مقدمه
بیماریهای قلب و عروق اصلیترین علت مرگومیر و ناتوانی در سراسر جهان هستند. این بیماریها در سال 2015 مسئول 7/17 میلیون مرگ در سراسر جهان بودهاند که 4/7 میلیون نفر از این مرگها به دلیل بیماری عروق کرونر قلب بوده است. بر اساس آخرین آمارهای اعلامشده از سوی سازمان بهداشت جهانی بیش از 80 درصد بیماریهای قلبی و عروقی در کشورهای دارای درآمد کم و متوسط اتفاق میافتد (سعیدیان و همکاران، 2015). پیشبینیها حاکی از این است که بیماریهای قلبی و عروقی تا سال 2020 میلادی علت بیش از 75 درصد مرگومیرها در سطح جهانی خواهند بود (یوسف و همکاران، 2001). در ایران 35 درصد از کل مرگها ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی است (محمدی و همکاران، 2002).
عوامل متعددی در ابتلا به بیماریهای قلبی وجود دارند؛ بطوریکه «طبق گزارش انجمن قلب آمریکا (2015) به غیر از عوامل جنسیت، وراثت و سن، شش عامل خطرزای اصلی دیگر برای بیماریهای قلبی وجود دارند که با تغییر شیوه رفتار در زندگی قابلتغییر و درمان هستند (موخارجی و کول[1]،2016). پیشگیری از بیماریها و ارتقا سطح سلامتی مردم همواره موردتوجه سیستم بهداشتی بوده است. شیوه و سبک رفتاری فرد در زندگی رابطه تنگاتنگی با سلامتی فرد دارد بهطوریکه سبک رفتاری سالم باعث ارتقا سلامتی فرد میشود (قنبری و همکاران، 2015). فرد با انتخاب و تغییر سبک رفتاری خود برای حفظ و ارتقاء سطح سلامتی خود و پیشگیری از بیماریها اقدامات و فعالیتهایی را انجام میدهند که این مجموعه سبک رفتاری زندگی را تشکیل میدهد.
مهمترین عوامل خطر ایجادکننده بیماریهای قلب و عروق تغذیه نامناسب، کمتحرکی، مصرف دخانیات، چاقی، فشارخون بالا، دیابت و اختلالات چربی خون هستند که همگی ریشه در الگوی نامناسب زندگی دارند؛ بهطوریکه با اصلاح شیوههای زندگی و تغییر رفتارهای پرخطر میتوان از شیوع این بیماری کاست (حدائق[2]،2009).
سازمان بهداشت جهانی نیز عنوان کرده است 60 درصد کیفیت زندگی و سلامتی یک شخص به رفتار و شیوه سبک زندگی او بستگی دارد. در همین راستا، بر اهمیت ارتقای سلامت که شامل تشویق سبک رفتاری درست در زندگی است تأکید کرده است (سازمان بهداشت جهانی[3]،2018).
اثرات بیماریهای قلب و عروق تنها به مرگومیر و ناتوانی محدود نمیشود بلکه اثرات اقتصادی و توسعهای مهمی را موجب میشوند (چانگ و همکاران[4]،2012). از یک طرف با افزایش تقاضا برای مراقبتهای درمانی، هزینههای سلامت را افزایش میدهند و از طرف دیگر باعث کاهش بهرهوری در محیطهای کاری به دلیل غیبت از کار یا عملکرد ضعیف کارکنان میشوند که درنهایت منجر به رشد اقتصادی پایین و عمیقتر شدن فقر و نابرابری میشود (لینا و همکاران[5]،2011). هزینه درمانی عروق کرونر قلب در اتحادیه اروپا در سال 2009 حدود 20 میلیارد یورو بوده است و کاهش تولید به دلیل مرگومیر و ناتوانی مرتبط با آن 18 میلیارد یورو برآورد شده است.
در ایالاتمتحده امریکا در سال 2010 هزینههای مستقیم درمانی و زیان ناشی از کاهش بهرهوری بهواسطه بیماریهای عروق کرونر قلب، 108 میلیارد دلار برآورد شده است و پیشبینی میشود تا سال 2030 هزینههای عروق کرونر در ایالاتمتحده به 218 میلیارد دلار افزایش یابد (هایندریش و همکاران[6]،2012).
تبعات اقتصادی، اجتماعی و توسعهای این بیماری برای کشورهای درحالتوسعه شدیدتر خواهد بود؛ زیرا بیش از 75 درصد از مرگهای قلبی و عروقی مربوط به کشورهای با درآمد کم و متوسط است (میکائیل و همکاران[7]،2011). با توجه به شیوع بالای این بیماری در میان بزرگسالان 35 تا 64 ساله که در سن بهرهوری هستند، طبیعی است که در چنین شرایطی این هزینهها برای این کشورها چندین برابر خواهد شد (لطفی و شعبانی، 2013).
در طول چند دهه گذشته همراه با تغییرات اقتصادی اجتماعی و گسترش شیوههای زندگی ناسالم، عوامل خطر بیماریهای قلب و عروق ازجمله مصرف غذاهای ناسالم، بیتحرکی و کمتحرکی، استعمال دخانیات، فشارخون بالا، چاقی و دیابت بهسرعت افزایش پیدا کرده است. البته بهموازات افزایش این عوامل خطر، پیشرفتهای زیادی نیز در مداخلات درمانی مانند جراحی بای پس کرونر قلب، آنژیوپلاستی، مسدودکنندههای بتا و استاتینها وجود داشته است که توانستهاند مرگومیرهای قلبی و عروقی را در بسیاری از کشورها کاهش دهند (راغفر و همکاران، 2018).
با توجه به انبوهی از شواهد مبنی وجود رابطه میان سبک رفتاری و ابتلا به بیماری قلبی و عروقی و بار اقتصادی بیماری، ضرورت تأکید بر تعدیل سبک رفتاری بهعنوان عامل مهمی در تعیین پیشآگهی و عوارض این بیماری کاملا برجسته و قابل توجیه است. برای مثال ترک سیگار بعد از انفارکتوس میوکارد، خطر حمله قلبی را به نصف و کاهش کلسترول بعد از حمله قلبی، خطر مجدد آن را تا 35 درصد کاهش میدهد (سانچز و همکاران[8]،2016).
جوادی و پورجبلی (2019) در پژوهشی به بررسی رابطه بین عوامل اجتماعی با وجود عوامل خطرزای ابتلا به بیماریهای عروق کرونر قلبی پرداختند. نتایج حاصله نشان داد که میزان عوامل خطرزای بیماری عروق کرونر قلب در بین پاسخگویان بالاتر از حد متوسط بوده و شاخصهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی پاسخگویان کمتر از متوسط و نیز رابطه معنیداری بین سن، الگوی تغذیه، میزان تحصیلات و نمایه توده بدنی با وجود عوامل خطرزای بیماری عروق کرونر وجود دارد. همچنین نتایج بهدستآمده نشان داد بین وضعیت اشتغال، درآمد، وضعیت تأهل، محل سکونت، بعد خانوار و جنس با میزان وجود عامل خطرزا تفاوت وجود ندارد.
ایسترا و همکاران[9] (2019) گزارش کردند که مداخلات تغذیهای 45 درصد، ترک سیگار 35 درصد و افزایش فعالیت فیزیکی 35 درصد باعث مرگومیر ناشی از بیمارهای قلبی میشود. بر اساس نتایج این تحقیق، آنها نتیجه گرفتند که با اصلاح و تغییر سبک رفتاری در زندگی بیماران هزینههای بیماری نیز کاهش محسوسی میباید. کتسوا و همکاران[10] (2019) در مطالعه بهمنظور برآورد میزان بهرهوری ازدسترفته بیمار و هزینههای غیرمستقیم به دنبال سندرم حاد عروق کرونر در اروپا به این نتیجه رسیدند که یک بیمار مبتلا به سندرم حاد عروق کرونر حدود 37 تا 79 روز کار خود را از دست میدهد و میانگین هزینه غیرمستقیم بهازای هر بیمار 13 هزار و 593 یورو است. آنها در این مطالعه نشان دادند که زمان ازدسترفته تولید و هزینههای غیرمستقیم به دنبال بیماری قلبی بسیار قابلتوجه است و با هزینههای مستقیم قابلمقایسه نیست.
سلیمانیمقدم، محمدی، کاخکی و همکاران (2017) در مطالعهای به بررسی عوامل پیشبینیکننده بیماران قلبی و عروقی بر اساس سبک رفتاری ارتقادهنده سلامت پرداختند. یافتههای این مطالعه نشان داد که بیشترین تأثیر مستقیم مربوط به روابط اجتماعی و کمترین تأثیر مستقیم مربوط به مدیریت استرس است و قویترین پیشگوییکننده سبک رفتاری در بین سازهها مربوط به فعالیت فیزیکی با اثر کلی 38/14 بر اساس الگوی واکر بود.
ساعی و نامور (2016) در پژوهشی به تحلیل جامعهشناختی بیماری قلبی و عروقی ناظر بر افزایش بیماریهای قلبی و عروقی در شهر بوشهر پرداختند و دریافتند که بین بیماری قلبی و عروقی و ترکیبی از سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (سرمایههای فرد) رابطه وجود دارد، بهطوریکه هرچه میزان این سرمایهها بیشتر باشد، شدت بیماری نیز کاهش مییابد. در پایان گفته شده است که سبک زندگی بهداشتی نیازمند برخورداری شهروندان از هر سه نوع سرمایه در حد مطلوب است.
بیماریهای قلبی در حال حاضر شایعترین علل مرگ را در اکثر نقاط جهان و ایران تشکیل میدهند و 40 درصد تمام موارد را شامل میشوند. همچنین 25 درصد افراد مبتلا به این بیماری بدون هیچگونه علامت قبلی بهصورت مرگ ناگهانی یا سکته قلبی حاد از بین میروند. همچنین با توجه به مطالعات صورتگرفته که عوامل اجتماعی نظیر سبک رفتاری، تحصیلات از یک طرف و عوامل اقتصادی نظیر سرمایه اقتصادی و درآمد از طرف دیگر میتوانند در ظهور و بروز بیماریهای قلبی عروق کرونر نقش داشته باشند (رجبزاده و همکاران، 2018) و از آنجا که گسترش بیماریهای مزمنی چون بیماری قلبی در جامعه هزینههای اقتصادی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد، میتوان گفت که این شواهد نشان میدهد که پدیده بیماریهای قلبی و عروقی افزایش پروبلماتیک (مسئلهسازی) دارد (جوادی و پورجبلی، 2019).
از حیث نظری، میتوان دو رویکرد سنتی و مدرن را برای تبیین این مسئله بهکار برد. رویکرد سنتی، مسائل پزشکی را در پرتو انگارههای زیست-پزشکی قابلبررسی میداند. استدلال این رویکرد آن است که هر تحول زیستشناسانه، حاصل تحول زیستشناسانه ماقبل آن است؛ اما باید توجه کرد که این رویکرد دچار چالش جدی شده است. از یک طرف باید توجه داشت که بسیاری از علل زیستشناسانه بیماری، بهشدت متأثر از عوامل اقتصادی-اجتماعی است و از طرف دیگر، بیماریها چندبعدی هستند و توصیف زیستشناسانه، بهتنهایی کافی نیست و باید به ابعاد دیگری چون ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی توسعهای نیز توجه شود که این عوامل در رویکرد مدرن از اهمیت بالایی برخوردار هستند (آرمسترانگ و توکلی[11]، 2008).
با این رویکرد به مسئله از یک سو بیماریهای قلبی و عروقی نتایج غیرقابلاجتناب زندگی مدرن نیستند و با تغییرات متوسطی در سبک رفتاری زندگی میتوان خطرات آنها را کم کرد. از سوی دیگر با نگاهی کلان با این سبک رفتاری میتوان بار هزینههای اقتصادی بیماران قلبی و عروقی را کاهش داده و با چشماندازی وسیع از نگاه جامعهشناختی اقتصادی و توسعهای به روند توسعه و اقتصاد کشور کمک کرد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعهشناختی بار اقتصادی بیماران قلبی و عروقی با رویکرد تغییر سبک رفتاری و عوامل مؤثر بر آن، در میان بیماران مبتلا به بیماری قلبی و عروقی پیش از ابتلا به بیماری در بیمارستان قلب جوادالائمه مشهد انجام شده است.
پیشینه پژوهش
راغفر و همکاران (2018) در پژوهشی به این نتایج دست یافتند که بیماری عروق کرونر قلب بار اقتصادی قابلتوجهی را به نظام اقتصادی ایران تحمیل میکند. هزینههای پزشکی و هزینههای تولید ازدسترفته به دلیل مرگ زودرس 933 میلیون دلار برآورد شد. بخش اعظم هزینههای پزشکی مربوط به هزینههای آنژیوپلاستی و کمترین مقدار این هزینه مربوط به هزینههای داروها بود. ابراهیمی، آقاملایی و همکاران (2017) در پژوهشی، افزایش معنیداری را در نمرات گروه مداخله نسبت به گروه کنترل در تمام حیطههای پرسشنامه (مسئولیتپذیری فردی سلامتی، فعالیت جسمی، رفتارهای تغذیهای، رشد روحی و معنوی، روابط بین فردی و کنترل استرس) نشان دادند. بنابراین، با توجه به نتایج این مطالعه و ازآنجاییکه در این روش نیاز به مراجعه حضوری به مراکز بهداشتی و درمانی وجود ندارد و میتوان جمعیت زیادی را در محدوده جغرافیای گسترده آموزش داد، لذا پیشنهاد میشود در برنامههای آموزش سلامت بهعنوان یک کانال ارتباطی از آن استفاده کرد.
محسنیپویا و همکاران (2017) پژوهشی با عنوان بررسی میزان خودکارآمدی در بیماران مبتلا به دیابت مراجعهکننده به مرکز بهداشتی درمانی بابل در سال 1395 انجام دادند. بر اساس نتایج، بین خودکارآمدی و متغیرهای سن، جنس، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت تأهل، شاخص توده بدنی، نوع دیابت، ورزش و رژیم غذایی ارتباط آماری معنیداری وجود داشت. رشیدی و بهرامی (2015) در پژوهشی با عنوان عوامل مرتبط با سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامتی در سالمندی نشان دادند که سالمندان موردبررسی در حیطههای مسئولیتپذیری در قبال سلامتی، فعالیت فیزیکی، تغذیه و مدیریت استرس نمرههای پایینتر از میانگین را کسب کردند اما ازنظر رشد معنوی و روابط بین فردی نمره بالاتر از میانگین را به دست آوردند.
شفیعیتبار و همکاران (2013) در پژوهشی نشان دادند که مداخله آموزشی- روانشناختی، به افزایش کیفیت زندگی و زیرمقیاسهای عملکردی آن در بیماران مبتلا به سرطان سینه منجر میشود. آموزشها پس از پیگیری با فاصله زمانی 30 روز نیز پایدار بود. میتوان نتیجه گرفت مداخله آموزشی روانشناختی در ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سینه نقش مؤثری دارد.
علیزاده اقدم (2012) در پژوهشی نشان داد که سبک غذایی شهروندان برحسب وضعیت تأهل، جنسیت، وضعیت طبقه متفاوت بوده و سن، شاخص حجم بدن، سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به طرق مختلف بر سبک غذایی تأثیرگذار است. درنهایت استراتژی سلامتمحوری غالب شهروندان درزمینه سبک غذایی، بیشتر بر اساس پرهیز است تا استفاده از غذاهای سالم و در این زمینه عوامل اجتماعی بر انتخاب هرکدام از ابعاد تأثیرگذار است.
عباسزاده، علیزاده اقدم، بدری گرگری و ودادهیر (2012) در پژوهش خود نشان دادند که خودمراقبتی شهروندان برحسب وضعیت تأهل و طبقه اجتماعی آنها متفاوت است و با متغیرهایی نظیر سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، شاخص حجم بدن، جذابیت بدنی، ارزش سلامتی، احساس بیقدرتی و مدیریت بدن، رابطه معناداری دارد. همچنین بر اساس یافتهها، متغیرهای مانده در مدل رگرسیونی (سرمایه اجتماعی، احساس بیقدرتی، شاخص حجم بدن، ارزش سلامت و جذابیت بدنی) توانستهاند 25 درصد از تغییرات مربوط به متغیر خودمراقبتی را تبیین کنند. قاسمی و همکاران (2008) در پژوهشی با عنوان تعیینکنندههای ساختاری و سرمایهای سبک زندگی سلامتمحور به این نتیجه دست یافتند که سبک زندگی سلامتمحور شهروندان برحسب جنسیت، سن و وضعیت تأهل آنها متفاوت است و اشکال متفاوت سرمایه انسانی (اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) با سبک زندگی سلامتمحور شهروندان رابطه معنیداری دارد.
محمدی زیدی و همکاران (2005) در پژوهشی با عنوان بررسی سبک زندگی بیماران قلبی و عروقی نشان دادند که شایعترین ریسک فاکتورها در بیماران به ترتیب عبارتند از: کمتحرکی، مصرف قرصهای ضدبارداری خوراکی، فشارخون بالا، شاخص توده بدن بیشتر از 25، مصرف سیگار، سابقه خانوادگی بیماری، اعتیاد و استرس، شایعترین حوادث استرسزا بین بیماران احساس فشار کاری، مرگ عضو نزدیک خانواده، نارضایتی شغلی، دلواپسی و اضطراب، تندخویی و تغییر وضع مالی است. در کل ازنظر وضعیت سبک زندگی 95.5 درصد بیماران در معرض خطر متوسط قرار داشتند. کامفیاس و همکاران[12] (2015) در پژوهشی با عنوان پایتخت فرهنگی بوردیو در رابطه با انتخاب غذا: مروری سیستماتیک از شاخصهای سرمایه فرهنگی و اثبات تجربی مفهوم به این نتیجه دست یافتند که سرمایه فرهنگی بهطور بالقوه ممکن است در تبیین نابرابریهای انتخاب تغذیه نقش مهمی ایفا کند. نتایج نشان داد که افراد دارای تحصیلات بالاتر، معمولا از سرمایه فرهنگی بالاتری برخوردار هستند. همچنین افراد برخوردار از سرمایه فرهنگی بالاتر، دارای تغذیه سالمتری بودهاند. از بین ابعاد سرمایه فرهنگی، سطح پایین سرمایه فرهنگی تجسمیافته با انتخاب مواد غذایی ناسالم دارای ارتباط مثبتی بوده است.
کامین و همکاران[13] (2013) در پژوهشی با عنوان نقش سرمایه فرهنگی در تولید سلامت خوب: مطالعه نمره تمایل، نشان دادند که سرمایه فرهنگی دارای اثرات مثبتی روی سلامت است. افراد دارای سرمایه فرهنگی بالا، نسبت به افراد دارای سرمایه فرهنگی پایین، سلامت خوداظهاری بهتری را گزارش کردند. هرکدام از ابعاد سهگانه سرمایه فرهنگی اثر مثبتی روی سلامت خوداظهاری در میان قشر زنان داشتند، اما در میان مردان تنها سرمایه فرهنگی کل دارای اثرات قابلتوجهی با سلامت خوداظهاری بود.
گاجن و همکاران[14] (2015) در پژوهشی با عنوان سرمایه فرهنگی و استعمال دخانیات در بزرگسالان جوان: استفاده از شاخصهای جدید برای کشف نابرابریهای اجتماعی در رفتار بهداشت نشان دادند که سه شاخص ارزشهای سلامت، تحصیلات و دانش و منابع خانوادگی، پیشبینیکنندههای مهمی برای پیامدهای مصرف سیگار بودند. در میان مردان جوان میزان پایین ارزشهای سلامت، تحصیلات و دانش و منابع خانوادگی با خطرات گرایش بیشتر به مصرف سیگار در طول روز ارتباط داشت.
در بررسی پژوهشهای انجام شده در خصوص بیماران قلبی و عروقی، برخی به بررسی رفتار اقتصادی بیماران قلبی و عروقی پرداختهاند و در برخی موارد به بررسی سبک و شیوه زندگی آنان پرداخته شده است. در بیشتر آنها نتایج بدین گونه است که بیماری قلبی و عروقی هزینههای زیادی برای بیماران و دولت به جا گذاشته است و افرادی که سبک زندگی ناسالمی داشتند، کمتحرک بودند، دچار استرسهای شدید بودند و شیوه تغذیهای ناسالم داشتند و سیگار و الکل مصرف میکردند بیشتر به بیماری قلبی و عروقی مبتلا شدهاند.
در پژوهش حاضر تلفیقی بین رفتار اقتصادی (الگوی مصرفی) و سبک زندگی افراد با ابتلا به بیماری قلبی و عروقی انجام شد. همانگونه در پیشینههای پژوهشی مشاهده شد این دو مهم با یکدیگر در یک پژوهش سنجیده نشدهاند.
مبانی نظری
لینک و فلن[15] در تئوری علل اساسی، بیان کردهاند که شرایط اجتماعی علل اصلی و بنیادی بیماریها است. لینک و فلن تئوری علل اساسی را برای تبیین و توضیح اینکه چرا ارتباط بین فاکتورهای اجتماعی مثل پایگاه اقتصادی -اجتماعی و پیامدهای سلامتی در طول زمان پایدار بوده است، توسعه دادند؟ آنها شرایط اجتماعی را بهعنوان فاکتورهایی که روابط یک شخص را با اشخاص دیگر درگیر میکند و این دربرگیرنده هر چیزی است؛ از روابط ابتدایی تا موقعیتهایی که با ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه مرتبط هستند، تعریف میکنند. به نظر آنها قدرت اجتماعی فرد باعث میشود که او احساس کند کنترل میشود و این حس در کنترل بودن نوعی احساس امنیت و بهزیستی را برای وی به ارمغان میآورد (لینک و فلان، 1995).
افراد طبقه پایین کمتر قادر به کنترل زندگیشان هستند. آنها به منابع کمی برای رویارویی با استرس دسترسی دارند و در یک چرخه غیرسالم زندگی میکنند و با انواع محدودیتها برای اتخاذ یک سبک زندگی سالم مواجه هستند؛ بنابراین زودتر میمیرند. یکی از متغیرهای بنیانی در تأثیرگذاری بر بیماریها، موقعیت اجتماعی- اقتصادی فرد است. این رابطه در طول قرنها توانسته پایدار بماند و مطالعات گوناگون در طول سالها به ارتباط بین طبقه اجتماعی و سطح سلامتی و در نتیجه طول عمر اشاره میکنند (کوکرهام[16]،2007).
ازنظر بوردیو ساخت طبقاتی افراد و تمایز اجتماعی آنها از نحوه ترکیب سرمایههای آنها ناشی میشود. بهطوریکه منش و عملکرد افراد تحت تأثیر انتخاب و انتخاب هم تحت تأثیر سرمایه آنها است و نوع انتخاب باعث تمایز افراد میشود. امروزه مردم با انتخابهای مصرفیشان شناخته میشوند و این هویتشان را شکل میدهد.
مطابق مدلی که او ارائه کرده است شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار اجتماعی به تولید منش خاص منجر میشود. منش دو دسته نظام است: نظامی برای طبقهبندی اعمال و نظامی برای ادراکات و شناختها (قریحهها). نتیجه نهایی تعامل این دو نظام سبک زندگی است. سبک زندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوهای خاص طبقهبندی شده و حاصل ادراکات خاص هستند. عمدهترین میراث اندیشه بوردیو برای جامعهشناسی مصرف و تحلیل سبکهای زندگی، تحلیل ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگوهای مصرف، بررسی فرضیه تمایزیافتن طبقات از طریق الگوهای مصرف و مبنای طبقاتی قرایح و مصرف فرهنگی است (خواجهسروری و طباخی ممقانی، 2013). توزیع این سرمایهها تعیینکننده موقعیت طبقاتی عینی فرد در نظام اجتماعی است. بهعبارتدیگر ساخت طبقاتی از طریق ترکیب انواع این سرمایهها بهوسیله گروهها روشن میشود. طبقات بالا بیشترین میزان سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین را دارد. طبقه متوسط مقدار کمتری از این انواع را در اختیار دارد و طبقه پایین کمترین مقدار این ترکیب از منابع را مورد بهرهبرداری قرار میدهد. بوردیو نشان میدهد، درگذشته روشهای تمایز اجتماعی بر اساس طبقه بوده است، ولی امروزه موضوعات غذایی و تمایزات اجتماعی ناشی از عادتهای غذایی که تحتتأثیر شکلهای گوناگون عضویت گروهی است، آن را تحتتأثیر قرار داده است. رهیافت نظری بوردیو به معنای انتخابهای سبک زندگی ازاینجهت دارای اهمیت آشکاری است که به ما کمک میکند بفهمیم چرا تمایزات اجتماعی ساختاری در مراحل اخیر مدرنیته بهصورت روزافزون از رهگذر صور فرهنگی بیان میشوند (چنی و همکاران[17]،1994). بوردیو در تمایز، بر این نکته تأکید میورزد که هرچهقدر سرمایه کنشگران بیشتر باشد، در فضای اجتماعی در موقعیت بالاتری قرار میگیرند (گیبینز و ریمر[18]، 2012).
گیدنز سبک زندگی را مجموعهای نسبتاً منسجم از همه رفتارها و فعالیتهای یک فرد معین در جریان زندگی روزمره خود میداند که مستلزم مجموعهای از عادتها و جهتگیریهاست و بر همین اساس از نوعی وحدت برخوردار است. گیدنز انسان را بهعنوان عامل در شکلگیری هویتش مؤثر میداند و معتقد است که انسان تحتفشار ساختار اجتماعی، سبک زندگی را بیشتر تقلید میکند. لذا گیدنز وضعیتی را انتخاب میکند که در آن سبکهای زندگی در بین محدودیتها و فرصتهای ارائهشده توسط موقعیت اجتماعی فرد بیان شده است و فرد مجبور به سازگارکردن خود با ساختار انعطافپذیر سبکهای زندگی و خود هویتیاش است. این انعطافپذیری در وضعیت تغییر حاصل از انقلاب و رشد اجتماعی، در مرحله بعدی مدرنیته گنجانیده شده است (گیدنز، 2006).
وبر بیش از هر جامعهشناس کلاسیک وارد بحثهای سبک زندگی شده است. به نظر وبر سلوک زندگی و فرصتهای زندگی دو مؤلفه اساسی سبک زندگیاند. سلوک زندگی به انتخابهایی اشاره دارد که افراد در گزینش سبک زندگیشان دارند. وبر فرصتهای زندگی را بهعنوان مطلق فرصت موردتوجه قرار نمیدهد، بلکه آنها را فرصتهایی میداند که افراد به دلیل موقعیت اجتماعیشان از آنها برخوردار میشوند. مهمترین سهم وبر از مفهوم سبک زندگی، تقابل دیالکتیک بین «فرصتها» و «انتخابها» است؛ بهطوریکه اگر هر یک از اینها دیگری را از بین ببرد، میتواند در نتیجه سبک زندگی مؤثر باشد (خواجه سروری و طباخی ممقانی، 2013).
تحلیل ادبیات نظری موجود بیانگر یافتههای پیچیدهای است. مرور نظریات نشاندهنده تحولات نوین در نظریه جامعهشناختی و علاقه رو به رشد نسبت به سبکهای رفتاری بهعنوان مفهوم کلیدی در تبیین رفتار اجتماعی و اقتصادی بشر است (آبل[19]، 2007). بر پایه این مباحث تئوریک در ابتدا مجموعه قضایا و فرضیات پژوهش مطرحشده، سپس مدل تحقیق نیز ارائه شده است.
H1: هرچه موقعیت اقتصادی و اجتماعی بیماران قلبی و عروقی بالاتر باشد میزان هزینه و بار اقتصادی آنها کمتر خواهد بود.
H2: هرچه شرایط زندگی بیماران قلبی و عروقی مطلوبتر باشد میزان هزینه و بار اقتصادی آنها کمتر خواهد بود.
H3: بین موقعیت اقتصادی و اجتماعی بیماران قلبی و عروقی و سرمایه مرتبط با سلامت آنان رابطه مستقیم وجود دارد.
H4: بین شرایط زندگی بیماران قلبی و عروقی و سرمایه مرتبط با سلامت آنان رابطه مستقیم وجود دارد.
H5: بین موقعیت اقتصادی و اجتماعی و تغییر در سبک رفتاری آنها رابطه مستقیم وجود دارد.
H6: بین شرایط زندگی بیماران قلبی و عروقی و تغییر در سبک رفتاری آنها رابطه مستقیم وجود دارد.
H7: هرچه شرایط زندگی بیماران قلبی و عروقی مطلوبتر باشد میزان بار اقتصادی آنها کمتر خواهد بود.
H8: هرچه شرایط تغییر در سبک رفتاری بیماران قلبی و عروقی مطلوبتر باشد میزان بار اقتصادی آنها کمتر خواهد بود.
شکل (1) مدل نظری تحقیق
روش
پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی – مقطعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل آن دسته از بیماران قلبی بستریشده در مرکز آموزشی، تحقیقاتی و درمانی قلب جوادالائمه مشهد در سال 1399 بود. واحد مشاهده و تحلیل در این تحقیق، فرد مبتلا به بیماری قلبی و عروقی بود. این مرکز یکی از بزرگترین مراکز قلب و عروق در آسیا و ایران به شمار میرود و ازجمله مهمترین مراکزی است که بیماران دارای ناراحتیهای قلبی از اغلب نقاط کشور برای درمان و معالجه بدان مراجعه میکنند. پژوهشگر به سه بخش ازجمله: بخش داخلی مردان، بخش داخلی زنان،[20]VIP مراجعه کرده است. انتخاب این سه بخش بدان دلیل صورت گرفته است که بیماران بستریشده در این بخشها هنگام مصاحبه و پاسخگویی به سؤالات از میزان تمایل، هوشیاری و توانمندی بالاتری نسبت به بیماران سایر بخشها برخوردار بوده و همچنین شرایط و موقعیت این بخشها برای جمعآوری اطلاعات نسبت به بیماران سایر بخشها مناسبتر بوده است. روش نمونهگیری در این پژوهش بهصورت «نمونهگیری در دسترس» است. محاسبه حجم نمونه پژوهش از طریق فرمول کوکران انجام شد که با توجه به گستردگی و حجم مطالعه، 385 نفر بهعنوان «جمعیت نمونه» انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشتمل بر دو بخش بود. بخش اول شامل مشخصات دموگرافیک بیماران مثل جنس، سن، میزان تحصیلات، سابقه بیماری زمینهای، مصرف سیگار و الکل، درآمد و... و بخش دوم پرسشنامه شامل سؤالات مرتبط با سازههای سبک رفتاری در زندگی، سرمایه مرتبط با سلامت، شرایط زندگی، موقعیت اقتصادی اجتماعی و بار اقتصادی. روایی این پرسشنامه توسط کارشناسان و اساتید راهنما و مشاور تأیید شد و پایایی این پرسشنامه با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 789/0 درصد برآورد شد.
جدول (1) پایایی مقیاسهای تحقیق
مقیاس اصلی |
خردهمقیاس |
تعداد گویه |
آلفای هر مقیاس (α) |
آلفای کل |
پایایی ترکیبی (PC) |
|
|
تغذیه |
7 |
879/0 |
|
852/0 |
|
مدیریت استرس |
7 |
876.0 |
||||
پرهیز از مصرف دخانیات و مشروبات |
4 |
805/0 |
||||
مسئولیتپذیری سلامت |
8 |
916/0 |
||||
|
سرمایه اقتصادی |
5 |
851/0 |
868/0 |
813/0 |
|
سرمایه اجتماعی |
7 |
862/0 |
||||
سرمایه فرهنگی |
5 |
892/0 |
||||
|
دسترسی به خدمات پزشکی |
6 |
815/0 |
|
837/0 |
|
امنیت فردی |
4 |
886/0 |
||||
امکانات محله |
5 |
769/0 |
||||
|
جنسیت |
1 |
764/0 |
|
927/0 |
|
قومیت |
1 |
757/0 |
||||
تحصیلات |
1 |
774/0 |
||||
درآمد |
1 |
843/0 |
||||
منزلت شغلی |
1 |
708/0 |
||||
سبک رفتاری |
گسترش برنامههای خود-مراقبتی و تغییر رفتاری زندگی سالم |
9 |
751/0 |
753/0 |
845/0 |
|
غربالگری |
5 |
720/0 |
||||
رفتار اقتصادی |
هزینه و مخارج |
16 |
708/0 |
708/0 |
کل متغیرهای پرسشنامه | 789/0 | |||||
ویژگیهای دموگرافیک | درصد بیماران (%) | |
محل زندگی | شهر | 3/77 |
روستا | 7/22 | |
تحصیلات | زیر دیپلم | 6/41 |
دیپلم | 2/4 | |
فوقدیپلم | 1/22 | |
کارشناسی | 2/4 | |
کارشناسی ارشد و بالاتر | 1/28 | |
وضعیت تأهل | متأهل | 7/73 |
مجرد | 01/7 | |
بیهمسر براثر فوت همسر | 2/14 | |
بیهمسر براثر طلاق همسر | 6/3 | |
وضعیت اشتغال | شاغل | 5/41 |
بیکار | 9/5 | |
بازنشسته | 6/16 | |
خانهدار | 8/35 | |
درآمد |
کمتر از 000/000/1 تومان | 5/2 |
1 میلیون الی 000/499/1 تومان | 7/12 | |
000/500/1 الی 000/999/1 تومان | 2/26 | |
000/000/2 میلیون الی 000/499/2 تومان | 5/27 | |
000/500/2 الی 000/999/2 تومان | 8/9 | |
000/000/3 الی 000/499/3 تومان | 5/13 | |
000/500/3 الی 000/999/3 تومان | 1/4 | |
000/000/4 تومان و بالاتر | 1/3 | |
سابقه بیماری قلبی در خانواده | بلی | 9/44 |
خیر | 1/55 | |
مدت ابتلا به بیماری قلبی | کمتر از 1 سال | 2/14 |
1 الی 5 سال | 2/66 | |
6 الی 10 سال | 1/18 | |
11 الی 15 سال | 1/3 | |
بیشتر از 15 سال | 2/1 | |
مصرف سیگار و الکل | مصرف سیگار | 1/24 |
عدم مصرف سیگار | 9/85 | |
مصرف الکل | 4/28 | |
عدم مصرف الکل | 6/71 | |
فشارخون | طبیعی | 1/18 |
پیش فشارخون | 7/52 | |
مرحله 1 فشارخون | 2/26 | |
مرحله 2 فشارخون | 0/3 |
متغیر وابسته | متغیر مستقل | B | Beta | P | R | R2 |
تغذیه | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 144/0 | 168/0 | 000/0 | 168/0 | 028/0 |
مقدار ثابت | 605/27 | - | 000/0 | |||
مدیریت استرس | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 236/0 | 323/0 | 000/0 | 323/0 | 104/0 |
مقدار ثابت | 416/14 | - | 000/0 | |||
پرهیز از مصرف دخانیات | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 027/0 | 042/0 | 039/0 | 042/0 | 002/0 |
مقدار ثابت | 931/20 | - | 000/0 | |||
ورزش و فعالیت بدنی | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 567/0 | 516/0 | 000/0 | 516/0 | 266/0 |
مقدار ثابت | 753/0 | - | 000/0 | |||
مسئولیتپذیری سلامت | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 756/0 | 617/0 | 000/0 | 617/0 | 381/0 |
مقدار ثابت | 146/13 | - | 000/0 | |||
سبک رفتاری | موقعیت اقتصادی اجتماعی | 663/0 | 581/0 | 000/0 | 581/0 | 338/0 |
مقدار ثابت | 810/12 | - | 000/0 |
متغیر وابسته | متغیر مستقل | B | Beta | P | R | R2 |
سبک رفتاری | سرمایه اقتصادی مرتبط با سلامت | 772/0 | 677/0 | 000/0 | 677/0 | 458/0 |
مقدار ثابت | 05/9 | - | 000/ | |||
سرمایه اجتماعی مرتبط با سلامت | 552/0 | 612/0 | 000/0 | 612/0 | 374/0 | |
مقدار ثابت | 272/1 | - | 000/0 | |||
سرمایه فرهنگی مرتبط با سلامت | 446/0 | 674/0 | 000/0 | 454/0 | 454/0 | |
مقدار ثابت | 231/5 | - | 000/0 | |||
سرمایه مرتبط با سلامت | 047/0 | 741/0 | 000/0 | 741/0 | 549/0 | |
مقدار ثابت | 447/0 | - | 000/0 |
متغیر وابسته | متغیر مستقل | B | Beta | P | R | R2 |
هزینه و بار اقتصادی | سبک رفتاری | 525/0 | 375/0- | 000/0 | 375/0 | 140/0 |
مقدار ثابت | 405/23 | - | 000/0 |
متغیر وابسته | متغیر مستقل | B | Beta | P | R | R2 |
سبک زندگی | دسترسی به خدمات پزشکی | 419/0 | 410/0 | 000/0 | 410/0 | 168/0 |
مقدار ثابت | 172/5 | - | 000/ | |||
امنیت فردی | 457/0 | 409/0 | 000/0 | 409/0 | 167/0 | |
مقدار ثابت | 098/10 | - | 000/0 | |||
امکانات محله | 545/0 | 540/0 | 000/0 | 540/0 | 292/0 | |
مقدار ثابت | 782/13 | - | 000/0 | |||
شرایط زندگی | 754/0 | 595/0 | 000/0 | 595/0 | 354/0 | |
مقدار ثابت | 098/10 | - | 000/0 |
شاخص برازندگی | X2/DF | SRMR | RMSEA | GFI | CFI | NFI | NNFI | IFI |
مقادیر قابلقبول | 3> | 0.05> | 0.08> | 0.8< | 0.9< | 0.9< | 0.9< | 0.9< |
مقادیر محاسبهشده | 40/2 | 058/0 | 051/0 | 91/0 | 91/0 | 97/0 | 92/0 | 99/0 |
نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری | ||||
فرضیه | ضرایب مسیر در مدل | ضریب مسیر | T | P |
1 | موقعیت اقتصادی اجتماعی← هزینه و بار اقتصادی بیماران | 25/0- | 68/16 | 000/0 |
2 | شرایط زندگی← هزینه و بار اقتصادی بیماران | 31/0- | 33/20 | 000/0 |
3 | موقعیت اقتصادی اجتماعی← سرمایه مرتبط با سلامت | 43/0 | 99/20 | 000/0 |
4 | شرایط زندگی← سرمایه مرتبط با سلامت | 41/0 | 78/21 | 000/0 |
5 | موقعیت اقتصادی اجتماعی← تغییر سبک رفتاری | 47/0 | 35/21 | 000/0 |
6 | شرایط زندگی← تغییر سبک رفتاری | 38/0 | 40/19 | 000/0 |
7 | سرمایه مرتبط با سلامت← تغییر سبک رفتاری | 34/0 | 44/16 | 000/0 |
8 | تغییر سبک رفتاری← هزینه و بار اقتصادی | 49/0- | 07/9 | 000/0 |
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |