دوره 25، شماره 99 - ( 11-1404 )                   جلد 25 شماره 99 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.USWR.1397.080


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Takaffoli M, Shati M, Vameghi M, Mousavi M T, Arshi M. (2026). Developing Indicators for Evaluating the Child Welfare System in Iran according to the Logical Model. refahj. 25(99), : 2 doi:10.32598/refahj.25.99.2097.5
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4518-fa.html
تکفلی مرضیه، شتی محسن، وامقی مروئه، موسوی میرطاهر، عرشی ملیحه.(1404). طراحی بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران با رویکرد مدل منطقی رفاه اجتماعی 25 (99) 10.32598/refahj.25.99.2097.5

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4518-fa.html


متن کامل [PDF 520 kb]   (158 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (418 مشاهده)
متن کامل:   (15 مشاهده)
مقدمه
در طول تاریخ، همراستا با تحولات نسبت به کودکان و دوران کودکی، هم نقش خانواده و هم جامعه برای ایجاد شرایط مناسب برای مراقبت و پرورش کودکان، با دگرگونیهای قابلتوجهی روبهرو بوده است (بن آریه، 2010). با تصویب پیماننامه حقوق کودک در سال 1989، بهصورت صریح بر مسئولیت کلیدی و قابلتوجه دولتها در محافظت و حمایت از کودکان تأکید شده است. از طرفی، امروزه کشورهای مختلف عمدتاً در کنار مجموعه خدمات متعدد مانند آموزش و بهداشت که برای تأمین نیازهای عموم کودکان ارائه میدهند، در قالب «نظام رفاه کودک» به نیازهای ویژه انواع کودکان توجه و رسیدگی میکنند.
درواقع میتوان عنوان کرد که در کشورهای مختلف ساختار و فرایند مشخص و هدفمندی برای سیاستگذاری و خدمترسانی به کودکان بهویژه گروههای آسیبپذیر یا در معرض آسیب، با عنوان «نظام رفاه کودک» وجود دارد.
 با توجه به مروری که بر مطالعات و اسناد کشورهای مختلف صورت گرفت، درحالحاضر میتوان دو نوع طبقهبندی کلی از تعاریف رفاه کودک عنوان کرد. در نوع اول، رفاه کودک محدود به «محافظت از کودک» است و دولتها در کنار خدمات محدودی که برای همه کودکان و خانوادهها فراهم میکنند، خدمات رفاه کودک خود را محدود به کودکان و خانوادههای در معرض خطر و آسیبدیده میکنند. با توجه به این تعریف، خدمات رفاه کودک، بهعنوان آخرین راه پاسخگویی توسط دولت برای محافظت از کودک در برابر آسیب بهویژه کودکآزاری است و زمانی که سایر خدمات پیشگیرانه و همگانیتر مانند آموزش، مسکن عمومی، اشتغال و بهداشت همگانی با شکست مواجه شدهاند، دیده میشوند (بیلی، 2004؛ پکورا و همکاران، 2010؛ ویلسون و همکاران، 2020).
اما در نوع دوم، رفاه کودک در کنار «بهزیستی کودک» قرار میگیرد و کشورها درصدد هستند که با نگاهی فراگیر و پیشگیرانه خدمات رفاه کودک خود را در راستای بهزیستی همه کودکان و با مشارکت و حمایت خانواده فراهم کنند (ویلسون و همکاران، 2020). این رویکرد بر ایجاد امکانات و شرایط اجتماعی است که در آن به تمام کودکان فرصت مناسب و کافی داده شود تا به نهایت تواناییهای بالقوه خود برسند (کدل و استنلی، 2015).
 نظامهای رفاه کودک به دنبال ابزارهای اندازهگیری معتبر و پایدار برای بررسی نتایج خدمات و اقدامات خود هستند. درواقع در کشورهای مختلف سیاستگذاران، برنامهریزان و ارائهدهندگان خدمات همگی به دنبال برنامههایی با اثربخشی بالا و هزینه پایین هستند (آن و همکاران، 2014؛ ازل و همکاران، 2011). نکته قابلتوجه این است که ارزشیابی و سنجش عملکرد نیازمند بیانگرهایی برای اندازهگیری روند حرکت بهسوی تحقق اهداف سیاستها و برنامهها است (اتحادیه اروپا، 2017). لذا برای ارزشیابی نظام رفاه کودک، بیانگرهای مختلفی در کشورهای مختلف مانند کانادا (ترومه، 2024)، آمریکا (صادقی، 2024؛ واحد سلامت و خدمات انسانی آمریکا، 2016)، استرالیا (مؤسسه سلامت و رفاه استرالیا، 2024) و ایرلند (خدمات اجرایی سلامت ایرلند، 2013) به کار گرفته میشود که این بیانگرها ابعاد و طبقهبندیهای مختلفی دارند.
در رابطه با اهمیت وجود بیانگرها میتوان عنوان کرد که در دسترسبودن دادهها میتواند در چگونگی مفهومسازی عملکرد، نقش داشته باشد. درواقع، این بیانگرها میتوانند منجر به برساخت مفاهیم این حوزه، محدودسازی یا توسعه سیاستهای رفاه کودک، جهتدهی به مداخلات و تعریف استاندارد برای ارزشیابی نتایج شوند. درواقع ارتقای کیفیت ارائه خدمات، افزایش پاسخگویی، ایجاد ضرورت در دسترسبودن دادههای هدفمند و قابلاعتماد، نظارت و ارزشیابی مداوم و امکان مقایسه دستاوردها، همگی ازجمله اثرات و کاربردهای تدوین بیانگرهای سنجش خدمات هستند (آن و همکاران، 2017؛ لولی، 2015؛ سمپلز و همکاران، 2013؛ صادقی و همکاران، 2024؛ تیلبری، 2007؛ تیلبری، 2004؛ یونیسف و شبکه مراقبت بهتر، 2008).
یکی از روشهای پایش و ارزشیابی که الگو و چارچوبی برای انواع بیانگرها فراهم میکند، مدل چارچوب منطقی (رفیعی و همکاران، 2018) یا مدل بیانگرهای مبتنی بر نتایج (ترومه و همکاران، 2009) است. مدل منطقی نقشهای از روابط میان منابع برنامه، فعالیتها و نتایج مورد انتظار است که فرضیات و نظریههای زیربنایی برنامه را نیز نشان میدهد (واحد استراتژی سلامت ملی، 2016). اجزای اصلی یک مدل منطقی بیانگرهایی در ابعاد مختلف درونداد، فرایند، فعالیت، برونداد، نتیجه یا برآیند و اثر نهایی را شامل میشود (رفیعی و همکاران، 2018).
در ایران در دهههای اخیر دستاوردهای قانونی قابلتوجهی در حوزه حقوق کودکان به دست آورده است. همچنین درحالحاضر نهادهای مختلف و متعددی هستند که در رابطه با ابعاد مختلف رفاه و آسایش کودکان بهویژه گروههای کودکان در معرض خطر، سیاستگذاری، برنامهریزی و مداخله میکنند. این نهادها هرکدام بهصورت مجزا و بعضاً موازی و پراکنده برای گروههای مختلف کودکان بهویژه کودکان در معرض آسیب یا آسیبدیده برنامهریزی و مداخله میکنند؛ اما درحالحاضر بهصورت رسمی نظام و ساختار هماهنگ و تعریفشدهای وجود ندارد و همچنین سازوکار یکپارچهای برای نظارت و ارزشیابی این سیاستها و خدمات پراکنده نیز دیده نشده است.
 مطالعاتی پراکنده و متعددی در ایران در رابطه با چارچوب قانونی و سیاستگذاری حمایت از کودکان در معرض آسیب و خطر انجام شدهاند (عابدینی و مشکیباف، 2022؛ اکبرینه، 2013؛ ابراهیمآبادی و مرانی، 2024؛ غفاری و حسینی، 2016؛ هدایت و هاشمی، 2017؛ محجوب، 2024؛ موسوینصب و همکاران، 2021؛ سنجری و زارع، 2024؛ زاهد و همکاران، 2024). اما در مطالعه تکفلی و همکاران (2022، 2020)، با کمک تعاریف بینالمللی و بستر سیاستهای موجود در کشور، نظام رفاه کودک در ایران را برای مجموعه سیاستها و خدمات موجود در چارچوب نظاممند و یکپارچه مفهوم نظام رفاه کودک تبیین کردهاند (تکفلی و همکاران، 2020 و 2022). با توجه به مطالعه تکفلی و همکاران (2022)، نظام رفاه کودک در ایران، شامل مجموعهای از سیاستها و خدمات مداخلهای و پیشگیرانه حاکمیتی (شامل قوای سهگانه) و یا خدمات واگذارشده از جانب حاکمیت به بخش غیردولتی است که برای کودکان (افراد زیر 18 سال) آسیبدیده یا در معرض آسیب و همچنین خانوادههای آنان در تأمین نیازهای کودکان وجود دارد. این خدمات زمانی ارائه میشوند که خدمات همگانی و عمومی موجود در جامعه پاسخگوی نیازهای کودک یا خانواده برای تأمین نیازهای کودک نباشند (تکفلی و همکاران، 2022). طبق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب 1399 سازمان بهزیستی کشور متولی اصلی شناسایی، پذیرش، حمایت، نگهداری و توانمندسازی این گروه از کودکان است که با نظارت و همکاری مستقیم با دستگاه قضایی وظایف خود را انجام میدهد. همچنین سایر دستگاههای حاکمیتی و عمومی موظف به همکاری با سازمان بهزیستی در چارچوب وظایف خود هستند.
درحالحاضر در ایران، با وجود سیاستها و خدمات پراکنده بخشی و بین بخشی موجود، نظام ارزشیابی هماهنگ و تعریفشدهای برای این اقدامات وجود ندارد. لذا نیاز است که با توجه بهضرورت وجود بیانگرهای ارزشیابی نظامهای رفاه کودک، بهویژه به دلیل اهمیت افزایش بهرهوری منابع محدود در ایران، بیانگرهایی برای سنجش و ارزشیابی نظام رفاه کودک در کشور تدوین شود. لذا این مطالعه به دنبال این است که در چارچوب رویکرد جامع مدل منطقی، بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک را تدوین کند. نکته قابل تأکید این است که با توجه به انواع تعاریفی که از نظام رفاه کودک در سطح بینالمللی ارائه شد و همچنین تعریف نظام رفاه کودک در کشور با توجه به مطالعات موجود و بهویژه در چارچوب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب 1399، این مطالعه نیز نظام رفاه کودک را محدود به کودکان در معرض آسیب یا آسیبدیده در نظر گرفته است. از طرف دیگر، با توجه به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (1399)، در این مطالعه تمرکز اصلی بر دو دستگاه سازمان بهزیستی و مرجع قضایی است.
روش
در این مطالعه، برای تدوین بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک ایران، در اولین قدم با کمک مرور منابع داخلی و بینالمللی، مجموعه اولیهای از بیانگرها در چارچوب مدل منطقی، استخراج و تدوین شدند. سپس روایی محتوای آنها شامل مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک صاحبنظران مختلف اندازهگیری و تأیید شد.
در مرحله مقدماتی، منابع رسمی کشورهای مختلف در رابطه با چگونگی ارزشیابی و نظارت بر نظام رفاه کودک خود و منابع رسمی سازمانهای بینالمللی حوزه کودک برای ارزشیابی اقدامات حوزه رفاه و محافظت از کودک مرور و بررسی شدند. در این مرحله مروری، استخراج و طبقهبندی بیانگرها، «دستگاه قضایی» و «سازمان بهزیستی» بهصورت متمرکز موردتوجه بودند؛ زیرا قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (1399)، نقش پررنگ و متولیگرانهای به دستگاه قضایی و سازمان بهزیستی در شناسایی، پذیرش، حمایت، نگهداری و توانمندسازی کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز داده است. علاوهبراین، مطالعات نشان میدهند که رویکرد ایران در رفاه کودک به مدل «محافظت از کودکان» نزدیکتر است که با توجه به آن کودکآزاری و غفلت گروه هدف اصلی، نظام سیاستگذاری و خدمترسانی محسوب میشوند و عمده خدمات با رویکرد واکنشی و غیرپیشگیرانه، پس از وقوع آسیب ارائه میشوند (تکفلی و همکاران، 2020). از همین رو، گروه هدف اصلی که بیانگرهای جمعآوریشده در مرحله مروری به آن پرداختند، «کودکان مورد آزار، غفلت و خشونت واقعشده» و همچنین «کودکان بدسرپرست یا بیسرپرست» بود که ساختار، سیاستها و فرایند ارائه خدمات تعریفشدهتری در سازمان بهزیستی و دستگاه قضایی برای آنان وجود دارد. پس از انتخاب این چارچوب و مرور منابع بینالمللی، مجدداً اسناد مرتبط با طرحها و برنامههای موجود در کشور و گزارشهای سالیانه، دورهای و آماری دستگاههای حاکمیتی با تمرکز بر انواع کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز مرور شدند تا شاخص و بیانگرهای موجود در آنها برای گزارش عملکرد و ارزشیابی خدماتشان استخراج و بررسی شود. لذا درنهایت 224 بیانگر در چهار طبقه درونداد (75 بیانگر)، فرایند (18 بیانگر)، برونداد (57 بیانگر) و برآیند (74 بیانگر) با کمک مرور منابع جمعآوری و تدوین شدند.
جامعه پژوهش برای مرحله روایی محتوا، شامل همه صاحبنظران دانشگاهی، سیاستگذاران، برنامهریزان، مدیران ذیربط و کارشناسان اجرایی مرتبط با حوزه کودکان بهویژه کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز در سازمانهای حاکمیتی، عمومی و غیردولتی که از تجربه و سابقه پژوهشی، سیاستگذاری و اجرایی در این حوزه برخوردار بودند، بوده است که بهصورت هدفمند و با توجه به معیارهای ورود و خروج تعریفشده، 33 نفر انتخاب شدند و درنهایت 20 نفر از صاحبنظران چکلیست را تکمیل کردند و نمرات آنها تحلیل شد. در این مطالعه با توجه به محدودیتهای دسترسی به صاحبنظرانی که هم در رابطه با کودکان و هم در حوزه روششناختی شاخص و بیانگر، تجربه و دانش کافی را داشته باشند، تلاش شد صاحبنظران دارای تجربه و دانش در هریک از این دو حیطه و در صورت امکان هردو حیطه باشند؛ بنابراین معیارهای ورود متخصصان عبارت بودند از 1. تخصص و تجربه حداقل پنج سال کار برنامهریزی، مدیریتی یا اجرایی در زمینههای مرتبط با رفاه کودکان را داشته باشد؛ و یا 2. حداقل تجربه یک کار پژوهشی در حوزه تدوین شاخص و بیانگر و یا مقاله معتبر در این حوزه داشته باشند؛ و 3. تمایل داشته باشند در مطالعه شرکت کنند.
برای آزمون روایی محتوا مجموعه اولیه بیانگرهای سنجش نظام رفاه کودک، این بیانگرها در قالب چکلیستی آماده شده و در اختیار صاحبنظران برای امتیازدهی قرار گرفت. درواقع با کمک چکلیست، برای روایی محتوای بیانگرهای حاصل از مرور منابع، سه شاخص مناسبت، شفافیت و جامعیت (عبدالله پور و همکاران، 2011) از دیدگاه صاحبنظران ارزیابی شدند. درواقع مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک نظر صاحبنظران به دست آمد. همچنین پیش از اندازهگیری شاخصهای روایی محتوا، شاخص درجه توافق کلی نیز با کمک صاحبنظران اندازهگیری شد.
با توجه به حجم بالای مجموعه بیانگرهای پیشنهادی، برای تسهیل امکان پاسخگویی از جانب صاحبنظران، بیانگرهای پیشنهادی با توجه به تعدادشان در سه گروه «درونداد»، «فرایند و برونداد» و «برآیند» در اختیار سه گروه مجزا از صاحبنظران قرار گرفت. همچنین مجموعه کامل تمام بیانگرها در اختیار دو نفر از صاحبنظران (با توجه به پیشینه و تجربه هم در حوزه کودکان و هم در حوزه بیانگرها) قرار گرفت و نمرات جمعآوری شد.
در منابع مختلف سطح قابلقبول شاخص درجه توافق کلی 70 درصد یا 80 درصد عنوان شده است (شواتز و همکاران، 2007) و در این مطالعه نیز با درنظرگرفتن رویکرد کمتر محافظهکارانه و سطح قابلقبول 70 درصد (شواتز و همکاران، 2007)، بهصورت کلی بیانگرهای پیشنهادشده هم در مناسبت (85/71 درصد) و هم در شفافیت (77/23 درصد) از درجه توافق کلی قابلقبولی برخوردار بودند. در سطح هر یک طبقات، شفافیت درونداد از توافق پایینی برخوردار بود که با توجه به اینکه مناسبت درونداد توافق قابلقبولی داشت، لازم بود که تنها نگارش و ادبیات بیانگرهای درونداد اصلاح ویرایش شوند که با توجه به پیشنهادهای ارائهشده اصلاحات لازم انجام شد. در رابطه با مناسبت و شفافیت هر سؤال (I-CVI)، مواردی که زیر 80 درصد نمره گرفته بودند، مجدد بازبینی و اصلاح شدند و موارد زیر 70 درصد نیز بهصورت دقیق در پنلی متشکل از سه نفر از صاحبنظران ویرایش یا حذف شدند. مناسبت و شفافیت کلی ابزار (S-CVI)، با هر دو روش رویکرد توافق کلی و رویکرد میانگین اندازهگیری شد (عبداللهپور و همکاران، 2011). با درنظرگرفتن معیار 80 درصد برای رویکرد میانگین (عبداللهپور و همکاران، 2011)، مشاهده شد که تمامی نمرات کسبشده هم در طبقات و هم بهصورت کلی بالاتر از این معیار هستند. همچنین با درنظرگرفتن معیار 70 درصد در رویکرد توافق کلی (شواتز و همکاران، 2007)، S-CVI شفافیت و مناسبت به‌صورت کلی بالاتر از این معیار بودند. درنهایت نیز جامعیت هریک از طبقات و همچنین جامعیت کل مجموعه چکلیست محاسبه و تأیید شدند (95 درصد).
یافتهها
همانطور که عنوان شد، در این مرحله 20 نفر از صاحبنظران چکلیست را تکمیل و نمرات آنها تحلیل شد. تمامی (100 درصد) این صاحبنظران سابقهای بالای 10 سال در سازمان اجرایی متولی رفاه و محافظت از کودک و همچنین در دانشگاههای مختلف داشتند. اکثریت شرکتکنندگان (80 درصد) دارای مدارک تحصیلی پزشکی، دکتری تخصصی یا بالاتر و پسازآن 3 نفر دانشجوی دکتری تخصصی و یک نفر هم دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد بود.
درنهایت برای هریک از طبقات بیانگرها، با توجه به نمرات کمی و همچنین پیشنهاداتی که صاحبنظران بهصورت کیفی داده بودند، در پنل متخصصین، اصلاحات و تغییرات انجام شد و درنهایت 215 بیانگر تأییدشده در طبقات مختلف درونداد، فرایند، برونداد و فرایند به دست آمدند.
 در ادامه در جداول شماره 1 الی 4 برای هر یک از ابعاد درونداد (74 بیانگر)، فرایند (17 بیانگر)، برونداد (53 بیانگر) و برآیند (71 بیانگر)، طبقات اصلی به دست آمده و همچنین نمونه بیانگرهایی موردتأیید گزارش شده است. علاوه بر این موارد، در نتیجه پیشنهادهای کیفی مطرحشده از جانب صاحبنظران 15 بیانگر جدید درونداد و 5 بیانگر جدید برآیند نیز در کنار بیانگرهای مورد تأیید صاحبنظران معرفی شدند.
در رابطه با بعد درونداد که به ورودیهای نظام رفاه کودک، اشاره دارد، 74 نشانگر در طبقات بودجه و منابع مالی، نیروی انسانی، زیرساختهای اطلاعاتی و اجرایی و قانونی، خدمت گیرندگان سیستم و دسترسی به خدمات استخراج شدند که در جدول شماره 1 نمونههایی از نشانگرهای هر طبقه ارائه شده است.
جدول 1 - مجموعه بیانگرهای درونداد برای سنجش نظام رفاه کودک با تأیید صاحبنظران (74 بیانگر)
در رابطه با بعد فرایند که بر چگونگی سیاستگذاری، برنامهریزی و انجام مداخلات نظام رفاه کودک تمرکز دارد، 17 نشانگر در طبقات اجرای مداخلات مبتنی بر دستورالعمل و استانداردها: ثبت و گزارشنویسی پروندهها، ارائه بهموقع خدمات و سایر استانداردهای مرتبط استخراج شدند که در جدول شماره 2 نمونههایی از نشانگرهای هر طبقه ارائه شده است.
جدول 2 - مجموعه بیانگرهای فرایند برای سنجش نظام رفاه کودک با تأیید صاحبنظران (17 بیانگر)
در رابطه با بعد برونداد که بر خروجیهای بلافصل نظام رفاه کودک تمرکز دارد، 53 نشانگر در طبقات پوشش خدمات و رضایت خدمت گیرندگان استخراج شدند که در جدول شماره 3 نمونههایی از نشانگرهای هر طبقه ارائه شده است.
جدول 3 - مجموعه بیانگرهای برونداد برای سنجش نظام رفاه کودک با تأیید صاحبنظران (53 بیانگر)
در رابطه با بعد برآیند که بر نتیجه و خروجیهای نهایی نظام رفاه کودک تمرکز دارد، 71 نشانگر در طبقات آگاهی عمومی در مورد پیشگیری و مداخله در بدرفتاری با کودکان، بهزیستی کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز تحت مراقبت، نظارت و حمایت سازمان بهزیستی، توانمندسازی خانوادههای کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز تحت مراقبت، نظارت و حمایت، آمادگی ترخیص و یا استقلال کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز تحت مراقبت، نظارت و حمایت و درنهایت توانمندسازی فرزندان بالای 19 سال تحت حمایت و پیگیری استخراج شدند که در جدول شماره 4 نمونههایی از نشانگرهای هر طبقه ارائه شده است.
جدول 4 - مجموعه بیانگرهای برآیند برای سنجش نظام رفاه کودک با تأیید صاحبنظران (71 بیانگر)
بحث
در این مطالعه مجموعه بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک در چهار طبقه درونداد، فرایند، برونداد و برآیند تدوین و طبقهبندی شدند. همانطور که عنوان شد، تمرکز این بیانگرها بر دو دستگاه اصلی سازمان بهزیستی و مرجع قضایی است و البته در مواردی با توجه به اهمیت دستگاههای همکار بهویژه در بیانگرهای درونداد، بیانگرهای مرتبط با سایر دستگاهها بهویژه بیانگرهای مرتبط با همکاری و تعامل آنها نیز در نظر گرفته شدهاند.
علاوه بر این، عنوان شد که ساختار ارائه خدمات مرتبط با این بیانگرها متمرکز بر «کودکان مورد آزار، غفلت و خشونت واقعشده» و همچنین «کودکان بدسرپرست یا بیسرپرست» است؛ زیرا رویکرد ایران در رفاه کودک به مدل «محافظت از کودکان» نزدیکتر است که در آن کودکآزاری گروه هدف اصلی نظام سیاستگذاری و خدمترسانی محسوب میشوند و عمده خدمات با رویکرد واکنشی و غیرپیشگیرانه، پس از وقوع آسیب ارائه میشوند (گیلبرت و همکاران، 2011 و تکفلی و همکاران، 2020).
درواقع در ایران ساختار، سیاستها و فرایند ارائه خدمات تعریفشدهتری در سازمان بهزیستی و دستگاه قضایی برای آنان وجود دارد که این بیانگرها مبتنی بر آن تدوین شدند.
در مقایسه این بیانگرهای پیشنهادی با بیانگرها و شاخصهایی که درحالحاضر در طرحها و برنامهها، گزارشهای سالیانه، دورهای و آماری برای انواع کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز در دستگاههای مختلف و سیاستگذاریهای ایران وجود دارد، میتوان عنوان کرد که بیانگرهای موجود در این اسناد عمدتاً محدود به بیانگرهای کمی درونداد شامل منابع مالی، نیروی انسانی و دسترسی به خدمات و همچنین بیانگرهای کمی برونداد در رابطه با پوشش خدمات بودند.
درواقع بیانگرهای مرتبط با چگونگی انجام سیاستها و مداخلات (فرایند) و همچنین تأثیرات و نتایج کوتاهمدت و بلندمدت آنها بر خدمتگیرندگان (برآیند) چندان موردتوجه نبوده است. علاوه بر این با توجه به شفافنبودن تعاریف و نحوه محاسبه آمار و بیانگرها و تغییر آنها در گزارشهای مختلف، امکان مقایسه آنها در طول زمان از دقت لازم برخوردار نبود. لذا این خود نشاندهنده ضرورت تعریف یکپارچه و ملی بیانگرهای بخشی و بینبخشی است.
در مقایسه میان این بیانگرها با بیانگرهای کشورهای مختلف، میتوان عنوان کرد که در بیانگرهای ایران نیز همانند کشورهایی مشابه با رویکرد محافظت از کودک چون آمریکا و کانادا، کودکآزاری و غفلت بخش مهمی از بیانگرها را تشکیل میدهند (صادقی و همکاران، 2024؛ ترومه، 2024؛ دپارتمان سلامت و خدمات انسانی آمریکا، 2016، 2020).
البته در بیانگرهای معرفیشده برای ایران تلاش شد با درنظرگرفتن سایر وضعیتهای مخاطرهآمیز بهعنوان شرایط ورود به نظام رفاه کودک، این رویکرد محدود تعدیل شود. همچنین مشابه با کشورها با رویکرد محافظت از کودک که عمدتاً با ضعف نظام یکپارچه و فراگیر رفاه و تأمین اجتماعی مواجه هستند، در مطالعه ما نیز، بیانگرهای مرتبط با خدمات حمایتی و پیشگیرانه کمتر موردتوجه قرار گرفتند؛ زیرا با وجود تلاشهای اولیه برای مشمولشدن این موارد در بیانگرها، گستردگی و پراکندگی آنها میان دستگاههای مختلف (مانند وزارت آموزشوپرورش و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) منجر به حجم بسیار زیاد این موارد بدون وجود یکپارچگی مشخص با یکدیگر شد. درواقع این خدمات باید در سایر نظامهای بهداشت و درمان، آموزشی و رفاهی سنجیده شوند و تنها ارتباطشان با نظام رفاه کودک بهعنوان بیانگرهای رفاه کودک بررسی شود. لذا امکان طبقهبندی و ارائه آنها عملیاتی نبود و همچنین مواردی نیز توسط صاحبنظران حذف شد.
اما از طرفی در مجموعه بیانگرهای پیشنهادی برای برآیند، همانند کشورهایی چون استرالیا و انگلستان تلاش شد که نگاه جامع به وضعیت بهزیستی و تکامل کودکان تحت پوشش (و نهفقط پیشگیری از وقوع آسیب مجدد) حتی پس از ورود به بزرگسالی اعمال شود و همچنین به بهزیستی و توانمندی خانواده نیز در کنار بهزیستی کودک توجه شود (مؤسسه سلامت و رفاه استرالیا، 2022، 2024؛ دپارتمان آموزش انگلستان، 2017، 2020، 2024؛ کمیسیون خانواده و کودک کویینزلند، 2025). همچنین بیانگرهای این مطالعه بهگونهای معرفی شدند که بهصورت چندجانبه هم دیدگاه مجریان طرحهای ارزشیابی، هم کارکنان حوزه رفاه کودک و هم خدمتگیرندگان شامل کودک و خانواده و حتی در سطح گستردهتر عموم مردم را نیز شامل شود. موضوعی که در منابع و بیانگرهای کشورهای مختلف نیز موردتأکید قرار گرفته است (مؤسسه آرسی و یونیسف، 2023؛ هال و همکاران، 2025؛ مک تاویش و همکاران، 2022).
 البته به بیانگرهای این مطالعه، همانند بیانگرهای کشورهای مختلف میتوان این نقد را وارد کرد که عمدتاً به کودکان در سنین مدرسه و نوجوانان پرداخته و کمتر بهزیستی و تکامل کودکان در سنین پایین موردتوجه است (تیلبری و توبورن 2009). علاوه بر این، بیانگرهای پیشنهادی همانند بیانگرهای کشورهای مختلف ترکیبی از بیانگرهای کمی و کیفی هستند (دپارتمان آموزش انگلستان، 2017؛ کمیسیون خانواده و کودک کویینزلند، 2025؛ صادقی و همکاران، 2024). البته هنوز هم همانطور که لاوالا و همکاران (2016) مطرح کردند در سنجش کیفیت عملکرد حرفهای متخصصان بیشتر به بیانگرهای توصیفی و کمی محدود شده است که البته این موضوع فراتر از این مطالعه، یکی از چالشهای سنجش کیفیت حرفههایی است که مبتنی بر تعاملات انسانی قرار دارد (لاوالا و همکاران، 2016).
 میتوان عنوان کرد که این مطالعه بیانگرهایی متناسب با تفکر سیستمی و با رویکردی کلنگر و یکپارچه، برای نظام رفاه کودک ایران تعریف کرده است که فرایند و همچنین تعاملات اجزا و سطوح مختلف زمینه و هدف را در نظر گرفته است و به مباحث مرتبط با مدیریت هزینه و عملکرد نیز توجه دارد. لزوم این تفکر سیستمی در منابع مختلف بهصورت جدی اشاره شده است (میر و همکاران، 2018؛ مؤسسه نجات کودکان، 2014).
در کشور ما، با وجود تدوین قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب 1399 که پشتیبان قانونی برای محافظت از کودکان آسیبپذیر است و چارچوب اجرایی بخشی و بین بخشی انواع نهادهای مسئول و فرایند را تا حدودی مشخص میکند، اما همچنان یک فرایند یکپارچه و نظاممند در ارائه خدمات به این کودکان بهصورت عملیاتی اجرایی نشده است.
این پراکندگی و موازی کاری در ارائه خدمات منجر به پراکندگی و خلأ اطلاعاتی شده و درنتیجه امکان و ظرفیت ارزیابی دقیقی وضعیت موجود و همچنین ارزشیابی خدمات نهادهای مختلف و برای گروههای مختلف کودکان آسیبپذیر کاهش پیدا میکند (اکبرینه 2013؛ غفاری و حسینی، 2016؛ محجوب، 2024). لذا تدوین این بیانگرها با این نگاه کلیدی صورت گرفت که بتواند منجر به یک رویکرد فکری نظاممند، مشارکتی و جامع برای جمعآوری اطلاعات شود که این خود میتواند به آینده نظام رفاه کودک ایران شکل بدهد و با فراهمکردن اطلاعات موردنیاز برای اقدامات، شیوهنامهها و فرایندهای خدمترسانی، زمینهساز تغییر دیدگاهها نسبت به عملکرد مناسب و مبتنی بر حقوق کودک در این حوزه باشند. درواقع منابع مختلف تأکید دارند که بیانگرها ازیکطرف بازتابدهنده رویکرد و ابعاد مهم در رفاه کودک هستند و از طرف دیگر بر این حوزه اثرگذار نیز خواهند بود (تیلبری، 2004؛ تیلبری و توبورن، 2009). از همین رو میتوان اذعان کرد که بیانگرهای پیشنهادی بهنوعی حرکت از ساختار موجود به ساختار پیشنهادی را ممکن میکنند که پشتوانه قانونی آن در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان 1399 آمده است.
یافتههای این مطالعه میتواند مبنای مهمی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و ارزشیابی در حوزه رفاه کودک در ایران فراهم کند. تعریف دقیق و یکپارچه بیانگرها، امکان تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را برای سیاستگذاران فراهم میکند و بهویژه میتواند به هماهنگی میان نهادهای مختلف منجر شود. درواقع، این بیانگرها قادرند خلأ ناشی از نبود نظام دادهمحور در سیاستگذاری اجتماعی را کاهش داده و بستر لازم را برای ایجاد یک سامانه ملی اطلاعات رفاه کودک، برای رصد مستمر وضعیت کودکان در وضعیت مخاطرهآمیز و خدمات مرتبط با آنان فراهم کنند.
درواقع امکان دارد که درحالحاضر برای بخش قابلتوجهی از آنها اطلاعاتی ثبت نشده باشد و یا حتی ساختاری برای تولید و تحلیل آن اطلاعات هنوز وجود نداشته باشد، اما این بیانگرها میتوانند اهمیت آن ساختار، خدمات و اطلاعات را نشان دهند تا بهمرور ایجاد و تکمیل شوند. علاوه بر این، بیانگرها امکان ارتقای کارایی و اثربخشی خدمات را از طریق پایش عملکرد نهادهای اجرایی و سنجش اثربخشی مداخلات فراهم میکنند و درنتیجه پاسخگویی و شفافیت در نهادهای درگیر در نظام رفاه کودک افزایش پیدا میکند.
به کلامی دیگر، برنامهریزی برای ایجاد و تکمیل این اطلاعات در گذر زمان، مقایسه نتایج آن در کشور در سطح ملی و استانی میان نهادهای مختلف و حتی مقایسه دستاوردها و نتایج آن با کشورهای دیگر میتواند زمینهساز ارتقای نظام رفاه کودک و درنتیجه وضعیت کودکان در ایران شود. بهویژه اینکه بیانگرهای پیشنهاد شده به تفکیک ابعاد مختلف (مانند جنسیت، گروه سنی، وضعیت سلامت، محل زندگی، وضعیت مخاطرهآمیز و ...) میتوانند ارائه شوند و این موضوع امکان مقایسه و تحلیل میان گروههای مختلف را در دریافت خدمات و اثربخشی خدمات ارائهشده ممکن میکند.
ملاحظات اخلاقی:
این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی با شناسه IR.USWR.1397.080 تصویب و تأیید شده است.
مشارکت نویسندگان
مرضیه تکفلی: مفهومسازی، فرایند انجام مطالعه، روششناسی، مدیریت پروژه، نگارش - پیشنویس اولیه و نسخه نهایی. محسن شتی: مفهومسازی، تحلیل دادهها، روششناسی، نگارش - بررسی و ویرایش نهایی. مروئه وامقی: مفهومسازی، نگارش - پیشنویس اولیه و نسخه نهایی. میر طاهر موسوی: روششناسی، نگارش – بررسی و ویرایش نهایی. ملیحه عرشی: مفهوم‌سازی، فرایند انجام مطالعه، مدیریت پروژه، نگارش – بررسی و ویرایش نهایی.
تأمین مالی
این مطالعه بدون هرگونه حمایت مالی از نهادهای دولتی یا غیردولتی انجام شده است.
تضاد منافع
نویسندگان تعارض منافعی در رابطه با این مطالعه گزارش نمیکنند.

منابع

 
Abdollahpour, I. Nedjat, S., Noroozian, M., & Majdzadeh, R. (2011). Performing Content Validation Process In Development Of Questionnaires [Research]. Iranian Journal Of Epidemiology, 6(4), 66-74. Http://Irje.tums.ac.ir/Article-1-70-Fa.html (In Persian)
Abedini, A., & Meshkibaf, M. (2022). The Status Of The Interest In Convention On The Rights Of The Child And The Family Law Of Iran. Journal Of Comparative Study Of Islamic And Western Law, 8(4), 183-212. Https://Www.magiran.com/Paper/2410257 (In Persian)
Ahn, H., Carter, L. M., Reiman, S., & Hartzel, S. (2017). Development Of A Quality Assurance And Continuous Quality Improvement (Cqi) Model In Public Child Welfare Systems. Journal Of Public Child Welfare, 11(2), 166-189. Https://Doi.org/10.1080/15548732.2016.1255698
Ahn, H., Delisle, D., & Conway, D. (2021). Child And Family Services Review (Cfsr) And Child Welfare Outcomes In The United States. Journal Of Public Child Welfare, 16(5), 679-703. Https://Doi.org/10.1080/15548732.2021.1957067
Ahn, H., Osteen, P. J., O’connor, J., Shaw, T. V., & Carter, L. (2014). Developing A Measurement Of Child Welfare Policy And Practice: Local Supervisory Review Instrument. Human Service Organizations: Management, Leadership & Governance, 38(1), 29-43. Https://Doi.org/10.1080/03643107.2013.853006
Akbarineh, P. (2013). Surveying The Legal Ways To Guarantee Child Security In ‌Unsafe Families. Women And Family Studies, 6(19), 37-54. Http://Sanad.iau.ir/Fa/Article/954999 (In Persian)
Aracy, & Unicef Australia. (2023). The Wellbeing Of Australia’s Children: A Story About Data, A Story About Change. . Https://Www.aracy.org.au/Wp-Content/Uploads/2024/09/Australian-Childrens-Wellbeing-Index-Report_2023.Pdf
Australian Institute Of Health And Welfare. (2022). National Framework For Protecting Australia’s Children Indicators. Https://Www.aihw.gov.au/Reports/Child-Protection/Nfpac/Contents/About
Australian Institute Of Health And Welfare. (2024). National Framework For Protecting Australia’s Children Indicators: National Standards For Out-Of-Home Care. Https://Www.aihw.gov.au/Reports/Child-Protection/Child-Protection-Australia-2021-22/Contents/Indicators/National-Standards-For-Out-Of-Home-Care-Indicators
Bailey, G. (2004). Nasw Report Of Child Welfare Of 2004. National Association Of Social Workers.
Ben-Arieh, A. (2010). From Child Welfare To Children Well-Being: The Child Indicators Perspective. In S. P. Sheila B. Kamerman, Asher Ben-Arieh (Ed.), From Child Welfare To Children Well-Being: An International Perspective On Knowledge In The Service Of Making Policy (1st Edition Ed., Pp. 9-22). Springer. Https://Doi.org/10.1007/978-90-481-3377-2_2
Department For Education. (2017). Achieving For Children (Afc): A Review Of The Establishment Of Afc. Https://Dera.ioe.ac.uk/Id/Eprint/27936/1/A_review_of_the_establishment_of_afc.pdf
Department For Education. (2020). A Guide To Looked After Children Statistics In England. Version 1.5. Https://Assets.publishing.service.gov.uk/Government/Uploads/System/Uploads/Attachment_data/File/885676/Cla_statistics_guide_version_1.5.Pdf
Department For Education. (2024). Reporting Year 2024: Children Looked After In England Including Adoptions. Https://Explore-Education-Statistics.service.gov.uk/Find-Statistics/Children-Looked-After-In-England-Including-Adoptions/2024
Ebrahimabadi, F. S. H., & Marani, H. P. (2024). A Comparative Research On The Role Of The Child’s Interest In The Discharge Of Child Adoption In The Iranian-British Legal System. Family Law And Jurisprudence, 29(81), 37-68. Https://Www.magiran.com/Paper/2795779 (In Persian)
European Commission. (2017). Tools And Methods Series Concept Paper N° 5: Indicators To Measure Social Protection Performance, Implications For Ec Programming.
Ezell, M., Spath, R., Zeira, A., Canali, C., Fernandez, E., & Thoburn, J. (2011). An International Classification System For Child Welfare Programs. Children And Youth Services Review, 33(10), 1847-1854. Https://Doi.org/10.1016/J.childyouth.2011.05.003
Ghafari, G., & Hosseini, M. (2016). The Readout Of Social Policies Regarding Child Risks In Contemporary Iran. Sociological Review, 22(47), 177-209. Https://Www.magiran.com/Paper/1585407 (In Persian)
Gilbert, N., Parton, N., & Skivenes, M. (2011). Changing Patterns Of Response And Emerging Orientations. In Child Protection Systems: International Trends And Orientations (Pp. 243-257). Oxford University Press.
Hall, H., Davidson, J. C., & Gale, C. (2025). How Do Concepts And Measures Of Children’s Well-Being Outcomes Align With Perspectives Of Care-Experienced Children? A Scoping Review. Child Indicators Research. Https://Doi.org/10.1007/S12187-025-10251-9
Hedayat, H., & Hashemi, S. H. (2017). The Necessity Of Family-Centered Cares For Child Victim And Its Exceptions) (With Emphasis On Iranian Legal System). Journal Of Criminal Law Reserch, 5(19), 164. Https://Www.magiran.com/Paper/1740500 (In Persian)
Irelands’ Health Service Executive. (2013). Key Performance Indicators (Kpis) Guidelines 2013: Child Protection And Welfare Services.
Keddell, E., & Stanley, T. (2015). Moving From Risk To Safety Work With Children And Families In Child Welfare Contexts. In K. V. Heugten & A. Gibbs (Eds.), Social Work For Sociologists Theory And Practice. Macmillan, United States.
La Valle, I., Holmes, L., Gill, C., Brown, R., Hart, D., & Barnard, M. (2016). Improving Children’s Social Care Services: Results Of A Feasibility Study. Camhs Press.
Lolley, D. (2015). Child Welfare Performance & Quality Management Plan. Fy 15/16.
Mahjoub, S. (2024). The Right To Provide For The Child And Relating Methodology In The Convention On The Rights Of The Child And Iran’s Legal System. Journal Of Philosophy Of Law, 2(1), 141-166. Https://Www.magiran.com/Paper/2687518 (In Persian)
Mctavish, J. R., Mckee, C., Tanaka, M., & Macmillan, H. L. (2022). Child Welfare Reform: A Scoping Review. Int J Environ Res Public Health, 19(21). Https://Doi.org/10.3390/Ijerph192114071
Meyer, S., Hermosilla, S., & Stark, L. (2018). Measuring Impact Through A Child Protection Index. Time 1 & Time 2 Studies Kiryandongo And Adjumani Refugee Settlements, Uganda. Https://Www.unhcr.org/Protection/Children/Learning-Network
Mousavinasab, S. J., Mokhtaria Afrakti, N., & Salarzaei, A. H. (2021). Rethinking The Effects Of Illegitimate Lineage Of Imamites Jurisprudence And Legal - Judicial Iran. Marifat Magazine, 30(4), 49. Https://Www.magiran.com/Paper/2302113 (In Persian)
Pecora, P. J., Whittakr, J. K., Maluccio, A. N., Barth, R. P., Depanfilis, D., & Plotnick, R. D. (2010). The Child Welfare Challenge: Policy, Practice, And Research. 3rd Edition. Transaction Publishers And New Brunswick.
Queensland Family And Child Commission. (2025). Guidelines For Implementing The Universal Principle And Child Safe Standards In Queensland. Https://Www.qfcc.qld.gov.au
Rafiei, H., Alipour, F., & Khazali Parsa, F. (2018). Social Planning: Formulation, Monitoring, And Evaluation Of Social Interventions. Danjeh Publishing. (In Persian)
Samples, M., Carnochan, S., & Austin, M. J. (2013). Using Performance Measures To Manage Child Welfare Outcomes: Local Strategies And Decision Making. J Evid Based Soc Work, 10(3), 254-264. Https://Doi.org/10.1080/15433714.2013.788954
Sanjari, G., & Zare, S. (2024). An Attitude On Children’s Rights In National And International Documents. Journal Of Modern Jurisprudence And Law, 4(17), 17. Https://Www.magiran.com/Paper/2820394 (In Persian)
Save The Children. (2014). Child Protection Outcome Indicators. Https://Resourcecentre.savethechildren.net/Document/Child-Protection-Outcome-Indicators
Schutz, A. L., Counte, M. A., & Meurer, S. (2007). Development Of A Patient Safety Culture Measurement Tool For Ambulatory Health Care Settings: Analysis Of Content Validity. Health Care Management Science, 10(2), 139-149. Https://Doi.org/10.1007/S10729-007-9014-Y
Sedghi, S., Azizi, S., Canada, K., Charles, V., & Trapp, A. C. (2024). Performance Evaluation Of Child Welfare Departments Using Data Envelopment Analysis: A Comparative Study Across Us States. Socio-Economic Planning Sciences. Https://Doi.org/10.1016/J.seps.2024.102101
Takaffoli, M., Arshi, M., Vameghi, M., & Mousavi, M. T. (2020). Child Welfare Approach In Iran. Children And Youth Services Review, 114. Https://Doi.org/10.1016/J.childyouth.2020.105020
Takaffoli, M., Arshi, M., Vameghi, M., & Mousavi, M. T. (2022). How To Promote The Child Welfare Approach? A Qualitative Content Analysis Study In Iran. The British Journal Of Social Work, 52(6), 3658-3676. Https://Doi.org/10.1093/Bjsw/Bcab268
The Strategy Unit Of The National Health, S. (2016). Using Logic Models In Evaluation: Briefing. Https://Www.strategyunitwm.nhs.uk/Sites/Default/Files/2017-09/Using%20logic%20models%20in%20evaluation-%20jul16.Pdf
Tilbury, C. (2004). The Influence Of Performance Measurement On Child Welfare Policy And Practice. The British Journal Of Social Work, 34(2), 225-241. Http://Www.jstor.org/Stable/23720348
Tilbury, C. (2007). Shaping Child Welfare Policy Via Performance Measurement. Child Welfare, 86(6), 115-135.
Tilbury, C., & Thoburn, J. (2009). Using Racial Disproportionality And Disparity Indicators To Measure Child Welfare Outcomes. Children And Youth Services Review, 31(10), 1101-1106. Https://Doi.org/10.1016/J.childyouth.2009.07.004
Trocmé, N. (2024). The National Child Welfare Outcome Matrix (Nom): Fundamental Information To Support Public Accountability. Information Sheet #244e. Https://Cwrp.ca/Sites/Default/Files/Publications/Cwrp%20info%20sheet%20244e.pdf
Trocmé, N., Maclaurin, B., Fallon, B., Shlonsk, A., Mulcahy, M., & Esposito, T. (2009). National Child Welfare Outcomes Indicator Matrix (Nom).
U.s. Department Of Health And Human Services. (2016). Child Welfare Outcomes 2016: Report To Congress.executive Summary. Https://Www.acf.hhs.gov/Cb/Resource/Cwo-2016
Unicef, & Better Care Network. (2008). Manual For The Measurement Of Indicators For Children In Formal Care.
Us Department Of Health And Human Services. (2020). Child And Family Services Reviews, Aggregate Report Round 3: Fiscal Years 2015–2018. Https://Acf.gov/Sites/Default/Files/Documents/Cb/Cfsr_aggregate_report_2020.Pdf
Wilson, S., Hean, S., Abebe, T., & Heaslip, V. (2020). Children’s Experiences With Child Protection Services: A Synthesis Of Qualitative Evidence. Children And Youth Services Review, 113, 104974. Https://Doi.org/10.1016/J.childyouth.2020.104974
Zahed, Z., Mohammad Nasl, G., & Davoudi Garmaroodi, D. (2024). Moral Foundations Of Criminalizing The Phenomenon Of Child Marriage. Journal Of Ethics In Scince And Technology, 19(1), 19-25. Https://Www.magiran.com/Paper/2725818 (In Persian)

 
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: رفاه اجتماعی
دریافت: 1404/6/16 | پذیرش: 1404/8/25 | انتشار: 1404/11/7

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb