چکیده: (44 مشاهده)
مقدمه: در راستای اهمیت روزافزون شادی و رفاه ذهنی به عنوان معیار نهایی توسعه و محور «اقتصاد شادی»، این پژوهش با تمرکز بر ایران در دورۀ ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ (به عنوان نمونۀ یک اقتصاد تحت شوک)، به بررسی رابطۀ بین درآمد و شادی و آزمون نقش تعدیلگری نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی میپردازد. هدف اصلی آن، ارائه و بهکارگیری یک چارچوب نوآورانه و بومی برای تحلیل این رابطه است که بهطور بالقوه بتواند به ابزاری مؤثر برای پایش و ارزیابی سیاستهای عمومی تبدیل شود.
روش: این مطالعه با استفاده از دادههای پانلی استانهای ایران (۱۳۹۰-۱۴۰۰) و در چارچوب یک نظام تحلیل یکپارچه مبتنی بر پایتون انجام شده است. روششناسی ترکیبی پیشرفتهای بهکار گرفته شده که شامل مدلسازی بیزی، الگوریتمهای یادگیری ماشین و روشهای ناپارامتریک است. برای افزایش دقت و تفسیرپذیری، از رگرسیون ریج (برای مدیریت همخطی) و روش شیپ (برای تفسیر مدل) نیز استفاده شده است.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد در اقتصاد ایران، کاهش قدرت خرید واقعی عامل تأثیرگذار اصلی بر شادی است، نه نابرابری درآمدی. رابطه درآمد و شادی روندی افزایشی و غیرخطی دارد. اثر نابرابری در مدلهای پیشرفته غیرمعنادار بود و تنها فرضیه مادیگرایی مستمر تأیید شد. نتایج با روشهای پیشرفته بیزی و یادگیری ماشین، قطعی و قابل اتکا هستند.
بحث: این پژوهش نشان داد در بستر اقتصادی ایران، حفظ قدرت خرید واقعی و کنترل تورم، تأثیر مستقیمتری بر شادی نسبت به کاهش نابرابری دارد. یافتهها ضرورت بومیسازی نظریههای مرسوم شادی و تمرکز سیاستی بر ثبات اقتصادی را نشان میدهند. چارچوب ارائهشده نیز ابزاری عملی برای پایش تأثیر سیاستها بر رفاه ذهنی فراهم میکند.
نوع مطالعه:
اصیل |
موضوع مقاله:
هزینه و سیاستهای اقتصادی دریافت: 1404/9/16 | پذیرش: 1405/4/7
ارسال پیام به نویسنده مسئول