دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )                   جلد 26 شماره 1 صفحات 156-129 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Shakerizadeh haghighi F, Arshi M, Sabzi Khoshnami M. (2026). Social Workers’ Experiences of Working with Adolescents Who Attempted Suicide in Public Hospitals: A Qualitative Study. Social Welfare Quarterly. 26(1), 129-156. doi:10.32598/refahj.26.100.3
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4479-fa.html
شاکری زاده حقیقی فریبا، عرشی ملیحه، سبزی خوشنامی محمد.(1405). چالشها و مشکلات مددکاران اجتماعی در مواجهه با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی در بیمارستانهای دولتی استان تهران: یک مطالعه کیفی رفاه اجتماعی 26 (1) :156-129 10.32598/refahj.26.100.3

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4479-fa.html


متن کامل [PDF 535 kb]   (398 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1684 مشاهده)
متن کامل:   (29 مشاهده)
مقدمه
سازمان جهانی بهداشت[1]، سلامت را نه صرفاً فقدان بیماری، بلکه «رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی» تعریف می‌کند. بر این اساس، سلامت روان و سلامت اجتماعی به‌عنوان ابعاد جدایی‌ناپذیر سلامت، نقش اساسی در کارکرد فردی و اجتماعی افراد دارند. یکی از تهدیدهای جدی سلامت روان و اجتماعی در دوره نوجوانی، پدیده خودکشی است.
خودکشی سالانه بیش از 720 هزار مرگ در جهان را به خود اختصاص می‌دهد و یکی از علل اصلی مرگ در گروه سنی 15 تا 29 سال محسوب می‌شود (سازمان جهانی بهداشت، 2023). دوره نوجوانی به دلیل تحولات زیستی، روانی و اجتماعی گسترده، با افزایش آسیب‌پذیری در برابر استرسها، بحران هویت و تعارضات خانوادگی همراه است (هندرشات و همکاران، 2024).
افزون بر پیامدهای فردی، خودکشی نوجوانان آثار عمیق روانی بر خانواده و بازماندگان بر جای می‌گذارد و می‌تواند منجر به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و احساس گناه مزمن در آنان شود (ژائو و همکاران، 2024). همچنین هزینه‌های اقتصادی ناشی از خودکشی، شامل هزینه‌های درمانی و کاهش بهره‌وری، بار قابل‌توجهی بر نظامهای سلامت تحمیل می‌کند (پرلیس و همکاران، 2020).
با وجود پژوهشهای گسترده درباره عوامل خطر، شیوع و پیامدهای خودکشی در نوجوانان، بیشتر مطالعات بر ویژگیهای فردی نوجوانان یا اثربخشی مداخلات درمانی تمرکز داشته‌اند و تجربه زیسته متخصصانی که مستقیماً با این نوجوانان کار می‌کنند، کمتر موردبررسی قرار گرفته است. به‌ویژه در بستر ایران، پژوهشهای محدودی به واکاوی عمیق تجارب حرفه‌ای مددکاران اجتماعی در مواجهه با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی پرداخته‌اند و اغلب مطالعات داخلی رویکرد کمی و آسیب‌شناسانه داشته‌اند.
فقدان درک عمیق از تجربه‌های حرفه‌ای مددکاران اجتماعی می‌تواند مانعی در شناسایی نیازهای حمایتی آنان و بهبود کیفیت خدمات باشد. ازاین‌رو، مسئله پژوهش حاضر این است که: تجربه زیسته مددکاران اجتماعی مراکز درمانی در مواجهه با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی چگونه شکل می‌گیرد و آنان در این مسیر با چه چالشها و موانعی روبه‌رو هستند؟
بر این اساس، هدف پژوهش حاضر واکاوی عمیق تجارب مددکاران اجتماعی مراکز درمانی در حمایت از نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی و شناسایی چالشها و موانع حرفه‌ای آنان است.
روش
این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوای کیفی قراردادی بر اساس روش گرانهیم و لوندمن و با هدف بررسی مداخلات، تجارب، چالشها و تسهیل‌کننده‌های خدمات مددکاران اجتماعی در کار با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی در مراکز درمانی تهران انجام شد. میدان پژوهش مراکز درمانی منتخب در سطح کشور بود که در یک بازه سه‌ماهه حداقل 15 نوجوان اقدام‌کننده به خودکشی مراجعه داشته‌اند. گردآوری داده‌ها طی شش ماه، از دی‌ماه 1401 تا پایان خردادماه 1402 انجام شد.
پس از تصویب پروپوزال و اخذ کد اخلاق (IR.USWR.REC.1401.213) از کمیته اخلاق دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، مطالعه اجرا شد و تمامی مشارکت‌کنندگان با رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند با راهبرد حداکثر تنوع انجام شد و مشارکت‌کنندگان شامل شانزده مددکار اجتماعی، سه نوجوان با سابقه اقدام به خودکشی و دو نفر از اعضای خانواده آنان بودند. مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند عمیق تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری اطلاعات انجام شد؛ به‌این‌ترتیب که پس از پیاده‌سازی مصاحبه‌ها، واحدهای معنایی استخراج، کدگذاری و در قالب طبقات و مضامین سازمان‌دهی شدند.
برای اطمینان از صحت و استحکام داده‌ها، از معیارهای اعتمادپذیری گوبا و لینکلن شامل قابلیت اعتبار[2]، قابلیت انتقال، قابلیت اطمینان و قابلیت تصدیق استفاده شد. قابلیت اعتبار از طریق تعامل مستمر با مشارکت‌کنندگان، غوطه‌وری در داده‌ها و مشورت با اساتید راهنما و مشاور تأمین شد. قابلیت انتقال با تشریح دقیق فرایند پژوهش و ویژگیهای مشارکت‌کنندگان، قابلیت اطمینان با نظارت مستمر بر مراحل پژوهش و قابلیت تصدیق با رعایت اصول اخلاقی، کنترل سوگیری پژوهشگر و نگهداری مستندات پژوهش تضمین شد.
یافته‌ها
شرکت‌کنندگان شامل 16 مددکار اجتماعی (7 مرد و 9 زن) با میانگین سن 38/5 سال، 3 نوجوان اقدام‌کننده به خودکشی و 2 نفر از خانواده آنها بودند. حدود 43٪ مددکاران دارای کارشناسی، 43٪ کارشناسی ارشد و 12٪ دکترا بودند. میانگین سابقه کار مددکاری 12/5 سال و کار مرتبط با خودکشی 10/6 سال بود. نوجوانان تقریباً 7 روز بستری و اغلب بار اول اقدام به خودکشی کرده بودند.
جدول (1) اطلاعات جمعیت‌شناختی مددکاران اجتماعی مشارکت‌کننده


جدول (2) اطلاعات جمعیت شناختی نوجوانان مشارکت‌کننده و خانواده آنها

یافته‌های پژوهش نشان داد که موانع مداخلات مددکاران اجتماعی با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی در پنج طبقه اصلی شامل موانع مربوط به خدمت‌گیرنده، مددکاری اجتماعی، بیمارستان (سازمانی)، بین سازمانی و موانع ساختاری، در قالب 22 زیرطبقه دسته‌بندی شدند (جدول 3).
جدول (3) طبقات فرعی و زیرطبقه‌های مربوط به موانع

موانع مربوط خدمت‌گیرنده
اولین طبقه موانع مربوط به خدمت‌گیرنده است که شامل مقاومت نوجوانان در برابر درمان، مشکلات مالی، کمبود آگاهی خانواده و بی‌اعتمادی آنها به خدمات درمانی می‌شود.
مقاومت نوجوانان در برابر درمان: بسیاری از مددکاران اجتماعی، مقاومت نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی در درمان را از مهم‌ترین چالشها می‌دانند. نوجوانان به دلایلی مانند احساس درک‌نشدن، تجربیات منفی، فشار خانواده و نبود انگیزه، بیشتر درمان را بی‌فایده می‌دانند و تنها به اجبار خانواده بدون همکاری در جلسات شرکت می‌کنند.
موانع مالی در دریافت خدمات حمایتی: بسیاری از خانواده‌ها به دلیل شرایط اقتصادی دشوار، قادر به تأمین هزینه‌های درمانی، ازجمله جلسات مشاوره یا روان‌درمانی برای نوجوانانشان نیستند. مددکار اجتماعی اشاره کرد که؛
 «مانع دیگه شرایط مالی خود خانواده‌س. اگه شرایط مرفهی نداشته باشن و ما ازشون بخوایم که مریضو هر دو هفته به کلینیک ببره این نیاز به یه اسپانسر داره و معمولاً اینکارو نمیکنن.»
کمبود آگاهی خانواده نوجوان در درمان: بسیاری از خانواده‌ها درک کافی از پیچیدگیهای خودکشی و مشکلات روانی ندارند و انتظار دارند مشکل نوجوانشان سریع و با اقدامات سطحی مثل دارو یا زمان کوتاه بدون پیگیری بلندمدت درمان یا مشاوره حل شود. مددکار اجتماعی که سالها در فیلد خودکشی شاغل بود گفت:
«انتظاراتی دارن مبنی بر اینکه  بچشون کی خوب میشه، اگه من این قرصو یه ماه بدم خوب میشه، فکر نمیکنه که این بچه باید حداقل چند ماه و طولانی مدت تحت‌درمان قرار بگیره، باید خدمات روان‌پزشکی دریافت کنه، خیلی سطح آگاهی تو جامعه کمه. مهارت ارتباطی ندارن برای اینکه با نوجواناشون برخورد کنن.»
بی‌اعتمادی خانواده‌ها در ارائه اطلاعات: بسیاری از خانواده‌ها در ابتدا از گفتن کامل جزئیات خودکشی فرزندشان خودداری می‌کنند. معمولاً این به دلیل ترس از قضاوت اجتماعی، شرم، احساس گناه یا نگرانی از آسیب بیشتر نوجوان است.

موانع مرتبط با مددکاری
دومین طبقه اصلی، به چالشها و مشکلات مددکاران اجتماعی در مسیر ارائه خدمات تخصصی مرتبط با پیشگیری، مداخله و درمان خودکشی توسط وجود دارد، می‌پردازد.
نارسایی آموزشهای دانشگاهی و ضعف مهارتهای عملی: یکی از چالشهای مهم مددکاران اجتماعی، کمبود آموزش تخصصی و عملی درزمینه مداخله در بحران خودکشی نوجوانان است. بسیاری اعلام کرده‌اند که در دوران تحصیل دانشگاهی آموزشهای کافی در این حوزه دریافت نکرده و در مواجهه با این موارد احساس ناتوانی و سردرگمی می‌کنند. مددکار اجتماعی از این بابت ابراز تأسف کرد:
«ما واقعاً نمیدونیم در رابطه با کیسهای خودکشی چه اقدامات تخصصی لازمه انجام بدیم. هرآنچه که انجام میدیم بر اساس تجربه و آموزشهای عمومی که داشتیم هستش.»
فقدان دستورالعمل تخصصی برای مددکاران اجتماعی در حوزه خودکشی: مددکاران گفتند که؛
«دستورالعمل مشخص و مدونی برای مواجهه با خودکشی نوجوانان ندارند و فقط از پروتکلهای کلی استفاده می‌شود که مداخله مؤثر را سخت می‌کند.»
محدودیت زمان در ارائه خدمات مددکاری: این محدودیت فرصت تشکیل گروههای حمایتی، مصاحبه‌های عمیق و بازدید از منزل را کاهش داده و ارزیابی و حمایت از نوجوانان در معرض خطر را ناقص می‌کند. مددکار گفت:
«متأسفانه چون در بیمارستان بیمار یه تایم کمی رو میمونه و بعد از بهبودی ترخیص میشه نمیشه یه سری مداخلات ازجمله مصاحبه عمیق یا تشکیل گروه انجام بدیم.»
نبود فضای فیزیکی استاندارد: بیشتر مددکاران گفتند نبود فضای مناسب برای مصاحبه و مداخله، چالشی بزرگ است که باعث کاهش امنیت روانی، اعتماد و حفظ حریم خصوصی شده و کیفیت کار را پایین می‌آورد.
موانع مربوط به بیمارستان (سازمانی)
از دیگر موانع در مراکز درمانی که مددکاران اجتماعی با آن روبه‌رو هستند، می‌توان به نبود حمایتهای کافی از آنان، کمبود نیروی انسانی و ضعف هماهنگی بین‌بخشی اشاره کرد. این مشکلات باعث کاهش کیفیت و اثربخشی خدمات پیشگیری و مداخله در خودکشی می‌شود و ارائه مراقبتهای هدفمند را دشوار می‌کند.
نبود خدمات حمایتی خودمراقبتی از مددکاران اجتماعی: مددکاران اجتماعی به دلیل نبود خدمات حمایتی کافی مانند دسترسی محدود به روانکاو یا مشاور، نمی‌توانند بیش‌ازحد درگیر مشکلات مددجویان شوند.
کمبود نیروی انسانی در مددکاری اجتماعی: بیشتر مددکاران اجتماعی معتقدند نیروی انسانی کافی برای حجم بالای کار و تعداد زیاد بیماران وجود ندارد و این کمبود باعث می‌شود نتوانند مداخلات خود را کامل انجام دهند. مددکار اجتماعی گفت:
 «به دلیل حجم بالای کار و کمبود نیرو مددکار و زیادبودن بیمارا دیگه بعد از ترخیص پیگیری عمیقی نیست و بیشتر وقتا ارتباط قطع میشه.»
محول‌کردن وظایف غیرمرتبط به مددکاراجتماعی: مددکاران اجتماعی اشاره کردند که از آنها خواسته می‌شود تا اموری خارج از وظایف تخصصی‌شان، مانند امور اداری و پیگیریهای غیرمرتبط را انجام دهند که این امر باعث می‌شود نتوانند به وظایف اصلی خود متمرکز باشند.
مزایای شغلی پایین: مددکاران اجتماعی بیمارستانها، پایین‌بودن مزایا و حقوق ناکافی را از موانع اصلی در ارائه خدمات مؤثر می‌دانند.
ضعف خدمات روان‌شناسی در بیمارستان: برخی مددکاران گفته‌اند، بیمارستان روان‌شناس یا روان‌پزشک ندارد و بیماران پس از مراقبتهای پزشکی بدون مداخلات روانی ترخیص می‌شوند که خطر خودکشی مجدد را افزایش می‌دهد. مددکار با تأکید بر اهمیت این موضوع گفت:
«ما به‌عنوان مددکار اجتماعی تمام تلاشمان را می‌کنیم تا حمایت لازم را ارائه دهیم، اما جای روان‌شناس و روان‌پزشک را نمی‌توانیم پر کنیم. این کمبود باعث می‌شود که بسیاری از بیماران، بدون دریافت درمان ریشه‌ای، دوباره در معرض خطر اقدام مجدد قرار بگیرند.»
نادیده‌گرفتن مداخلات مددکاران اجتماعی از سوی کادر درمان: برخی کادر درمانی مداخلات مددکاری در خودکشی را جدی نمی‌گیرند و آن را فقط روانی می‌دانند، نه اجتماعی.
ضعف ارتباط حرفه‌ای با نوجوان و خانواده از سوی کادر درمان: برخی خانواده‌ها گفته‌اند پس از خودکشی فرزندشان، بیمارستان پیگیری یا اطلاعات کافی نداده است. برخی نوجوانان هم از صحبتهای بلند و سرزنش در بیمارستان ناراحت شده‌اند. مادر نوجوانی که به‌تازگی از خودکشی نجات یافته بود گفت:
«دوست داشتم حداقل پزشک یا پرستار نیاد با صدای بلند جلو همه بگه چرا خودکشی کردی و نصیحت کنه. بیمارستان رازداری نداره سیستم اشتباست کلاً... باید عیبش رو بپوشونم نه اینکه دکتر بیاد بلند بگه آقا این کارو دیگه نکن این کارا از مد افتاده...تو داری نصیحتش میکنی یا خوردش میکنی...اون خودش خرد شده‌ست تو داری بدترش میکنی...»
حمایتی‌نبودن دیدگاه مدیریت بیمارستان به مددکاری اجتماعی: مدیران بیشتر به مسائل مالی بیمارستان توجه دارند و مداخلات مددکاری در خودکشی نادیده گرفته می‌شود، حمایت و پیگیری بیماران کم است.

موانع بین سازمانی
برخی موانع کاری به ناهماهنگی بین سازمانها و ضعف در عملکرد اورژانس اجتماعی و همکاری دولتی و روندهای زمان‌بر مرتبط است.
سرعت پایین سازمانهای همکار در ارائه مداخلات تخصصی: بیشتر مددکاران گفته‌اند اورژانس اجتماعی و بهزیستی در مداخلات خودکشی کند عمل می‌کنند و از مسئولیت شانه خالی می‌کنند که باعث تأخیر در مداخلات می‌شود.
پیچیدگی اداری و قانونی مراکز حمایتی: انتقال نوجوان خودکشی‌کرده‌ای که خانواده‌اش صلاحیت نگهداری ندارد، پروسه‌ای زمان‌بر و پیچیده است و نیاز به مراحل قانونی و هماهنگی نهادها دارد. مددکار با اشاره به فرایند دشوار مراکز گفت:
«پذیرششون تو مراکز بهزیستی که کلاً پروسه اداریش خیلی طول میکشه، یا حتی بیمه‌ها مثلاً میگن که باید تمام مدارک کامل باشه، ولی خب حالا یه سری آدما که مجهولن و مشکل دارن، بیمه‌ش کجا بوده مدارکش کجاس... مثلاً اتباع داریم که هزینه‌های زیادی دارن و بیمه نمیشن، اکثراً مشکل مالی دارن و هیچ سازمان و ارگانی حمایت نمیکنه.»
موانع ساختاری
موانع مددکاری اجتماعی به فرهنگ جامعه و دید محدود نسبت به آن و ضعف نهادهای دولتی در کمک به خانواده‌ها مربوط است.
نگرش محدود و تقلیل‌یافته به نقش مددکاراجتماعی: بسیاری از مددکاران اجتماعی معتقدند نقش واقعی آنها در نظام درمانی درست درک نشده و فقط به امور مالی مانند گرفتن تخفیف و کمک مالی محدود شده است. مددکار اجتماعی گفت:
«توی بیمارستان خیلی نمیشه کار مددکاری اجتماعی به معنای حرفه‌ای و کلینیکال انجام داد. درواقع بیمارها بیشتر به دنبال حمایت مالی از مددکار هستند و خانواده‌ها خیلی براشون مهم نیست که مریض من خودکشی کرده که برن پیگیریش کنن. اونو به عنوان یک رفتاری که اتفاق افتاده و حالا چیزی نیست میبینن و جدی نمیگیرن.»
کمبود آگاهی و اطلاع‌رسانی عمومی: بسیاری از والدین نمی‌دانند که تغییرات ناگهانی رفتار، انزوا، افت تحصیلی و صحبت درباره مرگ نشانه‌های هشداردهنده‌اند. بعضی آنها را نادیده می‌گیرند یا بحران نوجوانی می‌دانند، اما این بی‌توجهی خطرناک است. مددکار اجتماعی با ناراحتی ابراز کرد:
«بسیاری از والدین متوجه نشانه‌های هشداردهنده مثل تغییرات رفتاری، انزوا، افت تحصیلی یا صحبت درباره ناامیدی و مرگ نمیشن، یا اگه هم متوجه شن، اونو جدی نمیگیرن و فکر میکنن که این فقط یک بحران مقطعیه. حتی بعد از اقدام به خودکشی، برخی والدین به‌جای اینکه از فرزندشون حمایت کنن، اونو سرزنش میکنن یا به دلیل ترس از قضاوت دیگران، از مراجعه به روان‌شناس و مددکار خودداری میکنن.»
کمبود منابع اجتماعی حمایت‌کننده برای کمک به نوجوان: برخی مددکاران در گفتگو با نوجوانان مشکلاتی مانند بیکاری پدر، فقر و کمبود حمایت در خانواده‌ها را دیده‌اند که باعث مشکلات روانی نوجوانان شده است.
چندبعدی و پیچیده‌بودن علل زمینه‌ساز خودکشی: مددکاران اجتماعی می‌گویند خودکشی مسئله‌ای چندبعدی است و عوامل ساختاری مانند فقر، اعتیاد و جرم نیازمند اصلاحات کلان‌اند و کمبود منابع ارجاع مشکل را سخت‌تر کرده است. مددکار اجتماعی گفت:
«خیلی از مسائل ساختاری هستند؛ مثل فقر، بیکاری، اعتیاد؛ و خیلی از اقدامات ما منوط به همکاری دستگاههای دیگر از نهادهای اجتماعی دیگه‌ای هست که در اطراف ما قرارداره. بعضی موقعها ما واقعاً نمیتونیم اون کاری رو که برای مددجو لازم هست رو از یک نهادی تقاضا بکنیم و اون نهاد اونجوری که باید و شاید بیاد به ساپورت این فرد و کمک بکنه.»
بحث
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب مددکاران اجتماعی در کار با نوجوانان دارای سابقه اقدام به خودکشی انجام شد. نتایج تحلیل مصاحبه‌ها نشان داد موانع مربوط به خدمت‌گیرنده، مددکاری اجتماعی، بیمارستان، بین‌سازمانی و ساختاری وجود دارد.
یکی از موانع اصلی، مقاومت نوجوانان خودکشی‌کرده در برابر درمان است که به تغییرات پیچیده دوره نوجوانی و چالشهای هویتی، استقلال‌طلبی و تغییرات ذهنی مربوط می‌شود. این باعث بی‌اعتمادی به درمان می‌شود. مطالعات قبلی مانند مکهالند[3] (1985) هم‌راستا است نشان می‌دهد بهتر است با پذیرش، همدلی و ایجاد فضای امن با مقاومت برخورد شود، رویکردی که در فرهنگ ایرانی نیز کاربردی است (مکهالند، 1985).
موانع مالی یکی از چالشهای مهم در درمان نوجوانان خودکشی‌کرده است، زیرا خانواده‌ها توان پرداخت هزینه مشاوره و درمان را ندارند. این مشکل با یافته‌های استیل[4] و همکاران (2007) هم‌خوانی دارد که نشان می‌دهد افراد دارای درآمد پایین مشکلات بیشتری در دسترسی به خدمات دارند. این مسئله در کشورهایی مثل ایران با حمایت اجتماعی ضعیف‌تر، بیشتر احساس می‌شود (استیل و همکاران، 2007)
کمبود آگاهی خانواده‌ها درباره خودکشی یکی از موانع مهم درمان نوجوانان است و باعث نگرش منفی نسبت به درمان می‌شود. مطالعه جوادی و همکاران (2022) نیز نشان داده‌اند که ناآگاهی خانواده‌ها درباره روند درمان و اهمیت پیگیری پس از ترخیص مانع موفقیت درمان است. این یافته با نتایج پژوهش حاضر هماهنگ است (جوادی و همکاران، 2022).
یکی از موانع مهم مددکاری اجتماعی، ضعف آموزش دانشگاهی و مهارتهای عملی بود. در مطالعه سونگ چان[5] و همکاران (2008)، نیز به این شکاف تأکید کرده و روش «بازتاب متقابل» را برای رفع آن پیشنهاد داده‌اند. در این روش، یادگیری به‌صورت مشارکتی و بر پایه تعامل تجربیات اساتید، دانشجویان و مددکاران صورت می‌گیرد تا بین دانش تئوریک و کاربرد آن در شرایط واقعی پیوند برقرار شود (سونگ چان و همکاران، 2008).
نبود فضای فیزیکی مناسب مانند اتاق خصوصی برای مشاوره، مددکاران اجتماعی را مجبور به کار در محیط‌های شلوغ و پررفت‌وآمد می‌کند که باعث کاهش کیفیت خدمات و نقض رازداری حرفه‌ای می‌شود.
نبود خدمات حمایتی و برنامه‌های خودمراقبتی برای مددکاران اجتماعی در بیمارستان یکی دیگر از موانع است که بر سلامت روان و کیفیت کار آنها تأثیر منفی دارد. مطالعه رتکلیف[6] (2024) و همچنین واورزونک[7] (2023)  نیز این کمبود حمایت سازمانی و پیامدهای فرسودگی شغلی را تأیید کرده‌اند. این نشان می‌دهد فقدان خدمات حمایتی ساختاریافته، عاملی مهم در کاهش اثربخشی مددکاران در بحرانهای پیچیده مانند خودکشی است.
نیروی انسانی در مددکاری اجتماعی باعث فشار زیاد و کاهش کیفیت مداخلات می‌شود. مطالعه صالحی نجف‌آبادی و همکاران (2025) نیز تعدادی از متخصصان در نظام سلامت روان را یکی از اصلی‌ترین عوامل خودکشی معرفی کرده است. این افزایش باعث افزایش کاری و محدودیت دسترسی نوجوانان به خدمات حمایتی و درمانی می‌شود؛ بنابراین، سلامت روان و مددکاری نظام اجتماعی هر دو با مشکل نیروهای انسانی روبه‌رو بوده‌اند و نیازمند سیاست‌گذاری برای جلب‌توجه، آموزش و مراقبت از نیروهای متخصص هستند (نجف‌آبادی و همکاران، 2025).
محول‌کردن وظایف غیرمرتبط به مددکاران اجتماعی باعث کاهش اثربخشی، نارضایتی شغلی و تضعیف هویت حرفه‌ای می‌شود. مطالعه آکر[8] (2004) نشان داد که وجود ابهام نقش و تعارض نقش باعث کاهش رضایت شغلی و افزایش نیت ترک شغل می‌شود.
نبود روان‌شناس ثابت در بیمارستانها با هدف اصلی ارائه خدمات حمایتی و درمانی به نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی باعث می‌شود نوجوانان در خطر، بدون ارزیابی روان‌شناختی دقیق و مداخلات تخصصی، ترخیص شوند. حضور تیم چندرشته‌ای شامل روان‌شناس و مددکار اجتماعی برای ارزیابی به‌موقع و برنامه‌های درمانی نیاز است (نجف‌آبادی و همکاران، 2025).
ضعف ارتباط حرفه‌ای کادر درمان با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی و خانواده‌های آنها باعث می‌شود که خانواده‌ها اطلاعات کافی در مورد علل خودکشی، روند درمان و درمانهای لازم دریافت کنند که باعث افزایش استرس و سردرگمی آنها شود. پژوهش صالحی نجف‌آبادی و همکاران (2025) نشان می‌دهد که عدم ارتباط حمایت‌گرانه و ضعف در رعایت اصول اخلاقی مانند رازداری، احساس ناامنی و بی‌اعتمادی بیماران به سیستم درمان را افزایش می‌دهد.
نگرش مدیریت بیمارستان به مددکاری اجتماعی سطحی و غیرتخصصی است که این موضوع را بد، کیفیت مداخلات و انگیزه‌های کاری مددکاران را کاهش می‌دهد. مطالعات یالی[9] و همکاران (2011) و کلاته ساداتی و همکاران (2023) ساخته‌اند که ساختار سازمانی و نگرش مدیریتی نقش کلیدی در اثربخشی عملکرد مددکاران اجتماعی دارند.
یکی از سازمانهای سازمانی مهم، سرعت پایین سازمانهای همکار مانند اورژانس اجتماعی و بهزیستی در ارائه مداخلاتی است که باعث حمایت و افزایش خطر برای افراد آسیب‌پذیر می‌شود. مددکاران اجتماعی می‌گویند این سازمانها گاهی اوقات مسئولیت را نمی‌پذیرند یا کارها را انجام می‌دهند که فرصتهایی از خودکشی از دست می‌رود. در پژوهش کلاته ساداتی (2023) و جوادی و همکاران (2022)، نیز ضعف همکاری بین‌سازمانی و تأخیر را در حمایت از آن را بررسی کرده‌اند (ساداتی و همکاران، 2023 و جوادی و همکاران، 2022).
موانع ساختاری شامل نگرش محدود به نقش مددکار اجتماعی است که به کمک مالی محدود می‌شود و توانمندیهای تخصصی آنها در روان‌شناسی اجتماعی و بحران کمتر دیده می‌شود. این دیدگاه هم در خانواده‌ها و هم در تیم درمان مانع کارآمدی مداخلات مددکاران می‌شود.
در مطالعه نوروزی و همکاران (2023) بسیاری از افراد با افراد متخصص مددکاری اجتماعی آشنا هستند که این موضوع باعث کاهش اثربخشی خدمات و مقاومت در پذیرش آنها می‌شود (نوروزی و همکاران، 2023).
کمبود منابع اجتماعی حمایتی، مانند کمکهای اقتصادی، موجب ناتوانی مددکاران اجتماعی در حمایت از نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی و خانواده‌هایشان در مواجهه با مشکلاتی مثل بیکاری و فقر می‌شود. کمبود خدمات و نهادهای حمایتی توانایی بیماران را برای دسترسی به درمانهای مؤثر کاهش می‌دهد و پیشگیری از خودکشی را دشوار می‌کند.
پیچیدگی و چندبعدی بودن خودکشی، نشان می‌دهد که عوامل مختلف می‌توانند بر رفتار خودکشی تأثیر بگذارند. طبق مدل زیستی-روانی-اجتماعی[10] که اولین بار توسط انگل[11] (1977) مطرح شد، خودکشی به عنوان نتیجه‌ای از تعامل پیچیده و چندبعدی عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که خودکشی چندبعدی و پیچیده است و عوامل زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی در آن نقش دارند. کمبود منابع و برنامه‌های جامع باعث می‌شود مددکاران تنها مداخلات کوتاه‌مدت انجام دهند. پیشگیری مؤثر نیازمند تغییرات ساختاری و کاهش نابرابریهای اجتماعی است؛ بنابراین، توجه به ابعاد اجتماعی و راهکارهای جامع ضروری است.
نتیجه‌گیری
یافته‌های این پژوهش نشان‌داد که مداخلات مددکاری در مواجهه با نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی با چالشهای متعددی در سطوح مختلف بیمارستانی، بین‌سازمانی و اجتماعی روبه‌رو است. درمجموع، این پژوهش نشان می‌دهد که مقابله با پدیده خودکشی نوجوانان نیازمند یک رویکرد چندبعدی و هماهنگ بین بیمارستان، سازمانهای حمایتی و جامعه است. تقویت همکاریهای بین‌سازمانی، افزایش آگاهی عمومی، بهبود حمایتهای ساختاری از مددکاران اجتماعی و ارائه آموزشهای تخصصی، ازجمله اقداماتی است که می‌تواند به بهبود مداخلات و کاهش نرخ خودکشی در نوجوانان کمک کند؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران و مسئولان حوزه سلامت و رفاه اجتماعی، با اتخاذ رویکردی جامع و مبتنی بر شواهد، بسترهای لازم برای اجرای مداخلات مؤثر و پایدار را فراهم کنند.
با توجه به یافته‌ها، بررسی و بحثهای این پژوهش، پیشنهادهای زیر برای پژوهشهای آینده مطرح می‌شود: تأثیر گروه‌درمانی در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی این نوجوانان، تأثیر حمایت خانواده و نوع روابط خانوادگی در پیشگیری از خودکشی و تحقیقاتی که به بررسی تأثیر برنامه‌های آموزشی در مدارس و مراکز مشاوره می‌پردازند. این پژوهشها می‌توانند در تدوین برنامه‌های پیشگیری مؤثر باشند. همچنین مداخله‌هایی مانند تشکیل گروههای خودیاری تحت نظارت مددکاران-اجتماعی و روان‌شناسان برای حمایت عاطفی و اجتماعی از این افراد، برگزاری دوره‌های آموزشی برای مددکاران اجتماعی در قالب ارائه آموزشهای تخصصی درزمینه مداخلات خودکشی نوجوانان، افزایش مهارتهای ارتباطی و اجرای روشهای مداخله می‌توانند مؤثر واقع شوند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاقی
این پژوهش با کد اخلاق IR.USWR.REC.1401.213 انجام شد و رضایت آگاهانه شرکت‌کنندگان و محرمانگی اطلاعات آنان رعایت شد.
مشارکت نویسندگان
تمامی نویسندگان در طراحی، اجرا، تحلیل داده‌ها و نگارش مقاله مشارکت داشته و نسخه نهایی را تأیید کرده‌اند.
تأمین مالی
این پژوهش برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی ارشد بوده و هیچ‌گونه حمایت مالی دریافت نکرده است.
تعارض منافع
نویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ‌گونه تضاد منافعی وجود ندارد.

منابع

 
Hendershot, C. S., & Foll, B. L. (2024). Substance Use and Concurrent Disorders: Current Context and the Need for Treatment Integration. In (pp. 07067437241305174): SAGE Publications Sage CA: Los Angeles, CA.
Javadi, M., Behzadnezhad, M. M., Alizade, M., Sharbafchizade, N., & Yaghoubi, M. (2022). Challenges of post-discharge follow-up in psychiatric patients in Isfahan Farabi Hospital: a qualitative study. http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-18018-en.html. (in persian)
Jones, C., & Novak, T. (2012). Poverty, welfare and the disciplinary state: Routledge. https://doi.org/10.4324/9780203003664
Kim, U.-R., & Sung, H. (2022). Urban parks as a potential mitigator of suicide rates resulting from global pandemics: Empirical evidence from past experiences in Seoul, Korea. Cities, 127, 103725.
Leiner, M., de la Rosa, J. M., & de Vargas, C. (2025). The virtual kidnapping of youth by social media advertising. Journal of Pediatric and Neonatal Individualized Medicine (JPNIM), 14(1), e140105-e140105. https://doi.org/10.7363/140105
McHolland, J. D. (1985). Strategies for dealing with resistant adolescents. Adolescence, 20(78), 349.
NajafAbadi, R. S., & Rezaeian, M. (2025). In the Shadow of the Unsaid: A Qualitative Analysis of Barriers and Challenges in Suicide Prevention. Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences, 23(9). (in persian)
Nejad, S., Homeira, Poursharifi, Mohammadzadeh, Jahansha, Miri, S., & Kourosh. (2019). The effectiveness of an integrative intervention on hopelessness and emotional dysregulation as determinants of suicidal tendencies in adolescents and young people in Ilam. Community Health, 13(3), 32-43. (in persian)
Norouzi, Vand, M., Khanke, & Aqlima. (2023). Investigating the emergence of barriers and facilitators of social work interventions towards couples’ sexual satisfaction. Quarterly Cultural-Educational Journal of Women and Family, 18(65), 161-184. (in persian)
Perlis, R. H., & Fihn, S. D. (2020). Hard truths about suicide prevention. JAMA network open, 3(10), e2022713-e2022713. doi: https://doi.org/10.1001/jamanetworkopen.2020.22713
Ratcliff, M. (2024). Social workers, burnout, and self-care: A public health issue. Delaware journal of public health, 10(1), 26. doi: https://doi.org/10.32481/djph.2024.03.05
Robinson, J., Bailey, E., Witt, K., Stefanac, N., Milner, A., Currier, D.,... Hetrick, S. (2018). What works in youth suicide prevention? A systematic review and meta-analysis. EClinicalMedicine, 4, 52-91. DOI: https://doi.org/10.1016/j.eclinm.2018.10.004
Sadati, K., Javadian, & Hardangi, S. (2023). Professional challenges of medical social work in safe patient discharge; a qualitative study. Hospital Quarterly, 22(3), 219-232. (in persian)
Steele, L., Dewa, C., & Lee, K. (2007). Socioeconomic status and self-reported barriers to mental health service use. The Canadian Journal of Psychiatry, 52(3), 201-206.  DOI: https://doi.org/10.1177/070674370705200312
Sung‐Chan, P., & Yuen‐Tsang, A. (2008). Bridging the theory–practice gap in social work education: a reflection on an action research in China. Social Work Education, 27(1), 51-69. https://doi.org/10.1080/02615470601141383
Wawrzonek, J. (2023). Exploring Social Workers and Self-Care. Walden University,
World Health Organization. (2023). Suicide worldwide in 2023: Global health estimates. Geneva: World Health Organization. https://www.who.int/publications/i/item/9789240061239
Yalli, N., & Albrithen, A. (2011). The perceptions of the personal and professional factors influencing social workers in Saudi hospitals: a qualitative analysis. Social work in health care, 50(10), 845-862.
Zhao, X., Ma, H., Li, N., Wu, W., Ma, X., Zhang, X.,... Dong, H. (2024). Association between sleep disorder and anhedonia in adolescence with major depressive disorder: the mediating effect of stress. BMC psychiatry, 24(1), 962.
 
[1]. World Health Organization
[2]. Credibility
[3]. JD McHolland
[4]. Leah Steele
[5]. Sung‐Chan
[6]. Ratcliff
[7]. Wawrzonek
[8]. Acker
[9]. Nadir Yalli
[10]. Biopsychosocial Model
[11]. Engel
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: سلامت اجتماعی
دریافت: 1404/3/17 | پذیرش: 1405/2/15 | انتشار: 1405/3/10

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb