دوره 21، شماره 82 - ( 8-1400 )                   جلد 21 شماره 82 صفحات 244-219 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Bahreini Borujeni S, Ramazani K, Moghadasi Boroujeni F. (2021). Study of the effectiveness of three preventive methods from drug abuse (training life skills, representing poster and catalogue and showing film) on information dissemination approach on changing Students' attitude towards drug abuse in the high schools. refahj. 21(82), 219-244.
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3863-fa.html
بحرینی بروجنی سعید، رمضانی خسرو، مقدسی بروجنی فاطمه. اثربخشی سه روش نشر اطلاعات بر تغییر نگرش به اعتیاد در دانش‌آموزان پسر مقطع دوم متوسطه رفاه اجتماعی 1400; 21 (82) :244-219

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3863-fa.html


متن کامل [PDF 521 kb]   (1571 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (3128 مشاهده)
متن کامل:   (107 مشاهده)
مقدمه
هزاره سوم میلادی در شرایطی به پیش می‌‌رود که جوامع انسانی با مشکلات عدیده‌‌ای در بخشهای مختلف روبهروست؛ از جمله این مشکلات موضوع تغییرات اجتماعی و بحث اعتیاد به مواد مخدر و پیامدهای آن در ابعاد روانی- اجتماعی انسان است. یکی از پدیدههای قابل تأمل روانی و اجتماعی در عصر حاضر، گسترش مصرف مواد مخدر و بروز اختلالات وابسته به آن است. (کاوه، 2012). در این برهه از زمان که اعتیاد دامنگیر جامعه شده است، مثلث «فقر، جهل و اعتیاد»، پویایی، بالندگی، نشاط و خلاقیت را از بعضی نوجوانان و جوانان گرفته و از آنها انسانهایی بیمار و بی‌‌خاصیت ساخته است. بررسیها نشان می‌‌دهد که سوءمصرف مواد مخدر و اعتیاد فراگیر شده و حتی در دو دهه اخیر میزان مرگومیر ناشی از مصرف بیش از حد مواد افیونی بهطور مداوم افزایش یافته است (زلدونا[1] و همکاران، 2020). سنین 12 تا 18 سالگی بحرانیترین سنین برای اولین تجربه استفاده از مواد مخدر است (موسسه مصرف مواد[2]، 2020) و بین درصد بالایی از نوجوانان در سالهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. از هر10 معتاد بزرگسال، 9 نفر قبل از 18 سالگی سوءمصرف مواد را تجربه کرده‌‌اند (آلن و همکاران، 2020). هرچند که آمارهای اداره خدمات سلامت روان و سوءمصرف مواد در سال 2012 نشان می‌‌دهد که پسران 12 سال به بالا در مقایسه با دختران، در معرض خطر بیشتری هستند (انگوین، 2015). در این میان مداخلات آموزشی برای پیشگیری از سوءمصرف مواد متمرکز بر مهارتهای تصمیمگیری، مهارتهای حل مسئله، مهارت ارتباطی و دیگر برنامههای آموزشی می تواند به کمک انها بیاید و اطلاعات دانش‌‌آموان را در این باره ارتقاء ‌‌دهند (نیوتون و همکاران،2012). آموزشهای مختلف به نوجوانان می‌‌آموزد که چگونه در رابطه با سایر انسانها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگار عمل کنند و سلامت روانی خود را تأمین نمایند. چگونه با مشکلات فعلی که روبهرو هستند و آنها را احاطه کرده است، رویارویی کنند و نگرش خود را اصلاح کنند. اصولاً جلوگیری از دچار شدن افراد به سوءمصرف مواد مخدر آسانتر از درمان این اختلال است (بتوین و بتوین، 1977). در این زمینه هانسن[3] (1998) پیشگیری را عبارت از به تأخیر انداختن یا جلوگیری از شروع استفاده از مواد در جامعه می‌‌داند. یکی از عوامل اساسی پیشگیری از اعتیاد و آسیبهای اجتماعی و تغییر نگرش نسبت به اعتیاد، آگاهسازی و آموزش‌‌ مهارتهای زندگی است که کمک می‌‌کند برای پیشگیری و سلامت اولیه گامی مهم برداشته شود (ویکالد و همکاران [4] ، 2016). سیلوا و ویجایالاکسمی[5] (2013) در تحقیق خود در مورد نقش آموزش مهارتها بر نگرش به مواد مخدر نتیجه گرفتند که افرادی که دارای اعتیاد به مواد مخدر هستند از همتایان خود بهطور قابلتوجهی از خودکارآمدی، توانایی حل مسئله، تفکر انتقادی و تفکر خلاق پایینتری برخوردار هستند. برخی پژوهشگران بر این باورند که هدف از مداخلات آموزشی ایجاد آگاهی نسبت به خود است (فاگیانو و همکاران، 2008؛ گاتفردسون و ویلسون، 2003). یافتههای پژوهشی نشان داده‌‌اند که مداخلههای آموزشمحور بر بهبود نگرش به مواد مخدر دانش‌‌آموزان (باقری و ناعمی، 2018)، کاهش افسردگی و خشم نوجوانان مصرفکننده (بیستو پونز و همکاران، 2016)، افزایش خودکارآمدی، عزت نفس و کاهش عود (حبیبی، نیکبخت نصرآبادی، شعبانی و صالح مقدم، 2016) و پیشگیری از اعتیاد و شکست نوجوانان (کامپفر، 2014) تاثیر معناداری دارد. تشان و همکاران (1994) معتقدند که از مهمترین فعالیتها در زمینه راهبرد تربیتی- آموزشی آگاهی دادن به افراد مختلف جامعه در مورد علل روی آوردن به مواد، تأثیر داروها، خطرات بدنی و روانی- اجتماعی استفاده از مواد است و در حال حاضر بهترین مکان برای انجام چنین برنامههای پیشگیرانه مراکز آموزشی مانند مدارس است (به نقل از رجایی و بیضایی، 2006). اسپات[6] و همکاران (2016) بر این باوروند که پیشگیری از مصرف و سوءمصرف مواد برای بسیاری از مدارس در حوزه مواد، حداقل ده دلار در هزینه سلامت، اجتماعی و کیفری و جزایی آینده صرفهجویی ایجاد کرده و در کشورهای غربی به یک اولویت تبدیل شده است. این محققین معتقدند که در ازای هر یک دلار هزینه کرد پیشگیری عمل می‌‌آید. اسپاد و همکاران (2016) در مطالعههای خود 21 مطالعه را تحت عنوان برنامههای پیشگیری از سوءمصرف مواد مخدر، در مدارس در سالهای 2002 تا 2013 فراتحلیل نموده و نتیجه گرفتند که برنامههای اثربخشی حدود 48درصد تاثیر بسیاری در تغییر نگرش دانش‌‌آموزان دارد. همچنین مدلهای آموزش بهداشت 48درصد، یادگیری اجتماعی20 درصد و اجرای مشترک برنامههای آموزش بهداشت حرفه‌‌ای 25 درصد در نگرش دانشآموزان نسبت به مواد مخدر دارای تاثیرگذاری زیادی بودهاند. نیوتون[7] و همکاران (2019) در فراتحلیل پژوهشهای مختلف به اصول مهمی در برنامههای اثربخش برای برنامههای پیشگیری از اعتیاد اشاره کردهاند. برخی از این اصول شامل ارائه اطلاعات روزآمد، آموزش سلامت جامع بهعنوان بخشی از برنامه‌‌درسی، مهیا کردن آموزش مهارت های مقاومت، تهیه محتوا برای نیازهای فوری، حفظ جایگاه مدرس و معلم بهعنوان نقش محوری، توجه به ارزشها، نگرشها و رفتارهای فردی و گروهی، استفاده از رویکردهای تعاملی در تدریس می‌‌باشند. متخصصان مبارزه با اعتیاد سناریوهای برنامههای پیشگیری را در 5 گروه کلی تعریف کردهاند:
الف) رویکرد نشر اطلاعات: هدف این رویکرد آگاهی در مورد مواد، آثار آنها، پیامدهای مصرف مواد مخدر و تقویت نگرشهای ضد مصرف مواد مخدر است و بهوسیله دستورالعمل آموزشی، بحثهای گروهی، نمایش فیلم، نمایش مواد مخدر، پوستر، جزوه و برنامههای آموزشی انجمن اولیا و مربیان مدرسه اعمال میشود.
ب- رویکرد پرورش عاطفی: این رویکرد شامل افزایش عزت نفس، اتکاءبهخود، تصمیمگیری مسئولانه، رشد روابط بین فردی، و استفاده کم یا عدم استفاده از اطلاعات در مورد مصرف مواد است و بهوسیله دستورالعمل آموزشی، بحث گروهی و فعالیتهای آموزشی، تمرین حل مسئله گروهی و هماندیشی و رواندرمانی گروهی اجرا میشود.
ج- رویکرد جایگزین یا بدیل: این رویکرد شامل ارائه کردن فعالیتهای جایگزین مصرف مواد است. برنامههایی مانند تأسیس مراکز جوانان، فعالیتهای تفریحی و ورزشی، شرکت در طرحهای سرویس جامع، و آموزش حرفه‌‌‌ای درهمین راستا است.
د- رویکرد نفوذ اجتماعی: این رویکرد شامل افزایش آگاهی از فشار اجتماعی برای مصرف مواد، افزایش دانش در مورد پیامدهای کوتاهمدت مصرف مواد در اثر فشار همقطاران، و پایهگذاری هنجارهای عدم مصرف مواد است که بهوسیله بحث کلاسی و گروهی، آموزش مهارتهای مقابله، تمرین رفتاری، روشهای جرأتآموزی بسط تمرینان از طریق تکالیف خانگی، و استفاده از رهبران همتا یا همسال در برنامه آموزشی اجرا می‌‌شود.
و- رویکرد افزایش توانایی: این رویکرد شامل افزایش توانایی تصمیمگیری، تغییر رفتار شخصی، کاهش اضطراب، افزایش مهارتهای قاطعیتورزی اجتماعی و ارتباط، و کاربرد مهارتهای عمومی برای مقابله با فشار اجتماعی است که بهوسیله بحث گروهی یا کلاسی، آموزش مهارتهای رفتاری- شناختی (آموزش، تمرین، بازخورد، تقویت، برهان و دلیل) عملی میشود (بهرامی احسان، 2004).
با توجه به نقش آموزش و تقویت نگرشها ، این مقاله به مقایسه اثر بخشی سه روش آموزشهای مبتنی بر نشر اطلاعات ( مهارتهای زندگی، ارائه پوستر و کاتالوگ و نمایش فیلم) بر تغییر نگرش نسبت به اعتیاد و شناخت مؤثرترین روش آموزش در دانشآموزان پرداخته است.
روش
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمهآزمایشی (نیمه تجربی) است که با «طرح پیشآزمون و آزمون نهایی با گروه کنترل و گزینش تصادفی» انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌‌آموزان پسر مقطع دوم متوسطه شهرکرد (5978 دانشآموز)، در سال تحصیلی 99-98 بود. برای انتخاب نمونه‌‌ تحقیق، از روش نمونه‌‌گیری تصادفی استفاده شد. با توجه به اینکه در تحقیقات آزمایشی حجم نمونه 30 نفری کفایت می‌‌کند (رمضانی، 2001)، لذا تعداد 4 گروه 15 نفری در مجموع 60 نفر(سه گروه برای مداخله و یک گروه برای کنترل مقایسه اثر بخشی متغیرهای ارائه شده) برای اجرای متغیرهای آموزشی انتخاب شد. در سه گروه، روشهای آموزشی (آموزش از طریق مهارتهای زندگی، آموزش از طریق فیلم وآموزش از طریق پوستر و کاتالوگ) برای10 جلسه اجرا شد.
معیارهای ورود به پژوهش شامل دانشآموز گروه سنی 14 تا 18 سال، داشتن رضایتنامه کتبی از دانشآموزان و اولیای آنان، بافت فرهنگی مشترک و داوطلبانه بودن حضور در پژوهش بود. همچنین معیارهای خروج از پژوهش، انصراف فرد از همکاری در روند تحقیق و غیبت بیش از دو جلسه بود.
جدول (1) طرح تحقیق پیشآزمون پسآزمون همراه با گروه کنترل و انتخاب تصادفی
منبع گروهها انتخاب تصادفی تعداد پیشآزمون متغیر مستقل پسآزمون



گروههای آزمایش
مهارتهای زندگی R 15 T1 X1 T2
پوستر و کاتالوگ R 15 T1 X2 T2
فیلم R 15 T1 X3 T2
کنترل R 15 T1 - T2

برای اجرای طرح تحقیق، ابتدا در هر گروه پیشآزمون (pre test) بهعمل آمد. سپس سه متغیر مستقل (روشهای مختلف آموزشی) به هر یک از گروههای آزمایش ارائه شد. هرکدام از سه گروه آزمایش طی 10جلسه 80 دقیقه‌‌ای، آموزشهای لازم را از طریق روشهای مبتنی بر رویکرد نشر اطلاعات شامل روش مهارتهای زندگی، ارائه پوستر و کاتالوگ، و آموزش فیلم دریافت کردند. ضمنا یک کلاس نیز بهعنوان گروه کنترل به دلیل کنترل خطا و مقایسه اثربخشی آموزشها، در نظر گرفته شد. در پایان دوره آموزشی پسآزمون (post test) اجرا شد.
از حیث ابزار، در این پژوهش ازپرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد که بهرامی (2001) آن را نرم کرده است، استفاده شد. این پرسشنامه دارای 7 عامل مختلف با 74 سوال (گویه) است که عبارتند از: نگرش نسبت به مصرف مواد مخدر، نگرش نسبت به علت مصرف مواد مخدر، نگرش نسبت به فرد معتاد، نگرش نسبت به شخصیت فرد معتاد، نگرش اجتماع نسبت به اعتیاد، نگرش نسبت به ترک اعتیاد، نگرش نسبت به عواقب مصرف مواد. نحوه نمرهگذاری بهاینصورت است که، هر چه دانشآموزی نمره بالاتری در این ابزار کسب کند نگرش مثبت و هر چه نمره پایینتری کسب کند دارای نگرشی منفی نسبت به اعتیاد است. بهعبارتدیگر حداقل نمرات 1 و حداکثر نمره کسب شده برابر با 5 خواهد بود. هر چه نمره به سمت عدد 5 بیشتر تمایل داشته باشد نشانگر گرایش مثبت و هر چه به سمت عدد یک گرایش داشته باشد نشانگر نگرش منفی در هر یک از خرده مقیاس و نمره کل خواهد بود. ضریب پایایی پرسشنامه 90/0 بود. همچنین پایایی حاصل از روش همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 923/0 محاسبه شده است (یونسی و محمدی، 2001، به نقل از یونسی و محمدی، 2006).
روایی محتوای پرسشنامه حاضر توسط چهار نفر متخصص متشکل از یک نفر جامعهشناس، یک نفر روانشناس، یک نفر مشاور متخصص پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد و یک نفر روانسنج تأیید شد.
در این تحقیق، سه سطح مختلف متغیر مستقل (روشهای پیشگیری) به هر یک از گروهها ارائه شد. برای گروه آزمایشی1، طی 10 جلسه 80 دقیقه‌‌ای و بهصورت هفتگی، براساس الگوی سازمان بهداشت جهانی و با استفاده از تکنیکهای یادگیری فعال، مهارتهای زندگی آموزش داده شد و به گروه آزمایش 2، طی 10 جلسه، فیلمهای آموزشی با محتوای اعتیاد و نقش مخرب آن که توسط معاونت پرورشی آموزشوپرورش و معاونت پیشگیری از اعتیاد نیروی انتظامی تدوین شده بود ، آموزش داده شد و گروه آزمایش3، به مدت 10 هفته در معرض تماشای پوستر و کاتالوگهایی که از نظر محتوا متناسب با اعتیاد و اقدامهای پیشگیری تهیه شده بود قرار گرفتند.
برای تجزیهوتحلیل دادهها ازآزمون‌‌ آنالیز کوواریانس (ANCOVA) استفاده شد. برای پیشفرضهای استفاده از این آزمون، آزمون همگنی واریانسها، بررسی وضعیت نرمالبودن متغیر مورد بررسی و همچنین همگنی شیب رگرسیون استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای گردآوری شده از نرمافزار آماری SPSS22 استفاده شد.
یافتهها
یافتههای توصیفی
توزیع متغیر سن آزمودنیها نشان داد که 4/20 درصد از دانشآموزان در گروه سنی 14 ساله، 4/35 درصد در گروه سنی 15 ساله ، 9/24 درصد در گروه سنی 16 ساله، حدود 4/19 درصد در گروه سنی 17 ساله و بالاتر قرار داشتند. توزیع متغیر پایه تحصیلی آزمودنیها نشان داد که 4/56 درصد از دانشآموزان در پایه دهم، 1/22 درصد در پایه یازدهم و 5/21 درصد نیز در پایه دوازدهم تحصیلی مشغول به تحصیل بودند. از نظر معدل، 9/12 درصد از دانشآموزان در گروه معدل 10 الی 9/12، 6/26 درصد در گروه معدل 13 الی 9/15 ، 9/32 درصد در گروه معدل 16 الی 9/18، و حدود 6/27 درصد در گروه معدل 19 الی 20 قرارداشتند. همچنین، 35 درصد از اولیای دانش‌‌آموزان مشاغل دولتی و 65 درصد دارای مشاغل غیردولتی بودند.
جدول (2) میانگین ابعاد نگرش (خرده مقیاسها) نسبت به اعتیاد در گروههای مختلف
گروه کنترل آموزش فیلم مهارتهای زندگی پوستر و کاتالوگ وضعیت خردهمقیاس
M M M M
22/2 09/2 93/1 12/2 قبل از مداخله نگرش نسبت به مواد مخدر
21/2 63/1 74/1 27/2 بعد از مداخله
30/2 12/2 05/2 16/2 قبل از مداخله نگرش نسبت به علت مصرف مواد
50/2 86/1 76/1 20/2 بعد از مداخله
65/2 69/2 46/2 60/2 قبل از مداخله نگرش نسبت به فرد معتاد
72/2 65/2 14/2 55/2 بعد از مداخله
23/2 36/2 47/2 33/2 قبل از مداخله نگرش نسبت به شخصیت فرد معتاد
34/2 40/2 03/2 15/2 بعد از مداخله
82/2 06/3 13/3 94/2 قبل از مداخله نگرش اجتماع نسبت به اعتیاد
90/2 90/2 83/2 94/2 بعد از مداخله
60/2 99/2 3 3 قبل از مداخله نگرش نسبت به ترک اعتیاد
80/2 08/3 51/2 79/2 بعد از مداخله
24/2 03/21 97/1 18/2 قبل از مداخله نگرش نسبت به عواقب مصرف مواد
25/2 64/1 63/1 25/2 بعد از مداخله
87/2 86/2 81/2 74/2 قبل از مداخله نگرش کلی به اعتیاد و مواد
54/2 56/2 12/1 67/2 بعد از مداخله


یافتههای استنباطی
مفروضههای استفاده از تحلیل کوواریانس (آنکوا )
1- نرمالیته
جدول (3) آزمون نرمالیته (کولموگروف-اسمیرنوف و شاپیرو -ویلک)
شاپیرو- ویلک کولموگروف. اسمیرنف متغیرها
p Sh-W p K-S
488/0 981/0 20/0 70/0 نگرش به اعتیاد

نتایج جدول (3) نشان داد سطح معناداری آزمون کولموگروف-اسمیرنوف درمتغیرگرایش به اعتیاد 0/05< p‌‌ است، لذا تبعیت دادهها از منحنی نرمال در سطح اطمینان 95 درصد، تأیید شد.
2- همگنی واریانسها
جدول (4) نتایج آزمون همگنی واریانس لوین بین متغیرها
متغیر وابسته Df1 Df2 F p
نگرش به اعتیاد 3 56 1/442 0/24

نتایج جدول (4) نشان داد، آزمون لوین برای متغیر نگرش به اعتیاد (1.442=F، 0.05>p) است. بنابراین واریانس دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری نشان نداد و فرض همگنی واریانسها تأیید شد.

3- همگنی شیب رگرسیون
جدول (5) نتایج حاصل از همگنی شیب رگرسیون
متغیرهای وابسته SS df MS F p
نگرش به اعتیاد 0/09 3 0/03 0/41 0/747

نتایج جدول (5) نشان داد، شیب رگرسیون در مورد متغیرها در سطح (0.05>p) معنادار نیست، لذا شرط همگنی شیب رگرسیون تائید شد.
4- تعیین و کنترل متغیرهای همگام و ناخواسته
با توجه به اینکه در این پژوهش از طرح پژوهشی «پیشآزمون» و «پسآزمون» با گروه کنترل استفاده شده است و در این گونه طرحها، تاثیر متغیر «مستقل» بر متغیر «وابسته» سنجیده میشود بنابر آنچه حائز اهمیت است کنترل متغیرهای همگام و مداخلهگر است. در واقع آن بخش از واریانس متغیر وابسته که ناشی از واریانس متغیرهای همگام و مداخلهگر است، از واریانس کل کم شد تا تفاوتهای گروهی از لحاظ واریانس تعدیل شده مورد بررسی قرار گیرد.
فرضیه پژوهش بدین قرار است: «بین اثربخشی روشهای مبتنی بر نشر اطلاعات شامل روش مهارتهای زندگی، پوستر و کاتالوگ و ارائه فیلم بر نگرش به اعتیاد دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه تفاوت معنا‌‌دار وجود دارد».

جدول(6) مقایسه میانگین نگرش به اعتیاد برحسب روشهای آموزش با توجه به آزمون تحلیل کواریانس
مرحله گروهها M SD F p
پیشآزمون مهارتهای زندگی 2/81 0/232 0/478 0/699
فیلم 2/86 0/473
پوستر و کاتالوگ 2/74 0/277
گروه کنترل 2/87 0/3
پسآزمون مهارتهای زندگی 2/12 0/196 19/187 0/0001>
فیلم 2/56 0/279
پوستر و کاتالوگ 2/67 0/22
گروه کنترل 2/82 0/34
آزمون تعقیبی توکی
گروهها M.D. S.E. p
آموزش مهارتهای زندگی نسبت به گروه کنترل 0/696 0/096 0/00
آموزش از طریق فیلم نسبت به گروه کنترل 0/26 0/096 0/045

 طبق دادههای جدول (6) آزمون آنالیزکوواریانس (ANCOVA) مشخص نمود، میزان F محاسبه شده در مرحله پیشآزمون (0.478=F) بود که در سطح خطای کوچکتر از 0.05 معنادار نشد. یعنی در مرحله پیشآزمون بین نگرش گروههای مورد مطالعه نسبت به اعتیاد تفاوت معناداری مشاهده نشد. اما میزان F محاسبه شده در مرحله پسآزمون در سطح 0.01>p برابر19.187=F بود.
نتایج نشان داد که از لحاظ مقایسه نمره پسآزمون نگرش نسبت به اعتیاد (با تعدیل آن از طریق نمره پیشآزمون) بین گروههای زیر تفاوت آماری معناداری وجود داشت: گروه مهارتهای زندگی (میانگین تعدیل شده برابر با 2.12) در مقایسه با گروه پوستر و کاتالوگ (میانگین تعدیل شده برابر با 2.67) اثر بیشتری بر منفی ساختن نگرش دانشآموزان دارد؛ گروه کنترل (میانگین تعدیل شده برابر با 2.82) در مقایسه با گروه مهارتهای زندگی (میانگین تعدیل شده برابر با 2.12) و گروه فیلم(میانگین تعدیل شده برابر با 2.56) در مقایسه با گروه کنترل اثر مؤثرتری برمنفی ساختن نگرش دانشآموزان داشت. لذا آموزش مهارتهای زندگی و آموزش از طریق فیلم در تغییر نگرش نسبت به اعتیاد در پسران مؤثر بوده است. با توجه به تفاوت نمرات در آزمون تعقیبی، گروه آموزش مهارتهای زندگی از اثربخشی بیشتری برخوردار بوده است. اما در آموزش پوستر و کاتالوگ، چون مقدار F محاسبه شده برابر 1.622 و سطح معناداری آن 0.214 بوده است ، بنابراین اندازه اثر گروه آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ تفاوت معناداری وجود نداشته است.
جدول(7) اندازه اثر در آزمون تحلیل کواریانس (ANCOVA)در گروههای آموزشی مختلف
اندازه اثر P F SS df گروههای آموزشی
0.623 0.000 44.701 3.517 1 مهارتهای زندگی
0.161 0.031 5.178 0.505 1 فیلم
0.057 0.214 1.622 0.138 1 پوستر

طبق دادههای جدول (7)، 62.3 درصد واریانس نگرش به اعتیاد در دانشآموزان دوره متوسطه دوم به کمک آموزشهای مهارتهای زندگی و 16.1 درصد واریانس از طریق آموزش فیلم تبیین شده است، اما این درصد در آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ 5.7 درصد بوده که معنادار نبوده است.
بحث
یافتههای پژوهش حاضر و تحقیقات مشابه حاکی از آن است که از رهگذر آموزش مهارتهای زندگی میتوان به تغییر نگرش نوجوانان در ابعاد مختلف همت گماشت. همچنین با توجه به اینکه مهارتهای زندگی موجب ارتقای تواناییهای روانی-اجتماعی است، می‌‌تواند فرد را درمقابله مؤثر در کشمکشها و موقعیتهای زندگی یاری بخشند. یافتههای این پژوهش با یافتههای نیوتون، کانرود، تیسون و فاگیانو (2019)، ویکالد، توماسیک، سیلبریسین و اسپس(2016)، اسپات، کاوانا و دیشوین (2016)، اسپادا و همکاران (2015)، میچ و همکاران (2016)، موسسه ملی سوءمصرف مواد مخدر (2014)، سیلوا و ویجاایالاکسمی(2013)، کیمبر و صندل (2009)، الوانی و همکاران (2019)، صادقی و همکاران (2019)، دهقانی و همکاران (2018)، سعادت طلب و همکاران (2017)، آقابابایی و همکاران (2012)، اعظم امینیان و سید محمود میرزایی (2010) و باقری و ناعمی (2018) همخوانی دارد. از پژوهش سعادتطلب و همکاران (2017) تحت عنوان ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی پیشگیری از اعتیاد نتیجه گرفته می‌‌شود که آموزش مهارتهای زندگی در پیشگیری از اعتیاد و آشنایی با عوارض و پیامدهای مواد مخدر درجه مطلوبتری نسبت به دیگر روشهای پیشگیری دارد. ربیعی و همکاران (2013) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که برنامههای جرأتآموزی در دانشآموزان منجر به افزایش مهارتهای خودتصمیمگیری و خودحمایتی می‌‌شود و این عامل در کاهش اعتیاد تاثیرگذار است.
 در مورد تاثیر آموزش فیلم بر تغییر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد، پژوهشهای انجام گرفته با نتایج تحقیقات نیوتون، کانرود، تیسون و فاگیانو (2019)، کیمبر و صندل (2009)، فاگیانو و همکاران (2008)، گاتفردسون و ویلسون (2003)، هررن کول و همکاران (2007)، تاتل (2006)، پیک و همکارانش (2003)، بوتوین و همکاران (2001)، گینر و همکاران (1993)، هامبورگ (1999)، انیسکویچ و وایسونگ (1990)، آقابابایی و همکاران (2011)، طاهریان و همکاران (2018) و کریمی افشار و همکاران(2016) همپوشانی دارد. نتایج نشان می‌‌دهد که روشهای آموزشی فعال و محتواهای ارائه شده از طریق فیلم و تحلیل آنها توسط مربی و متربی می‌‌تواند در تغییر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد تاثیرگذار باشد. این یافتهها ضمن تأیید اثربخشی فیلمهای آموزشی در تغییر نگرش به اعتیاد ، به درک مکانیزم عمل این برنامه نیز کمک می‌‌کند، در نتیجه شواهد ارزشمندی در حمایت از رویکرد نشر اطلاعات برای پیشگیری از مصرف مواد فراهم می‌‌سازد.
در مورد تاثیر آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ، یافتههای‌‌ این پژوهش با یافتههای آقابابایی و همکاران (2012) و زهرا ژیانی (2013) همخوانی ندارد. اما برخی یافته ها نشان می‌‌دهد، ارائه پوستر و کاتالوگ با رعایت عناصر بصری، رنگ، سایز پوستر، طرحهای گرافیکی ، منتج به تغییر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد می‌‌گردد.
با توجه به نتایج پژوهش حاضر، آموزش از طریق مهارتهای زندگی و سپس نمایش فیلم، به ترتیب اولویت، بیشترین تأثیر را بر تغییر نگرش دانش‌‌آموزان نسبت به اعتیاد و ابعاد نگرش دارند، لذا درراستای پیشگیری اولیه از بلای خانمان‌‌سوز اعتیاد، برنامه‌‌ریزان و سیاستگذاران مرتبط، باید برنامههای پیشگیرانه را با ترغیب و تشویق افراد به شرکت در کلاسهای آموزشی مهارتهای زندگی و آموزش فیلم، از دوران کودکی تا زمان درونی شدن چنین مهارتهایی ادامه دهند، و در این میان نهادهای فرهنگی و بهویژه نهادآموزشوپرورش به این نکته توجه جدی داشته باشند که در رویکرد نشر اطلاعات، پیام تبلیغاتی و رسانهای زمانی موفق خواهد بود که قادر باشد مخاطب را با خود درگیر کند، بنابراین برنامههای پیشگیرانه همواره باید بین ابعاد هنری و ابعاد آگاهیبخش تعادل ایجاد کنند و پیامی را در فیلم طراحی کنند که به علاقه مخاطبان نزدیک باشد. همچنین در این رویکرد از روشهای دانش‌‌آموزمحور استفاده کند. لذا پیشنهاد می‌‌شود که این نهاد نسبت به تدوین محتوای مناسب در مورد تغییر نگرش دانش‌‌آموزان نسبت به اعتیاد اقدام جدی نماید و ساعتی از برنامه درسی هفتگی مدارس را ، به آموزش مهارتهای زندگی آن هم با اجرای مشاورین متخصص و آگاه اختصاص دهد و یا بههمین منظور از محتوای تلفیقی استفاده کند.
از دیگر نتایج این پژوهش این است که، بهدلیل انتقال غیرمستقیم و نبود تعامل جدی بین مربی و متربی، آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ تاثیر جدی در تغییر نگرش دانش‌‌آموزان نسبت به اعتیاد ندارد. بنابراین پیشنهاد می‌‌شود، نهادهای فرهنگی به جای هزینههای تهیه و تکثیر پوستر و کاتالوگ، کلاسهای آموزشی را با محتوای مهارتهای‌‌ زندگی (بهویژه مهارتهای رویارویی، خودآگاهی، تصمیمگیری، حل مسئله، کنترل خشم، خودآگاهی و همدلی، نه گفتن در برابر درخواستهای غیرمنطقی، تفکر نقادانه و خلاق، برقرار ارتباط مؤثر، مقابله با استرس و جرأت‌‌مندی و ارتباط هنرمندانه) با بهره‌‌گیری از توان علمی و کارشناسی متخصصین حوزه مشاوره، روانشناسی و مددکاری تقویت کنند.
در پایان در رابطه با محدودیتهای تحقیق بایستی گفت از آنجایی که اجرای این طرح در یک دوره تحصیلی خاص (دوره متوسطه دوم) و در یک جنسیت (پسران) صورت گرفته است، لذا باید در تعمیم یافتهها به سطوح دیگر تحصیلی و جنسیت با احتیاط عمل شود.
ملاحظات اخلاقی
منابع مالی
این مقاله بخشی از یک طرح پژوهشی، تحت عنوان بررسی اثر بخشی روشهای مبتنی بر نشر اطلاعات شامل آموزش مهارتهای زندگی، فیلم و پوستر و کاتالوگ بر تغییر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد بوده و هیچگونه حمایت مالی نشده است.
مشارکت نویسندگان
 تمام نویسندگان در طراحی، اجرا و استخراج مقاله مشارکت داشته‌‌اند.
تعارض منافع
بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هی گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
 کلیه نویسندگان اصول اخلاقی ذیل را از جمله: اعتمادسازی شرکتکنندگان، اخذ رضایتنامه کتبی از دانشآموزان و اولیای آنان، حضور داوطلبانه در پژوهش، توجه به بافت فرهنگی مشترک، توجیه شرکتکنندگان به معیارهای خروج از پژوهش و انصراف از همکاری رعایت کردند و در پایان از افراد شرکتکننده تشکر بهعمل آمد.
 
منابع:
 
Allen, E. et al. (2020). Training in Adolescent Substance use and Opioid Misuse in US Pediatric Residency Programs: A National Survey. Journal of Adolescent Health, 66(2), 10-18.
Aghababae, A., Jalali, D., & Saidzadeh, S. (2012). Comparing effectiveness of four preventive methods of Drug Abuse on Self-esteem and attitude to addiction in students of Educational, cultural and dormitory complexes of Emam Khomeini Relief commission. Journal of Research on Addiction, 6 (21), 31-46. [Persian].
Alvani, M., Sarami Fruoshani, H. R., Saleh Ardestani, A., & Jazini., A . (2019). Design a Strategic Management Model for Early Addiction Prevention with a Cultural Approach, Journal of Research on Addiction, 13 (53), 29-54. [Persian].
Bagheri, T., &  Naemi,  A. (2018).  The Impact of Family-Based Training on Attitude to Drugs and Irrational Beliefs among Female High School Students of Sabzevar with Addicted Parents. Journal of Research on Addiction, 12 (47), 11-28. [Persian].
Bisetto Pons, D., González Barrón, R., & BotellaGuijarro, Á. (2016). Family-Based Intervention Program for parents of substance-abusing youth and adolescents. Journal of addiction, 1-8. https://doi.org/10.1155/2016/4320720
Botvin, G., H., & Botvin, E., N. (1997). School-based Programs” Substance abuse: A comprehensive text book. In J. H. Lowinson et al. (Eds). 3rd ed. Williams & Wilkins.
Botvin, G.J, Griffin, K.W.,  Diaz, T., & Williams, M. (2001). Drug abuse prevention among Minority Adulescents: post test and one- year follow-up of a school-Based preventive Intervention. Prevention Science, 2(1), 1-13.
Espada, J. P., Gonzalvez, M. T., Orgiles, M., Lioret, D., & Guillen- Riquelem, A. (2015). Meta- analysis effectivenss of school substance abuse prevention programs in Spain. Psicothema, 27(1), 5-12.
Faggiano, F., Vigna-Taglianti, F., Versino, E., Zambon, A., Borraccino, A., & Lemma, P. (2008). School-based Prevention for Illicit Drugs Use: A Systematic review.
   Gottfredson, D. C., & Wilson, D.B. (2003). Characteristics of Effective School-based Substance Abuse Prevention. Prevention Science, 4(1), 27-38Review. Preventive.
Habibi, R., Nikbakht Nasrabadi, A., Shabany Hamedan, M., & Saleh Moqadam, A. (2016). The Effects of Family-Centered Problem-Solving Education on Relapse Rate, Self-Efficacy and Self Esteem among Substance Abusers. International journal of high risk behaviors & addiction, 5(1), e24421. https://doi.org/10.5812/ijhrba.24421
Hansen, W. B. (1998). Prevention Programs: What Are the Critical Factors That Spell Success?. In National Conference on Drug Abuse Prevention Research: Presentations, Papers, and Recommendations: September 19-20, 1996, Marriott at Metro Center, Washington, DC. (No. 98, p. 27). US Department of Health and Human Services, National Institutes of Health.
Kaveh, M. (2017).  Pathology of social diseases .Tehran: sociologists  [Persian].
Kumpfer, K. L. (2014). Family-based interventions for the prevention of substance abuse and other impulsive control disorder in girls. ISRN Addiction: Hindawi publishing.
Newton, N. C., Conrod, P., Teesson, M., & Faggiano, F. (2019). School-based alcohol and other drug prevention. In J. C., Verster, K., Brady, M. Galanter & P. Conrod (Eds.), Drug Abuse and Addiction in Mental Illness: Causes, Control Headquarters Publication. Abuse among Students: Longitudinal Study.
Ramezani, K. (2000). Research Methods in Behavioral Sciences and Social Sciences .Yasooj: Fatemeyeh [Persian].
Welchold, K., Tomasik, M.J., Silbereisen, R.K., Spaeth, M. (2016). The effectiveness of the life skills program ipsy for the prevention of adolescent tobaccuse: The mediating role of yielding to peer pressure. The journal of early Adolescenct, 36(7), 881-908
Silva, J. D., & Vijayalaxmi, A. A. (2013). Adjustment, self-efficacy and psychosocial competency of drug addicted adolescents. Journal of Psychology, 4(1), 13-18
Silver, H. et al. (2008) Learning disabilities: The need for neuropsychological evaluation. Arch Clin Neuropsych, 23(3), 217-229.
Spoth, R. L., Kavanaugh, K. A., & Dishion, T. J. (2016). Family-centered preventive intervention science: Toward benefits to larger populations of children, youth, and families. Prevention Science, 3(3), 145–152.
Taherian, M. et al. (2017).  the effect of educational films on changing attitude of high school students in Damavand city toward drug abuse. Media Studies Journal, 12 (37), 51-63. [Persian].
Zeledona, I. et al. (2020). Statewide collaborative partnerships among American Indian and Alaska Native (AI/AN) communities in California to target the opioid epidemic: Preliminary results of the Tribal Medication Assisted Treatment (MAT) key informant needs assessment. Journal of Substance Abuse Treatment, 108, 9-19.

 
نوع مطالعه: روش 2 | موضوع مقاله: اعتیاد به مواد
دریافت: 1399/12/13 | پذیرش: 1400/7/28 | انتشار: 1400/9/2

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb