مقدمه
امروزه شیوع رفتارهای پرخطر در جوانان به یکی از مهمترین و گستردهترین دلنگرانیهای جوامع بشری تبدیل شده است. رفتار پرخطر به رفتارهایی گفته میشود که خطر بیماری و مشکلات اجتماعی را افزایش داده و سلامت و بهزیستی خود فرد و سایر افراد جامعه را در معرض خطر قرار میدهد (میرزاخانی، 2015). این رفتارها بـه دو گروه تقسیم میشوند: گروه اول رفتارهایی مثل مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار و رفتارهای جنسی پرخطر و ناایمن هستند که سلامت و بهزیستی خود فرد را به خطر میاندازند. گروه دوم رفتارهایی مثل دزدی، پرخاشگری، گریز از مدرسه و خانه هستند که سلامت و بهزیستی سایرین را تهدید میکند (سلمانی و همکاران، 2014).
اگرچه بخشهای مختلف جامعه تحتتأثیر پیامدهای ناگوار رفتارهای تهدیدکننده سلامت قرار میگیرند؛ اما برخی از گروههای سنی و اجتماعی مانند نوجوانان و جوانان در معرض خطر بیشتری هستند. از طرفی، نوجوانان با وارد شدن به دوره بزرگسالی و ورود به دانشگاه، به نوعی استقلال دست مییابند که در اثر آن، اختیار و آزادی عمل بیشتری در رفتار و سبک زندگیشان احساس میکنند و ممکن است بیشتر به سمت رفتارهای پرخطر و ناسالم گرایش پیدا کنند (رنسبورگ و سوروژال، 2013، به نقل از عطادخت و همکاران، 2013). در این خصوص، میزان شیوع مصرف قلیان 34درصد، سیگار 24درصد، الکل 17درصد، تریاک 2/ 3درصد، حشیش 2/ 2درصد و قرص اکستازی 7/ 0درصد در بین دانشجویان دانشگاه تهران گزارش شده است (طارمیان و همکاران، 2007). همچنین میزان شیوع مصرف سیگار 13/ 24 درصد، الکـل 5/ 10 درصـد، قـرص اکسـتازی 25/ 7 درصـد و تریـاک 87/ 4 درصـد در بـین دانشجویان دانشگاههای مختلف شهر رشـت گزارش شده است (سیام، 2006).
همچنین، تحقیقات نشان میدهد از متداولترین رفتارهای پرخطر در بین دانشجویان، مصرف زیاد مشروبات الکلی، سوءمصرف مواد، آمیزش جنسی ناایمن، رانندگی بیپروا و خودکشی است (میرزاخانی، 2015). شیوع چنین رفتارهای پرخطری میتواند به میزان بالای بیماری و مرگومیر در میان دانشجویان منجر شود (کاظمینی و مدرسغروی، 2013). این در حالی است که بعضی از خردهفرهنگهای مربوط به گروههای دانشجویی، گاهی امتحان کردن انواع رفتارهای پرخطر مانند مصرف سیگار و مواد را تشویق و ترغیب میکنند (عطادخت و همکاران، 2013). ازاینرو، بررسی عوامل و شرایط مؤثر بر بروز رفتارهای پرخطر در بین اقشار مختلف جامعه و بهخصوص دانشجویان که در صورت داشتن سلامت ذهن، روان و جسم میتوانند موجبات رشد علمی، توسعه و پیشرفت کشور شوند، بسیار مهم است. عوامل مختلفی در بروز رفتارهای پرخطر منجمله استفاده نکردن بهینه از اوقات فراغت دخیل هستند.
دراینبین به نظر میرسد چگونگی گذران اوقات فراغت بهصورت فعال و غیرفعال در بروز رفتارهای پرخطر تأثیر دارد. اوقات فراغت فعال یا به عبارتی مشارکت در فعالیت بدنی اوقات فراغت ازجمله مواردی است که گرایش به آن میتواند در گذران اوقات فراغت سالم نقش ایفا کند. فعالیت بدنی اوقات فراغت (LTPA) را میتوان فعالیت ارادی از طریق شرکت در ورزش و تفریح در سطح شدت متوسط یا شدید، مستقل از سایر حوزههای اصلی فعالیت بدنی (PA)، یعنی حملونقل فعال (پیادهروی یا دوچرخهسواری)، فعالیتهای خانگی و شغلی تعریف کرد (مارتین و همکاران، 2014). همچنین فعالیت بدنی اوقات فراغت بهعنوان فعالیتی بدنی با هدف بهبود سلامتی و عملکرد هنگام ورزش، تفریح یا هر زمان دیگر بهغیراز فعالیت بدنی مرتبط با شغل، امور خانگی یا حملونقل منظم تعریف شده است (لین و همکاران، 20 11). به عبارتی فعالیت بدنی اوقات فراغت اصطلاحی است برای تشخیص فعالیت بدنی انجامشده در زمان غیر کاری از فعالیت بدنی انجامشده بهعنوان بخشی از شغل فرد (کرنر2 و همکاران، 2004).
تحقیقات گذشته ارتباط بین مشارکت در فعالیت بدنی و رفتارهای پرخطر را بررسی و تأیید کردهاند. برخی تحقیقات، مشارکت در فعالیت بدنی را عاملی بر کاهش و افزایش رفتارهای پرخطر اعلام کردهاند (وان3 و همکاران، 2014). آرون4 و همکاران (1995)، در تحقیقی نشان دادند که هرچه سطح فعالیت بدنی اوقات فراغت نوجوانان پسر بیشتر میشد (از شدت پایین به بالا) احتمال شروع مصرف الکل نیز بیشتر میشد. همچنین، نوجوانان پسری که در مسابقات دو و میدانی شرکت میکردند به طور قابلتوجهی بیشتر از غیر ورزشکاران احتمال مصرف الکل داشتند. بااینحال، هرچه سطح فعالیت بدنی اوقات فراغت نوجوانان دختر بیشتر میشد (از شدت پایین به بالا) احتمال شروع مصرف سیگار کمتر میشد.
این نتایج نشان میدهد که در این گروه از نوجوانان، دختران فعالتر یا دارای تناسب بدنی بهتر کمتر احتمال دارد که سیگار کشیدن را شروع کنند. در مقابل، فعالترین نوجوانان یا نوجوانانی که در رقابتهای دو و میدانی شرکت میکردند، نسبت به همتایان کمتحرک خود، در معرض خطر بیشتری برای شروع مصرف الکل بودند. همچنین، بومرت5 و همکاران (1998) در تحقیقی نشان دادند که ورزشکاران با غیر ورزشکاران از نظر پرداختن به رفتارهای پرخطر تفاوت دارند. غیر ورزشکاران نسبت به ورزشکاران بیشتر سیگار و ماریجوانا مصرف میکردند، کمتر صبحانه میخورند و میوه و سبزیجات کمتری مصرف میکردند. غیر ورزشکاران بیشتر احساس ناامیدی داشتند و بهندرت یا هرگز از کمربند ایمنی استفاده میکردند.
بوارد (2008)، نیز در تحقیقی نشان داد ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران ریسکپذیرتر هستند و اینکه مشارکت ورزشی با افزایش رفتارهای خطرزا در مردان ورزشکاران مرتبط است و برای زنان نقش محافظ را دارد. بااینوجود، نتایج نشان داد غیر ورزشکاران به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مانند تصادفات با وسایل نقلیه موتوری، مصرف الکل، مواد مخدر و دخانیات غیرقانونی، رفتار ناسالم جنسی، عادات غذایی ناسالم و عدم تحرک بدنی و چاقی نسبت به ورزشکاران، بیشتر مبادرت میورزند.
همچنین پلتزر2 (2010)، در تحقیقی نشان داد فراوانی فعالیت بدنی اوقات فراغت با فراوانی مصرف الکل مرتبط است، اما با مصرف دخانیات و مواد مخدر غیرقانونی ارتباطی ندارد. همچنین رفتار بیتحرکی در اوقات فراغت ارتباط زیادی با مصرف الکل، دخانیات و مواد مخدر دارد. درنهایت، دایهل3 و همکاران (2012)، نیز در مروری سیستماتیک که روی تحقیقات مربوط به رفتارهای پرخطر در ورزشکاران انجام دادند، نتیجه گرفتند مصرف بیشتر الکل، سیگار کشیدن کمتر، مصرف کمتر مواد مخدر تفریحی و استفاده بیشتر از تنباکو بدون دود در ورزشکاران (با سطح مشارکت بالا) در این تحقیقات گزارش شده است.
از طرفی، پژوهشگران بر این باورند که رفتارهای پرخطر ریشه در عواملی دارد که جنبه تعیینکننده بر رفتار دارند (والتون و روبرتز4، 2004). تحقیقات نشان دادهاند که عوامل زیربنایی شخصیتی اعم از برونگرایی، مسئولیتپذیری و گشودگی به تجربه در رفتارهای پرخطر مؤثرند (مایر و هافمن5، 2005).
شخصیت6 را میتوان الگوهای منحصربهفرد تفکر، هیجان و رفتار دانست که سبک فردی تعامل با محیط فیزیکی و اجتماعی هر فرد را تعیین میکند (اتکینسون7 و همکاران، 2000). شخصیت و ابعاد آن به طرق مختلف توصیف شده است. بااینحال، پنج بعد اصلی شخصیت عبارتاند از روانرنجوری، برونگرایی2، گشودگی به تجربه3 یا انعطافپذیری، سازگاری4 یا همسازی و باوجدان بودن5 یا مسئولیتپذیری. روانرنجوری به تمایل فرد به تجربه هیجانات منفی از قبیل اضطراب، افسردگی و خشم برمیگردد (کاظمینی و مدرسغروی، 2013). افراد با نمره پایین در روانرنجوری، ثبات عاطفی دارند و معمولاً معتدل، آرام و راحت هستند و این توانایی را دارند که با موقعیتهای فشارزا بدون آشفتگی روبهرو شوند (کاستا و مککری6، 1986).
ویژگی برونگرایی به تمایل فرد به پرانرژی، شاد و معاشرتی بودن اطلاق میشود (کاظمینی و مدرسغروی، 2013). علاقه به شرکت در گروههای بزرگ و گردهماییها، دوست داشتن مردم، فعال بودن، باجرئت بودن و پرحرف بودن نیز از دیگر صفات برونگراها است. آنها با انرژی، سرخوش و خوشبین هستند (شولتز و شولتز7، 2013). گشودگی به تجربه نیز به تمایل فرد به تجربه غیرسنتی و تخیلی بودن و علاقهمندی به هنر اشاره دارد (کاظمینی و مدرسغروی، 2013).
افراد با این ویژگی شخصیتی درباره هر دو دنیای درونی و بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ داشتن تجربه، غنی است. آنها پذیرای ارزشهای غیرمتعارف و عقاید جدید هستند و بیشتر از افراد غیرمنعطف، هیجانهای مثبت و منفی را تجربه میکنند (شولتز و شولتز، 2013). افراد با ویژگی سازگاری، تمایل به اعتمادورزی، کمککنندگی و بخشندگی دارند (کاظمینی و مدرسغروی، 2013).
نوعدوستی اساس یک فرد سازگار است، او با دیگران همدردی کرده و برای کمک کردن مشتاق است و معتقد است که دیگران نیز در مقابل کمک میکنند (کاستا و مککری، 1986). درنهایت، باوجدان بودن به تمایل فرد برای قابلاعتماد بودن، کوشا و منظم بودن اشاره دارد (کاظمینی و مدرسغروی، 2013). ویژگیهایی چون تفکر قبل از عمل، رعایت قوانین و هنجارها، به تأخیراندازی ارضاء خواستهها و سازماندهی و اولویتبندی تکالیف از مشخصات افراد دارای ویژگی شخصیتی با وجدان بودن است (کاستا و مککری، 1986).
برخی مطالعات نشان دادهاند که بین رفتارهای پرخطر و شخصیت افراد رابطه وجود دارد. بهعنوانمثال، ولارس و تورگسن (2002)، در تحقیقی نشان دادند افرادی که در باوجدان بودن نمره پایینی و در برونگرایی یا روانرنجوری نمره بالا کسب کردهاند، بیشترین احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر چندگانه را داشتند. از طرفی، افرادی که در باوجدان بودن نمره بالا و در برونگرایی نمره پایینی کسب کردهاند، کمتر احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر را داشتند. همچنین، توررز2 و همکاران (2006)، در تحقیقی نشان دادند که ویژگی شخصیتی سازگاری با بیشتر رفتارهای پرخطر (بزهکاری، مصرف سیگار، مصرف الکل، بینظمی در غذا خوردن و درگیری در رفتارهای جنسی پرخطر) مرتبط است.
کایدرز3 و همکاران (2009)، نیز در تحقیقی نشان دادند ویژگی شخصیتی احساسطلبی با افزایش دفعات نوشیدن الکل توسط دانشجویان مرتبط بود، البته اگرچه هیجانخواهی یک عامل خطر برای مشارکت در رفتارهای نوشیدن است، خطر افزایش مقدار مصرف و پیامدهای منفی آن ممکن است بیشتر تابعی از اختلال کنترل ناشی از روحیه مثبت بالا در دانشجویان باشد.
همچنین، مکگی4 و همکاران (2012)، در تحقیقی نشان دادند برونگرایی بالا، گشودگی به تجربه و وظیفهشناسی پایین با رفتار خطرپذیری بالا ارتباط دارد. ویژگیهای پنج عاملی شخصیت به طور قابلتوجهی رفتار ریسکپذیری را پیشبینی میکردند. قلی پور و پوراسول (2016)، نیز در تحقیق خود نشان دادند بین ویژگیهای شخصیتی برونگرایی، روانرنجوری، روانپریشی، افسردگی و هیجانخواهی با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
همچنین، صمدیپور و تمینی (2016)، در تحقیقی نشان دادند تیپ شخصیتی T (احساس طلب) و تیپ شخصیتی A (بیحوصله و پیشرفت گرا) با رفتارهای پرخطر ارتباط معناداری دارند. همچنین تیپ شخصیتی D (عاطفه منفی و منع اجتماعی) با رفتارهای پرخطر همبستگی منفی معنادار داشت. نتایج به طور کل نشان داد الگوهای شخصیتی نقش منحصربهفردی در رفتارهای پرخطر دارند. درنهایت، چرونکا (2019)، در تحقیقی نشان داد نمرات بالا در برونگرایی و نمرات پایین در وظیفهشناسی رفتار ریسکپذیری کلی را پیشبینی میکرد. همچنین اینکه مردان به طور قابلتوجهی تمایل بیشتری به ریسک کردن نسبت به زنان گزارش کردند.
رفتارهای پرخطر هم برای خود فرد و هم برای دیگران میتواند مخرب باشد و باعث بروز آسیبهای فردی و اجتماعی زیادی شود. در چنین شرایطی، با اینکه همه بخشها و گروههای جامعه، تحتتأثیر عواقب ناگوار رفتارهای پرخطر قرار میگیرند، اما جوانان در معرض خطر بیشتری هستند. چراکه میل به تحرک، پویایی، هیجان و رقابت و نیز بروز استعدادهای بالقوه از ویژگیهای مهم این گروه است. بدیهی است که محرومیت از برنامههایی تحت عنوان اوقات فراغت سالم و مفید، میتواند موجب گرایش به ناهنجاریهای اخلاقی، انحرافات و انواع رفتارهای پرخطر چون گرایش به مواد مخدر، روابط جنسی پرخطر، مصرف مشروبات الکلی، رانندگیهای پرخطر و غیره شود.
عوامل زیربنایی شخصیتی نیز در بروز رفتارهای پرخطر مؤثرند و میتواند نقش تعدیلکننده یا تقویتکننده بروز رفتارهای پرخطر زمانی که فرد درگیر مشارکت در ورزش میشود را داشته باشند. بنابراین با توجه به مشاهده نتایج متناقض در رابطه بین فعالیت بدنی و ورزش با رفتارهای پرخطر و نبود وضوح لازم در نقش شخصیت در ارتباط بین رفتارهای پرخطر با فعالیت بدنی و ورزش و نیاز به تبیین دقیقتر این ارتباطات، وجود تحقیق علمی در این خصوص ضرورت مییابد.
از طرفی کمبود تحقیقات در خصوص ارتباط بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر و چگونگی نقش شخصیت در ارتباط بین رفتارهای پرخطر با فعالیت بدنی اوقات فراغت در دانشجویان بهعنوان یک قشر مهم و تأثیرگذار در هر جامعه نیاز به توجه و بررسی دارد. نتایج این تحقیق میتواند دستاوردهای مهمی برای مسئولان و برنامهریزان دانشگاه در خصوص برنامهریزی بهینهتر اوقات فراغت دانشجویان و کمک به این قشر تحصیلکرده برای دوری از رفتارهای پرخطر داشته باشد. همچنین دستاوردهای این تحقیق میتواند کمکی به دانشجویان برای پرکردن صحیحتر اوقات فراغت خود و دوری از رفتارهای پرخطر باشد.
با توجه به اینکه امروزه گذران اوقات فراغت دانشجویان بیشتر به سمت ارتکاب رفتارهای پرخطر گرایش دارد، برای برنامهریزیهای آینده و یافتن راهکارهای اصولی و اقدامات اصولی چنین تحقیقاتی نیاز است. ازاینرو، مسئله اصلی این تحقیق این است که چه رابطهای بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر با نقش میانجی شخصیت در دانشجویان دانشگاه اصفهان وجود دارد؟
روش
روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که بهصورت میدانی اجرا شد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا میدانی بود. جامعه آماری تحقیق را همه دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16563 نفر تشکیل دادهاند که 10104 نفر دختر و 6459 نفر پسر بودند. در این تحقیق از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. دانشجویانی که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل در دانشگاه اصفهان بودند و تمایل به مشارکت در تحقیق داشتند، بهعنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، متناسب با حجم جامعه، تعیین شد (375 نفر). در این تحقیق برای گردآوری دادهها از یک چکلیست فعالیت بدنی اوقات فراغت و دو پرسشنامه رفتارهای پرخطر و شخصیت استفاده شد. چکلیست فعالیت بدنی اوقات فراغت توسط محقق طراحی شد که شامل 4 سؤال بود که داشتن اوقات فراغت، میزان اوقات فراغت، داشتن فعالیت بدنی در اوقات فراغت و میزان فعالیت بدنی اوقات فراغت را میسنجید. همچنین، برای سنجش رفتارهای پرخطر، از پرسشنامه شیوع رفتارهای پرخطر که توسط احمدپور در سال 1390ساخته شده است با برخی اصلاحات استفاده شد. این پرسشنامه دارای 24 سؤال است. شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه بر اساس طیف 5 درجهای لیکرت است (کاملاً مخالفم 1 - کاملاً موافقم 5). درنهایت، برای اندازهگیری ویژگیهای شخصیت، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ (1999) مورداستفاده قرار گرفت. این پرسشنامه از نوع لیکرت 5 درجهای بوده و پنج عامل توافقپذیری (10گویه)، روانرنجوری (10گویه)، گشودگی در تجربه (10گویه)، برونگرایی (10گویه) و وظیفهمداری (10گویه) را مورد ارزیابی قرار میدهد که در کل شامل 50 سؤال است. روایی پرسشنامه رفتارهای پرخطر در تحقیقات مختلف تأیید شده است. همچنین پایایی آن در تحقیقات مختلف گزارش شده است. در این تحقیق نیز پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ بررسی و ضریب پایایی 87/ 0 محاسبه شد. روایی و پایایی پرسشنامه شخصیت نیز در تحقیقات مختلف داخلی و خارجی تأیید شده است. در این تحقیق نیز پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ بررسی و ضریب پایایی 83/ 0 محاسبه شد. جمعآوری دادههای تحقیق در دو بخش کتابخانهای و میدانی انجام شد. در بخش کتابخانهای کتب، پایاننامهها و مقالات برای جمعآوری ادبیات و پیشینه تحقیق موردبررسی قرار گرفت. در بخش میدانی ابتدا پرسشنامههای تحقیق توسط محقق بهصورت الکترونیکی طراحی و سپس در بین دانشجویان تمامی دانشکدههای دانشگاه اصفهان با هماهنگی با مسئولان آموزشی و پژوهشی هر دانشکده پخش و جمعآوری شد.
با توجه به شیوع کرونا و عدم دسترسی حضوری به دانشجویان، پرسشنامههای تحقیق بهصورت الکترونیک طراحی و در گروههای آموزشی مجازی دانشکدههای مختلف پخش و جمعآوری شد. تعداد 301 نفر به پرسشنامهها پاسخ دادند (نرخ برگشت80 درصد) و بعد از بررسی پرسشنامهها و حذف مواردی که پاسخگویی مناسب نداشتند تعداد 280 پرسشنامه (67/ 74) برای تحلیل مناسب تشخیص داده شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای تحقیق از روشهای آمار توصیفی (جداول، نمودارها، میانگین و ...) و همچنین روشهای آمار استنباطی (آزمون کلموگروف اسمیرنف برای بررسی نرمال بودن دادهها، آزمون پیرسون برای بررسی رابطه بین متغیرها و همبستگی تفکیکی برای بررسی رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت با رفتارهای پرخطر با نقش میانجی شخصیت) استفاده شد. کلیه تجزیهوتحلیلهای تحقیق توسط نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت.
یافتهها
توصیف ویژگیهای جمعیت شناختی نمونههای تحقیق
جدول (1) ویژگیهای جمعیتشناختی و سطح فعالیت بدنی اوقات فراغت نمونههای تحقیق
متغیر |
تعداد |
درصد |
جنسیت |
مرد |
106 |
9/ 37 |
زن |
174 |
1/ 62 |
سن |
22-18 سال |
102 |
4/ 36 |
27-23 سال |
91 |
5/ 32 |
32-28 سال |
38 |
4/ 13 |
37-33 سال |
24 |
6/ 8 |
38 به بالا |
9 |
5/ 3 |
بدون پاسخ |
16 |
7/ 5 |
سطح تحصیلات |
لیسانس |
149 |
2/ 53 |
فوقلیسانس |
109 |
9/ 38 |
دکتری |
22 |
9/ 7 |
پرداختن به فعالیت بدنی اوقات فراغت |
بله |
226 |
7/ 80 |
خیر |
54 |
3/ 19 |
زمان فعالیت بدنی اوقات فراغت |
ندارم |
54 |
3/ 19 |
1-30 دقیقه |
85 |
36/ 30 |
31-60 دقیقه |
76 |
14/ 27 |
61-90 دقیقه |
16 |
7/ 5 |
91 دقیقه به بالا |
49 |
5/ 17 |
مجموع |
280 |
100 |
همانطور که در جدول (1) نشان داده شده است از 280 نمونه تحقیق 9/ 37 درصد مرد و 1/ 62 درصد زن بودند. بیشترین سن (4/ 36 درصد) در طبقه 18 تا 22 سال بود و بیشتر دانشجویان (2/ 53 درصد) لیسانس بودند. همچنین نتایج نشان داد که از 280 نمونه تحقیق 7/ 80 درصد در اوقات فراغت فعالیت بدنی انجام میدهند و 3/ 19 درصد هم فعالیت بدنی ندارند که بیشتر افراد (36/ 30 درصد) بین 1 تا 30 دقیقه فعالیت بدنی اوقات فراغت داشتند.
جدول (2) رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و شخصیت با رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان
متغیر |
رفتارهای پرخطر |
تعداد |
ضریب همبستگی |
مقدار احتمال |
فعالیت بدنی اوقات فراغت |
280 |
**13/ 0- |
034/ 0 |
شخصیت |
280 |
**19/ 0- |
001/ 0 |
**01/ 0 P<
جدول (2) و نتایج آزمون پیرسون نشان میدهد بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و شخصیت با رفتارهای پرخطر رابطه معناداری وجود دارد.
جدول (3) رابطه فعالیت بدنی اوقات فراغت و انواع رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان
متغیر |
رفتارهای پرخطر |
رفتار آماره |
رانندگی پرخطر |
خشونت |
مصرف سیگار |
مصرف قلیان |
مصرف مواد مخدر |
مصرف الکل |
رفتار غذایی |
رفتار جنسی |
اعتیاد به اینترنت |
فعالیت بدنی اوقات فراغت |
تعداد |
280 |
280 |
280 |
280 |
280 |
280 |
280 |
280 |
280 |
میانگین |
824/ 0 |
633/ 0 |
557/ 0 |
525/ 0 |
156/ 0 |
361/ 0 |
1.795 |
676/ 0 |
1.976 |
ضریب همبستگی |
07/ 0 |
01/ 0- |
**18/ 0- |
*14/ 0- |
02/ 0 |
03/ 0- |
**20/ 0- |
01/ 0 |
*13/ 0- |
مقدار احتمال |
256/ 0 |
981/ 0 |
003/ 0 |
018/ 0 |
731/ 0 |
683/ 0 |
001/ 0 |
835/ 0 |
035/ 0 |
**01/ 0 P<
*05/ 0 P<
جدول (3) و نتایج آزمون پیرسون نشان داد که رابطه معناداری بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر اعم از مصرف سیگار، قلیان، رفتار غذایی و اعتیاد به اینترنت وجود داشت، بااینحال، رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و سایر رفتارهای پرخطر معنادار نبود.
جدول (4) رابطه ویژگیهای شخصیتی و رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان
متغیر |
رفتارهای پرخطر |
تعداد |
میانگین |
ضریب همبستگی |
مقدار احتمال |
سازگاری |
280 |
2/ 973 |
**26/ 0- |
001/ 0 |
روانرنجوری |
280 |
1/ 988 |
**28/ 0 |
001/ 0 |
گشودگیبهتجربه |
280 |
2/ 739 |
**26/ 0- |
001/ 0 |
برونگرایی |
280 |
2/ 036 |
04/ 0 |
508/ 0 |
باوجدان بودن |
280 |
2/ 810 |
**40/ 0- |
001/ 0 |
**01/ 0 P<
جدول (4) و نتایج آزمون پیرسون نشان داد بین سازگاری، روانرنجوری، گشودگیبهتجربه و باوجدان بودن و رفتارهای پرخطر رابطه معناداری وجود دارد. از طرفی بین برونگرایی و رفتارهای پرخطر رابطهای مشاهده نشد.
جدول (5) رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت با رفتارهای پرخطر با نقش میانجی شخصیت
متغیرهای کنترل |
فعالیت بدنی اوقات فراغت |
رفتارهای پرخطر |
شخصیت |
a-none- |
فعالیت بدنی اوقات فراغت |
همبستگی |
000/ 1 |
13/ 0- |
11/ 0 |
مقدار احتمال |
. |
034/ 0 |
056/ 0 |
درجه آزادی |
0 |
278 |
278 |
رفتارهای پرخطر |
همبستگی |
13/ 0- |
000/ 1 |
19/ 0- |
مقدار احتمال |
034/ 0 |
. |
001/ 0 |
درجه آزادی |
278 |
0 |
278 |
شخصیت |
همبستگی |
11/ 0 |
19/ 0- |
000/ 1 |
مقدار احتمال |
056/ 0 |
001/ 0 |
. |
درجه آزادی |
278 |
278 |
0 |
شخصیت |
فعالیت بدنی اوقات فراغت |
همبستگی |
000/ 1 |
11/ 0- |
|
|
مقدار احتمال |
. |
073/ 0 |
درجه آزادی |
0 |
277 |
رفتارهای پرخطر |
همبستگی |
11/ 0- |
000/ 1 |
مقدار احتمال |
073/ 0 |
. |
درجه آزادی |
277 |
277 |
**01/ 0 P<
جدول (5) و نتایج آزمون همبستگی تفکیکی نشان داد که روابط جداگانه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت با رفتارهای پرخطر (13/ 0-r = ) و شخصیت و رفتارهای پرخطر (19/ 0-r = ) معنادار است. بااینحال زمانی که متغیر شخصیت در رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر وارد میشود، رابطه بین دو متغیر معنادار نیست. این نتایج نشان میدهد رابطه بین دو متغیر واقعی نبوده و وجود چنین رابطهای به خاطر وجود رابطهای است که بین هرکدام از این دو متغیر با متغیر شخصیت برقرار است. در جدول بالا none به معنای آزمون رابطه بدون متغیر کنترل است.
بحث
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر با نقش میانجی شخصیت در دانشجویان دانشگاه اصفهان بود. ازاینرو، نتایج تحقیق نشان داد بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر در دانشجویان رابطه منفی و معکوس وجود دارد؛ بدین معنی که هرچه فعالیت بدنی اوقات فراغت در دانشجویان بیشتر شود، رفتارهای پرخطر کمتر خواهد شد. این یافته با پژوهش علیوردینیا و همکاران (2008)، یعقوبی و همکاران (2019) و آگنیو و پترسون (1989)، آرون و همکاران (1995)، بومرت و همکاران (1998)، بوارد (2008)، پلتزر (2010) و دایهل و همکاران (2012) همخوانی دارد.
فعالیت بدنی اوقات فراغت، فعالیت بدنی است که با هدف بهبود سلامتی و عملکرد در زمان اوقات فراغت ورای فعالیت بدنی مرتبط با شغل، امور خانگی یا حملونقل انجام میشود. به عبارتی فعالیت بدنی اوقات فراغت (LTPA) را میتوان فعالیت ارادی از طریق شرکت در ورزش و تفریح در سطح شدت متوسط یا شدید، مستقل از سایر حوزههای اصلی فعالیت بدنی (PA)، یعنی حملونقل فعال (پیادهروی یا دوچرخهسواری)، فعالیتهای خانگی و شغلی تعریف کرد (مارتین و همکاران، 2014). فعالیت بدنی اوقات فراغت دارای اثرات مفید روانی در افراد بهصورت افزایش کنترل بر خود و غلبه بر اضطراب و افسردگی است. شرکت در فعالیتهای ورزشی کمک میکند دانشجویان موقعیتهایی را برای ابراز وجود، افزایش اعتمادبهنفس، ایجاد تعاملات اجتماعی و همدلی با دیگر افراد جامعه پیدا کنند. همچنین افراد دارای فعالیت بدنی مطلوب، در کسب عادتهای مفید بهداشتی و دوری از سوء رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر موفقتر هستند و در انجام فعالیتهای علمی دانشگاه از تواناییهای بیشتری برخوردار هستند (کتبی و همکاران، 2014). بر این اساس است که نتایج تحقیق رابطه منفی و معکوس (18/ 0-، 14/ 0-، 20/ 0-، 13/ 0-r = ) بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر مانند مصرف سیگار، قلیان، رفتار غذایی و اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه اصفهان نشان داد. با وجود روابط معنادار بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و برخی رفتارهای پرخطر، نتایج تحقیق نشان داد بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطری نظیر رانندگی پرخطر، خشونت، مصرف مواد مخدر، مصرف الکل و رفتار جنسی رابطه معناداری مشاهده نشد.
در خصوص رابطه فعالیت بدنی و مصرف سیگار نتایج این تحقیق با نتایج تحقیقات شوروزی و همکاران (2010) و عطرکار روشن (2009)، آرون و همکاران (1995)، بومرت و همکاران (1998)، بوارد (2008) و دایهل و همکاران (2012) که نشان دادند بین فعالیت بدنی و مصرف سیگار رابطه معنیدار و منفی وجود دارد و افرادی که بیشتر فعال هستند کمتر مصرف سیگار دارند، همسو است. اما با نتایج پلتزر (2010) که نشان داد بین فراوانی فعالیت بدنی اوقات فراغت با فراوانی مصرف دخانیات ارتباطی ندارد، ناهمسو است.
آرون و همکاران (1995)، در تحقیق خود نشان دادند هرچه سطح فعالیت بدنی اوقات فراغت نوجوانان دختر بیشتر میشد (از شدت پایین به بالا) احتمال شروع مصرف سیگار کمتر میشد. این نتایج نشان میدهد که در این گروه از نوجوانان، دختران فعالتر یا دارای تناسب بدنی بهتر کمتر احتمال دارد که سیگار کشیدن را شروع کنند. همچنین، بومرت و همکاران (1998)، در تحقیقی نشان دادند غیر ورزشکاران نسبت به ورزشکاران بیشتر سیگار و ماریجوانا مصرف میکردند. دایهل و همکاران (2012)، نیز در تحقیق خود نشان دادند سیگار کشیدن کمتر از ویژگیهای ورزشکاران (با سطح مشارکت بالا) است. با توجه به اینکه مصرف سیگار بر عملکرد دستگاههای مختلف بدن به خصوص سیستم تنفسی و قلبی ـ عروقی تأثیر منفی دارد و موجب تحلیل جسمانی شده و عملکرد ورزشی را تحتتأثیر قرار میدهد. بنابراین طبیعی است افرادی که فعالیت بدنی و ورزشی انجام میدهند برای بهبود قابلیتهای خود از سیگار دوری کنند (شوروزی و همکاران، 2010).
طبق نتایج تحقیق بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و مصرف قلیان رابطه معنادار و منفی وجود دارد که با نتایج پژوهشهای لطفی و قادری (1398) و جهانپور و همکاران (2020) همسو است. مصرف قلیان ازجمله رفتارهای پرخطر محسوب میشود که بهویژه در میان جوانان در حال افزایش است و علاوه بر اینکه مضرات زیادی برای سلامتی دارد، زمینه را برای روی آوردن افراد به سایر مواد دخانی فراهم میکند. نداشتن سرگرمیهای سالم جایگزین، گرایش جوانان به قلیان را افزایش میدهد. جوانان به دلیل داشتن وقت آزاد و مشکلاتی چون بیکاری، بـه قلیان سراها رفتوآمد میکنند و کمبود امکانات ورزشی- تفریحی سالم و مناسب، به عاملی اساسی در گرایش بیشتر جـوانان بـه مصرف قـلیان تبدیل شده است (لطفی و قادری، 1398).
برای داشتن فعالیت بدنی در سطوح متوسط تا شدید نیاز است تا فرد از سیستم تنفسی و قلبی ـ عروقی مناسبی برخوردار باشد، بنابراین افرادی که درگیر فعالیت بدنی میشوند، برای داشتن عملکرد مطلوب در این حوزه کمتر به سراغ مصرف مواد دخانی به خصوص قلیان و سیگار میروند، چراکه مصرف این مواد بهشدت عملکرد آنها در حوزه فعالیت بدنی و ورزش را تحتتأثیر قرار میدهد و تأثیر آن هم منفی است.
همچنین نتایج تحقیق نشان داد بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتار غذایی رابطه معنادار منفی و معکوس وجود دارد، بهطوریکه با افزایش فعالیت بدنی اوقات فراغت، رفتار غذایی ناسالم ازجمله پرخوری، مصرف غذاهای پر کربوهیدرات و پرچربی کاهش مییابد که با نتایج تحقیق بومرت و همکاران (1998)، بوارد (2008) و صارمی و پرستش (2016) همسو است.
بومرت و همکاران (1998)، در تحقیق خود نشان دادند که غیر ورزشکاران نسبت به ورزشکاران کمتر صبحانه میخورند و میوه و سبزیجات کمتری مصرف میکردند. همچنین، بوارد (2008)، نیز در تحقیقی نشان داد غیر ورزشکاران به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مانند عادات غذایی ناسالم و عدم تحرک بدنی و چاقی نسبت به ورزشکاران بیشتر مبادرت میورزند. اثر مستقیم تغذیه بر تندرستی انسان از دیرباز شناخته شده است. در تبیین این رابطه میتوان گفت دانشجویانی که در زمان فراغت، فعالیت بدنی و ورزش انجام میدهند، بیشتر به نقش و اهمیت رفتار غذایی مناسب واقف هستند. آنها برای داشتن اعتمادبهنفس بیشتر و سلامتی روزافزون و ترکیب بدنی بهتر پیوسته مراقب رفتار غذایی خود هستند. بنابراین، افرادی که در اثر همان تجارب، تغذیه صحیحی داشتهاند، از زندگی سالمتر و طولانیتری برخوردار بودهاند. این در حالی است که شیوع رفتارهای پرخطر مرتبط با تغذیه و تحرک جسمانی در دانشجویان زیاد است. رقیبی (2012) نشان دادند که 93 درصد دانشجویان رژیم غذایی نامناسب دارند، حدود 65 درصد، فاقد فعالیت بدنی هستند و از سوی دیگر حدود 30 درصد هم به ترک خانه یا خوابگاه و گذران اوقات خود با دوستان ناباب تمایل دارند. ازاینرو، چنانچه زمینه مشارکت در فعالیت بدنی اوقات فراغت در قالب برنامههای فوقبرنامه دانشجویی با فراهم آوردن امکانات و تجهیزات ورزشی در دسترس برای دانشجویان فراهم شود و در کنار آن مشاورههای تغذیهای مناسب و کافی به دانشجویان ارائه شود، احتمال پرهیز از رفتارهای غذایی ناسالم در دانشجویان کاهش خواهد یافت و ازاینرو، شاهد سلامت بیشتر آنان خواهیم بود.
همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معکوسی وجود دارد. این نتیجه تحقیق با نتایج تحقیقات رحیمی ریگی و همکاران (2019) وهازر و همکاران (2017) همسو است. امروزه استفاده از اینترنت بخش جداییناپذیر زندگی روزمره دانشجویان برای فعالیتهای دانشگاهی و غیردانشگاهی شده است (رحیمی ریگی و همکاران، 2019). فقدان کنترل افراد بر استفاده از این فناوری نوظهور و استفاده بیمارگونه از آن باعث ایجاد پدیدهای به نام اعتیاد اینترنتی شده است و مشخص شده است بین استفاده از موبایل، اینترنت و درنهایت همنشینی در فضای مجازی با رفتارهای پرخطر در فضای مجازی و واقعی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (عباسی شوازی و همکاران، 2018).
از طرفی، بین فعالیت بدنی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس و معناداری وجود دارد و هرچه میزان مشارکت ورزشی افراد افزایش یابد گرایش افراد به اینترنت و صفحات مجازی کمتر میشود. فعالیت بدنی و ورزش باعث افزایش حس نشاط در افراد میشود. نشاط و شادابی با عملکردهای مطلوب همراه است و رفتارهای منفی و افراطی همچون اعتیاد به فضای مجازی را در جوانان کاهش میدهد. اعتیاد به فضاهای مجازی بیشتر به دلیل کسالت و احساس تنهایی رخ میدهد. افراد تنها ممکن است فضاهای مجازی را بهعنوان راه فراری برای کاهش استرس و احساسات منفی مرتبط با احساس تنهایی به کار برند. ولی افرادی که سرگرمیهای مفید و جذابی چون ورزش دارند و اوقات فراغت خود را با فعالیتهای بدنی و سازنده پر میکنند کمتر زمان خود را در اینترنت و فضای مجازی صرف میکنند (یعقوبی و همکاران، 2019). ازاینرو، افزایش فعالیت بدنی اوقات فراغت و پرداختن به این رفتار مطلوب میتواند در کاهش رفتار پرخطر اعتیاد به اینترنت در دانشجویان مؤثر واقع شود.
از دیگر نتایج تحقیق حاضر عدم رابطه معنادار بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رانندگی پرخطر بود. این نتیجه تحقیق با نتیجه تحقیق بومرت و همکاران (1998)، که نشان دادند غیر ورزشکاران بیشتر احساس ناامیدی داشتند و بهندرت یا هرگز از کمربند ایمنی استفاده میکردند و تحقیق بوارد (2008) که نشان داد غیر ورزشکاران به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مانند تصادفات با وسایل نقلیه موتوری نسبت به ورزشکاران، بیشتر مبادرت میورزند، ناهمسو است.
در تبیین نتیجه حاضر میتوان گفت که افراد فعال ورزشی، رانندگی پرخطر را مانند سایر رفتارهای پرخطر همچون مصرف سیگار، قلیان و حتی رفتار غذایی، بهطور مستقیم مرتبط با سلامتی و موفقیت در زندگی تلقی نمیکنند. بااینحال و با توجه به نتایج تحقیق بومرث و همکاران (1998) و بوارد (2008)، فردی که باور بهسلامتی دارد و در تلاش برای ایجاد و حفظ سلامتی خود است، از هرگونه رفتار پرخطر دوری میکند، چراکه آن را تهدید برای سلامتی خود میداند.
طبق نتایج تحقیق حاضر، بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و خشونت رابطه معناداری مشاهده نشد، که با نتایج تحقیق اسماعیلی و همکاران (2021) کـه رابطه منفی بین میزان فعالیت ورزشی و خشونت را نشان دادند، ناهمخوان است. در تبیین این تفاوت نتایج شاید بتوان گفت که تحقیقات دیگر در میان بزهکاران و محیط امنیتی انجام شد که تأثیر فعالیت بدنی و ورزش بر کاهش خشونت بهوضوح قابلمشاهده بوده است. اما تحقیق حاضر در محیط دانشگاهی و در محیطی بالطبع بدون خشونت انجام شده است. طبق تحقیقات، ورزش تأثیـرات فیزیولوژیکـی بـر بـدن دارد کـه سـبب آرامـش در افـراد میشود (رشیدی و همکاران، 2012؛ به نقل از اسماعیلی و همکاران، 2021)، ازاینرو میتواند تا حد زیادی به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در فرد کمک کند.
هرچند که در برخی مواقع پرداختن به فعالیت بدنی و ورزش و به خصوص در محیطهای پرتنش باعث افزایش خشونت میشود. البته در این خصوص، آموزش نامناسب افراد و عدم تبیین و اشاعه اخلاقیات مناسب بین افراد در محیطهای ورزشی و تعمیم آن به سایر محیطها میتواند خیلی تأثیرگذار باشد. درحالیکه با تعلیم و تربیت مناسب افراد در محیطهای ورزشی و آموزش مناسب اصول اخلاقی و جوانمردی میتوان شاهد افرادی بود که کمتر به بروز خشونت مبادرت ورزند. در این راستا حتی در خصوص بزهکاران بیان شده است که ورزش بـر یـک فـرد بزهـکار تأثیراتی همچون تأمیـن سـلامتی در برابـر بیمـاریها، تســهیل رشــد و تقویــت بــدن، ایجــاد ورزیدگــی، افزایــش مقاومــت و میــزان تحمــل، بازســازی و توانمنــد کــردن بــدن، رشـد و پـرورش و توجـه بـه کرامـت والای خویشـتن و شـناخت مسـئولیتهای انسـانی، افزایـش تـوان و قـدرت تصمیمگیری و خـودداری از پذیـرش افـکار تحمیلـی دارد ( ارای و هیسامیچی، 1998). ازاینجهت، با مشارکت حتی این قشر در ورزش نیز میتوان به بهسازی و تبدیل آنها به شهروندان خوب مبادرت کرد. بنابراین، مشارکت در فعالیت بدنی و ورزش با آموزش مناسب اصول اخلاقی میتواند بهعنوان یک روش صحیح در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در نظر گرفته شود.
در تحقیق حاضر مشخص شد بین دو عامل فعالیت بدنی اوقات فراغت و مصرف مواد مخدر رابطه معناداری وجود ندارد؛ که با نتیجه تحقیق عطرکار روشن (2009) که رابطه منفی بین فعالیت ورزشی با مصرف مواد مخدر را گزارش کردند، همچنین تحقیق بومرت و همکاران (1998) که نشان دادند غیر ورزشکاران نسبت به ورزشکاران بیشتر ماریجوانا مصرف میکردند، تحقیق بوارد (2008)، که نشان داد غیر ورزشکاران به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مانند مواد مخدر و دخانیات غیرقانونی، نسبت به ورزشکاران، بیشتر مبادرت میورزند.
همچنین تحقیق دایهل و همکاران (2012)، که نتیجه گرفتند ورزشکاران (با سطح مشارکت بالا) کمتر مصرف مواد مخدر تفریحی دارند، ناهمسو است. بیشتر تحقیقات علل مصرف مواد مخدر را در قالب دو عامل فردی و محیطی موردبررسی قرار دادهاند. در بعد عوامل فردی دو عامل جسمانی و عامل روحی ـ روانی و در بعد عوامل محیطی پنج عامل خانوادگی و تربیتی، اقتصادی و اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی و ارتباط و دوستی ناسالم جوانان و نوجوانان مطرح است (عطرکار روشن، 2009). بااینحال، نتایج تحقیقات نشان میدهد فعالیت بدنی و ورزش هم میتواند بهعنوان یک عامل مؤثر برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر عمل کند و افرادی که به ورزش و فعالیت بدنی میپردازند، برای حفظ سلامت و عملکرد ورزشی خود، کمتر به مصرف چنین موادی بپردازند.
رابطه فعالیت بدنی اوقات فراغت و مصرف الکل در دانشجویان دانشگاه اصفهان معنادار نبود که این نتیجه با نتایج تحقیق شوروزی و همکاران (2010) و عطرکار روشن (2009) که رابطه معناداری بین ورزش و مصرف الکل پیدا نکردند، همسو است. از طرفی با نتایج تحقیق پورتینگا (2007) که رابطه مثبتی بین فعالیت ورزشی و مصرف الکل را نشان داده است، همچنین، تحقیق آرون و همکاران (1995) که نشان دادند هرچه سطح فعالیت بدنی اوقات فراغت نوجوانان پسر بیشتر میشد (از شدت پایین به بالا) احتمال شروع مصرف الکل نیز بیشتر میشد، تحقیق بوارد (2008) نیز که نشان داد غیر ورزشکاران به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مانند مصرف الکل نسبت به ورزشکاران، بیشتر مبادرت میورزند، تحقیق پلتزر (2010) که نشان داد فراوانی فعالیت بدنی اوقات فراغت با فراوانی مصرف الکل مرتبط است، و تحقیق دایهل و همکاران (2012)، نیز که نشان دادند در ورزشکاران (با سطح مشارکت بالا) مصرف بیشتر الکل، گزارش شده است، همخوانی ندارد. شاید یکی از علل عدم همخوانی این تحقیقات با نتیجه مطالعه حاضر جامعه آماری آنها باشد که اکثراً ورزشکاران حرفهای بودهاند.
در ارتباط با فعالیت بدنی و مصرف الکل بین افراد دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند مصرف الکل برای سلامتی و انجام فعالیت بدنی مضر است. بااینحال، در برخی افراد این باور غلط وجود دارد که الکل باعث افزایش انرژی و سوختوساز بهتر بدن میشود و عملکرد ورزشی را بهبود میبخشد. ازاینرو، در تحقیقاتی که روی ورزشکاران حاضر در سطوح رقابتی بالا انجامگرفته، مصرف بیشتر الکل گزارش شده است. به نظر میرسد وجود چنین دیدگاههایی باعث میشود که نتیجه قطعی و روشنی بین این دو متغیر تأیید نشود و تحقیقات مختلف نتایج متفاوتی را گزارش کنند.
بیش از نیمی از جمعیت ایالاتمتحده آمریکا بین سنین 12 سال و بیشتر الکل مصرف میکنند و30 درصد این افراد مصرف بسیار زیادی دارند. در ایران نیز شواهدی حاکی از شیوع بالای مصرف الکل در میان جوانان و دانشجویان وجود دارد. در پژوهشی درباره دانشجویان دانشگاه ارومیه نشان داده شد 28 درصد از پسران و 8 درصد از دختران، حداقل یک بار مشروبات الکلی مصرف کردهاند. در پژوهش دیگری در دانشگاه مازندران مشخص شد که 45 درصد از پسران و 9/ 19 درصد از دختران دانشجو، حداقل یک بار الکل مصرف کردهاند (علیوردینیا و همتی، 2013).
همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بین شخصیت و رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان رابطه معناداری منفی و معکوس وجود دارد. شخصیت بهعنوان عـاملی تعیینکننده، مـیتوانـد تمـامی رفتارهای پرخطر انسان را در عرصه زندگی شخصی و اجتماعی تحتتأثیر قرار داده و (گاهی در اثر صفات و ویژگیهای ناسـازگارانه) فـرد و اطرافیان وی را با مشکل جدی مواجه کند. عوامل شخصیتی جـزء مهمترین ویژگیهایی است که اهمیت کار روی آنها ملمـوس است (شولتز و شولتز، 2016).
فیست و فیست (2008) شخصیت را الگوی نسبتاً پایدار صفات، گرایشها یا ویژگیهایی میدانند که تااندازهای به رفتار افراد دوام میبخشد. نتایج برخی پژوهشها بیانگر آن است که ویژگیهای شخصیتی، پیشبینیکننده مهمی برای مشکلات رفتاری، بزهکاری و رفتارهای پرخطر است. همچنین، برخی افراد، از نظر عوامل شخصیتی بیشتر مستعد خطرکردن هستند (کاستا و مککری، 1986).
طبق نتایج تحقیق و سایر تحقیقات برخی ویژگیهای شخصیتی در بروز رفتارهای پرخطر نقش دارند و برخی دیگر به کاهش اینگونه رفتارها منجر میشوند. طبق نتایج پـژوهشهای مختلـف خصیصه روانرنجوری با افسردگی، اضطراب و خشم زیاد و اعتمادبهنفس کم مشخص میشود (بیرامی و اسمعلی، 2010). افراد روانرنجور یا افرادی که در عامل روانرنجوری نمره بالا میگیرند، دارای عواطف منفی بالایی هستند. آنان گرایش به افسردگی، اضطراب، احساس ناامنی، احساس تنهایی و عدم کنترلداشتن بر محیط و نداشتن شبکه حمایت اجتماعی دارند که این ویژگیها بستر گرایش به رفتارهای پرخطر را در آنها فراهم میکند، چراکه از طریق رفتارهای پرخطر همچون اعتیاد به اینترنت احساس تنهایی را کاهش میدهند (امیدوار و صارمی، 2002).
به عبارتی، در افرادی که از روانرنجوری رنج میبرند، احتمال اینکه به رفتارهای پرخطر روی آورد، وجود دارد، چراکه ویژگیهای شخصیتی که در ارتباط با اضطراب به شکل بیثبات عمل کنند یا حالات روانرنجور و شتابزدگی داشته باشند، ارتباط مستقیمی با رفتارهای پرخطر دارند (مهروف و گریفت، 2010).
همچنین نظریههای صفات شخصیتی، عامل روانرنجوری را بهعنوان پیشبینیکننده گرایش به رفتارهای پرخطر میدانند (فیست و فیست، 2008). ب
بنا بر موارد فوقالذکر نتایج تحقیق نشان داد بین روانرنجوری و رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان رابطهای مثبت و مستقیم وجود دارد. این نتیجه با یافتههای تحقیق بیرامی و اسمعلی (2010)، ولارس و تورگسن (2002) و مالوف و همکاران (2006) و قلیپور و پوراسول (2016)، همخوان و با نتایج مطالعات نیکلسون و همکاران (2005) ناهمخوان است. تحقیق ولارس و تورگسن (2002)، نشان داده است که افرادی که در روانرنجوری نمره بالا کسب کردهاند، بیشترین احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر چندگانه را داشتند.
همچنین، قلیپور و پوراسول (2016)، نیز در تحقیقی نشان دادند بین ویژگی شخصیتی روانرنجوری، روانپریشی و افسردگی با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. با توجه به این میتوان با کاهش ویژگیها و عوامل بروز روانرنجوری در دانشجویان، شاهد کاهش بروز رفتارهای پرخطر در آنها باشیم.
با توجه به نتایج تحقیق مشخص شد هرچه ویژگی سازگاری در دانشجویان دانشگاه اصفهان بیشتر شود، رفتارهای پرخطر کمتر خواهد شد. این نتیجه با نتایج کاظمینی و مدرسغروی (2013)، نیکلسون و همکاران (2005)، مالوف و همکاران (2006) و توررز و همکاران (2006)، همسو است.
افراد موافق دارای برخی ویژگیهای متمایز هستند که عبارتند از: نوعدوستی و کمک به دیگران، تواضع، سادگی، اعتماد، آمادگی برای دفاع از حق فردی، پیش روی به سمت جنبههای مثبت اجتماعی و سلامت روانی بیشتر. به دلیل این ویژگیهاست که افراد سازگار، گرایش کمتری به سمت رفتارهای پرخطر دارند (کاظمینی و مدرسغروی، 2013). شاخص سازگاری بر گرایشهای ارتباط بین فردی تأکید دارد. فرد سازگار اساساً نوعدوست است، با دیگران احساس همدردی میکند و مشتاق کمک به آنان است. افرادی که از عامل سازگاری پایین برخوردارند، رفتارهای تکانشی زیاد، تحریکپذیری بالا و ثبات هیجانی کمتری در آنها مشاهده میشود، بنابراین، این افراد رفتارهای مخاطرهآمیز بیشتری دارند (شولتز و شولتز، 2016). بر این اساس، نتایج تحقیقی نشان داده است ویژگی شخصیتی سازگاری با بیشتر رفتارهای پرخطر (بزهکاری، مصرف سیگار، مصرف الکل، بینظمی در غذا خوردن و درگیری در رفتارهای جنسی پرخطر) مرتبط است (توررز و همکاران، 2006). با توجه به این کمک به دانشجویان با چنین ویژگی برای غلبه بر مشکلات ناشی از پرداختن به رفتارهای پرخطر باید بهعنوان یک دستورالعمل مهم در مدنظر قرار گیرد.
با توجه به نتایج تحقیق حاضر مشخص شد دانشجویانی که دارای ویژگی شخصیتی باوجدان بودن یا وظیفهشناسی هستند، کمتر به رفتارهای پرخطر روی میآورند. این نتیجه تأییدکننده یافتههای کاظمینی و مدرسغروی (2013)، سلمانی و همکاران (2014)، بیرامی و اسمعلی (2010)، نیکلسون و همکاران (2005)، ولارس و تورگسن (2002) و مالوف و همکاران (2006) است. بهعنوانمثال، ولارس و تورگسن (2002)، در تحقیقی نشان دادند افرادی که در باوجدان بودن نمره پایینی کسب کردند، بیشترین احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر چندگانه را داشتند.
از طرفی، افرادی که در باوجدان بودن نمره بالا کسب کردند، کمتر احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر را داشتند. همچنین، مکگی و همکاران (2012)، در تحقیقی نشان دادند وظیفهشناسی پایین با رفتار خطرپذیری بالا ارتباط دارد. همچنین، چرونکا (2019)، در تحقیقی نشان داد نمرات پایین در وظیفهشناسی رفتار ریسکپذیری کلی را پیشبینی میکرد. عامل باوجدان بودن با ویژگیهایی چون نظم و ترتیب، توانایی کنترل تکانهها، تمایل به پیشرفت و خویشتنداری، وظیفهشناسی، محتاط بودن، درستکاری، آیندهنگری و خوشقولی همراه است. بنابراین، انتظار میرود کمتر در رفتارهای مخاطرهآمیز درگیر شوند (فراهانی و کثیرلو، 2006). ازاینرو، افزایش احساس وظیفهشناسی و وجدان مداری در دانشجویان میتواند به کاهش ارتکاب رفتارهای پرخطر در آنها کمک کند.
طبق نتایج مطالعه حاضر، هرچه ویژگی گشودگی به تجربه یا انعطافپذیری در دانشجویان بیشتر شود، رفتارهای پرخطر کمتر میشود. این نتیجه با نتایج تحقیق هاشمیان و همکاران (2010)، بیرامی و اسمعلی (2010)، بنفیلد و همکاران (2007) همسو است و با نتایج تحقیقات مکگی و همکاران (2012) و قلی پور و پوراسول (2016) ناهمسو است.
مکگی و همکاران (2012)، در تحقیقی نشان دادند گشودگی به تجربه با رفتار خطرپذیری بالا ارتباط دارد. همچنین قلیپور و پوراسول (2016)، نیز در تحقیق خود نشان داند بین ویژگی شخصیتی هیجان خواهی با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. افرادی که دارای نمره بالا در شاخص گشودگی به تجربه هستند سیستم ارزشگذاری خود را توأم با وجدان قوی در موقعیتهای مختلف به کار میبرند؛ بهطوریکه در نظر بسیاری از روانشناسان شاخص گشودگی به تجربه معادل سالمتر بودن است، بدین ترتیب افراد با چنین ویژگیهایی گرایش کمتری به رفتارهای پرخطر دارند (هاشمیان و همکاران، 2010).
بااینحال، این احتمال نیز وجود دارد که افراد با چنین ویژگی درصدد تجربه رفتارهای مختلف برای تجربه کردن آنان برآیند و ازاینرو به ارتکاب برخی رفتارهای پرخطر مبادرت بورزند.
با توجه به نتایج تحقیق حاضر مشخص شد بین ویژگی شخصیتی برونگرایی و رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان رابطه معنادار وجود ندارد که این با نتایج تحقیق بیرامی و اسمعلی (2010) همسو است. این یافته با نتایج پژوهشهای میرزاخانی (2015)، کاظمینی و مدرسغروی (2013)، نیکلسون و همکاران (2005) و ولارس و تورگسن (2002)، مکگی و همکاران (2012)، قلیپور و پوراسول (2016) و چرونکا (2019) ناهمخوان است. بهعنوانمثال، ولارس و تورگسن (2002)، در تحقیقی نشان دادند افرادی که در برونگرایی نمره بالا کسب کردهاند، بیشترین احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر چندگانه را داشتند. از طرفی، افرادی که در برونگرایی نمره پایینی کسب کردهاند، کمتر احتمال ارتکاب رفتارهای پرخطر را داشتند.
همچنین، مکگی و همکاران (2012)، در تحقیقی نشان دادند برونگرایی بالا با رفتار خطرپذیری بالا ارتباط دارد. قلیپور و پوراسول (2016)، نیز در تحقیق خود نشان دادند بین ویژگی شخصیتی برونگرایی با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. چرونکا (2019) نیز در تحقیق خود نشان داد نمرات بالا در برونگرایی رفتار ریسکپذیری کلی را پیشبینی میکرد.
افراد برونگرا دارای ویژگیهایی چون ریسکپذیری، اجتماعی و اهل معاشرت بودن، خوشبین و مهربان بودن، فعالیت بالا، شادخویی، شوخطبعی، سرزندگی، باانرژی، پرحرفی (اهل گفتوگو) و تکان شوری زیاد هستند و برای رسیدن به سطح انگیختگی مطلوب و احساس لذت ارضای حس ماجراجویی خود نسبت به افراد عادی به رفتارهای مخاطرهآمیز بیشتری دست میزنند. این گروه هیجان و تحریک را دوست دارند و برآنند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند (فراهانی و کثیرلو، 2006).
با بررسی و مقایسه این یافته با نتایج سایر پژوهشها میتوان گفت که علت تفاوت نتیجه این فرضیه با دیگر پژوهشها این است که در تحقیق حاضر رابطه بین ویژگی شخصیتی افراد برونگرا همزمان با انواع رفتارهای پرخطر سنجیده شد؛ درحالیکه در تحقیقات دیگر تنها به بررسی رابطه بین ویژگی شخصیتی افراد برونگرا با یک نوع رفتار پرخطر پرداخته شده است.
همچنین، در تبیین این رابطه میتوان گفت علت عدم رابطه معنادار بین ویژگی شخصیتی برونگرایی و رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه اصفهان در پژوهش حاضر شرایط و همهگیری بیماری کرونا در ایران و تعطیلی دانشگاهها باشد که منجر به قرنطینه سراسری شد و این موضوع و شرایط، با ویژگیهای افراد برونگرا مانند رفتاری گرم و دوستانه، مردمدوستی، جسورانه، فعال بودن در جستوجوی تهییج و دارای هیجانهای منفی و مثبت، در تباین و تضاد است.
درنهایت نتایج تحقیق نشان داد که اگرچه رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت با رفتارهای پرخطر معنادار است، بااینحال زمانی که متغیر شخصیت در رابطه بین فعالیت بدنی اوقات فراغت و رفتارهای پرخطر وارد میشود، رابطه بین دو متغیر معنادار نمیشود. بنابراین نتیجه تحقیق میتوان گفت شخصیت نقش مهمی در پرداختن افراد به فعالیتها و رفتارهای مختلف دارد و ایفاگر نقش حیاتی و مهمی است و ازاینرو، اگرچه فعالیت بدنی اوقات فراغت با رفتارهای پرخطر رابطه دارد ولی وجود این رابطه به شخصیت افراد و ویژگیهای شخصیتی آنها بستگی دارد. بنابراین در خصوص پرداختن به رفتارهای پرخطر بهدقت باید شخصیت افراد مدنظر باشد و تأثیرات آن روی رفتار و اعمال افراد مدنظر قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی
مشارکت نویسندگان
تدوین و تنظیم مقاله با مشارکت همه نویسندگان انجام شد.
منابع مالی
مقاله حاضر هیچگونه حامی مالی ندارد.
تعارض منافع
هیچگونه تعارض منافعی نیست که نویسندگان گزارش کنند.
اخلاق پژوهش
در این مقاله همه حقوق مرتبط با اخلاق تحقیق رعایت شده است.
منابع
Abbasi, S. M. T., Moeini, M., & Pourdian, R. (2018). Relationship between the Students Company in Cyberspace and Risky Behaviors in Real Life and Cyberspace. Journal of Social Order, 10(3), 77-104. (in Persian)
Aliverdinia, A., & Hemati, A. (2013). The Social Analysis of Attitude toward Alcohol Consumption among Students of Social Sciences Faculty, Tehran University. The Socio-Cultural Research Journal of Rahbord, 7(2), 77-102. (in Persian)
Aliverdinia, A., Riahi, M., & Soleimani, M. (2008). Sociological explanation of smoking tendency. Journal of the faculty of literature and humanistic, 16(61), 159-184. (in Persian)
Agnew, R., & Petersen, D. M. (1989). Leisure and delinquency. Social problems, 36(4), 332-350.
Atadokht. A, Ranjbar. MJ, Gholami. F, Nazari. T. (2013). Students Drive towards Risk-Taking Behaviors and Its Relationship with Demographic Variables and Psychological Well-Being. Journal of health & care, 4(15), 50-95. (in Persian)
Atkinson, Ri, Hoxma, Susan Nolan; Bam, Daryl; Smith, Edward; Atkinson and Richard (2000). Hilgard introduction of Psychology (Translation: Mohammad Naghi Braheni, Behrouz Birshak, Mehrdad Beyk, Reza Zamani, Saeed Shamloo, Mehrnaz Shahrarai, Yousef Karimi, Nissan Gahan, Mehdi Mohieddin and Kianoosh Hashemian). Tehran: Roshd. (in Persian).
Atrkareroshan, O. (2009). Sociological study of the effect of physical education and sports activities on social harms among students of Guilan University. Master Thesis. Islamic Azad University of Tehran, North Branch. (in Persian)
Arai, Y., & Hisamichi, S. (1998). Self-reported exercise frequency and personality: a population-based study in Japan. Perceptual and Motor Skills, 87(3_suppl), 1371-1375.
Aaron, D. J., Dearwater, S. R., Anderson, R., Olsen, T., Kriska, A. M., & Laporte, R. E. (1995). Physical activity and the initiation of high-risk health behaviors in adolescents. Medicine and science in sports and exercise, 27(12), 1639-1645.
Baumert Jr, P. W., Henderson, J. M., & Thompson, N. J. (1998). Health risk behaviors of adolescent participants in organized sports. Journal of Adolescent Health, 6(22), 460-465.
Benfield, J. A., Szlemko, W. J., & Bell, P. A. (2007). Driver personality and anthropomorphic attributions of vehicle personality relate to reported aggressive driving tendencies. Personality and individual Differences, 42(2), 247-258.
Bayrami, M., & Esmaili, A. (2010). The comparison of factors and personality traits in sexually high risk and non-high risk students. Urmia Medical Journal, 21(3), 215-220. (in Persian)
Bovard, R. S. (2008). Risk behaviors in high school and college sport. Current sports medicine reports, (6), 7, 359-366.
Esmaili, M. R., Babadi, P., & Afarineshkhaki, A. (2021). Comparison of the Effect of Sport on Violence of Athlete and Non-Athlete Criminals. JHPM, 10 (2), 87-97. (in Persian)
Costa, P. T., & McCrae, R. R. (1986). Cross-sectional studies of personality in a national sample: I. Development and validation of survey measures. Psychology and aging, 1(2), 140-143.
Cyders, M. A., Flory, K., Rainer, S., & Smith, G. T. (2009). The role of personality dispositions to risky behavior in predicting first‐year college drinking. Addiction, 104(2), 193-202.
Czerwonka, M. (2019). Cultural, cognitive and personality traits in risk-taking behaviour: Evidence from Poland and the United States of America. Economic research-Ekonomska istraživanja, 32(1), 894-908.
Diehl, K., Thiel, A., Zipfel, S., Mayer, J., Litaker, D. G., & Schneider, S. (2012). How healthy is the behavior of young athletes? A systematic literature review and meta-analyses. Journal of sports science & medicine, 11(2), 201
Faraahani, M., & Kasirlo, Y. (2006). Comparing Big Five Factors of Personality in Violating and Non-Violating Drivers. Journal of Modern Psychological Researches of the University of Tabriz. 1(1), 123-142. (in Persian)
Feist, J., & Feist, G. J. (2008). Theories of personality. Edisi Keenam. Alih Bahasa: Yudi Santoso. Yogyakarta: Pustaka Pelajar.
Gholipour, S., and Pourasoul, R. (2016). Study of High Risk Behaviors and their Association with Personality Factors. International Journal of Advanced Engineering, Management and Science, 2(6), 836-841.
Hashemian, K., Saberi, H., & Bahadori, A. R. (2010). A comparison of personality features between risky and ordinary drivers (a case study of Tehran). Traffic management studies, 5(18), 71-83. (in Persian)
Hazar, Z., Tekkurşun demir, G., Namli, S., & Türkeli, A. (2017). Investigation of the relationship between digital game addiction and physical activity levels of secondary school students. Journal of Physical Education & Sports Science/Beden Egitimi ve Spor Bilimleri Dergisi, 11(3), 320-332.
Jahanpour, F., Vahedparast, H., Ravanipour, M., & Azodi, P. (2020). The trend of hookah uses among adolescents and youth: A qualitative study. Journal of Qualitative Research in Health Sciences, 3(4), 340-348. (in Persian)
Janse van Rensburg, C., & Surujlal, J. (2013). Gender differences related to the health and lifestyle patterns of university students. Health SA Gesondheid (Online), 1(18), 1-8.
Kazemeini T, Modarres Gharavi, M. (2013). The relationship between personality characteristics and risky behaviors among college students of Mashhad University of Medical Sciences. J Rafsanjan Univ Med Sci, 12(1), 15-26.
Kerner, M. S., Kurrant, A. B., & Kalinski, M. I. (2004). Leisure-time physical activity, sedentary behavior, and fitness of high school girls. European Journal of Sport Science, 4(2), 1-17.
Kotobi, F., Razavi, M. H., & Naghizadeh, H. (2014). The Relationship between Leisure Time and Delinquency Trends in Male Students with an Emphasis on Sporting Activities. Strategic Studies on Youth and Sports, 13(24), 9-20. (in Persian)
Kwan, M., Bobko, S., Faulkner, G., Donnelly, P., & Cairney, J. (2014). Sport participation and alcohol and illicit drug use in adolescents and young adults: A systematic review of longitudinal studies. Addictive behaviors, 39(3), 497-506.
Lin, Y. P., Huang, Y. H., Lu, F. H., Wu, J. S., Chang, C. J., & Yang, Y. C. (2011). Non-leisure time physical activity is an independent predictor of longevity for a Taiwanese elderly population: an eight-year follow-up study. BMC public health, 11(1), 1-9.
Lotfikhachaki, B., & Gaderi, A. A. (2022). Study of Social factors for youth Tendency to hookah use (case study of 17 to 35-year-old youth of Tehran city). Sociology and lifestyle management, 6(16), 261-310. (in Persian)
Malouff, J. M., Thorsteinsson, E. B., & Schutte, N. S. (2006). The five-factor model of personality and smoking: A meta-analysis. Journal of Drug education, 36(1), 47-58.
Martin, K. R., Cooper, R., Harris, T. B., Brage, S., Hardy, R., & Kuh, D. (2014). Patterns of leisure-time physical activity participation in a British birth cohort at early old age. PLoS One, 6(9), e98901, 1-9.
McGhee, R. L., Ehrler, D. J., Buckhalt, J. A., & Phillips, C. (2012). The relation between five-factor personality traits and risk-taking behavior in preadolescents. Psychology, 3(8), 558-561.
Mehroof, M., & Griffiths, M. D. (2010). Online gaming addiction: The role of sensation seeking, self-control, neuroticism, aggression, state anxiety, and trait anxiety. Cyberpsychology, behavior, and social networking, 13(3), 313-316.
Meyer, T. D., & Hofmann, B. U. (2005). Assessing the dysregulation of the behavioral activation system: The hypomanic personality scale and the BIS–BAS scales. Journal of Personality Assessment, 85(3), 318-324.
Mirzakhani. Z. (2015). The relation of personality characteristics, sensation seeking and Religiousity with high risk behaviors tendency among students of Arak university. Master Thesis. Department of Psychology. Faculty of Education and Psychology. Tabriz University. (in Persian)
Nicholson, N., Soane, E., Fenton‐O’Creevy, M., & Willman, P. (2005). Personality and domain‐specific risk taking. Journal of Risk Research, 8(2), 157-176.
Omidvar, A., Saremi, A. A. (2002). Internet addiction, description, etiology, prevention, treatment and measurement scales of Internet addiction disorder. Mashhad: Tamrin Publications. (in Persian)
Peltzer, K. (2010). Leisure time physical activity and sedentary behavior and substance use among in-school adolescents in eight African countries. International journal of behavioral medicine, 17, 271-278.
Poortinga, W. (2007). Associations of physical activity with smoking and alcohol consumption: a sport or occupation effect? Preventive medicine, 45(1), 66-70.
Raghibi, M. (2012). Examining High Risky Behavior among Students of Zahedan Universities. Int J High Risk Behav Addict, 1(1), 39-43. (in Persian)
Rahimi-Rigi, Z., Moradi, M., & Omidi, A. (2019). The Relationship between Sports Participation and Internet Addiction among University Students of Shahrekord City. Salamat Ijtimai (Community Health), 6(4), 439-447. (in Persian)
Salmani. B, Hasani. J, Arianna Kia. E. (2014). Evaluating the role of personality traits (consciousness, agreeableness and sensation seeking) in risky behaviors. Advances in Cognitive Science, 1(16), 1-10. (in Persian)
Samadypoor, R., & Tamini, B. K. (2016). The role of personality pattern behaviors in risk behaviors of high school students. International Journal of High Risk Behaviors and Addiction, 5(4), e36313, 1-7.
Saremi A, Parastesh M. (2016). Physical activity profile and nutritional status in male adolescents in Arak City, Iran (2014). Qom Univ Med Sci J, 10(6), 51-59. (in Persian)
Schultz, D. P., & Schultz, S. E. (2016). Theories of personality. Cengage Learning.
Shurozi, M., Hemmatinejad, M. A., Rahmaninia, F., & Mahmoudi, M. (2010). Investigating the relationship between participation in sports activities and alcohol and smoking among male students of Rasht universities. Paper presented at the Third National Student Conference of Sports Sciences of Shahid Beheshti University, Tehran.
Siyam, S. H. (2006). Drug abuse prevalence between male students of different universities in Rasht in 2005. Zahedan Journal of Research in Medical Sciences, 8(4), 279-285. (in Persian)
Taremian, F., Bolhari, J. & Peyravi, H, Ghazi Tabatabaei. M. (2007). Prevalence of drug use among university students in Tehran, Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 13 (4), 335-342. (in Persian)
Torres, A. A. (2006). Personality characteristics as predictors of health risk behaviors. McNair Scholars Research Journal, 2(1), 53-60.
Vollrath, M., & Torgersen, S. (2002). Who takes health risks? A probe into eight personality types. Personality and individual differences, 32(7), 1185-1197.
Walton, K. E., & Roberts, B. W. (2004). On the relationship between substance use and personality traits: Abstainers are not maladjusted. Journal of Research in Personality, 38(6), 515-535.
Yaghoubi, H., Yousefi, R., & Aminzadeh, M. (2019). The Relationship between Social Activities and Group Sports with the Rate of Addiction to Cyberspace. Sport Psychology Studies, 8(29), 203-218. (in Persian)