مقدمه
یکی از معضلات مهمی که در سالهای اخیر مورد توجه سازمان بهداشت جهانی و سیاستگذاران اجتماعی قرار گرفته شیوع رفتارهای پرخطر به ویژه در سنین نوجوانی و جوانی بوده است که به یکی از مهمترین نگرانی های جوامع بشری تبدیل شده است(حسن و همکاران، 2014؛ زیو[1] و همکاران، 2017).مفهوم رفتارهای پرخطر به عنوان رفتارهایی تعریف میشود که می توانند سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان و سایر افراد جامعه را در معرض خطر قرار دهند( سوانیانا[2] و همکاران، 2020 ).بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت 26 درصد از جمعیت جهان، نوجوانان 10 تا 19 ساله هستند ( واسرمن [3]و همکاران، 2005). در ایران نیز بر اساس نتایج سرشماری سال 1390 ، میزان 23 درصد جمعیت کشور را کودکان و نوجوانان زیر 15 سال و 31.5 درصد جمعیت را جوانان(29-15) تشکیل می دهند(مرکز امار ایران، 2013).علل عمده مرگ و بیماری هم در کشورهای صنعتی و هم در حال توسعه به تعداد نسبتا محدودی به رفتارهای پرخطر ناشی از نوجوانان برمی گردد(کیس[4] و همکاران، 2011).براساس گزارشات سازمان بهداشت جهانی روزانه بیش از 3000 نوجوان در کل دنیا می میرند که در مجموع 1.2 میلیون نفر در سال فوت می شود که علت عمده این مرگ و میر ها قابل پیشگیری است رفتارهای پرخطر عبارت هستند از:استعمال دخانیات، اعتیاد و سوء مصرف مواد، رفتارهای جنسی ناسالم، کم تحرکی جسمی، تغذیه ناسالم و رفتارهای مرتبط با صدمات و جراحات (پلات[5] و همکاران، 2016).رفتارهای پرخطر شناخته شده در بین نوجوانان ایرانی عبارت هستند از: خشونت، خودکشی، گرایش به بی احتیاطی در رانندگی، مصرف دخانیات، الکل و مواد، رفتارهای تغذیهای ناسالم و عدم انجام فعالیتهای بدنی و ورزشی رفتارهای پرخطر جنسی که احتمال ابتلا به ایدز یا بیماریهای مقاربتی را به دنبال داشته باشد(زاده محمدی و همکاران، 2015 )، (زارعی و همکاران، 2020 ).رفتارهای پرخطر در نوجوانان با یکدیگر به شدت همبسته اند. مصرف الکل، قتل، خودکشی، تجاوز،رفتارهای جنسی خارج از ازدواج، حوادث رانندگی، تخریب اموال عمومی و مصرف مواد مخدر پیش بینی کننده قوی سایر رفتارها نیز میباشد(زاده محمدی و احمد ابادی، 2008). یعنی با درگیری در هر یک از این رفتارها مانند مشروبخواری یا مصرف مواد مخدر احتمال ارتکاب سایر رفتارهای پرخطر نیز افزایش می یابد(زاده محمدی، 2011).
پژوهش های انجام شده در ایران نشانگر آن است که در سالهای اخیر رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان شیوع بیشتری پیدا کرده است (ادیب نیا و همکاران، 2016).نتایج مطالعات نشان می دهد مصرف الکل 32درصد، مواد مخدر7.3درصد، تجربه مصرف سیگار 32.7 درصد و مصرف قلیان 59.2 درصد در نوجوانان شیوع داشته است(اسماعیل زاده وهمکاران، 2014). آمار پزشکی قانونی کشور، شایع ترین علل مرگ جوانان و نوجوانان زیر 25 سال در ایران را در درجه اول صدمات رانندگی و پس از آن به ترتیب مسمومیت ناشی از الکل، مواد مخدر، خودکشی و در نهایت بیماری سرطان دانسته است(گرمارودی و همکاران، 2010).صدمات و خسارتهای جبران ناپذیر رفتارهای پرخطر در نوجوانان و بالا بودن هزینه های زمانی و مالی اقدامات تغییر رفتار در سطح فردی واجتماعی، پیشگیری را بهترین و مقرون به صرفه ترین رویکرد برای کاهش رفتارهای پرخطر معرفی می کند(پشت مشهدی و همکاران، 2010).
یکی از مسائلی که بر زندگی نوجوان تأثیر می گذارد بستر و فضای خانواده و پیوند بین آنها است در واقع پیوند والدین نقش بسزایی در زندگی کودکان و نوجوانان دارد(هازارد[6] و همکاران، 2020).پیوندهای درون خانواده(پیوندهای والدینی) الگوهای رفتاری نوجوانان را شکل می دهد و آنان را در بسیاری از تصمیم های رفتاری و روابط اجتماعی کمک می کنند(رستاد[7] و ویتاکر[8]، 2016). از جمله این پیوندها ارتباط نزدیک پدر بزرگ و مادر بزرگ با نوه هاست(رو[9] و همکاران، 1997). پدر و مادربزرگها خود حمایتهای عاطفی، مالی و مشاورهای نسبت به فرزندان و نوههای خود به عمل میآورند(یزدان پور و همکاران، 2011). این گونه سالمندان (پدر و مادربزرگها) خود به عنوان مرکز ثقلی عمل میکنند که در مناسبتهای گوناگون اعضاء خانواده گرد آنها جمع میشوند و آن خود موجبات تماس بین اعضاء خانواده را فراهم میآورد(خالد[10] و همکاران، 2012). نقش آنها به عنوان مشاور و معتمد برای اعضاء جوان تر خانواده بسیار بااهمیت است(یزدان پور و همکاران، 2011). از آنجا که در عصر حاضر پدر و مادربزرگها میتوانند نقشهای گوناگونی در برابر نوههای خود ایفا نمایند، آنها به عنوان نگهبان و تاریخ دان خانواده نقش موثری میتوانند ایفا کنند(جانسون[11] و همکاران، 1995).
مروری بر مطالعات نشان می دهد که یکی از عوامل مهم در کیفیت زندگی نوجوانان داشتن رابطه سالمندان با نوه هاست مطابق با نظر الدر کانگر، رابطه نوه ها با پدر/مادر بزرگ ها دارای دو بعد عاطفی و مشارکتی است( سیلوراستاین[12] و مارنکو[13]، 2001). بعد عاطفی رابطه بین نوه و پدر/مادر بزرگ به میزان احساس عشق، علاقه، صمیمیت، دلبستگی، تحسین و تشویق کردن و احساس تکیه گاه بودن برای نوه ها از طرف پدر/مادر بزرگ ها اشاره دارد(خالد و همکاران، 2012). بعد مشارکتی به میزان تعامل و همکاری پدر/مادر بزرگ ها با نوه ها مثل مراقبت کردن از نوه ها در زمانی که والدین حضور ندارند، نصیحت کردن برای زندگی آینده، کمک مالی کردن، شرکت کردن در فعالیت های اجتماعی مورد علاقه نوه ها و فعالیت های مربوط به مدرسه است(رو و همکاران، 1997). طبق دیگر مطالعات انجام شده، پدر/مادر بزرگ ها نقش های مختلفی در زندگی نوه های خود از قبیل مراقب، هم بازی، مشاور و دوست را دارند(شوارتز[14] و همکاران، 2009). آن ها برای نوه های خردسال خود نقش حمایتی و محافظتی دارند و برای نوه های بزرگسال خود در قالب محرم یا مشاور ایفای نقش می کنند(سیلوراستاین و مارنکو، 2001). بنابراین رابطه بین نوه و پدر/مادر بزرگ، فاکتوری مهم در کیفیت زندگی سالمندان است و به منظور ارتقاء تقویت و بهبود این رابطه اولین مرحله،اندازه گیری آن است(مقصودنیا و شجاعی، 2005). داشتن رابطه با نوه باعث شادی و نشاط در سالمند می شود و به فرد سالمند احساس هدف داشتن در زندگی را القا می کند(مدرسی فر، 2020).
درک خطرپذیری نوجوان و تاکید آن به عنوان اقتضای قابل انتظار این دوره سنی و نه به عنوان رفتار انحرافی مجرمانه، امکان شناخت و پیشگیری از فرآیند جرم پذیری را در نوجوانان واقع بینانه تر می سازد(مرکز آمار ایران، 2017). به عبارت دیگر پیش از آن که مراکز قانونی مستقیما بر نوجوانان مجرم و دارای علائم جرم و مجازات های حقوقی تاکید کنند باید تغییرات احساسی، فیزیکی و شرایط اجتماعی و خانوادگی آن ها را در گرایش به خطرپذیری در نظر بگیرند(ضرغامی، 2006). چرا که وقوع و گسترش جرم در دوره های جوانی و نوجوانی از ارتکاب به رفتارهای پرخطر در دوره های راهنمایی و دبیرستان آغاز می شود زمانی که فشارهای زیستی و روانی دوران بلوغ و بروز مشکلات ارتباطی و اجتماعی با خانواده و همسالان، رقابت ها و عدم موفقیت های تحصیلی، کمبود ارتباطات سالم و عدم تاب آوری زمینه را برای ارتکاب و گرایش فرد به سوی مصرف مواد و الکل، خطرپذیری جنسی، فرار از منزل، دزدی و خشونت فراهم می سازد(افشار خان و کولیوند، 2015 ).
نتایج مطالعات نشان میدهد که رابطه نوهها با پدر و مادربزرگهایشان علاوه بر تأثیر در زندگی سالمندان بر روند تکاملی نوهها نیز تأثیر دارد و باعث سلامت روان، کاهش افسردگی، استرس و اضطراب در بین آنها میشود(رو و همکاران، 1997). در واقع رشد سالم فرد در هر دوره معلول عواملی است که مهمترین آنها خانواده است(جانسون، 1995). در این دوره از زندگی، فرد از تجربه کافی بهره مند نیست، والدین او را به عنوان یک کودک میشناسند. نوجوان میپندارد که بزرگ شده است و میخواهد مستقل باشد، نسبت به همسالان گرایش پیدا کرده و از والدین فاصله میگیرد(حبیبی و همکاران، 2006).
خانوادههایی که منسجم هستند و هم چنین محیطی حمایتگر و تقویت کننده برای فرزندانشان ایجاد میکنند، احتمال بروز رفتارهای پرخطر و رفتارهای ضد اجتماعی مانند پرخاشگری و قلدری را در نوجوانانشان کاهش میدهند(مونسی راد، 2008). پژوهشهایی که درباره گرایش به رفتارهای پرخطر نوجوانان و حمایت خانوادگی انجام شده، نشان میدهد که کاهش حمایت والدین و انسجام خانوادگی با افزایش نشانگان افسردگی و همچنین مصرف الکل در نوجوانان همراه است تحقیقات نشان می دهد که انسجام خانوادگی با کاهش رفتارهای مخرب، پرخاشگری و بیش فعالی همراه است(جو پی تن[15]، 2010).
محققین نشان دادند که انسجام خانوادگی و روابط عاطفی درون خانواده به نگرش منفی نوجوان به مصرف مواد مخدر منجر میشود و نوجوانانی که در خانوادههای منسجم زندگی میکنند، معیارهای اجتماعی پسندیده و سازگارانه را کسب کرده و به احتمال کمتری درگیر رفتارهای ناسازگارانه و آسیب زا میشوند(بلوث[16] و بلانتون[17]، 2014).
دوره نوجوانی که با تغییرات جسمانی، روانشناختی و اجتماعی گسترده همراه است، به دلیل خودمحوری و عدم درک مناسب نوجوانان از رفتارهای خود، مرحله مهمی برای شروع رفتارهای پرخطر محسوب میشود. گرایش نوجوانان به انواع رفتارهای پرخطر یکی از اصلیترین منابع نگرانی در جامعه است زیرا نوجوانان که گرایش بیشتری به رفتارهای پرخطر دارند پیشرفت تحصیلی کمتری دارند، گرایش بیشتری به خودکشی دارند و احتمال مرگ و میر و ابتلاء به بیماریهای مرتبط با رفتارهای پرخطر در آنها بیشتر است(یزدان پور و سامرام، 2011) ).
پدر و مادر بزرگها نه تنها در ایران بلکه در هر کشور دیگری میتوانند مراقبین اولیه برای میلیونها کودک به ویژه در عصر جدید باشند یعنی در شرایطی که بسیاری از مادران خارج از خانه کار میکنند، آنها میتوانند منبع کمک فزایندهای نسبت به سلامت و رفاه نسل سوم باشند(مورفی و همکاران، 1983). در شرایطی که بسیاری از کودکان با فشارهای بی سابقهای رو برو هستند و بسیاری از والدین به کار و فعالیت خارج از خانه اشتغال دارند، آنها (پدر و مادربزرگها) منبع مهم دانش، تجربه و سرپرستی برای نوههای خود به حساب میآیند، از این رو این گونه منابع مهم و بزرگ پند و تجربه میبایست به خوبی حفاظت گردند(شعاری نژاد، 1995). بر اساس مطالعات صورت گرفته، شیوههای فرزند پروری والدین، انسجام خانوادگی و تعاملات اعضای خانواده با یکدیگر بر گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر تأثیر دارند(خالد و همکاران، 2012). در کشور ایران تاکنون پژوهشی درباره تاثیرگذاری نیادوستی بر روی گرایش به رفتارهای پرخطر انجام نگرفته است به همین علت انجام تحقیق حاضر به سبب کمبود پژوهش های اجرا شده در این زمینه بسیار ضروری و مهم به نظر می رسد. همچنین به علت نیاز مبرم کشور به توسعه دانش در جهت سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های موثر و جامع در جهت کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر، انجام تحقیق حاضر بسیار مهم است. لذا بررسی نیادوستی و رابطه آن با گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان بسیار ضروری می باشد. بنابراین هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل تاثیرگذار بر گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر میباشد که یافتههای آن برای متخصصان و برنامه ریزان تعلیم و تربیت جهت برنامه ریزی صحیح در این خصوص میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.
روش
مطالعه حاضر از نوع مطالعات همبستگی است که به صورت مقطعی اجرا شد. دادههای مورد نیاز با استفاده از پیمایش گردآوری شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهرستان ملکان بودند که جمعاً 9500 دانش آموز (متوسطه اول 5500 و متوسطه دوم 4000 دانش آموز) را شامل میگردد. معیارهای ورود شرکت کنندگان به تحقیق اشتغال به تحصیل، سکونت در شهرستان ملکان، داشتن پدر و مادر بزرگ، عدم ابتلاء به بیماریهای خاص و محدوده سنی (20-10) سال بود. همچنین معیارهای خروج شرکت کنندگان از تحقیق عدم همکاری مناسب و پرسشنامه های ناقص بود. برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران با ضریب خطای 1 درصد و دقت 99/0 استفاده شد.به صورت پیش فرض حاشیه خطای (1/0) و مقدار t، 99/1 و مقدار d (دقت احتمالی مطلوب) به اندازه 01/ و مقدار N جمعیت آماری، (9500 نفر) در نظر گرفته شد. بر اساس محاسبات صورت گرفته حجم نمونه برابر با 621 نفر از دانش آموزان برآورد شد. برای دقت بیشتر و کاهش احتمال خطا 640 دانش آموز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه گیری از نوع تصادفی بود به این صورت که در مرحله اول مدارس شهرستان لیست شد و از بین مدارس سطح شهرستان ده مدرسه انتخاب شد. در بین گروههای آموزشی و کلاسها به تناسب از هر مدرسه و از هر گروه آموزشی یک مورد انتخاب شد. از بین کلاسها از هر مدرسه به تعداد گروههای آموزشی، کلاس انتخاب شد و در نهایت 640 نفر از دانش آموزان بصورت طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. با توجه به تعطیلی مدارس در حال حاضر و به علت شیوع بیماری کوید19 امکان جمع آوری داده ها از دانش آموزان به صورت حضوری مقدور نبود لذا داده ها از طریق برنامه مجازی شاد جمع آوری گردید. در توزیع پرسشنامه ها بین دانش آموزان سعی شد پرسشنامه ها به صورت متوازن و متنوع بین دانش آموزان مدارس دخترانه و پسرانه، مقطع تحصیلی متوسطه اول و دوم، ساکن شهر و روستا، دولتی و غیردولتی و کلاسهای درسی توزیع شود و داده ها نیز از این طریق جمع آوری گردید. ابزارهای مورد استفاده در تحقیق شامل سه ابزار زیر میباشد:
1.برای سنجش گرایش به رفتارهای پر خطر، از پرسشنامه محمدخانی استفاده شد(آزرمی و همکاران 2010).این پرسشنامه شامل 75 سوال و دو بخش جمعیت شناختی و رفتارهای پرخطر است که شیوع هفت گروه از رفتارهای پرخطر از جمله بزهکاری، مصرف سیگار، مصرف قلیان، مصرف مشروبات الکلی ، خشونت، اقدام به خود کشی و ارتباط با جنس مخالف را مورد ارزیابی قرار می دهد. همچنین این ابزار میزان شیوع رفتارهای پرخطر را در طول عمر ، یک سال گذشته و یک ماه اخیر و تمایل به مصرف انواع مواد مخدر در آینده را ارزیابی می کند. مقیاس اندازه گیری سؤالات در این پرسشنامه روش امتیاز گذاری به ترتیب اصلا=0 تا به ترتیب با گزینه های بعدی که در هر سوال مطرح می شود از نمره یک شروع شده و به ترتیب ادامه می یابد. محمدخانی (2007) پایایی آن را 87/0 گزارش کرده است (محمد خانی وجمالویی 2016). در مطالعه آزرمی و محمدخانی پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 82/0 گزارش شده است (آزرمی و همکاران 2010). ضریب همسانی درونی آن در پژوهش عنبری و محمد خانی براساس آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد (محمدخانی و جمالویی 2016).
2.برای سنجش نیادوستی از پرسشنامه رابطه نوه-پدر/مادر بزرگ الدر کانگر استفاده شد(مدرسی فر و همکاران 2020). این پرسشنامه شامل 10 سؤال با دو بعد عاطفی و مشارکتی است. بعد عاطفی شامل 4 سؤال و بعد مشارکتی شامل 6 سؤال است و پاسخها به صورت طیف لیکرتی (اصلاً، کمی، زیاد و خیلی زیاد) پاسخ داده میشوند. بازه نمره دهی بین 1 تا 3 است. به "اصلاً" کمترین نمره یعنی صفر و به "خیلی زیاد" بیشترین نمره یعنی سه داده میشود. اعتبار سنجی این ابزار در ایران توسط" ابوالفتحی ممتاز، مدرسی فرد و دلبری" صورت پذیرفته است. سؤالات توسط متخصصان به تصویب رسید، از نظر سادگی توسط شرکت کنندگان واضح و قابل درک است. ثبات داخلی از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد. آلفای کرونباخ از نظر عاطفی 89/0 به دست آمد، مقدار آلفا در بعد عاطفی با پدربزرگ و مادربزرگ 84/0 و برای بعد مشارکت 83/0 بود. نتیجه روایی سازه نشان داد که پرسشنامه دارای روایی قابل قبول است(ابوالفتحی ممتاز، مدرسی فرد و دلبری، 2018؛ مدرسی فر و همکاران، 2020) اعتبار و پایایی در پژوهش (مدرسی فر، ابولفتحی ممتاز و دلبری، 2020؛ مدرسی فر و همکاران، 2020) به روش اعتبار محتوا) 98/0) روایی صوری و روایی سازه، پایایی درونی از طریق آلفای کرونباخ (89/0) محاسبه و تأیید گردید.
3.جهت سنجش وضعیت اقتصادی و اجتماعی از پرسشنامه وضعیت اقتصادی_اجتماعی قدرت نما(قدرت نما و همکاران، 2013) استفاده گردید که دارای ۴ مؤلفه میزان درآمد، طبقه اقتصادی، تحصیلات و وضعیت مسکن و مجموعاً ۶ سؤال جمعیت شناختی و ۵ سؤال اصلی است، استفاده شد. مقیاس اندازه گیری سؤالها در این پرسشنامه پنج گزینهای و روش امتیاز گذاری به ترتیب خیلی پایین=۱ تا خیلی بالا=۵ میباشد(اسلامی و همکاران، 2013 ). روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مذکور را توسط ۱۲ تن از متخصصین مورد تأیید قرار دادند، همچنین با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه 83/0 به دست آمد.
پرسشنامهها به علت شیوع بیماری کوید 19 به صورت غیر حضوری و از طریق برنامه مجازی شاد توسط دانش آموزان تکمیل شد. همچنین چون برنامه آموزشی شاد مورد تأیید و تحت نظارت کامل وزارت آموزش و پرورش میباشد، مجوزهای مربوطه برای انجام تحقیق از اداره آموزش و پرورش شهرستان ملکان اخذ شد. صرفاً دانش آموزانی که دارای پدربزرگ یا مادربزرگ بودند، در تکمیل نمودن پرسشنامه ها مشارکت داشتند. همچنین سعی شد پرسشنامه ها به صورت متناسب و متنوع و متوازن بین دانش آموزان مدارس دخترانه و پسرانه، دولتی و غیردولتی، مقطع تحصیلی متوسطه اول و دوم، ساکن شهر و روستا توزیع شود و داده ها نیز از این طریق جمع آوری گردید. پرسشنامه ها صرفاً توسط دانش آموزان تکمیل گردید و اطلاعات مربوط به وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ها نیز از دانش آموزان اخذ شد.برای توصیف متغیرهای کیفی از شاخصهای درصد و فراوانی و برای سنجش متغیرهای کمی از شاخصهای مرکزی و پراکندگی استفاده شد. جهت آزمون فرضیهها و پیش بینی تغییرات متغیر وابسته (گرایش به رفتارهای پر خطر) از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و برای بررسی نقش متغیر تعدیل گر وضعیت اقتصادی–اجتماعی از رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده SPSS نسخه 22 بود.
ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه مورد بررسی:
براساس اطلاعات جمع آوری شده از پرسشنامه ها، فراوانی آزمودنی ها مطابق جداول و نمودارهای زیر می باشد.
جدول (1) توزیع فراوانی بر حسب جنسیت در نمونه مورد بررسی
جنسیت |
تعداد |
درصد |
دختر |
253 |
39.5 |
پسر |
387 |
60.5 |
مجموع |
640 |
100 |
بر اساس نتایج جدول (1) از 640 شرکت کننده در تحقیق(39.5 درصد) در گروه دختران و (60.5 درصد) در گروه پسران قرار داشتند.
جدول (2) توزیع فراوانی نوع مدرسه در نمونه مورد بررسی
نوع مدرسه |
تعداد |
درصد |
دولتی |
373 |
58.3 |
غیردولتی |
267 |
41.7 |
مجموع |
640 |
100 |
براساس نتایج جدول (2) از 640 شرکت کننده در تحقیق (58.3 درصد) در مدرسه دولتی و (41.7 درصد) در مدرسه غیردولتی بودند.
جدول (3) توزیع فراوانی مقطع تحصیلی در نمونه مورد بررسی
مقطع تحصیلی |
تعداد |
درصد |
متوسطه اول |
323 |
50.5 |
متوسطه دوم |
317 |
49.5 |
مجموع |
640 |
100 |
براساس نتایج جدول (3) از 640 شرکت کننده در تحقیق (50.5 درصد) در مقطع متوسطه اول و (49.5 درصد) در مقطع متوسطه دوم بودند.
جدول (4) توزیع فراوانی محل سکونت در نمونه مورد بررسی
محل سکونت |
تعداد |
درصد |
شهر |
267 |
41.7 |
روستا |
373 |
58.3 |
مجموع |
640 |
100 |
براساس نتایج جدول (4) از 640 شرکت کننده در تحقیق (41.7 درصد) در شهر و (58.3 درصد) در روستا سکونت داشتند.
یافتهها
فرضیه اول تحقیق: بین نیادوستی با گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان شهرستان ملکان رابطه آماری معناداری وجود دارد.
جدول (5) نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر توسط متغیرهای پیش بین
متغییرهای پیش بین |
SE |
β |
P |
مقدار ثابت |
6.01 |
0.013 |
0.010 |
نیادوستی |
0.14 |
0.188- |
0.000 |
جنسیت |
2.87 |
0.058 |
0.227 |
سن |
1.86 |
0.172 |
0.003 |
نوع مدرسه |
2.64 |
0.079- |
0.075 |
مقطع تحصیلی |
3.61 |
0.121- |
0.048 |
محل سکونت |
2.86 |
0.120 |
0.013 |
R=0.307 , R2=0.094 , F=10.93 ,p<0.001 |
جهت بررسی فرضیه اول تحقیق از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه (نوع همزمان) استفاده شد. برای این منظور علاوه بر متغیر پیش بین اصلی یعنی نیادوستی متغیرهای جنسیت، سن، نوع مدرسه، مقطع تحصیلی و محل سکونت نیز به عنوان متغیرهای کووریت وارد مدل رگرسیون شد. بر اساس نتایج به دست آمده از جدول شماره (5) رابطه بین متغیرهای نیادوستی (β = - 0.188)، سن(β = 0.172)، مقطع تحصیلی(β = - 0.121) و محل سکونت (β = 0.120) با گرایش به رفتارهای پرخطر معنادار و رابطه متغیرهای جنیست و نوع مدرسه با گرایش به رفتارهای پرخطر غیر معنادار بود. مدل رگرسیون اجرا شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود(F=10.93 ,p<0.001). متغیرهای وارد شده به مدل حدود 9.5 درصد از تغییرات گرایش به رفتارهای پرخطر را تبیین نمودند. بر اساس ضرایب بتای به دست آمده هر چه نیادوستی بیشتر باشد، گرایش به رفتارهای پرخطر کمتر خواهد بود.
فرضیه دوم تحقیق: بین وضعیت اقتصادی–اجتماعی با گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان شهرستان ملکان رابطه آماری معناداری وجود دارد.
جدول (6) بررسی رابطه بین گرایش به رفتارهای پرخطر و وضعیت اقتصادی-اجتماعی
وضعیت اقتصادی-اجتماعی |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
نتایج آزمون توکی |
وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین |
196 |
16.75 |
38.68 |
2 |
وضعیت اقتصادی-اجتماعی متوسط |
267 |
11.7 |
16.31 |
1 |
وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا |
177 |
10.58 |
32.48 |
- |
با توجه به نتایج جدول شماره (6) تحلیل واریانس یکراهه وضعیت گرایش به رفتارهای پرخطر در بین سه گروه وضعیت اقتصادی–اجتماعی پایین، متوسط و بالا متفاوت بود(0.002=p، 6.13=F). به عبارتی دیگر، میانگین گرایش به رفتارهای پرخطر در گروه وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین 16.75، در گروه وضعیت اقتصادی-اجتماعی متوسط 7.11 و در گروه وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا 10.85 بود. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی توکی مشخص شد که بین میانگین نمره پاسخ دهندگان در وضعیت اقتصادی–اجتماعی پائین و پاسخ دهندگان در وضعیت اقتصادی–اجتماعی متوسط تفاوت آماری معنادار و بین سایر گروه ها تفاوت آماری معناداری وجود نداشت. بر اساس میانگین های به دست آمده، بیشترین گرایش به رفتارهای پرخطر درآزمودنی های طبقه پائین و بعد از آن طبقه بالا و متوسط قرار داشت.
جدول (7) ضرایب رگرسیونی متغیرهای پیشبین بر گرایش به رفتارهای پرخطر
متغیرها |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
p |
||
B |
SE |
|
||||||
عدد ثابت |
24.511 |
8.323 |
2.945 |
0.003 |
||
سن |
0.716- |
0.148 |
0.185- |
4.849- |
0.000 |
|
کلاس |
6.075 |
2.816 |
0.186 |
2.157 |
0.31 |
|
نوع مدرسه |
0.374- |
1.784 |
0.022- |
0.209- |
0.834 |
|
مقطع تحصیلی |
5.328 |
2.607 |
0.089 |
2.044 |
0.41 |
|
محل سکونت |
8.178- |
4.071 |
0.138- |
2.009- |
0.45 |
|
وضعیت اقتصادی-اجتماعی |
-8.23 |
2.604 |
0.146- |
3.349- |
0.001 |
نتیجه آزمون دوربین واتسون (506/1) به دست آمد که مقدار قابل قبول برای آن دامنه 1.5 تا 2.5 می باشد. رابطه بین متغیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر به صورت خطی می باشد چون مقدار خطای آزمون آنوا کوچکتر از 0.001 بوده که از 0.05 کوچکتر می باشد نتایج تخمین مدل با روش رگرسیون (روی متغیر وابسته گرایش به رفتارهای پرخطر) نشان میدهد که متغیر وضعیت اقتصادی_اجتماعی بر گرایش به رفتارهای پرخطر تاثیر دارد.در نهایت میزان اثر گذاری متغیر اقتصادی_اجتماعی بر گرایش به رفتارهای پرخطر برابر 18/0 می باشد.
فرضیه سوم تحقیق: بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر با تعدیلگری متغیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی در بین دانش آموزان شهرستان ملکان رابطه آماری معناداری وجود دارد.
جهت بررسی فرضیه سوم تحقیق متغیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی به عنوان متغیر تعدیلگر مد نظر قرار گرفت. برای بررسی نقش تعدیلگری وضعیت اقتصادی_اجتماعی بین متغیر نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. در این رگرسیون اگر تغییرات ضریب تعیین و متغیر تعدیلگر معنادار باشند آنگاه نقش آن در مدل تایید میشود (فربد 2021).
جدول (8) نتایج آزمون تغییرات ضریب تعیین
مدل ها |
R |
R2 |
R2Adj. |
SES |
تغییرات ضریب تعیین |
آماره دوربین واتسون (D-W) |
||||
تغییرات ضریب تعیین |
تغییرات آماره F |
درجه آزادی اول |
درجه آزادی دوم |
تغییرات سطع معنی داری |
||||||
بدون متغیر تعدیلگر |
0.3031 |
0.92 |
0.083 |
28.31789 |
0.92 |
10.669 |
6 |
632 |
0.000 |
|
با متغیر تعدیلگر |
0.3202 |
0.103 |
0.093 |
28.17267 |
0.11 |
7.532 |
1 |
631 |
0.006 |
1.527 |
با توجه به نتایج جدول شماره (8)، مدل 1 مدل بدون ورود متغیر تعدیگر و مدل دوم مدل با ورود تعدیلگر می باشد. سطح معنی داری تغییرات ضریب تعیین برابر 006/0 بوده که معنادار است بنابراین ورود متغیر تعدیلگر به مدل تاثیرگذار است.
نتیجه آزمون دوربین واتسون (527/1) به دست آمده، در دامنه قابل قبول 1.5 تا 2.5 قرار دارد. ضریب تعیین مدل با متغیر مستقل نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر برابر 0.9 درصد می باشد و با ورود متغیر تعدیلگر ضریب تعیین به 11 درصد افزایش می یابد.
جدول (9) آزمون آنوا در خصوص میزان اثر گذاری متغیر تعدیلگر (وضعیت اقتصادی-اجتماعی) بر گرایش به رفتارهای پرخطر
|
مدل |
SS |
Df |
MS |
F |
P |
||||||
بدون متغیر تعدیلگر |
رگرسیون |
51333.202 |
6 |
8555.367 |
10.669 |
0.0002 |
||||||
باقیمانده |
506802.609 |
632 |
801.903 |
|||||||||
کل |
558134.811 |
638 |
||||||||||
با متغیر تعدیلگر |
رگرسیون |
57310.546 |
7 |
8187.221 |
10.315 |
0.0003 |
||||||
باقیمانده |
500824.265 |
631 |
793.669 |
|||||||||
کل |
558134.811 |
638 |
||||||||||
معنیداری در سطح 01/0P ≤)
جدول شماره (9) نشان می دهد که رابطه بین متغیر نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر به صورت خطی می باشد چون جدول سطح معنی داری آنوا برابر 0.000 بوده که از 0.05 کوچکتر می باشد با ورود متغیر تعدیلگر جدول آنوا رابطه خطی بین متغیر مستقل، وابسته و تعدیلگر را تایید می کند.
جدول (10) ضرایب متغیرها (متغیر وابسته:گرایش به رفتارهای پرخطر)
متغیرها |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
p |
||
B |
SE |
|
||||
1 |
عرض از مبدا |
24.511 |
8.323 |
2.945 |
0.33 |
|
نیادوستی |
0.716- |
0.148 |
0.185- |
4.849- |
0.000 |
|
سن |
6.075 |
2.816 |
0.186 |
2.157 |
0.31 |
|
کلاس |
0.374- |
1.784 |
0.22- |
0.209- |
0.834 |
|
نوع مدرسه |
5.328 |
2.607 |
0.89 |
2.044 |
0.041 |
|
مقطع تحصیلی |
8.178- |
4.071 |
0.138- |
2.009- |
0.045 |
|
محل سکونت |
8.723- |
2.604 |
0.146- |
3.349- |
0.001 |
|
2 |
عرض از مبدا |
36.377 |
9.341 |
3.894 |
0.000 |
|
نیادوستی |
0.501- |
0.166 |
0.129 |
3.015- |
0.003 |
|
سن |
50928 |
2.802 |
0.181 |
2.116 |
0.035 |
|
|
کلاس |
0.194- |
1.776 |
0.011- |
0.109- |
0.913 |
|
نوع مدرسه |
5.165 |
2.594 |
0.086 |
1.991 |
0.047 |
|
مقطع تحصیلی |
9.074- |
4.064 |
0.154- |
2.233- |
0.026 |
|
محل سکونت |
9.487- |
2.606 |
0.158- |
3.640- |
0.000 |
|
وضعیت اقتصادی-اجتماعی |
-1.029 |
0.375 |
0.118- |
2.744- |
0.006 |
با توجه به جدول شماره (10) مدل 1 مدل بدون ورود متغیر تعدیلگر و مدل 2 مدل با ورود متغیر تعدیلگر می باشد. نتایج تخمین مدل با روش رگرسیون (متغیر وابسته: گرایش به رفتارهای پرخطر) نشان میدهد که چون سطح معنیداری به دست آمده برای متغیر مستقل (نیادوستی) و متغیر تعدیلگر وضعیت اقتصادی_اجتماعی به ترتیب برابر 003/0 و 006/0 است که کوچکتر از 05/0 میباشند. بنابراین متغیر نیادوستی در حضور متغیر تعدیلگر وضعیت اقتصادی_اجتماعی بر گرایش به رفتارهای پرخطر تاثیر دارد.در نهایت میزان اثر گذاری متغیر تعدیلگر بر متغیر وابسته در حضور متغیر مستقل برابر 11/0 می باشد.
بحث و نتیجه گیری
رفتارهای پرخطر دامنه وسیعی از رفتارها را شامل می شود. در این پژوهش گرایش به حوزه های بحرانی و شایع رفتارهای پرخطر بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان رابطه آماری معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین بین وضعیت اقتصادی_اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر نیز رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر با تعدیلگری وضعیت اقتصادی_اجتماعی رابطه وجود دارد به این صورت که وضعیت اقتصادی_اجتماعی رابطه بین دو متغیر نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر را تعدیل می کند. بر اساس نتایج این تحقیق متغیرهای نیادوستی و وضعیت اقتصادی_اجتماعی توان تبیین و پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان را دارند، لذا در بررسی گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان باید به متغیرهای نیادوستی و وضعیت اقتصادی_اجتماعی خانواده ها توجه ویژه ای مبذول داشته شود. توجه به متغیرهای مرتبط با رفتارهای پرخطر می تواند در جهت طراحی برنامه های پیشگیری کننده سودمند باشد. خانواده و مدرسه می توانند در آموزش و کنترل نوجوانان نقشی اساسی داشته باشند که البته این خود مستلزم بالا بردن مهارت و توانایی والدین و اعضای خانواده و معلمان در مورد چگونگی برخورد با نوجوان می باشد(زارعی و همکاران، 2020).ارتباط نیادوستی با گرایش به رفتارهای پرخطر با پژوهش های (استیونز واتیکنز[18] ، 2010 ؛ رابینوویتز[19]، 2016؛ فیلد[20] و دوچوسلاو[21]، 2009 ) همسو است. نتایج این پژوهش نشان داد که هر چه نیادوستی بیشتر باشد، گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان کمتر خواهد بود.
در خانواده های منسجم تعاملات بین فردی به صورت مثبت و سالم است و افراد خانواده علاوه بر پذیرش مثبت یکدیگر، از هم حمایت می کنند و در عین حال فاصله لازم و حریم شخصی و اجتماعی اعضای خانواده حفظ می شود(فیلد و داچوسلاو، ۲۰۰۹). فرزندان اینگونه خانواده ها به تدریج می آموزند که چگونه مسائل و مشکلات را با اتکا به پشتوانه شخصی و خانوادگی به صورت منطقی حل نمایند. بنابراین در کنار حس مورد حمایت قرارگرفتن، حس استقلال، عزت نفس و خودکارآمدی برای مقابله موثر با مسائل پیش آمده را پیدا می کنند(استینوس، واتکینز و روستوسکی، ۲۰۱۰). اگر نوجوانان احساس کنند که مورد پذیرش و حمایت اعضای خانواده هستند و در عین حال قدرت انتخاب دارند، اشتیاق می یابند تا در حل مسائل خانوادگی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و از جرات ورزی لازم بهره مند شوند و با همین جرات ورزی و اعتماد به نفس می توانند درگیر روابط اجتماعی موثرتری شوند و به نحو موثرتری با گرایش به رفتارهای پرخطر مقابله کنند. نهاد خانواده از طریق فرایند جامعه پذیری، ارزشها و هنجارهای مورد تایید و شایع جامعه را به فرزندان انتقال می دهد و نقش پیوند دهنده نسلها را بازی می کند که در سطح کلان به بازتولید و تداوم جامعه کمک می کند. بنابراین وجود پدر/مادر بزرگ در محفل خانواده و نقش رهبری آنها از جهت پاسداری و حفظ تاریخ خانواده بسیار مهم و خطیر می باشد. لذا بررسی و درک نقش خانواده بویژه نقش پدر/مادر بزرگ خانواده در شکل گیری و تداوم نگرشها و ارزشهای نوجوانان بسیار مهم و حیاتی است.
محدودیتها
به عقیده نگارندگان، مهمترین محدودیت پژوهش حاضر خودگزارشی و خودارزیابی بودن رفتارهای پرخطر بود. این احتمال وجود دارد که شرکت کنندگان تصویری واقعی از گرایش خود به رفتارهایی مانند رابطه جنسی و مصرف مشروبات الکلی نشان ندهند. البته سعی شد با تاکید بر بی نام بودن پرسشنامه ها و محرمانه بودن اطلاعات از سوگیری در پاسخگویی جلوگیری شود.
پیشنهادات پژوهشی
پیشنهاد می شود این پژوهش در دیگر نمونه ها مانند دانش آموزان مقطع ابتدایی و دانشجویان و در مناطق جغرافیایی دیگر نیز انجام شود. نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده متخصصان حوزه های تربیتی و سلامت نوجوانان، روانشناسان، مشاوران، مددکاران اجتماعی و برنامه ریزان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معلمان در نظام آموزش و پرورش کشور قرار بگیرد.
تشکر و قدرانی:
مقاله حاضر مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد آقای علیرضا مظفر است. همچنین از همکاری صمیمانه تسهیلگران، مدیران، معلمان، اولیاء و دانش آموزانی که ما را در انجام این پژوهش یاری کردند نهایت تشکر و قدر دانی را داریم.
مشارکت نویسندگان:
همه نویسندگان در نگارش این مقاله مشارکت داشته اند.
منابع مالی:
برای انتشار این مقاله از هیچ سازمانی حمایت مالی مستقیم و غیر مستقیم دریافت نشده است.
تعارض منافع:
بنا بر اظهار نویسندگان ، در این مقاله تعارض منافع وجود ندارد.
پیروی از اصول اخلاقی در پژوهش:
تمامی اطلاعات با حفظ محرمانگی جمع آوری شده است ، همچنین در این مقاله کلیه اصول اخلاقی در زمینه سرقت ادبی و تحریف داده ها و غیره رعایت شده است.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |