جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای شفیعی

یدالله دادگر، جعفر شفیعی سردشت، علی تازیکی نژاد،
دوره ۱۰، شماره ۳۶ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده

 

  طرح مسأله : طرح مسئله :رفاه اجتماعی به‌عنوان مجموعه‌ای سازمان‌یافته از قوانین، مقررات، برنامه‌ها و سیاست‌ها که در قالب موسسات رفاه و نهادهای اجتماعی به منظور پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان ارائه می‌شود، یکی از جنجال‌برانگیزترین موضوعاتی است که پیرامون آن مباحث و آراء گوناگونی ابراز شده است. از طرف دیگر با توجه به سطح توسعه‌یافتگی ملل، رژیم‌های رفاهی مختلقی در جهان معاصر ظهور کرده‌اند. در این نوشتار ابتدا با توجه مفهوم کالایی‌زدایی ( decomodification ) به بررسی و تحلیل انواع رژیم‌های رفاهی با تاکید بر دولت رفاه می‌پردازیم و در ادامه جایگاه نظام رفاهی ایران بررسی می‌شود .

  روش: نوشتار حاضر، تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر نظریه‌های اقتصاد رفاه و اقتصاد بخش عمومی بوده و در آن از منابع کتابخانه‌ای استفاده شده است .

  نتایج: بین رفاه اجتماعی و سطح توسعه‌یافتگی یک کشور این ـ همانی وجود دارد. سه نوع رژیم رفاهی در حال حاضر قابل تشخیص است که عبارت‌اند از دو رژیم فرا رفاهی عدم تامین و تامین غیررسمی و دیگری رژیم دولت رفاه. رژیم اخیر خود شامل سه رویکرد پسماندی، مشارکتی و حداکثری است که این تقسیم‌بندی مبتنی بر نظریه همگرایی است. به رغم انتقاداتی که از رژیم دولت رفاه صورت گرفته این رژیم به عنوان کارآمدترین رژیم در ایجاد رفاه حداقلی ابناء شناخته شده است. رژیم رفاهی در ایران رژیم دولت رفاه نیست .

 


محمدحسین شریف زادگان، امیر شفیعی،
دوره ۱۵، شماره ۵۶ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: برنامه­ریزی شهری در ایران تاکنون بیشتر در قالب رهیافتهای سنتی و به طور خاص رهیافت ساده - جامع آن باقی مانده است. با روشن شدن کاستیهای رهیافتهای مذکور، یک تلاش بطئی جهت ارتقای فرآیند و فرآورده­ی برنامه­ریزی شهری در نظام موجود صورت پذیرفته است. به موازات این تغییرات، نظریه و کنش برنامه­ریزی در کشور­های توسعه یافته نیز تغییر یافته و بسته به زمینه­های مختلف، شیوه­های متفاوتی پیگیری و اجرا می­شود. پس از گرایش برنامه­ریزی شهری به جلب مشارکت در دهه­های شصت و هفتاد میلادی، نظریه برنامه­ریزی ارتباطی، به عنوان شیوه پیشرفته از جلب مشارکت مردمی مطرح شد که موجب تغییر در کنشهای نظری و عملی توسعه شهری و منطقه­ای شده است. انگیزه ارتقای شیوه برنامه­ریزی شهری در ایران در کنار قوت نظری برنامه­ریزی ارتباطی، این سوال را پدید می­آورد که آیا می­توان این شیوه از برنامه­ریزی شهری را در سازوکار برنامه­ریزی ایران بکار بست؟ مقاله حاضر به دنبال پاسخ این پرسش است.

روش: مراحل پژوهش حاضر در قالب چهار قسمت اصلی انجام شده است. ابتدا تحولات برنامه­ریزی شهری در جهان و گرایش به استفاده از مشارکت جامعه محلی (که ضعف آن از جمله مشکلات برنامه­ریزی در ایران است) بررسی می­شود. دوم، نظریه برنامه­ریزی ارتباطی و رهیافتهای مرتبط به عنوان رهیافتی که توانایی بکارگیری مشارکت جامعه محلی را دارد، معرفی می­شوند. در ادامه ضرورت و فرصت بکارگیری این قسم از برنامه­ریزیها در فضاهایی متفاوت از فضایی که نظریه از آنجا برخاسته است، تبیین می­شود. در نهایت، شرایط به‌کارگیری این نوع از برنامه­ریزی در محله فرحزاد به عنوان مورد پژوهش این مقاله بررسی شده است و راهکارهای احتمالی ارائه می­گردند. داده­های این پژوهش از راه مطالعات اسنادی، پیمایش محیطی و مصاحبه (اعم از انجام پرسش‌نامه و مصاحبه عمیق) جمع­آوری شده است.

یافته‌ها: بر اساس مطالعات این پژوهش می­توان اظهار داشت که ماهیت ذاتی برنامه­ریزی ارتباطی امکان به‌کارگیری آن در کشورهای در حال توسعه در مقیاس خرد و به‌ویژه نواحی با مشکلات پیچیده (مثل نواحی فرسوده و یا غیررسمی) فراهم می­کند.

بحث: برنامه­ریزی ارتباطی با تاکید بر فرآیند به‌جای محتوا، شرایط بستر برنامه­ریزی را عملا دخیل می­کند و همچنین مقیاس خرد آن سبب می­شود تا مشکلات توسط نهادهای خرد و به‌دور از موازی­کاریها و تداخلهای قانونی نهادهای بزرگ جامعه حل شوند و یا در غیراین‌صورت به تکوین نهادهای شهری و برقراری دموکراسی شهری کمک کند.



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb