دوره 22، شماره 86 - ( 8-1401 )                   جلد 22 شماره 86 صفحات 233-195 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Elsan B, Sadeghoghli H, Rouhi A. (2022). Motivonia: Wellbeing and Well-Willing, Two Factors of English Language Learners’ Motivated Behaviour. refahj. 22(86), : 6 doi:10.32598/refahj.22.86.3566.1
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3835-fa.html
السان بابک، صادق اوغلی حسین، روحی افسر. موتیوونیا: بهزیستی و بهخواستی دو عامل عملکرد انگیزشی در فراگیران زبان انگلیسی رفاه اجتماعی 1401; 22 (86) :233-195 10.32598/refahj.22.86.3566.1

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3835-fa.html


متن کامل [PDF 648 kb]   (824 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1577 مشاهده)
متن کامل:   (597 مشاهده)
مقدمه
در مقاله حاضر، رویکرد موتیوونیا[1] به‌عنوان رویکردی انگیزشی و رفاهی ارائه می‌شود که وضعیت بهزیستی و تلاش برای ارتقاء آن را به‌عنوان منشأ همه انگیزشها مطرح می‌کند. انسان ذاتاً تمایل به زندگی مطلوب و ارتقاء بهزیستی خود داشته و هر هدفی که در زندگی تعریف می‌کند و در جهت آن گام برمی‌دارد به‌منظور رسیدن به سعادت و شادکامی است.
در موتیوونیا، فرض بر آن گذاشته شده است که انسان هر گامی که در مسیر زندگی برمی‌دارد متأثر از بهزیستی گذشته،[2] بهزیستی حال[3] و بهزیستی در آینده[4] است. در چارچوب موتیوونیا، بهزیستی گذشته را «بهزیسته»،[5] بهزیستی حال را «بهزیستی کنونی» و اراده به دستیابی به بهزیستی مدنظر در آینده را «بهخواستی»[6] می‌نامیم. در تحقیقات کاربردی، تمرکز کمتری بر مقصود و آرزوی افراد برای دستیابی به بهزیستی آینده بوده و پیشینه بهزیستی عموماً متمرکز بر بهزیستی گذشته و حال بوده است که به دلیل همپوشانی و دشواری تفکیک این دو از یکدیگر، به‌اتفاق در قالب مفهوم بهزیستی بیان شده‌اند. به همین سبب در پژوهش حاضر نیز، برای سهولت بحث و تحقیق، بهزیسته و بهزیستی کنونی را توأمان در نظر می‌گیریم و بحث در خصوص تفاوتها و ارتباط آنها را به مطالعات آتی موکول می‌کنیم.
طبق رویکرد موتیوونیا، رفتار انگیزشی و اقدامات عملی افراد حاصل دو عامل محرک (انگیزش) است که عبارتند از بهزیستی و بهخواستی. بهزیستی به وضعیت سعادت و شادکامی حاصل از وقایع گذشته و حال اطلاق می‌شود و نوع عملیاتی آن عبارت است از بهزیستی‌ای که در حین انجام کاری تجربه می‌کنیم. از طرفی دیگر، بهخواستی تصویر موردنظر افراد از وضعیت و نحوه رسیدن به سعادت و شادکامی آتی‌شان است. دو عامل بهزیستی و بهخواستی، انرژی لازم برای برداشتن گامهای عملی و رفتار انگیزشی افراد را تأمین می‌کند. ازاین‌رو، مقاله حاضر در پی آن است که ضمن ارائه مباحثی از رویکرد موتیوونیا، روایی آن را در توضیح انگیزشهای رفاهی در بستر آموزش زبان انگلیسی بررسی کند. به عبارتی دقیق‌تر، هدف اصلی این مقاله بررسی و تحلیل تأثیر بهزیستی و بهخواستی بر تمایل فراگیران به رفتار انگیزشی در چهارچوب این رویکرد است.
مقصود از رفتار انگیزشی تجلی تلاش بیشتر فرد برای انجام فعالیتهایی در راستای دستیابی به هدف مشخصی است که در پژوهش حاضر تلاش برای فراگیری زبان انگلیسی مصداقی از آن در نظر گرفته شده است. علت انتخاب فراگیران زبان انگلیسی به‌عنوان جامعه آماری تحقیق حاضر، این است که فراگیری زبان خارجی یک فرایندی نسبتاً بلندمدت است که می‌تواند از طرفی بر بهزیستی کلان فراگیران تأثیرگذار بوده و از طرفی دیگر موفقیت در فراگیری زبان نیازمند انگیزش و رفتار انگیزشی مستمر در فراگیران است.
پیشینه تحقیق
بهزیستی
مباحث مربوط به بهزیستی تحت عنوان شادکامی[7] که اغلب در پیشینه به‌عنوان مترادف یکدیگر به کار رفته‌اند، مفاهیم جدیدی نبوده بلکه قدمت آنها به دوران ارسطو در یونان باستان باز می‌گردد. به اعتقاد ارسطو[8] (2011)، شادکامی به دو گروه هیدونیا[9] و یودایمونیا[10] طبقه‌بندی می‌شود که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم بهزیستی دارد و در پیکربندی مفهوم جدید ارائه‌شده در این پژوهش با عنوان موتیوونیا[11] مؤثر بوده است. هیدونیا شامل رضایت از زندگی و شادکامی به معنای عام آن در ذهن مردم عادی از قبیل داشتن احساسات مثبت مانند لذت از خوردن یک غذای خوشمزه یا تماشای یک فیلم کمدی و فقدان احساسات منفی مانند ترس از آینده شغلی و اضطراب از آزمون پایان‌ترم است. این در حالی است که یودایمونیا به داشتن یک زندگی معنادار و کامیابی از به فعلیت رساندن استعدادهای فردی و اثبات توانمندیهای فردی به خویشتن دلالت دارد.
سلیگمن[12] (2012) پدر روانشناسی مثبت‌گرا (رسا[13] و همکاران، 2017)، در نظریه «پِرما»[14] پنج بُعد برای بهزیستی قائل می‌شود که عبارتند از: هیجان مثبت[15] (نظیر خوش‌بینی، مثبت‌اندیشی، لذت، شعف و زندگی رضایت‌بخش)، مجذوبیت[16] (توقف زمان و از دست دادن خودآگاهی در طول انجام یک فعالیت جذاب با تمرکز تمامی حواس و توان هنگام انجام آن و چیزی شبیه به حالت خلسه[17])، روابط مثبت[18] (با خانواده، دوستان و همکاران یا سایر افراد پیرامونمان)، معنا[19] (زندگی هدفمند و ملازم با فضیلت) و کامیابی[20] (دستاوردهای افتخارآمیز). با وجود جوانب مثبت پرما و اقبال به آن در میان پژوهشگران حوزه روانشناسیِ مثبت‌گرا، نقدهای جدیِ متعددی متوجه این نظریه است. یکی از کاستیهای پرما عدم شمول مؤلفه سلامت جسمانی[21] است که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر بهزیستی شناخته می‌شود. اگرچه نظریه پرما جدیدترین نظریه در حوزه بهزیستی تلقی می‌شود، اما یافته‌های تجربی گودمن[22] و همکاران (2018)، نشان می‌دهد پرما در واقع چیزی فراتر از بهزیستی ذهنی دینر[23] (1984) و نظریه «شادکامی اصیل»[24] سلیگمن (2002) به حساب نمی‌آید. علاوه بر آن، همانطور که خود سلیگمن اذعان می‌دارد نظریه پرما فاقد رویکرد واحد روش (عینی یا ذهنی) و محتوا است. احساس مثبت یک متغیر ذهنی است که با آنچه شما فکر می‌کنید و احساس می‌کنید تعریف می‌شود. درحالی‌که روابط مثبت، معنا و کامیابی دارای هر دو مؤلفه‌های ذهنی و عینی هستند؛ زیرا می‌توانید باور کنید که دارای زندگی معنادار، روابط خوب و موفقیت بالایی هستید، درحالی‌که ممکن است دچار اشتباه یا حتی توهم شده باشید (سلیگمن، 2012). با در نظر گرفتن کاستیهای مترتب بر نظریه پرما، در مقاله حاضر، رویکرد موتیوونیا[25] ارائه می‌شود که وضعیت بهزیستی و تلاش برای ارتقاء آن را به‌عنوان منشأ همه انگیزشها مطرح می‌کند.
ارتباط بهزیستی و انگیزش
غایت و هدف نهایی بشر، دست‌یابی به سعادت است، لذا اهداف یا چشم‌اندازهای دیگر تنها برای تحقق و بهبود بهزیستی توجیه پذیرند. طبق نظر ارسطو (2011)، هرکسی در پی مقصودی[26] بوده و همه فعالیتهای انسان هدف‌محور هستند، اما نوع اهداف از نظر رویکرد، یعنی فضیلت‌طلبانه یا لذت‌طلبانه، متفاوت هستند. انگیزش، ساختاری چندبعدی است و با وجود تعاریف متفاوتی از آن، وجه اشتراک نظریه‌های انگیزش، رابطه انگیزه‌ها با بهزیستی و مفاهیم مطرح در روانشناسی مثبت‌گراست. بحث اصلی در مورد بهزیستی، هدف‌گرا بودن آن و دسته‌بندی انواع اهداف از طرق مختلف است: به‌عنوان‌مثال، اهداف لذت‌طلبانه[27] مانند بهبود وضعیت معیشتی یا اهداف فضیلت‌طلبانه[28] مانند کمال‌گرایی و رسیدن به یک زندگی با فضیلت و معنی‌دار.
از سویی دیگر، بحث اصلی نظریه‌های انگیزشی، هدف‌گذاری و تعیین مسیر توأم با برنامه‌ریزی برای دستیابی به اهداف است. با اینکه دسته‌بندی اهداف در نظریه‌های انگیزشی ممکن است با نظریه‌های بهزیستی متفاوت باشند، اما از نظر مفهومی مشابه هستند؛ مانند انگیزه‌های درونی[29] و بُرونی[30] که می‌توان آنها را به ترتیب معادلهای بهزیستی فضیلت‌طلبانه و لذت‌طلبانه در روانشناسی مثبت‌گرا دانست. این ناحیه هم‌پوشانی مفاهیم انگیزش و بهزیستی در واقع قلمرو تعریف موتیوونیا یا همان بهزیستی انگیزشی[31] است.
یکی از نظریه‌های انگیزشی که با مفاهیم بهزیستی ارتباط نزدیکی دارد، نظریه خودتعیین‌گری[32] است (دسی و رایان[33]، 2000؛ شوارتز و ورزسنیوسکی[34]، 2016). دسی و رایان در مطالعه تجربی‌شان نشان دادند که در تحلیل عاملی داده‌ها اهداف موفقیت مالی، دستیابی به جایگاه اجتماعی و داشتن یک تصویر جذاب از خود، بر عاملی مشترک بارگذاری شدند که آن را انگیزشهای بُرونی نامیدند. درحالی‌که رشد شخصی، روابط معنادار و انجام وظایف اجتماعی مشترکاً روی عاملی بارگذاری شدند که به آن عنوان انگیزش درونی داده شد. این تمایز ازلحاظ ساختاری مشابه تمایزی است که ارسطو (2011) بین این دو نوع عمل قائل است: اولی، کنش پرفضیلت و معنی‌داری است که خودش هدف و غایت محسوب می‌شود (praxis) و دیگری، عملی است که هدف از انجام آن، غیر از خود عمل است (poiesis).
درنتیجه، انگیزش بُرونی مشابه ساختار بهزیستی لذت‌طلبانه افراد است. درحالی‌که انگیزش درونی به‌خودی‌خود، هدف محسوب می‌شوند (ویترسو[35]، 2016) و در رفتارهای انگیزشی که حاصل علاقه و لذت ناشی از انجام خود فعالیت هستند، تجلی می‌یابند؛ بنابراین انگیزش درونی با بهزیستی فضیلت‌طلبانه قرابت و هم‌پوشانی مفهومی دارد.
خودهای ممکن آرمانی مارکوس و نوریوس (1986) و خودِ شایسته هیگینز (1987، 1998) از لحاظ ساختاری دارای قرابت مفهومی و معنایی با بهزیستی مدنظر آتی و بهخواستی در چارچوب موتیوونیا هستند. به‌زعم مارکوس و نوریوس (1986)، خودهای ممکن همان ایدهآلهایی هستند که خیلی دوست داریم بشویم و یا انتظار می‌رود بشویم، نظیر خودِ موفق، خودِ ثروتمند، خودِ باریک‌اندام یا خودِ تحسین‌شده و یا خودهایی هستند که از تبدیل‌شدن به آنها هراس داریم، مانند خودِ تنها، خودِ افسرده، خودِ ناتوان، خودِ الکلی، خودِ بیکار یا خودِ چاق.
از طرفی دیگر، به اعتقاد هیگینز (1987)، خودِ شایسته[36] (ایدهآل) به‌طورکلی به تحقق خودِ آرزوشده و آرمانی در آینده اشاره دارد؛ اما خودِ بایسته[37] (اجباری، بایدی) بیشتر خودِ آتیِ تحمیل‌شده بر ما توسط دیگران یا شرایط حاکم بر جامعه است و ممکن است متفاوت یا متناقض با خودهای شایسته و خودهای ممکنِ ما باشد.
در سالهای اخیر بحث درباره مفاهیم بهزیستی، تحقیق درباره آنها و ارتباط‌شان با متغیرهای دیگر به‌خوبی موردِ اقبالِ دانشگاهیان و محققان ایرانی در رشته‌های مختلف قرار گرفته است. هرچند رویکرد، نظریه‌ها و شاخصهای مورداستفاده در حوزه‌ها و بسترهای تحقیقی این محققان با یکدیگر متفاوت بوده است. بخش قابل‌توجهی از این تحقیقات درزمینه مسائل جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی (سهراب‌زاده[38] و همکاران، 2016)، روانشناسی و علوم تربیتی (نائینیان[39] و همکاران، 2013)، بهداشت و سلامت (غفوری و محمدی[40]، 2019) و شغلی (شربتیان و فارسی[41]، 2019) انجام شده است که در آنها شاخصها و نظریه‌های متعددی مورداستفاده قرار گرفته است. لذا سعی بر آن بوده، با ارائه موتیوونیا، رویکرد نظری جامعی مشتمل بر همه ابعاد و مباحث بهزیستی و مفید برای پژوهش‌گران ایرانی در رشته‌ها و حوزه‌های مختلف ارائه شود.
اصول و ابعاد موتیوونیا
قلمرو بهزیستی، بسیار گسترده بوده و هر جنبه از زندگی یا اهداف انسانها را دربر می‌گیرد. بهزیستی از لحاظ زمان گذشته، حال یا آینده زندگی انسان را شامل می‌شود و از نظر طول مدت موقت، کوتاه‌مدت یا بلندمدت ارزیابی می‌شود. حوزه‌های زندگی (نظیر آموزشی، شغلی، اجتماعی، مالی، سیاسی و بهداشتی)، غایت هدف (لذت‌طلبانه یا فضیلت‌طلبانه)، عوامل درون‌فردی (عوامل روان‌شناختی نظیر خودهای مختلف) و عوامل میان‌فردی مانند روابط با خانواده، دوستان و افراد جامعه از ابعاد متفاوت بهزیستی هستند. با چنین دامنه وسیعی، نمی‌توان مطالعه، بحث و بررسی یکایک جنبه‌های موتیوونیا را در یک مقاله گنجاند؛ بنابراین، در تحقیق پیش رو صرفاً به سه متغیر مهم این چارچوب در خصوص بهزیستی خُرد در بستر آموزش زبان انگلیسی و سه بعد[42] بهزیستی کلان کنونی و ارتباط آنها با یکدیگر می‌پردازیم (برای اطلاعات بیشتر درباره متغیرها به جدول 1 مراجعه شود).
بعد زمان در چارچوب موتیوونیا دارای اهمیت ویژه‌ای است. در واقع بهزیستی پیشین ما -بهزیسته- ارزیابی فعلی ما از وضعیت بهزیستی پیشین ما است و لزوماً منطبق بر وضعیت عینی و واقعی نوع و سطح بهزیستی تجربه‌شده در گذشته ما نیست. هرچند تعیین مرز مشخص عملی بین این دو دشوار است، اما وجود نقطه عطف مشخص در وضعیت بهزیستی خود از گذشته تابه‌حال می‌تواند مرز بین بهزیسته و بهزیستی کنونی را تعیین کند. آنچه حائز اهمیت است، تأثیری است که ارزیابی از بهزیستی پیشین بر بهزیستی کنونی و آینده ما می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال، هنگامی‌که از یک هنرپیشه می‌پرسیم: آیا از وضعیت زندگی خود رضایت دارید؟ پاسخ او به این سؤال احتمالاً به امروز و دیروز معطوف نبوده بلکه می‌تواند به گذشته نسبتاً دورتری بازگردد که احتمالاً نقطه آغاز تغییری است که در مسیر زندگی‌اش رخ داده باشد. از طرفی دیگر بهزیستی کنونی و بهخواستی ما نیز تأثیرات متقابل بر یکدیگر دارند. بهزیستی پیشین و کنونی ما این پتانسیل را دارند که ما را برای تعیین هدفِ مشخص هدایت کنند و در انتخاب مسیر منتج به هدف موردنظر و در نحوه طی آن مسیر تأثیرات خود را بگذارند. همچنین، هنگامی‌که بهخواستی در ذهن ما شکل می‌گیرد، نه‌تنها ما را به سمت بهزیستی مقصود سوق می‌دهد بلکه بر کیفیت بهزیستی کنونی ما نیز تأثیر می‌گذارد. بهزیستی کنونی نیز می‌تواند روی اقدامات عملیاتی و تلاشهای صورت‌گرفته برای نزدیک‌شدن به بهزیستی مقصود آتی اثرگذار باشد. لذا از لحاظ زمانی، با دو نوع بهزیستی سروکار داریم که یکی بهزیستی کنونی است که در پیشینه به آن عموماً بهزیستی یا رفاه اطلاق می‌شود و دیگری بهزیستی آرزوشده آتی است که در چارچوب موتیوونیا به‌عنوان بهخواستی معرفی می‌شود.
اما بهزیستی به دو نوع الف) بهزیستی کلان زندگی[43] و ب) بهزیستی خُرد در حوزه خاصی از زندگی[44] نیز طبقه‌بندی می‌شود. در واقع، بهزیستی کلان انسانها و رضایت آنها از زندگی به طور عام از برآیند بهزیستی و رضایت آنها از کلیه حوزه‌های خاص زندگی‌شان حاصل می‌شود. حوزه‌های زندگی افراد مشتمل هستند بر: حوزه آموزشی، بهداشتی و سلامت، اقتصادی، اجتماعی، شغلی، عاطفی و سایر موارد. حوزه آموزشی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های بهزیستی افراد در عصر جدید است. چه، بسیاری از افراد بخش قابل‌توجهی از عمر خود را در محیط‌های آموزشی و در امر تعلیم می‌گذرانند. ازاین‌رو، بررسی وضعیت بهزیستی حوزه آموزشی و میزان اثربخشی آن روی بهزیستی کلان افراد حائز اهمیت است.
انسان موجودی پویاست و به طور دائم در حال تحرک و انجام فعالیتهای متعدد است، لذا از این منظر، بُعد دیگری از ساختار بهزیستی وجود دارد که در موتیوونیا «بهزیستی عملیاتی»[45] نامیده می‌شود که به وضعیت بهزیستی روان‌شناختی در حال انجام یک فعالیت خاصی برای نائل‌شدن به هدف و مقصود خود در یکی از حوزه‌های زندگی اطلاق می‌شود. به‌موجب این‌که بهزیستی عملیاتی به بهزیستی فرد در یک حیطه خاصی از زندگی مانند آموزش اشاره دارد، انتظار می‌رود که یک رابطه علی بسیار قوی بین بهزیستی عملیاتی فرد و نگرش او به آن حوزه خاص وجود داشته باشد. در واقع بهزیستی عملیاتی مطلوب و تلاش برای دستیابی و حفظ وضعیت رضایت‌بخش در تمام ابعاد بهزیستی و میل به ارتقاء آنها به بهزیستی مقصود آتی، منابع انگیزشی مؤثر در ارتقاء شادکامی و سعادت ما هستند. بهخواستی نیز می‌تواند، به‌عنوان چشم‌اندازی بر اهدافمان، ما را به سمت خود سوق دهد و موجبات ارتقاء بهزیستی کنونی را فراهم آورد.
 این رابطه با بخشی از یافتههای تجربی در زبانشناسی کاربردی پشتیبانی میشود که در آن نگرش زبانآموزان به زبان دوم چنان همبستگی قوی‌ای با بهزیستی آنها در حوزه آموزش زبان دوم داشته است که گویه‌های این دو شاخص، در پرسشنامه‌ها، معمولاً در یک مقیاس گنجانده شده‌اند (مثلا تاگوچی[46] و همکاران، 2009).
هرچند تحقیق حاضر نتایج اولین پژوهش تجربی برای تبیین تمایل به رفتار انگیزشی فراگیران در چارچوب موتیوونیا را منعکس می‌کند و امکان مقایسه دقیق یافته‌ها با پیشینه تجربی ممکن نیست، اما مطالعات تجربی بسیاری در حوزه زبان انگلیسی صورت گرفته است که در آنها روابط متغییرهایی با ساختار و ابزاری مشابه با متغیرهای پژوهش حاضر موردبررسی قرار گرفته است. به‌عنوان‌مثال، شاخص «تجربه آموزش زبان دوم»[47] در نظریه خودِ انگیزشیِ زبان دوم[48] (دورنیه، 2009) و شاخص «نگرش به محیط آموزشی زبان دوم»[49] در نظریه انگیزش یکپارچه[50] گاردنر (1985) با شاخص بهزیستی عملیاتی زبان دوم شباهت و قرابت ساختاری دارند؛ و از طرفی دیگر شاخص «خودِ ایده‌آلِ زبان دوم»[51] و «انگیزشِ ابزاری-ارتقایی»[52] در نظریه خودِ انگیزشیِ زبان دوم و شاخص «انگیزش ابزاری»[53] در نظریه انگیزش یکپارچه گاردنر با شاخص بهخواستی قرابت ساختاری دارد. در بسیاری از مطالعاتی تجربی که بر اساس نظریه خودِ انگیزشیِ زبان دوم صورت گرفته، متغیرهای مستقل «تجربه آموزش زبان دوم» و «خودِ ایده‌آلِ زبان دوم» بیشترین اثر یا همبستگی را روی «رفتار انگیزشی آتی» زبان‌آموزان داشته است (الحوری[54]، 2018؛ رایان[55]، 2009؛ تاگوجی و همکاران، 2009؛ تیموری[56]، 2017؛ یتکین و اِکین[57]، 2018).
همچنین در مطالعات تابع نظریه انگیزش یکپارچه گاردنر (1985) دو متغیر موسوم به الف) «نگرش به محیط آموزشی زبان دوم»[58] و ب) «انگیزش یکپارچه و انگیزش ابزاری» تأثیر مستقیم و قابل‌توجهی روی انگیزش آموزشی زبان دوم[59] داشته‌اند  (الحوری و مکینتایر[60]، 2019؛ سیزر و دورنیه[61]، 2005؛ گاردنر، 1985، 2007).
 همچنین حسین‌پور[62] و همکاران (2020) با تکیه بر چارچوب نظری موتیوونیا گزارش دادند که بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی و بهخواستی دو عامل مؤثر با قدرت تأثیر بالا بر تمایل فراگیران زبان انگلیسی به مهاجرت از کشور هستند؛ به‌طوری‌که مهاجرت از کشور به‌عنوان یکی از راهبردهای فراگیران به‌منظور ارتقاء بهزیستی آنها تلقی می‌شود.
فرضیه‌های پژوهش
همانطور که اشاره شد بهزیستی در همه جوانب زندگی آماج اعمال افراد است. بااین‌حال غالباً از پرداختن به ارتباط بین الگوهای انگیزشی و بهزیستی افراد چه از جنبه نظری و چه عملی غفلت شده است. لذا هدف مقاله حاضر علاوه بر پرداختن به پیشینه نظری و مباحث تئوریک رابطه انگیزش و بهزیستی که در موتیوونیا مطرح‌شده، این است که با پیمایش میدانی، ارتباط بین بهزیستی کلان، بهخواستی، بهزیستی عملیاتی حوزه آموزش زبان انگلیسی را بررسی کند و توان موتیوونیا را در پیش‌بینی و توضیح واریانس تمایل زبان‌آموزان به ارائه رفتار انگیزشی در آینده مورد ارزیابی قرار دهد. ازاین‌رو تحقیق حاضر در قالب سه فرضیه ذیل تدوین و اجرا شده است:
  1. میان ابعاد بهزیستی کلان، بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، بهخواستی و تمایل زبان‌آموزان به رفتار انگیزشی آتی همبستگی معناداری وجود ندارد.
  2. ابعاد بهزیستی کلان، بهخواستی و بهزیستی عملیاتی در حوزه آموزش زبان انگلیسی به‌طور معناداری توان تبیین تمایل زبان‌آموزان به ارائه رفتار انگیزشی و تلاش آتی[63] برای آموزش زبان انگلیسی را ندارند.
  3. بهخواستی و بهزیستی عملیاتی در حوزه آموزش زبان انگلیسی به‌طور معناداری توان تبیین بهزیستیِ کلان کنونیِ زبان‌آموزان را ندارند.




روش
این تحقیق از نظر روش و هدف جزو تحقیقات کمی پیمایشی محسوب می‌شود. داده‌های متغیرهای اصلی با استفاده از پرسشنامه مشتمل بر 38 گویه پنج رتبه‌ای از نوع لیکرت و تعدادی متغیر جمعیت‌شناختی نظیر سن و جنسیت به روش میدانی در بازه زمانی مهر تا آذر 1398 گردآوری شد. برای گویه‌های دارای ساختار سؤالی به ترتیب از گزینه‌های 1 (اصلاً/به‌هیچ‌وجه)، 2 (کم)، 3 (متوسط)، 4 (زیاد) و 5 (خیلی زیاد) و برای گویه‌های خبری به ترتیب از گزینه‌های 1 (کاملاً مخالفم)، 2 (مخالفم)، 3 (مهم نیست)، 4 (موافقم) و 5 (کاملا موافقم) استفاده شد. به علت تعطیلیهای مکرر اجباری مراکز آموزشی در زمان اجرای این پژوهش نظیر آلودگی هوا، بارش برف و برودت هوا، اعتراضات و ناآرامیهای آبان‌ماه 98، امکان جلب موافقت مدیران مراکز آموزشی برای نمونه‌گیری تصادفی از کلاسهای درس و دسترسی به نمونه آماری گسترده‌تر امکان‌پذیر نبود؛ بنابراین، با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس 193 نفر از میان دانش‌آموزان سه دبیرستان دخترانه و سه دبیرستان پسرانه واقع در شهرستان بهارستان و دانشجویان گروه زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی اسلامشهر واقع در جنوب غرب حومه تهران انتخاب شدند. حجم نمونه انتخاب‌شده مناسب و از حداقل 150 نمونه توصیه‌شده از جانب پالانت[64] (2020) برای تحلیل عاملی شاخصها در پژوهشهای علوم اجتماعی بیشتر بود.
در این پژوهش متغیرهای مستقل «بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی»[65] و «بهخواستی» و سه بعد «بهزیستی کلان» با شاخصهای الف) سلامت و کیفیت زندگی، ب) بهزیستی روان‌شناختی و ج) روابط اجتماعی و متغیرهای وابسته نیز «تمایل به رفتار انگیزشی آتی در آموزش زبان انگلیسی» و بهزیستی کلان زبان‌آموزان بودند که تعاریف آنها در ذیل ارائه می‌شود.
  • بهزیستی کلان: برآیند شادکامی و رضایت حاصل از وقایع گذشته و حال در همه ابعاد و حوزه‌های زندگی.
  • سلامت و کیفیت زندگی: یکی از ابعاد مهم بهزیستی کلان شامل شاخصهایی نظیر رضایت از سلامتی، درمان، وضعیت مالی و رفاه عمومی.
  • بهزیستیِ روان‌شناختی: ابعاد روان‌شناختی بهزیستی کلان با شاخصهایی نظیر لذت از زندگی، مثبت اندیشی به آینده، زندگی هدفمند و معنادار، اختیار عمل و رضایت از کامیابیها.
  • روابط اجتماعی: بعد دیگری از بهزیستی کلان عبارت از رضایت از معاشرت و برقراری روابط اجتماعی با افراد جامعه.
  • بهزیستی عملیاتی (زبان انگلیسی): نوعی بهزیستی روان‌شناختی که در حین انجام فعالیت در حوزه مشخصی از زندگی (نظیر فراگیری آموزش زبان انگلیسی) تجربه می‌شود.
  • بهخواستی: اراده برای ارتقاء بهزیستی حال به بهزیستی مطلوب‌تر آتی.
  • رفتار انگیزشی: تجلی تلاش بیشتر فرد برای انجام فعالیتهایی در راستای دستیابی به هدف مشخصی.
در جدول (1) ابعاد و گویه‌های مدل ذکر شده است. برای اندازه‌گیری شاخصهای بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی از ابزار حسین‌پور[66] (2021) و برای اندازه‌گیری شاخصهای رفتار انگیزشیِ آتی فراگیران زبان انگلیسی از گویه‌های نسخه فارسی ابزار تاگوچی و همکاران (2009) و برای سنجش بهزیستی کلان از نسخه اصلاح‌شده شاخصهای ابزار پونتین[67] و همکاران (2013) استفاده شده است. بنا بر گزارش پژوهشهای فوق، تحلیل عاملی مؤید روایی و آلفای کرونباخ (بالاتر از 70/0) نشان‌دهنده پایایی شاخصهای فوق بوده است. در تحقیق حاضر نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ، پایایی شاخصها محاسبه شد که نتایج نشان‌دهنده همبستگی درونی قابل‌قبول (بالاتر از 77/0) در همه شاخصها هستند. برای بررسی روایی سازه‌ای[68] پرسشنامه و تأیید عاملهای در نظر گرفته شده، از روش تحلیل عاملی با روش حداکثر درست‌نمایی[69] و به منظور دستیابی به عاملهای خالص از چرخش محورها به شیوه پروماکس استفاده شد. شاخص KMO برای ابزار بهزیستی زبان انگلیسی و بهزیستی کلان 909/0 و آزمون کرویت بارتلت مقدار معنادار کمتر از یک درصد را نشان می‌دهد. مقدار شاخص KMO بیشتر از 6/0 نشان‌دهنده کفایت تعداد پاسخگویان پرسشنامه برای تحلیل عاملی و مقدار معناداری آزمون بارتلت، کوچک‌تر از 5 درصد، مبین مناسب‌بودن مدل عاملی برای تحلیل عاملی و شناسایی ساختار است (تاباچنیک و فیدِل[70]، 2013). خروجی عاملهای استخراج‌شده از تحلیل عاملی منطبق با شاخصهای طراحی شده بودند. ضرایب کرونباخ آلفای شاخصها، گویه‌های هر عامل و بار عاملی آنها در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1: ابعاد و گویه‌های پژوهش
نام ابعاد و گویه‌ها بار عاملی
بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی (93/0 = α)
چقدر آموزش زبان انگلیسی به شما احساس خوشحالی می‌دهد؟ 695/0
چقدر یادگیری زبان انگلیسی در شادمانی شما در زندگی تأثیر گذاشته است؟ 643/0
چقدر بودن در کلاس زبان انگلیسی برای شما لذت‌بخش است؟ 908/0
چقدر از ارتباط و رابطه دوستی خود با همکلاسیها در کلاسهای زبان خوشنود هستید؟ 607/0
چقدر در کلاسهای زبان انگلیسی به شما خوش می‌گذرد؟ 851/0
چقدر در روزهایی که به کلاس زبان میروید خوشحال‌تر از دیگر روزها هستید؟ 674/0
چقدر احساس میکنید در ساعاتی که در کلاس زبان انگلیسی هستید مشکلات زندگیتان را فراموش می‌کنید؟ 753/0
چقدر احساس می‌کنید که یادگیری زبان انگلیسی باعث افزایش رضایتمندی شما از زندگیتان میشود؟ 531/0
بهخواستی (82/0 = α)
یادگیری زبان انگلیسی برای من مهم است زیرا در آینده به کمک آن می‌توانم شغل و درآمد مناسبی به دست بیاورم. 802/0
یادگیری انگلیسی برای من مهم است زیرا پیشرفت و ترقی در آینده نیازمند مهارت بالا در این زبان است. 614/0
یادگیری زبان انگلیسی برای من مهم است زیرا برای ادامه تحصیلات به آن نیاز دارم. 714/0
باید زبان انگلیسی یاد بگیرم در غیر این صورت نخواهم توانست در شغل آیندهام موفق باشم. 472/0
تمایل به رفتار انگیزشی (85/0 = α)
دوست دارم وقت زیادی را صرف یادگیری زبان انگلیسی کنم. 946/0
حاضرم برای یادگیری زبان نهایت سعی و تلاش خود را به کار گیرم. 654/0
دوست دارم بیش از هر موضوع دیگری، روی یادگیری زبان انگلیسی تمرکز کنم. 703/0
اگر در آینده درس انگلیسی ارائه شود مایلم در آن کلاس شرکت کنم. 566/0
اگر معلم انگلیسی‌ام بخواهد کلاسهای فوق‌برنامه بگذارد من حتما داوطلب می‌شوم. 431/0
آیا برای شرکت در کلاسهای زبان انگلیسی مشتاق هستید؟ 700/0
آیا دوست دارید درسهای انگلیسی بیشتری در مدرسه یا دانشگاه شما ارائه شود؟ 482/0
روابط اجتماعی (77/0 = α)
آیا از روابط دوستانه و ارتباط خود با دیگران خوشنود هستید؟ 593/0
آیا از شیوه برقراریِ رابطه و ایجاد ارتباطِ خود با دیگران احساس راحتی/ رضایت می‌کنید؟ 964/0
آیا قادر به درخواست کمک از دیگران برای حل مشکل خود هستید؟ 432/0
سلامت و کیفیت زندگی (80/0 = α)
آیا از سلامتی جسمی خود خوشنود هستید/ رضایت دارید؟ 763/0
آیا احساس افسردگی و ناراحتی می‌کنید؟[71] 579/0
آیا از زندگی شخصی و خانوادگی خود رضایت دارید؟ 615/0
آیا از داشتن پول کافی برای تأمین نیازهای اولیه زندگیتان خوشنود هستید؟ 453/0
آیا از فرصتهای خود برای تفریح و ورزش خوشنود هستید؟ 551/0
آیا از دسترسی خود به خدمات درمانی و پزشکی خوشنود هستید؟ 498/0
آیا از تواناییهای خود برای کارکردن خوشنود هستید؟ 518/0
بهزیستی روان‌شناختی (88/0 = α)
آیا احساس می‌کنید که قادر به لذت‌بردن از زندگی هستید؟ 515/0
آیا احساس می‌کنید که در زندگیتان دارای هدف هستید؟ 537/0
آیا احساس می‌کنید که درباره آینده خوشبین هستید؟ 686/0
آیا احساس می‌کنید که کنترل زندگیتان را در دست دارید؟ 549/0
آیا به‌عنوان یک شخص از خودتان احساس خوشنودی می‌کنید؟ 555/0
آیا احساس می‌کنید که قادر هستید آن‌گونه که می‌خواهید زندگی کنید؟ 716/0
آیا احساس می‌کنید که قادر هستید آنچه را که خودتان انتخاب کردهاید، انجام دهید؟ 738/0
آیا احساس می‌کنید می‌توانید به‌عنوان یک شخص رشد کرده و پیشرفت کنید؟ 762/0
آیا از خود و موفقیتهای خودتان خوشنود هستید؟ 576/0
در تحلیل استنباطی داده‌ها از تحلیل مدل رگرسیونی خطی چندگانه برای تعیین میزان تبیین واریانس متغیرهای وابسته توسط متغیرهای مستقل و از آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای سنجش همبستگی میان متغیرها استفاده شد. کلیه محاسبات آماری این پژوهش با استفاده از نسخه 26 نرم‌افزار SPSS انجام گرفت و سطح معناداری تمامی آزمونها کمتر از 5 درصد تعیین شد.
یافته‌ها
از میان پاسخگویان به پرسشنامه‌ها که در بازه سنی 15 سال تا 38 سال قرار داشتند، 57 درصد زبان‌آموزان مقطع متوسطه دوم که علاوه بر آموزش انگلیسی در مدرسه در دوره‌های آموزش زبان انگلیسی در مؤسسات زبان نیز شرکت داشتند و 43 درصد دانشجویان رشته زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بودند. حدود 55 درصد شرکت‌کنندگان را دختران و 45 درصد را پسران تشکیل می‌داد. مشخصات نمونه آماری و ویژگیهای جمعیت شناختی در جدول 2 به طور خلاصه ارائه شده است.
جدول 2: فراوانی ویژگیهای جمعیت‌شناختی پاسخگویان
نام متغیر ویژگیهای جمعیتی f %
جنسیت پسر 87 1/45
دختر 106 9/54
n 193 0/100
رده سنی 15 تا 17 سال 89 1/46
18 تا 24 سال 98 8/50
25 تا 38 سال 6 1/3
N 193 0/100
مقطع تحصیلی دانش‌آموزان مقطع دبیرستان 110 0/57
دانشجویان مقطع کارشناسی 83 0/43
n 193 0/100

از آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی فرضیه اول یعنی همبستگی میان ابعاد بهزیستی کلان، بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، بهخواستی و تمایل زبان‌آموزان به رفتار انگیزشی آتی استفاده شد. نتایج آماره روشن کرد که بین بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی همبستگی مستقیم، قوی و معناداری (001/0 > p، 46/0 = r) وجود دارد؛ و بین تمایل زبان‌آموزان به رفتار انگیزشی آتی در آموزش زبان انگلیسی ازیک‌طرف و بهخواستی (001/0 > p، 62/0 = r) و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی (001/0 > p، 77/0 = r) از طرفی دیگر همبستگی مستقیم، بسیار قوی و معناداری وجود دارد. همچنین میان شاخصهای بهزیستی کلان همبستگی مستقیم، بزرگ و معناداری وجود دارد: بهزیستی روان‌شناختی با سلامت و کیفیت زندگی (001/0 > p، 68/0 = r) و شاخص روابط اجتماعی با بهزیستی روان‌شناختی (001/0 > p، 40/0 = r) و کیفیت زندگی (001/0 > p، 46/0 = r). از میان ضرایب همبستگی بین شاخصهای بهزیستی کلان ازیک‌طرف و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، بهخواستی و تمایل به رفتار انگیزشی آتی از طرف دیگر، تنها ضرایب همبستگیهای بین بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی با روابط اجتماعی (05/0 > p، 19/0 = r)، سلامت و کیفیت زندگی (001/0 > p، 22/0 = r) و بهزیستی روان‌شناختی (001/0 > p، 25/0 = r) همگی در سطح معنادار کمتر از 05/0 بودند؛ اما نتایج نشان داد سن زبان‌آموزان با روابط اجتماعی (24/0-)، سلامت و کیفیت زندگی (27/0-) و بهزیستی روان‌شناختی (29/0-) همبستگی معکوس، متوسط و در سطح معنادار کمتر از 001/0 دارد. تفسیر اندازه‌های تأثیر بر اساس تطابق ضریب r با ضریب d کوهن بنا به پیشنهاد مکگراس و مِیِر[72] (2006) صورت گرفت که طبق آن ضریبهای r بین 10/0 و 239/0 را کوچک، ضریبهای بین 24/0 و 369/0 را متوسط و ضریبهای 37/0 و بالاتر را بزرگ تفسیر کرده‌اند. همبستگی میان سایر متغیرها از توان کافی برخوردار نبودند (جدول شماره 3).
جدول 3: ضرایب آزمون همبستگی پیرسون میان ابعاد بهزیستی کلان، بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، بهخواستی و تمایل زبان‌آموزان به رفتار انگیزشی آتی و سن زبان‌آموزان (فرضیه اول)
سلامت و کیفیت زندگی روابط بهزیستی روان‌شناختی بهخواستی بهزیستی عملیاتیِ زبان انگلیسی تمایل به رفتار انگیزشی آتی
روابط 460/0**
بهزیستی روان‌شناختی 681/0** 400/0**
بهخواستی 059/0 073/0 077/0
بهزیستی عملیاتیِ زبان انگلیسی 220/0** 186/0* 248/0** 461/0**
تمایل به رفتار انگیزشی آتی 070/0 016/0 124/0 624/0** 774/0**
سن 273/0-** 244/0-** 292/0-** 039/0 005/0 057/0
** همبستگی در سطح کمتر از 1 درصد معنی‌دار است.
* همبستگی در سطح کمتر از 5 درصد معنی‌دار است.

برای آزمودن فرضیه دوم که عبارت است از بررسی نقش ابعاد بهزیستی کلان و شاخصهای بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی روی تمایل زبان‌آموزان به تلاش بیشتر و نشان‌دادن رفتار انگیزشی آتی در آموزش زبان انگلیسی از تحلیل مدل رگرسیونی خط چندگانه به روش گام‌به‌گام استفاده شد. ابتدا سه شاخص بهزیستی کلان یعنی الف) سلامت و کیفیت زندگی، ب) بهزیستی روان‌شناختی و ج) روابط اجتماعی وارد معادله شده و مدل اول را شکل دادند. سپس دو شاخص الف) بهخواستی و ب) بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، در گام دوم وارد معادله شدند و به همراه شاخصهای بهزیستی کلان مدل دوم را شکل دادند. تجزیه‌وتحلیل مقدماتی نشان داد هیچ‌یک از مفروضات یعنی نرمال‌بودن، خطی‌بودن، چندخطی بودن[73] و هماهنگی متغیرها[74] در مدلها نقض نشده بود.
جدول 4: نتایج مدل رگرسیونی خطی چندگانه به روش گام‌به‌گام و آماره تحلیل واریانس (فرضیه دوم)
مدل R R2   R2Adj. SES F P
1 129/0 017/0 000/0 0192/1 01/1 390/0
2 841/0 707/0 699/0 5595/0 95/84 000/0
متغیرهای پیش‌بین: سلامت و کیفیتِ زندگی، بهزیستیِ روان‌شناختی، روابط اجتماعی، بهخواستی و بهزیستیِ عملیاتیِ زبان انگلیسی
سطح معناداری مدل اول (390/0) نشان می‌دهد برآیند خطی سه بعد بهزیستی کلان به‌صورت معناداری قادر به تبیین تغییرات متغیر وابسته نیست (جدول 4) و مقادیر ضرایب رگرسیونی استاندارد شده (بتا)[75] و سطح معناداری آمارهٔt (جدول 5) نشان دادند هیچ‌کدام از سه شاخص بهزیستی کلان نتوانستند نقش خود را روی متغیر ملاک یعنی تمایل به رفتار انگیزشی آتی زبان انگلیسی نشان دهند. اما در گام دوم، بعد از ورود دو متغیر بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، مقادیر ضرایب رگرسیونی استانداردشده در مدل دوم نشان داد شاخص روابط اجتماعی به‌طور معناداری 1/11 درصد روی متغیر ملاک تأثیر معکوس می‌گذارد. درحالی‌که دو شاخص دیگر بهزیستی همچنان غیر مؤثر باقی ماندند. اما دو شاخص بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی به ترتیب با 5/33 و 7/64 درصد تأثیر مستقیم، به‌طور چشمگیری قدرت مدل را در تبیین واریانس متغیر ملاک افزایش دادند به‌طوری‌که با ملاحظه ضریب تعیین تعدیلی[76] درمی‌یابیم مدل دوم 70 درصد از واریانس متغیر ملاک را تبیین می‌کند. مقدار آماره F (95/84) و سطح معناداری آن که زیر یک درصد است مؤید آن است که برآیند خطی متغیرهای مستقل به‌صورت معناداری قادر به تبیین تغییرات متغیر وابسته هستند. درنهایت، با بررسی ضریب همبستگی نیمه جزئی[77] درمی‌یابیم که در مدل دوم، بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی، بهخواستی و روابط اجتماعی به ترتیب 8/30، 8/8 و 1 درصد تأثیر اختصاصی در واریانس متغیر ملاک دارند که تأثیر دو شاخص اول مستقیم و تأثیر شاخص آخر معکوس است.
جدول 5: ضرایب رگرسیونی چندگانه خطی گام‌به‌گام (فرضیه دوم)
گام متغیرهای پیش‌بین B SE β t P همبستگی شبه جزئی
اول مقدار ثابت 129/4 447/0 232/9 000/0
سلامت و کیفیت زندگی -020/0 149/0 -014/0 131/0- 895/0 010/0-
روابط اجتماعی -043/0 099/0 -037/0 434/0- 665/0 032/0-
بهزیستی روان‌شناختی 216/0 150/0 148/0 443/1 151/0 107/0
دوم مقدار ثابت 859/0 311/0 763/2 006/0
سلامت و کیفیت زندگی -076/0 082/0 -054/0 929/0- 354/0 038/0-
روابط اجتماعی -130/0 054/0 -111/0 394/2- 018/0* 098/0-
بهزیستی روان‌شناختی 027/0 083/0 019/0 331/0 741/0 013/0
بهخواستی 354/0 049/0 335/0 279/7 000/0** 297/0
بهزیستی عملیاتیِ زبان انگلیسی 754/0 055/0 647/0 598/13 000/0** 555/0
** 01/0 p<        * 05/0 p<
برای آزمودن فرضیه سوم که عبارت است از بررسی معناداری توان شاخصهای بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی در تبیین واریانس بهزیستی کلان زبان‌آموزان که از میانگین سه شاخص الف) سلامت و کیفیت زندگی، ب) بهزیستی روان‌شناختی و ج) روابط اجتماعی محاسبه شده بود، از تحلیل مدل رگرسیونی چندگانه خطی استاندارد استفاده شد. هیچ‌یک از مفروضات یعنی نرمال‌بودن، خطی‌بودن، چندخطی بودن و هماهنگی متغیرها در مدلها نقض نشده بود.
جدول 6: نتایج مدل رگرسیونی چندگانه خطی استاندارد و ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل (فرضیه سوم)
مدل متغیرهای پیش‌بین B SE β T p همبستگی شبه جزئی
اول مقدار ثابت 993/2 249/0 038/12 000/0
بهخواستی -029/0 053/0 -045/0 560/0- 576/0 040/0-
بهزیستی عملیاتیِ زبان انگلیسی 203/0 058/0 284/0 497/3 001/0** 252/0
















توجه: ضریب همبستگی چندگانه: 266/0، ضریب تعیین: 071/0، ضریب تعیین تعدیلی:060/0، آماره F: 820/0**
توجه: متغیرهای مستقل: بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی
توجه: ** 01/0 p<      
دو شاخص بهخواستی و بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی یکجا وارد معادله شدند و نتایج نشان داد اثر مستقیم کلی بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی 284/0 و اثر مستقیم اختصاصی آن بر واریانس متغیر ملاک برابر با 063/0 است، اما کل مدل تنها 6 درصد از واریانس بهزیستی کلان را توضیح می‌دهد. مقدار آماره F (820/6) و سطح معناداری آن‌که زیر یک درصد است مؤید آن است که برآیند خطی متغیرهای مستقل به‌صورت معناداری قادر به تبیین تغییرات متغیر وابسته است. همانطور که در ذیل جدول 6 مشاهده می‌شود بین مقدار ضریب همبستگی چندگانه خطی (266/0) و ضریب تعیین (071/0) تفاوت قابل‌توجهی وجود دارد و این تفاوت زمانی اتفاق می‌افتد که در مدل، متغیرهای غیرمؤثر یا متغیرهایی با هم‌پوشانی بسیار بالا با متغیرهای قوی‌تر وارد معادله شده باشند. در این مورد، نتیجه تحلیل مدل رگرسیونی خطی چندگانه نشان می‌دهد که بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی به‌عنوان یکی از حوزه‌های متعدد زندگی زبان‌آموزان، به اندازه بتای 063/0 روی بهزیستی آنها تأثیر اختصاصی و بتای 284/0 تأثیر کلی می‌گذارد، درحالی‌که بهخواستی که مربوط به بهزیستی مقصود آتی آنهاست تأثیر معناداری روی شادکامی کنونی زبان‌آموزان ندارد.
بحث
هرچند کاملاً پذیرفته شده است که تعاریف افراد و ارزشگذاری آنها در خصوص بهزیستی و سعادت می‌تواند متفاوت از یکدیگر باشد، اما بر اساس چهارچوب موتیوونیا، کل ابعاد زندگی انسان حول محور بهزیستی و شادکامی می‌گردد. از طرفی دیگر، هر گام عملی انسان را می‌توان در راستای کسب و حفظ بهزیستی مطلوب در زمان حال و بهبود آن در آینده تعبیر کرد. یعنی ریشه و منشأ انگیزشهای هر فردی همان تلاش برای کسب، حفظ و بهبود ابعاد مختلف بهزیستی است. بر اساس این رویکرد، زندگی یک هدف کلان دارد که پس‌زمینه تمامی اهداف و انگیزشهای خُرد بوده و آن چیزی جز رسیدن به سعادت و شادکامی نیست. لذا عملکرد و کنشهای افراد تحت‌تأثیر بهزیستی کنونی و اراده آنها برای رسیدن به بهزیستی ایده‌آل خود در آینده است. بهزیستی کنونی ما در تعیین اهداف زندگی و انتخاب مسیر رسیدن به آن اهداف نقش‌آفرینی می‌کند و از طرفی دیگر آن اهداف خُرد در خدمت رسیدن به هدفی بالاتر هستند که همان بهزیستی ایده‌آل است.
در پژوهش حاضر برای بررسی روایی تأثیر بهزیستی و بهخواستی روی تمایل افراد به تلاش بیشتر در آینده، حوزه زبان انگلیسی به‌عنوان یکی از حوزه‌های مهم فراگیران زبان انگلیسی انتخاب شد؛ زیرا با توجه به اینکه آموزش زبان خارجی فرآیندی درازمدت است بنابراین به‌عنوان یک حوزه مهمی از زندگی زبان‌آموزان، پتانسیل اثرگذاری بر بهزیستی آنها را داراست. به عبارتی دقیق‌تر، تلاش شد ضمن اشاره به چارچوب موتیوونیا و تبیین اصول اصلی آن، روایی موتیوونیا در حوزه آموزش زبان انگلیسی، تأثیر بهزیستی فراگیران در حین فراگیری زبان انگلیسی و بهخواستی آنها در همین حوزه را روی تمایل فراگیران به نشان‌دادن رفتار انگیزشی بیشتر در زمینه فراگیری زبان انگلیسی ارزیابی کنیم.
نتایج آزمون رگرسیون خطی گام‌به‌گام و نتایج آزمون پیرسون نشان داد که الف) بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی (یعنی بهزیستی مربوط به آموزش زبان و کلاسهای آموزش زبان) و همچنین ب) بهخواستی (یعنی خواست فراگیران برای ارتقای موقعیت و کیفیت زندگی در آینده) همبستگی و تأثیر بسیار قوی، مستقیم و معناداری بر تمایل فراگیران به اختصاص تلاش آتی بیشتر در راستای آموزش زبان انگلیسی دارند. البته تأثیر بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی حدوداً دو برابر بزرگتر از تأثیر بهخواستی بود. یافته‌های این تحقیق با یافته‌های تعدادی از مطالعات تجربی همسو است. به‌عنوان‌مثال، در مطالعات مبتنی بر نظریه‌های خود انگیزشی زبان دوم (دورنیه، 2009)، متغیرهای «تجربه آموزش زبان دوم» و «خود ایده‌آل زبان دوم» بیشترین اثر یا همبستگی را روی «رفتار انگیزشی آتی» زبانآموزان داشته (رایان، 2009؛ تاگوجی و همکاران، 2009؛ تیموری، 2017؛ یتکین و اِکین، 2018) و در مطالعات تابع نظریه انگیزش یکپارچه گاردنر (1985)، «نگرش به محیط آموزشی زبان دوم» و «انگیزش یکپارچه و انگیزش ابزاری» تأثیر مستقیم و قابل‌توجهی روی انگیزش آموزشی زبان دوم داشته‌اند (الحوری و مکینتایر، 2019؛ سیزر و دورنیه، 2005؛ گاردنر، 1985، 2007).
بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که هم‌خوانی و تشابه نتایج این پژوهش با مطالعات و مباحث مربوطه در آثار فوق‌الذکر نشان‌دهنده روایی موتیوونیا و پشتوانه قابل‌قبول آن توسط نظریه خود انگیزشی زبان دوم و نظریه انگیزش یکپارچه گاردنر است. این بدان معناست که، همسو با مفروض اصلی در موتیوونیا که انتظار می‌رود بهزیستی عملیاتی و بهخواستی عامل اصلی رفتار و عملکرد انگیزشی در حوزه‌های متعدد زندگی باشد، یافته‌های تحقیق حاضر نشان دادند که در حوزه فراگیری زبان انگلیسی و در میان نمونه آماری پژوهش حاضر، این دو عامل اصلی تأثیر قوی و قابل‌توجهی بر رفتار انگیزشی فراگیران داشته است. بدون تردید برای آموزش موفقیت‌آمیز زبان خارجی به طور خاص و دروس دیگر به طور عام باید رفتار انگیزشی در فراگیران را افزایش داد که خود مستلزم ایجاد تجربه آموزش بهزیستی‌محور و لذت‌بخش در فراگیران است.
این بخشی از نتایج اهمیت بهزیستی آموزشی و جو حاکم بر محیط آموزشی به‌عنوان تأثیرگذارترین مؤلفه انگیزشی در امر آموزش زبان خارجی را نشان می‌دهد که توصیه می‌شود در سیاست‌گذاریهای آموزشی موردتوجه قانون‌گذاران، دستگاههای اجرایی و مسئولین آموزشی اعم از تصمیم‌سازان و مدیران ستادی و اداری، مدیران و مدرسین دانشگاههای کشور، مدارس و مراکز آموزشی قرار گیرد. به‌عنوان‌مثال، می‌توان با بهبود امکانات رفاهی و تجهیزاتی در مراکز آموزشی خصوصاً در مدارس دولتی که از وضعیت بهزیستی آموزشی پایینی برخوردارند زمینه افزایش رضایتمندی فراگیران از محیط آموزشی را افزایش داد.
از طرفی دیگر می‌توان با ارتقاء سایر عوامل مؤثر در کیفیت آموزشی و بهینه‌سازی محتوای آموزشی و توانمندسازی مدرسین در ارائه روشهای تدریس بهزیستی‌محور، امکان حصول رفتار انگیزشی و کامیابی در فراگیران را تقویت کرد. مضافاً با توجه به اهمیت روابط اجتماعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابعاد بهزیستی و تأثیر به سزای تعامل مثبت میان فراگیران از یک سو و بین آنها و مدرسین از سویی دیگر، شایسته است، با سیاستگذاریهای لازم برای تقویت تعاملات مثبت میان‌فردی در محیط‌های آموزشی و اجرایی‌کردن این سیاستها، به ایجاد آموزش لذت‌بخش و بهبود بهزیستی آموزشی کمک شایانی کرد. به‌عنوان نمونه، یکی از روشهای تقویت روابط اجتماعی در میان فراگیران بهره‌مندی از سبکهای آموزش گروهی در کلاس درس است که بنا بر گزارش حسین‌پور (2014) با انگیزش فراگیران زبان انگلیسی همبستگی مستقیم، معنادار با ضریب تأثیر متوسط دارد.
همچنین با عنایت به این‌که نتایج حاضر بهخواستی را به‌عنوان عامل مؤثر دیگر در حصول رفتار انگیزشی معرفی می‌کند، توصیه می‌شود مسئولین فوق‌الذکر و والدین در کمک به فراگیران برای ترسیم بهزیستی مقصود آتی اهتمام ورزند تا به‌موجب آن نیروی بهخواستی قدرتمند و مؤثر در عملکرد آموزشی و حصول موفقیت آتی در فراگیران شکل گیرد. همچنین نتایج رگرسیون استاندارد نمایان کرد که بهزیستیِ حوزه آموزش زبان انگلیسی که با شاخص «بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی» اندازه‌گیری شده بود روی بهزیستی کلان زبانآموزان که از میانگین سه شاخص الف) سلامت و کیفیت زندگی، ب) بهزیستی روان‌شناختی و ج) روابط اجتماعی محاسبه شده بود به ترتیب 4/28 درصد تأثیر مستقیمِ کلی و 3/6 درصد تأثیر مستقیمِ اختصاصی دارد، درحالی‌که بهخواستی هیچ تأثیری روی بهزیستی کلان کنونی نمونه آماری نداشته است.
این یافته نیز کاملا منطبق بر مفروضات موتیوونیا و مباحث مربوط به رابطه علی بین بهزیستی حوزههای مختلف زندگی با بهزیستی کلان افراد است. به این صورت که شادکامی و رضایت کلی انسان از زندگی (بهزیستی کلان)، حاصل برآیند شادکامی و رضایت انسان در حوزههای مختلف زندگی انسان از محیط خانواده و محل سکونت تا محیط آموزشی و شغلی (بهزیستیهای خرد) است (گروه بین‌المللی بهزیستی[78]، 2013؛ کامینز[79]، 1996) و همانطور که پیشبینی شده بود بهزیستی روان‌شناختی، در مقایسه با دو بعد دیگر بهزیستی کلان، ضریب همبستگی نسبتاً بالاتری را با بهزیستی عملیاتی زبان انگلیسی نشان داد. چراکه، بهزیستی عملیاتی در هر حوزهای، ارتباط نزدیکی با احوالات روحی و روان‌شناختی کلان افراد دارد. ازاین‌رو یافته فوق ارزشمند است که اولا تأثیر حدوداً 25 تا 30 درصدی بهزیستی حوزه آموزش زبان انگلیسی به‌عنوان تنها یک حوزه از زندگی زبان‌آموزان روی بهزیستی کلان آنها و از طرفی دیگر رابطه قوی بین بهزیستی حوزه زبان انگلیسی با بهخواستی آنها نشان‌دهنده اهمیت بهزیستی آموزشی برای ارزیابی بهزیستی کل کنونی و شکل‌دهی به بهزیستی آتی فراگیران است.
درمجموع نتایج این پژوهش از فرضیه مبنی بر محوریت تلاش برای دست‌یابی به بهزیستی مطلوب‌تر به‌عنوان سرمنشأ همه انگیزشها پشتیبانی کرد. هرچند پژوهش حاضر در حوزه آموزش زبان انگلیسی انجام پذیرفته است، اما کاربرد موتیوونیا محدود به حوزه آموزش زبان نبوده بلکه یک چارچوبی کلی برای تبیین ریشه بهزیستی‌محور برای تمامی عملکردها و رفتارهای انگیزشی در همه حوزه‌های زندگی مفهوم‌سازی شده است؛ بنابراین برنامه‌ریزان و سیاستگذاران رفاهی و آموزشی بایستی با در نظر گرفتن ارتباط تنگاتنگ انگیزش و بهزیستی، آماج نهایی هر حرکت انگیزشی را در راستای بهزیستی دانسته و بر همین مبنا مبادرت به سیاستگذاریهای لازم کنند.
داده‌های این پژوهش با اتکا به نمونه‌گیری در دسترس فقط از میان 193 فراگیر زبان انگلیسی شامل هر دو جنسیت از دو شهرستان اسلامشهر و بهارستان گردآوری شده است. بنابراین یافته‌ها قابلیت تعمیم به جامعه آماری وسیع‌تر را ندارد. شایان‌ذکر است، مؤلفین تحقیق حاضر قصد داشتند تعداد بیشتری از زبان‌آموزان با طیف گسترده‌تری از اطلاعات جمعیت‌شناختی و از میان فراگیران سایر زبانهای خارجی را وارد مطالعه کنند تا قدرت تعمیم‌پذیری یافته‌ها را افزایش دهند اما دراثنای جمع‌آوری داده‌ها، به دلیل تعطیلات مکرر و غیرمنتظره خصوصاً به‌موجب شیوع پاندمی بیماری کووید-19 و توقف برگزاری طولانی‌مدت کلاسهای حضوری، این هدف محقق نشد.
بااین‌حال، نمونه آماری از منطقه بسیار مهاجرپذیر جنوب غرب استان تهران گرفته شده است؛ به‌طوری‌که تنها حدوداً 10 درصد از کل جمعیت هر دو شهرستان اسلامشهر و بهارستان را بومیان و 90 درصد دیگر را مهاجرانی تشکیل می‌دهد که در سالیان گذشته از سایر شهرستانهای ایران به این مناطق مهاجرت کرده‌اند و متعلق به گروههای قومی، زبانی و فرهنگی مختلف ایرانی هستند. هرچند این موضوع، به اعتقاد مؤلفین، می‌تواند تا حدودی محدودیت تعمیم‌پذیری را جبران کند، اما شایسته است پژوهشگران، در مطالعات آتی، فراگیران سایر زبانهای خارجی و ساکن نقاط دیگر کشور را نیز موردمطالعه قرار دهند.
ملاحظات اخلاقی
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان در نوشتن مقاله مشارکت داشته‌اند.
منابع مالی
برای انتشار این مقاله حمایت مالی دریافت نشده است.
تعارض منافع
مقاله حاضر تعارض منافع با سایر مقالات نویسندگان ندارد.
پیروی از اصول اخلاقی پژوهش
ملاحظات اخلاقی لازم برای پژوهش من‌جمله اخذ رضایت تمام دانش‌آموزان و دانشجویان و هماهنگی لازم با مسئولین مراکز آموزشی (دانشگاه و مدارس) قبل از انجام تحقیق و جمع‌آوری داده‌ها مدنظر قرار گرفت.
تقدیر و تشکر
مقاله حاضر برگرفته از رساله نویسنده اول با عنوان «بهزیستی فراگیران زبان انگلیسی و رابطه آن با انگیزش» برای اخذ درجه دکتری آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سراب، است. نگارندگان از تمامی زبان‌آموزان شرکت‌کننده در تحقیق حاضر و مسئولین مراکز آموزشی که اجازه مراجعه به کلاسها را اعطا کردند تقدیر و تشکر می‌کنند.
 
[1]. Motivonia
[2]. previous wellbeing
[3]. present wellbeing
[4]. desired future wellbeing
[5]. well-been
[6]. well-willing
[7]. happiness
[8]. Aristotle
[9]. hedonia
[10]. eudaimonia
[11]. عنوان motivonia مرکب از دو سیلاب motiv و onia و به ترتیب از بخش نخست واژهٔ motivation (انگیزش) و بخش آخر دوگانهٔ شادکامی ارسطو یعنی hedonia و eudaimonia ساخته شده است.
[12]. Seligman
[13]. Rassa
[14]. perma
[15]. positive emotion
[16]. engagement
[17]. flow
[18]. relationships
[19]. meaning
[20]. achievement
[21]. physical health
[22]. Goodman
[23]. Diener
[24]. authentic happiness
[25]. motivonia
[26]. telos
[27]. hedonic wellbeing
[28]. eudaimonic wellbeing
[29]. intrinsic motivation
[30]. extrinsic motivation
.[31] انگیزش رفاهی نیز می‌توان نامید.
[32]. self-determination theory
[33]. Deci & Ryan
[34]. Schwartz & Wrzesniewski
[35]. Vittersø
[36]. ideal self
[37]. ought-to self
[38]. Sohrabzadeh
[39]. Naeinian
[40]. Ghafouri & Mohammadi
[41]. Sharbatiyan & Farsi
[42]. روابط، سلامت و کیفیت زندگی و بهزیستی روان‌شناختی
[43]. global wellbeing
[44]. domain-specific wellbeing
[45]. engaging wellbeing
[46]. Taguchi
[47]. L2 learning experience
[48]. L2 motivational self system
[49]. attitudes toward the learning situation
[50]. integrative motivation
[51]. ideal L2 self
[52]. instrumentality-promotion
[53]. instrumental motivation
[54]. Al-Hoorie
[55]. Ryan
[56]. Teimouri
[57]. Yetkin & Ekin
[58]. گاردنر (2007) عنوان آن را بعداً به «انگیزش کلاسی» classroom motivation تغییر داد.
[59]. language learning motivation
[60]. Al-Hoorie & MacIntyre
[61]. Csizér & Dörnyei
[62]. Huseynpur
[63]. intended effort or intended engagement
[64]. Pallant
[65]. L2 engaging wellbeing
[66]. Huseynpur
[67]. Pontin
[68]. construct validity
[69]. maximum likelihood
[70]. Tabachnick & Fidell
.[71] این گویه دارای نمره‌دهی معکوس است.
[72]. McGrath & Meyer
[73]. multicollinearity
[74]. homoscedasticity
[75]. Beta
[76]. Adjusted R2
[77]. Semi-partial correlation
[78]. International Wellbeing Group
[79]. Cummins
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: بهزیستی
دریافت: 1399/11/3 | پذیرش: 1401/4/29 | انتشار: 1401/8/22

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2024 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb