دوره 25، شماره 97 - ( 4-1404 )                   جلد 25 شماره 97 صفحات 225-199 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Mohammadi nesheli Y, saadat R, kashiyan A. (2025). Unequal Exchange Rate Pass-Through across urban and rural income groups in Iran. Social Welfare Quarterly. 25(97), : 7 doi:10.32598/refahj.25.97.4507.1
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4317-fa.html
محمدی نشلی یاسر، سعادت رحمان، کاشیان عبدالمحمد.(1404). انتقال نابرابر نرخ ارز بین گروه‌های درآمدی شهری و روستایی در ایران رفاه اجتماعی 25 (97) :225-199 10.32598/refahj.25.97.4507.1

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-4317-fa.html


متن کامل [PDF 595 kb]   (1109 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (3153 مشاهده)
متن کامل:   (897 مشاهده)
مقدمه
کشورها در برخورد با اقتصادهای دیگر از دو ناحیه تجارت کالا و خدمات و یا جریان سرمایه با یکدیگر در تعامل هستند. درنتیجه نرخ ارز در تعاملات اقتصادی فی‌مابین کشورها دارای اهمیت بسیار زیادی است. پاسخ‌دهی نرخهای ارز به شوکهای قیمتی خارجی و همچنین توانایی آنها برای کنترل شوکها به‌عنوان وسیله‌ای برای انتقال این شوکها به قیمتهای داخلی تحت‌تأثیر سیاستهای ارزی اتخاذشده توسط مقامات پولی است. نرخ ارز می‌تواند قیمتهای داخلی را از طریق تغییر در قیمت کالاهای نهایی وارداتی یا نهاده‌های وارداتی تحت‌تأثیر قرار دهد(دوجاو، 2009).
در مجموعه مطالعات کلان تجربی در حال رشد در مورد نرخ گذار ارز (ERPT) ، یک موضوع روشن می‌شود، اینکه آیا یک رابطه تعادلی بلندمدت بین قیمتهای واردات، نرخ ارز اسمی و سایر عوامل تعیین‌کننده بالقوه اقتصاد کلان وجود دارد یا خیر؟. برای مثال، بن چیخ و راولت (2016، 2017) به هیچ شواهد یا فقط شواهد ضعیفی از هم انباشتگی در سطح کلان دست‌یافته‌اند(بن چیخ، 2016؛ بن چیخ،2017).
برای سیاست‌گذاران اقتصادی بررسی چگونگی اثرگذاری تغییرات ارزی بر قیمتهای داخلی حائز اهمیت است. این موضوع، ازآن‌جهت پیچیده‌تر می‌شود که درجه عبور نرخ ارز، افزون بر اینکه به‌عنوان عاملی مهم در انتقال نوسانات و شوکها به اقتصاد عمل می‌کند، تحت‌تأثیر عوامل خرد و کلان اقتصادی است و با هر شوک وارده تغییر می‌کند؛ به‌نحوی‌که در سطح خرد، کشش قیمتی تقاضا و قدرت بازاری بنگاهها و در سطح کلان، تورم، شکاف تولید، نوسانات نرخ ارز و درجه بازبودن اقتصاد از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر عبور نرخ ارز هستند (عزتی شورگلی، 2013).
تغییرات نرخ ارز به میزان زیادی می‌تواند سبب تغییر در هزینه کالاهای داخلی و کالاهای خارجی شود که مشاهده آنها به دلیل وجود چسبندگیهای قیمتی در کالاها و خدمات ممکن است زمان‌بر باشد (انتونیادس و زانی بونی، 2016). این مسئله به‌خصوص زمانی که تغییرات نرخ ارز به طور کامل روی قیمتها اثرگذاری خود را نشان نداده است، به دلیل وجود اثر روی قیمتهای تولیدکنندگان در مقابل مصرف‌کنندگان اثرات رفاهی قابل‌توجهی را در پی خواهد داشت که می‌بایست موردتوجه قرار گیرد(بورستین، 2014).
مطالعات موجود در مورد نرخ گذار ارز عمدتاً نشان می‌دهد که این مسئله در سطح قیمتهای کل است و جزئیات در سطح قیمتهای خرد برای مصرف‌کنندگان تجربه نشده است. فقدان شواهد تجربی بیشتر به این دلیل است که قیمتهای کل به‌عنوان‌مثال (شاخص قیمت مصرف‌کننده)، فقط برای مصرف‌کننده با درآمد متوسط منتشر می‌شود؛ درحالی‌که بررسی اثرات توزیع مجدد مستلزم آگاهی از قیمتهایی است که گروههای درآمدی با آن روبه‌رو هستند.
مطالعه حاضر برای برآورد نرخ گذار ارز در قیمتها، درآمد و رفاه برای گروههای مختلف درآمدی در سطح شهری و روستایی برای کشور ایران انجام شده است. یافتن کالاها و بخشهایی که مسئول تأثیر نرخ گذار ارز هستند، پیامدهای مهمی در سیاست پولی نیز دارد. همان‌طور که در مطالعاتی مانند(اوزمن، 2016) نشان داده شده است، درک تغییرات قیمتهای خرد می‌تواند اطلاعات مرتبط‌تری در مورد ماهیت این اثرات ایجاد کند. خصوصاً در کشوری مانند ایران، جایی که قیمت کالاها نسبت به سایر کشورها با تغییرات بیشتری همراه است.
این مقاله برای حل این مشکل با استفاده از یک تحقیق در سطح کالاها/ خدمات مورداستفاده مصرف‌کنندگان بهره می‌برد. به‌ویژه، با آگاهی از مجموعه کالاهای مصرفی هر گروه (دهک) درآمدی، از قیمتهای خرد مربوطه برای برآورد پیامدهای گذار نرخ ارز در سطح کالاها استفاده می‌کنیم که بیشتر با سهم هزینه کالاها برای هر گروه درآمد برای برآورد مجموع ترکیب می‌شود.
به طور خلاصه نوآوری در این تحقیق در بررسی پیامدهای گذار نرخ ارز بر گروههای مختلف درآمدی در سطح شهری و روستایی و به‌صورت دهک‌بندی در میزان درآمد و هزینه‌های هر گروه درآمدی در ایران در دوره زمانی (1363-1401) است که در ایران انجام نشده است.

مبانی نظری
گروههای درآمدی با توجه به میزان درآمد و ثروت و همچنین مجموعه کالاهای مصرفی هر گروه، میزان تأثیر رفاهی متفاوتی از تغییرات قیمت ارز از خود نشان خواهند داد. دهکهای بالای درآمدی با افزایش نرخ ارز و همچنین جهشهای نرخ ارز در ایران با افزایش در میزان درآمدهای خود به‌عنوان بخشی از رفاهشان روبه‌رو خواهند شد. درعین‌حال که هزینه‌های مصرفی‌شان با سرعت بیشتری به‌واسطه سهم مصرفشان بالا خواهد رفت. در طرف مقابل این دهکهای پایین درآمدی هستند که از نوسانهای نرخ ارز در دو جهت کاهش درآمدها و افزایش در هزینه‌های کالاهای مصرفی، متضرر شده و به نسبت زیادی از رفاهشان کاسته خواهد شد.
تغییرات نرخ ارز می‌تواند از طریق افزایش قیمت کالاهای وارداتی یا مواد اولیه وارداتی، هزینه‌های مصرف را افزایش دهد. کالاهای اولیه و یا ماشین‌آلات و تکنولوژی وارداتی به دلیل قیمت‌گذاری به دلار و نوسانات قیمتی بالا، تأثیر قابل‌توجهی بر هزینه‌های مصرف در سطح خرد برای خانوارها دارند. این کالاها به‌طور مستقیم (هزینه دارو و ...) یا غیرمستقیم از طریق هزینه‌های تولید بر سبد مصرف خانوارها اثر می‌گذارند و از قدرت خریدشان می‌کاهند. لذا برآورد مناسب اثر نرخ گذار ارزی در گروههای درآمدی در ایران می‌تواند برای سیاست‌گذاران اقتصادی موردتوجه قرار گیرد. درک عبور نرخ ارز بر کالا و خدمات مصرفی در کشوری که نوسانات نرخ ارز بر مصرف‌کنندگان خرد همواره چالش‌برانگیز بوده دارای اهمیت بسیاری است. این بخش با استفاده از یک مدل ساده، معیارهای ERPT کالا-خدمات را به رفاه افراد مرتبط می‌کند. ازآنجایی‌که نکته اصلی بررسی اثرات ERPT است، تنها روی تغییرات رفاه گروههای درآمدی به دلیل شوکهای نرخ ارز تمرکز شده است. عبور نرخ ارز عبارت است از اثر تغییر نرخ ارز، بر یکی از موارد زیر:
الف) به کل قیمتهای وارداتی ب) به قیمتهای وارداتی برای صنایع خاص ج) به قیمتهای عمده‌فروشی و مصرف‌کننده.
نرخ گذار ارز (ERPT) به میزان تأثیر تغییرات نرخ ارز بر قیمتهای داخلی کالاها و خدمات گفته می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، نرخ گذار ارز نشان می‌دهد که چه مقدار از تغییر در نرخ ارز (مثلاً کاهش یا افزایش ارزش پول ملی نسبت به ارز خارجی) به قیمتهای مصرف‌کننده، تولیدکننده یا وارداتی منتقل می‌شود. به طور ساده ERPT عبارت است از:
αt=(∆Pt/Pt)/(∆(EP*)/EP*)
به‌طوری‌که αt ضریب تخمین زده شده عبور نرخ ارز در کشور i را نشان می‌دهد و   Pt سطح قیمت داخلی برای کشور i در زمان t، Δ نشان‌دهنده تغییرات، E نرخ ارز کشور i، *P نشان‌دهنده قیمتهای خارجی است. در این حالت 1=α نشان‌دهنده گذار کامل نرخ ارز و 1> α>0 گذار ناقص نرخ ارز را نشان می‌دهد.


پیشینه تجربی
بیشتر مطالعات انجام‌گرفته درزمینه گذار نرخ ارز مربوط به گذار نرخ ارز بر قیمتهای وارداتی و صادراتی در ایران و دیگر کشورها است. در ایران مطالعه‌ای در مورد اثرگذار نرخ ارز بر قیمتهای مصرف‌کنندگان در سطح خرد و اثرات آن در بین گروههای مختلف درآمدی مشاهده نشده است. در ادامه به بررسی نمونه‌هایی از این مطالعات در ایران و سایر کشورها پرداخته شده است.
حیدری و رشیدی (2018) در مطالعه‌ایی به بررسی تأثیر تغییرات نرخ ارز بر اجزای شاخص قیمت تولیدکننده (شامل بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات) با استفاده از الگوی خودرگرسیون‌برداری ساختاری (SVAR) پرداختند. برای انجام این مطالعه داده‌های فصلی ایران طی دوره زمانی 1370 تا 1396 را به کار گرفته‌اند. نتایج نشان داد که در بخش کشاورزی و خدمات با گذشت  یک دوره طولانی (24 فصل) گذر نرخ ارز به‌صورت ناقص (کمتر از 100 درصد) رخ داده است و همچنین شاخص قیمت مصرف‌کننده نیز به‌ازای افزایش 100 درصدی نرخ ارز درنهایت حدود 23 درصد افزایش یافته است.
ابراهیمی و مدنی‌زاده (2015) در مقاله‌ای با عنوان تغییرات گذر نرخ ارز و عوامل مؤثر بر آن در ایران با استفاده از یک مدل خودرگرسیون‌برداری ساختاری (SVAR) میزان تأثیر تغییرات نرخ ارز را طی دوره زمانی 1371-1393 بر قیمتهای داخلی (گذر نرخ ارز) در اقتصاد ایران را بررسی کردند. نتایج نشان داد که گذار نرخ ارز در اقتصاد ایران بین 30 تا 40 درصد است. همچنین گذر نرخ ارز در سبد مصرف‌کننده بیشتر از قیمتهای تولیدکننده مؤثر است. همچنین نتایج نشان داد کاهش نوسانات تورم و نرخ ارز می‌تواند باعث کاهش گذر نرخ ارز شود.
اصغرپور و مهدیلو (2014) در مقاله‌ای برای بررسی تأثیر محیط‌های تورمی بر درجه عبور نرخ ارز در ایران، طی بازه زمانی سالهای 1389- 1355 آزمون هم انباشتگی جوهانسون-جوسیلیوس استفاده کردند. نتایج تحقیق نشان داد که در اقتصاد ایران درجه عبور نرخ ارز ناقص است و همچنین برآوردها مشخص کرد که در محیط‌های تورمی درجه عبور نرخ ارز تأثیر نامتقارن بر قیمت واردات داشته است، به‌طوری‌که در محیط‌های تورمی بالا درجه عبور نرخ ارز بیشتر از محیط تورمی پایین است.
عیسی‌زاده روشن (2014) در تحقیقی با هدف بررسی جهت و شدت تأثیرپذیری قیمت واردات و صادرات نسبت به تغییرات نرخ ارز در ایران با استفاده از تکنیک مدل تصحیح خطـابـرداری (VECM) و با به‌کارگیری داده‌های فصـلی در بازه زمانی 1369-1391 به مطالعه پرداختند. نتایج برآوردها نشان داد که اثر افزایش نرخ ارز با یک وقفه تأخیر بر قیمت صادرات مثبت و کمتر از یک بوده و بنابراین انتقال نرخ ارز به قیمت صادرات در دوره موردمطالعه در اقتصاد ایران ناقص است. همچنین نتایج نشان داده است که نرخ ارز در نوسانات قیمت صادرات سهم ناچیزی داشته، اما حدود یک‌چهارم از نوسانات قیمت واردات ناشی از نرخ ارز است.
عزتی و خداویسی (2013) در مطالعه‌ایی، برای برآورد میزان تأثیر درجه گذار نرخ ارز بر قیمتهای داخلی، از الگوی خودرگرسیون‌برداری ساختاری افزوده (S.VAR) با نوسانات تصادفی و پارامترهای متغیر طی زمان برای فصل اول 1369 تا فصل دوم 1397 استفاده کردند. نتایج حاکی از ثابت‌نبودن درجه گذار نرخ ارز بوده است و این شاخص طی دوره موردمطالعه تغییر کرده است. همچنین نتایج نشان داد که بیشتر میزان تغییرات نرخ گذار ارز را می‌توان توسط اندازه تورم تفسیر کرد.
مهرابی و همکاران (2010) در مطالعه‌ای به بررسی تأثیر نوسانات نرخ ارز بر شاخص قیمت صادرات و شاخص قیمت واردات در ایران و تعیین درجه عبور نرخ ارز پرداخته است. در این تحقیق از روش تصحیح خطای برداری (VECM) و داده‌های فصلی نرخ ارز اسمی دوره زمانی 1369-1386 استفاده شده است. نتایج این تحقیق نیز حاکی از درجه عبور نرخ ارز به‌صورت ناقص است. اما برخلاف دیگر مطالعات اثرگذاری نرخ ارز را بر صادرات بیشتر از واردات ارزیابی کرده است.
دایناوسکاس (2023) به بررسی اثرات انتقال نرخ ارز نسبت به زمان و شرایط تجارت در دوره زمانی 1990 تا 2018 برای ایالات‌متحده پرداخت. باوجوداینکه ایالات‌متحده تقریباً تمام واردات و صادرات خود را با دلار انجام می‌دهد. بنابراین، شرایط تجارت ایالات‌متحده باید در برابر حرکت دلار در برابر سایر ارزها «خنثی» باشد. نتایج نشان داد که دو عامل شرایط تجاری (نوع کالاها مانند نفت و ...) و همچنین تغییرات زمانی مداوم، اثرات مثبت و معنی‌داری را در انتقال نرخ ارز نشان می‌دهد.
تامپسون و همکاران (2021) در بررسی خود اثر نرخ ارز بر شاخص قیمت مصرف‌کننده را در یک مدل خودرگرسیون برداری (VAR) برای داده‌های کلان ایالات‌متحده طی بازه زمانی 1990 تا 2008 تحت رژیم نرخ ارز شناور برای مطالعه میزان انتقال نرخ ارز به قیمتهای داخلی از کانال انرژی مورد ارزیابی قرار داده‌اند. نتایج نشان داد اثرات شوکهای نرخ ارز بر قیمتها، قیمتهای انرژی داخلی را تشدید می‌کند و درنتیجه واکنشهای بیشتری را به کل بهای مصرف‌کننده از طریق کانال قیمت انرژی نشان می‌دهد.
ییلمازکودای (2020) در بررسی خود روی اثرگذاری نرخ ارز روی پنج دهکهای درآمدی در کشور ترکیه، با استفاده از مدل SVAR و داده‌های ماهانه از سال 2004 تا 2018، اثرات نرخ ارز را روی قیمت و درآمد موردمطالعه قرارداد است.
نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که شوک نرخ ارز به اندازه یک درصد می‌تواند به میزان 78/0 درصد برای مصرف‌کنندگان با درآمد متوسط اندازه رفاه را کاهش دهد. این در حالی است که برای مصرف‌کنندگان با درآمد پایین و مصرف‌کنندگان با درآمد بالا این مقدار حدود 71/0 درصد و 81/0 درصد کاهش رفاه را نشان داده است.

روش
افرادی که به هر گروه درآمدی g تعلق دارند، مطابق عبارت زیر، از مصرف مجموعه‌ای از کالاها که هرکدام با i نشان داده می‌شوند، Cg را دریافت کنید:
Cg=∏i((Cig)/(βig))βig )                                                              (2)
 که در آن Cig مطلوبیت مصرف کالا i در گروه درآمدی g است و βig پارامتر کالا و خاص گروه درآمدی است. با فرض اینکه قیمتهای سطح کالا (Pi,s) در بین گروههای درآمدی مشترک هستند، بهینه‌سازی بر اساس محدودیت بودجه Yg=∑iPi Cig (Yg نشان‌دهنده درآمد گروه درآمد g) نتیجه می‌دهد:
Yig=Pi Cig=βig Pg Cg                                                               (3)
در جایی که Yig هزینه روی کالای i است، Pig قیمت هر واحد Cig است که Pg=∏i(Pi)βig  را برآورده می‌کند و بنابراین داریم:
Yg=Pg Cg                                                                              (4)
که در آن  βigبه‌عنوان سهم مخارج کالای i که برآورده می‌کند، منظور می‌شود:
Yig=βig Yg                                                                            (5)
همان‌طور که مشهود است، اگرچه قیمتهای سطح کالا (Pi,s) در بین گروههای درآمدی رایج است، قیمتهای کل که گروه درآمد (Pg, s) با آن مواجه می‌شوند، به دلیل داشتن سهمهای مخارج جایگزین βig که گروه درآمدی هستند متفاوت است. β بر اساس تابع مطلوبیت خاص گروه درآمدی که در معادله 2 ارائه شده است و برای داشتن ارتباط با ادبیات موجود که بر مصرف‌کننده با درآمد متوسط تمرکز دارد، می‌توانیم اندازه‌گیری کل مطلوبیت C را نیز به‌صورت زیر داشته باشیم:
C=∏_g(Cg/βg)βg                                                                         (6)

که در آن C مطلوبیت مصرف‌کننده با درآمد متوسط است، Cg  مطلوبیت گروه درآمد g به شرح بالا است و βg یک پارامتر خاص گروه درآمد را نشان می‌دهد. بهینه‌سازی برنامه‌ریز اجتماعی بر اساس محدودیت بودجه Y=∑gPg Cg  (Y نشان‌دهنده درآمد کلی در کشور) درنتیجه:
Yg=Pg Cg=βg PC                                                                                          (7)
که در آن Yg مخارج گروه درآمدی g است، Pg قیمت کل با گروه درآمدی g به ازای هر واحدCg است که P=∏g(Pg)βg را برآورده می‌کند و بنابراین داریم:
Y=PC                                                                                       (8)
که در آن βg به‌عنوان گروه درآمد سهم مخارج g در مخارج کلی در کشور که برآورده می‌شود، تلقی می‌شود:
Yig =βig Yg =βig βg Y                                                                  (9)
که در آن از معادله 5 نیز استفاده شده است.

اثرات رفاهی ERPT
این بخش به بررسی اثرات رفاهی شوک نرخ ارز می‌پردازد. با استفاده از معادله 1، ابزار log را می‌توان برای گروه درآمدی g به‌صورت زیر نوشت:
log⁡Cg=∑iβig  log⁡Cig- ∑iβ ig  log⁡βig                                           (10)
از ترکیب این عبارت با معادله 3 نتیجه می‌شود:
log⁡Cg=-∑iβig  log⁡Pi +∑iβig  log⁡Yig -∑iβig  log⁡βig                                (11)
با گرفتن مشتق این عبارت با توجه به نرخ ارز، عبارت زیر حاصل می‌شود:

(12)
که در آن حروف کوچک نشان‌دهنده متغیرهای log و Δ نشان‌دهنده تغییرات در طول زمان است. همان‌طور که مشهود است، اثرات شوک نرخ ارز (اندازه‌گیری شده توسط ERPT به رفاه) برای گروه درآمدی g را می‌توان به ERPT به قیمتهای خرد و ERPT به درآمد تجزیه کرد. به طور مشابه، با استفاده از معادلات 6 و 12، چنین استنباط می‌شود که می‌توان یک عبارت مشابه برای مصرف‌کننده با درآمد متوسط به‌صورت زیر نوشت:

(13)
که در آن βi=∑gβg βig  سهم مخارج کالای i برای مصرف‌کننده با درآمد متوسط است.
به‌طورکلی، طبق معادلات 12 و 13، محاسبات رفاهی نیازمند آگاهی از سهم مخارج (βig's برای گروه درآمدی g و  βig'برای مصرف‌کننده با درآمد متوسط)، ERPT سطح کالا به قیمتهای خرد ((∆pi)/∆e برای هر کالای i) و ERPT سطح کالا به درآمد (یعنی (∆yig)/∆eبرای هر کالا i و گروه درآمد g) است. در ادامه نحوه به دست آوردن این اقدامات را شرح داده می‌شود.
برآورد معیارهای گذار نرخ ارز در معادله 12 به داده‌های سطح -کالا در مورد قیمتهای کالای مصرفی، متوسط درآمد هر دهک و میزان نرخ ارز نیاز دارد. بر این اساس، مدل VAR ساختاری را بر اساس داده‌های سالانه برای zt=(∆yi,tg,∆et,∆pi,t)'  در نظر می‌گیریم. ازآنجایی‌که مطابق با معادله 10، Yig=βig βg  Y است، چنین استنباط می‌شود که ∆yt= ∆yi,tg برای βig و βg ; معین، که در آن ∆yt با درصد تغییرات در تولید صنعتی اندازه‌گیری می‌شود. برای ∆et، درصد تغییرات در نرخ ارز مؤثر استفاده می‌شود، جایی که مقدار مثبت ∆et با کاهش ارزش (کاهش بها) مطابقت دارد. درنهایت،∆pi,t نشان‌دهنده درصد تغییرات در قیمتهای سطح-کالا است. (ییلمازکودای، 2020).
در تحقیق حاضر از داده‌های سری زمانی 1363 -1401 به‌صورت سالانه استفاده شده است. همه آمارها و اطلاعات متغیرهای سری زمانی و مقطعی گروههای درآمدی مورداستفاده در تحقیق (قیمت کالاهای مصرف، نرخ ارز اسمیو میزان درآمد) از مرکز آمار ایران و بانک مرکزی جمع‌آوری شده است. مدل کلی تحقیق به‌صورت زیر است:
     Z=[lnEX ,lnY ,LNP]                                                                (14)
LnEX لگاریتم نرخ ارز اسمی                                                
LnY لگاریتم متوسط درآمد در دهکهای درآمدی
 LNP لگاریتم متوسط قیمت کالاهای مصرفی
در هر دهک درآمدی قبل از تخمین مدل موردنظر، سریها ازنظر پایایی مورد آزمون قرار گرفته شده است. با توجه به سالانه‌بودن داده‌های مورداستفاده، با یک وقفه زمانی کلیه داده‌های مورد آزمون قرارگرفته‌اند.


یافته‌ها
نتایج گروههای درآمدی مناطق شهری
در جداول شماره 1 و 2 برآورد میزان نرخ گذار ارز در دهکهای اول و همچنین دهک دهم یعنی سهم 10 درصد پایین درآمدی و 10 درصد بالای درآمدی در مورد اثرات نرخ گذار ارز بر میزان رفاه از طریق میزان کاهش در اندازه متوسط درآمد در دهکهای درآمدی و اثر آن در افزایش میزان متوسط سطح قیمتها در سطح مناطق شهری به‌صورت درصد نشان داده شده است. ضمناً جداول مربوط به سایر دهکهای درآمدی نیز به پیوست آمده است. در دهک اول مناطق شهری جدول شماره 1 بیشترین تأثیر از ناحیه اثرگذار نرخ ارز بر قیمتها مربوط به هزینه‌های آموزش و در مرحله بعدی مربوط به هزینه‌های سلامت است. بیشترین تأثیر از ناحیه کاهش درآمد نیز مربوط به هزینه‌های سلامتی و در مرحله بعد هزینه پوشاک است. نهایتاً بیشترین میزان تأثیر بر رفاه نیز مربوط به هزینه‌های پوشاک و آموزش و ارتباطات است.
جدول شماره 1 برآوردهای  نرخ گذار ارز در بلندمدت برای دهک اول مناطق شهری ایران

در جداول پیوست مربوط به گروههای درآمدی در مناطق شهری، بیشترین میزان اثرات نرخ گذار ارز از ناحیه قیمت بر هزینه‌های سلامت و هزینه‌های آموزش است. هزینه‌های ارتباطات نیز متأثر از اثر نرخ گذار ارز در بیشتر دهکهای درآمدی است. بیشترین اثر قیمتی حاصل از گذار نرخ ارز در حوزه هزینه‌های سلامت است و کمترین میزان تأثیر از قیمت و کاهش درآمد در اثرگذاری نرخ ارز مربوط به هزینه‌های تفریحات و هزینه‌های مربوط به هتل و اقامتگاهها است.
دهکهای درآمدی از دهک چهارم الی دهک هفتم که به‌عنوان 40 درصد میانی گروههای درآمدی هستند نشان‌دهنده افزایش میزان هزینه‌های رفاهی در گروه هزینه‌ایی مربوط به آموزش و سلامت و ارتباطات است. بیشترین تأثیرگذاری نرخ ارز در سطح قیمت در هزینه‌های بهداشت  مشاهده می‌شود. در دهک پنجم درآمدی اثرگذاری نرخ ارز در هزینه‌های تحصیل با بیشترین درصد حدود  0.69 درصد است.
در این گروه درآمدی نیز هزینه‌های تفریحات و هتل به میزان کمی تحت‌تأثیر گذار نرخ ارز قرار داشته‌اند. در دهکهای هشتم و نهم و دهم درآمدی که جزء سه دهک بالای درآمدی هستند بیشترین تأثیر کاهش درآمدی در حوزه هزینه‌های حاصل از پوشاک مشاهده می‌شود. ولی همچنان بیشترین میزان کاهش رفاه در این گروههای درآمدی نیز مربوط به هزینه‌های تحصیل و آموزش است و بیشترین افزایش سطح قیمتها در حوزه بهداشت  است.
بیشترین میزان کاهش رفاه در این گروه درآمدی نیز مربوط به هزینه‌های آموزش است که می‌توان آن را به استفاده بیشتر این گروهها از خدمات آموزشی در بخش خصوصی نسب داد و بیشترین افزایش سطح قیمتها در حوزه بهداشت است.
جدول شماره 2: برآوردهای  نرخ گذار ارز در بلندمدت برای دهک نهم مناطق شهری ایران


نتایج گروههای درآمدی مناطق روستایی:
در جداول شماره 3 و 4 برآورد میزان ERPT در مورد اثرات نرخ‌ گذار ارز بر میزان رفاه از طریق میزان کاهش در اندازه متوسط درآمد در دهکهای درآمدی و اثر آن در افزایش میزان متوسط سطح قیمتها در سطح مناطق روستایی به‌صورت درصد نشان داده شده است.
سایر دهکهای درآمدی مناطق روستایی به پیوست آمده است. در مناطق روستایی بیشترین اثرات از ناحیه افزایش قیمتها مربوط به هزینه‌های سلامتی و آموزش و ارتباطات است؛ به‌طوری‌که درنهایت بیشترین کاهش رفاه در اثرگذار نرخ ارز در هزینه‌های ارتباطات خود را نشان می‌دهد. اثر منفی حاصل از افزایش سطح قیمتها در هزینه‌های مربوط به آموزش و تحصیل به نسبت به میزان بیشتری تحت‌تأثیر افزایش نرخ ارز قرار گرفته است. در همین جدول مشاهده می‌شود که اثر هزینه‌های هتل و کافه و سایر خدمات تحت‌تأثیر افزایش قیمتهای متأثر از نرخ ارز مثبت است که می‌تواند به علت استفاده کمتر در سطح روستایی و حجم کمتر در کل سبد هزینه‌های خانوار در این حوزه باشد.
جدول شماره 3 برآوردهای  نرخ‌ گذار ارز در بلندمدت برای دهک اول مناطق روستایی ایران

در دهکهای درآمدی در مناطق روستایی یکی از هزینه‌های متأثر از گذار نرخ ارز مربوط به هزینه‌های ارتباطات است؛ که جزء بخشهایی است که تأثیر قابل‌توجهی از نرخ از هر دو منظر اثر بر افزایش قیمتها و کاهش درآمدها بر میزان رفاه را نشان می‌دهد.
در دهکهای درآمدی میزان اثرگذاری نرخ ارز بر رفاه در بخش لوازم و اثاثیه منزل به‌صورت منفی نشان داده شده است که می‌تواند ناشی از اثرات درآمدی بر میزان استفاده از لوازم و اثاثیه منزل باشد. اثر رفاهی نرخ ارز در بخشهای لوازم و اثاثیه منزل همان‌طور که در دهک سوم و چهارم در بخش روستایی توضیح داده شده است در دهکهای بالاتر درآمدی نیز به نسبت تقریباً بیشتری قابل‌مشاهده است.
در دهکهای بالاتر درآمدی این مسئله اثر درآمدی در بخش هزینه‌های اثاثیه منزل با شدت بالاتری دیده می‌شود. در دهکهای بالای درآمدی در بخش روستایی نیز هزینه‌های خوراک و پوشاک به نسبت بیشتری تحت‌تأثیر نرخ ارز قرار گرفته است. به‌طوری‌که این نسبت در دهک نهم و دهم حدود 0/2 درصد نشان داده شده است.

 
جدول شماره 4 برآوردهای  نرخ‌ گذار ارز در بلندمدت برای دهک دهم مناطق روستایی ایران

در جداول 5 و 6 سهم بخشها در انتقال نرخ ارز به رفاه در بلندمدت مناطق شهری و روستایی آمده است. بیشترین تأثیر مربوط به دهکهای نهم و دهم است و به‌طوری‌که در مناطق شهری در دهک دهم حدود 0/79 درصد است و در ناطق روستایی این عدد حدود  0/76 درصد است. با توجه به رابطه     سهم مخارج کالای i برای مصرف‌کننده با درآمد متوسط ستون اول جداول 5 و 6 محاسبه شد.
سهم مخارج مورداستفاده به‌صورت محاسباتی است که با یافته‌های ییلماز کودای در رابطه با یکسان‌بودن سهم مخارج محاسباتی نسبت به سهم مخارج آماری مورداستفاده قرار گرفته است. در مناطق شهری کمترین میزان تأثیر در دهک اول اتفاق به میزان  0/64 درصد اتفاق افتاده است. حال‌آنکه در مناطق روستایی کمترین میزان تأثیر در بلندمدت در دهکهای پنجم و ششم با حدود  0/69 درصد خود را نشان می‌دهد. متوسط سهم بخشها در انتقال نرخ ارز به رفاه در بلندمدت در هر دو منطقه روستایی و شهری  در حدود 0/72 درصد است.
جدول شماره 5 سهم بخشها در انتقال نرخ ارز به رفاه در بلندمدت مناطق شهری


جدول شماره 6 سهم بخشها در انتقال نرخ ارز به رفاه در بلندمدت روستایی

بحث
عمده مطالعات صورت‌گرفته در حوزه گذار نرخ ارز، متمرکز بر اثرگذاری روی صادرات و واردات کشور بوده است. برای گروههای درآمدی اثرات نرخ ‌گذار ارز به‌ویژه به‌صورت منطقه‌بندی شده و مجزای شهری و روستایی با توجه به شواهد فراوان روزمره که حتی در گفتمانهای معمول و غیراقتصادی نیز مشاهده می‌شود، در مورد از تأثیر نرخ ارز، در قیمتها در سطح قیمت کالاهای مصرفی و اثرات متوسط درآمدی، ادبیات اقتصادی کمی در دنیا و در ایران موجود است.
تجزیه‌وتحلیل نرخ‌ گذار ارز بر رفاه اقتصادی، از دو برای میزان درآمد و میزان مصرف به‌ویژه برای گروههای درآمدی تا حد زیادی برای رفع این نیاز در سیاست‌گذاریهای اقتصادی مؤثر خواهد بود. همان‌طور که در جداول 5 و 6 اشاره شده است این تحقیق با استفاده از سهم هر دهک از میزان مصرف به‌صورت محاسباتی (و نه به‌صورت آماری) انجام شده است. نتایج حاصل از شوک نرخ ارز به میزان یک درصد (کاهش ارزش پول ملی  ریال در برابر دلار) موجب کاهش حدود 0/72 درصدی از رفاه می‌شود که این میزان محدوده‌ایی بین 0/65 درصد تا 0/79 درصد برای دهکهای درآمدی مناطق شهری را نشان می‌دهد که این نتیجه تأییدکننده نتایج مطالعات دیگر در عبور ناقص نرخ ارز همچون مهرابی (2010) و عیسی‌زاده روشن (2014) است.
این مسئله برای دهکهای درآمدی مناطق روستایی مابین 0/71 درصد تا 0/75 درصد را شامل می‌شود. به‌خوبی ملاحظه می‌شود که دهکهای درآمدی پایین در مناطق روستایی نسبت به مناطق شهری بسیار بیشتر از دیگر دهکهای درآمدی در معرض نرخ‌ گذار ارز قرار دارند. در بلندمدت دهکهای نهم و دهم در مناطق شهری بیشترین میزان تأثیر از نرخ گذار ارز را شاهد هستند. نتایج تا حدود زیادی با نتایج حاصل از مطالعه ییلمازکودای (2020) در ترکیه همسو است.
هرچند شدت اثر شوک نرخ ارز در ترکیه برای دهکهای بالای درآمدی حدود 0/81 درصد عنوان شده که حدود  0/02 درصد تا   0/09 درصد اختلاف دارد. نسبت به نوع هزینه نیز سه دسته از هزینه‌ها داری تأثیر بیشتری نسبت به سایر مصارف هستند که شامل هزینه‌های مصرف در ارتباطات و هزینه‌های آموزش و هزینه‌های سلامت می‌شوند به‌طوری‌که در هر دو منطقه شهری و روستایی این مسئله نمود دارد؛ که این مسئله لزوم توجه به میزان هزینه‌های مربوط به این سه مورد را خصوصاً در دهکهای پایین‌تر درآمدی افزایش می‌دهد.
هدف اصلی در این پژوهش بررسی میزان اثرگذاری نرخ گذار ارز بر قیمت در سطح خرد برای مصرف‌کنندگان در سطوح مختلف درآمدی بوده است. با توجه به نوع اثرگذاری در هر گروه از مصارف، نسبت به دهکهای درآمدی در دو سطح شهری و روستایی می‌توان به نوع ماهیت افزایش سطح قیمت و میزان مصارف برای بهبود سیاست‌گذاری و کاهش اثرات تغییرات نرخ ارز بر نوع مصرف، برنامه‌ریزی مناسب‌تری اعمال کرد.
در این حالت مقامات پولی درک کامل‌تری برای حل معضلات ناشی از کاهش ارزش پولی و شوکهای ارزی خواهند داشت که سبب افزایش میزان اثربخشی سیاستهای پولی و ارزی خواهد شد.

ملاحظات اخلاقی
مشارکت نویسندگان: همه نویسندگان در تهیه مقاله مشارکت داشته‌اند.
منابع مالی: این مقاله مستخرج از رساله دکتری در دانشگاه سمنان است.
تعارض منافع: نویسندگان بیان کردند که تضاد منافعی وجود ندارد.
پیروی از اصول اخلاق پژوهش: در مطالعه حاضر تمامی ملاحظات اخلاقی ازجمله شرط امانت، صداقت و نداشتن سرقت ادبی رعایت شده است.

منابع

 
Antoniades, A., and N. Zaniboni, (2016). Exchange Rate Pass-Through Into Retail Prices,.International Economic Review, 57(4), 1425.1447. https://ideas.repec.org/a/wly/iecrev/v57y2016i4p1425-1447.html
Asgharpour Hossein, Ali Mahdilou, (2014). The Impact of Inflationary Environment on Exchange Rate Pass- Through on Import Prices in Iran: Markov–Switching Approach. Quarterly Journal of Economic Research and Policies 22(70):75-102.[in Persian]. http://qjerp.ir/browse.php?a_id=758&sid=1&slc_lang=en
Ben Cheikh N, Louhichi W, (2016). Revisiting the role of inflation environment in exchange rate passthrough: a panel threshold approach. Econ Model A(52):233–238. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0264999314004246
Ben Cheikh N, Rault C, (2017). Recent estimates of exchange rate pass-through to import prices in the euroarea. Rev World Econ 152(152):69–105. https://ideas.repec.org/a/spr/weltar/v152y2016i1d10.1007_s10290-015-0233-x.html
Burstein, A., and G. Gopinath, (2014). International prices and exchange rates. Handbook of international economics 4:391.451. https://ideas.repec.org/h/eee/intchp/4-391.html
Dainauskas, Justas, (2022). Time-varying exchange rate pass-through into terms of trade. Journal of International Money and Finance 137(2):1-18. https://ideas.repec.org/a/eee/jimfin/v137y2023ics0261560623001067.html
Doojav, G, (2009). Exchange Rate Pass-Through To Inflation In Mongolia. Monetary Policy and Research Department of the Bank of Mongolia. https://ideas.repec.org/p/pra/mprapa/72140.html
Ebrahimi Sajjad, Madanizade Seyyed Ali, (2015).  Exchange rate changes and factors affecting it in Iran. Scientific-research quarterly of applied economic studies of Iran 5(18):147-170.[in Persian]. https://aes.basu.ac.ir/article_1498.html
Ezzati-Shourgoli A, Khodavaisi, (2013). An Estimation of the Exchange Rate Pass-Through to Domestic Prices in The Iranian Economy. An Application of the Time-Varying Parameter Models 21:29-62.[in Persian]. https://sid.ir/paper/1038654/fa
Heydari, Hassan and Rashidi, Mahsa, (2018). Estimating the impact of exchange rate changes on the producer price index in major sectors of Iran’s economy. Economic Modeling Research Quarterly 9(35):167-200.[in Persian]. http://jemr.khu.ac.ir/article-1-1663-en.html
Mehrabi Beshrabadi Hossein, Jalai. Seyyed Abdul Majeed, his effort. Mohammad Sajjad, (2010). Investigating the passing of exchange rates on the prices of imported and exported goods in Iran. Journal of humanities 6(12):101-123.[in Persian]. https://ensani.ir/fa/article/386953
Ozmen, M. U., and O. Sevinç, (2016). Price rigidity in Turkey: evidence from micro data. Emerging Markets Finance and Trade 52(4):1029.1045. https://ideas.repec.org/p/ehl/lserod/66507.html
Roshan, Isazadeh, (2014). Exchange rate pass-through, case study of Iran. Quarterly of strategic and wholesale policies 10(3):89-106.[in Persian]. https://sid.ir/paper/244321/fa
Thompson, Hyeongwoo Kim & Ying Lin & Henry, (2021). Exchange Rate Pass-Through to Consumer Prices: The Increasing Role of Energy Prices. Open Economies Review 32(  ):395-415. https://ideas.repec.org/a/kap/openec/v32y2021i2d10.1007_s11079-020-09601-7.html
Yilmazkuday, hakan, (2020)Unequal Exchange Rate Pass-Through across Income Groups. Macroeconomic Dynamics 25:1.44.: https://ssrn.com/abstract=3289652

 
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: رفاه اجتماعی
دریافت: 1402/12/13 | پذیرش: 1403/8/30 | انتشار: 1404/4/15

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb