جستجو در مقالات منتشر شده


۹ نتیجه برای خط فقر

فرهاد خداداد کاشی، خلیل حیدری، فریده باقری،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( ۴-۱۳۸۴ )
چکیده

در این مقاله خط فقر مناطق شهری و روستایی ایران طی سال‌های ۱۳۶۳ـ۱۳۷۹ بر پایه چهار روش نیاز به کالری، درصدی از میانه مخارج خانوارها، درصدی از میانگین مخارج خانوارها و معکوس ضریب انگل برآورد شده است. نتایج این پژوهش بیان‌گر آن است که خط فقر یک واقعیت خارجی ثابت نیست و با توجه به طرز تلقی و تعریف محقق از فقر و متغیرهای مورد استفاده برای ارزیابی آن می‌توان مقادیر متفاوتی برای خط فقر به دست آورد. یافته‌های این پژوهش دلالت بر آن دارد که در طی دوره مطالعه همواره خط فقر شهری بزرگ‌تر از خط فقر روستایی است و خط فقر، مبتنی بر مفهوم مطلق کوچک‌تر از خط فقر مبتنی بر مفهوم نسبی فقر است. بیشترین اندازه فقر در جوامع شهری و روستایی ایران مربوط به روش معکوس ضریب انگل می‌باشد.


محمدجواد زاهدی مازندرانی،
دوره ۵، شماره ۱۷ - ( ۴-۱۳۸۴ )
چکیده

سابقه مطالعات روشمند مربوط به فقر روستایی در کشور، در حدود چهار دهه است. با این حال هیچ‌گونه ارزیابی دقیقی از روند این مطالعات و چگونگی پیشرفت آن در دست نیست و می‌توان احتمال داد که یکی از عوامل مؤثر بر عدم توفیق برنامه‌های کاهش فقر روستایی در کشور کاستی‌ها و نارسایی‌های مطالعات مربوط به شناسایی و تحلیل فقر روستایی باشد. در مقاله حاضر کوشش شده است که ضمن معرفی روش‌های اندازه‌گیری و شناخت فقر و نقد دیدگاه‌های مربوط به چگونگی تحلیل آن، روند مطالعات فقر روستایی در کشور مورد بررسی قرار گیرد و در کنار این هدف، وضعیت موجود پدیده فقر روستایی نیز شناسانده شود. رویکرد تحقیقی اصلی در تهیه این مقاله «روند ـ پژوهی» است که از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای مطالعات مربوط به فقر روستایی صورت پذیرفته است. در ضمنِ بررسی این مطالعات، در مواردی نیز کوشش شده است که با استفاده از «فراتحلیل» استنباط‌های تازه‌تری برای شناخت بهتر وضعیت فقر در جامعه روستایی کشور ارائه شود. در بخش پایانی مقاله نیز با توجه به واقعیت‌های جامعه روستایی و نظام اجتماعی کشور به ارزیابی روند مطالعات فقرشناسی در نواحی روستایی مبادرت شده است.


حسین راغفر، زهرا ابراهیمی،
دوره ۶، شماره ۲۴ - ( ۱-۱۳۸۶ )
چکیده

طرح مسأله: اولین گام در طراحی و اجرای برنامه‌های جدید در جهت مبارزه با فقر، بررسی میزان اثرگذاری سیاست‌های پیشین بر میزان و شدت فقر موجود در مناطق شهری و روستایی طی دوره اجرای برنامه‌ها و به کارگیری نتایج آن در هدف‌مند نمودن سیاست‌های آینده می‌باشد. در این راستا محاسبه خط فقر و تخمین میزان و شدت وقوع فقر بر اساس آن می‌تواند اطلاعات لازم برای انجام مطالعات بعدی در این زمینه را فراهم آورد. روش تحقیق: در این پژوهش با استفاده از آمار هزینه و درآمد خانوارها به اندازه‌گیری فقر در مناطق شهری و روستایی ایران طی سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۳ پرداخته‌ایم. بدین منظور ابتدا خط فقر مطلق مناطق شهری و روستایی طی دوره مورد بررسی بر اساس رویکرد حداقل نیازهای اساسی (۲۰۰۰ کیلوکالری) محاسبه شده است. برای اضافه نمودن حداقل نیازهای غیرغذایی از روش اورشانسکی (با استفاده از معکوس ضریب انگل) استفاده شده است. سپس شاخص‌های گروه فوستر، گریر و توربک برای مقادیر ۲,۱,۰ برای هر یک از سال‌های مورد بررسی و به تفکیک شهر و روستا تخمین زده شده است. یافته‌ها و نتایج: تقریباً طی تمامی دوره مورد بررسی، میزان شاخص‌های فقر در مناطق روستایی بالاتر از مناطق شهری بوده است. همچنین روند کلی شاخص‌ها هم در فقر شهری و هم روستایی نزولی بوده است، که این امر بدان معناست که درصد جمعیت زیر خط فقر، شکاف فقر و شدت فقر طی سال‌های مورد بررسی کاهش یافته است.


اسماعیل ابونوری، نادر مالکی،
دوره ۷، شماره ۲۸ - ( ۶-۱۳۸۷ )
چکیده

طرح مساله: هدف اساسی این مقاله یافتن پاسخ به این پرسش است که «آیا اجرای برنامه پنج ساله اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی (۸۳-۱۳۶۸) موجب کاهش فقر در استان سمنان شده است؟». روش: در این راستا، خط فقر خانوار و شاخص‌های فقر در استان سمنان به تفکیک مناطق شهری و روستایی طی برنامه‌های اول، دوم و سوم توسعه به کمک اطلاعات هزینه ـ درآمد، شاخص‌های قیمت و داده‌های خام آماری خانوارهای شهری و روستایی استان با استفاده از سیستم مخارج خطی (LES) با روش رگرسیون‌های به ظاهر غیرمرتبط تکراری (ISUR) برآورد شده است. یافته‌ها: خط فقر شهری از مبلغ ۱۰۴۲۷۹۱ ریال در سال ابتدایی برنامه اول توسعه، با بیش از ۱۷ برابر افزایش، به ۱۷۷۶۱۵۱۳ریال در انتهای برنامه سوم توسعه رسیده است. در مناطق روستایی نیز خط فقر در ابتدای برنامه اول توسعه ۶۹۱۹۳۱ ریال بوده است که با حدود ۱۸ برابر افزایش در انتهای برنامه سوم توسعه به ۱۲۴۰۹۶۱۱ ریال رسیده است. نتایج: خط فقر طی سه برنامه توسعه در مناطق شهری و روستایی روندی افزایشی داشته و یکی از علل اصلی این افزایش نرخ بالای تورم بوده است. خط فقر در مناطق شهری همیشه بیش‌تر از مناطق روستایی بوده است. شاخص‌های فقر در مناطق شهری و روستایی استان سمنان در برنامه اول توسعه اقتصادی افزایش یافته، ولی طی برنامه دوم و سوم توسعه اقتصادی به‌صورت نسبی کاهش داشته است.


مهدی نصرت آبادی، احمد عبدالهی، حسین راغفر، مسعود صالحی،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده


رضا نجارزاده، عباس عصاری، مهدی فنی‌ممتاز،
دوره ۱۲، شماره ۴۵ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

  مقدمه : فقر از چالش‌های مطرح در اقتصاد هر کشور است. در سال‌های اخیر، فقر و روش‌های اندازه‌گیری آن در دو حوزۀ سیاست‌گذاری و دانشگاهی مدنظر قرار گرفته است. برنامه‌های توسعۀ اقتصادی بر تمام متغیرهای اقتصادی در هر کشور تأثیر می‌گذارد. حال با توجه به تأثیر برنامه‌های توسعه بر فقر، به مثابه متغیری اقتصادی، در این مقاله قصد داریم اثر برنامۀ چهارم توسعه را بر میزان فقر بررسی کنیم. در مطالعۀ حاضر‌ در‌ کنار‌ نتایج‌ کاربردی، روش جدیدی را برای مقایسۀ شاخص‌های فقر پیشنهاد‌ کرده‌ایم.

  روش: در مقالۀ حاضر، با استفاده از داده‌های موجود، براساس روش سلطۀ تصادفی، تأثیر برنامۀ چهارم توسعۀ اقتصادی بر فقر تبیین می‌شود.

  یافته‌ها : یافته‌های‌ مقاله بیانگر این است که فقر در طول دورۀ سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷، در‌ کل‌ کشور‌ و‌ نواحی روستایی و شهری‌ کاهش‌ یافته‌ است. به عبارت دیگر‌، اجرای‌ برنامۀ چهارم توسعۀ اقتصادی در کشور، کاهش‌ فقر نسبی را‌ به دنبال‌ داشته‌ است.

  نتابج : نتایج حاکی از آن است که برنامۀ چهارم توسعه اثری مثبت روی میزان فقر دارد. همچنین برنامۀ چهارم توسعه سبب کاهش شکاف فقر و شدت فقر شده است. به عبارت دیگر، اثر برنامۀ چهارم توسعه بر فقر، مثبت بوده و آن را کاهش داده است.

 


یزدان گودرزی‌فراهانی، قهرمان عبدلی،
دوره ۱۲، شماره ۴۵ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

 

  مقدمه: تعاریف متعددی از مفهوم فقر وجود دارد که از نظر روش‌شناختی ماهیت متفاوتی دارند. برای اندازه‌گیری حداقل معاش نیز روش‌های متفاوتی وجود دارد. یکی از این تعاریف، خط فقر نسبی است و آن عبارت است از ناتوانی خانوارها در تأمین سطحی معین از استانداردهای زندگی که لازم و مطلوب تشخیص داده می‌شود.

  روش: در این تحقیق، به منظور برآورد حداقل معیشت و محاسبۀ درصد خانوارهای فقیر ایرانی از روش سیستم مخارج خطی استفاده شده است. برای این منظور از داده‌های سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۸ استفاده شده و آمار آن به صورت داده‌های کشوری از مرکز آمار ایران جمع‌آوری شده است.

  یافته‌ها: ضرایب به دست آمده برای میل نهایی به مخارج روی گروه‌های کالایی بیانگر این است که این ضریب برای گروه‌های کالایی مسکن و خوراکی در مقایسه با گروه‌های کالایی دیگر بیش‌تر است. این موضوع بیانگر فقر در جامعه است؛ به‌طوری‌که محاسبۀ خط فقر برای سال ۱۳۸۸، مبلغی برابر با ۳۵۰۶۹۶۰,۳ تومان به دست آمده است.

  نتایج: نتایج نشان می‌دهد که گروه کالایی تفریحات جزو کالاهای نرمال لوکس و بقیۀ گروه‌هایی کالایی، نرمال ضروری است. نتایج حاصل از برآورد و محاسبۀ خط فقر بیانگر افزایش میزان حداقل معاش سالیانۀ خانوارهاست. اعداد محاسبه شده براساس این رویکرد، با توجه به میزان تورم دورقمی برای اقتصاد ایران و سیاست‌های غافل‌گیر‌کنندۀ بانک مرکزی و دولت ممکن است مقادیری بیش‌تر از اعداد محاسبه شده باشد. درنتیجه پیشنهاد می‌شود به منظور کاهش خط فقر و بهبود سطح رفاه خانوارها، از سیاست‌های توزیعی و حمایت از خانوارهای آسیب‌پذیر استفاده شود.

  طبقه‌بندی: JEL۴۲: C ، R۵۸ .


سعید محمدیان، ابراهیم نگهداری،
دوره ۱۸، شماره ۶۸ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده

مقدمه: فقر پدیده‌ای پویاست که در تمام زمانها و ادوار تاریخی وجود داشته و همواره موردتوجه سیاست‌گذاران بوده است. حقایق نشان می‌دهد که فقر واقعیتی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است که با وجود برنامه‌های مختلف و بودجه‌های سالانه جهت رفع آن، هنوز به‌عنوان یکی از چالشهای اساسی باقی‌مانده است. سند استراتژیهای کاهش فقر بانک جهانی در سال ۱۹۹۹ نشان از عزم و اراده کشورها برای مقابله با فقر و ریشه‌کنی آن است و محققان بسیاری اهمیت مطالعه آن را مورد تأکید قرار داده‌اند. اما با گذشت سالیان زیاد از معرفی مفهوم استراتژی کاهش فقر و ارزیابی آن توسط شاخصهای مقداری، هنوز نتایج این راهبرد جهانی و دغدغه محققان جای تأمل دارد. ازآنجاکه بنا به گزارشهای غیررسمی وضعیت استان هرمزگان به‌عنوان قطب و دروازه تجارت کشور ازنظر فقر نسبت به سایر استانها از وضعیت مناسب برخوردار نیست. توجه به مقوله فقر در این استان نیاز به بررسی جدی‌تر دارد. این تحقیق گامی علمی جهت شناخت وضع موجود فقر و شاخصهای آن طی برنامه چهارم و پنجم توسعه است.
روش: در این پژوهش خط فقر و شاخصهای فقر مناطق شهری استان هرمزگان با استفاده از سیستم مخارج خطی و مدل رگرسیونهای به‌ظاهر نامرتبط طی برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه (۱۳۸۴-۱۳۹۴) برآورد شده است. جهت این برآورد از داده‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده مرکز آمار ایران و داده‌های پیمایش هزینه-درآمد خانوار مبتنی بر هشت گروه کالایی (شامل خوراکیها و آشامیدنیها و دخانیات، پوشاک و کفش، مسکن و سوخت، لوازم و خدمات در منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریح و تحصیل و کالاها و خدمات متفرقه) استفاده شده است.
یافته‌ها: خط فقر برای یک خانوار شهری چهارنفره در سال ۱۳۸۴ برابر با ۳۰۵۵۸۰۰۰ ریال بوده که این رقم در سال ۱۳۹۴ معادل ۷۵۲۸۹۰۰۰ ریال بود. متوسط نرخ رشد سالانه خط فقر طی دوره بررسی‌شده برابر با ۱۱ درصد بود. همچنین در طی این دوره بیشترین سهم مخارج از درآمد مربوط به گروه کالایی مسکن و سوخت و کم‌ترین سهم مربوط به گروه کالاها و خدمات متفرقه بود. متوسط شاخص نسبت سرشمار در طول این دوره برابر با ۹/۱۶ درصد بود. بیشترین مقدار این شاخص برابر با ۲۹ درصد در سال ۱۳۸۷ بود که به معنی این است ۲۹ درصد از خانوارهای شهری استان هرمزگان در این سال زیر خط فقر بوده‌اند. بررسی شاخص شکاف فقر نیز نشان داد که این شاخص در انتهای دوره پنجم توسعه به کم‌ترین مقدار خود رسیده که نشان‌دهنده کاهش درآمد لازم برای رساندن درآمد فقرا به سطح خط فقر در طول دوره موردبررسی است. هر چه مقدار این شاخص کم‌تر باشد شدت و عمق فقر نیز کم‌تر است. بیشترین مقدار این شاخص مربوط به سال ۱۳۸۴ برابر با ۳۷ درصد بود. متوسط این شاخص در طول دوره موردبررسی معادل ۲/۲۲ درصد بود.
بحث: نتایج حاکی است که اجرای برنامه‌های توسعه پنج‌ساله در دوره موردمطالعه اگرچه وضعیت رفاهی افراد را فقیر بهبود بخشیده است اما تعداد افرادی که در همین دوره به زیر خط فقر رفته‌اند افزایش‌یافته‌اند. هم‌چنین بدیهی‌ترین نکته در خصوص خط فقر به‌دست‌آمده، روند افزایشی آن در طی دو برنامه توسعه است. ازجمله اصلی‌ترین دلیل این افزایش، کاهش قدرت خرید خانوار به دلیل افزایش نرخ تورم است. بنابراین پیشنهاد می‌شود برای اینکه بتوان سیاستهای فقرزدایی را به شکل مطلوب پیاده کرد در گام اول می‌بایست تورم را کنترل کرد تا بتوان عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمد در کشور و استان برقرار نمود.
محمد دهقان، سید نعمت اله موسوی، ابراهیم زارع، محمد بذرافشان،
دوره ۲۲، شماره ۸۶ - ( ۸-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه: فقر یک پدیده­ی نامطلوب اقتصادی- اجتماعی است که ثبات سیاسی، همبستگی اجتماعی و سلامت روانی اقشار مختلف جامعه را به‌ خطر می‌اندازد. مطالعات مربوط به فقر در سال­های اخیر، تنها به فقر درآمدی محدود نمی‌‍‍‌شوند و به ابعاد دیگر از جمله سلامت و بهداشت، آموزش و استاندارهای زندگی نیز وابسته است. با شناسایی الگوهای فقر، به جای پیش داوری در مورد سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی مناسب برای مقابله با فقر، می‌توان متناسب با ماهیت این الگوها به تبیین سیاست‌های مناسب و تأثیرگذار بر فقر در سطح جامعه پرداخت.
روش: در پژوهش حاضر با رویکردی چند بعدی به فقر (شامل فقر آموزشی، فقر مسکن، فقر غذایی، فقر سلامت و فقر درآمدی)، میزان آسیب­پذیری خانوارهای تحت حمایت دولت در ایران بررسی شد. به این منظور اطلاعات هزینه‌ای خانوارهای تحت حمایت دولت در سال ۱۳۹۶، مبنای مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۴۷ درصد از خانوارهای تحت حمایت دولت، زیر خط فقر غذایی قرار دارند. از نظر عمق و کیفیت استیلای ابعاد مختلف فقر در بین خانوارهای مورد مطالعه، فقر مسکن بیشترین شکاف فقر را خود اختصاص داده است و پس از آن فقر آموزش با شکاف فقر نزدیک به ۴۰ درصد قرار دارد. شکاف فقر در ابعاد درآمدی و سلامت در این مطالعه نسبت به ابعاد یاد شده بسیار پایین می­باشد. به طور کلی، مشخص شد که خانوارهای تحت حمایت دولت در کنار فقر درآمدی، دچار فقر سلامت، مسکن، آموزش و فقر غذایی نیز می­باشند.
بحث: با توجه به یافته­های حاصله، پیشنهاد می‌شود تا  سیاست‌گذاران نسبت به اتخاذ و گسترش ابزارهای سیاستی- حمایتی که در آن ابعاد مختلف فقر در قالب یک نظام جامع مورد توجه قرار بگیرد، اقدام نمایند



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb