دوره 25، شماره 99 - ( 11-1404 )                   جلد 25 شماره 99 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Khajeh N, Mohaqeqi Kamal S H, Ahmadi S, Azadi F, SoleimanvandiAzar N. (2026). Responsiveness of Rehabilitation Centers at the University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences from the Perspective of Service recipients. refahj. 25(99), : 6 doi:10.32598/refahj.25.99.1369.7
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4437-fa.html
خواجه نازنین، محققی کمال سید حسین، احمدی سینا، آزادی فرهاد، سلیمانوندی آذر ندا.(1404). بررسی وضعیت پاسخگویی مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی از نظر دریافت کنندگان خدمت رفاه اجتماعی 25 (99) 10.32598/refahj.25.99.1369.7

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4437-fa.html


متن کامل [PDF 456 kb]   (105 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (460 مشاهده)
متن کامل:   (26 مشاهده)
مقدمه
پاسخگویی نظام سلامت به معنای تعهد و مسئولیتپذیری سیستمهای بهداشتی و درمانی در قبال تأمین نیازهای سلامت جامعه و ارائه خدمات به صورت شفاف، کارآمد و منصفانه است. پاسخگویی در نظام سلامت به معنای توانایی این سیستمها در ارزیابی و نظارت بر کیفیت خدمات ارائهشده، شفافیت در استفاده از منابع مالی، و تأمین عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی برای تمام اقشار جامعه است (سازمان بهداشت جهانی، 2000). بهویژه در نظامهای بهداشتی مبتنی بر تأمین اجتماعی یا نظامهای بهداشتی دولتی، پاسخگویی نقش کلیدی در اعتماد مردم به سیستم و در نهایت ارتقای سلامت عمومی دارد (هونگ و همکاران، 2025).
سازمان بهداشت جهانی برای بررسی پاسخگویی مدلی ارائه کرده است که دارای 8 بعد است و در دو بخش مشتری مداری و ساختاری ارائه شده است. ابعاد پاسخگویی شامل: حفظ شأن و کرامت فرد، برقراری ارتباط صمیمانه، محرمانگی اطلاعات، استقلال افراد و خانواده ها برای تصمیم گیری در مورد سلامت خود، توجه فوری، حمایت اجتماعی، امکانات فیزیکی مرکز درمانی و حق انتخاب درمانگر و مراقب سلامت هستند. این مدل بیشتر نیازهای غیرطبی و روابط بین انسانی را پوشش می دهد و ابعاد آن به شیوه جامع، آزمون پذیر و قابل مقایسه بین جمعیت های گوناگون طراحی شده است (سازمان بهداشت جهانی، 2000).
به طور کلی پاسخگویی در نظام سلامت یک مولفه مهم و اساسی از سیستمهای بهداشتی است و بر این نکته تأکید دارد که چگونه یک سیستم سلامت، مردم محور است و انتظارات منطقی مردم را تا چه حد برآورده میسازد (وندان و همکاران، 2020). منظور از انتظارات منطقی اصول شناخته شده و مورد قبول و یا قوانین و استانداردها است (گوهری و همکاران، 2024). در هر نظام اجتماعی، جامعه انتظاراتی نظیر برخورد فیزیکی و روانی با افراد آن جامعه منطقی هستند. بنابراین پاسخگویی همواره یک هدف اجتماعی است(پیروزی و همکاران، 2016). همچنین حائز اهمیت است که پاسخگویی با مکان زندگی افراد ( چائو و همکاران، 2017) و خصوصیات اجتماعی جامعه (کیوانلو، 2020) مرتبط است.
در زمان حال نظر مشتری برای سنجش فرایندها و توانمند سازی مجموعه افراد درگیر در ارائه و دریافت خدمات اهمیت بسیاری دارد و زمینه حضور آنها را در عرصه های ارائه خدمت و مشارکت و تصمیم گیری های مهم فراهم می سازد. در خدمات توانبخشی، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می کند زیرا در راستای آرمان های مشارکت، توانمندسازی، تلاش برای فرصت های برابر و یکپارچگی قرار گرفته که از سالهای گذشته در سازمانهای جهانی برای افراد درگیر با ناتوانی مطرح شدند. سازمان ها برای اطمینان از مطلوب بودن کیفیت خدمات، توزیع عادلانه خدمات و دسترسی مالی همه مردم به آن باید نظر مراجعین و میزان رضایتشان را بدانند. این امر در مورد خدمات توانبخشی اهمیت دوچندان دارد زیرا توانبخشی فرایندی طولانی و پیوسته است و رضایت و عدم رضایت توان جویان از کیفیت خدمات بر رفتار آنان در تداوم برنامه توانبخشی موثر است(حاتمیزاده و همکاران، 2008).
پاسخگویی نظام سلامت در خدمات توانبخشی از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این خدمات بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی افراد با ناتوانیهای جسمی، ذهنی، یا حسی تأثیر میگذارند و بر توانایی آنها در برقراری تعاملات اجتماعی و مشارکت در فعالیتهای روزمره نقش حیاتی دارند. از آنجا که افراد دارای نیازهای توانبخشی معمولاً به خدمات مستمر و تخصصی نیاز دارند، پاسخگویی نظام سلامت در این حوزه میتواند تأثیر مستقیم بر کیفیت خدمات، دسترسی به منابع و حمایتهای اجتماعی و همچنین رضایتمندی دریافتکنندگان خدمت داشته باشد(پیروزی و همکاران، 2025). پاسخگویی در خدمات توانبخشی به معنای این است که سیستمهای بهداشتی باید قادر به ارائه خدمات متناسب با نیازهای خاص هر فرد باشند و در عین حال تضمین کنند که این خدمات بهطور شفاف و منصفانه ارائه میشود. علاوه بر این، پاسخگویی در این زمینه شامل نظارت و ارزیابی مستمر خدمات، تخصیص منابع به صورت کارآمد و شفاف، و اطمینان از دسترسی عادلانه به خدمات برای تمامی اقشار جامعه است. برای مثال، عدم پاسخگویی میتواند منجر به تأخیر در ارائه خدمات یا دسترسی محدود به خدمات تخصصی توانبخشی شود، که در نهایت کیفیت زندگی افراد دارای ناتوانی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، پاسخگویی در نظام سلامت توانبخشی میتواند به بهبود هماهنگی بین تیمهای درمانی، کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و رضایتمندی دریافتکنندگان خدمات کمک کند. مطالعات نشان دادهاند که نظامهای توانبخشی پاسخگو با ارتقاء کیفیت خدمات و اعتماد عمومی، میتوانند به بهبود سلامت و رفاه افراد با نیازهای خاص کمک کنند و به جلوگیری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی مرتبط با ناتوانیها کمک نمایند (حاتمیزاده و همکاران، 2008). این مطالعه درنظر دارد وضعیت پاسخگویی مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی از نظر دریافت کنندگان خدمت در سال 1403 را احصا و عوامل مرتبط با آن را بررسی نماید.
پیشینه تجربی
با وجود رشد روزافزون مطالعات در زمینه پاسخگویی نظام سلامت در حوزههای مختلف خدماتی، شواهد نشان میدهد که حوزه توانبخشی در ایران همچنان از توجه کافی پژوهشی برخوردار نبوده است (خضری و همکاران، 2019). مرور منابع داخلی نشان میدهد که اولاً تعداد پژوهشهای انجامشده در این زمینه بسیار اندک و پراکنده است و ثانیاً همین مطالعات محدود نیز بیشتر بر مراکز غیردولتی از جمله سازمان بهزیستی، جمعیت هلال احمر و مراکز خصوصی متمرکز بودهاند. در مقابل، مراکز توانبخشی وابسته به نظام سلامت رسمی و بهویژه وزارت بهداشت کمتر مورد بررسی قرار گرفتهاند (پیروزی و همکاران، 2025، رشیدیان و همکاران، 2024، کیوانلو و همکاران، 2020). این موضوع میتواند تصویر ناقصی از وضعیت واقعی پاسخگویی در سطح ملی ارائه دهد؛ چرا که مراکز دولتی نهتنها سهم عمدهای در ارائه خدمات توانبخشی دارند، بلکه با جمعیت گستردهتری از بیماران و توانجویان در ارتباط هستند. در نتیجه، فقدان شواهد کافی در این بخش مهم از نظام سلامت، منجر به نادیده گرفتن برخی چالشهای اساسی همچون محدودیت منابع، کیفیت خدمات، و موانع دسترسی میشود و در عین حال فرصتهای بالقوه برای بهبود پاسخگویی و ارتقای عدالت در ارائه خدمات توانبخشی را نیز پنهان میسازد. این خلأ پژوهشی با توجه به افزایش روزافزون جمعیت افراد دارای ناتوانی و نیازهای چندبعدی آنان، میتواند در آینده به یکی از موانع اصلی در سیاستگذاری و برنامهریزی نظام سلامت تبدیل شود.
با وجود اهمیت و جایگاه دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی بهعنوان قطب اصلی توانبخشی کشور، تاکنون مراکز وابسته به این دانشگاه در زمینه پاسخگویی مورد مطالعه جدی قرار نگرفتهاند. این دانشگاه بهعنوان تنها نهاد آموزش عالی تخصصی در حوزه توانبخشی در ایران، مجموعهای از مراکز بالینی و آموزشی را در اختیار دارد که نقش بسزایی در ارائه خدمات تخصصی به افراد دارای ناتوانی ایفا میکنند. از جمله این مراکز میتوان به بیمارستانهای رازی و رفیده و همچنین مراکز توانبخشی اسماء و نظام مافی اشاره کرد که طیف گستردهای از خدمات تشخیصی، درمانی و توانبخشی را به گروههای مختلف ذینفع ارائه میدهند. این مراکز علاوه بر ارائه خدمات مستقیم، در تربیت نیروی انسانی متخصص، توسعه دانش بومی و الگوسازی برای سایر مراکز توانبخشی کشور نیز نقشی تعیینکننده دارند. با این حال، نبود مطالعات کافی درباره میزان پاسخگویی این مراکز باعث شده است تا تصویر دقیقی از میزان انطباق خدمات با نیازها و انتظارات مراجعان در دسترس نباشد. از آنجا که پاسخگویی یکی از شاخصهای کلیدی ارزیابی کیفیت و کارآمدی نظام سلامت محسوب میشود، بررسی این موضوع میتواند دیدگاهی تازه در زمینه نقاط قوت و چالشهای موجود ارائه دهد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وضعیت پاسخگویی مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی از منظر دریافتکنندگان خدمت طراحی شده است تا بتواند شکاف موجود در ادبیات پژوهشی را پوشش دهد و زمینهساز بهبود سیاستها و برنامههای آتی در این حوزه باشد.
روش
این مطالعه، از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد دریافت کننده خدمت در سال 1403 از مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی بودند. نمونهگیری از مراکز توانبخشی نظام مافی و اسماء (مراجعین سرپایی) و بیمارستان رفیده (بیماران بستری) انجام شد. برای انتخاب حجم نمونه، با توجه به مطالعات قبلی دامنه متغیر پاسخگویی از 40 تا 60 درصد متغیر بوده (خضری و همکاران، 2019 ، علوی و همکاران 2018) و به صورت میانگین حدود 50 درصد بوده است، برای برآورد نمونه p=0/5 در نظر گرفته شد. بنابراین برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که در آن میزان d=0/05 در نظر گرفته شد. بنابراین حجم نمونه براساس فرمول تعداد 384 نفر محاسبه شد.
برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری در دسترس و با هماهنگی های لازم در یک بازه سه ماهه از ابتدای تیر تا انتهای شهریور 1403 نمونه ها انتخاب و پرسشنامه ها بطور مساوی در هر سه مرکز تکمیل توسط مشارکت کنندگان شد. همچنین، از آنجاکه بخش بزرگی از مراجعان مراکز توانبخشی را کودکان تشکیل می دهند. در صورتی که مراجع کودک بود، سوالات پرسشنامه را همراه او که در اکثر موارد مادر بود پاسخ می داد. مراجعینی که توانایی برقراری ارتباط داشته و حداقل یک جلسه خدمات توانبخشی دریافت کرده بودند و برای بیماران، بستری به مدت حداقل 48 ساعت وارد مطالعه شدند. همچنین عدم تمایل به همکاری در مطالعه و پرسشنامه های ناقص از معیارهای خروج از مطالعه بودند.
در این مطالعه از پرسشنامه 25 سوالی پاسخگویی متعلق به سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. این پرسشنامه دارای 8 بعد پاسخگویی شامل حفظ شأن و کرامت بیمار، استقلال، حق انتخاب، محرمانگی، برقراری ارتباط مناسب با بیمار، توجه و رسیدگی فوری، کیفیت تسهیلات رفاهی، حمایت اجتماعی می باشد. بعد حمایت اجتماعی در خدمات سرپایی وجود ندارد و فقط منحصر به خدمات بستری است. شیوه امتیازدهی به این پرسشنامه به شیوه لیکرت از 1 تا 5 (خیلی خوب، خوب، متوسط، نامناسب، خیلی نامناسب) است، که به گزینه خیلی خوب امتیاز 5 و به گزینه خیلی بد امتیاز 1 داده میشود، در نتیجه میانگین نمره هر بعد از پاسخگویی و نمره کل پاسخگویی عددی بین 5-1 خواهد بود، به طوری که اگر میانگین نمره پاسخگویی یا ابعاد آن کمتر از 5/2 باشد ضعیف، بین 4-5/2 متوسط و بالاتر از 4 خوب ارزیابی می گردد(کوئن و همکاران، 2022). این پرسشنامه در ایران توسط فتحی و همکاران برای بررسی وضعیت پاسخگویی سازمان های ارائه دهنده خدمات توانبخشی بهکار گرفته شده و روایی محتوایی آن با توزیع پرسشنامه بین 11 نفر از استادان متخصص توانبخشی با نمره 91/0= CVI و پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آزمون و بازآزمون در چهار مرکز در فاصله زمانی دو هفته با ضریب همبستگی 83/0 و آلفای کرونباخ 77/0 تأیید شده است(خضری وهمکاران، 2019).
برای تحلیل داده ها ابتدا از آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین) استفاده شد. نرمالیتی متغیر پاسخگویی با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف (001/ P<0) بررسی شد و به دلیل نرمال نبودن توزیع، از آزمون های ناپارامتری من ویتنی، کای اسکوئر، کروسکال‌‌والیس و اسپیرمن با نسخه 22 نرمافزار SPSS  انجام شد.
یافتهها
بر اساس یافتههای پژوهش، دامنه سنی شرکتکنندگان در مطالعه 3 تا 78 سال با میانگین (08/25±28/34) بود. 5/50 درصد مجرد و 4/28درصد دارای مدرک دیپلم بودند. 4/79 درصد آنها از خدمات سرپایی و 6/20 درصد از خدمات بستری استفاده نمودهاند. جزئیات مشخصات دموگرافیک و اجتماعی شرکتکنندگان در جدول 1 ارائه شده است.
جدول1. توزیع فراوانی ویژگی های فردی دریافت کنندگان خدمات
بر اساس نتایج جدول شماره2، میانگین نمرات پاسخگویی برای کل نمونه 3/85 از 5 بود. کمترین نمره پاسخگویی به بعد حمایت اجتماعی (3/73) و بیشترین نمره پاسخگویی به بعد محرمانگی (3/91) اختصاص داشت. 
جدول2. وضعیت پاسخگویی نظام سلامت و ابعاد آن در مراکز توانبخشی تحت پوشش دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی

*بعد حمایت اجتماعی در خدمات سرپایی وجود ندارد و فقط منحصر به خدمات بستری است.

بر اساس نتایج جدول شماره3، مراجعین سرپایی نسبت به بیماران بستری نمرات پاسخگویی کل بالاتری را ابراز داشتند. همچنین میانگین تمام ابعاد پاسخگویی شرکتکنندگان سرپایی نیز بالاتر از بیماران بستری بوده است و این تفاوت بین میانگین کل و تمامی ابعاد به جز بعد حمایت از نظر آماری معنادار بود.
جدول 3. بررسی وضعیت پاسخگویی و ابعاد آن براساس نوع خدمت دریافتی

بر اساس نتایج جدول شماره 4، میانگین نمرات پاسخگویی در مرکز اسما 4/04 ، نظام مافی 3/90 و رفیده 3/71 بود و این تفاوت از نظر آماری معنادار بود.
جدول 4. بررسی وضعیت پاسخگویی و ابعاد آن با توجه به نوع مرکز دریافت خدمات

نتایج جدول5 بیانگر آن است که نمرات پاسخگویی نظام سلامت با متغیرهای زمینه ای مطالعه نشان می دهد بین جنسیت، وضعیت تاهل، بیمه درمان، بیمه اجتماعی و بیمه تکمیلی با پاسخگویی رابطه معناداری وجود داشت. به طوری که پاسخگویی کل در بین زنان، افراد متاهل و دارای بیمه درمان، اجتماعی و تکمیلی بالاتر بود. اما بین وضعیت اشتغال و وضعیت تحصیلی با پاسخگویی رابطه معناداری وجود نداشت.
جدول 5. بررسی ارتباط ابعاد مختلف پاسخگویی در رابطه با متغیرهای زمینهای

بحث
براساس نتایج مطالعه، وضعیت پاسخگویی دریافت کنندگان خدمات از مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با توجه به میانگین نمرات، متوسط و مناسب ارزیابی می شود و در مقایسه با نتایج مطالعات پیشین تفاوت قابل تاملی مشاهده نشد. در مطالعهای که توسط فتحی و همکاران (2019) در مراکز توانبخشی کشور انجام شد، نمرات پاسخگویی برای مرکز توانبخشی در سطح عمومی نزدیک به 3.8 از 5 گزارش شد(فتحی و همکاران، 2019). این یافته مشابه با نتایج مطالعه حاضر است که نشان میدهد نمرات پاسخگویی در سطح نسبتاً خوب قرار دارد. تفاوتهای کوچک میان این نمرات میتواند به ویژگیهای خاص هر مرکز، تفاوت در شیوههای ارزیابی، یا تفاوت در روشهای مدیریتی مراکز برگردد(وندان و همکاران، 2020).
در مطالعه حاضر، کمترین نمره مربوط به «حمایت اجتماعی» و بیشترین نمره مربوط به «محرمانگی» بود. این یافته میتواند نقطه مثبت و امتیازی برای نظام سلامت باشد زیرا رازداری و حفظ حریم خصوصی یکی از مولفههای مهم پاسخگویی است و برای مراقبت و مراجعهی مجدد بیماران بسیار حیاتی است. بیمار در صورت تجربه ی نارضایتی بخاطر افشای مشکل سلامتی خود حین معاینه، نوبتدهی یا دریافت نسخههای دارویی، ممکن است از مراقبت و مراجعه مجدد به مراکز سلامت خود داری کند(رشیدیان و همکاران، 2024). این یافته مشابه با مطالعهای است که فضائلی و همکاران (2016) در مشهد انجام دادند و نشان داد که «محرمانگی» بالاترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف پاسخگویی در ارزیابی مراجعین خدمات سرپایی این شهر داشته است(فضائلی و همکاران، 2016). این شباهت نشان میدهد که حفظ حریم خصوصی و کرامت فردی از مهمترین ویژگی های نظام های سلامت پاسخگو است(کوئن و همکاران، 2020). در مقابل، در مطالعه حاضر بعد حمایت اجتماعی کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. حمایت اجتماعی نقش مهمی در پاسخگویی به مراقبتهای توانبخشی دارد و میتواند تاثیرات عمدهای در بهبود کیفیت زندگی افراد با نیازهای توانبخشی داشته باشد. در مقایسه با مطالعهای که در اتیوپی توسط اتنافو و همکاران (2024) انجام شد، نتایج نشان داد که عملکرد پاسخگویی در حوزه استقلال، انتخاب و توجه سریع کمترین میزان بوده است. این امر میتواند به تفاوتهای اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی در هر کشور بازگردد که ممکن است بر نیازها و انتظارات دریافتکنندگان خدمات توانبخشی تأثیر بگذارد (مالهوترا و دو، 2013).
بسیاری از بیماران توانبخشی مسیر درمانی طولانی و پرچالشی را پشت سر میگذارند و اغلب زمان زیادی را در جلسات درمانی میگذرانند، بیآنکه بتوانند به طور فعال در زندگی اجتماعی شرکت کنند. محدودیتهای جسمی و فشارهای روانی ناشی از ناتوانی، همراه با کمبود فرصتهای حمایتی رسمی و تمرکز مراکز توانبخشی بیشتر بر جنبههای فیزیکی درمان، باعث میشود که بسیاری از بیماران احساس کنند حمایت اجتماعی کافی دریافت نمیکنند. در نتیجه، این ترکیب از عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی میتواند توضیحدهنده پایینترین میزان حمایت اجتماعی در میان ابعاد پاسخگویی باشد.
در مطالعه حاضر، مراجعین سرپایی نمرات بالاتری در ارزیابی پاسخگویی نسبت به بیماران بستری داشتند. این یافته مشابه با نتایج مطالعه رشیدیان و همکاران (2024) در ایران است که در آن مراجعین سرپایی نیز نمرات بالاتری در ارزیابی کیفیت خدمات نسبت به بیماران بستری گزارش کردند (رشیدیان و همکاران، 2024). این موضوع ممکن است به دلیل تجربههای متفاوت مراجعین بستری و سرپایی در تعامل با کادر درمانی و وضعیت فیزیکی بیماران بستری باشد (وندان و همکاران، 2020 ، عرب و همکاران، 2016). بیماران بستری به علت شرایط خود مدت زمان بیشتری با ارائهدهندگان خدمت در ارتباط بوده و از تسهیلات بیمارستان مانند تخت، ملحفه، پتو، سرویس بهداشتی و ....استفاده میکنند، به همین دلیل این بیماران بیشتر متوجه نقاط ضعف احتمالی موجود میشوند(گوهری و همکاران، 2024). علاوه براین، بیماران بستری ممکن است به دلیل پیچیدگیهای بالینی بیشتر، به مشکلات و چالشهای بیشتری در دریافت خدمات مواجه باشند که ممکن است منجر به ارزیابی منفیتر آنها از خدمات توانبخشی گردد (نگوین و کانه، 2024).
در این مطالعه، زنان نسبت به مردان نمرات بالاتری در ارزیابی پاسخگویی ارائه دادهاند. این یافته در بسیاری از مطالعات مشابه بهویژه در زمینه خدمات بهداشتی و توانبخشی مشاهده شده است(چائو و همکاران، 2017، کیوانلو و همکاران، 2020، گوهری و همکاران، 2024). این تفاوتها ممکن است به دلایل مختلفی مانند احساس نیاز به توجه و حمایت بیشتر در زنان، نگرشهای متفاوت اجتماعی و فرهنگی در مورد جنسیت، یا شیوههای مختلف تعامل با سیستمهای بهداشتی و توانبخشی مرتبط باشد(لاکین و همکاران، 2025). برخی از مطالعات نشان دادند که نظام سلامت ایران ممکن است توجه ویژهای به نیازهای بهداشتی زنان داشته باشد، به ویژه در زمینههایی مثل بارداری، زایمان و سلامت جنسی. این خدمات ممکن است باعث ایجاد احساس رضایت بالاتر در زنان شود. همچنین زنان به طور معمول بیشتر از مردان به خدمات روانشناسی و مشاوره مراجعه میکنند، که میتواند تاثیر مثبتی بر تجربه کلی آنها از نظام سلامت بگذارد (خمارنیا و همکاران، 2024).
براساس نتایج مطالعه افرادی که دارای بیمه درمان، اجتماعی و تکمیلی بودند، سطح بالاتری از پاسخگویی را ابراز کردند. در مطالعه عرب و همکاران (2016) پاسخگویی کلی ابراز شده در افراد دارای بیمه تکمیلی بالاتر بود (عرب و همکاران، 2016). این موضوع میتواند به علت خدمات بیمه مکمل باشد که در برخی موارد سقف و خدمات نامحدود را شامل میشوند (شیرازی خواه و همکاران، 2023 فرد بیمه شده میتواند با آزادی بیشتر به انتخاب نوع خدمت و محل دریافت خدمت، از بخشهای خصوصی، دولتی  بپردازد، بدون اینکه نگران هزینههای درمان باشد (تیله و همکاران، 2019). 
بر اساس نتایج مطالعه افراد متاهل نسبت به افراد مجرد و تنها پاسخگویی بالاتری را ابراز کردند. تاهل و داشتن یک شریک زندگی میتواند تأثیرات قابل توجهی بر پاسخگویی در مراقبتهای توانبخشی داشته باشد. نقش همسر یا شریک زندگی در این زمینه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم میتواند بر روند درمان، کیفیت زندگی، و موفقیت فرآیند توانبخشی تاثیر بگذارد. از مهمترین جنبه های این نقش می توان به حمایت های عاطفی روانی، کمک به مدیریت مراقبت ها، تقویت توانمندی های اجتماعی، پیشگیری از افسردگی و مشکلات روانی و همکاری در بازتوانی فیزیکی اشاره کرد (گوهری و همکاران، 2024) .
در بین مراکز بررسی شده، مرکز جامع توانبخشی اسما نسبت به دو مرکز دیگر پاسخگویی بالاتری داشت. این مرکز سرانه تعداد درمانگر به بیمار بالاتری نسبت به دو مرکز دیگر داشته و احتمالاً رضایت مراجعین را از نظر سرعت دریافت خدمت به همراه دارد. در مقابل، بیمارستان رفیده، که بیمارستان تخصصی توانبخشی است بیماران با مشکلات حادتر و پیچیده تر نظیر بیماران ضایعه نخاعی را بیشتر پذیرش می کند که می تواند در ارزیابی پاسخگویی آنها تاثیر گذار باشد.
با توجه به اینکه کمترین نمره پاسخگویی به بعد حمایت اجتماعی اختصاص داشت، پیشنهاد میشود که سیاستگذاران نظام سلامت به تقویت حمایت اجتماعی برای دریافتکنندگان خدمات توانبخشی توجه بیشتری داشته باشند. این امر میتواند شامل فراهمآوردن خدمات مشاورهای و روانشناختی، ایجاد گروههای حمایت و افزایش تعاملات اجتماعی باشد. با توجه به اهمیت رضایت دریافتکنندگان خدمات در فرآیند توانبخشی، پیشنهاد میشود که کارکنان مراکز توانبخشی بهویژه در زمینههای ارتباطی و حمایت اجتماعی آموزشهای ویژهای دریافت کنند. این آموزشها میتواند به بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت بیماران کمک کند. همچنین، سیاستگذاران باید توجه خاصی به شرایط بیماران بستری داشته باشند و با فراهم آوردن شرایط مناسب برای بهبود تعاملات و ارتباطات بین کارکنان و بیماران، کیفیت خدمات را افزایش دهند. در نهایت، با توجه به این که افراد دارای بیمههای درمانی، اجتماعی و تکمیلی پاسخگویی بالاتری را گزارش کردهاند، میتوان پیشنهاد کرد که پوشش بیمهای خدمات توانبخشی افزایش یابد تا تمامی افراد و تمامی خدمات توانبخشی، به ویژه کسانی که فاقد پوشش بیمهای هستند، بتوانند از خدمات بهتری برخوردار شوند.
از محدودیت های این مطالعه می توان به نمونه گیری در دسترس اشاره کرد که تعمیم نتایج مطالعه را با محدودیت روبرو می کند. همچنین روابط بین متغیرها در مطالعه حاضر تنها همبستگی بین آنها را نشان داده و حاکی از روابط علت و معلولی بین آنها نمی باشد. از این رو، پیشنهاد میشود که پژوهشهای آینده به مقایسه کیفیت خدمات در مراکز توانبخشی مختلف بپردازند و عواملی که بر نمرات پاسخگویی تأثیرگذار هستند، مانند تفاوتهای مدیریتی، آموزشی و منابع مالی، را مورد بررسی قرار دهند و از آنجا که پاسخگویی نظام سلامت با خصوصیات اجتماعی جامعه مرتبط است، پیشنهاد میشود پژوهشهایی با رویکرد اجتماعی و فرهنگی در مورد تفاوتهای پاسخگویی در گروههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انجام شود.
نتیجهگیری
مطالعه حاضر در مقایسه با دیگر تحقیقات نشان میدهد که تفاوتهای جزیی در نمرات پاسخگویی و ارزیابی ابعاد مختلف پاسخگویی، به ویژگیهای خاص هر مرکز توانبخشی، ویژگیهای دموگرافیک دریافتکنندگان خدمت و عوامل اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد. این مقایسهها بر لزوم توجه ویژه به ابعاد حمایت اجتماعی و نیازهای خاص گروههای مختلف جمعیتی تأکید میکند و نشان میدهد که برای بهبود پاسخگویی در خدمات توانبخشی باید توجه بیشتری به نیازهای خاص افراد فاقد بیمه، افراد مجرد و بیماران بستری و بهویژه حمایتهای اجتماعی آنها شود. نتایج این مطالعه نشان میدهد پاسخگویی ابعاد مختلفی دارد که در تجربه دریافتکنندگان خدمات توانبخشی مؤثر است. در میان ابعاد پاسخگویی بعد حمایت اجتماعی نیازمند توجه ویژه در سیاستگذاریها به منظور تقویت حمایت اجتماعی در ابعاد مختلف عاطفی، ایزاری و اطلاعاتی برای دریافتکنندگان خدمات توانبخشی است. همچنین محرمانگی اطلاعات بالاترین نمره را در بین تمامی ابعاد پاسخگویی به خود اختصاص داد. این یافتهها میتواند به بهبود عملکرد مراکز توانبخشی و ارتقاء کیفیت خدمات توانبخشی در راستای افزایش رضایت دریافتکنندگان خدمات کمک کند.
ملاحظات اخلاقی
 پیروی از اصول اخلاق پژوهش
 در این مطالعه، اصول اخلاقی لازم در پژوهشهای علمی رعایت و پس از ارائه توضیحات کافی درباره نحوه اجرای مطالعه، از افراد واجد شرایط برای ورود به مطالعه رضایت کتبی گرفته شد. این مطالعه دارای کد اخلاق از کمیته اخلاق دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی می باشد(IR.USWR.REC.1403.023). این مطالعه هیچ هزینه مالی برای شرکت کنندگان نداشت.
حامی مالی
این مقاله بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد نویسنده اول، نازنین خواجه، گروه مدیریت رفاه اجتماعی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران می باشد. ضمناً این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان
مفهوم پردازی: نازنین خواجه، سید حسین محققی کمال؛ جمع آوری دادهها: نازنین خواجه؛ تحلیل دادهها: نازنین خواجه، سینا احمدی ؛ نگارش و ویراستاری نهایی: نازنین خواجه، سید حسین محققی کمال، سینا احمدی، ندا سلیمانوندی آذر و فرهاد آزادی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله هیچگونه تعارض منافعی ندارد.
منابع
Alavi, M., M. R. Khodaie Ardakani, M. Moradi-Lakeh, H. Sajjadi, M. Shati, M. Noroozi and A. S. J. F. i. p. h. Forouzan (2018). «Responsiveness of physical rehabilitation centers in capital of Iran: disparities and related determinants in public and private sectors. Frontiers in public health,  6: 317. https://www.frontiersin.org/journals/public-health/articles/10.3389/fpubh.2018.00317/full
Arab, M. (2016). «Comparison of Responsiveness Rate among Private and Social Security Hospitals in Tehran City . J Hospital,  14(4): 29-39. https://jhosp.tums.ac.ir/article-1-5424-en.html
Atnafu, A., E. Dellie, A. Kebede, S. M. Fetene, T. G. Haile, M. B. Alemu, J. Park, S. Tefera, B. M. Alene and W. D. J. B. o. Negash (2024). «Health system responsiveness and its associated factors for intrapartum care in conflict affected areas in Amhara region, Ethiopia: a cross-sectional study. BMJ open, 14(7): e082507. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/39059803/
Chao, J., B. Lu, H. Zhang, L. Zhu, H. Jin and P. J. B. h. s. r. Liu (2017). «Healthcare system responsiveness in jiangsu province, China. BMC health services research,  17: 1-7. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/28086950/
Fathi, f., A. Khezri, M. S. Khanjani, s. Hosseinzadeh and K. Abdi (2019). «Comparison of Responsiveness Status of Rehabilitation Services Organization From the Perspective of Services Recipients . Archives of Rehabilitation, 20(3): 270-285. https://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-2524-en.html
Fazaeli, S., M. Yousefi, H. Ebrahimipour, H. Banikazemi, A. J. J. o. P. S. Khorsand Vakilzadeh and Rehabilitation (2016). «Responsiveness of the health system in outpatient services in low and high income areas of Mashhad.  Journal of Paramedical Sciences & Rehabilitation, 5(2): 58-66. https://jpsr.mums.ac.ir/article_6912_2c8d6e10297856754171ff7d5a7d19aa.pdf
Gohari, T., S. H. Mohaqeqi Kamal, A. S. Frouzan, S. Ahmadi and M. Araban (2024). «Health System Responsiveness Status: Study of Slum Areas of Ahvaz. Social Welfare Qurterly,  23(91): 253-278. https://refahj.uswr.ac.ir/browse.php?a_id=4224&sid=1&slc_lang=en&html=1
Hatami-Zadeh, N., P. Ja›fari, R. Vameghi and A. Kazem-Nezhad (2008). «Client Satisfaction of Public and Private Rehabilitation Day Centers in Kordestan Province. Archives of Rehabilitation,  9(3): 69-74. https://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-294-en.html
Hong, Z., J. Lu, G. Chen, Q. Tang, H. Sun, T. Wei, S. Zhao and J. Lu (2025). «Health system responsiveness: comparison of different levels of medical institutions in Kunshan City, China. Annals of Medicine, 57(1): 2446693. https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11703129/
Keyvanlo Zahra, F. S., Barghamadi Bita, Keykhosravani Aghlalah, Sabzevari Nagmeh, Nematshahi Mahbobeh (2020). «The Study of the Most Important Aspectsns of Responsiveness from the Point of View of Referring to Sabzevar Health Centers.» Journal of Sabzevar University of Medical Sciences 26(6): 817-825. https://jsums.medsab.ac.ir/article_1257.html?lang=en
Khammarnia, M., J. Jafarinezhad, E. Barfar and A. Karimi (2024). «Assessing the responsiveness of health system in Iran: a meta-analysis study. Payesh, 23(5): 715-726. https://payeshjournal.ir/article-1-2345-en.html
Khezri, A., M. S. Khanjani and K. J. A. o. R. Abdi (2019). «Comparison of responsiveness status of rehabilitation services organization from the perspective of services recipients. Archives of Rehabilitation, 20(3): 270-285. https://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-2524-en.html
Lakin, K., D. T. Ha, B. T. T. Ha, T. Mirzoev, I. A. Agyepong and S. J. S.-H. S. Kane (2025). «Women’s experiences of and interactions with the health system in post-Doi Moi Vietnam. SSM-health systems, 100051. https://researchonline.lshtm.ac.uk/id/eprint/4674762/
Malhotra, C. and Y. K. Do (2013). «Socio-economic disparities in health system responsiveness in India». Health Policy Plan, 28(2): 197-205. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/22709921/
Nguyen, T. V. and S. Kane (2024). «Towards an agenda of action and research for making health systems responsive to the needs of people with disabilities.» The Lancet Regional Health – Western Pacific 52. https://www.thelancet.com/journals/lanwpc/article/PIIS2666-6065(24)00219-0/fulltext
Organization, W. H. (2000). «The World Health Report 2000: Health systems: improving performance.» https://iris.who.int/handle/10665/42281
Piroozi, B., A. Mohamadi Bolban Abad and G. Moradi (2016). «Assessing Health System Responsiveness after the Implementation of Health System Reform: A Case Study of Sanandaj, 2014- 2015 %J Iranian Journal of Epidemiology.»  11(4): 1-9. https://irje.tums.ac.ir/article-1-5826-en.pdf
Piroozi, B., A. Shokri, H. Safari, A. Mohammadi Bolbanabad, S. Hematpour, R. Rahimi, J. Adabi and J. J. I. J. o. H. G. Mahmodpour (2025). «Health system responsiveness from perspective of people with disabilities in west of Iran: a quantitative study.» International Journal of Health Governance, 30(1), 32-43. http://sjku.muk.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-1604-3&sid=1&slc_lang=en
Qin, L., S. Chen, X. Feng, B. Luo and Y. Chen (2022). Patient-perceived health system responsiveness of the epilepsy management project in Rural China during the period of COVID-19. Healthcare, MDPI. http://172.16.255.254:8090/httpclient.html
Rashidian, A., Z. Kavosi, A. Pourreza, M. Arab, R. Majdzadeh, K. Mohammad and F. Pourmalek (2024). «Assessing Health System Responsiveness: A Household Survey in 17th District of Tehran %J Iranian Red Crescent Medical Journal,  13(5): 1-7. http://172.16.255.254:8090/httpclient.html
Setoodehzadeh, F., M. Nasaji, N. Azizi and M. Peyvand (2023). «Evaluating the Health System Responsiveness after the Implementation of the Health System Transformation Plan in Zahedan, Journal of health research in community,  8(4): 39-50. http://172.16.255.254:8090/httpclient.html
Shirazikhah, M., G. Ghaedamini Harouni, A. Shirazikhah, M. Noroozi and H. S. Sajadi (2023). «Iran Health System Responsiveness in regared to Provision of Physical Rehabilitation: Results of a National Survey , Scientific Journal of Kurdistan University of Medical Sciences, 28(4): 174-185. http://172.16.255.254:8090/httpclient.html
Tille, F., J. Röttger, B. Gibis, R. Busse, A. Kuhlmey, S. J. P. e. Schnitzer and counseling (2019). «Patients’ perceptions of health system responsiveness in ambulatory care in Germany».  Patient education and counseling, 102(1): 162-171. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/30150126/
Vandan, N., J.-H. Wong, W.-J. Gong, P.-F. Yip and D.-T. J. P. H. Fong (2020). «Health system responsiveness in Hong Kong: A comparison between South Asian and Chinese patients’ experiences». Public Health, 182: 81-87. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/32200074/


نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: نابرابری سلامت
دریافت: 1403/11/14 | پذیرش: 1404/8/10 | انتشار: 1404/11/7

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb