مقدمه سلامت[1] بهعنوان یکی از اساسیترین شاخصهای توسعه اجتماعی (عبداللهیودینمحمدی، 2022؛ چراغپوروهمکاران، 2021)، مفهومی چندوجهی و پویا است (احمدیوهمکاران، 2023). بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت2، سلامت صرفاً به معنای نبود بیماری یا ناتوانی نیست، بلکه حالتی از رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است (سازمانجهانیبهداشت، 1948). در این چارچوب، سلامت اجتماعی3 بهعنوان یکی از ابعاد سهگانه سلامت جایگاه ویژهای دارد. در ادبیات نظری، برخی پژوهشگران اصطلاح بهزیستی اجتماعی4 را برای تبیین بعد ادراکی سلامت اجتماعی بهکار بردهاند (کییز5، 1998؛ لارسن6، 1996). هرچند این دو اصطلاح در برخی رویکردها همپوشانی دارند، اما بهزیستی اجتماعی بیشتر بر ارزیابی ذهنی فرد از کیفیت روابط، نقشها و جایگاه اجتماعی خود تأکید دارد. سلامت اجتماعی توانایی فرد در ایفای نقشهای اجتماعی، برقراری ارتباطات مؤثر، مشارکت در شبکههای اجتماعی و احساس تعلق به جامعه را بازتاب میدهد (یوسفیوهمکاران، 2018). سطح سلامت اجتماعی افراد نهتنها پیامدهای فردی دارد، بلکه پیامدهای جمعی و سازمانی گستردهای ایجاد میکند و میتواند بر سرمایه اجتماعی، انسجام سازمانی و کارآمدی نظامهای حرفهای اثرگذار باشد (بخشعلیپورومیاندهیرودسری، 2022). پرستاران بهعنوان بزرگترین نیروی ارائهدهنده خدمات سلامت، نقشی فراتر از مراقبت جسمانی ایفا میکنند و کیفیت تعاملات حرفهای و اجتماعی آنان میتواند بر تجربه بیماران و عملکرد نظام سلامت تأثیرگذار باشد (وانگ7 و همکاران، 2018). ازاینرو، سلامت اجتماعی این گروه حرفهای با کیفیت مراقبت، رضایت شغلی و تعهد سازمانی ارتباط دارد (یوسفیوهمکاران، 2018؛ نقیبیرانوندوهمکاران، 2023). با وجود افزایش پژوهشها در این حوزه، مطالعات انجامشده غالباً پراکنده، توصیفی و فاقد یک چارچوب نظری یکپارچه بودهاند. برخی مطالعات نشان میدهند که برخی ابعاد سلامت اجتماعی پرستاران در سطح متوسط یا پایین قرار دارد (مدیریوهمکاران، 2018؛ روضهوهمکاران، 2022)، اما تاکنون یک مدل مفهومی تلفیقی که ابعاد و عوامل مؤثر بر آن را یکپارچه کند ارائه نشده است. ازآنجاکه سلامت اجتماعی بر پایه مؤلفههایی همچون مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، یکپارچگی اجتماعی و شکوفایی اجتماعی تعریف میشود (کییز، 1998)، بهرهگیری از روش فراترکیب[2]، میتواند امکان ادغام نظاممند یافتههای مطالعات پراکنده را فراهم کند (ساندلوسکیوبارسو[3]، 2007). با توجه به فقدان مرورهای نظاممند و تلفیقی درزمینه سلامت اجتماعی پرستاران در ایران، انجام یک فراترکیب ضرورت مییابد؛ بنابراین، پژوهش حاضر با دو هدف مکمل طراحی شد: (1) استخراج، ادغام و تفسیر یافتههای پژوهشهای انجامشده درباره سلامت اجتماعی پرستاران ایران طی سالهای 1396 تا 1402؛ (2) ارائه یک مدل مفهومی تلفیقی که بتواند ابعاد سلامت اجتماعی پرستاران و عوامل فردی، بینفردی، اجتماعی، سازمانی و فرهنگی مؤثر بر آن را تبیین کند. انتظار میرود نتایج این مطالعه با روشنکردن ابعاد مغفولمانده سلامت اجتماعی پرستاران، زمینهساز طراحی مداخلات مؤثر فردی، سازمانی و سیستمی باشد و بتواند راهنمایی عملی برای سیاستگذاران حوزه سلامت، مدیران پرستاری و محققان این حوزه فراهم آورد.
چارچوب مفهومی سلامت اجتماعی یکی از ابعاد اساسی سلامت در کنار ابعاد جسمی و روانی است و به ارزیابی فرد از کیفیت روابط اجتماعی، میزان مشارکت در جامعه، احساس تعلق و کارکرد فرد در نقشهای اجتماعی اشاره دارد (لارسن، 1996؛ کییزوشاپیرو[4]، 2004). در ادبیات سلامت، سلامت اجتماعی بیانگر توانایی فرد در ایجاد و حفظ روابط اجتماعی، مشارکت در فعالیتهای جمعی و ادغام در محیط اجتماعی است. از نظر نظری، ریشههای مفهوم سلامت اجتماعی را میتوان در سنت جامعهشناختی کلاسیک جستوجو کرد. اگرچه امیل دورکیم اصطلاح «سلامت اجتماعی» را به کار نبرده است، اما مفاهیم «انسجام اجتماعی[5]» و «یکپارچگی اجتماعی[6]» در آثار وی بهعنوان عوامل بنیادین حفظ نظم اجتماعی و رفاه افراد مطرح شدهاند (دورکیم، 1897/1951). بر اساس این دیدگاه، کیفیت پیوندهای اجتماعی و میزان ادغام افراد در شبکههای اجتماعی نقش مهمی در سلامت و کارکرد اجتماعی آنان دارد. در محیطهای کاری نیز شرایط اجتماعی و سازمانی، کیفیت روابط حرفهای و میزان حمایت اجتماعی میتوانند بر سلامت اجتماعی کارکنان، بهویژه پرستاران، اثرگذار باشند. در کنار این رویکرد ساختاری، مدل بهزیستی اجتماعیکییز (1998)یکی از معتبرترین چارچوبهای نظری برای تبیین ابعاد ادراکی سلامت اجتماعی به شمار میرود. کییز سلامت اجتماعی را در پنج مؤلفه شامل پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی و یکپارچگی اجتماعی تبیین میکند (کییز، 1998؛ کییزوشاپیرو، 2004). این مدل نشان میدهد که سلامت اجتماعی صرفاً محصول شرایط ساختاری جامعه نیست، بلکه به برداشت و ارزیابی افراد از جایگاه و روابط اجتماعی خود نیز وابسته است. بر اساس تلفیق دیدگاه جامعهشناختی دورکیم و مدل بهزیستی اجتماعی کییز، چارچوب مفهومی پژوهش حاضر در سه سطح تحلیلی سازماندهی شده است: الف) سطح ساختاری[7]: شامل عوامل اجتماعی و سازمانی مؤثر بر سلامت اجتماعی پرستاران، ازجمله حمایت سازمانی و بینفردی، عدالت و امنیت شغلی، کیفیت ارتباطات حرفهای، فشار نقش، بارکاری و فرصتهای مشارکت اجتماعی که در مطالعات واردشده در این فراترکیب بهعنوان مهمترین زمینههای شکلگیری سلامت اجتماعی گزارش شدهاند (یوسفیوهمکاران، 2018؛ عبداللهیودینمحمدی، 2022؛ نوروززادهوعلیمحمدزاده، 2021). ب) سطح ادراکی (بهزیستی اجتماعی): شامل پنج مؤلفه مدل کییز، یعنی پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، یکپارچگی اجتماعی و شکوفایی اجتماعی که بیانگر نحوه ادراک پرستاران از کیفیت روابط اجتماعی و جایگاه آنان در محیط حرفهای است (کییز، 1998). ج) سطح پیامدهای حرفهای[8]: شامل پیامدهایی نظیر کیفیت مراقبت پرستاری، کیفیت زندگی، رضایت شغلی، عملکرد حرفهای و تعهد سازمانی که در مطالعات مرورشده با سلامت اجتماعی پرستاران مرتبط گزارش شدهاند (یوسفیوهمکاران، 2018؛ توحیدیوهمکاران، 2017؛ بخشعلیپورومیاندهیرودسری، 2022).
شکل (1): مدل مفهومی پژوهش
بر این اساس، مدل مفهومی پژوهش حاضر سلامت اجتماعی پرستاران را بهعنوان سازهای محوری که شرایط ساختاری محیط کار را به پیامدهای حرفهای پیوند میدهد، در نظر میگیرد. این مدل با تلفیق دو رویکرد نظریِ ساختاری (مبتنی بر مفاهیم انسجام و یکپارچگی اجتماعی در اندیشه دورکیم) و ادراکی (بر پایه مدل بهزیستی اجتماعی کییز) تدوین شده و مبنای سازماندهی، تحلیل و تفسیر یافتههای فراترکیب حاضر را تشکیل میدهد (شکل 1).
روش پژوهش حاضر یک مطالعه فراترکیب بر پایه مدل هفتمرحلهای ساندلوسکیوباروسو (2007)است. هدف فراترکیب، فراتر رفتن از تجمیع آماری و دستیابی به بازتفسیر مفهومی یافتههای پراکنده برای تولید دانش تفسیری جدید است. اگرچه بیشتر مطالعات واردشده دارای طراحی کمی بودند، اما بر اساس رویکرد «کیفیسازی دادههای کمی[9]» (ساندلوسکیوهمکاران، 2009)، یافتههای عددی میتوانند به گزارههای تفسیری و مفاهیم نظری تبدیل شوند. در این پژوهش، هدف، محاسبه اندازه اثر واحد یا برآورد شیوع نبود (که مستلزم متاآنالیز است)، بلکه استخراج الگوهای مفهومی مشترک و مدل نظری یکپارچه از عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی پرستاران بود. با توجه به ناهمگونی روشها، نمونهها و تحلیلهای آماری در مطالعات اولیه، رویکرد فراترکیب بهعنوان روشی منعطفتر و سازگارتر انتخاب شد. مرحله اول: طرح سؤال و تعیین چارچوب مرور: با توجه به اینکه هدف فراترکیب، تولید تفسیرهای مفهومیِ جدید از یافتههای مطالعات پیشین است، پرسشهای پژوهش با ماهیت تفسیری و با هدف استخراج الگوهای مفهومی طراحی شدند. پرسشهای اصلی این پژوهش عبارتاند از: الگوهای مفهومی سلامت اجتماعی پرستاران در ایران چگونه در مطالعات مختلف بازنمایی شدهاند؟ چه مضامین و سازوکارهای مشترکی در تبیین سلامت اجتماعی پرستاران قابلاستخراج است؟ تعامل میان عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی در شکلگیری سلامت اجتماعی چگونه قابل مدلسازی است؟ چارچوب مطالعه شامل: جمعیت: پرستاران ایرانی پدیده موردبررسی: سلامت اجتماعی نوع مطالعات: مطالعات کمی، کیفی و آمیخته نتیجه مورد انتظار: استخراج ابعاد و عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی مرحله دوم: راهبرد جستوجوی نظاممند: برای شفافیت کامل، راهبرد جستوجو به شکل زیر انجام شد: پایگاههای جستجو: دامنه پژوهش بهصورت پیشینی بر «مطالعات انجامشده در ایران» تعریف شد، زیرا هدف تحلیل بافت فرهنگی - سازمانی خاص نظام سلامت ایران بود. بر این اساس، پایگاههای بینالمللی که عمدتاً مطالعات غیرایرانی را نمایه میکنند در دامنه پژوهش قرار نگرفتند. این پایگاهها شامل پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگیران، ایرانداک، نورمگز، سیویلیکا و پرتال جامع علوم انسانی بود. کلیدواژهها: راهبرد جستجو با استفاده از ترکیب کلیدواژههای فارسی با عملگرهای بولی AND/OR طراحی شد. از جستجوی واژه منفرد «سلامت» خودداری شد و تنها ترکیبات هدفمند استفاده شد. کلیدواژههای فارسی عبارت بودند از: «سلامت اجتماعی»، «پرستاران»، «پرستاری»، «سلامت اجتماعی پرستاران در ایران»، «بهزیستی اجتماعی»، «ابعاد سلامت اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «انسجام اجتماعی»، «کیفیت زندگی»، «سرمایه روانشناختی»، «خودکارآمدی»، «هوش فرهنگی»، «ارزشهای دینی»، «مهارتهای اجتماعی»، «فعالیت ورزشی»، «منزلت حرفهای»، «کرونا» و «کووید-19». بازه زمانی: 1396 تا 1402 تعیین شد. نتایج اولیه جستجو: پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (68)، مگیران (41)، ایرانداک (17)، نورمگز (22)، سیویلیکا (7)، پورتال جامع علوم انسانی (5)؛ که جمعاً 160 مقاله جستجو شد. مرحله سوم: تبیین مقالات مورد تأیید: فرآیند جستجو، غربالگری و انتخاب مطالعات برای افزایش شفافیت گزارشدهی بر اساس رهنمودهای PRISMA[10] انجام شد. معیارهای ورود شامل: (الف) موضوع پژوهش: سلامت اجتماعی پرستاران، (ب) محدوده جغرافیایی: مطالعات انجامشده در ایران، (ج) نوع نشریه: مقالات علمی-پژوهشی، (د) روش پژوهش: کمی (با استفاده از پرسشنامه استاندارد کییز)، کیفی یا آمیخته. لازم به ذکر است که در عمل، تمامی مطالعات واردشده در این فراترکیب دارای طراحی کمی بودهاند و از پرسشنامه کییز استفاده کردهاند. (ه) دسترسی: دارابودن متن کامل مقاله، (و) بازه زمانی: انتشار بین سالهای 1396 تا 1402 (شمسی). معیارهای خروج شامل: موضوعات غیرمرتبط با سلامت اجتماعی پرستاران، مطالعات مروری و نظاممند، جامعه آماری غیر از پرستاران، مقالات تکراری، متن ناقص یا داده ناکافی (فاقد متن کامل، فاقد آمار قابلاستخراج، عدم امکان استخراج گزارههای تحلیلی) و انتشار خارج از بازه زمانی تعیینشده بود. شایانذکر است که معیارهای ورود و خروج بر اساس سه سطح چارچوب مفهومی پژوهش (ساختاری، ادراکی و پیامدهای حرفهای) تنظیم شدند تا هماهنگی میان روششناسی و چارچوب نظری پژوهش حفظ شود. پس از حذف مقالات تکراری (31 مورد)، غربالگری عنوان و چکیده (74 مورد نامرتبط) و بررسی متن کامل (41 مورد حذف شامل 22 مطالعه مروری، 13 مورد داده ناکافی و 6 مورد خارج از بازه زمانی)، نهایتاً 14 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. مرحله چهارم: ارزیابی کیفیت مقالات: برای تضمین روایی و کیفیت مقالات منتخب، از چکلیست[11]STROBE برای 12 مطالعه پیمایشی (کمی) و از چکلیست[12]CASP برای مطالعات مداخلهای برای 2 مطالعه با طراحی نیمهتجربی (حسنپور و همکاران، 2022 و علوی و همکاران، 2018) استفاده شد. دو ارزیاب مستقل کیفیت هر مقاله را بررسی کردند و اختلافنظرها توسط ارزیاب سوم حل شد. تمام مقالات انتخابشده نمره کیفیت «متوسط به بالا» دریافت کردند. مرحله پنجم: روش استخراج دادهها: فرآیند استخراج دادهها شامل: مشخصات پژوهش، روش، ابزار، جامعه، نمونه، یافتهها، متغیرهای اثرگذار، کدهای مفهومی. استخراج دادهها توسط دو پژوهشگر مستقل انجام شد؛ برای کنترل «پایایی بینکدگذار»، ضریب توافق کوهن 0/82 به دست آمد که قابلقبول است. مرحله ششم: تحلیل دادهها: تبدیل یافتههای کمی به مفاهیم کیفی: برای تبدیل یافتههای کمی به مفاهیم کیفی از پروتکل سهمرحلهای زیر استفاده شد: مرحله 1 - استخراج گزارههای معنادار: میانگینها، ضرایب همبستگی و مقادیر معناداری آماری به گزارههای توصیفی تبدیل شدند. برای مثال، ضریب همبستگی 45/0 بین «مشارکت اجتماعی» و «رضایت شغلی» در مقاله شوهانی و همکاران (2023) به این گزاره تبدیل شد: «پرستارانی که در محیط کار احساس مشارکت و اثرگذاری بیشتری دارند، از رضایت شغلی بالاتری برخوردارند». مرحله 2 - کدگذاری مفهومی: گزارههای استخراجشده بر اساس معنای ضمنی آنها کدگذاری شدند. برای مثال، گزاره فوق در کنار یافتههای مشابه از سایر مقالات، کد «مشارکت بهعنوان منبع توانمندسازی حرفهای» را دریافت کرد. مرحله 3 - تلفیق در مضامین: کدهای هممعنا در قالب مضامین اصلی (مانند «مشارکت اجتماعی») و زیرمضامین (مانند «احساس مؤثربودن»، «تصمیمگیری جمعی») سازماندهی شدند. مرحله هفتم: ترکیب و ارائه نهایی نتایج: در مرحله نهایی، مضامین کلیدی با استفاده از روش «ترکیب تفسیری» تجمیع شدند. بر اساس مدل کییز، پنج بعد اصلی سلامت اجتماعی شامل شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، همبستگی اجتماعی و پذیرش اجتماعی شناسایی شد. همچنین عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی در چهار دسته شامل سازمانی، فردی، بین فردی و اجتماعی- فرهنگی طبقهبندی شدند.
یافتهها در این مطالعه فراترکیب، 14 مقاله منتشرشده در بازه زمانی 1396 تا 1402 در 12 مجله علمی - پژوهشی موردبررسی قرار گرفتند. جدول (1) خلاصهای از مشخصات این مطالعات را ارائه میدهد.
جدول 1: مقالات انتخابشده برای تجمیع و طبقهبندی
1. ویژگیهای ساختاری مطالعات از نظر رشتههای علمی، پرستاری و پزشکی با 42/5 درصد بیشترین سهم را داشتند و مدیریت و علوم ورزشی (21/5 درصد)، روانشناسی (14 درصد)، جامعهشناسی، مددکاری اجتماعی و برنامهریزی درسی (هرکدام حدود 7 درصد) در رتبههای بعدی قرار داشتند. از نظر روششناسی، 85/7 درصد مطالعات پیمایشی و 14/3 درصد آزمایشی یا نیمهآزمایشی بودند. بخش عمده مطالعات در مقیاس شهرستان (78/5 درصد) انجام شده و واحد تحلیل در همه مطالعات فردی بوده است.
2. ابعاد سلامت اجتماعی پرستاران (پنج مضمون اصلی) پس از تحلیل دادهها و تبدیل یافتههای کمی به گزارههای تحلیلی، پنج مضمون اصلی بر اساس مدل کییز استخراج شد (جدول 2).
جدول 2: مضامین و زیرمضامین استخراجشده از مطالعات درباره سلامت اجتماعی پرستاران
مشارکت اجتماعی شامل احساس مؤثربودن، مشارکت در تصمیمگیری و همکاری بینرشتهای است و در اکثر مطالعات بهعنوان بعد برجسته گزارش شده است (شوهانیوهمکاران، 2023). همبستگی اجتماعی شامل درک شرایط محیطی و سازگاری با فشارهای کاری است که تحتتأثیر فشار کاری و کمبود نیرو قرار میگیرد (شوهانیوهمکاران، 2023؛بخشعلیپوروهمکاران، 2022). پذیرش اجتماعی با حمایت همکاران و کیفیت روابط بینفردی مرتبط است (چراغپوروهمکاران، 2021؛ نوروززادهوعلیمحمدزاده، 2021). انسجام اجتماعی با ساختارهای مدیریتی مشارکتی و فضای سازمانی حمایتی همراه است (یوسفیوهمکاران، 2018؛ عبداللهیودینمحمدی، 2022). شکوفایی اجتماعی با محدودیت فرصتهای ارتقای شغلی و آموزشی همراه بوده است (روضهوهمکاران، 2022؛ یوسفیوهمکاران، 2018).
3. عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی پرستاران تحلیل مطالعات نشان داد که چهار دسته عامل با سلامت اجتماعی پرستاران مرتبط هستند: عوامل سازمانی (8 مطالعه): شامل حمایت مدیریتی، عدالت سازمانی، فشار کاری، کمبود نیروی انسانی و نوع رابطه استخدامی. برای نمونه، در مقاله عبداللهیودینمحمدی (2022)، نوع استخدام (دائمی در مقایسه با موقت) بهعنوان یکی از پیشبینهای سلامت اجتماعی شناسایی شده است. عوامل فردی (6 مطالعه): شامل سن، سابقه کاری، خودکارآمدی و سرمایه روانشناختی. در مطالعه میرانیوهمکاران (2023)، سرسختی روانشناختی و راهبردهای مقابله دینی با سلامت اجتماعی رابطه مثبت معنادار داشتهاند. عوامل بینفردی (5 مطالعه): شامل کیفیت روابط با همکاران، همکاری تیمی و میزان حمایت اجتماعی. در مطالعه نوروززادهوعلیمحمدزاده (2021)، حمایت اجتماعی نقش تعدیلگر در رابطه بین مهارتهای اجتماعی و سلامت اجتماعی گزارش شده است. عوامل اجتماعی - فرهنگی (3 مطالعه): شامل ارزشهای دینی، هوش فرهنگی و فعالیت بدنی. چراغپور و همکاران (2021) گزارش کردهاند که هوش فرهنگی و ارزشهای دینی با سلامت اجتماعی پرستاران رابطه مثبت معناداری دارند.
4. پاسخ به سؤالات پژوهش پاسخ به سؤال اول (الگوهای مفهومی): الگوهای مفهومی سلامت اجتماعی پرستاران در ایران عمدتاً بر اساس مدل پنجبعدی کییز بازنمایی شدهاند. مشارکت اجتماعی بهعنوان بعد غالب و شکوفایی اجتماعی کمترین میانگین را داشته است. پاسخ به سؤال دوم (مضامین و سازوکارهای مشترک): پنج مضمون اصلی (مشارکت، همبستگی، پذیرش، انسجام، شکوفایی) و چهار دسته عامل مؤثر (سازمانی، فردی، بینفردی، اجتماعی-فرهنگی) بهعنوان سازوکارهای مشترک شناسایی شدند. پاسخ به سؤال سوم (تعامل عوامل): ابعاد سلامت اجتماعی در تعامل با عوامل سازمانی، فردی، بینفردی و اجتماعی-فرهنگی گزارش شدهاند. سرمایه روانشناختی و مقابله دینی مثبت بهعنوان سازوکارهای تقویتکننده عمل میکنند.
بحث یافتههای این فراترکیب در چارچوب مدل مفهومی پژوهش که بر ترکیب دو رویکرد نظری (ساختاری دورکیمی و ادراکی کییز) استوار است، نشان داد که سلامت اجتماعی پرستاران مفهومی چندبعدی و پویاست که در تعامل میان سه سطح تحلیلی ساختاری، ادراکی و پیامدهای حرفهای شکل میگیرد. در سطح ساختاری، عواملی نظیر حمایت سازمانی، عدالت شغلی، فشار نقش و بارکاری، مهمترین زمینههای ساختاری تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی پرستاران هستند. این یافته با رویکرد دورکیمی همخوانی دارد که بر نقش انسجام و یکپارچگی اجتماعی در حفظ نظم اجتماعی و رفاه افراد تأکید میکند (دورکیم، 1897/1951). در سطح ادراکی، یافتهها در قالب پنج مؤلفه مدل کییز سازماندهی شد. نتایج نشان داد که ابعاد فعال و تعاملمحور سلامت اجتماعی (مشارکت اجتماعی و یکپارچگی اجتماعی) در مقایسه با ابعاد ادراکی و ارزشی (پذیرش و شکوفایی) وضعیت مطلوبتری دارند. برای نمونه، اگرچه مشارکت اجتماعی در برخی مطالعات میانگین بالاتری داشته، اما این امر عمدتاً ناشی از ماهیت تعاملی حرفه پرستاری است. در مقابل، پایینبودن ابعاد ادراکی میتواند نشاندهنده فاصله ادراکشده پرستاران از جامعه و تجربه محدود حمایت نهادی باشد (عبداللهیودینمحمدی، 2022). این الگو نشان میدهد که سلامت اجتماعی صرفاً نتیجه شرایط ساختاری نیست، بلکه به ارزیابی و ادراک فرد از جایگاه خود نیز وابسته است (کییزوشاپیرو، 2004). در سطح پیامدهای حرفهای، سلامت اجتماعی پرستاران با کیفیت مراقبت، کیفیت زندگی، رضایت شغلی، عملکرد حرفهای و تعهد سازمانی رابطه دارد (یوسفیوهمکاران، 2018؛ توحیدیوهمکاران، 2017؛ بخشعلیپور و میاندهی رودسری، 2022). بر اساس مدل مفهومی (شکل 1)، سلامت اجتماعی بهعنوان متغیر واسطهای میان شرایط ساختاری و پیامدهای حرفهای عمل میکند. نوآوری پژوهش در ارائه مدلی تلفیقی بر پایه دو رویکرد ساختاری و ادراکی است که میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات چندسطحی قرار گیرد. برخلاف مطالعات کمی که صرفاً سطح سلامت اجتماعی را گزارش کردهاند، تحلیل ترکیبی حاضر نشان داد که تفاوت میان ابعاد سلامت اجتماعی ناشی از شرایط ساختاری، فشارهای شغلی، فرسودگی، کمبود حمایت سازمانی و ناهمخوانی نقشهاست. این یافته بر اهمیت نگاه چندسطحی تأکید میکند و نشان میدهد که مداخلات صرفاً فردی یا سازمانی بهتنهایی نمیتواند مؤثر باشد. بهبود سلامت اجتماعی پرستاران مستلزم مداخلات همزمان در هر سه سطح است: اصلاح شرایط ساختاری، تقویت ابعاد ادراکی و توجه به پیامدهای حرفهای. این یافتهها با پژوهشهای پیشین همخوانی دارد. بهعنوان نمونه، چراغپوروهمکاران (2021)نشان دادند که هوش فرهنگی و ارزشهای دینی با سلامت اجتماعی پرستاران مرتبط هستند. همچنین در مطالعه شوهانیوهمکاران (2023)، ارتباط مستقیم و معناداری میان سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی پرستاران گزارش شد. درمجموع، فراترکیب حاضر با بهرهگیری از چارچوب مفهومی ترکیبی و سازماندهی یافتهها در سه سطح تحلیلی، مدلی تلفیقی برای تبیین سلامت اجتماعی پرستاران ارائه میدهد. مدل مفهومی ارائهشده میتواند بهعنوان چارچوبی نظری برای طراحی مداخلات چندسطحی و سیاستهای ارتقای سلامت اجتماعی پرستاران در نظام سلامت ایران مورداستفاده قرار گیرد.
پیامدهای سیاستی یافتههای این پژوهش میتواند برای سیاستگذاران نظام سلامت ایران مفید باشد: 1. بازطراحی حمایت سازمانی: راهاندازی «نظام پشتیبان روانی-اجتماعی» در بیمارستانها با توجه به تأثیر قوی عوامل سازمانی. 2. افزایش مشارکت پرستاران در تصمیمگیری: تسهیل حضور پرستاران در کمیتههای بالینی و فرآیندهای بهبود کیفیت. 3. کاهش فشار کاری: رفع کمبود نیروی انسانی و تعدیل شیفتهای متوالی. 4. طراحی مداخلات ترکیبی: تلفیق آموزش مهارتهای فردی و اصلاحات ساختاری.
محدودیتهای پژوهش این مطالعه با چند محدودیت مواجه بود: (1) تمرکز عمده مطالعات بر روشهای کمی باعث شد ابعاد معنایی و تجربهزیسته پرستاران کمتر منعکس شود. (2) عدم دسترسی به برخی پایاننامهها ممکن است منجر به سوگیری انتشار شده باشد. (3) تفاوت در تعاریف عملیاتی سلامت اجتماعی، همسازسازی دادهها را دشوار کرد. (4) تمرکز بر ایران امکان تعمیمپذیری نتایج به سایر کشورها را محدود میکند. (5) این فراترکیب صرفاً بر مطالعات منتشرشده در زبان فارسی انجام شده و مطالعات مرتبط با سلامت اجتماعی پرستاران ایران در زبان انگلیسی از دامنه تحقیق خارج بودهاند. (6) نبود مطالعات طولی باعث میشود نتوان درباره روند تغییرات سلامت اجتماعی پرستاران قضاوت قطعی کرد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی تمامی اصول اخلاقی، ازجمله استناد صحیح، امانتداری علمی و احترام به حقوق مؤلفان، در تمامی مراحل پژوهش رعایت شده است. با توجه به ماهیت فراترکیب این مطالعه و استفاده از دادههای منتشرشده، اخذ کد اخلاق الزامی نبوده است.
مشارکت نویسندگان نویسندگان در طراحی مطالعه، جستجوی سیستماتیک، ارزیابی کیفیت مقالات، تحلیل و ترکیب دادهها و نگارش پیشنویس اولیه مقاله مشارکت داشتهاند. همه نویسندگان نسخه نهایی مقاله را مطالعه و تأیید کردهاند.
تأمین مالی این پژوهش فاقد هرگونه منبع مالی خارجی بوده و با حمایت داخلی دانشگاه علامه طباطبائی (ره) انجام شده است.
تعارض منافع هیچ تضاد منافعی بین نویسندگان در این مقاله وجود نداشت.
قدردانی نویسندگان مراتب سپاسگزاری صمیمانه خود را از تمامی پژوهشگرانی که مقالات آنها در این فراترکیب مورداستفاده قرار گرفته است و همچنین از همه افرادی که ما را در انجام این تحقیق یاری کردهاند، ابراز میدارند. منابع