دوره 24، شماره 94 - ( 7-1403 )                   جلد 24 شماره 94 صفحات 142-101 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

maddahi J, faizi I. (2024). The window of life after divorce: a diverse construction of the new world life (Qualitative study of the consequences of divorce on women's lives in Tehran). Social Welfare Quarterly. 24(94), : 3 doi:10.32598/refahj.24.94.4504.1
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4314-fa.html
مداحی جواد، فیضی ایرج.(1403). دریچه زندگیِ پس از طلاق: برساختی متنوع از زیست جهانی جدید (مطالعه کیفی پیامدهای طلاق بر زندگی زنان در شهر تهران) رفاه اجتماعی 24 (94) :142-101 10.32598/refahj.24.94.4504.1

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4314-fa.html


متن کامل [PDF 911 kb]   (2461 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (5541 مشاهده)
متن کامل:   (1266 مشاهده)
مقدمه
جهان جدید با تاج‌وتخت تکنولوژی خود، ما را به یاد جملات هایدگر می‌اندازد: «عصر مدرنیته و تکنولوژی انسانها را بیش و بیشتر از زمین برمی‌کند و آنها را از ریشه جدا می‌کند. من نمی‌دانم که آیا شما به وحشت افتاده‌اید یا نه؛ من اما وحشت می‌کنم. از ریشه جدا افتادگی زندگی اجتماعی انسان آغاز شده است. ما امروزه فقط و فقط در مناسباتی خشک و تکنولوژیک به سر می‌بریم. آنچه امروز انسان بر آن زندگی می‌کند، کره زمین نیست. گویی تنها خدا قادر است ما را نجات دهد» (ناقد به نقل از هایدگر، 2018).
به نظر می‌رسد عقل شیئی و منفعت‌طلب انسان مدرن در فرایندی دیالکتیکی در حال بازتولید نوعی از انسان است که فردیت و مِیل را در رأس امورات خود قرار داده است. گویی بورژوازی فرهنگی جدیدی در حال شکل‌گیری است که خانواده را دچار فراکتال ارزشی کرده است. فراکتالی که از طلاق بازنماییهای متنوعی می‌سازد. گاهی طلاق را فاجعه‌بار تلقی کرده و گاهی آن را مفید فایده جلوه می‌دهد؛ و اما طلاق، زندگی پس از طلاق و مواجهه با آن دیری نپایید که جای خود را در نظام مسائل اجتماعی در سطحی بین‌المللی بازکرده است. مسئله‌ای که بخش قابل‌توجهی از مردم و سیاست‌گذاران را متوجه این چالش کرده و به دنبال حل این مسئله، دغدغه‌ای تمام‌وقت دارند.
جهان اجتماعی دوران کنونی، با بسترهای زیستن متنوع و چالشهایی متأثر از این تنوع طغیان‌گر خبر از به چالش کشیده شدن نهادهای اجتماعی مانند (خانواده) را می‌دهد. خانواده‌ای که قدمتی به بلندای تاریخ دارد.
مطالعات مختلف از غرب و جوامع سرمایه‌داری تا شرق و جوامع کم‌تر توسعه‌یافته شیوع مسئله‌ای اجتماعی و مشترک به نام طلاق را نشان می‌دهند (دراپو و همکاران، 2024؛ هارتارتو و ابن حجر، 2024؛ عبدالقادر مؤمن و همکاران، 2024؛ چانگ، 2024؛ کالتا و مروز، 2023؛ آمارسانا و همکاران، 2024؛ کادیراجیوا و الکسیوا، 2023، پارکر و همکاران، (2022)، راشد و همکاران 2021، پاتوری 2020، پاتاک، 2020، الرحیم و همکاران، 2020، 2020، مندوزا و همکاران، 2020، شریفی ساعی، 2023؛ فسایی و همکاران، 2012).
البته که تجربه طلاق آغاز ماجرای زندگی با تغییرات و چالشهای مختلف است. در حقیقت برای برخی از زنان مطلقه، طلاق تنش چندبعدی بوده و برای برخی آغاز زندگی مجدد با انگیزه‌های جدید است. علت طلاق هر چه باشد، فارغ از آن جمعیت قابل‌توجهی از زنان مطلقه را نشان داده که سناریوهای مختلفی را در جهان پساطلاق تجربه می‌کنند. زندگی پس از طلاق به‌عنوان یک تجربه گذار روانی - اجتماعی نمودهای مختلفی ازجمله چالشهای روابط فرزندان با والدین (دراپو و همکاران، 2024)، مشقتهای اقتصادی و چالشهای فرهنگی- اجتماعی (شریفی ساعی، 2023؛ چانگ،2024؛ گامبرا و همکاران، 2023؛ حیاتی و سلیمانی، 2019)، رضایت زنان از انحلال زناشویی، دوری از خشونت و فضای پرالتهاب زندگی با همسر، شکرگزاری از طلاق و رشد پس از آسیب (کالتا و مروز، 2024؛ فیضی و همکاران، 2019).
تقریباً تمام مباحث و مجادله‌های طرح‌شده حول این محور اندیشه می‌چرخد که طلاق و زندگی پس‌ازآن یک مسئله اجتماعی است. نگرش پژوهشی مقاله حاضر هدف خود را در به‌کارگیری روشِ درست، به‌سان ابزاری در خدمت فهم، استدلال و تلاش علمی برای به تصویر کشیدن تجربه زیست زنان پس از طلاق قرار داده است. فرهنگ پست‌مدرنی که جامعه را از کنترل هنجارها و تسلط فرهنگ خانواده‌مدار خارج دانسته و بر ظهور تکثرگرایی تأکید می‌کند.
مفسران زندگی در عصر پسامدرن در فرایند فراکتال ارزشها (ناقد، 2018)، زندگی زنان و مردان مطلقه را به جزیره‌های خودساخته و تحت انقیاد خود افراد تشبیه می‌کنند؛ بنابراین مسائل اجتماعی ازجمله تجربه طلاق و زندگی پس‌ازآن، پدیده‌هایی پیچیده‌اند که هم پیامدهای فردی و هم‌ریشه اجتماعی دارند. در اهمیت پرداختن به مسئله طلاق و حل این مسئله اجتماعی در ساحتهای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تردیدی وجود ندارد. قانون حمایت از جوانی جمعیت و خانواده، ابلاغ سیاستهای کلی خانواده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و عوامل تزلزل نهاد خانواده به‌ویژه موضوع طلاق و جبران آسیبهای ناشی از آن با شناسایی مستمر عوامل طلاق و فروپاشی خانواده و فرهنگ‌سازی کراهت طلاق در بند 13 این سیاستها؛ ضرورت اقدام حکمرانی کشور برای مسئله طلاق و خانواده در کشور را بیش‌ازپیش مطرح کرده است. ازاین‌رو پرداختن به این مسئله از دریچه پژوهشهای کیفی و عمیق به نظر اهمیتی دوچندان دارد.
بنابراین، در پرداختن به تجربه زندگی پس از طلاق زنان در شهر تهران، رعایت توازن در تحلیل لازم است. پژوهش حاضر رسالت جامعه‌شناختی خود را پرداختن به این تجربه با خِردی پژوهشی از جنس فهم و رویکرد اِمیک می‌داند؛ زیرا موضوع جامعه‌شناسی صرفاً فرد نیست، بلکه موضوع آن، خودِ جامعه نیز است. ازآنجاکه جامعه‌شناسان بر زمینه‌ها و عوامل مؤثر اجتماعی در هدایت رفتار تأکیددارند، باید بر تحلیلی توأم با نقد از عوامل اجتماعی و فرهنگی در بروز مسئله اجتماعی تأکید شود.
با این توضیحات به سراغ پاسخ به سؤالات پژوهش خواهیم رفت: فهم زنان از تجربه زندگی پس از طلاق چیست؟ مواجهه اجتماع زندگی زنان با این تجربه آنان چگونه است؟ زنان این پژوهش زندگی پس از طلاق را شکست دانسته یا از آن رضایت دارند؟ چه چالشهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فردی را تجربه می‌کنند؟ فرزندان والدین طلاق، پس از تجربه طلاق مادرشان چگونه به زندگی با این پدیده مواجه می‌شوند؟
پیشینه تجربی
اگرچه توجه در حوزه طلاق، چه در میان پژوهشگران جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، چه در میان سیاست‌گذاران فرهنگی-اجتماعی داغ بوده و پژوهشهای صورت‌گرفته در این حوزه نیز به نسبت کم نیستد، اما مسئله زندگی پس از طلاق به نسبت پژوهشهای آسیب شناسانه پدیده طلاق اندک است. یکی از چالشهای موردبررسی در پیشینه‌های مربوط به طلاق و زندگی پس از طلاق عدم رعایت رویکرد سی رایت میلز (تخیل جامعه‌شناسانه) به موضوع و حرکت به سمت چندبعدی دیدن این موضوع است. رویکرد امیک نداشتن به موضوع، عدم بررسی عمیق مبتنی بر داده‌های کیفی و نادیده‌گرفتن جمعیت زیاد مطلقه‌های زن پس از طلاق، نتوانسته شناخت درخور توجهی ارائه کنند. به نظر می‌رسد در مطالعات حوزه طلاق نیاز به چرخش پژوهشی به سمت کشف معنا و بازاندیشی هویتی-ارزشی است. به نظر جای پژوهشهای کیفی با راهبردی معنا محور و برساخت‌گرایانه خالی است.
تسفایه و همکاران (2024)، پژوهشی را با هدف بررسی تجربه خشونت در میان زنان اوگاندا و مالاوی به انجام رساند. این پژوهش نشان می‌دهد زنان پس از طلاق، یا بیوه‌شدن و جدایی از همسر به‌مراتب تجربه خشونت کمتری را داشتند در قیاس با زمانی که با همسرانشان زندگی مشترکی داشتند.
دراپو و همکاران (2024) در پژوهشی به دنبال تحلیل کیفیت روابط والدین به‌ویژه مادران طلاق‌گرفته با فرزندان بودند. این پژوهش بر اساس یک مطالعه طولی و مبتنی بر نظریه سیستمهای خانواده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد زمان جدایی زن و شوهر از هم، سن فرزندان، رابطه والدین جداشده باهم و وضعیت حضانت فرزند بر ارتباط والدین طلاق‌گرفته با فرزند اثرگذار است.
پارکر و همکاران (2022) پژوهشی را با عنوان «چرا زنان طلاق را انتخاب می‌کنند؟ یک‌چشم انداز تکاملی» در ایالات‌متحده آمریکا به انجام رساندند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که عدم تطابق بین ترجیحات تکامل‌یافته زنان و پیکربندیهای ازدواج مدرن اغلب باهم در تضادند و باعث نارضایتی می‌شوند. ارتقای شغلی بی‌سابقه زنان همچنین به زنان آزادی بیشتری برای ترک زندگی مشترک و استقلال محض می‌دهد. همچنین فشارهای ناشی از انتظارات اجتماعی برای مردان این آسیب‌پذیریها را بیشتر کرده و طلاق را تسهیل می‌کند.
هوچاغلو و یالسینکایا (2020)، به بررسی علل طلاق و مشکلات زنان در زمان طلاق و پس‌ازآن و روشهای مقابله با پیامدهای آن می‌پردازند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد؛ پس از طلاق افراد با کمبود عاطفی، تنهایی، درماندگی، بلاتکلیفی، احساس ناکامی، افزایش مسئولیتها، بی‌تفاوتی، احساسات منفی نسبت به جنس مخالف، احساس گناه نسبت به فرزندان، ناامیدی، خودکشی و مشکلات بهداشتی ازجمله یائسگی زودرس، چاقی ناشی از سوءتغذیه و بیماریهای مرتبط با آن، استرس و تمایل به مصرف سیگار و مواد مخدر و مشروبات الکلی، بیماریهای قلبی و عروقی و فشارخون بالا و سرطان روبه‌رو هستند.
محمدی و همکاران (2023) در پژوهشی به دنبال مطالعه کیفی زنان مطلقه‌ای بودند که پس از طلاق به‌صورت تنهایی زندگی می‌کنند. این پژوهش که در کردستان و شهر سنندج صورت‌گرفته به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است که جهان تنهازیستی زنان پس از طلاق چگونه است؟ یافته‌های به‌دست‌آمده از تجربه‌زیسته زنان تنهازیست پس از طلاق نشان از درک تنها‌زیستی به‌مثابه گسترش دامنه اختیارات و آزادیهای بیشتر، نبود بار مضاعف بر دوش پدر و مادر و حفاظت از فرزندان دارد.
به همین دلیل احساس متفاوتی نسبت به تنهازیستی پس از طلاق در بین زنان مشارکت‌کننده شکل‌گرفته که برای دسته‌ای از زنان احساس تنهازیستی به‌مثابه تجربه‌ای ناخوشایند و برای دسته‌ای دیگر به‌مثابه استعاره‌ای رهایی‌بخش تلقی شده است. نتایج نشان می‌دهد تنهازیستی آثار و پیامدهای متفاوتی بر زندگی زنان بر جای گذاشته که در ذیل چهار مضمون کلی «رشد فردیت» «استقلال شخصی» «طرد اجتماعی» و «خلأ تکیه‌گاه در فرزندان» دسته‌بندی ‌شده است.
خطیبی و خانی‌پور (2022) پژوهشی را با عنوان «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و تصور از پیامدهای خوشایند بعد از طلاق بر طلاق توافقی» در شهر همدان به انجام رساندند. یافته‌های مصاحبه عمیق نشان داد معافیت از خدمت سربازی پسر و دریافت بیمه پدر فوت‌شده و مهاجرت بیشترین تصور از پیامدهای خوشایند بعد از طلاق توافقی را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین رابطه با جنس مخالف به‌عنوان یکی از عوامل اجتماعی نیز در افزایش طلاق توافقی تأثیرگذار بوده است. در بخش کمی نتایج رگرسیون چند‌متغیره نشان داد تصور از پیامدهای خوشایند بعد از طلاق (588/0) و رابطه با جنس مخالف قبل از ازدواج (540/0) مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر طلاق توافقی بوده‌اند بر اساس تحلیل مسیر تصور از پیامدهای خوشایند بعد از طلاق بیشترین تأثیرگذاری مستقیم را بر طلاق توافقی داشته است و عامل اجتماعی دیگر یعنی استقلال مالی زن بیشترین تأثیرگذاری غیرمستقیم بر طلاق توافقی را دارد.
تقی‌زاده و شهراد (2021) در پژوهشی کیفی به دنبال تحلیل روایت تجربه‌زیسته زنان تهرانی از طلاق توافقی بودند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد «خیانت همسر، اعتیاد همسر و خشونت خانگی» زمینه‌های اساسی جرقه‌های طلاق در ذهن آنها محسوب می‌شود. ترومای دادگاه کارزاری است تا بتوانند به لحاظ رسمی و قانونی به زندگی خانوادگی‌شان پایان داد. وقتی زن تصمیم به جدایی می‌گیرد؛ طلاق توافقی صورت‌گرفته مبتنی بر توافق به‌مثابه بخشش مهریه» است تا بتواند از همسرش جدا شود به‌تدریج زنان متقاضی طلاق با بخشش مهریه به لحاظ شرعی و قانونی از همسرانشان جدا می‌شوند؛ و از زندگی متأهلی و هویت همسری‌شان فاصله می‌گیرند و «تنهایی پس از طلاق» را تجربه می‌کنند درواقع مشاهده می‌شود شرایط دادرسی شرایط مالی، اخلاقی و تنفر از همسر و حتی عدم همراهی آن موجب شده زنان مطلقه سعی کنند با بخشش مهریه و تمام حق‌وحقوق مدنی و شرعی از زندگی زناشویی خارج شوند.
حیاتی و سلیمانی (2019) پژوهش کیفی خود را با هدف بررسی پیامدهای طلاق بر افراد مطلقه به انجام رساندند. نتایج پژوهش سه مضمون اصلی ۱- پیامدهای اجتماعی و فرهنگی -۲- پیامدهای اقتصادی و مالی ۳- پیامدهای شخصی و هیجانی را مورد تأکید قرار می‌دهد.
عسگری باغمیان و جوادیان (2018) در پژوهشی به دنبال بررسی پیامدهای طلاق بر زندگی زنان در شهر یزد بودند. این پژوهش با روش کیفی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به انجام رسیده است. یافته‌های پژوهش شامل درآمد پایین و مشکلات مالی «اشتغال مداوم»، «احساس تنهایی و انزواطلبی، محدودشدن روابط مزاحمت دیگران در محیط کار و جامعه، پیشنهادهای دوستی و ازدواج موقت»، «سرزنش و اعتراض خانواده به رفتارها» است.
چارچوب مفهومی
در این بخش با پرداختن به مفاهیم حساس و محوری مرتبط با موضوع تحقیق و دیدگاههای موجود، بخشی از مفاهیم پیونددهنده تحلیل با زمینه پژوهش مرور شده است. هدف استفاده از نظریه در ابتدا صرفاً به‌عنوان راهنمایی برای مفهوم‌سازی و حساسیت نظری است و به دنبال ذهنیتی برساخته از نظریه برای جمع‌آوری اطلاعات از پیش تعیین‌شده نیست، زیرا ماهیت پژوهش اکتشافی ورود به میدان تحقیق با ذهنیتی باز است؛ بنابراین، محققان سعی کرده‌اند نظریه و نظمهای مفهومی را از داده و میدان استخراج کنند.
بودریار و نقد جامعه مصرفی
بودریار بحث در مورد مصرف‌گرایی را با این نقد آغاز می‌کند که در فرهنگ مدرن، مصرف برای اقشار مختلف ازجمله زنان، در تمامی ابعاد آن اعم از غیرمادی و مادی، می‌تواند نشانه‌ای از خوشبختی باشد. در جامعه مدرن، افراد بسیاری وجود دارند که با مصرف در ابعاد وسیع و یا دغدغه مصرف، منتظر هستند تا آنکه خوشبختی برای آنان به وقوع بپیوندد. بودریار معتقد است که این اینجا شما با ذهنیتهای مصرفی در سطوح اجتماعی و فردی مواجه هستید. وجود ذهنیتهای مصرف‌گرا به‌صورت خرده‌فرهنگهای جمعی، اختیار را از جوانان و بخشهایی از زنان سلب می‌کند و آرمان مصرف را بر زندگیهای آنان مسلط می‌کند. مصرف تام، کثرت در تولید و عرضه کالاها و رفاه‌طلبی در جامعه معاصر، پیامدی جز انباشت نشانه‌های رسیدن به خوشبختی در سطح فردی نیست. وجود این رضایت‌مندیهای کوچک و مجازی، درواقع، حیله‌ای بزرگ در اغواکردن انسان مدرن محسوب می‌شود و به معنای کامل آن، موجب خواهد شد که سعادت و حفظ خانواده به شکل هنجاری آن، دفع شود.
تمایل به نیازهای مصرفی و مسلط‌شدن مصرف‌گرایی، ازجمله مفاهیمی است که بودریار در اولویت نظریه‌ها و مفاهیم مختص به خود قرار داده است. از دیدگاه بودریار، مصرف‌گرایی نشئت‌گرفته از فرهنگ جوامع مدرن و پسامدرن است و انسان عصر حاضر را غرق در مصرف‌گرایی می‌داند. او معتقد است که مصرف‌گرایی همچون نیرویی مستقل به هدفی تبدیل گشته که حتی اگر افراد نیازی به مصرف نداشته باشند، محکوم به مصرف‌کردن شده‌اند (بودریار، 2014).
بودریار، انسان غرق‌گشته در مصرف‌گرایی و شکل‌یافته در عصر رمزگان را انسانی فاقد سرشت می‌داند که فاقد اراده و میل است. او می‌گوید که انسان بی‌سرشت زمانی که به جامعه مصرفی وارد می‌شود، هویتی لذت‌جو و مصرف‌گرا کسب می‌کند. این انسان زمانی که به جامعه سرشار از اطلاعات، متضاد و پیچیده ورود می‌کند به‌نوعی درماندگی و بی‌مسئولیتی دچار می‌شود که ماحصل آن واگذاری میل و اراده‌اش به دیگران است. این انسان معنا را به فراموشی سپرده و انتظار دارد که دیگران به جایش اراده کرده اما به شکلی که او از لذت مصرف محروم نشود. چنین انسانهایی که بی‌نام و بی‌نشان شده‌اند، توده‌ای جدید را می‌سازند که حتی به دنبال ایجاد تغییر در خود نخواهند بود (وارد، 2016: ۱۲۳؛ زارع و همکاران، 2020).
سوژه پراکنده ماشین امیال
ازجمله مفاهیمی که به نظر می‌رسد قادر به تبیین سبکهای میل به مصرف را باشند، سوژه پراکنده امیال و ماشینهای میل‌ساز هستند. دلوز و گاتاری، همچون میشل فوکو، به رابطه قدرت میان میل و جامعه مدرن توجه کرده‌اند. دلوز و گاتاری مدعی هستند که گفتمانهای مدرنیته و نهادها، آغشته به‌نوعی ملایم از تحمیل هستند که سلطه خود را با سرکوب افراد در تمامی ابعاد زندگی روزمره اعمال می‌کنند. این دو معتقد هستند که سرمایه‌داری در تمامی سطوح زندگی افراد نفوذ کرده که ازجمله پیامدهای آن سلب تجربه آزادی واقعی، تجربه بیان و رضایت واقعی از افراد است. در این شرایط، تمامی میلهای افراد به‌نوعی به زیر سلطه سرمایه‌داری درآمده‌اند و به امیالی دروغین و باواسطه بدل گشته‌اند. سیستم سرمایه‌داری توانسته است، خلاقیت و امیال افراد را با هدایت کردن به حوزه‌ها یا مرزهای سازمان‌یافته اجتماعی ازجمله قوانین، روان‌پزشکی، خانواده‌های هسته‌ای، طبقات اجتماعی، نقشهای جنسیتی و روابط جنسی و در نهایت مصرف‌گرایی، حوزه‌بندی می‌کند.
به‌واسطه این شرایط، نظامهای سرمایه‌داری توانسته‌اند، میل و خلاقیت افراد به شکلی مؤثر به کنترل خود درآورند. دلوز و گاتاری، میل به تولید و مصرف کالا را به همدیگر ربط داده و سوژه‌های اجتماعی را در شبکه‌ای از نهادهای اجتماعی و ساختارهای مادی‌کننده و غیرشخصی، گرفتار می‌بینند. نظامهای سرمایه‌داری، همواره با خلق حوزه‌های جدید برای میل خریدار، خود را دچار بی‌ثباتی می‌کند.
افراد با افزایش عرضه کالاها، چیزهای بیشتری طلب خواهند کرد، با تصاویر بیشتری همزادپنداری می‌کنند و مسیرهای بیشتری برای فرار پیش روی خود خواهند یافت. افراد زمانی که یاد می‌گیرند در جهانی سرشار از امیال متضاد زندگی کنند، درهای آزادی و مخالفت را به رویشان باز می‌شود. زمانی که شما، مصرف خود را افزایش می‌دهید، به مصرف‌کننده‌های بی‌مرکز بدل خواهید شد و می‌توانید به در قالب تهدیدی برای حوزه‌بندی زندگی خصوصی و اجتماعی ظاهر شوید (گلن‌وارد، 2016؛ مداحی و همکاران، 2021).
از دیدگاه دلوز و گاتار، میل، نیروی محرکه تمامی تعاملها و کنشهای اجتماعی و شخصی است و این میل به‌صورت دائمی در روابط متکثر و تصادفی با افراد و اشیاء در جریان است و به‌صورت دائم از مرزها و حدودی که ساختارهای اجتماعی جامعه تحمیل می‌کند، فراتر می‌رود. دلوز و گاتاری، هویتهای پایدار را در جامعه مدرن، پنداری مضر دانسته و از تفاوت و بی‌نظمی و روند جاری تغییر به‌عنوان تنها راه آزادی نام می‌برند و بر نیاز به تحقق میلهای متکثر افراد تأکید می‌کنند (گلن وارد، 2016).
بازاندیشی
بازاندیشی در زندگی اجتماعی، منعکس‌کننده این واقعیت است که کارکردهای افراد به‌صورت مستمر مورد بازسنجی قرار می‌گیرند؛ به بیانی دیگر، ویژگیهای آن همراه با اصلاح به‌وسیله داده‌های جدید، به شکلی اساسی، دگرگون می‌شود. به باور گیدنز، در جوامع مدرن، افراد با آفرینش و اصلاح هویت خود، چه بودن؟ و چگونه این شدن؟ خود را به‌صورت مستمر موردبازنگری قرار می‌دهند. تمامی صور زندگی، با دانشی که کنشگران از این صورت دارند، ساخته می‌شود و گیدنز در این رابطه معتقد است که بازاندیشی مدرنیته با تولید مستمر خودشناسی مداوم، در ارتباطی مستقیم است (گیدنز، 2013).
براساس دیدگاه گیدنز، بازاندیشی، خود وارد حوزه بدن شده و با این رویکرد، دیگر نمی‌توان بدن را به‌عنوان یک شی‌ء منفعل در نظر گرفت، بلکه، به‌عنوان یک نظام کنشی تعریف می‌شود. افراد به‌عنوان سوژه و فاعل، به‌صورت مستمر بر فرایندهای جسمی خود نظارت می‌کنند و این آگاهی از چگونگی بدن، برای درک همه‌جانبه هرلحظه از زندگی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود (گیدنز، 2013).
گیدنز، بازاندیشی را عرصه‌های سنن، عرف، بدن و شیوه‌های درمان را موردتوجه و بررسی قرار می‌دهد و تحولات در این کانون را معطوف به آینده و تحولات آتی دانسته است (گیدنز،2013).
زنانی که به‌صورت دائم و به تصمیم و اختیار خود، اقدام به بازاندیشی در تمامی ابعاد زندگی خود در جوامع مدرن می‌کنند، حدومرزی را برای دنیای خارج از این بازاندیشی باقی نگذاشته‌اند و این بازاندیشی در عرصه‌های مختلفی ازجمله، اوقات فراغت و تفریحات، دوری از هنجارها و ارزشهای اجتماعی، کنارزدن محدودیتها و کنترلها، خود را نشان می‌دهد.
روش
هدف این مطالعه فهم و بازنمایی تجربه زیستِ زنان مطلقه شهر تهران پس از طلاق است. به همین دلیل پارادایم تفسیری برای انجام این پژوهش انتخاب شد. پژوهشهای کیفی در مواردی به کار می‌رود که پژوهشگر علاقه‌مند به فهم معنای پدیده از نگاه و تجربه کسانی است که درگیر آن‌اند (مریام، 2009)؛ بنابراین پژوهشگران کیفی زمانی از این روش استفاده می‌کنند که می‌خواهند بفهمند: مردم چه تفسیری از تجربه خود دارند؟ چگونه جهان خود را می‌سازند؟ چه برداشتی از تجربه خود دارند؟ (مداحی و همکاران، 2021).
مشارکت‌کنندگان این پژوهش، زنان مطلقه ساکن شهر تهران بودند. برای جمع‌آوری داده‌ها با 39 زن طلاق‌گرفته مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام شد و پژوهش از جهت داده به اشباع نظری رسید. برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از روش نمونه‌گیری نظری استفاده شد. از میان استراتژیهای مختلف نمونه‌گیری، نمونه‌گیری گلوله‌برفی به کار گرفته شد؛ به این صورت که ابتدا تعدادی از این افراد از طریق شبکه‌های مرتبط، آشنایی و افراد مطلع انتخاب شدند؛ پس‌ازآن هر نمونه در صورت آشنایی با زنان مطلقه، زمینه برقراری ارتباط و شکل‌گیری مصاحبه بعدی را فراهم می‌کرد.
مصاحبه‌ها بین 50 دقیقه تا 3 ساعت زمان برده و در مواردی در چندین جلسه مصاحبه ادامه یافت. بیشتر مصاحبه‌ها در فضاهای بازمانند پارک و بوستانها، کافی‌شاپها و در مواردی در محیط کار صورت گرفت. مدت‌زمان فرایند جمع‌آوری داده و فرایند مصاحبه بیش از 8 ماه به درازا کشید. تحلیل داده‌ها با نظام کدگذاری نظری انجام شد. در این نوع کدگذاری که خاص روش نظریه زمینه‌ای است، سه مرحله کدگذاری طی شد: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی. در مرحله کدگذاری باز متن مصاحبه‌ها سطر به سطر خوانش و مفهوم بندی شد. در کدگذاری محوری این مفاهیم کنار یکدیگر قرار داده شد و بر اساس هم‌پوشانی معنایی به‌صورت مقولات محوری درآمد و درنهایت مقوله هسته در سطحی انتزاعی‌تر از دو مرحله پیشین حاصل شد.
ذکر این نکته ضروری است که فرایند کدگذاری داده‌ها از مصاحبه دوم به بعد آغاز شد و تا پایان کار تحلیل، مصاحبه و تحلیل به‌صورت هم‌زمان پیش رفت. همچنین سعی شده تا توزیع جغرافیایی شهر (مناطق مختلف شهر تهران) و وضعیتهای اقتصادی متنوع (شاغل، بیکار، افراد با درآمد بالا، متوسط و پایین) در انتخاب نمونه رعایت شود.

جدول 1- مشخصات زنان مشارکت‌کننده

ردیف

نام مستعار

سن

تحصیلات

شغل

1

فرحناز

38

دیپلم

خدماتی

2

فرنوش

43

لیسانس

آرایشگر

3

نسترن

40

دکتری

مدرس دانشگاه

4

ندا

21

دیپلم

کافه‌دار

5

سمانه

43

دکتری

وکیل

6

سمیرا

27

لیسانس

کتاب‌فروش

7

زهرا

30

فوق‌لیسانس

مشاور

8

سیما

42

دیپلم

خانه‌دار

9

شهین

39

لیسانس

می کاپ

10

مریم

35

لیسانس

زیبایی

11

سحر

26

فوق‌لیسانس

بلاگر

12

سعیده

28

فوق‌لیسانس

مربی باشگاه

13

نادیا

36

لیسانس

مربی باشگاه

14

وحیده

42

دیپلم

آرایشگر

15

سیمین

38

لیسانس

بازاری

16

مینا

46

لیسانس

حسابدار

17

لیلا

44

لیسانس

فروشنده

18

مونا

33

لیسانس

شینیون کار

19

بهاره

30

لیسانس

می کاپ آرتیست

20

زهره

45

زیر دیپلم

نظافت منازل- خدماتی

21

شیما

37

لیسانس

حسابدار

22

دنیا

34

لیسانس

مشاور

23

سارا

25

لیسانس

پتروشیمی

24

سهیلا

30

لیسانس

لیدر طبیعت‌گردی

25

شهلا

32

لیسانس

مامائی

26

زهرا

38

لیسانس

کارمند

27

نگین

42

دکتری

موسسه پژوهشی

28

ترنم

23

لیسانس

بیکار

29

آزیتا

27

لیسانس

تریدر

30

گندم

31

دانشجوی دکتری

پژوهشگر

31

نسرین

33

لیسانس

ابرو و مژه

32

آنیتا

32

فوق‌لیسانس

معلم

33

سودابه

43

دکتری

مدیر اداری

34

نسیم

35

دیپلم

فروشنده لباس

35

غزاله

34

لیسانس

بلاگر

36

هنگامه

33

لیسانس

گرافیست

37

حورا

40

دکتری

چشم‌پزشک

38

مژگان

26

لیسانس

فروشنده آنلاین

39

ساناز

30

لیسانس

سرمایه‌گذار


برای افزایش اعتبار یافته‌ها، ارتباط نزدیک و توام با اعتماد با مشارکت‌کنندگان ایجاد و در طول بیش از 8 ماه گردآوری داده، این ارتباط حفظ شد.
کنترل توسط اعضا (دیپوی و گیتلین، 2005) در سرتاسر فرایند گردآوری داده‌ها برای ارزیابی درستی مشاهدات و تفاسیر پژوهشگر، به کار گرفته شد. مفاهیم برساخته و نتایج پژوهش به‌طور مرتب در فرایند کار و بعد از اتمام تحلیل داده‌ها با مشارکت‌کنندگان در میان گذاشته شد. پژوهشگران در این مطالعه با مقایسه‌های مداوم صحبتهای مشارکت‌کنندگان در کنار توجه به بازخورد آنان از تحلیلها، تلاش کردند به سطح مناسبی از اطمینان در پژوهش دست یابند. همچنین بخش زیادی از مصاحبه‌ها (با رضایت کامل مشارکت‌کنندگان) ضبط شد و بخش دیگر با توجه به نظر مشارکت‌کنندگان مبنی بر عدم رضایت ضبط صدا، به‌صورت هم‌زمان در حین مصاحبه یادداشت شد.
از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی، پیش از شروع مصاحبه، رضایت مشارکت‌کنندگان جلب شد. همچنین با توضیح هدف، موضوع و شیوه پژوهش، مصاحبه‌شوندگان با روند کار آشنا شدند تا در صورت تمایل نداشتن به شرکت در مصاحبه قدرت اختیار و انتخاب کافی به آنان داده شود. حفاظت از اطلاعات شخصی و خصوصی افراد بُعدی بسیار مهم در کار پژوهشی است؛ به همین دلیل پژوهشگر با رضایت کامل و با اجازه هر فرد شرکت‌کننده در پژوهش به ضبط، یادداشت و استفاده از داده‌ها اقدام کرد و به افراد اطمینان داده شد که اطلاعات به‌طور محرمانه محافظت خواهند شد. ازجمله این اقدامات که برای جلوگیری از فاش‌شدن هویت واقعی مشارکت‌کنندگان به‌کاربرده شد، استفاده از اسامی مستعار در ثبت اطلاعات آنان بود.
یافته‌ها
داده‌ها با استفاده از روش کدگذاری نظری تحلیل شدند. در کدگذاری، 155 کدباز، 33 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی و یک مقوله هسته استخراج شدند. در مرحله کدگذاری محوری، روابط بین این مفاهیم و مقولات بررسی و مقولات و مفاهیم تلفیق‌پذیر در یکدیگر ادغام شدند؛ درنهایت، در مرحله کدگذاری گزینشی مقوله نهایی و هسته شکل گرفت. مفاهیم و مقولات جدول (2) نمایی از شرایط، استراتژیها و پیامدهای طلاق را برای زنان در شهر تهران نشان می‌دهد. مقوله نهایی حاصل از بررسیها «از تجربه مشقت تا فردیت‌یافتگی مدرن» است. این مقوله روایتگر تنوع و تضاد تجربه زندگی پس از طلاق زنان در شهر تهران است. تجربه هم‌زمان سختیها طلاق، مشقتهای متنوع (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فردی) تا رشد انگیزه‌های فردی، شغلی، تنوع در روابط و ...، جهانی متناقض‌گونه از زندگی پس از طلاق زنان را به نمایش گذاشته است. در ادامه داده‌ها بر مبنای اظهارات مشارکت‌کنندگان و دریافت و تحلیل پژوهشگران را روایت می‌کنیم.

جدول شماره (1): کدگذاری باز، محوری و گزینشی

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

پافشاری فرزندان بر جدایی مادر از پدر، فرسایشی‌شدن اختلافات زناشویی و آرزوی فرزندان بر طلاق، طلاق والدین: راه رسیدن به آرامش فرزندان، تمایل و رضایت فرزندان از جدایی، ناتوانایی زنان در تأمین مخارج، عقب‌ماندگی تحصیلی ناشی از ناتوانی در پرداخت شهریه‌ها و هزینه‌ها، هزینه‌های بالای فرزندان بر دوش مادران مطلقه، پرداخت ناکافی هزینه‌های فرزندان توسط مردان، افت تحصیلی ناشی از فقر مالی زنان، تجربه فقر پس از طلاق، احساس استرس و اضطراب فرزندان، ناشی از تمکن‌نداشتن مالی مادر
طرد اجتماعی پنهان فرزندان طلاق، داغ ننگ خانواده ناسالم داشتن، نگاه منفی جامعه به فرزندان طلاق، برخوردهای توهین‌آمیز با فرزندان طلاق در جامعه و مدرسه، ترس از برملا شدن طلاق والدین، کناره‌گیری از جامعه و انزوا خودساخته به دلیل طلاق والدین
به آرامش رسیدن فرزندان، اتمام کابوسهای شبانه فرزندان، زندگی توأم با آرامش با مادر، طلاق فداکارانه مادر برای آرامش فرزندان، پیروزی دانستن طلاق با پیامدهای آن برای فرزندان، مثبت تلقی شدن طلاق توسط فرزندان و زنان
طلاق زنان: ازسرگیری زندگی بانشاط با فرزندان، احیا شادی در فرزندان با طلاق، پیگیری آرزوهای شخصی فرزندان با طلاق والدین، موفقیت تحصیلی فرزندان به‌دوراز تنشهای والدین، موفقیت شغلی فرزندان، امکان شاغل‌شدن فرزندان، امکان ازدواج با طلاق از پدر معتاد، دوری از انگ اعتیاد پدر معتاد، اتمام تنشهای بی‌وقفه با طلاق مادر، دوری از خشونتهای فیزیکی، انشقاق از خشونتهای دائمی، دوری از تهدیدهای کلامی، پشت سر گذاشتن تجربه خشونتهای پدر، بازگشت آرامش و اتمام ترسهای کودکان

درخواست فرزندان بر جدایی
محدودیت و مشقتهای اقتصادی بر فرزندان
داغ ننگ فرزند طلاق بودن
آرامش و رضایت: حاصلی از میل به طلاق در زنان
امکان موفقیتهای شغلی، فردی
پی‌گرفتن آرزوها و تمایلات فرزندان
دوری از تنشهای والدین
انشقاق از ترس و خشونت

زندگی فرزندان طلاق: دوگانه پیروزی و شکست

پی‌گرفتن تمایلات شغلی، از بیکاری درآمدن، کار بیرون خانه انجام‌دادن، هویت شغلی پیدا کردن، امکان تحصیل پیدا کردن، به دنبال آرزوهای شغلی و درسی رفتن، موفقیت شغلی به دست آوردن، شاغل‌شدن، استفاده از درآمد به‌صورت شخصی، صرف‌کردن درآمد برای خود، هویت تحصیلی پیدا کردن، پیشرفت شغلی، به دنبال آمال شخصی رفتن، به دنبال احیا دوستیهای قبل از تأهل، بازگشت اعتمادبه‌نفس به زنان، به دنبال علائق فردی رفتن، نداشتن آقابالاسر تحمیل‌گر، آزادی در پوشش، امکان هزینه‌کرد شخصی درآمد، آزادی در نوع سبک زندگی،

امکان شغل و تحصیل پیدا کردن
رسیدن به تمایلات فردی
عدم اجبار در نوع پوشش و هزینه‌های شخصی

رسیدن به فردیت فراموش‌شده

تجربه شرکت در مهمانیهای مختلط، مصرف مشروبات الکلی، مصرف ماری جووانا، شروع مصرف سیگار، مسافرتهای دسته‌جمعی، دوستیهای متنوع با جنس مخالف، تجربه تنوع در روابط غیراخلاقی، تجربه تنوع در لذت‌گرایی، بدون مرز دانستن لذت‌گرایی پس از طلاق، کافه‌نشینی، طبیعت‌گردیهای مختلط، مهمانی در باغها، آزادی در روابط با جنس مخالف؛ تجربه نداشتن محدودیت در دوستیهای مختلف، تجربه تنوع در رابطه با دیگران، ابراز رضایت از ارتباط‌های متنوع، کسب آزادی در امکان برقراری در روابط جدید

تجربه فراغتهای مدرن
میل به لذتهای متنوع
تجربه روابط آزاد و تنوع در روابط

مِیل و تجربه صُور لذتهای طغیان‌گر

احساس ناخوشایند در بازگشت به خانه پدری، احساس اضافه بودن، عدم استقبال گرم والدین از زنان فرزند مطلقه، گذشت زمان و احساس سربار بودن برای خانواده، طرد پنهان دختر از منزل، تمایل‌نداشتن زنان مطلقه در بازگشت به خانه پدری، نداشتن تفاهم اخلاقی با والدین، نپذیرفتن فرهنگ والدین توسط زنان مطلقه، اختلاف‌نظرهای متعدد با پدر و مادر در نوع سبک زندگی، مناقشه با پدر به دلیل تغییرات سبک زندگی زنان مطلقه، محدودیت شدید توسط والدین، نظارت زیاد پدر بر دختر مطلقه، حساسیت بیشتر والدین، بدبین‌بودن به برخی رفتارهای فرزند طلاق‌گرفته، آرزوی مستقل‌شدن و زندگی در خانه مجزا از خانه پدری، راحت‌نبودن زنان مطلقه از زندگی در خانه پدری

چالشهای جدید با والدین ناشی از زندگی در خانه پدر
نبود احساس رضایت از زندگی با والدین
 احساس اضافه‌بودن و طرد پنهان در خانه پدری

تجربه ناخوشایند بازگشت به خانه پدری

صفرشدن، افتادن در پرتگاه نداری، بی‌پولی و کاهش قدرت خرید، اجاره‌نشین شدن، ناتوانی در تأمین مخارج فرزند، افتادن در دام فقر اقتصادی، بازگشت به خانه پدری به دلیل عدم استقلال مالی، سختی کشیدن فرزندان به دلیل نبود حمایت مالی پدر بعد از طلاق، مشکلات مالی شدید پیداکردن، کمبودهای اقتصادی ناشی از طلاق

عقب‌ماندگیهای اقتصادی
مشقتهای مالی (بی‌پولی، فقر، اجاره‌نشینی)
 سختی در تأمین هزینه‌های فرزند

چالشهای اقتصادی
(رهاشدگی و مشقت)

ابزار لذت دیدن زنان مطلقه، توجه‌های جنسی زده، نگاه سوءاستفاده‌گرایانه به زنان مطلقه، وعده‌های دروغین برای رسیدن به اهداف غیرهنجاری، پیگیری اهداف غیرهنجاری به بهانه ازدواج، پیشنهادهای روابط خارج از ازدواج، طعمه‌پنداری زنان مطلقه، تلقی روابط آسان با زنان مطلقه، بی‌دردسر دانستن ارتباط با زنان مطلقه، ناپایداری در روابط با زنان مطلقه، شوخیهای سوگیرانه با زنان مطلقه، نگاه غیراخلاقی به زنان مطلقه در محیط‌های کاری، مورد قضاوت قرار گرفتن، مورد طعنه قرارگرفتن، مورد تمسخر قرارگرفتن، بی‌حیا تلقی‌شدن، بی‌بندوبار تلقی‌شدن

مورد طمع جنسی واقع‌شدن
طلاق و تسهیل در سو استفاده از زنان
ابزاری دیدن زنان مطلقه

گونه‌گون شدن توجه‌های منفی
(جنسی و ابزاری)

طرد ناشی از تلقی ناپسندی طلاق، نگاه بد جامعه به زنان طلاق‌گرفته، نبود شانس ازدواج مناسب، دسته دوم تلقی شدن زنان مطلقه برای ازدواج، نبود انگیزه کافی مجردان برای ازدواج با زنان مطلقه، فرهنگ عدم اقبال ازدواج با زنان مطلقه
انفکاک ارتباطات اجتماعی صمیمانه، ترس از دوستی با زنان مطلقه در بین متأهلین، قطع ارتباط با اقوام و فامیل برای دوری از انگ، طرد پنهانی توسط خانواده بی‌تفاوتی عاطفی والدین و دوستان، طرد احساسی نزدیکان، قطع روابط به دلیل ترس سرایت طلاق به دیگران،
مورد قضاوت اجتماعی قرار گرفتن زنان، نگاه منفی به زنان جامعه به زنان مطلقه، عدم جذب در ساختارهای اجتماعی-فرهنگی، طرد پنهان از جمعها و گروههای خانوادگی، دیدگاه ترحم یا آسیب‌پذیر داشتن به زنان مطلقه، برچسبهای اجتماعی طردکننده به زنان، برچسب ایراد داشتن یا نقص زنان مطلقه، عدم نرمال دانستن اخلاقی زنان مطلقه.

شانس پایین ازدواج: طرد پنهانی زنان از زندگی مشترک
انفکاک روابط عاطفی و طرد ناشی از ترس سرایت
آتمسفر اجتماعی منفی برای زنان مطلقه

نقابی مفهومی از داغ ننگ طلاق، طردی چند ساحتی


مقوله هسته (پیامدها): «از تجربه مشقت تا فردیت‌یافتگی مدرن»
مقوله هسته‌ای حاصل از بررسی مفاهیم و مقولات در این پژوهش «از تجربه مشقت تا فردیت‌یافتگی مدرن»، است که دربرگیرنده مجموعه‌ای از عوامل، شرایط و زمینه‌های مختلف است و این امر نشان می‌دهد که نمی‌توان تجربه و یا انگیزه‌ها برای زندگی پس از طلاق را روایتی یکدست از رضایت یا عدم رضایت دانست؛ و به ابعاد و زمینه‌های مختلف آن نپرداخت.
تجربه زندگی پس از طلاق در میان زنان، صحنه نمایش مشقت و سختیهای فردی اجتماعی متعدد است. در حقیقت دوپارگی تجربه‌های شیرین و تلخ، اولویت‌بندی هرکدام از این تجربه‌ها در نمایش محض زندگی پس از طلاق را دشوار کرده است. به نظر می‌رسد زندگی پس از طلاق برای زنانی که عموماً درخواست طلاق از میان آنان طرح‌شده؛ ایده‌ای پروبلماتیک از انگیزه‌های شخصی و فردیتی مدرن است که حالا خطر مشقتها را به جان خریده و طغیان‌وار به سمت آن حرکت می‌کنند.
یکی از پیامدهای اصلی حرکت به سمت طلاق و درنتیجه طلاق نائل شدن به آن مجموعه عوامل رضایت بخشی یا عدم رضایت تجربه زندگی پس از طلاق زنان در شهر تهران مِیل و تجربه صور لذتهای طغیان‌گر است که مقوله‌های متأثر از مدرنیته، مانند تجربه فراغتهای مدرن، میل به لذتهای متنوع، تجربه روابط آزاد و تنوع در روابط آن را می‌سازد. ندا 21 ساله به‌تازگی طلاق گرفته است. وی روایتی از تجربه رضایت‌بخش جدایی خود از طلاق و حرکت در مسیر لذتهای فردی (شروع مصرف سیگار، مشروبات الکلی و شرکت در مهمانیها) این‌گونه نظر می‌دهد:
«راستش آره، جدا شدم که یک جورایی به یک چیزایی برسم دیگه. دوست داشتم که سیگار کشیدن رو تجربه کنم و یا عرق خوردن، عرق خوردم توی جمع کافه. من و دوستم و یکی از اعضای دیگه کافه. حس خوبیه دیگه، کم‌کم پام به مهمونی و مسافرت باز شد».
بیتا 30 ساله، میکاپ آرتیست با ظاهری بسیار مدرن است. وی زندگی پس از طلاق خود را سراسر لذت و ماجراجویی دانسته و معتقد است اگرچه با همسر خود چالش جدی نداشته و همسرش راضی به طلاق نبوده، اما وی به دلیل تنوع‌طلبی و چالشهای فراغت‌طلبانه به دنبال زندگی فردی پس از طلاق بوده است:
«از پسرهای زیادی خوشم میومد. خب ببینید، الآن مثلاً یادمه که از همسرم جدا شدم، اولین باری که با دوستام رفتیم استخر، وقتی‌که خودم یه نیم‌تنه پوشیدم، خیلی معذب بودم؛ الآن واقعاً مثلاً یه چیز عادیه؛ یعنی اگه یه جایی از بدنم حتی معلوم باشه، حتی جلوی طیفی، یه آدمی که اتفاقی اومده توی مسیرم، من اصلاً احساس معذبی نمی‌کنم و خیلی راحت می‌گیرم. کلاً تنوع‌طلبی رو دوست دارم. توی هر موضوعی، چه توی کار، چه مثلاً توی روابط دوستانه. مثلاً یک تایمی با یکی خیلی صمیمی می‌شم بعد از یه تایمی خسته می‌شم با یکی دیگه صمیمی می‌شم. سابقه گَل کشیدن هم دارم. گل (ماریجوانا)».
سهیلا 30 ساله، لیدر تورهای طبیعت‌گردی است. وی داشتن همسر را مانعی در پیگیری امورات شغلی خود دانسته و زندگی پس از طلاق را زندگی راحتی برای خود تصور می‌کند:
«اسیرم کرده بود. چیه این شوهر. قبل اینکه ازدواج کنم کارم همین بود (لیدر تور طبیعت‌گردی). قبلش چیزی بهم نگفت والا زنش نمی‌شدم. بعد اینکه ازدواج کردیم گفت حق نداری بری. توی تورهاتون پسرا هستن من خوشم نمیاد. میخوای بری باید تور فقط دخترا ردیف کنی. حرفای خنده‌دار می‌زد انگار اصلاً نمی‌فهمه داره چی میگه. منم عاشق کارمم. داستان داشتیم دیگه. تهشم نتونستم تحمل کنم. آره الآن خیلی اوکی ام. دیگه نیست بگه با پسر سفر نرو. میرم خوبشم میرم و استوری هم می‌زارم ببینه حرصش درآد».
تجربه رسیدن به فردیت فراموش‌شده
زندگی پس از طلاق برای برخی زنان مطلقه، تجربه به دست آوردن تمنیات فردی و آمال شغلی - تحصیلی است. در حقیقت علت ورود به زندگی پس از طلاق و حالا تجربه آن با دستیابی به برخی منافع فردی برای زنان گره خورده است. فردیت فراموش‌شده مورد تأکید زنان موردمطالعه در این پژوهش در حقیقت طیف گسترده‌ای از تمایلات فردی زنان از به دست آوردن اختیار در نوع پوشش تا رسیدن به موفقیتهای تحصیلی و فردی را نشان می‌دهد. سمیرا 27 ساله و کتاب‌فروش است. وی لیسانس کامپیوتر داشته و از کار خود در محیط کتاب‌فروشی رضایت دارد. وی زندگی پس از طلاق خود را توأمان با موفقیتهای شخصی و آزادیهای فردی می‌داند:
«اول‌ازهمه این‌که مخالف کار کردن من بود تحت هر شرایط. همین کارم رو وقتی اون بود نمی‌گذاشت بیام. دزدکی میومد منو می‌پایید که دارم چیکار می‌کنم سرکار. قشقرقهایی به پا کرد که بیاوببین. مگه می‌شد باهاش بحث کرد چهره‌اش جوری ترسناک می‌شد که می‌تونی از قیافه‌اش روی جلد رمانهای ترسناک رو بکشی. الانه خودم کار می‌کنم. واسه خودم خرج می‌کنم. ارشد ادبیات بگیرم و برم سمت هنر و چیزایی که دلم می‌خواد».
فهمیه 46 ساله، طلاق را برای خود راه نجات یا راه فرار تلقی کرده که نتیجه آن را به دست آوردن موفقیت اقتصادی و مالی می‌داند:
«برای من یه راه فرار، یه راه نجات، یه راه این‌که بفهمم که من اونجوری که اون همسر سابقم به من می‌گفت من نبودم. وقتی‌که توی شرایط قرار گرفتم تونستم از پس خودم بربیام تونستم خرج خودمو بدم و از نظر اقتصادی مستقل بشم. خیلی قدمها رو تونستم توی زندگیم بردارم که اصلاً فکر نمی‌کردم بتونم. مثلاً فکر نمی‌کردم بتونم ماشین بگیرم و بتونم راننده آقایون باشم، مثلاً بخوام آقایون رو این‌ور اون‌ور ببرم ولی الآن درحال‌حاضر من هنوز که هنوزه کسایی که مشتریای ثابت من بودم و آقا هم بودن هنوز با من تماس دارن، بعد می‌گن ای کاش تو هنوز راننده ما بودی».
زندگی فرزندان طلاق: دوگانه پیروزی و شکست ازجمله پیامدهای متناقض و دوقطبی طلاق برای فرزندان است. مسئله فرزندان طلاق به‌نوعی نمایش دوگانه‌ای از پیامدهای طلاق و زمینه‌سازی آن در رابطه با فرزندان است. ازیک‌طرف فرزندان با میل و اراده خود و با پافشاری بر والدین به دنبال جدایی پدر مادر و نیل به آرامش و اهداف شخصی خود هستند و از طرفی دیگر با درگیر شدن در پیامدها و چالشهای اقتصادی، اجتماعی، زندگی پرمشقتی را پس از طلاق والدین تجربه می‌کنند.
هانیه 45 ساله، شاغل در بخش خدمات است. سه سال از طلاق وی گذشته و از چالشهای فرزند خود با دوست جدید خود می‌گوید:
«سیزده سالشه پسرم. دیگه پسرم رو تنبیه کرد و پسرم با دوستم به مشکل خورد. دعواشون شد باهم. من به بچه‌م حساسم. دعوا شد، پسرمو زد، اونم رفت به داداشم گفت، داداشم اومد بالا زد توی گوش این آقایی که باهاش رابطه داشتم. گفت چرا دست روی بچه خواهرم بلند کردی؟! خلاصه دعواشون شد. بزن، بزن. یه دعوای خیلی بد».
فرنوش 43 ساله از تجربه خود که شباهت زیادی به تجربه هانیه دارد اشاره می‌کند.
«کم‌کم آشنا شد با بچه من ولی از اینا بود که تز مردونه داشت، مثلاً پسربچه نباید لوس‌بازی در بیاره یا بخوره زمین، نباید گریه کنه. بهش می‌گفتم که کاری به تربیت بچه من نداشته باش. فقط تو اگه می‌خوای به من کمک این باش که مثل یک رفیق کنارش باشی. یک شبی اصرار که بچه رو برداریم بریم بیرون شام بهش بدیم یه ذره تفریح کنه، بزاریم یه ذره بهش خوش بگذره، گفتم نه ولش کن نمی‌خواد، تو که ندیدیش دیگه هم نمی‌خوای ببینیش، بیخیالش میشیم چون خیلی اصرار می‌کرد، من توی عالم خودم فکر کردم که به‌هرحال رفته دو دو تا چهار تاشو کرده، دیگه وقتی‌که منو داره انتخاب می‌کنه مسائل منم باید انتخاب کنه، من تو همچین تصوری بودم که شبی رفتیم بیرون شام، خیلی هم خوش گذشت تا اینکه اون شب یه اتفاقی افتاد بچه من یه داد زد توی خیابون، ایشون برنداره دو تا چک به بچه من بزنه وسط خیابون، دیگه همونجا باهاش کات کردم. اصلاً من شوک شدم، من خودم یه آدم جیغ‌جیغویی هستم، چک اول رو که زد من از حال رفتم روی صندلی، بعد همین‌طوری هاج و واج بودم بعد چک دوم که زد فقط تنها کاری که کردم دستامو تونستم بیارم بالا بچه‌مو بگیرم توی بغلم. خب من الآن رابطه رو حدود دوماهه قطع کردم و تموم شده، اگر بعداً آدمی بیاد توی زندگیم، هرگز به بچه‌ام معرفیش نخواهم کرد».
شهین 39 ساله در اظهارنظری متفاوت از فرنوش و هانیه، جدایی از همسرش و طلاق را موفقیت و پیروزی برای فرزندش قلمداد کرده و معتقد است طلاق از همسرش با اصرار فرزند و تمایل او انجام داده است:
«دخترم خیلی سختی کشیده. یعنی یه پدرِ معتادی داشته که ما هم مثل ایشون خیلی سختی کشیدیم. بعد هیچی اومدیم و گفتن که این دختر مثلاً افسردگی گرفته. زیاد مثلاً پدرش منو می‌زد چون حشیش مصرف می‌کرد. بعد این دختر من از افسردگی نجات پیدا کرد وقتی‌که طلاق گرفتم اصلاً یه زندگی خیلی خوب. بعد دخترم اینقدر خوب شد که گفت مامان خیلی خوبه، این یه پیروزی هستش. چون دخترم باعث شد. گفتش که، مامان می‌خوای که من خوب بشم؟ طلاق بگیرید شما دوتا. که من تونستم طلاق بگیرم. دخترم خیلی دوست داشت به آرزوش هم رسید. بیشتر هم خونه مادرم می‌موندیم. نزدیک 20 سالشه دخترم. مربی شد و دستش توی جیب خودشه، یعنی اون چیزی که می‌خواست. بعد رشته گرافیک هم خونده. بعد دیگه مربی شد و باشگاه زد. خلاصه این دختر مربی شد و واسه خودش کسی شد و دستش توی جیب خودشه. خلاصه دخترم بعد از طلاق من از همسرم واسه خودش کسی شد».
مریم 35 ساله از تجربه خشونت همسر علیه خود و فشار به فرزند و ترس ناشی این خشونت می‌گوید:
«من رو کتک می‌زد و حمید (فرزند) می‌ترسید. حمید از شدت ترس خیلی موقعها دیگه ادرار می‌کرد، می‌ترسید، من گفتم مگه من چند سالمه؟! من چقدر می‌خوام زیر دست این زندگی کنم؟! بچه داره اصلاً با استرس، با تنش، لرزش، داره بزرگ می‌شه. هنوزم اثر این شرایط نرفته. هنوز توی خواب خیلی وقتها بلند می‌شه و داد می‌زنه، جیغ می‌زنه و می‌گه بابام داشت تو رو می‌زد، بابام داشت منو می‌زد. بعد من بهش آرامش می‌دم، باهاش حرف می‌زنم، حتی چند جلسه بیشتر، روانشناسی بردمش، باهاش صحبت کردن، حرف زدن. بعد آسم هم داره، مثلاً تنگی نفس داره. گفتن که به‌مرورزمان درست می‌شه».
تجربه ناخوشایند بازگشت به خانه پدری، به نظر می‌رسد سخن مشترک زنان طلاق گرفته است؛ که به دلیل ناتوانایی در زندگی مستقل داشتن پس از طلاق، به خانه پدری بازگشته و به‌صورت آشکار یا پنهان دچار طرد برخوردهای سرد و یا کم‌توجهی و عدم صمیمت توسط والدین می‌شوند. زهرا 38 ساله کارمند است. وی زندگی در خانه پدری را قبل از ازدواج و بعد از ازدواج قابل قیاس ندانسته و تجربه ناخوشایند بازگشت به زندگی با خانواده را برای زنان مطلقه مشترک می‌داند:
«یه جورایی سختِ، نمی‌دونم چه جوری بگم؟ ولی هرکسی که ازدواج کرده و جدا شده، مطمئنم که این حسُ داره. احساسی که قبل از ازدواجت توی خانوادت بودی، راحت بودی، اصلاً هیچ منتی سرت نبود، هیچی دیگه یه آدمی مثل بقیه اعضای خانواده، ولی وقتی‌که ازدواج می‌کنی و جدا میشی، دوباره برمی‌گردی توی خونه پیش خانوادت یه حس خیلی بدی داره، نمی‌دونم، همه‌چیز یه جوریه، انگار مهمونی، انگار همیشه مهمونی. حتی من اینو مثلاً دخترخاله، یه دخترخاله دارم که اونم جدا شده، اون با پدر مادر خودش زندگی می‌کرده قبل از طلاقشم، پدر و مادری که از بچگی باهاشون زندگی کرده، ولی اونم این احساسُ داره».
مژگان 26 ساله نیز از احساس اضافه‌بودن و طرد پنهان توسط خانواده خود سخن می‌گوید:
«شاید مشکل از پدر مادر نباشه‌ها ولی انگار اضافه‌ای وقتی برمی‌گردی خونه، مخصوصاً مامانم، طرز نگاهش بدتر از صدتا فحشه، یک کاری می‌کنه که بدونی اشتباه کردی، باید می‌موندی به بدبختی زندگی می‌کردی ولی برنمی‌گشتی اینجا، دست من بود یک ثانیه هم این شرایط را تحمل نمی‌کردم. چند وقت اعتصاب غذا کردم فقط برای اینکه خیلی نبینمشون می‌رفتم اتاق، انگاری بچشون نبودم من».
چالشهای اقتصادی (رهاشدگی و مشقت) از پیامدهای سخت و البته مشترک در میان بیشتر زنان مورد مصاحبه است. عقب‌ماندگیهای اقتصادی ناشی از جدایی همسر، مشقتهای مالی (بی‌پولی، فقر، اجاره‌نشینی)، سختی در تأمین هزینه‌های فرزند و عدم تقبل هزینه‌ها پس از طلاق توسط پدر، از پیامدهای جدی اقتصادی بر زندگی زنان پس تجربه طلاق است.
نسیم 35 ساله، فروشنده لباس است. وی طلاق را صفرشدن و پرت‌شدن از پرتگاه به لحاظ اقتصادی می‌داند:
«طلاق تغییره واقعاً در زندگی هر آدمی؛ یعنی احساس می‌کنی که از یک لبه پرتگاهی میفتی و دوباره باید دست‌وپا بزنی خودتو برسونی به نقطه صد؛ یعنی کاملاً صفر میشی از صفر باید زندگیتو شروع کنی یک جورایی. من اینجوری بودم حالا از نظر مالی».
وحیده 42 ساله از شرایط بد اقتصادی خود پس از طلاق می‌گوید و از اصطلاح از عرش به فرش افتاده را برای آن انتخاب می‌کند:
«از عرش به فرش افتادم. از وسط خیابون شریعتی اومدم پایین یافت‌آباد تو خونه 40 متری با کمک پول مادرم. از خرید لباس هرماه افتادم به کار کردن و بدبختی. برا خرج بچه‌هام موندم و اجاره خونم دو ما سه ماه عقب میافته. یعنی نابود شدیم یک جورایی. برا اینکه رضایت بده به طلاق همه مهریه و همه‌چیز رو بخشیدم».
گونه‌گون‌شدن توجه‌های منفی (جنسی و ابزاری) و مفاهیم مطرح‌شده ذیل این مقوله مانند: ابزار لذت دیدن زنان مطلقه، توجه‌های جنسی، نگاه سوء‌استفاده‌گرایانه به زنان مطلقه، وعده‌های دروغین برای رسیدن به اهداف جنسی، پیگیری اهداف جنسی به بهانه ازدواج، پیشنهادهای روابط غیراخلاقی، طعمه‌پنداری زنان، یادآور جامعه خطر اولریش بک برای زنان مطلقه است. جامعه درگیر مدرنیته‌ای که حالا دست‌کم بخشی از اعضای آن به زنان مطلقه به چشم طمع یا طعمه نگاه می‌کنند. شهلا 32 ساله دراین‌باره می‌گوید:
«فقط کافیه بدونن که تو طلاق گرفتی، از درو و دیوار پیشنهاد میاد، سؤالهای بیخودی می‌پرسند، الکی می‌خوان دلسوزی کنند یا کمک کنند بهت ولی هدفشون اینه که یه چیز دیگه‌ای برسند».
فهمیه نیز تجربه مشابهی با شهلا داشته و شرایط خود را این‌گونه شرح می‌دهد:
«حس می‌کنم همه می‌خوان بیان از من سوءاستفاده کنن و ولت کنن برن، فقط به این خاطر. چون هرکسی که میومد جلو، خیلی معذرت می‌خوام می‌خواست ببینه که خونه خالی داری؟ تنهایی؟ یا جدا شدی؟، خونه داری؟ اگر نداری من دارم مثلاً بریم با هم‌دیگه فلان، منم می‌گفتم نه».
سعیده 28 ساله، مربی باشگاه است. وی اگرچه به لحاظ اقتصادی به نظر دارای تمکن مالی خوب می‌رسد اما معتقد است پس از طلاق، زن با هر طبقه اجتماعی که باشد مورد اهانت، مزاحمت و طمع قرار می‌گیرد:
«ربطی نداره پولدار باشی یا نه، من شاگرد دارم که همسرش تا فهمید من طلاق گرفتم بهم پیشنهاد داد، از مزاحمتهای تلفنی تا توهین و متلک انداختن. اینکه دیگه برای خیلیها تجربه‌شده، زن طلاق‌گرفته رو یک‌جوری طعمه می‌دونند».
نقابی مفهومی از داغ ننگ طلاق، طردی چند ساحتی روایتگر نمودی از وضعیت اجتماعی زنان مطلقه در فرایند عدم جذب زنان مطلقه در امر هنجاری ازدواج و طرد پنهان آنان است. شانس پایین ازدواج به‌واسطه طرد پنهان اجتماعی زنان به دلیل طلاق، انفکاک دوستیها به دلیل برچسب طلاق، به‌نوعی آتمسفر اجتماعی منفی را برای زنان مطلقه خلق کرده است. سودابه 43 ساله دکتری مدیریت است. وی از شرایط اجتماعی سخن می‌گوید که به‌صورت پنهان مانع ازدواج زنان مطلقه می‌شود:
«متأسفانه می‌گم خدمتتون که یک فرهنگی هست که نمی‌دونم اسمش رو چی بگذارم ولی انگار خانمی که طلاق می‌گیرد دیگر نمی‌تواند به‌خصوص با مرد مجردی که قبلاً ازدواج‌نکرده، ازدواج کند. نه جامعه خیلی شرایطش مهیا است و نه خانواده‌های مثلاً آقایون به‌راحتی اجازه می‌دهند و هزار عیب و انگ می‌زنند به زنانی که طلاق گرفتند».
دنیا 34 ساله در رابطه با بار منفی‌بودن طلاق در ارتباطات اجتماعی و طردشدن توسط دوستان این‌گونه از تجربه خود سخن می‌گوید:
«باورتون میشه احساس می‌کردم که بار منفی داره براشون، مثلاً من می‌شینم یه چیزایی بهشون یاد میدم که شوهراشون طلاق بدن مثلاً، این نگاه سنتی و که توی جامعه ما هست که کسی که طلاق می‌گیره گناهکاره انگار، یا کسی که طلاق می‌گیره آدم بی‌حیاییه آدم مثلاً که به بقیه هم یاد میده، اول زن داداشامو ازم دور کردن بعد خواهرم خیلی فاصله جدی ازم گرفت و این خیلی عجیب بود برای من. بعد بچه‌هاشون هم شدیداً منع کرده بودن از صحبت کردن با من. طلاق انگار باعث میشه که چیزی رو روی پیشونی زده بشه یه مهری که مثل تتو که تو نمی‌بینی مثل ولی همه دارن می‌بیننش».

 

نمودار شماره 1. مقوله هسته: از تجربه مشقت تا فردیت‌یافتگی مدرن


بحث
زندگی پس از طلاق دست‌کم در نگاه اول تجربه‌ای از زیست زنان طلاق‌گرفته است که تشریح وضعیت آنان به‌سادگی حاصل نمی‌شود. باید به این نکته اشاره کرد که در فرایند شکل‌گیری و اقدام به طلاق و انگیزه‌های زندگی پساطلاق، میل به بازشناسی و رسیدن بی‌چون‌وچرا به تمنیات فردی، فردیت محوری، آمال و آرزوهای شخصی، رهایی از محدودیتها، دوری از خشونت و طلب عشقهای جدید و سیال موج می‌زند.
در حقیقت سوژه‌های جدید حاصل از طلاق، بر بُردار هویت‌یابی جدید فصل‌بندی می‌شوند. اما هرگز این تمام ماجرا نبوده و این حوزه‌ها و پیامدهای آن در تملک این سوژه‌ها نیست. بنابراین رابطه دیالکتیک مثبت و منفی، حاصل زندگی پس از طلاق است. در حقیقت می‌توان زندگی پس از طلاق را برای زنان به یک نمایش درام تشبیه کرد که تماشای وضعیت پیش برنده آن، جریانی متناقض از امور خیر و شر و نابسندگی در پیش‌بینی است. ازجمله مسائل مهم پیرامون زندگی پس از طلاق، حاشیه‌های ایجادشده در رابطه با مسائل فرزندان است.
فرزندانی که با تمایل شخصی خود والدین را مجبور به طلاق کرده و با طلاق پدر و مار به آرامش رسیده و در طرف دیگر ماجرا با قربانی‌شدن درنتیجه این عمل دچار مشقتهای تحصیلی و اقتصادی فراوانی می‌شوند. مضاف بر آن باید مسائل روحی روانی، انگ فرزند طلاق بودن و تنشهای والدین پس از طلاق را نیز بر دوش کشند. نتایج این بخش با پژوهشهای دراپو و همکاران (2024)، هوچاغلو و یالسینکایا (2020)، سیبل کاسکان و دینز سارلاک (2020)، خطیبی و خانی‌پور (2022)، عباس‌پور و همکاران (1400)، روشنی و همکاران (1398) هم‌راستا است.
ریچارد سنت بر اضمحلال تدریجی زندگی عمومی کنشگران اجتماعی تأکید می‌کند. جامعه‌ای جهانی‌شده که با فرهنگ یکدست در حال حرکت به سوی سقوط زندگی عمومی و همبستگی اجتماعی است. ریچارد سنت منتقد سرمایه‌داری است و اعتقاد دارد که سرمایه‌داری صنعتی و روند دنیوی‌شدن سبب شده تا انسان هر چه بیشتر به خودش واگذاشته شود، بطوریکه ما شاهد پویایی، خصوصی‌شدن و ایده‌آل‌گشتن خانواده هسته‌ای به‌منزله تنها سنگر مقاومت در برابر ازدست‌دادن زندگی عمومی هستیم. درواقع، سرمایه‌داری سبب تغییر جهت‌گیری هدایت شخص از بیرون به سمت درون است و نتیجه آن، پیدایش شخصیت خودشیفته است (زارع و همکاران، 2020).
طلاق که گویی حالا یک معنی نداشته و می‌تواند در ویترین زندگی زنان معناها و نمودهای متنوعی از انتخاب و رشد فردی را برایشان به ارمغان آورد. در حقیقت مرحله جدید زندگی زنان در بخشی از گذار از زندگی نشان از بازخوانی خودِ فردی آنان است. گذاری که با نوعی هویت‌یابی جدید و سوژه‌های جدید خود را خلق می‌کند. هویت که بیش از هر چیزی نماینده افکار مدرنیته و ایفا نقشی متمایز از گذشته است. نتایج این بخش از پژوهش با نتایج پژوهشهای تسفایه و همکاران (2024)، کالتا و مروز (2024)، پارکر و همکاران (2022)، مین تی (2016)، محمدی و همکاران (2023) و خطیبی و خانی‌پور (2022) هم‌راستا است.
گیدنز بر این باور است که در جامعه مدرن، انسانها با آفرینش و اصلاح هویت خود، چه بودن و چگونه این شدن خود را پیوسته بازنگری می‌کنند. همه صورتهای زندگی، کم‌وبیش، با دانشی که کنشگران از این صورتها دارند، ساخته می‌شود و از دید گیدنز، بازاندیشی مدرنیته با تولید پیوسته خودشناسی پی‌درپی ارتباطی مستقیم دارد (گیدنز، 2013).
مقوله مهم دیگری که به نظر در میان بسیاری از زنان پس از طلاق به‌صورت مشترک اتفاق می‌افتد. چالشی بزرگ که در ابعاد اقتصادی مشقتهای متعددی را برای زنان به ارمغان می‌آورد. عقب‌ماندگیهای اقتصادی، انتقال از مسکن همسر به خانه‌های اجاره‌ای با شرایط سخت، بی‌پولی، نبود درآمد و ناتوانی در تأمین مخارج فرزندان، زمینه‌های اقتصادی پر چالش را در دوران پساطلاق برای زنان به ارمغان آورده است. بند مذکور نشانگر تأثیر بی‌چون‌وچرای طلاق بر زندگی زنان پس از طلاق است. نتایج این بخش با نتایج پیشینه‌های پژوهشی: حسین (2023)، مندوزا و همکارانش در سال (2021)، هوچاغلو و یالسینکایا (2020)، تقی‌زاده و شهراد (2021)، حیاتی و سلیمانی (2019) هم‌راستا است.
گونه‌گون شدن توجه‌های منفی (جنسی و ابزاری) نقابی مفهومی از داغ ننگ طلاق و طردی چندساحتی را در زندگی پساطلاق برای زنان روایت می‌کنند. مورد طمع جنسی واقع‌شدن، نقش طلاق در تسهیل سوء‌استفاده از زنان مطلقه، پایین‌آمدن شانس ازدواج مجدد به دلیل وجود فرهنگ پنهان طرد زنان مطلقه، طرد انفکاک روابط عاطفی و طرد ناشی از ترس ابتلا دیگر خانواده‌ها به طلاق، نمایشی از حزن و پس‌زدن از روابط اجتماعی را برای زنان مطلقه نشان می‌دهد.
زنان طلاق‌گرفته هم‌زمان نوعی شکاف ارتباطی و انتخاب تنهایی و انزوا را نیز پیشه کرده که اگرچه علیرغم میل باطنی آنان بوده اما استراتژی برای کناره‌گیری خودخواسته از روابط توأم با توهین توسط دیگران است. نتایج این بخش از پژوهش با پیشینه دانشی در پژوهشهای بایون (2023)، پارکر و همکاران (2022)، هوچاغلو و یالسینکایا (2020)، محمدی و همکاران (2023) و حیاتی و سلیمانی (2019) هم‌راستا است.
در پایان می‌توان این‌گونه جمع‌بندی کرد که زندگی پساطلاق برای زنان، بازنمایی گسیختگی، این‌همانی و دگرگونی، پایدارماندن و دگرگونی؛ این تعارضها همان‌قدر که مشخصه زندگی در جهان مدرن‌اند، مشخصه زمان نیز هستند. زنان مطلقه به نظر در برابر دوگانه دانایی فردی یا مشقتی اجباری قرارگرفته‌اند. وضعیتی معارض که دو نتیجه مختلف برایشان به ارمغان آورده است: یکی از آنها را می‌توان تأمل در زندگی شخصی و پیگیری فردیت و دیگری را تجربه‌ای تلخ و تراژدی اجباری دانست.
 ملاحظات اخلاقی
 مشارکت نویسندگان
 همه نویسندگان در تهیه مقاله مشارکت داشته‌اند.
منابع مالی
مقاله حاضر مستخرج از طرح پژوهشی موردحمایت جهاد دانشگاهی بوده است.
تعارض منافع
تضاد منافعی برای نویسندگان وجود نداشت.
اخلاق پژوهش
در پژوهش حاضر اصول اخلاقی پژوهشی ازجمله امانت‌داری، رازداری و گمنامی رعایت شده است.

منابع

Abdollahi, A., Ahadi, H., Tajeri, B., & Haji Alizadeh, K. (2020). Analysis Of The Experience Of Divorce From The Perspective Of Divorced Couples In Tehran. Women’s Strategic Studies, 23(89), 143-162. Doi: 10.22095/Jwss.2020.252782.2507 (In Persian)
Afrasiabi, H., Barzideh, K., & Javadian, S. R. (2020). Fluctuate Accommodation in Social Interaction by Cancer Patients; A Qualitative Study in Ahwaz. Journal of Applied Sociology, 31(1), 1-16. Doi: 10.22108/Jas.2019.114210.1569 (In Persian)
 Agbo, B. O., Agbo, C. C., & Gloria, C. (2023), Effect of Digital Infidelity in Marital Communication among Couples in Enugu Metropolis. International Journal of Media, Security & Development (IJMSD) 8:1.
 Amarsanaa, K., Kovács, M., & Rácz, J. (2024). “I established a life; I can re-establish it again”: Lived experiences of intimate partner violence in Mongolia. Acta psychologica, 242, 104118.
Askari baghmiyani, ashraf, & javadian, seyed reza. (2018). The double pressure of life, the main outcome of divorce on women: a qualitative study. Journal of qualitative research in health sciences, 6(4), 427-436. Sid. Https://sid.ir/paper/215478/en (in persian)
Baudrillard, Jean. (2014). Consumer society: myths and structures. Printing turn: 4. Translator: Yazidi winner. Publisher: Third edition
 Chang, M. (2024). Changing marital transitions and homeownership among young households. Review of Economic Dynamics, 52, 46-63.

 Drapeau, S., Larouche, K., Ivers, H., Dussault, S., & Baude, A. (2024). Longitudinal Association Between the Quality of the Separated Parents’ Relationship and the Frequency of Father–Child Contact: The Mothers’ Perspective. Journal of Family Issues, 0192513X231226149.
Faizi, I., Ebrahimi, M., Moaidfar. S. Bastani S. (2019). National Family Survey.  Academic Jihad Branch Of Alborz Province (Khwarizmi) (In Persian)
Gidanz, Antoni. (2013). Modernity And Identity: Society And Personal Identity In The New Era. Translator: Nasser Mofaqian. Printing Turn:9. Publisher: Ney Publishing. (In Persian)
Golan Vard (2016), Postmodernism. Translator: Qadir Fakhr Ranjbari And Abuzar Karmi. Printing Turn: 6, Publisher: Mahi. (In Persian)
 Hartarto, R. B., & Hajar, I. (2024). Television Viewing and Divorce in Indonesia: Evidence from Macro Data. Journal of Population and Social Studies [JPSS], 32, 1-13.
Hayati M, Soleymani S. (2019). The Consequences of Divorce for The Divorced Person: A Qualitative Study. Rooyesh. 7(11), 273-288.Url: Http://Frooyesh.Ir/Article-1-1304-Fa.Html (In Persian)
 HI Rehim, M. KS Alshamsi, W. & Kaba, A. (2020). Perceptions of divorcees towards factors leading to divorce in UAE. Journal of Divorce & Remarriage, 61(8), 582-592.
Hocaoglu, F. B. & Yalcinkaya, M. (2020). An examination of the problems experienced by women during and after divorce and their coping methods. New Trends and Issues Proceedings on Humanities and Social Sciences, 7(3), 61-74.
Kadiradjieva, L., & Alekseeva, V. S. (2023). Relationship Dissatisfaction and Other Risk Factors for Divorce on the Example of Norway. Eurasian Journal of Learning and Academic Teaching, 16, 35-37.
Kaleta, K., & Mróz, J. (2023). Posttraumatic Growth and Subjective Well-Being in Men and Women after Divorce: The Mediating and Moderating Roles of Self-Esteem. International Journal of Environmental Research and Public Health, 20(5), 3864.
Khatibi, A., & Alikhanypor, A. (2022). A Survey On the Effect of Social Factors and The Perception of Positive Consequences After Divorce On Consensual Divorce (From The Perspective of Divorce Applicants In Hamadan). Journal of Family Research, 18(1), 75-96. Doi: 10.52547/Jfr.18.1.75 (In Persian)
Maddahi, J., Zare, B., Serajzadeh, S. H., & Karamhabibpour, K. (2021). The Problem of Celibacy: The Emerging Subject and New Life Among Girls In Tehran. Journal of Social Problems of Iran, 12(1), 7-43. Doi: 10.22059/Ijsp.2021.84965 (In Persian)
 Maurya, P. (2024). Family Court Roles and Authorities in Addressing Domestic Violence in India. ldealistic Journal of Advanced Research in Progressive Spectrums (IJARPS) eISSN–2583-6986, 3(01), 8-12
Mendoza, J. E. Tolba, M. & Saleh, Y. (2020). Strengthening marriages in Egypt: Impact of divorce on women. Behavioral Sciences, 10(1), 14.
Mohamadi, J., Amjadi, S., & Rayanpour, R. (2023). A qualitative study of lived experiences of solo-living women in post-divorce life. Sociology of Social Institutions, 10(21), 159-178. doi: 10.22080/ssi.2023.25194.2092 (In Persian)
Mohammad Taghizade, M., & Shahrad, F. (2021). Agreement as Forgiveness; Narrating The Lived Experience of Tehran Women from Consensual Divorce. Journal of Social Work Research, 7(26), 181-216. Doi: 10.22054/Rjsw.2022.65113.543 (In Persian)
 Moumen, A., Shafqat, A., Alraqad, T., Alshawarbeh, E. S., Saber, H., & Shafqat, R. (2024). Divorce prediction using machine learning algorithms in Ha’il region, KSA. Scientific Reports, 14(1), 502.
Naqd, Khosrow (2018), Measuring Enlightenment Dialectic, Printing Turn:1. Publisher: Ney Publishing. (In Persian)
Parker, G., Durante, K. M., Hill, S. E., & Haselton, M. G. (2022). Why women choose divorce: An evolutionary perspective. Current Opinion in Psychology, 43, 300-306.
Pathak, A. (2020). Crimes against women as a correlate of incidents of Divorce in India. International Journal of Multidisciplinary and Current Research, 8, 397-408.
Patoari, M. M. H. (2020). Socio-Economic and Cultural Causes and Effects of Increasing Divorce Rate by Women in Bangladesh: A Critical Analysis. Asian Journal of Social Science Studies, 5(1), 21.
Rasheed, A. Amr, A. & Fahad, N. (2021). Investigating the Relationship between Emotional Divorce, Marital Expectations, and Self-Efficacy among Wives in Saudi Arabia. Journal of Divorce & Remarriage, 62(1), 19-40.
 Rokach, A., & Chan, S. H. (2023). Love and Infidelity: Causes and Consequences. International Journal of Environmental Research and Public Health, 20(5), 3904.
Sadeghi Fasaei, S., & Esari, M. (2012). Gender Analysis of Life After Divorce: A Qualitative Study. Woman in Development & Politics, 10(3), 5-30. Doi: 10.22059/Jwdp.2012.29480 (In Persian)
Sharifi Saei, M. H. (2023). Consequences of Marital Infidelity in Iran; Meta-Synthesis Study. Two Quarterly Journal of Contemporary Sociological Research, 12(22), 165-204. Doi: 10.22084/Csr.2023.26768.2148 (In Persian)
Tesfaye, M., Ndlovu, A. V., Thompson, E., & Sofo, S. (2024). Prevalence and Predictors of Physical Abuse of Women in Uganda and Malawi. Canadian Journal of Educational and Social Studies, 4(1), 11-24.
Zare B, Serajzadeh S H, Habibpour Gatabi K, Maddahi J. (2020). Single Youth Life: A Socio-Cultural Problem (An Analytical Approach Based On the Views of Jean Baudrillard and Richard Sennett). Social Problems of Iran. 11(2), 97-123. http://Jspi.Khu.Ac.Ir/Article-1-3298-Fa.Html (In Persian)

نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: آسیبهای اجتماعی
دریافت: 1402/11/28 | پذیرش: 1403/5/1 | انتشار: 1403/7/14

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb