دوره 26، شماره 2 - ( 5-1405 )                   جلد 26 شماره 2 صفحات 167-141 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Saberifar R, Sadeghipour S. (2026). Perceived Social Justice in Social Security Organization Healthcare Centers in Mashhad: Spatial Accessibility and Factors Associated with Perceptions of Justice. Social Welfare Quarterly. 26(2), 141-167. doi:10.32598/refahj.26.2.580.5
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4529-fa.html
صابری فر رستم، صادقی پور سعید.(1405). احساس عدالت اجتماعی در مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد: تحلیل دسترسی فضایی و عوامل مؤثر بر ادراک عدالت رفاه اجتماعی 26 (2) :167-141 10.32598/refahj.26.2.580.5

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4529-fa.html


متن کامل [PDF 1602 kb]   (3032 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (7627 مشاهده)
متن کامل:   (55 مشاهده)


مقدمه
عدالت اجتماعی یکی از مهم‌ترین شاخصهای ارزیابی عملکرد نهادهای عمومی است و در نظام سلامت، نقش تعیین‌کننده‌ای در اعتماد شهروندان، رضایت از خدمات و کاهش تعارضات اجتماعی دارد. در این میان، احساس عدالت اجتماعی به ادراک مراجعان از انصاف در توزیع خدمات و نحوه ارائه آنها اشاره دارد و می‌تواند بر نگرش و رفتار آنان نسبت به نظام سلامت اثرگذار باشد (پوراحتشام و همکاران، ‌2018). در حوزه سلامت، عدالت اجتماعی اهمیت مضاعفی می‌یابد؛ زیرا خدمات درمانی مستقیماً با سلامت، امنیت و حیات انسانها مرتبط است. مطالعات نشان می‌دهند که نابرابری در دسترسی یا ادراک تبعیض، اعتماد به نظام سلامت و رضایت مراجعان را کاهش می‌دهد (داماری[1]، ‌2019).
در شهر مشهد، سازمان تأمین اجتماعی دارای دو بیمارستان فعال است که در بخش جنوبی شهر و در فاصله نسبتاً نزدیکی از یکدیگر قرارگرفته‌اند. این وضعیت، از منظر توزیع فضایی مراکز متعلق به سازمان تأمین اجتماعی، ضرورت بررسی الگوی دسترسی مکانی به خدمات درمانی را مطرح می‌کند. بااین‌حال، ارزیابی پیامدهای این الگوی فضایی بر احساس عدالت نیازمند بررسی هم‌زمان شرایط مکانی و ادراک مراجعان است.
مطالعات پیشین نشان می‌دهند که احساس عدالت اجتماعی پدیده‌ای چندبعدی است و تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از عوامل فردی، نهادی و اجتماعی شکل می‌گیرد. متغیرهایی نظیر اعتماد به کارکنان و نهادهای ارائه‌دهنده خدمات، ادراک انصاف در فرایند ارائه خدمات، احساس امنیت روانی، سطح سواد و سرمایه فرهنگی و تجربه بیگانگی اجتماعی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر احساس عدالت به شمار می‌آیند (هزارجریبی، 2011).
در کنار این عوامل، برخی پژوهشها به نقش نابرابریهای فضایی و تفاوتهای مکانی در دسترسی به خدمات سلامت اشاره کرده‌اند (آندِرِس‌واری و فارِن‌کروگ-پیترسِن[2]، 2026). باوجوداین، بخش قابل‌توجهی از مطالعات پیشین یا بر عوامل نهادی، فردی و ادراکی مؤثر بر احساس عدالت تمرکز داشته‌اند و یا به بررسی توزیع و دسترسی فضایی خدمات درمانی پرداخته‌اند؛ ازاین‌رو، بررسی هم‌زمان وضعیت دسترسی فضایی و عوامل مرتبط با ادراک عدالت می‌تواند تصویر کامل‌تری از شرایط استفاده از خدمات درمانی ارائه دهد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین خلأهای پژوهشی موجود، فقدان رویکردی تلفیقی برای بررسی نقش دسترسی فضایی در کنار عوامل نهادی و فردی در شکل‌گیری احساس عدالت اجتماعی در حوزه خدمات درمانی است.
این خلأ در مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا بهره‌مندی از خدمات در این مراکز نه‌تنها تحت تأثیر میزان و الگوی توزیع فضایی امکانات و دسترسی به آنها، بلکه متأثر از نحوه تعامل با کارکنان، اعتماد به نظام ارائه خدمات، ادراک از انصاف و سایر ویژگیهای فردی و اجتماعی مراجعان است. بر این اساس، پژوهش حاضر در دو بخش مکمل انجام شده است: در بخش نخست، وضعیت توزیع و دسترسی فضایی به مراکز درمانی بررسی می‌شود و در بخش دوم، عوامل نهادی، فردی و مکانی مرتبط با احساس عدالت اجتماعی در میان مراجعان تحلیل می‌شوند. این رویکرد امکان تمایز میان شرایط عینی دسترسی و عوامل مرتبط با ادراک عدالت را فراهم کرده و درک دقیق‌تری از وضعیت عدالت در استفاده از خدمات درمانی ارائه می‌دهد.
ازاین‌رو، پژوهش حاضر می‌کوشد با قراردادن تحلیل دسترسی فضایی در کنار تحلیل عوامل فردی و نهادی مرتبط با احساس عدالت، تصویری جامع‌تر از شرایط عینی و ادراکی مرتبط با استفاده از خدمات درمانی سازمان تأمین اجتماعی در شهر مشهد ارائه دهد. بر این مبنا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسشهاست: وضعیت توزیع و دسترسی فضایی به مراکز درمانی در شهر مشهد چگونه است؟ سطح احساس عدالت اجتماعی در میان مراجعان بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی در چه وضعیتی قرار دارد؟ و کدام عوامل فردی، نهادی و مکانی با احساس عدالت اجتماعی مراجعان ارتباط دارند؟
پیشینه تجربی
بررسی ادبیات پژوهشی مرتبط با عدالت اجتماعی در نظام سلامت نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از مطالعات، عدالت را عمدتاً از منظر ساختاری و عینی موردتوجه قرار داده‌اند. در این پژوهشها، شاخصهایی نظیر میزان دسترسی به خدمات درمانی، توزیع منابع فیزیکی، تعداد مراکز بهداشتی و درمانی و سطح پوشش خدمات سلامت، معیارهای اصلی سنجش عدالت بوده‌اند (نصرتی‌نژاد، 2024).
اگرچه این شاخصها برای ارزیابی کارآمدی و ظرفیت نظام سلامت ضروری‌اند، اما تمرکز بیش‌ازحد بر ابعاد عینی، موجب نادیده‌گرفتن بعد ذهنی و ادراکی عدالت شده است؛ بعدی که نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری اعتماد نهادی، رضایتمندی شهروندان و کاهش تنشهای اجتماعی دارد (غلامی، 2025).
در سالهای اخیر، هم‌زمان با گسترش روشهای تحلیل فضایی، پژوهشهای متعددی با بهره‌گیری از سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) به بررسی عدالت مکانی در توزیع مراکز درمانی پرداخته‌اند. این مطالعات با استفاده از مدلهایی نظیر P-Median و تحلیلهای فاصله‌محور، تلاش کرده‌اند میزان دسترسی فضایی شهروندان به خدمات سلامت را ارزیابی کنند (کریمی و همکاران، 2021). بااین‌حال، غالب این پژوهشها رویکردی فنی- کالبدی داشته و دسترسی را به‌عنوان پدیده‌ای صرفاً مکانی در نظر گرفته‌اند. درنتیجه، پیامدهای اجتماعی این الگوهای فضایی، به‌ویژه تأثیر آنها بر احساس عدالت، اعتماد و امنیت روانی مراجعان، کمتر در کانون توجه قرار گرفته است (عبدالله‌تبار و سجادی، 2024).
از سوی دیگر، در حوزه جامعه‌شناسی عدالت، مطالعات متعددی به بررسی عدالت رویه‌ای و توزیعی در سازمانها و نهادهای اداری پرداخته‌اند. این پژوهشها نشان داده‌اند که شفافیت تصمیم‌گیری، ثبات رویه‌ها، رفتار محترمانه کارکنان و ادراک انصاف، نقش مهمی در افزایش رضایت و کاهش احساس بیگانگی اجتماعی ایفا می‌کند (صابری‌فر، 2013). بااین‌حال، بخش عمده این مطالعات در بسترهای سازمانی عمومی یا محیط‌های کاری انجام شده و نظام سلامت، به‌عنوان نهادی حیاتی که با حیات، امنیت و کرامت انسانها در ارتباط مستقیم است، کمتر به‌عنوان میدان مطالعه احساس عدالت اجتماعی موردتوجه قرار گرفته است (سجادی و همکاران، 2019).
مطالعات جدیدتر نیز نشان می‌دهند که در نظامهای درمانی، ادراک نابرابری و بی‌عدالتی می‌تواند، حتی در شرایط محدودیت منابع، به کاهش اعتماد عمومی، افزایش تعارض میان مراجعان و کادر درمان و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. این مطالعات بر اهمیت کیفیت تعاملات نهادی و احساس رعایت انصاف در ارزیابی عملکرد نظام سلامت از سوی شهروندان تأکید دارند؛ ازاین‌رو، نادیده‌گرفتن این ابعاد می‌تواند سیاستهای توسعه سلامت را با چالشهای اجتماعی مواجه کند (اجاقی و همکاران، 2023).
باوجوداین، مرور مطالعات پیشین نشان می‌دهد که اغلب پژوهشها یا بر تحلیل فضایی توزیع خدمات درمانی تمرکز داشته‌اند یا به سنجش رضایت و احساس عدالت مراجعان بسنده کرده‌اند؛ درحالی‌که پیوند هم‌زمان این دو حوزه، یعنی بررسی رابطه میان الگوی فضایی مراکز درمانی و احساس عدالت اجتماعی شهروندان، کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی به‌ویژه در شهرهای کلان و زیارتی مانند مشهد که با تمرکز جمعیت سیال، فشار مضاعف بر خدمات درمانی و نابرابریهای فضایی مواجه‌اند، اهمیت دوچندان می‌یابد (نصرت‌نژاد، 2024).
بر این اساس، می‌توان گفت که با وجود حجم قابل‌توجه مطالعات درزمینه عدالت سلامت و دسترسی مکانی، هنوز تصویر جامعی از چگونگی تأثیر توزیع فضایی مراکز درمانی بر احساس عدالت اجتماعی مراجعان ارائه نشده است. پژوهش حاضر در پاسخ به این خلأ، تحلیل وضعیت دسترسی فضایی مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی را در کنار سنجش احساس عدالت اجتماعی و ابعاد رویه‌ای و توزیعی آن از دیدگاه مراجعان قرار می‌دهد. انجام این مطالعه ازآن‌جهت ضروری است که می‌تواند مبنایی علمی برای بهبود سیاست‌گذاری سلامت، ارتقای اعتماد نهادی و کاهش تنشهای اجتماعی در نظام درمانی فراهم کند.
مبانی نظری
در اندیشه اسلامی، عدالت به معنای قرارگرفتن هر چیز در جای شایسته خود و مبنایی برای تنظیم روابط اجتماعی و تأمین خیر عمومی تلقی می‌شود (هزارجریبی، 2011). از دید هایک (غنی‌نژاد، 2002) عدالت اجتماعی به سازمان‌دهی منصفانه جامعه و توزیع نتایج آن مربوط است، درحالی‌که کمپیل عدالت را مفهومی بنیادین در نظریه‌های اجتماعی و اخلاقی می‌داند (هزارجریبی، 2011). از دیدگاه جامعه‌شناسی، عدالت سازوکاری برای تنظیم نابرابریهای اجتماعی و ایجاد توازن در توزیع منابع، فرصتها و رویه‌های نهادی است (استیون[3]، 1991).
در فلسفه سیاسی، عدالت در مکاتب مختلف تعاریف متفاوتی دارد؛ از تأکید بر آزادی در لیبرالیسم تا برابری در سوسیالیسم و ترکیب آزادی و برابری در لیبرال دموکراسی. با وجود این تفاوتها، همه این دیدگاهها بر اهمیت سازوکارهای منصفانه در تخصیص منابع و تصمیم‌گیری تأکید دارند (پورعزت، 2003). بر این اساس، عدالت زمانی معنادار است که با بستر اجتماعی، فرهنگی و طبقاتی جامعه انطباق داشته باشد. مفاهیم عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای دو بعد اساسی این سازوکارند.
عدالت توزیعی به ادراک افراد از انصاف در تخصیص منابع و خدمات اشاره دارد. نظریه برابری و نظریه قضاوت عادلانه نیز بیان می‌کنند که احساس عدالت زمانی شکل می‌گیرد که افراد پیامدهای دریافتی خود را منصفانه ارزیابی کنند (رورتی[4]، 1990). بر این اساس، قضاوت درباره عدالت یک فرایند چهارمرحله‌ای است: انتخاب قانون عدالت، پیش‌بینی پیامدهای منصفانه، مقایسه با واقعیت و ارزیابی میزان انصاف. ازآنجاکه استانداردهای عینی عدالت توزیعی کمیاب‌اند، این قضاوتها عموماً ذهنی و وابسته به زمینه اجتماعی‌اند.
عدالت توزیعی به ادراک افراد از انصاف در تخصیص منابع و خدمات اشاره دارد و عدالت رویه‌ای بر منصفانه‌بودن فرایندهای تصمیم‌گیری، شفافیت، احترام به مراجعان و ثبات رویه‌ها تأکید می‌کند. در محیط‌های خدماتی، ادراک افراد از نحوه تخصیص خدمات و همچنین چگونگی اجرای رویه‌ها می‌تواند بر قضاوت آنان درباره عدالت اثرگذار باشد. از این منظر، عدالت توزیعی بیشتر به پیامدها و نحوه توزیع منابع و خدمات مربوط است، درحالی‌که عدالت رویه‌ای بر فرایندها و شیوه تصمیم‌گیری و ارائه خدمات تمرکز دارد. این دو بعد در کنار یکدیگر می‌توانند چارچوب مناسبی برای سنجش احساس عدالت اجتماعی در محیط‌های درمانی فراهم کنند (مؤمنی، 2006).
رالز، از برجسته‌ترین متفکران عدالت در قرن بیستم، نظریه «عدالت به‌مثابه انصاف» را ارائه کرد (راولز[5]، 2000). از نظر او، «عدالت به‌مثابه انصاف» بر دو اصل آزادیهای برابر و توزیع منصفانه فرصتها تأکید می‌کند. این نظریه مبنای بسیاری از مطالعات جدید عدالت اجتماعی و عدالت سلامت قرار گرفته است (ایرانی، 2019).
در اندیشه اسلامی نیز عدالت مفهومی چندبعدی است که علاوه بر توزیع منصفانه منابع، بر آزادی، مساوات، مسئولیت اجتماعی و رعایت حقوق افراد تأکید دارد (بشیریه، 1992). در نگاه اسلامی، عدالت تنها ناظر به توزیع ثروت نیست، بلکه شامل عدالت سیاسی، فرهنگی، آموزشی و قضایی نیز می‌شود. سید قطب بنیان عدالت اجتماعی را بر سه رکن «آزادی»، «مساوات» و «همکاری انسانی» استوار می‌داند. از دید او، دو محور اصلی عدالت اجتماعی عبارت‌اند از:
تکافل عمومی: مسئولیت متقابل افراد در قبال جامعه و تقدم منافع جمعی بر فردی؛
توازن اجتماعی: برابری در دسترسی به امکانات، منابع و فرصتهای زندگی بر اساس نیاز و شایستگی (جمشیدی، 2001).
درمجموع، نظریه‌های عدالت نشان می‌دهند که عدالت اجتماعی هم به پیامدهای توزیعی و هم به فرایندهای تصمیم‌گیری وابسته است. با توجه به هدف این پژوهش، چارچوب نظری بر دو بعد عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای استوار است و در پژوهش حاضر، عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای به‌عنوان دو بعد سازنده احساس عدالت اجتماعی در نظر گرفته شده‌اند و عوامل فردی، نهادی و مکانی مرتبط با این سازه موردبررسی قرار می‌گیرند. بر همین اساس، مدل مفهومی پژوهش (شکل 1) تدوین شده است.
شکل 1، مدل مفهومی تحقیق

روش
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است و با رویکردی ترکیبی انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل فضایی مراکز درمانی و پیمایش میدانی مراجعان جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. جامعه آماری پژوهش شامل همه بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد در زمان اجرای پژوهش بوده است. با توجه به فعال‌بودن تنها دو بیمارستان تأمین اجتماعی در این شهر، مطالعه بر همین دو مرکز متمرکز شده است.
نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد. بدین‌صورت که در بازه زمانی اجرای پژوهش، از میان مراجعانی که به‌صورت حضوری به بیمارستانهای تأمین اجتماعی مراجعه کرده و واجد شرایط پاسخ‌گویی بودند، نمونه انتخاب شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل داشتن حداقل 18 سال سن، دریافت خدمات درمانی از مرکز و رضایت برای مشارکت در مطالعه بود. افرادی که به دلایل جسمی یا ذهنی قادر به تکمیل پرسشنامه نبودند، از مطالعه حذف شدند. درمجموع، 300 پرسشنامه معتبر جمع‌آوری و در تحلیلهای آماری استفاده شد.
ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که بر اساس اهداف پژوهش طراحی شد. این پرسشنامه شامل دو بخش بود:1) ویژگیهای زمینه‌ای پاسخ‌دهندگان و 2) گویه‌های مرتبط با متغیرهای پژوهش.
متغیر «احساس عدالت اجتماعی» در دو بعد عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای سنجیده شد. گویه‌های عدالت توزیعی بر نحوه توزیع خدمات و امکانات درمانی تمرکز داشتند و گویه‌های عدالت رویه‌ای به ادراک پاسخ‌دهندگان از انصاف در فرایند ارائه خدمات، نحوه برخورد کارکنان و رویه‌های اداری مربوط بودند. سایر متغیرهای پژوهش شامل اعتماد به کارکنان، احساس امنیت، ادراک انصاف، احساس بیگانگی اجتماعی، سطح سواد و محل سکونت بود که هر یک با چند گویه اندازه‌گیری شدند.
روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان تأیید شد و پایایی کل پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/83 به دست آمد. همه گویه‌ها بر اساس مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت از «کاملاً مخالفم» تا «کاملاً موافقم» نمره‌گذاری شدند.
برای سنجش متغیر وابسته، یعنی احساس عدالت اجتماعی، ابتدا میانگین گویه‌های مربوط به عدالت رویه‌ای و عدالت توزیعی به‌طور جداگانه محاسبه شد. سپس میانگین دو بعد به‌عنوان شاخص ترکیبی احساس عدالت اجتماعی در نظر گرفته شد. بنابراین، عدالت رویه‌ای و عدالت توزیعی در این پژوهش دو بعد سازنده متغیر وابسته «احساس عدالت اجتماعی» هستند و به‌عنوان متغیرهای مستقل در مدل رگرسیون وارد نشده‌اند. نمره بالاتر شاخص ترکیبی نشان‌دهنده احساس عدالت اجتماعی بیشتر بود و این شاخص به‌صورت یک متغیر کمی در تحلیل رگرسیون مورداستفاده قرار گرفت.
به‌منظور بررسی الگوی توزیع مکانی و وضعیت دسترسی جمعیت به خدمات درمانی، از مدل P-Median در محیط GIS استفاده شد. در این تحلیل، مراکز درمانی موجود به‌عنوان مراکز عرضه خدمات و واحدهای جمعیتی به‌عنوان نقاط تقاضا در نظر گرفته شدند و فاصله مکانی میان نقاط تقاضا و مراکز عرضه برای ارزیابی وضعیت دسترسی مورداستفاده قرار گرفت. هدف از به‌کارگیری این مدل، شناسایی الگوی تمرکز مراکز درمانی و نواحی دارای دسترسی کمتر به خدمات بود. نتایج تحلیل فضایی در کنار یافته‌های پیمایش و صرفاً به‌عنوان شواهد زمینه‌ای مورداستفاده قرار گرفت.
تحلیل فضایی در این مطالعه به‌صورت مستقل از مدل رگرسیون انجام شد و خروجی آن به‌عنوان متغیر پیش‌بین وارد مدل آماری نشد. بنابراین، نتایج تحلیل P-Median برای توصیف وضعیت توزیع و دسترسی مکانی مراکز درمانی به کار رفت و از آن برای استنباط رابطه مستقیم یا علّی میان فاصله مکانی و احساس عدالت اجتماعی استفاده نشد.
در مرحله پیمایش، رگرسیون خطی چندمتغیره برای بررسی ارتباط متغیرهای فردی، نهادی و مکانی با احساس عدالت اجتماعی به کار رفت. متغیر محل سکونت به‌عنوان متغیری طبقه‌ای وارد مدل شد و طبقات آن با استفاده از متغیرهای مجازی و با درنظرگرفتن یک طبقه به‌عنوان گروه مرجع کدگذاری شدند. همچنین برخی ویژگیهای زمینه‌ای پاسخ‌دهندگان به‌منظور کاهش اثر متغیرهای مداخله‌گر در تحلیل لحاظ شدند. ضریب تعیین مدل نشان داد که متغیرهای واردشده توان تبیین بخش قابل‌توجهی از تغییرات احساس عدالت اجتماعی را دارند.
در تمامی مراحل پژوهش، اصول اخلاقی رعایت شد. پیش از توزیع پرسشنامه، هدف مطالعه برای پاسخ‌دهندگان توضیح داده شد و رضایت آگاهانه آنان اخذ شد. همچنین به شرکت‌کنندگان اطمینان داده شد که اطلاعات آنان محرمانه باقی می‌ماند و صرفاً برای اهداف علمی استفاده خواهد شد.
یافته‌ها
از 300 پاسخگوی معتبر، 54٪ زن و 46٪ مرد بودند. میانگین سنی پاسخگویان 5/37 سال با انحراف معیار 12/3 سال گزارش شد. از نظر تحصیلات، 21٪ دارای تحصیلات ابتدایی، 34٪ دیپلم، 30٪ کارشناسی و 15٪ دارای تحصیلات بالاتر از کارشناسی بودند. وضعیت شغلی نمونه به‌این‌ترتیب بود: 40٪ شاغل، 30٪ خانه‌دار، 20٪ بازنشسته و 10٪ دانشجو. همچنین، بیش از 65٪ پاسخگویان بیمه‌شده تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی بوده و حدود 35٪ بیمه‌های دیگر یا فاقد بیمه بودند.
از نظر محل سکونت، 42٪ پاسخگویان در مناطق مرکزی شهر، 38٪ در مناطق جنوبی و 20٪ در مناطق حاشیه‌ای سکونت داشتند. درمجموع، ویژگیهای جمعیت‌شناختی پاسخگویان نشان می‌دهد که نمونه از نظر جنسیت، سن، تحصیلات، وضعیت شغلی و محل سکونت دارای تنوع بوده است و این ویژگیها در تحلیل عوامل مرتبط با احساس عدالت اجتماعی موردتوجه قرار گرفت.
این توصیفات جمعیت‌شناختی، تصویر کلی از ترکیب سنی، جنسی، تحصیلی و مکانی نمونه ارائه می‌دهد و زمینه لازم برای تحلیلهای بعدی مربوط به احساس عدالت و دسترسی فضایی فراهم می‌آورد.
سایر یافته‌های این مطالعه در دو بخش میدانی و نظرسنجی قابل‌ارائه بود. با توجه به اینکه تنها دو بیمارستان تأمین اجتماعی در شهر مشهد فعال بودند، بخشی از مراجعان سازمان تأمین اجتماعی می‌توانستند از سایر مراکز درمانی طرف قرارداد نیز استفاده کنند. ازاین‌رو، برای توصیف زمینه فضایی ارائه خدمات درمانی، در تحلیل مکانی علاوه بر مراکز متعلق به سازمان تأمین اجتماعی، توزیع سایر مراکز درمانی شهر مشهد نیز موردتوجه قرار گرفت. بر این اساس، ابتدا نحوه توزیع این مراکز مشخص شد که نتایج آن در شکل 2 ارائه شده است.
شکل 2، توزیع مراکز درمانی شهر مشهد

همان‌طور که در شکل 2 مشاهده می‌شود، بخش قابل‌توجهی از مراکز و تجهیزات درمانی در امتداد نواحی جنوبی تا شمال غربی شهر تمرکز یافته‌اند، هرچند در برخی نواحی دیگر نیز مراکز درمانی پراکنده وجود دارد. این الگو بیانگر توزیع یکنواخت مراکز درمانی در سطح شهر نیست و می‌تواند به تفاوت مکانی در میزان دسترسی شهروندان به خدمات منجر شود. برای بررسی نسبت میان پراکنش مراکز درمانی و توزیع جمعیت، شکل 3 تهیه شد. مقایسه این دو الگو امکان شناسایی نواحی دارای تراکم بیشتر یا کمتر امکانات درمانی نسبت به جمعیت را فراهم می‌کند؛ بااین‌حال، این مقایسه صرفاً وضعیت عینی توزیع و دسترسی را نشان می‌دهد و به‌تنهایی بیانگر احساس عدالت اجتماعی مراجعان نیست. مقایسه توزیع جمعیت با پراکنش مراکز درمانی، امکان شناسایی نواحی دارای تراکم بیشتر و کمتر از امکانات درمانی را فراهم می‌کند؛ بااین‌حال، این تحلیل به‌تنهایی بیانگر احساس عدالت اجتماعی مراجعان نیست و نتایج آن در این پژوهش به‌عنوان زمینه مکانی برای تفسیر یافته‌های پیمایشی استفاده شده است.
شکل شماره 3، تمرکز جمعیت شهر مشهد

نتایج تحلیل مکانی نشان داد که مراکز و تجهیزات درمانی در بخشهایی از شهر، به‌ویژه در امتداد نوار جنوبی تا شمال‌غربی، تمرکز بیشتری دارند؛ در مقابل، برخی بخشهای پیرامونی از تراکم کمتری از مراکز درمانی برخوردارند. این وضعیت بیانگر تفاوت مکانی در پراکنش امکانات درمانی و ضرورت توجه به دسترسی فضایی در برنامه‌ریزی خدمات سلامت است.
در بخش پیمایش، رعایت انصاف و عدالت در رابطه با مراجعان به بیمارستانهای تأمین اجتماعی در دو بعد رویه‌ای و توزیعی مورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج حاصل از این بخش در جدول 1، ارائه شده است.
جدول شماره 1، توزیع پاسخگویان بر حسب سطح عدالت رویه‌ای، عدالت توزیعی و احساس عدالت اجتماعی

همان‌گونه که جدول 1 نشان می‌دهد، 38 درصد از پاسخگویان احساس عدالت اجتماعی را در سطح پایین، 48 درصد در سطح متوسط و 14 درصد در سطح بالا ارزیابی کرده‌اند. در بعد عدالت رویه‌ای، 49 درصد پاسخگویان در سطح پایین، 41 درصد در سطح متوسط و 10 درصد در سطح بالا قرار داشتند. در بعد عدالت توزیعی نیز این نسبتها به ترتیب 27، 54 و 19 درصد بود. بنابراین، در هر دو بعد، سهم پاسخگویانی که عدالت را در سطح متوسط یا پایین ارزیابی کرده‌اند، بیشتر از گروه دارای ارزیابی بالا است. این توزیع پاسخها نشان می‌دهد که احساس عدالت اجتماعی در میان مراجعان عمدتاً در سطح متوسط قرار دارد و سهم قابل‌توجهی نیز ارزیابی پایینی از عدالت داشته‌اند.
جدول شماره 2، توزیع پاسخها و میانگین مؤلفه‌های عدالت رویه‌ای

به‌طورکلی، نتایج بررسی مؤلفه‌های عدالت رویه‌ای نشان داد که پاسخ‌دهندگان ثبات رویه‌ها، رفتار کارکنان، برابری در ارائه خدمات و رعایت شایستگی را عمدتاً در سطح مطلوب ارزیابی نکرده‌اند.
در بخش دوم، وضعیت احساس عدالت توزیعی مورد ارزیابی قرارگرفت. برای این منظور نتیجه محاسبات صورت گرفته در جدول 3، ارائه شد.
            جدول شماره 3، توزیع پاسخها و میانگین مؤلفه‌های عدالت توزیعی

در بررسی مؤلفه‌های عدالت توزیعی در میان مراجعان مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی، نتایج نشان داد که بیشتر مؤلفه‌ها در سطح متوسط یا پایین قرار دارند. این نتایج بیانگر آن است که پاسخ‌دهندگان توزیع خدمات درمانی را کاملاً منصفانه ارزیابی نمی‌کنند.
به‌منظور بررسی متغیرهای مرتبط با احساس عدالت اجتماعی مراجعان بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر مشهد، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. در این مدل، احساس عدالت اجتماعی به‌عنوان متغیر وابسته و متغیرهای فردی، نهادی و مکانی به‌عنوان متغیرهای پیش‌بین وارد شدند (جدول 4).
جدول 4، ضریب رگرسیونی پیش‌بینی‌کننده‌های احساس عدالت

شاخصهای کلی مدل: R=0/728، R²=0/530، Adjusted R²=0/520، F(6,293)=55/067، p<0/001، N=300
نتایج رگرسیون نشان داد که اعتماد به کارکنان، سواد، ادراک انصاف و احساس امنیت با احساس عدالت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار دارند، درحالی‌که بیگانگی اجتماعی و متغیر محل سکونت واردشده به مدل، رابطه منفی و معناداری با احساس عدالت اجتماعی نشان دادند. در میان متغیرهای واردشده به مدل، اعتماد به کارکنان بالاترین ضریب استانداردشده را داشت و از این نظر، قوی‌ترین متغیر مرتبط با احساس عدالت اجتماعی در مدل بود. نتایج کلی مدل رگرسیون نشان داد که ضریب همبستگی چندگانه برابر با 728/0، ضریب تعیین برابر با 530/0 و ضریب تعیین تعدیل‌شده برابر با 520/0 است. همچنین، مدل رگرسیون از نظر آماری معنادار بود (اف مساوی 067/55 و احتمال کمتر از 001/0). به‌بیان‌دیگر، متغیرهای واردشده درمجموع حدود 53 درصد از واریانس احساس عدالت اجتماعی را تبیین کردند. با توجه به مقطعی‌بودن پژوهش، این روابط به‌عنوان روابط آماری و نه روابط علّی تفسیر می‌شوند.
بحث
هدف این مطالعه، بررسی احساس عدالت اجتماعی مراجعان مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد، سنجش ابعاد رویه‌ای و توزیعی عدالت و بررسی عوامل فردی، نهادی و مکانی مرتبط با این احساس، در کنار تحلیل وضعیت دسترسی فضایی مراکز درمانی بود.
یافته‌های این پژوهش با بخشی از مطالعات انجام‌شده در حوزه عدالت و نظام سلامت همخوانی دارد. مطالعات مختلف بر اهمیت کیفیت تعاملات انسانی، اعتماد نهادی و تجربه مراجعان در ارزیابی عملکرد نظام سلامت تأکید کرده‌اند (گیلسون[6]، 2025). همچنین، پژوهشهای مرتبط با عدالت و اعتماد در سازمانهای عمومی نشان داده‌اند که ادراک انصاف و رفتار منصفانه می‌تواند با اعتماد افراد به نهادهای ارائه‌دهنده خدمات ارتباط داشته باشد (ون‌در وال و دمیرچی‌اوغلو[7]، 2024). این یافته‌ها با نتیجه پژوهش حاضر درباره نقش برجسته اعتماد به کارکنان در احساس عدالت اجتماعی هم‌راستا است.
از سوی دیگر، نتایج این مطالعه نشان داد که احساس بیگانگی اجتماعی و متغیر محل سکونت واردشده به مدل، با احساس عدالت اجتماعی رابطه منفی و معناداری دارند. تفسیر دقیق اثر متغیر محل سکونت به نحوه کدگذاری طبقات محل سکونت و گروه مرجع در مدل رگرسیون وابسته است؛ ازاین‌رو، این یافته را نمی‌توان بدون مشخص‌کردن گروه مرجع به‌عنوان اثر کلی «حاشیه‌نشینی» یا «محرومیت مکانی» تفسیر کرد.
بااین‌حال، نتیجه کلی نشان می‌دهد که تفاوتهای مکانی محل سکونت در این نمونه با تفاوت در احساس عدالت اجتماعی همراه بوده است. پژوهشهای اخیر نشان داده‌اند که ساکنان مناطق حاشیه‌ای و کم‌برخوردار، حتی در صورت دسترسی رسمی به خدمات درمانی، به دلیل تجربه‌های انباشته‌شده از طرد نهادی و خدمات کم‌کیفیت، سطوح پایین‌تری از عدالت ادراک‌شده را گزارش می‌کنند (چن[8]، 2025). این یافته‌ها مؤید آن است که عدالت سلامت مفهومی فراتر از توزیع فضایی منابع بوده و ابعاد ذهنی و اجتماعی آن نقش تعیین‌کننده‌ای در قضاوت شهروندان ایفا می‌کند.
درمجموع، مقایسه نتایج این پژوهش با مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که الگوهای شکل‌گیری احساس عدالت در نظام سلامت، با وجود تفاوتهای نهادی و فرهنگی، از منطق مشترکی پیروی می‌کنند. تأکید ادبیات جهانی بر عدالت رویه‌ای، کرامت بیماران و اعتماد نهادی، ضرورت بازنگری در سیاستهای سلامت را نه‌تنها از منظر توسعه زیرساختها، بلکه از زاویه تجربه‌زیسته مراجعان برجسته می‌کند. بدین ترتیب، یافته‌های مطالعه حاضر می‌تواند به‌عنوان شواهدی بومی در تأیید چارچوبهای نظری جهانی عدالت سلامت تلقی شود.
از منظر چارچوب نظری پژوهش، این نتایج مؤید آن است که احساس عدالت بیش از آنکه تابع ویژگیهای کالبدی و توزیع جغرافیایی خدمات باشد، تحت‌تأثیر کیفیت رویه‌های سازمانی، اعتماد نهادی و تجربه تعامل افراد با نظام سلامت شکل می‌گیرد. بنابراین، عدالت فضایی شرط لازم برای دسترسی به خدمات محسوب می‌شود، اما به‌تنهایی برای شکل‌گیری احساس عدالت اجتماعی کافی نیست و تحقق آن نیازمند تقویت عدالت رویه‌ای و کیفیت ارائه خدمات است.
نتایج رگرسیون نشان داد که در میان متغیرهای واردشده به مدل، اعتماد به کارکنان قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده احساس عدالت اجتماعی بود. همچنین ادراک انصاف، احساس امنیت و سواد رابطه مثبت و بیگانگی اجتماعی رابطه منفی با احساس عدالت اجتماعی داشتند؛ نتیجه‌ای که با مطالعات محرابیان (2021) و صابری‌فر (2025) همسو است.
یافته‌های حاضر نشان می‌دهد که شرایط مکانی دسترسی باید در کنار تجربه مراجعان از فرایند ارائه خدمات و ویژگیهای نهادی موردتوجه قرار گیرد؛ بااین‌حال، تعیین رابطه علّی میان فاصله مکانی و احساس عدالت به داده‌ها و طراحی پژوهشی متفاوتی نیاز دارد.
یافته‌های این پژوهش بر اهمیت رعایت اصول عدالت در ارائه خدمات درمانی تأکید دارد. در حوزه بهداشت و درمان که خدمات مستقیماً با سلامت و کیفیت زندگی افراد ارتباط دارند، نحوه توزیع خدمات و کیفیت فرایند ارائه آنها می‌تواند در ارزیابی مراجعان از عدالت مؤثر باشد (نصرت‌نژاد، 2024). از این منظر، فراهم‌کردن شرایطی که مراجعان خدمات را منصفانه و متناسب با نیاز خودارزیابی کنند، می‌تواند به تقویت اعتماد و رضایت آنان از نظام ارائه خدمات کمک کند (عبدالله‌تبار و سجادی، 2024؛ سجادی و همکاران، 2019).
درمجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که احساس عدالت اجتماعی مراجعان با مجموعه‌ای از عوامل نهادی، ادراکی و فردی ارتباط دارد و در میان متغیرهای بررسی‌شده، اعتماد به کارکنان برجسته‌ترین پیش‌بینی‌کننده آن بوده است.
درمجموع، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که تحقق عدالت در نظام سلامت مستلزم توجه هم‌زمان به ابعاد فضایی، سازمانی و ادراکی است؛ بااین‌حال، نتایج مدل حاضر بیانگر آن است که در میان این ابعاد، کیفیت تعاملات و عدالت رویه‌ای نقش پررنگ‌تری در شکل‌گیری احساس عدالت ایفا می‌کنند.
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که احساس عدالت اجتماعی در مراکز درمانی بیش از آن‌که صرفاً متأثر از تعداد مراکز یا فاصله مکانی باشد، به کیفیت تعاملات نهادی، اعتماد به کادر درمانی و ادراک انصاف در ارائه خدمات وابسته است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران نظام سلامت، به‌ویژه در سازمان تأمین اجتماعی، در کنار توسعه فیزیکی مراکز درمانی، بر تقویت عدالت رویه‌ای تمرکز کنند. آموزش مهارتهای ارتباطی و اخلاق حرفه‌ای به کارکنان درمانی، افزایش شفافیت در فرآیندهای پذیرش و ارائه خدمات و طراحی سازوکارهای پاسخ‌گویی و رسیدگی به شکایات می‌تواند به ارتقای اعتماد مراجعان و کاهش احساس بی‌عدالتی منجر شود. همچنین، استفاده از نتایج تحلیل فضایی برای بازنگری در مکان‌یابی مراکز جدید یا توسعه خدمات سرپایی و درمانهای مکمل در مناطق کم‌برخوردار، می‌تواند نابرابریهای فضایی در دسترسی را کاهش داده و رضایت عمومی را افزایش دهد.
این مطالعه با وجود تلاش برای ارائه تحلیلی جامع، با محدودیتهایی همراه بوده است. نخست، به دلیل ماهیت مقطعی پژوهش، امکان بررسی تغییرات احساس عدالت اجتماعی در طول زمان وجود نداشت. دوم، نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد که می‌تواند تعمیم‌پذیری نتایج به کل جامعه مراجعان را تا حدی محدود کند. سوم، داده‌ها بر اساس خوداظهاری پاسخگویان گردآوری شده‌اند که احتمال سوگیری پاسخ، به‌ویژه در متغیرهای ادراکی مانند احساس عدالت و اعتماد، وجود دارد. افزون بر این، مطالعه حاضر تنها مراکز درمانی سازمان تأمین اجتماعی در شهر مشهد را دربر می‌گیرد و نتایج آن الزاماً قابل‌تعمیم به سایر شهرها یا سایر ارائه‌دهندگان خدمات درمانی نیست.
تحلیل فضایی و تحلیل پیمایشی در این مطالعه در دو سطح متفاوت انجام شده‌اند و ازاین‌رو، نتایج تحلیل مکانی نباید به‌عنوان آزمون مستقیم رابطه میان الگوی فضایی دسترسی و ادراک فردی عدالت تفسیر شوند. با توجه به یافته‌ها و محدودیتهای مطالعه حاضر، پیشنهاد می‌شود پژوهشهای آینده به‌صورت طولی انجام شوند تا پویایی احساس عدالت اجتماعی در تعاملات درمانی در طول زمان بررسی شود. همچنین، انجام مطالعات مقایسه‌ای میان مراکز درمانی دولتی، تأمین اجتماعی و خصوصی می‌تواند به درک دقیق‌تری از نقش ساختار نهادی در شکل‌گیری احساس عدالت کمک کند. استفاده از روشهای کیفی، مانند مصاحبه‌های عمیق با بیماران و کادر درمانی، نیز می‌تواند ابعاد پنهان‌تر احساس عدالت و تجربه بی‌عدالتی را آشکار کند. افزون بر این، ترکیب مدلهای پیشرفته تحلیل فضایی با شاخصهای کیفی خدمات سلامت، می‌تواند مسیرهای جدیدی برای پژوهش در حوزه عدالت سلامت فراهم آورد.
مطالعه حاضر با تلفیق تحلیل فضایی دسترسی به خدمات درمانی و تحلیل اجتماعی احساس عدالت، دو بعد مکمل مسئله عدالت در خدمات سلامت را بررسی کرده است. تحلیل فضایی، وضعیت توزیع و دسترسی مکانی مراکز درمانی را توصیف کرد و تحلیل پیمایشی، عوامل فردی و نهادی مرتبط با احساس عدالت مراجعان را موردبررسی قرار داد. یافته‌ها نشان دادند که در میان متغیرهای واردشده به مدل، اعتماد به کارکنان بالاترین ضریب استانداردشده را داشت و عوامل نهادی و ادراکی نقش برجسته‌ای در تبیین تفاوتهای احساس عدالت داشتند. بااین‌حال، به دلیل تفاوت سطح تحلیل فضایی و پیمایشی، نتایج تحلیل فضایی به‌عنوان آزمون مستقیم رابطه میان دسترسی مکانی و ادراک فردی عدالت تفسیر نمی‌شوند. ازاین‌رو، ارزش اصلی رویکرد تلفیقی پژوهش حاضر در کنار هم قرار دادن شواهد مکانی و ادراکی برای ارائه تصویری جامع‌تر از وضعیت خدمات درمانی سازمان تأمین اجتماعی در شهر مشهد است.
ملاحظات اخلاقی
رعایت دستورالعملهای اخلاقی
در تمامی مراحل انجام این پژوهش، همه اصول و ملاحظات اخلاقی مرتبط با مطالعه رعایت شد.
مشارکت نویسندگان
نویسنده اول 80 درصد از مراحل انجام پژوهش، شامل مفهوم‌پردازی، تدوین روش‌شناسی، تحلیل داده‌ها، تفسیر یافته‌ها و نگارش مقاله را بر عهده داشت. نویسنده دوم 20 درصد از پژوهش، شامل جمع‌آوری داده‌ها، بررسی و مرور منابع و بازنگری مقاله را انجام داد. هر دو نویسنده نسخه نهایی مقاله را بررسی و تأیید کردند.
تأمین مالی
این پژوهش هیچ‌گونه حمایت یا کمک مالی از سوی منابع دولتی، مؤسسات، سازمانهای تجاری یا سایر منابع خارجی دریافت نکرده است.
تعارض منافع
نویسندگان اعلام می‌کنند که در ارتباط با انجام این پژوهش و انتشار آن، هیچ‌گونه تعارض منافع وجود ندارد.
قدردانی
نویسندگان از تمامی افرادی که در فرایند جمع‌آوری داده‌ها و اجرای این پژوهش همکاری کردند، قدردانی می‌کنند.
منابع


 
Abdolahtabar, H., & Sajjadi, H. (2024). Social Policy and Changes in the Health System in Iran. refahj, 8(70), 9-30. (in Persian) https://doi.org/10.32598/refahj.24.94.2810.3
Andreswari, R., & Fahrenkrog-Petersen, S. (2026). Fairness in healthcare processes: A quantitative analysis of decision making in triage. arXiv, 14-21. https://doi.org/10.48550/arXiv.2601.11065
Bashirieh, H. (1992). Roundtable on Equality and Inequality. Nameh Farhang, 2(2), 116-122. (in Persian)
Chen, A. (2025). Barriers to health equity in the United States of America: can they be overcome? International Journal for Equity in Health, 24-39. https://doi.org/10.1186/s12939-025-02401-w
Damari, B. (2019). Road Map of Health Area in Iran Health System. Refah J., 18(70), 9-30. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3331-en.html
Ghaninejad, M. (2002). Social Justice and Economics. Baztab Andeshah(15), 61-66.
Gholami, S. a. (2025). The Right to the City in Iran’s Media Discourse: A Tool for Awareness or Social Control? Refah J., 25(97), 285-314. (in Persian)
Gilson, L. (2025). Health systems as human systems: reflexivity, relationships, and resilience in the pursuit of the SDGs. Frontiers in Public Health, 13-22. https://doi.org/10.3389/fpubh.2025.1653839
Hezar Jeribi, J. (2011). Study of the feeling of social justice and the factors affecting it (case study of Tehran. Applied Sociology, 22(43), 14-62. (in Persian) https://sid.ir/paper/154969/fa
Irani, S. H. (2019). A pathological assessment of social housing (Mehr) taking an approach toward social class inequality and urban deviation in Tabriz. refahj., 18(71), 135-180. (in Persian) https://refahj.uswr.ac.ir/article-1-2823-en.html
Jamshidi, M. (2001). Theory of Justice. Tehran: Imam Khomeini and Islamic Revolution Research Institute. (in Persian)
Karimi, A., Mohammadi, E., & Mohammadi, M. (2021). Designing a Model for Providing Supplementary Health Insurance in the Social Security Organization. refahj., 21(81), 129-166. (in Persian) http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3616-en.html
Mehrabian, F. (2021). Patient Satisfaction With the Quality of Health Services Provided by Public Hospitals. Journal of Social Welfare, 20(1), 45-60. (in Persian) https://doi.org/10.32598/jhnm.31.1.2022
Momeni, F. (2006). The necessity of in-depth study of theoretical and administrative aspects of justice. Tekapoo, a specialized scientific quarterly, 20(79), 75-100.
Nosratinejad, F. a. (2024). Examining Health Related Policies in Development Plans (1 to 6) within the framework of Social Policy. Refah J., 20(79), 195-226. (in Persian) http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3252-en.html
Ojaghi, S., Bayat, R., Fazli, S., Keshavarz Tork, E, & Fath Taheri, A. (2023). Prioritization the Factors Affecting the future of Employment and Social Welfare in Iran. Refah J., 22(87), 221-251. (in Persian) https://doi.org/10.32598/refahj.22.87.4133.1
Pourehtesham, M., & Mohaddasi Far, M. (2018). Relationship between Crime, Fertility Rates and Economic Growth. Refah J., 4-11. (in Persian) http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3181-en.html
Pour-Ezzat, A. (2003). The necessity of developing a culture of justice to achieve the promised just societ. Tadbir, 25-65. (in Persian)
Rawls, J. (2000). A Theory of Justice. Oxford: Oxford University Press.
Rorty, R. (1990). The Priority of Democracy to Philosophy. Oxford: Blackwell.
Saberifar, R. (2013). Determining the gap in the quality of services provided in municipalities (case study of Mashhad city). Journal of Geographical Research, 28(2), 127-140. (in Persian) https://jgr.ui.ac.ir/article_17983.html?lang=en
Saberifar, R. (2025). Analysis of access to health and medical services using the P-median method in the form of geographic information systems (case study of Mashhad metropolis). Physical Development Planning, 14(2), 87-102. (in Persian) https://psp.journals.pnu.ac.ir/article_12617.html?lang=en
Sajjadi, H., Sajjadi, H., Sam Aram, E., & TajMazinani, A. (2019). Health System Developments in the Framework of Development Programs in Iran. refahj, 18(70), 31-76. (in Persian)
Steven, L. (1991). Essays in social theory. London: Macmillan. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3332-en.html
van der Wal, Z., & Demircioglu, M. (2024). Ethical leadership, fairness, and trust in public organizations. Public Management Review, 1023-1045.


[1]. Damari
[2]. Andreswari and Fahrenkrog-Petersen
[3]. Steven
[4]. Rorty
[5]. Rawls
[6]. Gilson
[7]. van der Wal & Demircioglu
[8]. Chen
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: نابرابری سلامت
دریافت: 1404/7/11 | پذیرش: 1405/4/10 | انتشار: 1405/6/9

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb