دوره 26، شماره 2 - ( 5-1405 )                   جلد 26 شماره 2 صفحات 252-229 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Malekzadeh A, musavi S A. (2026). The Mediating Role of Men's Resilience in the Relationship Between Psychological Flexibility and Domestic Violence Against Women. Social Welfare Quarterly. 26(2), 229-252. doi:10.32598/refahj.26.2.4212.3
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4477-fa.html
ملک زاده اکرم، موسوی سید ابوالحسن.(1405). نقش میانجی تاب آوری مردان در ارتباط بین انعطاف پذیری روانشناختی و خشونت خانگی علیه زنان رفاه اجتماعی 26 (2) :252-229 10.32598/refahj.26.2.4212.3

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4477-fa.html


متن کامل [PDF 746 kb]   (668 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1032 مشاهده)
متن کامل:   (55 مشاهده)
مقدمه
خانواده نخستین و پایدارترین نهاد اجتماعی است که هویت انسانی و جامعه‌پذیری فرد در آن شکل می‌گیرد (باروز[1]، 2023) و فروپاشی آن پدیده‌ای چندوجهی با پیامدهای عمیق فردی و اجتماعی به شمار می‌رود (سرمدی و خدابخشی، 2023). یکی از مهم‌ترین عوامل آسیب‌زا که امنیت و کارکرد خانواده را تهدید می‌کند، خشونت است.
خشونت خانگی به رفتارهای خشونت‌آمیز یکی از اعضای خانواده نسبت به عضو دیگر اطلاق می‌شود که غالباً از سوی مردان و علیه زنان رخ می‌دهد (ریبیرو و همکاران، 2022). این نوع خشونت می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد و معمولاً شامل خشونت شریک صمیمی، کودک‌آزاری و سوءاستفاده از سالمندان است (بوسروپ و همکاران، 2020). در میان این اشکال، خشونت شریک صمیمی، شایع‌ترین نوع خشونت علیه زنان در سراسر جهان محسوب می‌شود (میلر و مک کاو، 2019).
این خشونت دامنه‌ای از رفتارها ازجمله خشونت فیزیکی مانند سیلی‌زدن و لگدزدن، خشونت جنسی مانند وادارکردن شریک به رابطه بدون رضایت و سوءرفتار عاطفی نظیر تحقیر، تهدید و بدرفتاری کلامی را در برمی‌گیرد (بوسروپ و همکاران، 2020).
خشونت خانگی علیه زنان یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی جهان امروز است. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، از هر پنج زن یک نفر در طول زندگی خود خشونت خانگی را تجربه می‌کند (کلمنکو و همکاران، 2022). این نوع خشونت پیامدهای جدی جسمانی، روانی، جنسی و باروری ازجمله عفونتهای مقاربتی، بارداری ناخواسته و حتی مرگ به همراه دارد (شامو و همکاران، 2018). آمارهای جهانی نشان‌دهنده شیوع بالای خشونت خانگی علیه زنان در کشورهای مختلف، ازجمله کشورهای اروپایی، است؛ به‌طوری‌که بخش قابل‌توجهی از زنان در طول زندگی خود حداقل یک‌بار خشونت جسمی، روانی یا جنسی را از سوی شریک زندگی تجربه می‌کنند که بیانگر گستردگی این پدیده در جوامع معاصر است (سازمان بهداشت جهانی[2]، 2021).
در ایران نیز خشونت خانگی علیه زنان شیوع قابل‌توجهی دارد؛ به‌گونه‌ای که مطالعه‌ای در تهران نشان داد 92/ 14درصد از زنان متأهل نسبت به همسرشان خشونت فیزیکی، روانی، جنسی یا اقتصادی را تجربه کرده‌اند که سهم خشونت جسمی در این میان حدود 71/46درصد بوده است (قربانی و همکاران، 2025). با توجه به پنهان‌ماندن بسیاری از موارد خشونت، آمارهای موجود احتمالاً کمتر از میزان واقعی این پدیده هستند (پوری و همکاران، 2015).
با توجه به شیوع گسترده خشونت خانگی علیه زنان و پیامدهای عمیق آن، شناسایی عوامل روان‌شناختی مؤثر بر بروز و تداوم این رفتار ضروری به نظر می‌رسد. یکی از متغیرهایی که در سالهای اخیر برای درک و تبیین خشونت علیه زنان موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته، انعطاف‌پذیری روان‌شناختی شریک زندگی است.
اعتقاد بر این است که کاهش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی که از آن با عنوان سفتی ذهنی نیز یاد می‌شود، با حفظ طرح‌واره‌های شناختی ناسازگار همراه بوده و می‌تواند در شکل‌گیری رفتارهای خشونت‌آمیز نقش داشته باشد (رومر مارتینز و همکاران، 2023). انعطاف‌پذیری روان‌شناختی مجموعه‌ای از فرایندهای قابل‌آموزش است که به فرد اجازه می‌دهد در برابر افکار و هیجانات درونی آگاه و پذیرا باشد و رفتارش را بر اساس ارزشهای شخصی و مقتضیات موقعیت تنظیم کند؛ این توانایی سازگاری سریع و مؤثر با شرایط گوناگون زندگی را ممکن می‌کند (گلوستر و همکاران، 2017).
پژوهشها نشان می‌دهند افرادی که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بالاتری دارند، واکنشهای تکانشی کمتری از خود نشان می‌دهند و احتمالاً روابط زناشویی و کیفیت تعاملات نزدیک خود را بهتر حفظ می‌کنند؛ به‌طوری‌که سطوح بالای انعطاف‌پذیری با شاخصهای بهتر سلامت روان و کیفیت رابطه همبستگی مثبت نشان داده‌اند (تویسلتون و همکاران[3]، 2020).
فقدان انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با افزایش ناسازگاری در عملکرد روزمره و گرایش به رفتارهای خشونت‌آمیز در موقعیتهای پرتنش مرتبط است؛ به‌ویژه در شرایطی مانند مصرف الکل یا خشم فراگیر که کمبود انعطاف‌پذیری می‌تواند مانعِ بازدارندگی رفتار خشونت‌آمیز شود (گروم و همکاران، 2021). از سوی دیگر، سطح بالای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به افراد توانایی می‌دهد سبک رفتاری خود را در مواجهه با تهدیدهای مرتبط با ارزشهای شخصی تغییر دهند و با شرایط متغیر سازگار شوند؛ همین توانمندی یکی از پیش‌بینهای مهم کیفیت و پایداری رابطه زناشویی به شمار می‌آید (تویسلتون و همکاران، 2020) .
اگرچه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در تبیین خشونت خانگی نقش مهمی دارد، اما خشونت خانگی پدیده‌ای چندبعدی است که تحت‌تأثیر عوامل متعددی شکل می‌گیرد. مطالعات نشان می‌دهد تاب‌آوری می‌تواند به‌عنوان عامل محافظتی در برابر خشونت خانگی عمل کند و با کاهش احتمال بروز یا تداوم رفتارهای خشونت‌آمیز همراه است (کوبومی و همکاران، 2022). از سوی دیگر تاب‌آوری قادر است نقش میانجی را بین انعطاف‌پذیری شناختی و پیامدهای روان‌شناختی ایفا کند؛ بنابراین می‌تواند توضیح‌دهنده پیوند میان کاهش انعطاف‌پذیری شناختی و افزایش ریسک رفتاری (شامل گرایش به خشونت) باشد (بیلیگزازترک و اکبیر، 2023). مدل مفهومی این رابطه در شکل 1 نشان داده شده است:

 
شکل 1: مدل پیشنهادی پژوهش

 از منظر رشدی، تاب‌آوری در خانواده بیانگر توانایی، در مواجهه و سازگاری با چالشهایی است که در گذارهای مختلف زندگی تجربه می‌شود (ماستن و رسیلینت[4]، 2021). تاب‌آوری یک فرایند پویا و چندسطحی است که از تعامل عوامل عصبی‌زیستی، اجتماعی و فردی پدید می‌آید و از بروز رفتارهای ضداجتماعی و پرخاشگرانه عمل کند؛ درزمینه روابط زناشویی، افراد تاب‌آور در موقعیتهای تنش‌زا بهتر خودکنترلی و سازگاری نشان می‌دهند و درنتیجه احتمال رفتارهای خشونت‌آمیز در آنها کمتر است (فرناندز- فیلو، 2024).
تحقیقات نشان می‌دهد افراد دارای تاب‌آوری بالا، در مواجهه با عوامل استرس‌زایی مانند تعارضات زناشویی، ناراحتی روانی کمتری تجربه می‌کنند و از ظرفیت تاب‌آوری برای مهار استرسهای حاد بهره می‌گیرند (آکین و کای، 2022). در مقابل، ناتوانی در مدیریت تنشهای روانی می‌تواند زمینه‌ساز بروز رفتارهای ناسازگارانه، ازجمله خشونت در روابط زناشویی شود. خشونت خانگی علیه زنان، با تأثیرگذاری بر قربانیان، فرزندان و شبکه خانواده و روابط اجتماعی، پیامدهای گسترده و بحران‌سازی برای جامعه به همراه دارد (مولینا و ماتود، 2024).
شواهد نشان می‌دهد در شرایط تنش‌زای زناشویی، فقدان انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری روان‌شناختی در مردان می‌تواند احتمال گرایش به رفتارهای خشونت‌آمیز را افزایش دهد. ازاین‌رو، نادیده‌گرفتن عوامل روان‌شناختی و شخصیتی همسران (مردان) در تبیین خشونت خانگی علیه زنان، می‌تواند به تشدید آسیبهای فردی و اجتماعی منجر شود. با وجود اهمیت این متغیرها، تاکنون هیچ مطالعه‌ای به بررسی نقش انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری همسران (مردان) در خشونت خانگی علیه زنان نپرداخته است؛ بلکه پژوهشهای موجود عمدتاً بر انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری خود زنان قربانی متمرکز بوده‌اند و از ارتکاب خشونت توسط مردان غفلت کرده‌اند. این در حالی است که برای پیشگیری مؤثر از خشونت خانگی، شناخت ویژگیهای شناختی و روان‌شناختی فرد مرتکب (همسر) ضروری به نظر می‌رسد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تاب‌آوری در رابطه بین انعطاف‌پذیری شناختی مردان و خشونت خانگی علیه همسران انجام شده است شکل 1، مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش را نشان می‌دهد.
روش
طرح پژوهش و شرکت‌کنندگان
روش پژوهش حاضر توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه زنان متأهل شهر ورزنه به تعداد 3958 نفر در سال 1401 بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام شد؛ بدین‌صورت که ابتدا از میان پنج منطقه شهر، دو منطقه به‌صورت تصادفی انتخاب شد و سپس از میان سه مرکز بهداشت موجود در این دو منطقه، دو مرکز بهداشت به‌طور تصادفی انتخاب شد. تعداد زنان متأهل مراجعه‌کننده به این مراکز 526 نفر بود.
تعیین حجم نمونه در پژوهشهای آماری از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، در گام نخست حجم نمونه بر اساس دیدگاه کلاین (2016) تعیین شد؛ به‌طوری‌که حداقل حجم نمونه لازم حدود 200 نفر گزارش کرده‌اند لذا حجم 230 نفر در نظر گرفته شد. برای ارزیابی دقیق‌تر کفایت حجم نمونه برای تحلیل عاملی تأییدی مقدار شاخص KMO برابر 73/0 محاسبه شد که نشان‌دهنده کفایت قابل‌قبول حجم نمونه است.
همچنین شاخصهای برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی 88/2=χ²/df، 92/0=CFI،93/0=TLI، 06/0 RMSEA= و 06/0 SRMR= در محدوده قابل‌قبول قرار داشتند که تأیید دیگری بر کفایت حجم نمونه و مناسب‌بودن مدل اندازه‌گیری است. همچنین در این پژوهش، زنان متأهل به پرسشنامه خشونت پاسخ دادند و همسران آنان پرسشنامه‌های انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و تاب‌آوری را تکمیل کردند.
ابزارهای گردآوری داده‌ها
الف. پرسشنامه خشونت خانگی علیه زنان حاج یحیی (1999): پرسشنامه خشونت علیه زنان حاج یحیی ابزاری است که به منظور سنجش تجربه انواع خشونت خانگی علیه زنان طراحی شده است. این پرسشنامه در پژوهش قربانی و همکاران (2022) روی نمونه‌ای از زنان متأهل تهرانی موردبررسی و هنجاریابی قرار گرفت. نسخه فارسی این ابزار شامل 32 گویه است که چهار مؤلفه اصلی خشونت علیه زنان شامل خشونت روان‌شناختی، خشونت جسمانی، خشونت جنسی و خشونت اقتصادی را ارزیابی می‌کند.
گویه‌های پرسشنامه بر اساس طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت از «هرگز» (1) تا «همیشه» (5) نمره‌گذاری می‌شوند؛ به‌طوری‌که کسب نمره بالاتر نشان‌دهنده تجربه بیشتر خشونت خانگی است. حداقل نمره قابل کسب در این پرسشنامه 32 و حداکثر نمره 160 است. روایی سازه ابزار با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد و تمامی بارهای عاملی گویه‌ها در مؤلفه‌های مربوطه معنادار گزارش شدند. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب گزارش شد که نشان‌دهنده همسانی درونی مناسب ابزار برای سنجش خشونت علیه زنان در جامعه ایرانی است. در پژوهش حاضر نیز پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد که بیانگر پایایی قابل‌قبول ابزار در نمونه موردمطالعه است.
ب. پرسشنامه انعطاف‌پذیری روانی: پرسشنامه انعطاف‌پذیری روان‌شناختی یا پذیرش عمل (AAQ-II) توسط بوند و همکاران (2011) ساخته شده است. این پرسشنامه شامل 7 گویه است و در طیف لیکرت هرگز (1) تا همیشه (7) نمره‌گذاری می‌شود. نمره بالاتر نشان‌دهنده میزان بیشتر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی یا پذیرش عمل خواهد بود. بوند و همکاران میزان پایایی این پرسشنامه را 91/0 درصد گزارش کردند( باند و همکاران)، در پژوهش دیگر میزان همسانی موازی این پرسشنامه را بر اساس آلفای کرونباخ برای پسران 85/0 و برای دختران 87/0 درصد گزارش کردند (ایمانی، 2016). در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ 79/0 به دست آمد.
ج. پرسشنامه تاب‌آوری تجدیدنظرشده تاب‌آوری (RSA): پرسشنامه تاب‌آوری توسط فریبرگ و همکاران[5] (2003) ساخته شد و دارای 37 گویه است که در دامنه 5 درجه‌ای کاملاً مخالفم (نمره صفر) تا کاملاً موافقم (نمره 4) نمره‌گذاری می‌شود و دارای 5 خرده‌مقیاس شایستگی فردی، مقیاس شایستگی اجتماعی، حمایت اجتماعی، انسجام خانواده و ساختارها و سازه‌های فردی است.
فریبرگ و همکاران ثبات درونی بالایی را برای همه مؤلفه‌ها از دامنه 93/0 تا 74/0 بیان کردند و برای کل پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ 93/0 درصد گزارش کردند. در مطالعه‌ای روایی همگرایی و روایی واگرا با مقیاس پرخاشگری باس و پری تأیید شد، میزان پایایی آزمون اصلاح‌شده 37 سؤالی با روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد(چالمه، 2013) و در مطالعه حاضر آلفای کرونباخ 76/0 به دست آمد.
یافته‌ها
در بین زنان متأهل موردمطالعه 47درصد با بیشترین نسبت دارای تحصیلات دیپلم و 1/8درصد با کمترین نسبت، بی‌سواد بودند و در بین شوهران آنها نیز 57درصد با بیشترین نسبت دارای تحصیلات دیپلم و 3/6درصد با کمترین نسبت، بی‌سواد بودند.
جدول 1- داده‌های توصیفی متغیرهای موردپژوهش در افراد نمونه

نتایج جدول 1 نشان می‌دهد همه متغیرها مقادیر میانگین، میانه و مد تقریباً به هم نزدیک هستند که این نشان می‌دهد نمرات نرمال هستند. از طرفی میزان چولگی و کشیدگی متغیرها در بازه (2+ تا 2-) قرار دارد که نشان‌دهنده عدم انحراف شدید از توزیع نرمال است.
فرضیه اصلی، آزمون مدل مفروض نقش واسطه‌گری تاب‌آوری همسران برای انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و خشونت خانگی علیه زنان است. جدول 2 ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با خشونت خانگی (05/0> P، 30/0=r) رابطه منفی و معنادار، بین تاب‌آوری نیز با خشونت خانگی (05/0> P، 23/0=r) رابطه منفی و معنادار و بین تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی (05/0>P، 17/0 r=) رابطه مثبت معنادار وجود دارد.
جدول 2- ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش

این جدول نتایج تقریبی آزمونهای نرمال‌بودن داده‌ها را برای متغیرهای پژوهش نشان می‌دهد. پیش از آزمون فرضیه‌های پژوهش و به‌منظور بررسی امکان استفاده از روشهای آماری پارامتریک، نرمال‌بودن توزیع داده‌های مربوط به متغیرهای پژوهش بررسی شد. برای این منظور از آزمونهای کولموگروف–اسمیرنوف و شاپیرو–ویلک استفاده شد. نتایج این آزمونها در جدول 3 ارائه شده است.
جدول 3- نتایج آزمونهای نرمال‌بودن داده‌ها برای متغیرهای پژوهش

مقادیر آماره‌های کولموگروف-اسمیرنوف و شاپیرو-ویلک نشان می‌دهد که تمامی متغیرهای پژوهش دارای توزیع نرمال هستند، زیرا مقادیر معنی‌داری (p) بزرگ‌تر از 05/0 هستند. بنابراین، داده‌ها برای انجام تحلیلهای آماری پارامتریک مناسب هستند.
پس از تأیید نرمال‌بودن داده‌ها، فرضیه پژوهش با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری موردبررسی قرار گرفت. به‌منظور ارزیابی برازش مدل پیشنهادی، شاخصهای برازش برای مدل اولیه و مدل نهایی محاسبه شد. نتایج این شاخصها در جدول 4 ارائه شده است.


 
جدول 4- شاخصهای برازش مدل نقش میانجی تاب‌آوری مردان در ارتباط بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی مردان و خشونت خانگی علیه زنان

بر اساس نتایج جدول 4، شاخصهای برازش نشان می‌دهند که مدل نهایی از برازش مناسبی با داده‌های پژوهش برخوردار است. مقدار نسبت کای‌دو به درجه آزادی 85/3 CMIN/DF= در دامنه قابل‌قبول قرار دارد و مقادیر شاخصهای برازش تطبیقی و افزایشی شامل GFI، CFI، TLI و IFI همگی بالاتر از مقدار آستانه 90/0 هستند. همچنین مقدار RMSEA برابر با 048/0 بوده که کمتر از حد 08/0 و در محدوده مطلوب قرار دارد.
درمجموع، این یافته‌ها حاکی از آن است که مدل نهایی توانایی مناسبی در تبیین روابط بین متغیرها داشته و نقش میانجی تاب‌آوری مردان در ارتباط بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی مردان و خشونت خانگی علیه زنان مورد تأیید قرار می‌گیرد.
نتایج جدول 4 نشان‌دهنده میزان اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها نسبت به خشونت خانگی است. مسیر مستقیم تاب‌آوری بر خشونت خانگی (44/0-) است که این مقدار به لحاظ آماری معنادار است. مسیر مستقیم انعطاف‌پذیری روانی و تاب‌آوری بر خشونت خانگی منفی و معنادار است.
همان‌گونه که شکل 2 نشان می‌دهد در مدل آزمون‌شده پژوهش، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است.
شکل 2- مدل ساختاری همراه با ضرایب مستقیم اثر متغیرهای مستقل بر خشونت خانگی


مطابق تصویر (2)، مدل ساختاری نشان داد انعطاف‌پذیری بر تاب‌آوری تأثیر مثبت دارد (31/0) تا آوری بر خشونت خانگی تأثیر منفی دارد (41/0-) و انعطاف‌پذیری بر خشونت خانگی تأثیر منفی دارد (21/0-).
جدول 4- نتایج بوت‌استرپ اثر غیرمستقیم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بر خشونت خانگی با نقش میانجی تاب‌آوری مردان

نتایج جدول 4 نشان می‌دهد که اثر غیرمستقیم انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بر خشونت خانگی از طریق تاب‌آوری مردان بر اساس روش بوت‌استرپ معنادار است؛ به‌گونه‌ای که مقدار P کمتر از سطح آلفای 05/0 بوده و فاصله اطمینان 95 درصدی صفر را دربرنمی‌گیرد. بر این اساس، شرط اصلی برای تأیید متغیر میانجی فراهم شده است.
همچنین با توجه به این‌که معناداری روابط بر مبنای مقادیر بحرانی 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد و 58/2 در سطح اطمینان 99 درصد ارزیابی می‌شود، نتایج حاکی از آن است که مسیر غیرمستقیم موردنظر ازنظر آماری معنادار بوده و تاب‌آوری مردان به‌عنوان یک میانجی معنادار در رابطه بین انعطاف‌پذیری روان‌شناختی مردان و خشونت خانگی علیه زنان ایفای نقش می‌کند.
بحث
پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی خشونت خانگی علیه زنان بر اساس انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با واسطه‌گری تاب‌آوری همسران انجام شد. نتایج نشان داد که مدل به‌دست‌آمده از برازش مطلوبی برخوردار است. انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به‌طور مستقیم می‌تواند خشونت خانگی علیه زنان را پیش‌بینی کند. به این معنا که با افزایش انعطاف‌پذیری شناختی، خشونت خانگی کاهش پیداکرده است این نتایج با نتایج به‌دست‌آمده از برخی مطالعات همسو است(روبرو و مارتینز، 2023، گلد و مارکس[6]، 2007 ،میلر و مک کاو ، 2019، گروم و همکاران، 2021).
در تبیین این یافته می‌توان گفت افرادی که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی بالاتری دارند در حین عمل، با آگاهی واکنش نشان می‌دهند (هایز، 2011). این افراد الگوی رفتاری مشابهی را در زندگی زناشویی تکرار می‌کنند. لذا توجه به اهمیت بالای روابط خانوادگی و زناشویی برای آنان، در مواجهه با تنشها و چالشها، راهبردهای سازگارانه‌ای را به کار می‌گیرند که از آسیب‌پذیری رابطه جلوگیری می‌کند (باند و همکاران، 2011)؛ و در موقعیتهای مختلف زندگی به‌واسطه انعطاف‌پذیری به رفتارهای خشونت‌آمیز متوسل نمی‌شود (گلد و مارکس، 2007).
از دیگر نتایج پژوهش حاضر رابطه منفی و معنادار بین تاب‌آوری و خشونت خانگی بود؛ به این معنا که با افزایش تاب‌آوری مردان، خشونت خانگی علیه زنان کاهش یافت. این نتایج با برخی مطالعات همسو بود (فرناندز- فیلو، 2024) (یه[7] و همکاران، 2020). در تبیین این یافته می‌توان گفت افراد هر چه تاب‌آوری بیشتری داشته باشند در مقابل چالشهایی است که در طول هر گذار زندگی خانوادگی با آن مواجه می‌شوند، بیشتر مقاوم خواهند بود (کمرانسی و همکاران، 2022). و تاب‌آوری به فرد کمک می‌کند تا در برابر رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی مقاومت کند و به شکل سازش‌یافته‌تری رفتار کند. لذا افرادی که دارای تاب‌آوری بالاتری هستند در موقعیتهای تنش‌زای زندگی زناشویی معمولاً با آرامش و نرمش بیشتری عمل می‌کنند و کمتر گرایش به رفتارهای تهاجمی دارند. افراد با تاب‌آوری بیشتر بجای نشخوار ذهنی، روش حل مسئله را در پیش می‌گیرند که منجر به کاهش رفتار خشونت‌آمیز را می‌شود.
از دیگر یافته‌های پژوهش حاضر نقش میانجی تاب‌آوری در رابطه بین خشونت خانگی و انعطاف‌پذیری بود که این رابطه ازلحاظ آماری معنادار بود. به این معنا که افراد با انعطاف‌پذیری روان‌شناختی خشونت خانگی کمتری نشان می‌دهند اما زمانی که این افراد مجهز به سازوکارهای تاب‌آوری باشند خشونت به حداقل میزان خود می‌رسد این نتیجه با نتایج به‌دست‌آمده از بعضی مطالعات همسو است (ازترک و اکبیر، 2023؛ میلر و مک کاو، 2019 ؛ لوتر و همکاران، 1993).
در تبیین این یافته می‌توان گفت مردان زمانی کمتر خشونت خانگی علیه زنان نشان می‌دهند که ازلحاظ شناختی انعطاف‌پذیر باشند و بتوانند یک مسئله را از جنبه‌های مختلف ببیند. این افراد هرگز به یک مسئله به‌صورت تک‌بعدی نمی‌نگرند و داشتن ویژگی تاب‌آوری می‌تواند رابطه بین خشونت خانگی و انعطاف‌پذیری را بهتر توضیح دهد؛ به این معنا که اگر فرد بتواند در شرایط دشوار و زمانی که رویدادهای ناگوار رخ می‌دهد همچنان پاسخهایی ارائه دهد که مشکلات را پشت سر بگذارد خودبه‌خود خشونت خانگی علیه همسرش نشان نمی‌دهد؛ چون خشونت شرایط را بغرنج‌تر کرده و درواقع پاسخ نامناسبی برای یک شرایط دشوار است.
افراد با تاب‌آوری بالاتر، در مواجهه با رویدادهای عاطفی خنثی و مبهم، بیشتر احساسات مثبت نشان می‌دهند، لذا در شرایط دشوار زندگی زناشویی هم می‌توانند در مواجهه با موقعیتهای بحرانی موفق عمل کنند؛ و چون به مکانیزم خودکنترلی مجهز هستند خشونت نشان نمی‌دهند؛ و این تاب‌آوری را می‌توان به‌عنوان پتانسیلی برای مهار عوامل استرس‌زای حاد در نظر گرفت (آکین و کای، 2022).
بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که مردان دارای انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری روان‌شناختی بالاتر، در موقعیتهای تنش‌زای زناشویی به‌جای واکنشهای هیجانی و خشونت‌آمیز، عمدتاً راهبردهای مسئله‌محور را در پیش می‌گیرند. به‌عبارت‌دیگر، به‌کارگیری خشونت با ویژگیهای ذاتی انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری مغایرت اساسی دارد؛ به‌گونه‌ای که این دو مقوله عملاً قابل‌جمع با یکدیگر نیستند.
درواقع، انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری از یک سو فرد را در برابر شرایط استرس‌زا مصون می‌دارند و از سوی دیگر توانش اجتماعی او را در مواجهه با مشکلات بین‌فردی بهبود می‌بخشند. این فرایند درنهایت احتمال استفاده از خشونت را – که خود نوعی وضعیت تهدیدآمیز تلقی می‌شود – کاهش داده و فرد را به حل تعارضات زناشویی سوق می‌دهد.
با توجه به این یافته‌ها، برای کاهش معضل خشونت خانگی علیه زنان، توصیه می‌شود برنامه‌های آموزشی مداخله‌ای بر محور افزایش تاب‌آوری و آموزش فنون انعطاف‌پذیری شناختی به مردان طراحی و اجرا شود. یادگیری این تکنیکها نه‌تنها می‌تواند از بروز رفتارهای خشونت‌آمیز پیشگیری کند، بلکه چه‌بسا بتواند از فروپاشی کانون خانواده نیز جلوگیری کند.
ملاحظات اخلاقی
رعایت اصول اخلاقی
این پژوهش با رعایت کامل اصول و موازین اخلاقی حاکم بر پژوهشهای مرتبط با شرکت‌کنندگان انسانی انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
تمامی نویسندگان در مراحل طراحی پژوهش، اجرای مطالعه، تحلیل و نگارش مقاله مشارکت داشته‌اند و سهم آنان در انجام این پژوهش یکسان بوده است.
حمایت مالی
این پژوهش بدون دریافت هرگونه حمایت یا تأمین مالی از سوی سازمانها، نهادها یا مؤسسات دولتی و غیردولتی انجام شده است.
تعارض منافع
نویسندگان اظهار می‌کنند که هیچ‌گونه تعارض منافع مالی، سازمانی یا شخصی مرتبط با موضوع این پژوهش وجود ندارد.
سپاسگزاری
نویسندگان از داوران محترم به دلیل ارائه پیشنهادها، دیدگاهها و نقدهای ارزشمند که در ارتقای کیفیت و بهبود این پژوهش مؤثر بوده است، صمیمانه قدردانی می‌کنند.

منابع
Akın Işık, R., & Kaya, Y. (2022). The relationships among perceived stress, conflict resolution styles, spousal support and marital satisfaction during the COVID 19 quarantine. Current Psychology, 41(6), 3328–3338. https://doi.org/10.1007/s12144-022-02737-4
Amani, M. (2016). Investigating the factor structure of the Psychological Flexibility Questionnaire in students. Journal of Education and Learning Studies, 8(1), 162–181. (In Persian) https://doi.org/10.22099/jsli.2016.3830
Barros, C. (2023). Facing uncertainty: The role of the family in the development of identities. Zero-a-seis, 25(47), 322-341.
Bilgiz Öztürk, Ş., & Bilgiz Akbayır, S. (2023). The Mediator Role of Psychological Resilience in the Relationship of Cognitive Flexibility and Fear of COVID-19. Journal of Family Counseling and Education, 8(1), 41–56. https://doi.org/10.32568/jfce.1270737
Bond, F. W., Hayes, S. C., Baer, R. A., Carpenter, K. M., Guenole, N., Orcutt, H. K., Waltz, T., & Zettle, R. D. (2011). Preliminary psychometric properties of the Acceptance and Action Questionnaire–II: A revised measure of psychological inflexibility and experiential avoidance. Behavior Therapy, 42(4), 676–688. https://doi.org/10.1016/j.beth.2011.03.007
Boserup, B., McKenney, M., & Elkbuli, A. (2020). Alarming trends in US domestic violence during the COVID-19 pandemic. The American Journal of Emergency Medicine, 38(12), 2753–2755. https://doi.org/10.1016/j.ajem.2020.04.077
Cameranesi, M., Theron, L., Höltge, J., Jefferies, P., & Ungar, M. (2022). Understanding the mechanisms through which family risk affects adolescent mental health: A model of multisystemic resilience in context. Children, 9(4), 546. https://doi.org/10.3390/children9040546
Chalmeh, R. (2011). Psychometric properties of the Resilience Scale for Adults in a group of prisoners: validity, reliability and factor structure. Journal of Psychological Models and Methods, 1(4), 31–42. (In Persian)
Fernández Fillol, C., Hidalgo Ruzzante, N., Perez Garcia, M., Hyland, P., Shevlin, M., & Karatzias, T. (2024). The role of resilience in the relationship between intimate partner violence severity and ICD 11 CPTSD severity. European Journal of Psychotraumatology, 15(1), Article 2285671. https://doi.org/10.1080/20008066.2023.2285671
Friborg, O., Hjemdal, O., Rosenvinge, J. H., & Martinussen, M. (2003). A new rating scale for adult resilience: What are the central protective resources behind healthy adjustment? International Journal of Methods in Psychiatric Research, 12(2), 65–76.
Gloster, A. T., Meyer, A. H., & Lieb, R. (2017). Psychological flexibility as a malleable public health target: Evidence from a representative sample. Journal of Contextual Behavioral Science, 6(2), 166–171. https://doi.org/10.1016/j.jcbs.2017.02.003
Gold, S. D., & Marx, B. P. (2007). Gay male sexual assault survivors: The relations among internalized homophobia, experiential avoidance, and psychological symptom severity. Behaviour Research and Therapy, 45(3), 549–562. https://doi.org/10.1016/j.brat.2006.05.006
Ghorbani, S. S., Ghaffari, M., Halimi, A., Farhadi Babadi, K., & Hashemi Nazari, S. (2025). Prevalence of intimate partner violence against women and its contributing factors in Tehran, Iran. Medical Journal of the Islamic Republic of Iran, 39, 73. (In Persian) https://doi.org/10.47176/mjiri.39.73
Ghorbani, S. S., Ghaffari, M., & Hashemi Nazari, S. S. (2022). Psychometric properties of Haj-Yahia’s questionnaire of violence against women in a sample of married women in Tehran, Iran. BMC Public Health, 22, 448. (In Persian) https://doi.org/10.1186/s12889-022-12831-8
Grom, J. L., Maloney, M. A., Parrott, D. J., & Eckhardt, C. I. (2021). Alcohol, trait anger, and psychological flexibility: A laboratory investigation of intimate partner violence perpetration. Journal of Contextual Behavioral Science, 19, 100–107. https://doi.org/10.1016/j.jcbs.2021.01.006
Haj-Yahia, Muhammad M. (1999). Wife abuse and its psychological consequences as revealed by the First Palestinian National Survey on Violence Against Women. Journal of Family Psychology, 13(4), 642–662.
https://doi.org/10.1037/0893-3200.13.4.642

Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2011). Acceptance and commitment therapy: The process and practice of mindful change. Guilford press.
Kline, R. B. (2016). Principles and practice of structural equation modeling (4th ed.). Guilford Press.
Клименко, І., & Конев, О. (2022). Вивчення інтенсивності та видів насилля у сім’ях військовослужбовців [Study of the intensity and types of violence in military families]. Науковий часопис УДУ імені Михайла Драгоманова. Серія 12. Психологічні науки, 20(65), 24–33. https://doi.org/10.31392/NPU-nc.series12.2022.20(65).03
Koohboomi, Z., Ghamari, M., & Hosseinian, S. (2022). Predicting quality of life and domestic violence against women during COVID-19 quarantine based on resilience and coping styles. Journal of Kermanshah University of Medical Sciences, 26(2), e120264. https://doi.org/10.5812/jkums-120264
Luthar, S. S., Doernberger, C. H., & Zigler, E. (1993). Resilience is not a unidimensional construct: Insights from a prospective study of inner-city adolescents. Development and Psychopathology, 5(4), 703–717. https://doi.org/10.1017/S0954579400006246
Masten, A. S. (2021). Resilience in developmental systems: Principles, pathways, and protective processes in research and practice. In M. Ungar (Ed.), Multisystemic resilience: Adaptation and transformation in contexts of change (pp. 113–134). Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/oso/9780190095888.003.0007
Miller, E., & McCaw, B. (2019). Intimate partner violence. New England Journal of Medicine, 380(9), 850–857. https://doi.org/10.1056/NEJMra1807166
Molina, J. E., & Matud, M. P. (2024). Intimate Partner Violence and Mental Distress, Post-Traumatic Stress Symptoms and Life Satisfaction in Colombian Women. Behavioral Sciences, 14(10), Article 940. https://doi.org/10.3390/bs14100940
Puri, M., Misra, G., & Hawkes, S. (2015). Hidden voices: Prevalence and risk factors for violence against women with disabilities in Nepal. BMC Public Health, 15(1), 1–1.
Ribeiro, R., Almeida, I., Saavedra, R., Caridade, S., Oliveira, A., Santos, M., & Soeiro, C. (2022). The different contexts of domestic violence before and during the COVID 19 pandemic: A Portuguese overview. Victims & Offenders, 17(8), 1224–1240. https://doi.org/10.1080/15564886.2022.2052214
Romero-Martínez, Á., Lila, M., Sarrate-Costa, C., Comes-Fayos, J., & Moya-Albiol, L. (2023). Neuropsychological performance, substance misuse, and recidivism in intimate partner violence perpetrators. Psychosocial Intervention, 32(2), 69. https://doi.org/10.5093/pi2022a7
Sarmadi, Y., & Khodabakhshi-Koolaee, A. (2023). Psychological and social consequences of divorce emphasis on children well-being: A systematic review. Preventive Counseling, 4(2), 1-34. https://doi.org/
10.22098/jpc.2023.12578.1162

Shamu, S., Abrahams, N., Temmerman, M., Musekiwa, A., & Zarowsky, C. (2018). Intimate partner violence, forced first sex and adverse reproductive health outcomes among women accessing maternal and child health care in Zimbabwe. BMC Public Health, 18, Article 971. https://doi.org/10.1186/s12889-018-5464-z
Twiselton, K., Stanton, S. C. E., Gillanders, D., & Bottomley, E. (2020). Exploring the links between psychological flexibility, individual well-being, and relationship quality. Personal Relationships, 27(4), 880–906. https://doi.org/10.1111/pere.12344
World Health Organization. (2021). Violence against women prevalence estimates, 2018: Global, regional and national prevalence estimates for intimate partner violence against women and global and regional prevalence estimates for non-partner sexual violence against women. The Lancet, 398(10296), 803–813.
Ye, B., Zhou, X., Im, H., Liu, M., Wang, X. Q., & Yang, Q. (2020). Epidemic rumination and resilience on college students’ depressive symptoms during the COVID-19 pandemic: The mediating role of fatigue. Frontiers in Public Health, 8, 560983. https://doi.org/10.3389/fpubh.2020.560983

[1]. Barros 
 
[2]. World Health Organization
[3]. Twiselton 
[4]. Cameranesi
[5]. Friborg
 
[6]. Gold Goldand Marx
[7] . Ye 
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: خشونت
دریافت: 1404/3/10 | پذیرش: 1405/4/7 | انتشار: 1405/6/9

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb