-psychological approach. Sociology Journal, 2(3), 51–72. (In Persian)
Pope, S., Williams, J., & Cleland, J. (2022). Men’s football fandom and the performance of progressive and misogynistic masculinities in a ‘new age’of UK women’s sport. Sociology, 56(4), 730-748.
Shabani, S., Hemmati Nezhad, M., Shafiei, Sh., Faraji, R., & Yariqali, B. (2022). The role of educational institutions in institutionalizing culture and etiquette of attendance in football stadiums. Research in Educational Sport, 10(26), 265–294. (In Persian)
Smith, R. (2016). The sociology of football fandom: Identity, community and culture. Routledge.
Spaaij, R. (2011). Sport and social mobility: Crossing boundaries (Vol. 8). Taylor & Francis.
Talebpour, A. (2020). Deviant behaviors among football spectators in Tehran. Iranian Journal of Social Issues Review, 11(2), 289–316. (In Persian)
Wann, D. L., & Grieve, F. G. (2017). Affective outcomes of sport team identification: The positive and negative consequences of sports fandom. Journal of Sport Behavior, 40(4), 432–450.

[1]. Hooliganism
[2]. Eric Dunning
[3]. Harris
[4]. Scoping Review
نوع مطالعه: مروری 1 | موضوع مقاله: آسیبهای اجتماعی
دریافت: 1404/2/5 | پذیرش: 1405/2/15 | انتشار: 1405/3/10

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb