دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )                   جلد 26 شماره 1 صفحات 96-69 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mayeli M. (2026). Leisure Spending Patterns of Youth in Semnan Province: A Qualitative Study. Social Welfare Quarterly. 26(1), 69-96. doi:10.32598/refahj.26.100.6
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4500-fa.html
مایلی معصومه.(1405). الگوهای گذران اوقات فراغت جوانان استان سمنان: یک مطالعه کیفی رفاه اجتماعی 26 (1) :96-69 10.32598/refahj.26.100.6

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4500-fa.html


متن کامل [PDF 548 kb]   (370 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1621 مشاهده)
متن کامل:   (6 مشاهده)

مقدمه
اوقات فراغت، به‌مثابه عرصه‌ای برای بازتولید هویت، تعامل اجتماعی و معناسازی فردی، در جامعه‌شناسی معاصر فراتر از «زمان آزاد» تعریف می‌شود و با مفاهیم سرمایه فرهنگی، طبقه و جنسیت پیوند خورده است (بوردیو[1]؛ گیدنز[2]). در ایرانِ درحال‌گذار، این عرصه به میدانی برای نمود تعارضات میان ساختارهای سنتی و زیست جهان مدرن جوانان تبدیل شده است. مطالعات پیشین در ایران عموماً با رویکردی کمی و کلان‌نگر، به تأثیر عوامل ساختاری چون طبقه اقتصادی و جنسیت بر الگوهای فراغت پرداخته‌اند (محمدپور و بلالی، 2022؛ ایمانی‌شاملو و همکاران، 2024).
اگرچه این پژوهشها نابرابریهای دسترسی را به‌خوبی ترسیم کرده‌اند، اما از کشف لایه‌های پیچیده معنایی، تجارب‌زیسته و استراتژیهای کنشگرانه جوانان در مواجهه با این محدودیتها غافل مانده‌اند. این خلأ معناشناختی به‌ویژه در بافت شهرهای کوچک و متوسط که در میانه میدان نیروهای سنتی و مدرن قرار دارند، محسوس‌تر است.
استان سمنان به‌عنوان نمونه‌ای شاخص از این بافت گذار، صحنه تنشی آشکار بین ظرفیتها و محدودیتهای فضای فراغتی است. از یکسو، این استان از مواهبی مانند تنوع قومی-فرهنگی ناشی از مهاجرت و بافتهای تاریخی با قابلیت تبدیل به فضاهای عمومی زنده برخوردار است. بااین‌حال، شواهد میدانی و پژوهشی حاکی از ناتوانی در بالفعل‌کردن این ظرفیتهاست. به‌عنوان‌مثال، محور تاریخی شهر سمنان (خیابان امام و آستانه) با وجود برخورداری از جاذبه‌های مذهبی (مسجد امام، امامزاده یحیی) و تجاری (بازار و تیمچه‌ها)، به دلیل ضعف مدیریت یکپارچه، توسعه بی‌برنامه و غلبه خودرو بر فضای معابر، نتوانسته است به قطب فراغتی پیاده‌پذیر و جذابی برای نسل جوان تبدیل شود (بابایی و همکاران، 2020؛ جوادیان و همکاران، 2023). این ناکارآمدی فضای عمومی رسمی، در کنار عوامل دیگری چون محدودیتهای اقتصادی، نظارتهای خانوادگی به‌ویژه بر دختران و چالشهای اشتغال، فضای فراغت جوانان سمنانی را به عرصه‌ای تنگ و مملو از موانع ساختاری تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، پرسش محوری این پژوهش نه فهرست‌کردن فعالیتهای فراغتی، بلکه واکاوی چگونگی معناسازی و کنشگری جوانان در دل این محدودیتهاست. آیا جوانان سمنانی، در فقدان فضاهای عمومی مطلوب، به انزوا و فراغت منفعل مجازی پناه می‌برند؟ یا با خلق «فضاهای سوم» شخصی و مجازی، به مقاومتی روزمره و بازتعریف هویت خود دست می‌زنند؟ شکاف اصلی که این پژوهش در صدد پرکردن آن است، فقدان درکی کیفی و مبتنی بر تجربه زیسته از این فرآیندهای پیچیده است؛ بنابراین، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است: تجربه اوقات فراغت جوانان در استان سمنان، به‌مثابه میدانی برای مذاکره و مقاومت در برابر محدودیتهای ساختاری، اقتصادی و جنسیتی، چه اشکال و معناهایی به خود می‌گیرد و این فرآیند چگونه بر بازسازی هویت اجتماعی آنان تأثیر می‌گذارد؟ پاسخ به این پرسش از طریق یک مطالعه کیفی عمیق، می‌تواند مبنایی بومی و واقع‌نگر برای سیاست‌گذاری فرهنگی-اجتماعی در استان فراهم آورد.
چارچوب مفهومی
پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکردهای کلاسیک و معاصر علوم اجتماعی و فرهنگی، تلاش می‌کند ابعاد ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گذران اوقات فراغت جوانان را در بستر استان سمنان تبیین کند. در این راستا، نظریه بوردیو بنیان تحلیل ساختاری را شکل می‌دهد. بوردیو با تأکید بر مفاهیم سرمایه فرهنگی، اقتصادی و عادت‌واره، نشان می‌دهد ذائقه‌های فراغتی جوانان تحت‌تأثیر طبقه اجتماعی و سرمایه‌های منتقل‌شده خانوادگی شکل می‌گیرد.
انتخابهای فراغتی، بازتولیدکننده نابرابریهای نمادین‌اند و محدودیت اقتصادی، امکان بهره‌مندی از فرصتهای فراغتی را کاهش می‌دهد به‌ویژه در مناطق نیمه‌برخوردار که در پیوند با مفهوم اقتصاد نمادین بوردیو اهمیت بیشتری می‌یابد. دومازیه[3] نیز فراغت را نهادی اجتماعی می‌داند که فراتر از سرگرمی، در بازتولید ارزشهای فرهنگی، جامعه‌پذیری و انسجام اجتماعی نقش دارد از سوی دیگر، ویل بر این باور است که کیفیت تحقق این نقشها تا حد زیادی وابسته به سیاست‌گذاری اجتماعی، ساختار شهری و زیرساختهای موجود است.
در نبود این زیرساختها، احتمال بروز آسیبهای اجتماعی افزایش می‌یابد. در نظریه‌های معاصر، گیدنز با طرح مدرنیت بازتابی بر تضعیف سنتها و ضرورت بازاندیشی در انتخابها، ازجمله شیوه گذران فراغت تأکید دارد. فراغت بخشی از سیاست زندگی فرد برای بازسازی هویت و مشارکت اجتماعی تلقی می‌شود. نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام نیز بر نقش مشارکت اجتماعی تأکید کرده و هشدار می‌دهد که ضعف تعاملات چهره‌به‌چهره و گسترش رسانه‌های دیجیتال، منجر به انزوای نسلی و تضعیف سرمایه اجتماعی می‌شود.
در بعد فرهنگی، نظریه مصرف فرهنگی جان فیسک به کار گرفته شده است. فیسک معتقد است مصرف‌کنندگان فرهنگ عامه، منفعل نیستند، بلکه در بازتولید معنا، هویت و تمایز اجتماعی نقش دارند. رسانه‌ها نیز در مفهوم‌سازی واقعیت اجتماعی مؤثرند (امام‌جمعه‌زاده و همکاران، 2015).
برای تحلیل جنسیتی تجربه فراغت، از چارچوب نظریه پرفرمیته جنسیت5 جودیت باتلر6 بهره گرفته شد. این نظریه، جنسیت را نه یک ویژگی ذاتی، بلکه برساخته‌ای از کنشها و عملکردهای تکرارشونده در میدان هنجارهای اجتماعی می‌داند. از این منظر، انتخابها، محدودیتها و معناسازیهای فراغتی جوانان (به‌ویژه دختران و پسران) را می‌توان به‌مثابه عرصه‌هایی برای بازتولید یا به‌چالش‌کشیدن این هنجارهای جنسیتی فهمید.
لش و یوری[4] با تأکید بر جهانی‌شدن فرهنگی، نشان می‌دهند جوانان ایرانی بخشی از هویت فراغتی خود را در تعامل با ارزشهای جهانی‌شده می‌سازند؛ فرآیندی که در جامعه گذار ایران، موجب تعارض میان ارزشهای سنتی خانواده‌محور و هویت مدرن فردگرایانه شده است.
همچنین، نظریه خودتعیینی[5] دسی و رایان[6] بیان می‌کند که رضایت از فراغت زمانی حاصل می‌شود که نیازهایی همچون خودمختاری، شایستگی و ارتباط مثبت اجتماعی تأمین شود. در فضای نیمه‌مدرن استان سمنان، این نیازها عمدتاً از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی پیگیری می‌شوند که گرچه فرصت‌سازند، اما ممکن است منجر به اتلاف وقت یا انزوای اجتماعی نیز شوند. درنهایت، نظریه مصرف رسانه‌ای و رضامندی مکمل این چارچوب است. مطابق آن، جوانان با اهدافی چون تعامل، بازنمایی هویت یا گریز از فشار روزمره به مصرف رسانه‌ها می‌پردازند، اما مصرف بی‌برنامه می‌تواند پیامدهای منفی فرهنگی و اقتصادی داشته باشد. بدین‌سان، چارچوب مفهومی پژوهش، اوقات فراغت را مقوله‌ای چندبعدی می‌بیند که هم متأثر از ساختارهاست و هم حاصل کنش فعال جوانان در مدیریت هویت و روابط اجتماعی و مبنایی برای تحلیل داده‌ها و ارائه پیشنهادهای سیاستی متناسب با شرایط واقعی استان سمنان فراهم می‌کند.
پیشینه تجربی
برای روشن‌ترشدن فضای پژوهشی اوقات فراغت در ایران و سایر کشورها، در جدول زیر مهم‌ترین پژوهشهای داخلی و بین‌المللی مرتبط با موضوع به تفکیک روش، محور پژوهش و یافته‌ها مرور شده‌اند. این مرور نشان می‌دهد که بیشتر مطالعات داخلی کمی بوده و تمرکز محدودی بر زمینه‌های فرهنگی و بومی داشته‌اند؛ درحالی‌که در مطالعات بین‌المللی، توجه به فضاهای غیررسمی، هویت جمعی و تأثیرات فناوری بیشتر دیده می‌شود.
جدول شماره 1: مروری بر پیشینه پژوهشهای مرتبط با اوقات فراغت جوانان (مطالعات داخلی و بین‌المللی)

روش‌
این پژوهش با رویکرد کیفی و با هدف کشف معنا، تفسیر تجربه زیسته و واکاوی فرآیندهای ذهنی جوانان استان سمنان در مواجهه با اوقات فراغت، انجام شد. ماهیت اکتشافی و تفسیری پرسش تحقیق، استفاده از پارادایم کیفی را ضروری می‌کرد. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل مضمون (تماتیک) به شیوه براون و کلارک  استفاده شد. این روش به دلیل انعطاف‌پذیری، سازگاری با پرسشهای پیچیده و قابلیت درک الگوهای معنایی در داده‌های کیفی برگزیده شد.
جامعه موردمطالعه، جوانان 18 تا 35 ساله ساکن استان سمنان بودند. برای انتخاب شرکت‌کنندگان، از روش نمونه‌گیری هدفمند با راهبرد حداکثر تنوع استفاده شد تا طیف گسترده‌ای از تجارب بر اساس متغیرهای مؤثر بر فراغت گردآوری شود. معیارهای تنوع‌بخشی شامل: جنسیت، سن، وضعیت سکونت (شهری/روستایی)، وضعیت تحصیلی، وضعیت اشتغال و شهرستان محل سکونت بود. درنهایت، 35 نفر (16 مرد و 19 زن) وارد مطالعه شدند. از این تعداد، 25 نفر ساکن مناطق شهری (شامل شهرهای سمنان، شاهرود، دامغان، گرمسار، سرخه و مهدیشهر) و 10 نفر ساکن مناطق روستایی اطراف این شهرها بودند. فرآیند نمونه‌گیری و انجام مصاحبه تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت؛ به این معنا که مصاحبه با افراد جدید، مضمون یا بینش جدیدی به تحلیل اضافه نکرد. ابزار و فرآیند گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری شدند.
راهنمای مصاحبه محقق‌ساخته، مبتنی بر اهداف تحقیق و مرور ادبیات، طراحی و پس از اجرای دو مصاحبه آزمایشی و اصلاح نهایی شد. سؤالات کلیدی حول محورهای زیر بودند: درک یابی از مفهوم «اوقات فراغت»، توصیف فعالیتها و دلایل انتخاب، احساسات و معانی مرتبط، عوامل تسهیل‌گر و بازدارنده (فردی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، فضایی)، نقش فناوری و فضای مجازی و تفاوتهای تجربه‌شده بر اساس جنسیت یا موقعیت مکانی.
هر مصاحبه در مکانی آرام و خصوصی به انتخاب مشارکت‌کننده و با کسب رضایت آگاهانه کتبی و اطمینان از محرمانه‌ماندن هویت (با استفاده از کدهای ناشناس) انجام شد. مدت مصاحبه‌ها بین 40 تا 70 دقیقه متغیر بود. تمامی مصاحبه‌ها با اجازه شرکت‌کننده ضبط‌شده و سپس برای تحلیل، کلمه به کلمه پیاده‌سازی شدند.
تحلیل داده‌ها مطابق با الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک  که شامل 1. آشناشدن با داده‌ها: متن تمام مصاحبه‌ها بارها و با دقت خوانده شد و یادداشتهای اولیه ثبت شد. 2. ایجاد کدهای اولیه: واحدهای معنایی مرتبط با پرسش تحقیق در سراسر متن شناسایی و کدهای توصیفی اولیه به آنها اختصاص داده شد (مانند: «کنترل نگاه در فضای عمومی»، «عذاب وجدان وقت تلف‌شده»). 3. جستجوی مضامین: کدهای اولیه بر اساس شباهت و ارتباط معنایی دسته‌بندی شدند تا مضامین بالقوه شکل گیرند. این مرحله با ترسیم نقشه‌های ذهنی و جلسات بحث بین محققان همراه بود. 4. بازبینی مضامین: مضامین استخراج‌شده در دو سطح مورد بازبینی قرار گرفت: الف) سطح ارتباط با مجموعه کدها و ب) سطح ارتباط با کل داده‌ها تا از بازنمایی دقیق روایت داده‌ها اطمینان حاصل شود. اصلاحات لازم (ادغام، تفکیک) انجام شد. 5. تعریف و نام‌گذاری مضامین: برای هر مضمون نهایی، تعریف روشنی ارائه و نامی دال بر ماهیت آن انتخاب شد. 6. تنظیم گزارش نهایی: با ارائه، تحلیل به همراه گزیده‌های گویا و متنوع از نقل‌قولهای شرکت‌کنندگان انجام شد. ملاحظات اخلاقی علاوه بر کسب رضایت آگاهانه، تضمین محرمانگی و حق انصراف، اصول اخلاقی مصاحبه (گوش‌دادن فعال، عدم قضاوت) رعایت شد. برای افزایش اعتبار و قابلیت اتکای یافته‌های این مطالعه کیفی، از راهبردهای بازبینی همتایان، بازگشت به شرکت‌کنندگان و کسب بازخورد از آنان، توصیف ضخیم با ارائه نقل‌قولهای متعدد و متنوع و توصیف بافت، استفاده شد تا زمینه کافی برای قضاوت خواننده فراهم آمد.
 یافته‌ها
یافته‌های این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل تماتیک، الگوهای متنوع و چندلایه‌ای از نحوه گذران اوقات فراغت جوانان استان سمنان را آشکار کرد. این یافته‌ها تنها به توصیف فعالیتها محدود نمی‌شود بلکه در چارچوب تحلیلی پژوهش نشان می‌دهد که فراغت برای جوانان عرصه‌ای برای بازسازی هویت، بازتولید تفاوتهای طبقاتی، مقاومت نمادین و مدیریت فشارهای اجتماعی است. مضامین استخراج‌شده در قالب چند تم اصلی و زیرتمهای مرتبط ارائه شد که در ادامه به‌تفصیل تحلیل می‌شوند.
جدول شماره 2 تمها و زیرتمهای اصلی استخراج‌شده از مصاحبه‌ها

تحلیل مصاحبه‌ها نشان داد فراغت جوانان سمنانی در تقابلِ سه نیرو شکل می‌گیرد: محدودیتهای ساختاری (جنسیت، طبقه، مکان)، نیازهای روانی-هویتی و استراتژیهای مذاکره و مقاومت. این پویایی در قالب هفت مضمون اصلی، هر یک با شواهد متعدد از تجارب‌زیسته، ارائه می‌شود.
1. معناشناسی بومی فراغت: میدان تعارض معنا
فراغت مفهومی تک‌معنا نیست، بلکه عرصه‌ای است برای کشمکش میان انتظارات جمعی و تمایلات فردی. این تقابل، تعریف واحدی از فراغت خوب را ناممکن می‌کند.
برای برخی، فراغت به معنای گریز از نظم روزمره و یافتن خلوت است. یکی از مشارکت‌کنندگان می‌گوید: «بهترین اوقاتم وقتی است که موتورمو برمیدارم میزنم به کویر اونجا نه خبری از سروصدای شهره، نه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی. فقط میتونم نفس بکشم و به روابطم فکر کنم. این فرار موقت، مثل ریست‌کردن دکمه ذهنم است.» (پسر، 25 ساله، شاهرود). این نگاه، فراغت را به‌مثابه خلوت بازاندیشانه (گیدنز) تعریف می‌کند که در آن فرد برای حفظ خودمختاری روانی از فشارهای محیطی فاصله می‌گیرد.
در مقابل، در گفتمان مسلط خانوادگی، فراغت اغلب در خدمت تکالیف جمعی تعریف می‌شود. همان‌طور که مشارکت‌کننده دیگری اشاره می‌کند: «در خانواده ما فراغت یعنی وقتی‌که کارهاتو انجام دادی و میتونی در خدمت بقیه خونواده باشی یا به دیدن فامیل بری. اگه برای خودت برنامه بچینی، میپرسن کار مهم‌تری نداری؟ حیف وقتت نیست...» (دختر، 24 ساله، دامغان). این نگاه، فراغت را به ابزاری برای بازتولید سرمایه اجتماعی و وفاداری خانوادگی تبدیل می‌کند و لذت فردی را به حاشیه می‌راند.
2. گونه‌شناسی فعالیتها: انعکاس موقعیت و پراکنش امکانات
الگوهای فراغتی جوانان نه تنها سلیقه‌های فردی که دسترسی نابرابر به منابع و فضاها را نیز بازتاب می‌دهد.
برای پسران به‌ویژه در طبقات کارگری، فعالیتهای بدنی و جمعی در فضاهای عمومی غالب است. یکی از آنان شرح می‌دهد: «تقریباً هر عصر تو زمین خاکی محلمون فوتبال بازی میکنیم. این فقط ورزش نیست؛ برای ما مثل یک جلسه درد و دل و حل مشکله. بعد از بازی، دور هم مینشینیم و از درد دل روزمره تا برنامه‌های آینده حرف میزنیم. اگر این جمع نبود، خیلیامون تو دام بی‌برنامگی و پرخاشگری میافتادیم.» (پسر، 23 ساله، کارگر، سمنان). این الگو، کارکرد سرمایه‌سازی اجتماعی و تخلیه هیجانی را یکجا دارد و فضای سوم غیررسمی (اولدنبورگ) را برای گروهی که از امکانات رسمی محرومند، ایجاد می‌کند.
در نقطه مقابل، فراغت بسیاری از دختران و جوانان طبقه متوسط به فضای درونی و مجازی محدود شده است. همان‌طور که یکی از دختران می‌گوید: «تفریح من کتاب خواندن در اتاقم، دیدن سریال خانگی یا تو پیجهای اینستاگرامه و چت رومه. بیرون رفتن پیچیدگیهای خودش را دارد؛ هم از نظر هزینه، هم از نظر نگاهها.» (دختر، 21 ساله، دانشجو). این درون‌گرایی اجباری، نتیجه مستقیم محدودیتهای اقتصادی، جنسیتی و جغرافیایی در دسترسی به فضاهای عمومی امن و مقرون‌به‌صرفه است.
3. انگیزه‌های پنهان: فراغت به‌مثابه مکانیسم جبران روانی
در شرایط فشار ساختاری، فراغت به ابزاری حیاتی برای تنظیم هیجانات و جبران کمبودهای زندگی روزمره تبدیل می‌شود.
برای بسیاری، فراغت تنها زمان استراحت واقعی از فشارهای شغلی و تحصیلی است. یکی از مشارکت‌کنندگان شاغل می‌گوید: «ده ساعت در روز در یک محیط اداری پراسترس کار میکنم. فقط وقتی‌که احساس می‌کنم دوباره خودمم، وقتیه که با هدفونم موسیقی گوش میدم، تو پارک قدم میزنم اون موقع انگار از تن خسته‌ام جدا میشم و تو دنیای دیگه‌ای نفس میکشم...»
این تجربه نشان می‌دهد فراغت چگونه به‌مثابه سوپاپ اطمینان عمل کرده و شرط لازم برای بازیابی انرژی عاطفی است.
بااین‌حال، وقتی فرد در عرصه‌های اصلی زندگی (مانند اشتغال) شکست می‌خورد، فراغت نیز معنای خود را از دست می‌دهد. یکی از جوانان بیکار با تلخی بیان می‌کند: «از وقتی‌که نتونستم شغل مناسبی پیدا کنم، تمام برنامه‌های تفریحیم ازهم‌پاشیده. الآن فراغت برام یعنی گذروندن وقت با گیمهای آنلاین یا چرخیدن بی‌هدف تو اینترنت. میدونم دارم وقتمو هدر میدم، اما انگیزه‌ای برای بهتر کردنش ندارم.» (پسر، 26 ساله، بیکار). این وضعیت نشان می‌دهد که معنا و کیفیت فراغت، وابسته به تحقق پیش‌نیازهای مادی و اجتماعی است و در غیاب آنها به انفعال می‌گراید.
4. ساختار اقتصادی-جغرافیایی: سقف ملموس انتخابها
دامنه انتخابهای فراغتی جوانان پیش از هر چیز توسط سرمایه اقتصادی و موقعیت جغرافیایی آنان تعیین و محدود می‌شود.
تأثیر تعیین‌کننده درآمد را می‌توان به‌وضوح در گفتار جوانان کم‌درآمد مشاهده کرد. یکی از آنان توضیح می‌دهد: «دوستام که وضع مالی بهتری دارن، راحت میرن باشگاههای ورزشی و بدنسازی...، آخر هفته شمال میرن یا تو کارگاههای آموزشی شرکت میکنند. درحالی‌که من و دوستای بدبخت‌تر از خودم، تفریحمون شده یه پیک‌نیک تو پارک با یه قلیون یا گپ‌زدن و دورهمی حتی خرج باشگاه برامون هزینه است که باید از قبل برایش برنامه ریخت.» (پسر، 21 ساله، سمنان). این روایت، بازتولید شکاف طبقاتی در سبک زندگی را نشان می‌دهد که در آن سرمایه اقتصادی، مرزهای دسترسی به فعالیتهای مشروع و نمادین را ترسیم می‌کند.
این نابرابری در مناطق روستایی و حاشیه‌ای با محرومیت مضاعف جغرافیایی همراه می‌شود. یکی از جوانان روستایی می‌گوید: «اینجا نه سالن ورزشی مناسب هست، نه کافه یا کتابخونه... گزینه‌های ما یا پرداخت هزینه برای رفتن به شهره، یا موندن تو خونه و فضای مجازی. خیلیا از این روزمرگی و یکنواختی ناراحتن.» (دختر، 22 ساله، روستای اطراف شاهرود). فقدان زیرساخت، چارچوب امکانهای عینی فراغت را به‌شدت محدود کرده و آن را به امری لوکس یا انتزاعی تبدیل می‌کند.
5. تفاوتهای جنسیتی: از نظارت تا مقاومت
جنسیت عمیق‌ترین شکاف در تجربه فراغت است. فضاهای عمومی به صحنه‌هایی جنسیت‌یافته تبدیل شده‌اند که حضور در آنها برای دختران و پسران معنایی اساساً متفاوت دارد.
برای دختران، فراغت همواره با مدیریت نظارت اجتماعی همراه است. یکی از مشارکت‌کنندگان می‌گوید: «هر بار که میخوام با دوستام کافه برم، باید به برادرم گزارش بدم: کجا، با کی، چه ساعتی برمیگردم. اگر دیر کنم، باید یه دروغی سرهم کنم. این حس زیر ذره‌بین بودن، لذت بیرون‌رفتن را کم میکنه.» (دختر، 20 ساله، سمنان). این روایت، عینیت کنترل نمادین (بوردیو) بر بدن و زمان دختران را نشان می‌دهد که فراغت را از یک امر ساده به موضوعی پراسترس تبدیل می‌کند.
در مقابل، پسران این نظارت را تجربه نمی‌کنند. همان‌طور که یکی از آنان می‌گوید: «ما پسرا هر وقت دلمان بخواد میزنیم بیرون. فقط ممکنه خانواده نگران امنیتمون باشه، نه چیز دیگه ...از این نظر من وضعم از خواهرام بهتره.» (پسر، 23 ساله). این امتیاز جنسیتی طبیعی‌شده، دسترسی بی‌دغدغه به فضای عمومی را برای پسران ممکن می‌کند. در پاسخ، دختران به استراتژیهایی مانند خلق فضاهای سوم امن و زنانه (اولدنبورگ، 1999) در حریم خصوصی روی می‌آورند تا نیاز به خودمختاری و ارتباط را تأمین کنند.
6. نقش فضای مجازی: قلمرو پارادوکسیکال جبران و اتلاف
فضای مجازی برای جوانان سمنانی نقش دوگانه‌ای ایفا می‌کند: هم عرصه‌ای برای جبران کمبودها و خودابرازی است و هم دامی برای اتلاف وقت و انفعال.
برای بسیاری که در فضای واقعی احساس محدودیت می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی به صحنه جبران نمادین تبدیل شده‌اند. یکی از دختران با علاقه شرح می‌دهد: «تو اینستاگرام یک پیج کتاب دارم که توش نقد مینویسم و با کتاب‌خوانهای دیگه ارتباط برقرار میکنم... تو دنیای واقعی کسی منو به‌عنوان یک منتقد ادبی جدی نمیگیره، اما تو اون فضا هویتی ساختم برای خودم که بر اساس دانش و علاقه واقعیمه و فالورام براش ارزش قائل میشوند. این فضا به من اعتمادبه‌نفس داده.» (دختر، 23 ساله، دانشجوی ادبیات). این تجربه نشان می‌دهد که فضای مجازی چگونه می‌تواند عرصه‌ای برای بازنمایی هویت ایده‌آل و کسب سرمایه نمادین در حوزه‌ای خاص باشد.
بااین‌حال، وجه تاریک این فضا، ایجاد وابستگی و احساس پوچی است. همان‌طور که یکی از پسران با نارضایتی اعتراف می‌کند: «خیلی شبا زمان از دستم درمیره. میشینم ویدیوهای کوتاه تیک‌تاک یا سریال و سرگرمیهای دیگه میبینم ...میدونم دارم وقت تلف میکنم، بعدش احساس پوچی میکنم، اما انگار معتادش شدم. یه نیرویی منو به ادامه‌دادن میکشونه. هی میگم فقط ده دقیقه. یهو میبینی شد 5 ساعت. مثل‌اینکه این راحت‌ترین راه برای پرکردن خلأهای زندگیمه که انگیزه یا امکان پرکردنش با کارهای اساسی رو ندارم.» (پسر، 22 ساله، دانشجو).
این مصرف انفعالی و بی‌هدف، نشان‌دهنده تبدیل فضای مجازی به ابزاری برای وقت‌کشی در غیاب گزینه‌های جذاب و در دسترس در دنیای واقعی است.
7. موانع تجربه فراغت: سه‌گانه اقتصاد، فرهنگ و فضا
موانع پیش‌روی جوانان برای تجربه فراغتی رضایت‌بخش، چندلایه و درهم‌تنیده‌اند که اصلی‌ترین آنها محدودیت اقتصادی، کنترل فرهنگی و کمبود زیرساخت است.
مانع اقتصادی به‌عنوان سد اصلی خود را نشان می‌دهد. یکی از جوانان با صراحت می‌گوید: «حرف اول را پول میزند. من عاشق عکاسی هستم اما دوربین ندارم. دوست دارم گیتار یاد بگیرم اما شهریه کلاسها سنگین است. حتی برای رفتن به کنسرت باید از چند هفته قبل پس‌انداز کنم. وقتی دایره انتخابهایت این‌قدر محدود باشد، فراغت تبدیل به یک مسابقه ناعادلانه میشود که از ابتدا میدانی برنده‌ای ندارد.» (پسر، 27 ساله، کارمند). این بیان، چگونگی تبدیل فراغت به یک کالای طبقاتی را نشان می‌دهد که دسترسی به آن مستلزم برخورداری از سرمایه اقتصادی کافی است.
در کنار این، فقدان زیرساختهای کیفی به‌عنوان مانعی ساختاری عمل می‌کند. «شهر ما حتی یک سالن بزرگ و استاندارد برای برگزاری کنسرت یا نمایشگاه ندارد. پارکهایمان بیشتر برای کودکان طراحی شده‌اند و فاقد فضاهایی برای گردهمایی یا فعالیت جوانان هستند. این کمبودها به‌خودی‌خود انگیزه برنامه‌ریزی برای فراغت گروهی را از بین می‌برد.» (دختر، 26 ساله، معلم، سمنان). این نبود امکانات، نه تنها انتخابها را محدود می‌کند، بلکه تابعیت ذائقه فراغتی از محدودیتهای محیطی را نیز تقویت می‌کند.
جمع‌بندی: یافته‌ها از فراغتی خبر می‌دهند که در تنش دائمی با ساختارهاست. جوانان سمنانی، در دل محدودیتهای اقتصادی، جنسیتی و فضایی، با به‌کارگیری استراتژیهای مذاکره، مقاومت و جبران (چانه‌زنی، خلوت‌گزینی، فراغت هدفمند، پناه‌بردن به فضای مجازی)، در پی بازپس‌گیری بخشی از زمان و مکان زندگی خویش و بازسازی هویتی شخصی هستند. از این منظر، فراغت نه امری حاشیه‌ای که شاخصی حساس برای فهم پویایی قدرت، عاملیت و بازسازی خود در جامعه‌ای در حال گذار است.
بحث
این مطالعه کیفی با واکاوی تجربه زیسته 35 جوان سمنانی، نشان می‌دهد اوقات فراغت در بافت گذار این استان را باید به‌مثابه یک میدان مذاکره پیچیده فهمید. میدانی که در آن محدودیتهای سخت‌افزاری (اقتصاد، جغرافیا) و نرم‌افزاری (هنجارهای جنسیتی، گفتمان خانواده) با عاملیت و خلاقیت جوانان در تعاملی پویا و گاه متعارض، قرار می‌گیرند. یافته‌ها نه تنها نابرابریهای ساختاری را تأیید می‌کند، بلکه منطق درونی و استراتژیهای کنشگرانه جوانان را برای «زیستن در حصار» آشکار می‌کند.
1. فراغت به‌مثابه پروژه هویت تحت قیدوبند: گذار از گیدنز آرمانی به بوردیوی واقع‌گرا
اگرچه جوانان در انتخاب فعالیتهای فراغتی پروژه بازتابی هویت خویش را پیش می‌برند (گیدنز)، اما دامنه این بازتاب‌گری به‌شدت توسط میدان نیروهای بوردیویی محدود شده است. این مطالعه نشان داد که انتخاب، همواره در چارچوب امکانهای ازپیش‌تعیین‌شده صورت می‌گیرد. برای مثال، گرایش به فراغت هدفمند (مانند یادگیری زبان)، اگرچه کنشی آینده‌نگر و سرمایه‌ساز است، ولی خود محصول درونی‌سازی ارزش سرمایه فرهنگی مشروع در عادت‌واره طبقاتی خاصی است و مستلزم برخورداری از حداقلی از سرمایه اقتصادی یا حمایت خانوادگی است. به‌عبارت‌دیگر، عاملیت در اینجا نه خلق از هیچ، بلکه بازچینش خلاقانه قطعات پازلی است که ساختار در اختیار فرد گذاشته است. این یافته، تصویر ساده‌انگارانه از فردگرایی نسلی را رد کرده و مفهوم فردیت موقعیتی را تقویت می‌کند، هویتی که در تقاطع ساختار و عاملیت و درگرو مذاکره دائمی شکل می‌گیرد.
2. اولویت جنسیت بر طبقه: نظارت بدن‌محور به‌مثابه سدی فراساختاری
همسو با مطالعات پیشین (محمدپور و بلالی، 2022؛ قربانی‌پارام و همکاران، 2021)، یافته شاخص این پژوهش آن است که برای دختران، جنسیت اغلب بر طبقه تقدم دارد. نظارت همه‌جانبه بر بدن، زمان و حرکت دختران (مثل «گزارش‌دادن به برادر») چنان نهادینه است که سرمایه اقتصادی خانواده نیز قادر به خنثی‌سازی آن نیست.
فضاهای عمومی به صحنه‌های اجرای جنسیت (باتلر) تبدیل شده‌اند که در آن بدن زنانه همواره در معرض قضاوت و کنترل نمادین است. این یافته در سمنان، برخلاف کلان‌شهرها، نشان می‌دهد که جنسیت بر طبقه اولویت دارد و نظارت مبتنی بر حیثیت، حتی با وجود سرمایه اقتصادی، محدودیتهای فراغتی دختران را تشدید می‌کند. مقاومت در این میدان خرد و روزمره است؛ مانند خلق فضاهای سوم زنانه در خلوت خصوصی برای تصاحب حبابهای کوچک خودمختاری.
3. فضای مجازی: از جبران نمادین تا مقاومت اقتصادی
فضای مجازی پیچیده‌ترین عرصه میدان مذاکره را نمایندگی می‌کند؛ نقشی پارادوکسیکال همزمان به‌عنوان جبران نمادین، مقاومت اقتصادی و انقیاد. برای دختران و روستاییان محروم از فضای عمومی، شبکه‌هایی مثل اینستاگرام به صحنه‌ای حیاتی برای بازنمایی هویت ایده‌آل و کسب سرمایه نمادین بدل شده‌اند (مصرف فعال، فیسک). یافته بدیع، گذار از جبران نمادین به مقاومت اقتصادی در مواردی اندک اما اثرگذار بود، جایی که فراغت دیجیتال به کسب‌وکار خرد مجازی تبدیل می‌شد و مرزهای سنتی کار و فراغت را محو می‌کرد. شبکه‌های دیجیتال (کاستلز[7]) در شرایط خاص، هم زندانی برای اتلاف وقت و هم ابزار رهایی و توانمندسازی‌اند. این پارادوکس، نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه‌ای است که هم از خطر انزوای واقعی آگاه باشد و هم ظرفیت کارآفرینی فرهنگی را تقویت کند.
فراغت جوانان سمنان هم بازتاب نابرابریهای ساختاری (جنسیت، طبقه، جغرافیا) و هم عرصه‌ای برای عاملیت و مقاومت فرهنگی است. چارچوب «میدان مذاکره»، کنش فراغتی را نه انتخاب منفعل، بلکه تاکتیکی برای حفظ قلمرو شخصی می‌داند. این درک سه دلالت سیاستی دارد:
1. تغییر رویکرد از عرضه خدمت به تسهیل مذاکره: مداخلات باید به‌جای برنامه‌ریزی متمرکز، بر توانمندسازی مقاومتهای خودجوش جوانان متمرکز شوند. مثال: صندوق پروژه‌های فراغتی-مهارتی محلی با بودجه خرد برای گروههای جوان، به‌ویژه دختران.
2. بازپس‌گیری فضاهای عمومی برای دختران: تدوین مشارکتی «منشور حق بر شهر و فراغت» با تأکید بر دسترسی امن، شفافیت ساعتها و محیط بدون آزار برای کاهش کنترل نمادین.
3. تبدیل تهدید مجازی به فرصت: ایجاد «هابهای نوآوری دیجیتال بومی» و آموزش سواد رسانه‌ای و کارآفرینی، اتلاف وقت را به خلق ارزش تبدیل می‌کند.

محدودیتها و پژوهشهای آتی
این پژوهش با محدودیتهایی مانند تمرکز بر یک استان و ماهیت کیفی که اگرچه عمق را فراهم می‌کند، اما تعمیم‌پذیری را محدود می‌کند، روبه‌روست. پژوهشهای آتی می‌توانند این چارچوب تحلیلی را در دیگر بافتهای میانی ایران آزموده یا با به‌کارگیری روش‌شناسی ترکیبی (کیفی-کمی)، ابعاد گسترده‌تر پدیده را اندازه‌گیری کنند. همچنین، مطالعه سیر تحول استراتژیهای فراغتی یک نسل در طول زمان (مطالعه طولی) می‌تواند درک پویاتری از این میدان مذاکره ارائه دهد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی
پژوهش با رعایت موازین اخلاقی انجام شد. پیش از مصاحبه‌ها، رضایت آگاهانه کتبی اخذ و محرمانگی داده‌ها و حق انصراف تضمین شد. مصاحبه‌ها در زمان و مکان دلخواه مشارکت‌کنندگان انجام شد و فایلها نزد نویسنده محفوظ ماند.
مشارکت نویسندگان
نویسنده به‌تنهایی تمام مراحل پژوهش (طراحی، گردآوری داده، تحلیل تماتیک، نگارش) را انجام داده است.
تأمین مالی
این پژوهش فاقد هرگونه حمایت مالی بوده است.
تعارض منافع
هیچ‌گونه تضاد منافعی گزارش نمی‌شود.
منابع


 
[1]. Bourdieu
[2]. Giddens
[3]. Dumazedier
 
[4]. Lash and Urry
 
[5]. Self-Determination Theory
 
[6]. Deci and Ryan
 
[7]. Castells
 
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: جوانان
دریافت: 1404/4/30 | پذیرش: 1405/2/15 | انتشار: 1405/3/10

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb