مقدمه
سلامت[1] بهعنوان یکی از شاخصهای اساسی توسعه اجتماعی، مفهومی چندبعدی شامل ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی است (حجتیفر و دیگران، 2025، نیازی و دیگران، 2021). در این میان، سلامت اجتماعی به کیفیت تعاملات فرد با جامعه، احساس تعلق، مشارکت و ادراک انسجام اجتماعی اشاره دارد (صالح و زاهدیاصل، 2014، دویل و لینک 2024). ازآنجاکه انسان موجودی اجتماعی است، نحوه پیوند او با شبکههای اجتماعی و کیفیت روابطش نقش تعیینکنندهای در سطح سلامت وی ایفا میکند. بنابراین سلامت اجتماعی نهتنها بیانگر وضعیت فرد، بلکه بازتابی از کیفیت ساختارهای اجتماعی و میزان انسجام جامعه نیز محسوب میشود (ورنویجداسن3 و همکاران، 2025، آربوثنات 4، 2023). در این چارچوب، حمایت اجتماعی یکی از متغیرهای کلیدی است که توجه گستردهای به آن شده است (شیردل و همکاران، 2022).
از دیدگاه کوب5 حمایت اجتماعی به معنای ادراکی است که فرد بر اساس آن احساس میکند مورداحترام و علاقه دیگران قرار دارد، دارای ارزش و شأن است و به شبکهای از روابط متقابل تعلق دارد. این مفهوم ماهیتی چندبعدی دارد و شامل حمایت اطلاعاتی6 (یعنی ارائه اطلاعات، مشاوره و راهنمایی)، حمایت ابزاری7 (کمک مستقیم مانند یاری مالی یا عملی)، حمایت عاطفی8 (احساس درک و پشتیبانی) میشود. شواهد پژوهشی نشان میدهد که صرف اتکا به خدمات رسمی و مداخلات نهادی برای تضمین سلامت اجتماعی کافی نیست؛ در بسیاری از موارد، شبکههای غیررسمی حمایت اجتماعی نظیر خانواده، دوستان و گروههای اجتماعی نقش اساسی در کاهش آسیبپذیری اجتماعی، پیشگیری از انزوای اجتماعی و حفظ انسجام اجتماعی ایفا میکنند (سئو و ماتئوس[2] 2024). از این منظر، حمایت اجتماعی را میتوان شکلی از سرمایه رفاهی غیررسمی دانست که از طریق روابط اجتماعی، احساس امنیت، تعلق و حمایت متقابل را تقویت کرده و بخشی از رفاه اجتماعی را بازتولید میکند.
شایانذکر است نگاه به حمایت اجتماعی بهعنوان یک سرمایه رفاهی، این امکان را به سیاستگذاران میدهد تا با بهرهگیری از ظرفیت شبکههای اجتماعی، بهجای اتکای صرف به مداخلات رسمی و پرهزینه، مداخلات کمهزینه و کارآمدی را برای ارتقای سلامت گروههای آسیبپذیر (مانند سالمندان و زنان) طراحی کنند که منجر به کاهش فشار بر نظامهای سلامت و تقویت انسجام اجتماعی میشود.
در مقابل، نادیدهگرفتن این نقش، سلامت اجتماعی را به مداخلات صرفاً فردی یا پزشکی تقلیل داده و باعث بازتولید نابرابریها، افزایش انزوا و تضعیف سرمایه اجتماعی میشود. بااینحال، با وجود این اهمیت، حمایت اجتماعی در مطالعات سلامت اجتماعی بیشتر بهجای رویکرد ساختاری، در قالب متغیرهای فردی یا روانشناختی تحلیل شده است؛ این خلأ مفهومی، ضرورت یک بازخوانی جامعهشناختی برای درک رابطه میان حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی را برجسته میکند. در همین راستا اگرچه پژوهشهای بینالمللی و داخلی به بررسی رابطه حمایت اجتماعی و سلامت پرداختهاند، اما در سطح بینالمللی تمرکز بر سلامت اجتماعی بهعنوان یک سازه مستقل کمتر بوده است.
در سطح داخلی نیز، مطالعات انجامشده عمدتاً بهصورت منفرد و مقطعی بودهاند که به دلیل تفاوت در ابزارهای سنجش، جوامع آماری و رویکردهای تحلیلی، منجر به نتایجی ناهمگون و گاه متناقض شده است. این پراکندگی، مانع از دستیابی به تصویری منسجم و قابلتعمیم از شدت واقعی این رابطه گشته است. ازآنجاکه مرورهای روایی نمیتوانند پاسخگوی پرسش درباره اندازه اثر واقعی باشند، انجام یک فراتحلیل نظاممند ضرورت مییابد.
بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تجمیع یافتههای آماری و برآورد دقیق اندازه اثر رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی انجام شده است. همچنین، این مطالعه به دنبال بررسی نقش متغیرهای تعدیلکننده است تا مشخص شود چگونه این عوامل بر شدت رابطه اثر میگذارند. چنین رویکردی میتواند ضمن تقویت انسجام نظری و تجربی ادبیات سلامت اجتماعی، شواهدی قابلاتکا برای سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی فراهم آورد.
چارچوب نظری
در رویکردهای نوین جامعهشناسی رفاه، رفاه اجتماعی از ابعاد مادی فراتر رفته و ابعاد غیرمادی نظیر امنیت و حمایت متقابل را نیز شامل میشود. در این میان، حمایت اجتماعی بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی سرمایه رفاهی غیررسمی شناخته میشود (دویل و لینک، 2024) که با کاهش تنهایی و طرد اجتماعی، پیوندی مستقیم با سلامت اجتماعی برقرار کرده و نقش مکمل برای نظامهای رفاه رسمی ایفا میکند. در ادامه، به تبیین مفاهیم و رابطه میان این دو سازه پرداخته میشود.
سلامت اجتماعی به سطح رفاه ادراکشده فرد در حوزه روابط و تعاملات اجتماعی اشاره دارد و شامل توانایی ایجاد و حفظ ارتباط مؤثر با افراد، گروهها و جامعه وسیعتر است (کامفویس[3] و همکاران، 2025). این مفهوم نخستین بار توسط بلوک و برسلو[4] طرح شد؛ آنها سلامت اجتماعی را شاخصی برای سنجش نحوه عملکرد فرد در جامعه و میزان توانایی او در ایفای نقشهای اجتماعی تعریف کردند. بهطورکلی، سلامت اجتماعی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی سلامت جامعه و خانواده، زمانی تحقق مییابد که فرد بتواند نقشها و فعالیتهای اجتماعی خود را بهطور متعارف و مطابق با هنجارهای جامعه انجام دهد (نیازی و همکاران، 2021؛ دوستیان و همکاران، 2025). این سازه، فراتر از سلامت فردی، مستلزم احساس پیوند، تعلق و تقویت انگیزه و روحیه در بستر تعاملات اجتماعی است.
سلامت اجتماعی را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد: تعامل سالم فرد با جامعه، خانواده و محیط کار و سلامت کلی جامعه بر اساس شاخصهای سلامت. این سلامت نتیجه تعامل فرد با محیط و همسو با فرایند رشد طبیعی اوست (سیفزاده، 2015). سلامت اجتماعی به دلیل وابستگی عمیق آن به روابط و ساختارهای اجتماعی، از حساسیت و اهمیت بیشتری نسبت به سلامت جسمانی و روانی برخوردار است. عوامل تهدیدکننده آن بیشتر در بستر تعاملات انسانی شکل میگیرند و میتوانند نهتنها یک فرد، بلکه گروهها و جامعه را تحتتأثیر قرار دهند.
افزون بر این، سلامت اجتماعی برخلاف برخی ابعاد سلامت که مستقیماً قابلمشاهدهاند، ماهیتی ادراکمحور و پنهان دارد؛ ازاینرو شناسایی، سنجش و مدیریت آن پیچیدهتر و چالشبرانگیزتر است (اسکندری، 2025). سلامت اجتماعی هم به برابری فرصتها در جامعه اشاره دارد و هم بیانگر کیفیت تعامل فرد با دیگران و واکنش متقابل آنان است (حجتیفر و همکاران، 2025). سلامت اجتماعی زمانی محقق میشود که فرد خود را مسئول جامعه بداند و روابط و نقشهایش را در تعادل با محیط اجتماعی ایفا کند؛ موضوعی که به افزایش انگیزه، شادابی و سلامت جمعی منجر میشود (استون و جاکوب[5]، 2005).
همچنین حمایت اجتماعی میزان پذیرش، مراقبت و توجهی است که افراد از دیگران مهم زندگی خود دریافت میکنند (زل و استوکوس[6]، 2024). حمایت اجتماعی شامل احساس دوست داشته شدن، ارزشمندبودن و عضویت در شبکهای است که کمک متقابل ارائه میدهد (آکوبا[7]، 2024). همچنین حمایت اجتماعی به معنای دسترسی به روابط کیفی با دوستان، خانواده و آشنایان است که در مواقع نیاز کمکهای عینی یا اطلاعاتی ارائه میدهند و باعث احساس مراقبت، ارزشمندی و تعلق فرد به شبکه اجتماعی میشوند. این حمایت دوجانبه، ارتباط امن، محبت و نزدیکی ایجاد کرده و زمینه رشد فردی و خودشکوفایی را فراهم میکند.
ادبیات پژوهشی حمایت اجتماعی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: 1) حمایتهای عینی که فرد از محیط دریافت میکند و 2) حمایت ادراکشده که بر اساس تصور فرد از میزان حمایت است. هر دو نوع نشان دادهاند که حمایت اجتماعی در کاهش فشار روانی و ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی نقش مهمی دارد (صالح و زاهدیاصل، 2014). حمایت ادراکشده، یعنی درک فرد از کمکهای در دسترس، اغلب تأثیر بیشتری بر سلامت روان دارد نسبت به حمایتی که واقعاً دریافت میشود (آکوبا، 2024).
کوهن نیز دو چشمانداز عملکردی برای حمایت اجتماعی پیشنهاد داد: حمایت اجتماعی ادراکشده[8] و حمایت اجتماعی دریافتشده[9]. حمایت اجتماعی ادراکشده به برداشت و ارزیابی ذهنی فرد از این موضوع برمیگردد که در صورت نیاز، تا چه حد میتواند بر حمایت اطرافیان، خانواده یا دوستان تکیه کند و از آنها کمک بگیرد. بهبیاندیگر، فرد حتی بدون دریافت کمک واقعی، احساس میکند شبکهای حمایتی پشت او حضور دارد.
در مقابل، حمایت دریافتشده ناظر بر میزان حمایتی است که فرد در یک زمان مشخص واقعاً دریافت میکند؛ یعنی کمکهای ملموس، عاطفی یا اطلاعاتی که عملاً از سوی دیگران ارائه میشود. این نوع حمایت بیشتر جنبه عینی دارد و بر اساس رفتارها و اقدامات واقعی اطرافیان سنجیده میشود. بنابراین، ادراک حمایت اجتماعی بر احساس امنیت روانی و آرامش فرد اثر میگذارد، درحالیکه حمایت دریافتشده بیشتر به رفع نیازهای فوری و عملی او کمک میکند و هر دو در ارتقای سلامت اجتماعی نقش مکمل دارند (سیمونز و برد[10]، 2023).
پیرامون رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی نیز باید گفت پژوهشها نشان میدهند افرادی با شبکههای اجتماعی گسترده معمولاً حمایت اجتماعی بیشتری دارند و سلامت بهتری تجربه میکنند، اما تعداد روابط همیشه معیار قابلاعتماد نیست، زیرا برخی ارتباطات میتوانند تنشزا و مضر باشند (حاجیبکنده و تقیپور، 2010). همچنین نتایج تحقیقات متعددی نشان داد که ادراک بالای حمایت اجتماعی با موارد زیر مرتبط بوده است: کاهش افکار و تلاشهای خودکشی؛ کاهش بار مراقبتی (زاراته2 و همکاران، 2022)؛ بهبود پیشرفت بالینی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی (شکرگذار و همکاران، 2022)؛ ارتقای سلامت سالمندان مهاجر (سو3 و همکاران، 2022)؛ کاهش میزان بستری مجدد در بیماران با نارسایی قلبی (لین4 و همکاران، 2022)؛ و افزایش پایبندی به درمانهای دارویی ( توران5 و همکاران، 2019).
علاوهبراین، ادراک بالای حمایت اجتماعی با کاهش احتمال بروز اختلال استرس پس از سانحه رابطه منفی دارد (ناوارو-نولاسکو6 و همکاران، 2025). بهاینترتیب، حمایت اجتماعی نهتنها باعث کاهش فشار روانی و استرس میشود، بلکه نقش مؤثری در ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد دارد. حمایت اجتماعی یکی از عوامل کلیدی در ارتقای سلامت اجتماعی و مقابله با فشارهای روانی است و از سه مسیر اصلی عمل میکند: حمایت عینی/ملموس با ارائه کمکهای عملی و مادی، نیازهای فرد را رفع کرده و پیوندهای اجتماعی و امنیت را تقویت میکند؛ حمایت اطلاعاتی با مشاوره و راهکارهای کاربردی، فرد را در حل مشکلات توانمندتر و سازگارتر میکند؛ و حمایت عاطفی با همدلی و اطمینانبخشی، حس تعلق و ارزشمندی فرد را بالا برده و تنشهای روانی را کاهش میدهد(صالح و زاهدیاصل، 2014).
بر اساس مباحث نظری ارائهشده و در مقام جمعبندی میتوان گفت بهطورکلی، حمایت اجتماعی بهعنوان یک سرمایه رفاهی غیررسمی، از طریق تأمین منابع عاطفی، اطلاعاتی و ابزاری، با تقویت احساس امنیت و تعلق، نقش کلیدی در ارتقای سلامت اجتماعی ایفا میکند. بر این اساس، پیشفرض نظری پژوهش حاضر بر وجود رابطه مستقیم و مثبت میان حمایت اجتماعی (متغیر مستقل) و سلامت اجتماعی (متغیر وابسته) استوار است. بااینحال، با توجه به ماهیت پویا و ساختاری جامعه، انتظار میرود شدت این رابطه تحتتأثیر عوامل زمینهای باشد. ازاینرو، در مدل مفهومی این پژوهش، میدان مطالعه (جوانان، زنان، سالمندان و مددجویان) و سال انجام پژوهش بهعنوان متغیرهای تعدیلکننده در نظر گرفته شدهاند تا نقش تغییرات جمعیتشناختی و تحولات زمانی را در تبیین ناهمگونی رابطه مذکور بررسی کنند.
نمودار (1) مدل مفهومی تحقیق

روش
پژوهش حاضر از نوع فراتحلیل است. روش اجرای فراتحلیل در این مطالعه شامل مراحل زیر است:
مرحله اول؛ تعریف موضوع پژوهش: بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی با استفاده از رویکرد فراتحلیل است.
مرحله دوم؛ جمعآوری نظاممند مطالعات: در این مرحله، مطالعات پیشین مرتبط با موضوع پژوهش جمعآوری شد. جامعه آماری پژوهش را همه پژوهشهای انجامشده در ایران درزمینه موضوع تحقیق تشکیل میداد که در پایگاههای اطلاعات علمی مختلف نمایه شده بودند، ازجمله: پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، پایگاه مجلات تخصصی نور (Noormags)، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)، پایگاه مرکز اسناد و مدارک علمی ایران (Irandoc) و سایر منابع مشابه. در این مرحله، تعداد 25 مطالعه مرتبط شناسایی شد که قبل از مرحله غربالگری موردبررسی اولیه قرار گرفتند.
مرحله سوم؛ غربال و گزینش مطالعات واجد شرایط: در مرحله غربالگری، از میان 25 مطالعه شناساییشده، درنهایت 19 پژوهش بر اساس معیارهای ورود و خروج برای انجام فراتحلیل انتخاب شدند. معیارهای ورود مطالعات به فراتحلیل عبارت بودند از: 1) انجام پژوهش در بازه زمانی 1389 تا 1402؛ 2) تمرکز صریح بر بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی؛ 3) گزارش ضریب همبستگی یا اطلاعات آماری قابلتبدیل به اندازه اثر؛ 4) مشخصبودن حجم نمونه و روش نمونهگیری؛ 5) استفاده از ابزارهای معتبر و گزارش پایایی آنها؛ 6) انتشار در مجلات علمی معتبر یا پایاننامههای دانشگاهی با دسترسی کامل به متن.
در مقابل معیارهای خروج شامل: 1) مطالعات کیفی یا نظری فاقد داده آماری قابلتحلیل؛ 2) گزارشهای تکراری مبتنی بر یک مجموعه داده واحد؛ 3) فقدان اطلاعات آماری کافی برای محاسبه اندازه اثر. این فرایند غربالگری به منظور تضمین انسجام روششناختی و افزایش اعتبار نتایج فراتحلیل انجام شد.
مرحله چهارم؛ استخراج اطلاعات از مطالعات: پس از گزینش، اطلاعات لازم از هر یک از پژوهشهای مورداستفاده استخراج شد. فهرست اطلاعات گردآوریشده شامل موارد زیر بود:
1- اطلاعات عمومی شامل: نام نویسنده(ها)، سال انتشار، جامعه آماری 2- اطلاعات مربوط به متغیرهای پژوهش، شامل ضریب همبستگی 3- حجم نمونه و شیوهنمونهگیری. پس از استخراج این دادهها، اطلاعات هر مطالعه کدبندی شد و برای مرحله بعدی، وارد نرمافزار CMA[11] شد.
مرحله پنجم؛ محاسبه اندازه اثر: دادههای استخراجشده با استفاده از رویکرد هانتر و اشمیت تحلیل شدند. سپس، با بررسی ناهمگنی مطالعات از طریق آزمون Q، مدل مناسب برای ترکیب نتایج انتخاب شد و با توجه به ناهمگنی مشاهدهشده، مدل اثرات تصادفی برای برآورد اندازه اثر کلی به کار رفت. در ادامه، اندازه اثر بر اساس معیارهای کوهن تفسیر شد و بهمنظور بررسی نقش تعدیلکنندگی سال انجام مطالعات، از متارگرسیون استفاده شد.
بهمنظور افزایش اعتبار نتایج فراتحلیل، مطالعات بر اساس معیارهای از پیش تعیینشده انتخاب شدند و احتمال سوگیری انتشار5 با استفاده از نمودار قیفی6، آزمون همبستگی رتبهای بگ و مزومدار7 و آزمون رگرسیونی اِگر ارزیابی شد. نتایج این آزمونها حاکی از نبود سوگیری انتشار معنادار بود و درمجموع، اعتبار و اتکاپذیری یافتههای فراتحلیل را تأیید کرد.
نمودار (2) جریان ورود مطالعات به فراتحلیل

جدول (1) خلاصه اطلاعات مربوط به پژوهشهای نمونه

یافتهها
در جدول شماره (2) اطلاعات مطالعات مختلف تلخیص شد و اندازه اثر تفکیکی پژوهشهای برگزیده بر اساس یک مقیاس مشترک ارائه شد.
جدول (2) خلاصه اطلاعات مربوط به فراتحلیل روی پژوهشهای نمونه

نتایج ارائهشده در جدول 2 نشان داد که در تمامی 19 مطالعه واردشده به فراتحلیل، رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی ازنظر آماری معنادار بود. بیشترین اندازه اثر به مطالعه چهارم (ابراهیم نجفآبادی) و کمترین اندازه اثر به مطالعه نوزدهم (منظریتوکلی و مقصودی) اختصاص دارد.
بررسی مفروضات اولیه
در این بخش، پیشفرضهای اساسی فراتحلیل شامل همگنی مطالعات و احتمال خطای انتشار مورد ارزیابی قرار گرفت.
الف) بررسی همگنی مطالعات
به منظور بررسی همگنی مطالعات از آزمون Q و شاخص 2I استفاده شد. نتایج مربوط در جدول 3 ارائه شده است.
جدول (3): نتایج حاصل از آزمون Q

نتایج آزمون Q و شاخص I² وجود ناهمگنی معنادار میان مطالعات را تأیید کرد (I²=%92). بنابراین، مدل اثرات تصادفی برای ترکیب نتایج به کار گرفته شد. ناهمگنی مشاهدهشده احتمالاً ناشی از تفاوت در گروههای موردمطالعه، ابزارهای سنجش، حجم نمونه و زمینههای اجرای پژوهشها بود. همچنین، تحلیل تعدیلکننده و تحلیل حساسیت نشان داد که حذف مطالعات با بیشترین و کمترین اندازه اثر، تغییر معناداری در برآورد کلی ایجاد نکرد و پایداری نتایج را تأیید کرد.
ب) بررسی سوگیری نشر
برای ارزیابی سوگیری انتشار، از سه روش نمودار قیفی، آزمون اِگر و همبستگی بگ و مزومدار استفاده شد.
نمودار (3): نمودار قیفی

جدول (4): نتایج حاصل از روش بگ و مزومدار و رگرسیون اگر

نتایج نمودار قیفی و آزمونهای اِگر و بگ–مزومدار نشان داد که سوگیری انتشار در مطالعات معنادار نیست. با توجه به ناهمگونی معنادار مطالعات، مدل اثرات تصادفی برای برآورد اندازه اثر کلی انتخاب شد و نتایج آن در جدول (6) ارائه شده است
جدول (5): نتایج حاصل از اندازه اثر مطالعات رابطه بین حمایت اجتماعی با سلامت اجتماعی

نتایج جدول (5) نشان داد که اندازه اثر ترکیبی رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی برابر با 445/0 است که بر اساس معیار کوهن در محدوده اثر «متوسط رو به بالا» قرار میگیرد. این یافته بیانگر آن بود که حمایت اجتماعی سهم معنادار و قابلتوجهی در تبیین سطح سلامت اجتماعی افراد دارد و نمیتوان آن را صرفاً یک عامل جانبی یا مکمل تلقی کرد. پیرامون خوانش جامعهشناختی این یافتهها میتوان گفت، در چارچوب جامعهشناسی رفاه این یافته مؤید آن است که حمایت اجتماعی را میتوان بهمثابه شکلی از سرمایه رفاهی غیررسمی تلقی کرد که مستقل از مداخلات نهادی و سیاستهای رفاهی رسمی، نقش مهمی در ارتقای سلامت اجتماعی ایفا میکند. اندازه اثر بهدستآمده بیانگر آن است که بخشی از رفاه اجتماعی افراد نه از طریق سازوکارهای دولتی، بلکه در بستر شبکههای اجتماعی، روابط خانوادگی و پیوندهای اجتماعی بازتولید میشود.
از منظر رفاه اجتماعی، این یافتهها نشان داد که حمایت اجتماعی بخشی از رفاه غیرمادی را پوشش میدهد که شامل احساس امنیت اجتماعی، تعلق، پذیرش و قابلیت ایفای نقشهای اجتماعی است. این نوع رفاه، بهویژه در شرایطی که نظامهای رفاهی رسمی با محدودیت منابع، پوشش ناکافی یا نابرابریهای ساختاری مواجهاند، اهمیت بیشتری مییابد. بنابراین، حمایت اجتماعی نهتنها یک منبع روانشناختی، بلکه شکلی از سرمایه رفاهی است که میتواند نابرابریهای رفاهی را تعدیل کرده و سلامت اجتماعی را در سطوح مختلف جامعه تقویت کند.
نمودار جنگل، اندازه اثر هر یک از مطالعات واردشده در فراتحلیل را به ترتیب ارائهشده در جدول (2)، همراه با فاصله اطمینان 95 درصد در مدل اثرات تصادفی نشان میدهد.
نمودار (4): نمودار جنگل مطالعات تحتبررسی

با توجه به ناهمگونی معنادار مطالعات، برای شناسایی منشأ آن، نقش تعدیلکننده میدان مطالعه در زیرگروههای جوانان، زنان و سالمندان بررسی شد. نتایج این تحلیل در جدول (6) ارائه شد.
جدول (6): نتایج اندازههای اثر ترکیبی به تفکیک گروه موردمطالعه

نتایج جدول (6) نشان داد که اندازه اثر حمایت اجتماعی بر سلامت اجتماعی در سالمندان (0/595) بیشتر از جوانان (0/449)، زنان (0/369) و مددجویان (0/336) است. این یافته بیانگر آن است که سالمندان، به دلیل کاهش نقشهای اجتماعی، محدودشدن شبکههای ارتباطی و دسترسی کمتر به منابع رسمی رفاه، بیش از سایر گروهها به حمایت اجتماعی وابستهاند؛ ازاینرو، حمایت اجتماعی نقش پررنگتری در ارتقای سلامت اجتماعی آنان ایفا میکند.
در مقابل، اندازه اثر کمتر در جوانان، زنان و مددجویان را میتوان به برخورداری بیشتر این گروهها از شبکههای ارتباطی، فرصتهای مشارکت اجتماعی یا منابع جایگزین رفاهی نسبت داد. درمجموع، این یافته نشان میدهد کارکرد حمایت اجتماعی بهعنوان سرمایه رفاهی غیررسمی، متناسب با موقعیت اجتماعی و میزان دسترسی گروههای مختلف به منابع رفاهی، متفاوت است. همچنین با توجه به ناهمگونی معنادار مطالعات، نقش تعدیلکنندگی سال انجام پژوهش بررسی شد تا تأثیر تغییرات زمانی بر رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی مشخص شود. نتایج در نمودار (5) ارائه شده است.
نمودار (5): نمودار متارگرسیون برای بررسی نقش تعدیلکنندگی سال انجام مطالعات
نتایج متارگرسیون نشان داد که سال انجام مطالعه اثر تعدیلکنندگی معناداری دارد؛ بهگونهای که در مطالعات جدیدتر، اندازه اثر رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی کاهش یافته است. این یافته نشان میدهد که اگرچه حمایت اجتماعی همچنان نقش مهمی در ارتقای سلامت اجتماعی دارد، اما تحولات ساختاری مانند تغییر الگوهای تعامل اجتماعی، گسترش ارتباطات مجازی و گرایش به فردگرایی، از شدت اثر آن در گذر زمان کاسته است.
بحث
نتایج فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر کلی رابطه حمایت اجتماعی و سلامت اجتماعی 445/0 و در محدوده «متوسط رو به بالا» است. همچنین، این رابطه در گروههای مختلف جمعیتی معنادار و قابلتعمیم بود و میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و مداخلات اجتماعی در ارتقای سلامت اجتماعی باشد. این یافته با مطالعات حوزه جامعهشناسی رفاه همسو است که بر نقش روابط اجتماعی و شبکههای حمایتی بهعنوان منابع غیررسمی رفاه تأکید دارند (دویل و لینک، 2024).
از این منظر، حمایت اجتماعی صرفاً یک متغیر فردی نیست، بلکه نوعی سرمایه رفاهی غیررسمی است که از طریق تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی، به ارتقای سلامت اجتماعی کمک میکند. درواقع حضور فرد در میان خانواده، دوستان و شبکههای اجتماعی، موجب گسترش روابط و افزایش ادراک حمایت اجتماعی میشود و از این طریق سلامت اجتماعی او تقویت میشود (صالح و زاهدیاصل، 2014).
پیوندهای اجتماعی که از طریق ازدواج، اشتغال، ارتباط با دوستان و همسالان، مشارکت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی شکل میگیرند، میتوانند بیهنجاریها و رفتارهای انحرافی در جامعه را کاهش دهند. افرادی که از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند، احساس تعلق و عزتنفس بالاتری دارند (آکوبا، 2024) و دیدگاه مثبت آنها نسبت به جامعه، سلامت اجتماعی فردی را ارتقا میدهد.
حمایت اجتماعی از منظر جامعهشناسی، با تقویت حس تعلق (دویل و لینک، 2024)، عملکردن بهعنوان سپری روانی در برابر استرس(آکوبا، 2024) و افزایش احساس ارزشمندی فرد (آکوبا، 2024)، به سلامت اجتماعی او کمک میکند. این حمایت باعث کاهش انزوا، بهبود تعاملات بین فردی، و افزایش سرمایه اجتماعی میشود (آربوثنات، 2023) که درنهایت به نفع فرد و جامعه است.
تلفیق نتایج حاصل از فراتحلیل با مبانی مفهومی پژوهش نشان داد که حمایت اجتماعی را میتوان بهعنوان یکی از مؤلفههای اساسی سرمایه رفاهی غیررسمی در نظر گرفت. این سرمایه، بهویژه در شرایط محدودیت پوشش نظامهای رسمی رفاه، نقشی تعیینکننده در ارتقای سلامت اجتماعی و کاهش پیامدهای نابرابری رفاهی ایفا میکند. همچنین از منظر عدالت اجتماعی در اندیشه رالز[12] (2017)، دسترسی نابرابر به منابع حمایتی میتواند فرصتهای اجتماعی و احساس تعلق را بهطور نابرابر توزیع کند و به بازتولید نابرابریهای سلامت اجتماعی بین گروهها بینجامد. بنابراین، حمایت اجتماعی نه صرفاً یک منبع عاطفی، بلکه عنصری ساختاری در تحقق عدالت و رفاه اجتماعی است.
همچنین نتایج نشان داد که سلامت اجتماعی سالمندان در مقایسه با گروههای دیگر بیشتر تحتتأثیر حمایت اجتماعی است. این امر هم به کاهش طبیعی تعاملات سالمندان مربوط میشود و هم به نابرابریهای اجتماعی و محدودیتهای نهادی در دسترسی به منابع رفاهی. در چنین شرایطی سالمندان بیش از دیگران به سرمایههای حمایتی غیررسمی متکیاند و وقتی فرصتهای مشارکت و دسترسی به شبکههای حمایتی رسمی محدود میشود، آسیبپذیری آنها در برابر تنهایی و انزوای اجتماعی افزایش یافته و سلامت اجتماعی کاهش مییابد.
در مقابل، جوانان و زنان به دلیل حضور بیشتر در فعالیتهای اجتماعی و شبکههای ارتباطی گستردهتر، کمتر از حمایتهای متمرکز رسمی اثر میپذیرند. بنابراین، این تفاوتها بیشتر نشاندهنده نابرابری در دسترسی به منابع و فرصتهای مشارکت است، نه ویژگیهای صرفاً فردی و ارتقای سلامت اجتماعی سالمندان نیازمند مداخلات ساختاری و سیاستهای هدفمند مانند ایجاد فرصتهای مشارکت و تقویت شبکههای حمایتی رسمی و غیررسمی است.
همچنین نتایج مؤید کاهش تدریجی اثر حمایت اجتماعی بر سلامت اجتماعی در طول زمان بود که این موضوع ناشی از تحولات ساختاری جامعه معاصر مانند گسترش شهرنشینی، تغییر ساختار خانواده از گسترده به هستهای، رشد فردگرایی و جایگزینی تعاملات حضوری با ارتباطات مجازی است که ماهیت سرمایه اجتماعی را دگرگون کردهاند (آربوثنات، 2023). این روند نشاندهنده گذار از پیوندهای عمیق و پایدار به سمت سرمایههای اجتماعی سیال و ضعیفتر است که ظرفیت حمایتی کمتری دارند. از منظر جامعهشناسی رفاه، تکیه بر شبکههای غیررسمی در جامعه امروز دیگر کافی نیست و ضرورت تقویت سازوکارهای نهادی و سیاستهای رفاهی مکمل بیشازپیش احساس میشود.
در جمعبندی تحلیلی، نتایج پژوهش نشان داد که حمایت اجتماعی یکی از منابع اساسی سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی است، اما اثرگذاری آن تابع شرایط ساختاری و نهادی جامعه است. سلامت اجتماعی حاصل تعامل میان فرد، شبکههای اجتماعی و ساختارهای نهادی است؛ بنابراین، سیاستگذاری اجتماعی باید بهگونهای باشد که این سه بعد را بهطور همزمان تقویت کند. عدالت در دسترسی به منابع حمایتی، تقویت شبکههای اجتماعی و طراحی سیاستهای رفاهی هدفمند میتواند سلامت اجتماعی را ارتقا داده و نابرابریهای اجتماعی را کاهش دهد. از این منظر، حمایت اجتماعی نهتنها یک متغیر فردی، بلکه بخشی از ساختار رفاه و عدالت اجتماعی است.
جامعهای که دسترسی عادلانه به منابع حمایتی را تضمین کند و فرصتهای مشارکت اجتماعی را گسترش دهد، میتواند سلامت اجتماعی پایدارتر و همبستگی بیشتری ایجاد کند. بنابراین، یافتههای پژوهش بر ضرورت رویکردی چندسطحی در سیاستگذاری اجتماعی تأکید دارد؛ رویکردی که هم به ظرفیتهای فردی و هم به ساختارهای اجتماعی توجه کند تا سلامت اجتماعی در سطح جامعه ارتقا یابد.
ملاحظات اخلاقی
رعایت اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش از نوع فراتحلیل بوده و صرفاً بر اساس دادههای استخراجشده از مطالعات منتشرشده انجام شده است. در این مطالعه هیچگونه مشارکت مستقیم انسان، حیوان یا استفاده از اطلاعات هویتی افراد وجود نداشته است؛ بنابراین، اخذ تأییدیه کمیته اخلاق و رضایت آگاهانه ضروری نبوده است. بااینحال، در تمامی مراحل پژوهش، اصول امانتداری علمی، شفافیت در گزارش یافتهها، استناد صحیح به منابع و رعایت حقوق مالکیت فکری بهطور کامل رعایت شده است.
مشارکت نویسنده
نویسنده مسئولیت طراحی و تدوین پژوهش، جستوجوی منابع، استخراج دادهها، تحلیل دادهها، تفسیر یافتهها، نگارش و بازنگری مقاله و تأیید نسخه نهایی آن را بر عهده داشته است.
حمایت مالی
این پژوهش هیچگونه حمایت مالی برای انجام پژوهش، نگارش یا انتشار مقاله از سوی هیچ شخص یا سازمانی دریافت نکرده است.
تعارض منافع
نویسنده اعلام میکند که هیچگونه تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش وجود ندارد.
منابع
Acoba, E. F. (2024). Social support and mental health: the mediating role of perceived stress. Frontiers in psychology, 15, 1330720. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2024.1330720
Arbuthnott, K. D. (2023). Nature exposure and social health: Prosocial behavior, social cohesion, and effect pathways. Journal of Environmental Psychology, 90, 102109. https://doi.org/10.1016/j.jenvp.2023.102109
Bavazin, F., & Sepehvandi, M. A. (2017). The relationship between social support components and social and psychological health among the elderly in Khorramabad in 2017. Journal of Nursing and Midwifery, 15(12), 931–938. (in Persian)
Doostian, Y., Godini, A., & Shojaei, S. F. (2025). Medication Adherence in Stroke Patients: The Role of Social Support, Social Health, Self-Esteem, and Leisure Time. Medical Journal of the Islamic Republic of Iran, 39, 109. https://doi.org/10.47176/mjiri.39.109
Doyle, D. M., & Link, B. G. (2024). On social health: History, conceptualization, and population patterning. Health psychology review, 18(3), 626-655. https://doi.org/10.1080/17437199.2024.2314506
Eskandari, F. (2025). The Effects of Emotional Schema Therapy on Social Health and Attitude Towards Social Harms Among Female Students. Caspian Journal of Health Research, 10(1), 63-72. https://doi.org/10.32598/CJHR.10.1.1922.1
Farzaneh, S., & Alizadeh, S. (2013). A study of social factors affecting social health of the elderly in Babol. Journal of Social-Cultural Development Studies, 2(1), 173–197. (in Persian)
Ghoncheh, S., & Golpour, R. (2022). The relationship between resilience and social support with social health among students: The moderating role of self-compassion. Social Psychology Research, 12(45), 45–64. (in Persian)
Ghorbani, S., Jahanizadeh, M. R., Mirbod, S. M., & Omidi, L. (2020). The relationship between psychological and social capital and social health considering social support as a mediating variable. Social Psychology Research, 10(38), 83–100. (in Persian)
Hemati, E., Mahdavi, M. S., & Baghaei Sarabi, A. (2013). The effect of social support on social health of female-headed households in Roudhen. Social Research Quarterly, 6(18), 45–61. (in Persian)
HeydarKhani, H., Haghighatian, M., Ghanbari, N., & Parandin, S. (2016). The effect of different dimensions of social support on the social health of female-headed households in rural areas of Kermanshah County. [Journal information not provided], 5(2), 31–57. (in Persian)
Hosseini Hajibakandeh, A., & Taghipour, M. (2010). The effect of social support on social health of female-headed households. Social Research Quarterly, 3(7), 139–159. (in Persian)
Hosseini Zare, M., Movahedkar, E., Pourreza, A., & Rahimi Foroushani, A. (2014). The role of social support in the social health of the elderly in Tehran. Hospital Quarterly, 13(4), 115–121. (in Persian)
Hojatifar, S., Movahed Majd, M., & Mahmoudiani, S. (2025). Sociological Study of the Impact of Health Literacy on Social Health. Sociology of Social Institutions, 11(24), 103-131.
Hajibekakande, A, & Taghipour, M. (2010). A survey on the social support on the social health of women. Social Research, 3(7), 139-158.
Kamphuis, E., Loman, L., De Bruin-Weller, M. S., & Schuttlaar, M. (2025). Exploring Social Health in Patients with Atopic Dermatitis: An Observational, Cross-sectional, Questionnaire Based Study on Social Participation and Emotional Support. Acta dermato-venereologica, 105, 41129. https://doi.org/10.2340/actadv.v105.41129
Lin, T.-K., Hsu, B.-C., Li, Y.-D., Chen, C.-H., Lin, J.-W., Chien, C.-Y., & Weng, C.-Y. (2022). The impact of sources of perceived social support on readmissions in patients with heart failure. Journal of Psychosomatic Research, 154, 110723. https://doi.org/10.1016/j.jpsychores.2022.110723
Manzari-Tavakoli, S., & Maghsoudi, S. (2023). The role of social support in women’s social health during the postpartum period: A case study of Faryab. Journal of Iranian Social Studies, 17(1), 119–143. (in Persian)
Mazloumi Moghaddam, O., & Afshani, A. (2017). A study of the relationship between social support and social health. Strategic Studies on Youth and Sports, 16(35), 111–130. (in Persian)
Nabizadeh, F. (2016). Identifying factors affecting students’ social health with emphasis on social networks. Journal of the Iranian Medical Council, 34(4), 305–312. (in Persian)
Najafabadi, A. (2011). Factors affecting the level of social health among young women aged 15–24 in Isfahan. Journal of Health and Psychology, 1(2), 99–113. (in Persian)
Najafi Andarvar, M. N., Gholipour Majdeh, M., Pahlavan, M., & Heydarabadi, A. (2021). The relationship between social support and social health among welfare organization clients in Nowshahr County. Social Welfare, 21(82), 189–218. (in Persian)
Nosratabadi, M., Halvaei Pour, Z., & Sadeghi, R. (2015). Structural model of the relationship between social capital and social support with the social health of mothers with children referring to health care centers in Sirjan. Journal of Nursing and Midwifery, 13(9), 781–790. (in Persian)
Nourbakhsh, Y., Heydarkhani, H., & Mohammadi, A. (2017). The relationship between social support and social health among youth in marginalized areas of Kermanshah. Social Problems of Iran, 8(2), 235–259. (in Persian)
Navarro-Nolasco, D., Chi-Castañeda, D., López-Meraz, M., Beltran-Parrazal, L., & Morgado-Valle, C. (2025). The medial prefrontal cortex as a proposed regulatory structure in the relationship between anxiety and perceived social support: a review. BMC psychology, 13(1), 152. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/39985115/
Niazi, M., Sakhaei, A., Khodakarmian, N., & Hami, F. (2021). Meta-analysis of studies on the relationship between religiosity and social health in Iran (Case Study: Internal Research 2010-2020). Quarterly Journal of Social sciences, 28(93). https://doi.org/10.22054/QJSS.2022.60213.2379
Pourhasan, A., Elmi, M., & Ebrahimipour, D. (2022). The relationship between perceived social support and self-efficacy with social health among veterans of the Islamic Revolution in East Azerbaijan Province. Quarterly Journal of Economic Sociology and Development, 11(2), 97–119. (in Persian)
Rawls, J. (2017). A theory of justice. In Applied ethics. Routledge.
Saleh, S., & Zahedi Asl, M. (2014). Correlation of social support with social health of psychiatry veterans wives. Iranian Journal of War and Public Health, 6(5), 201-206.
Seo, S., & Mattos, M. K. (2024). The relationship between social support and sleep quality in older adults: a review of the evidence. Archives of gerontology and geriatrics, 117, 105179. https://doi.org/10.1016/j.archger.2023.105179
Seyfzadeh, A. (2015). Investigating the Elders‟ Social Health and Its Related Factors: a Case Study of Azarshahr City. J Geriatr Nurs, 1(4), 95-106.
Shokrgozar, S., Rouzbehan, V., Zare, R., & Abdollahi, E. (2022). Evaluation of patient social support, caregiver burden, and their relationship with the course of the disease in patients with bipolar disorder. International Journal of Social Psychiatry, 68(8), 1815-1823. https://doi.org/10.1177/00207640211061984
Simons, E. E., & Bird, M. D. (2023). Coach-athlete relationship, social support, and sport-related psychological well-being in National Collegiate Athletic Association Division I student-athletes. Journal for the Study of Sports and Athletes in Education, 17(3), 191-210. https://doi.org/10.1080/19357397.2022.2060703
Su, C., Yang, L., Dong, L., & Zhang, W. (2022). The psychological well-being of older Chinese immigrants in Canada amidst COVID-19: The role of loneliness, social support, and acculturation. International journal of environmental research and public health, 19(14), 8612. https://doi.org/10.3390/ijerph19148612
Taghvaei Yazdi, M., & Chitsaz, C. (2016). The relationship between social networks and social health among students. Information and Communication Technology in Educational Sciences, 7(2), 77–97. (in Persian)
Turan, G. B., Aksoy, M., & Çiftçi, B. (2019). Effect of social support on the treatment adherence of hypertension patients. Journal of Vascular Nursing, 37(1), 46-51. 10.1016/j.jvn.2018.10.005
Üstün, B. T., & Jakob, R. (2005). Calling a spade a spade: meaningful definitions of health conditions. Bulletin of the World Health Organization, 83(11), 802-802.
Vernooij-Dassen, M., van der Velpen, I. F., Lanooij, S. D., van der Zee, E. A., Ikram, M. A., Drinkenburg, W. H., . . . Melis, R. (2025). Social health and prevention of dementia: Integration of human and mice studies. International Psychogeriatrics, 100054. https://doi.org/10.1016/j.inpsyc.2025.100054
Zarate, D., Sonn, C., Fisher, A., & Stavropoulos, V. (2022). Suicidal behaviors in the entertainment industry: a preliminary exploration of the interplay between work scheduling, social support, and wellbeing in Australia. BMC psychiatry, 22(1), 754. https://doi.org/10.1186/s12888-022-04376-2
Zell, E., & Stockus, C. A. (2024). Social support and psychological adjustment: A quantitative synthesis of 60 meta-analyses. American Psychologist.
[8]. Perceived social support
[9]. Received social support
[11]. . Comprehensive Meta-Analysis