جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای احساس محرومیت نسبی

رسول ربانی، وحید قاسمی، محمد عباس زاده،
دوره ۸، شماره ۳۲ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده

طرح مسأله: افزایش جمعیت و شهرنشینی به عنوان پدیده‌ای فراگیر مخصوصاً در کلان شهرهای بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه از جمله ایران و مشکلات ناشی از آن، باعث شده است بسیاری از نظریه پردازان شهری به مشارکت شهروندان در امور شهری، توجه خاصی نمایند. هدف مقاله حاضر، بررسی مشارکت شهروندان در امور شهری و رابطه رفاه اجتماعی با آن بوده است. روش: روش تحقیق، پیمایشی بوده و برای سنجش متغیرهای مستقل و وابسته، تعداد۷۰۰ نفر پاسخگو به شیوه نمونه‌گیری چندمرحله‌ای از بین سرپرستان خانوارهای ۷ منطقه شهرداری اصفهان به عنوان نمونه نهایی انتخاب و به پرسشنامه‌های تهیه شده پاسخ گفته‌اند (سال۱۳۸۶). یافته‌ها: براساس یافته‌های تحقیق حاضر، بیشتر شهروندان اصفهانی، مشارکت بالایی در امور شهری داشته و بین ابعاد غیرمادی رفاه اجتماعی و مشارکت شهروندان در امور شهری، رابطه معنی دار خطی حاصل آمده است. همچنین بر اساس ضریب تبیین اصلاح شده رگرسیونی می‌توان گفت که ۱۷درصد تغییرات متغیر وابسته، از طریق متغیرهای وارد بر مدل رگرسیونی تبیین گردیده و رابطه اعتماد نهادی با متغیر وابسته، بیش از بقیه متغیرها بوده است. نتایج: هر قدر اعتماد نهادی و رضامندی اجتماعی و شهروندان در حد بالا و احساس محرومیت آنان در حد پایینی باشد، به همان اندازه، مشارکت آنان در امور شهری، بیشتر خواهد بود.


سیده نرگس حسینی امین، سید محمد سید میرزایی، افسانه ادریسی،
دوره ۱۷، شماره ۶۶ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: کیفیت زندگی همواره بهعنوان مفهومی کلیدی مطرح بوده و بشر بهدنبال یافتن عوامل و شیوههایی بوده که او را در جهت رسیدن به زندگی خوب رهنمون سازد. مطابق گزارش نامبئو (NUMBEO) سال ۲۰۱۵ در بررسی شاخص کیفیت زندگی، رتبه شهر تهران در مقایسه با شهرهای کشورهای دیگر از میان ۱۱۳ کشور، ۱۰۶ میباشد که این عدد وضعیت نامناسب کیفیت زندگی در کشور ایران را نشان میدهد. متغیر کیفیت زندگی، مفهومی پویا است و با مرور زمان دستخوش تغییر و دگرگونی میشود. بررسی و سنجش این مفهوم، وضعیت توسعه انسانی در جامعه را به تصویر میکشد. بنابراین بررسی مستمر کیفیت زندگی ضروری است. در این مقاله سعی بر آن است تا تأثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر کیفیت زندگی شهروندان تهرانی، مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین متغیرهایی از قبیل حمایت اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، شادمانی اجتماعی و پایگاه اقتصادی اجتماعی بهعنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شدند.
روش: پژوهش حاضر در سطح تبیینی است که با روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان تهرانی در سال ۱۳۹۴ بود. انتخاب نمونه با تلفیق نمونهگیری خوشهای و نمونهگیری طبقهبندی نامتناسب صورت گرفته است. تکنیکهای جمعآوری دادهها، پرسشنامه و مصاحبه بودند که در حجم نمونه ۴۲۰ نفر در سه منطقه شمال، جنوب و مرکز تهران (تعداد ۱۴۰ نمونه در هر منطقه) اجرا و برای سنجش کیفیت زندگی، از پرسشنامه استاندارد جهانی کیفیت زندگی استفاده شد. تحلیل دادهها با کمک نرمافزار SPSS انجام شد. آزمونهای مورد استفاده برای تحلیل دادهها شامل آزمون همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون و تحلیل مسیر است.
یافتهها: از نظر سنی، عمده پاسخگویان جوان و بیش از نیمی از آنها دارای کیفیت زندگی متوسطی بودند. در بعد ذهنی کیفیت زندگی، بیش از نیمی از پاسخگویان، برای فعالیتهای روزمره خویش نیازمند درمان پزشکی بودند. در بعد عینی کیفیت زندگی، اکثر آنها سلامت محیط اطراف خود را پایین ارزیابی کردند. اکثر پاسخگویان دارای حمایت اجتماعی پایین، احساس محرومیت نسبی متوسط، شادمانی اجتماعی متوسط به بالا و پایگاه اقتصادی اجتماعی متوسط بودند. نتایج استنباطی حاکی از آن است که متغیرهای شادمانی اجتماعی، حمایت اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و پایگاه اقتصادی اجتماعی بیش از نیمی از تغییرات کیفیت زندگی شهروندان تهرانی را تبیین میکنند که در این میان، متغیر شادمانی اجتماعی بیشترین تأثیر را دارد.
بحث: متغیر شادمانی اجتماعی متأثر از احساس محرومیت نسبی و حمایت اجتماعی است و متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی نیز تحت تأثیر احساس محرومیت نسبی میباشد. متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت زندگی به ترتیب بیشترین اثرگذاری عبارت است از شادمانی اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و پایگاه اقتصادی اجتماعی. بنابراین میتوان گفت که کیفیت زندگی مناسب بهوسیله وجود احساس شادمانی در فرد، کمتربودن احساس محرومیت نسبی، قرارگرفتن در موقعیت اقتصادی اجتماعی بالاتر و حمایتی که فرد از سوی خانواده، دوستان و آشنایان دریافت میکند، ایجاد میشود. با توجه به اثربخش بودن متغیرهای مستقل شادمانی اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، پایگاه اقتصادی اجتماعی و حمایت اجتماعی در کیفیت زندگی شهروندان تهرانی با ضریب تعیین بالا و رابطهای که متغیرهای مستقل با یکدیگر دارند، پرداختن به تمامی آنها نیازمند توجه عمیق و بررسیهای گستردهای است که بایستی در رأس برنامههای اجتماعی و اقتصادی جامعه قرار گیرد. از آنجایی که کلانشهر تهران، جمعیت فراوانی را در خود جای داده است، یافتههای پژوهش حاضر میتواند تا حدی قابل تعمیم به کلانشهرهای دیگر کشورمان باشد و بدین ترتیب نتایج پژوهش که تأکید بر دو بعد اجتماعی و اقتصادی دارد، کمک شایانی در اصلاح شرایط جامعه و ارتقاء کیفیت زندگی افراد خواهد داشت.

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb