جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای مردسالاری

پرویز پیران،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده

در این مقاله کوشش شده است تا به بحث در باب مردسالاری و بهداشت باروری پرداخته شود. در این خصوص نخست ضمن معرفی کارپایه یا چارچوب مفهومی بحث، دو مفهوم بهداشت باروری و مردسالاری مطرح و سپس چارچوب‌های نظری فمینیسم مرور شده‌اند. در این رابطه از دیدگاه فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم رادیکال، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم لیبرال و فمینیسم سیاه‌پوستان یاد شده و به نحوی گذرا تحولات جنبش رهایی زنان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. آن‌گاه پژوهش انجام شده در ۵ روستای ۵ استان کشور مورد بحث قرار گرفته است و ضمن معرفی، فن گفت‌وشنود متمرکز گروهی و ویژگی‌های آن به نحوه انتخاب ۱۷۱ زن و ۱۲۳ مرد در گروه‌های سنی مختلف اشاره شده است. تصریح و تأکید شده که یافته‌های تحقیق فقط در خصوص شرکت‌کنندگان در تحقیق موضوعیت داشته و حتی به روستاهای محل تحقیق نیز تعمیم‌پذیر نیست. در پایان مهم‌ترین یافته‌های تحقیق مرور شده تا نشان داده شود که  مردسالاری چگونه و با چه شرایطی بر بهداشت باروری زنان اثر می‌گذارد. در خلال معرفی تحقیق بر این نکته تأکید روا گردیده است که زندگی اجتماعی دارای پیچیدگی‌های خاص خود است. از این رو پذیرش رابطه ساده بین متغیرها که معمولاً مورد پذیرش عموم است، همواره از طرف متغیرهای دیگر مشروط و یا از شدت آن رابطه کاسته می‌شود. از این روی به هنگام نتیجه‌گیری از تحقیقات باید احتیاط لازم به عمل آید و از ساده کردن دنیای پیچیده زندگی اجتماعی جداً پرهیز شود. پژوهش انجام شده به روشنی مشخص می‌کند که شرایط بهداشتی، از جمله بهداشت باروری زنان حتی در روستاهای دورافتاده بهبود یافته است. البته هنوز راه درازی باقی است.


محسن مالجو،
دوره ۹، شماره ۳۴ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده

طرح مسأله: این تصور در اذهان شکل گرفته که خطر آسیب‌دیدگی و تجاوز برای افراد بیشتر هنگامی است که خارج از دایره محارم و افراد خانواده قرار دارند، اما واقعیت برخلاف آن است. بنابراین پژوهش حاضر به منظور شناخت بیشتر از تجاوز جنسی به محارم صورت گرفته است و در آن زمینه‌های تجاوز جنسی، استراتژی‌های متجاوز و واکنش‌های بزه‌دیده مورد بررسی قرار گرفته‌اند. روش پ‍‍ژوهش: روش این پژوهش به دلیل تازگی و حساسیت آن، کیفی و از نوع اتنوگرافیک بوده است. داده‌های آن با استفاده از مصاحبه عمیق، رجوع به اسناد و مدارک، مشاهده، و پرسشنامه جمع‌آوری شده و نمونه‌ای از ۳۹ مورد از زنان و دخترانی که در خانواده تحت تجاوز جنسی پدر یا برادر قرار گرفته‌اند به روش دردسترس و هدفمند مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها: هم‌چنین با توجه به جواب‌های به‌دست آمده استراتژی‌های آزار جنسی را در چهار گروه طبقه‌بندی کردیم: ۱) استراتژی‌های اجبار و خشونت جسمانی ۲) استراتژی‌های تحریکات عاطفی و ارعاب احساسی ۳) استراتژی‌های اقتصادی ۴) استراتژی‌های فریب‌کارانه.هم‌چنین بنابر پاسخ‌های مربوطه چهار واکنش را در زنان شناسایی کردیم که به ترتیب، سکوت، مقاومت، اعتراض، وخروج هستند و مشخص شد هرچقدر زنان آزاردیده برخوردار از شبکه‌های فردی و حمایت‌های اجتماعی باشند، امکان واکنش اعتراض و رفتار فعالانه بیشتر خواهد ‌بود و هرچه این حمایت‌ها کمتر باشد واکنش‌های منفعلانه، بیشتر است. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد تجاوز جنسی به محارم بیشتر از آنکه مسأله‌ای روانی باشد مسأله‌ای اجتماعی است و مردسالاری و شکل روابط قدرت در خانواده و همچنین حاکمیت انگاره‌های مالکانه در روابط والدین و فرزندان از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری آن است.


اکبر زارع شاه آبادی، یاسر ندر پور،
دوره ۱۶، شماره ۶۰ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: خانواده مهم­ترین نهاد اجتماعی است که از دیرباز مورد توجه فرهنگها، ادیان و اقوام مختلف بوده است. این نهاد نقش موثری در تربیت فرزندان و انتقال فرهنگ، آداب و باورها  به نسلهای آینده دارد. اما بروز خشونت در خانواده و به خصوص علیه زنان سبب ناسازگاریهای می­شود که این نهاد اجتماعی را در ایفای نقش خود دچار مشکل می­کند. یکی از شیوه­های اعمال خشونت در خانواده، خشونت خانگی علیه زنان است از دیدگاه تاریخی از زمانی که انسان بر روی این کره­ی خاکی زندگی را آغاز کرد خشونت خانگی علیه زنان وجود داشته است ولی شدت و ضعف آن در جوامع و فرهنگهای گوناگون متفاوت بوده است. مردسالاری، یک روش سنتی در اداره خانواده است که در بیشتر موارد منجر به خشونت خانگی علیه زنان می­شود و به شیوه­های مختلفی از قبیل حساس بودن به ظاهر زن، آزار زن به گونه­های مختلف، طبیعی بودن پرخاشگری مردان نسبت به زنان و ... خود را نشان می­دهد. هدف این مقاله بررسی رابطه بین مردسالاری و خشونت خانگی علیه زنان است.

روش: مطالعه حاضر با روش پیمایش در بین ۱۹۴ نفر از زنان متاهل شهر کوهدشت که بر اساس روش‌های نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای و تصادفی نظام‌مند انتخاب شده بودند، انجام شده است. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه محقق­ساخته است.

روایی پرسشنامه با اعتبار محتوا  تائید گردید و پایایی را با آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار دادیم که میزان آن برای خشونت خانگی علیه زنان ۸۹۰/۰ و مردسالاری ۶۸۵/۰ برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها نرم­افزار SPSS۲۱ مورد استفاده قرار گرفت. به طوری که برای توصیف داده­ها از درصد فروانی و برای تبیین داده­ها از ضریب همبستگی پیرسون و سپس به تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر متغیرها پرداختیم.

یافته‌ها:  بر طبق یافته­های توصیفی میانگین سنی پاسخگویان ۴۴/۳۵سال بود و در زمینه تحصیلات ۷/۲۱ بی سواد و ۳/۷۸ باسواد بودند. از بین چهار بعد روانی، فیزیکی، مالی و جنسی خشونت خانگی علیه زنان، خشونت روانی با میانگین ۲۸/۲۹ بیشترین و خشونت جنسی با میانگین۲۲/۱۳ کمترین میزان خشونت را به خود اختصاص دادند. از نتایج یافته­ها مشخص شد که مردسالاری همبستگی مثبت و رابطه معناداری با خشونت خانگی علیه زنان دارد. به طوری که با افزایش حاکمیت مردسالاری خشونت نسبت به زنان افزایش می­یابد و با کاهش سلطه مردسالاری خشونت نسبت به زنان نیز کاهش می­یابد. ولی دو متغیر تحصیلات و سن زن و مرد هر چند که همبستگی مثبتی با خشونت خانگی علیه زنان دارند ولی رابطه­ معناداری بین آنها مشاهده نشد.

بحث: بنابراین بر اساس یافته­های پژوهش، این تصور غلط عامه مردم که برابری زن و مرد سبب پایین آمدن منزلت مردان می­شود به حاکمیت فرهنگ مردسالاری در خانواده و جامعه تداوم می­بخشد و زمینه را برای افزایش خشونت خانگی علیه زنان فراهم می­کند. از طرفی همانطور که خانواده اولین مکانی است که شخصیت فرزندان در آن شکل می­گیرد و فرزندان والدین و بزرگترها را به عنوان الگوی خود قرار می‌دهند؛ لذا جو حاکم بر خانواده و نحوه برخورد والدین با همدیگر بر روی رفتار فرزندان در آینده تاثیرگذار است.

به نوعی فرزندان پسر با مشاهده رفتار مردسالارانه یاد می­گیرند که در آینده خود نیز جهت دستیابی به خواسته­هایشان، نسبت به همسر و اعضای خانواده­ خود از خشونت استفاده کنند. و فرزند دختر نیز با مشاهده رفتار مردسالارانه می­آموزد که بیشتر مطیع باشد و خشونت را به عنوان حق طبیعی که مرد بر روی او اعمال می­کند بپذیرند. از این رو توصیه می­شود با آموزش و آگاه­سازی خانواده­ها با استفاده از رسانه و شبکه­های اجتماعی و برجسته­سازی عواقب مردسالاری از سلطه آن بر محیط خانواده جلوگیری شود. که در نتیجه کاهش مردسالاری در خانواده از خشونت نسبت به زنان نیز کاسته خواهد شد و خانه به محیط امن و کانون گرمی برای همسر و فرزندان تبدیل می­شود.


محمد اسماعیل ریاحی، طاهره لطفی خاچکی،
دوره ۱۶، شماره ۶۰ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: خشونت علیه زنان از دیرباز در جوامع مختلف صرف نظر از هر گونه طبقه، مذهب و نژاد وجود داشته است. یکی از اشکال خشونت علیه زنان که توسط افراد غریبه، در بیرون از محیط خانواده و در مکانهای عمومی رخ می‌دهد، مزاحمتهای خیابانی است. مزاحمتهای خیابانی به‌عنوان نوعی از خشونت علیه زنان که جنسیت زن را مورد تحقیر قرار می‌دهد، یکی از آشکارترین جنبه‌های آزار جنسی در سطح عمومی جامعه است. این نوع از خشونت، می‌تواند پیامدهای منفی متعددی هم برای زنان قربانی (به شکل افزایش آسیبها و اختلالات جسمی و روانی) و هم برای جامعه (به شکل محروم شدن از فعالیتهای اجتماعی زنان) به‌همراه داشته باشد. با توجه به اینکه بخش اعظم تحقیقات انجام شده داخلی در حوزه خشونت علیه زنان، به خشونتهای خانگی اعمال شده توسط شوهران پرداخته‌اند، به موضوع مزاحمتهای خیابانی و جنسی، توجه کمتری شده است.

مزاحمتهای خیابانی با وجود سکوتی که سالها بر محافل علمی حاکم بود، در دهه‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. محققان و پژوهشگران خارجی در کشورهای مختلف دنیا به دنبال شناخت علمی این مسأله برآمده‌اند. اما در داخل کشور تحقیقات انجام شده در این زمینه بسیار اندک است. نظر به شیوع مزاحمتهای خیابانی در برخی شهرهای کشور مانند تهران، مشهد، کرمان، گرگان، شیراز و سنندج ، هدف از انجام این پژوهش، تحلیل اجتماعی مزاحمتهای خیابانی نسبت به دختران و واکنشهای منفعلانه‌ای که آنها به این مزاحمتها نشان می‌دهند، است.

روش: این پژوهش با روش کمی انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه ۶۳۹۹ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه مازندران هستند که ۳۶۲ نفر از میان این دانشجویان، با روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده متناسب و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه بوده است و داده‌ها به وسیله نرم‌افرار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش حاکی از این است که بیشترین پاسخگویان، دانشجویان دختر جوان (میانگین سنی ۲۲,۱ سال)، ساکن خوابگاه دانشجویی و در مقطع کارشناسی بوده‌اند. این پاسخگویان بیشتر متعلق به خانواده‌هایی با پایگاه اقتصادی- اجتماعی پایین و متوسط بوده‌اند. به علاوه، ۹۷.۴ درصد از پاسخگویان نوعی از مزاحمت خیابانی در طول یک سال گذشته را تجربه کرده‌اند، در حالیکه ۱۴.۱ درصد از آنها مزاحمت خیابانی را روزانه گزارش کرده‌اند.

الگوهای ایجاد مزاحمت نشان می‌دهد که مزاحمان، مردان جوان (زیر ۲۹ سال) هستند که قربانیانشان را اغلب در مکانهایی مثل خیابانها، پارکها، بازارها و در زمان بین عصر تا شب مورد مزاحمت قرار می‌دهند.

بحث: طبق یافته‌های پژوهش حاضر، مزاحمتهای خیابانی بدون در نظر گرفتن سن قربانی، و در زمانها و مکانها مختلف صورت می‌گیرد و پذیرش ارزشهای مردسالارانه موجب واکنش انفعالی‌تر به این مزاحمتها می‌شود. این یافته‌ها، همسو با نظریه فمنیسم رادیکال است که در آن بر روی چگونگی نظارت مردان بر زنان و همچنین به‌کارگیری خشونت علیه آنان تأکید می‌ورزد. هدف اغلب پژوهشهای رادیکال فمنیستی تحلیل خشونت مردان نسبت به زنان است و پرده‌برداری از این واقعیت که ارزشهای مردسالارانه، این خشونت را پنهان می‌کنند، کم اهمیت جلوه می‌دهند یا گناهش را به گردن زنان می‌اندازند. طبق این نظریه، خشونت علیه زنان و عکس‌العملهای منفعلانه زنان در رابطه با متلکهای جنسی، نشان می‌دهد زنان در یک نظام مردسالار سرکوب شده‌اند. علاوه بر این، میزان پذیرش کلیشه‌های نقش جنسیتی توسط زنان و دختران بر واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی تأثیری ندارد. طبق آزمون همبستگی پیرسون، متغیر پذیرش کلیشه‌های نقش جنسیتی با متغیر واکنش به مزاحمتهای خیابانی همبستگی معنادار دارد، ولی نتایج تحلیل رگرسیونی، نشان داد که با افزایش پذیرش کلیشه‌های نقش جنسیتی، میزان واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی، افزایش نمی‌یابد و افرادی که مطابق کلیشه‌های نقش جنسیتی خود عمل می‌کنند، واکنش انفعالی‌تری را در مقایسه با سایر زنان و دختران، نشان نمی‌دهند.

به‌علاوه این نتیجه حاصل شده است که میزان یادگیری اجتماعی از خانواده، دوستان و همسالان بر واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی تأثیری ندارد، زیرا رفتار افراد ممکن است تحت تأثیر عوامل فراوانی باشد که نتوان آنها را به عواملی همچون مشاهده و تقلید، تقلیل داد. به نظر می‌رسد بین فرایند یادگیری به‌عنوان گام اولیه برای انجام رفتار، تا وقوع رفتار  به‌عنوان مرحله نهایی، عوامل و شرایط گوناگونی می توانند به‌عنوان عوامل تعدیل کننده مداخله کند. لذا به نظر می‌رسد در پژوهش حاضر، دخترانی که واکنشهای منفعلانه نسبت به مزاحمتهای خیابانی را از خانواده و دوستانشان، به طور ذهنی فراگرفته بودند، در عمل، ممکن بود، رفتار متفاوتی را بسته به شرایط زمانی و مکانی صحنه مزاحمت، از خود نشان دهند.



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb