دوره 21، شماره 82 - ( 8-1400 )                   جلد 21 شماره 82 صفحات 377-311 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Noorbala A A, mousavi M T, Shiani M, Faghihzadeh S, Zare H, Hendi H. (2021). The Status of Social Capital of the Iranian people. Social Welfare Quarterly. 21(82), 311-377.
URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3696-fa.html
نوربالا احمدعلی، موسوی میرطاهر، شیانی ملیحه، فقیه زاده سقراط، زارع حنان، هندی حمیدرضا.(1400). وضعیت سرمایه اجتماعی ایرانیان در سال 1393 رفاه اجتماعی 21 (82) :377-311

URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3696-fa.html


متن کامل [PDF 816 kb]   (2718 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (6283 مشاهده)
متن کامل:   (1623 مشاهده)
مقدمه
در سال 1393، طرحی تحت عنوان «پیمایش ملی سلامت روان و سرمایه اجتماعی ایران در سال 1393» در 31 استان کشور صورت گرفت. در قالب این طرح که در هر استان، در مرکز استان و سه شهر و روستای آن استان به‌صورت تصادفی انتخاب و پیمایش انجام گرفت، دو مفهوم سلامت روان و سرمایه اجتماعی سنجیده شدند. این طرح یک پژوهش است و در راستای پژوهش ملی «بررسی وضعیت سلامت روان در افراد 15 سال و بالاتر در جمهوری اسلامی ایران در سال 1378» صورت گرفته است. بنابراین مطالعه پیش روی را می‌توان در ادامه طرح مذکور دانست، با این تفاوت که در پژوهش سال 1393، به‌جز مؤلفه‌های مربوط به مفهوم سلامت روان، مؤلفه‌های مرتبط با مفهوم سرمایه اجتماعی نیز مورد سنجش قرار گرفته است. آنچه در ادامه بیان می‌شود، بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی در جامعه ایران است.
کشور ایران، یکی از کشورهای جنوب غربی آسیا است که در منطقه خاورمیانه با وسعت 1.648.195 کیلومترمربع، قرار دارد. ایران از شمال به کشورهای ترکمنستان، ارمنستان، آذربایجان و دریای خزر، از شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان، از غرب به کشورهای ترکیه و عراق و از سمت جنوب به خلیج‌فارس و دریای عمان محدود شده است. کشور ایران یکی از کشورهای متمدن جهان است که قدمتِ آن به دورانِ دیرینه‌سنگی بازمی‌گردد و میراث فرهنگی غنی آن، گواه بر این ادعاست.
 ازنظر شاخص توسعه انسانی[1]، کشور ایران با 798/0 رتبه شصتم را در میان کشورهای جهان در سال 1396 به خود اختصاص داده است. (آزمایشگاه داده‌های جهانی[2]، 2017). بر طبق سرشماری نفوس و مسکن سال 1395، کشور ایران دارای 79.926.270 نفر جمعیت است که از این تعداد 40.498.442 نفر (67/50 درصد) مرد و 39.427.828 نفر (33/49 درصد) زن است. همچنین 59.146.847 نفر (00/74 درصد) در مناطق شهری ساکن هستند و 20.730.625 نفر (93/25 درصد) در مناطق روستایی سکونت دارند. ضمن آنکه 06/0 درصد از جمعیت ایران، جمعیتِ غیر ساکن هستند که بیشتر عشایر هستند. لازم به ذکر است که از مجموع جمعیت ایران، 78.166.822 نفر (79/97 درصد) دارای تابعیت ایرانی و مابقی از اتباع غیر ایرانی و بیشتر از شهروندان افغان (98/1 درصد) هستند. از کل جمعیت ایران، 71.506.392 نفر شش‌ساله و بالاتر هستند که از این تعداد، 63/87 درصد باسواد هستند. ضمن آنکه 72/21 درصد افراد باسواد، دارای تحصیلات عالی هستند. همچنین نرخ بیکاری در ایران در بهار 1398، 8/10 درصد و نرخ مشارکت اقتصادی 6/40 درصد است. بعد خانوار در کل کشور 3/3 و نسبت جنسی آن 103 است.
ایران کشوری با چندگانگی فرهنگی به شمار می‌آید که از گروههای قومی، نژادی و زبانی مختلفی تشکیل شده است. دین و مذهب رسمی در ایران، اسلام و تشیع است و اگرچه زبان رسمی فارسی است اما سایر زبانها نظیر ترکی آذربایجانی، کردی، لری، بلوچی، مازندرانی، گیلکی، تالشی، عربی نیز در ایران و بین اقوام مختلف رایج است.
با چنین تنوع قومی و فرهنگی در کشور ایران، بررسی سرمایه اجتماعی به‌صورت مقطعی و روندی اهمیت فراوانی دارد تا از طریق آن بتوانیم تصویری جامع از آن را در جامعه به دست آوریم. اهمیت سنجش سرمایه اجتماعی ازآن‌رو بیشتر می‌شود که می‌دانیم بسیاری از واقعیتهای اجتماعی هر جامعه از قبیل اعتماد، همبستگی، انسجام، نظم، توسعه، مشکلات و آسیبهای اجتماعی با این مفهوم درهم‌تنیده شده است و کم‌و‌کیف سرمایه اجتماعی اعضاء هر جامعه بر روی بسیاری از مسائل تأثیرگذار است. بر این مبنا توجه و اهتمام به سنجش سرمایه اجتماعی می‌تواند به مسئولان محلی و ملی کمک کند تا بتوانند امور جامعه و مسائل ملی-محلی را مورد بازاندیشی قرار دهند و برای جلوگیری از فرسایش این سرمایه مهم اقدام کند.
ازاین‌رو این پژوهش به دنبال سنجش سرمایه اجتماعی در مقیاس ملی در ایران است و انجام آن از این حیث ضرورت دارد که می‌دانیم نحوه شکل‌گیری این سرمایه در جوامع و مناطق مختلف به‌صورت تصادفی توزیع نمی‌شود، بلکه متغیرها و مؤلفه‌های مختلفی کم‌وکیف آن را تعیین می‌کنند. ازآنجاکه در گستره ملی جامعه ایران از یک‌سو با گستردگی جغرافیایی روبه‌رو هستیم و از دیگر سو تنوع جمعیتی، تعدد قومیتها و خرده فرهنگها را دارایم، لذا سنجش این مفهوم در سطح ملی دستاوردهای قابل‌توجهی را به همراه خواهد داشت.
مبانی نظری
مفهوم سرمایه اجتماعی[3] محل بحث‌وجدل بسیاری در علوم اجتماعی و خصوصاً جامعه‌شناسی بوده است که به شکل‌گیری ادبیات بسیار گسترده‌ای در این خصوص منجر شده است. این ادبیات حجیم، از یک‌سو نشان‌دهنده اقبال روزافزون پژوهشگران از مفهوم سرمایه اجتماعی است، اما از سوی دیگر بیانگر این واقعیت است که پژوهشگران علوم اجتماعی از معنا و محتوای این مفهوم برداشت یکسان و همانندی ندارند.
سرمایه اجتماعی به‌عنوان سازه یا مفهومی پیچیده و چندبعدی است و به پدیده‌ای دلالت دارد که منبع اصلیِ زایش آن، اجتماع یعنی حوزه تعاملات اجتماعی است. در هر جامعه‌ای، خرده نظام اجتماع در ارتباط متقابل با خرده‌نظامهای دیگر، اصلی‌ترین منبع قلمرو روابط و تعاملات اجتماعی توأمان با احساسات و عواطفی است که مولد تعهدات متقابل برای برقراری پیوندها و وصلت کنشگران با یکدیگر و ایجاد اعتماد، همبستگی، انسجام و محیط گرم و هم‌افزایی لازم برای تسهیل کنش اجتماعی است. سرمایه اجتماعی به‌صورت کلی دارای دو بُعد اصلی عینی (ساختاری) و ذهنی (شناختی) است. بعد عینی یا ساختاری سرمایه اجتماعی دربرگیرنده تعاملات و پیوندهای بین اعیانی نظیر روابط فردی، بین گروهی و اجتماعی است؛ اما بعد ذهنی نمایانگر تعاملات و پیوندهای بین اذهانی نظیر اعتماد اجتماعی است (عبداللهی، 2008).
سرمایه اجتماعی، زاده کنش و واکنش افراد و محصول آشنا بودن و آشنا شدن انسانها و کنش و واکنش انسانها با یکدیگر است و بر چشم‌داشتهایی استوار است که از آشنایی نشئت می‌گیرند. ازآنجایی‌که کنش و واکنشهای افراد درون قالبهای جمعی رخ می‌دهد، لذا مواردی چون خانواده، گروه، سازمان، نهاد و در کلی‌ترین صورت ممکن، ساختار اجتماعی چنین قالبهایی حاوی سرمایه اجتماعی می‌شوند. این کنشهای متقابل اجتماعی که در درون روابط اجتماعی متبلور می‌شوند، تنها در قالب روابط دو انسان با هم (که ساده‌ترین نوع کنش متقابل است) خلاصه نمی‌شود و در آن حیطه باقی نمی‌ماند، بلکه در چشم به‌هم زدنی تکثیر می‌شود و مجموعه‌ای درهم‌تنیده و متکثر از کنش و واکنشها یا روابط متقابل را به وجود می‌آورد و ازاین‌روی زمینه‌ساز شکل‌گیری شبکه اجتماعی می‌شود (پیران و همکاران، 2007).
در یک تعریف دیگر سرمایه اجتماعی را می‌توان به‌عنوان منابعی در نظر گرفت که میراثی از روابط اجتماعی گذشته‌اند که در زمان فعلی، کنش جمعی را تسهیل می‌کنند. این منابع که حاصل سازوکار اجتماعی شدن می‌باشند، دربرگیرنده اعتماد، هنجارهای مشارکتی و شبکه‌هایی از پیوندهای اجتماعی‌اند که موجب گردآمدن افراد به‌طور انسجام‌یافته و باثبات در داخل گروه به‌منظور تأمین هدفی مشترک می‌شوند (زاهدی مازندرانی، 2003).
در آثار و اندیشه‌های بسیاری از صاحب‌نظران به مفهوم سرمایه اجتماعی توجه شده است که از آن جمله می‌توان به جان دیویی[4] و تورستن وبلن[5] اشاره کرد، هرچند در حیطه جامعه‌شناسی این مضامین با تأکید بر برخی عناصر تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی، بیش از همه از آثار کارل مارکس[6]، امیل دورکیم، جورج زیمل و ماکس وبر تأثیر پذیرفته است. اما در دوره معاصر اولین توضیح و تفسیر منسجم از مفهوم سرمایه اجتماعی توسط پیر بوردیو در سال 1972 ارائه شد. بوردیو سرمایه اجتماعی را منابع بالقوه یا بالفعلی می‌داند که مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم‌وبیش نهادینه‌شده از آشنایی و شناخت متقابل و دوجانبه، پیوند یافته است. به دیگر سخن یعنی عضویت یک فرد در گروه، وی را از پشتیبانی و حمایت سرمایه جمعی سایر اعضا برخوردار می‌سازد (بوردیو، 1986). به اعتقاد وی، سرمایه اجتماعی است که به یک فرد اجازه می‌دهد تا قادر باشد سرنوشت خویش و دیگران را تحت نظارت قرار بدهد (ریتزر، 1995). بوردیو علاوه بر تمایز سرمایه اجتماعی از سایر سرمایه‌ها به پیوندهای اجتماعی و عضویتِ کنشگران در گروهها و شبکه‌های اجتماعی تأکید می‌کند. این گروهها هرکدام از اعضای خویش را از حمایت و پشتیبانیِ سرمایه اجتماعی برخوردار می‌کنند و به ایشان اعتبار می‌بخشند. این بدین معناست که حجم سرمایه اجتماعی مورد تملکِ یک فرد به اندازه شبکه پیوندهای اجتماعی وابسته است که وی می‌تواند به طرزی مؤثر بسیج کند و همچنین به حجم سایر سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی و نمادینی بستگی دارد که در تصرف کسانی است که وی با ایشان ارتباط دارد (تاجبخش، 2005). چنین شبکه‌ای از پیوندها محصول راهبردهای سرمایه‌گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به قصد نهاد یا بازتولید روابط اجتماعی است که در کوتاه یا بلندمدت، به‌طور مستقیم قابلیت استفاده دارند.
در دهه 1980، جیمز کلمن فصل مهمی از کتاب بنیادهای نظریه اجتماعی خویش را به مفهوم سرمایه اجتماعی اختصاص داد. کلمن بر خصلتِ ناملموس بودنِ سرمایه اجتماعی نسبت به سایرِ اشکال سرمایه تأکید کرد و بر این اعتقاد بود که برخلاف سرمایه اقتصادی که در حسابهای بانکی و سرمایه انسانی که در ذهن افراد جای دارد، سرمایه اجتماعی در ساختار روابط میانِ افراد در درون اجتماع پنهان است (شیانی و همکاران، 2009). از دیدگاه کلمن، سرمایه اجتماعی، به‌طورکلی پایه و اساس نظم اجتماعی را بنیان می‌نهد و به تشریح چگونگی امکان همکاری بین افراد می‌پردازد. کلمن در کتاب بنیادهای نظریه اجتماعی (1994) و همچنین پیش از آن در مقاله نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه انسانی (1988)، به بررسی تعریف خویش از سرمایه اجتماعی پرداخته و سعی کرده است تا این مفهوم را موازی با سایر مفاهیم سرمایه‌ای (مالی، فیزیکی، انسانی و...) در نظریه اجتماعی وارد نماید. او معتقد است سرمایه اجتماعی قادر است تا در روابط میان شخصی بروز کند و به توسعه سرمایه انسانی کمک کند (کلمن، 1994؛ و کلمن، 1988). کلمن به‌جای اینکه سرمایه اجتماعی را برحسب ماهیت و محتوایش تعریف کند، بیشتر به کارکرد آن توجه دارد. وی معتقد است که سرمایه اجتماعی باید بر اساس نوع کارکردی که دارد و بر مبنای کاربرد آن تعریف شود. سرمایه اجتماعی موجودیت واحدی نیست، بلکه مجموعه‌ای از موجودیتهای گوناگون است که این موجودیتها 2 مشخصه مشترک دارند؛ اول اینکه در تمامی‌شان جنبه‌ای از ساختار اجتماعی وجود دارد؛ و دوم آنکه همه آنها اعمال خاص کنشگران داخل ساختار را تسهیل می‌کنند. او معتقد است که این نوع سرمایه به‌طور ذاتی در ساختار روابط بین کنشگران وجود دارد (کلمن، 1988). در حقیقت آراء و نظرات کلمن، بسط و گسترش مفهوم انسجام اجتماعی و دیدگاه روابط اجتماعی دورکیم است. به عقیده وی هرچقدر افراد به یکدیگر بیشتر کمک و یاری برسانند، مقدار سرمایه اجتماعی که ایجاد می‌شود بیشتر خواهد بود و طبیعتاً زمانی که افراد به یکدیگر کمتر نیاز داشته باشند، سرمایه اجتماعی کمتری ایجاد خواهد گردید (کلمن، 1994).
آنتونی گیدنز[7]، علاوه بر ابعاد جامعه‌شناختی، برخی از ویژگیهای روان‌شناختیِ اعتماد و همچنین تفاوت میانِ ساختِ اعتماد در جوامع سنتی و جوامع مدرن را نیز برمی‌شمارد. او معتقد است که نظامهای خویشاوندی، اجتماعات محلی و سنت مهم‌ترین بسترها و زمینه‌های عمده اعتمادسازی در نظام سنتی است؛ اما در مقابل در یک نظام مدرن زمینه‌ها و بسترهای اعتمادسازی سنتی، جای خود را به نظامهای انتزاعی می‌دهند. اعتماد انتزاعی، شامل آگاهی از خاطره فرد مورد اعتماد است و ازآنجایی‌که کنشگر قادر است تا به‌آسانی در مورد ارزشِ اعتماد به هر فردی، قضاوت کند، لذا بر مبنای اطلاعات مربوط به تاریخچه آن فرد، انگیزه‌ها و شایستگیهای او نیز می‌تواند در ارتباط با اعتماد نسبت به نظامهای انتزاعی نظیر نهادها دارای باورهایی باشد. این فرآیند درنهایت می‌تواند به سطح اعتمادِ نهادی نائل شود، یعنی همان مفهومی که گیدنز آن را ایده اعتماد به نظامهای تخصصی نام می‌نهد. اعتماد به نظامهای تخصصی ازنظر گیدنز، اساسِ شکل‌گیری و تسهیل کنشهای اجتماعی است که در جوامع سنتی و مدرن به گونه‌های متفاوتی نمایان می‌شود (شیانی و همکاران، 2009).
اما رابرت پاتنام[8] معتقد است که منظور از سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی، نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها است که قادرند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی و اثربخشی جامعه را بهبود بخشند (پاتنام، 1995)، لذا او از این مفهوم تحت عنوان سازمانی اجتماعی یاد می‌کند که متشکل از شبکه روابط و کنشهای آگاهانه و اعتماد اجتماعی است که با تسهیل و همسوسازی کنشها در ارتقای کاراییِ سازمان و توسعه اقتصادی مؤثر واقع می‌شود. او همچنین بر این اعتقاد است که سرمایه اجتماعی برخلاف سایر انواع سرمایه یک نوع کالای عمومی است که بر همین اساس در مالکیت خصوصی بهره‌برداران نیست. پاتنام سرمایه اجتماعی را با 3 مؤلفه اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها مفهوم‌سازی می‌کند و معتقد است که اعتماد اجتماعی، هنجارهای متقابل و شبکه‌های مشارکت مدنی و همکاریهای موفقیت‌آمیز به‌صورت متقابل یکدیگر را تقویت می‌کنند. در حقیقت وجود نهادهای همکاری کارآمد، منوط به وجود مهارتها و اعتماد بین شخصی است، اما آن مهارتها و این اعتماد نیز به‌نوبه خود به‌وسیله همکاری سازمان‌یافته تلقین و تقویت می‌گردند. به باور او منابع سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، هنجارها و شبکه‌ها معمولاً خودتقویت‌کننده و خودافزاینده‌اند. در حقیقت بازتولید فضایل در یک جامعه، منجر به تعادل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می‌شود، یعنی زمانی که این ویژگیها در یک اجتماع اتفاق بیفتد، جامعه مدنی متولد گشته است و فقدان این خصایل در جوامع غیر مدنی نیز خصلت خود تقویت‌کنندگی از نوع معکوس دارد؛ یعنی عهدشکنی، نیرنگ و فریب، بی‌اعتمادی، بی‌نظمی، انزوا، بهره‌کشی و... در یک جامعه غیر مدنی دورهای باطل را تشدید و بازتولید مداوم می‌کند (پاتنام، 2001).
فرانسیس فوکویاما[9] در بحث پیرامون سرمایه اجتماعی، به عوامل مؤثر بر ذخیره سرمایه اجتماعی در جامعه می‌پردازد و بیان می‌کند که این عوامل، نه بر همبستگیِ گروهی، بلکه به شیوه برقراری ارتباط آنها با افراد خارج از گروه خود ارتباط دارد. او معتقد است که پیوندهای مستحکم اخلاقی در درون یک گروه، در برخی اوقات سبب کاهشِ اعتماد اعضای آن گروه به افراد خارج از گروه و درنتیجه کاهش همکاری مؤثر با آنها می‌شود. از این نظر، فوکویوما معتقد است پیوندهای درون‌گروهی می‌تواند سبب گسترش «شعاع بی‌اعتمادی» نسبت به گروههای بیرونی شود (شیانی و همکاران، 2009). فوکویاما مفهوم سرمایه اجتماعی را همچنین در ارتباط با «توسعه اقتصادی» در نظر می‌گیرد و می‌گوید که سطوح بالای سرمایه اجتماعی، صداقت و اعتماد، اشخاص را به سمت‌وسوی اقدامات مشارکتی، همیاری و تعاونی سوق می‌دهد (قانعی راد و حسینی، 2005). از دیدگاه وی، سرمایه اجتماعی را به‌سادگی می‌توان به‌عنوان وجود مجموعه‌ای معین از هنجارها و ارزشهای غیررسمی تلقی و تعریف کرد که اعضای گروهی که تعاون و همکاری در میانشان مجاز است، در آن سهیم می‌باشند (فوکویاما، 2006). فوکویاما همچنین دین را از مهم‌ترین منابع اصلی سرمایه اجتماعی می‌داند و بر این باور است که هنجارهای اجتماعی اگرنه منحصراً اما عمدتاً از دین و مذهب سرچشمه و نشئت می‌گیرند.
کلاوس اُفه[10]، با توجه به ابعاد سرمایه اجتماعی، این مفهوم را شامل روابط انجمنی، اطمینان به نهادها و اعتماد بین شخصی و اقوام و خیرخواهی نسبت به دیگران می‌داند. او معتقد است که عوامل تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در کمیت و کیفیت سرمایه اجتماعی مؤثر هستند. افه همچنین خودِ سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از عوامل کارایی و توسعه اقتصادی، نظم، صلح و ثبات جهانی، احساس امنیت و توسعه معرفی می‌کند (تاجبخش، 2005).
سرمایه اجتماعی را می‌توان در انواع مختلفی طبقه‌بندی کرد. یکی از این انواع، طبقه‌بندی سرمایه اجتماعی به سرمایه اجتماعی درون‌گروهی و برون‌گروهی است:
سرمایه اجتماعی درون‌گروهی: این نوع سرمایه اجتماعی، بیانگر همبستگی در بین افراد همانند در موقعیتهای مشابه مانند اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان و همسایگان نزدیک است. سرمایه اجتماعی درون‌گروهی به روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری میان اعضای یک گروه اشاره دارد (فیروزآبادی و ایمانی جاجرمی، 2007). این سرمایه اجتماعی دارای دو کارکرد عمده است: اولاً به دلیل خاصیت چسبندگی موجب تقویت همبستگی اجتماعی می‌شود؛ و ثانیاً بده بستانهای خاص درون‌گروهی را تقویت می‌کند (غفاری و اونق، 2006).
سرمایه اجتماعی برون‌گروهی: سرمایه اجتماعی برون‌گروهی، به همبستگیهای دورتر افراد اطلاق می‌شود. این نوع از سرمایه اجتماعی به ارتباط‌گیری افراد به بخشهای مختلف اجتماعی اشاره دارد. کارکردهای ارتباطات برون‌گروهی، برقراری ارتباط با منابع خارجی و تسهیل انتشار است (موسوی و علیپور، 2012) و هرچه در جامعه بیشتر باشد، امکان انجام توافقات و حل اختلافات بیشتر می‌شود (فیروزآبادی و ایمانی جاجرمی، 2007).
چهارچوب مفهومی
ما در این مقاله سرمایه اجتماعی را به‌عنوان «شبکه‌ای از روابط و پیوندهای مبتنی بر اعتماد اجتماعی بین فردی و بین گروهی و تعاملات افراد با گروهها، سازمانها و نهادهای اجتماعی که قرین همبستگی و انسجام اجتماعی و برخورداری افراد و گروهها از حمایت اجتماعی و انرژی لازم برای تسهیل کنشها در جهت تحقق اهداف فردی و جمعی می‌باشد» تعریف می‌کنیم (عبداللهی و موسوی، 2007).
همان‌طور که از این تعریف برمی‌آید سرمایه اجتماعی مفهومی پیچیده، چندبعدی و دارای دو وجه عینی-ساختاری (همچون شبکه روابط اجتماعی) و ذهنی-شناختی (همچون اعتماد اجتماعی بین افراد، گروهها و نهادهای اجتماعی) است. پرواضح است که بین این وجوه عینی و ذهنی و همچنین بین تمامی مؤلفه‌ها و ابعاد سرمایه اجتماعی نوعی همبستگی استوار است به‌نحوی‌که در تعامل پیوسته با یکدیگر به‌عنوان یک مجموعه منسجم، کلیت واحدی هستند که سرمایه اجتماعی نامیده می‌شود. در این مطالعه، ما برآنیم تا سازه سرمایه اجتماعی را با توجه به چهار مؤلفه مشارکت اجتماعی، شبکه اجتماعی، اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی در کشور بررسی کنیم. بنابراین این چهار مؤلفه چهارچوب نظری این تحقیق را تشکیل می‌دهند که در ادامه آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
مشارکت اجتماعی و کنش جمعی
مشارکت اجتماعی و کنش جمعی، عمل گروهی برای رسیدن به اهداف جمعی است. کنش جمعی به‌ویژه زمانی که سرمایه اجتماعی را به‌عنوان کالای عمومی در نظر می‌گیرد، از مهم‌ترین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی به‌حساب می‌آید. پاتنام در تعریفی که از سرمایه اجتماعی دارد به‌وضوح بر مشارکت اجتماعی و کنش جمعی تأکید می‌کند و می‌گوید سرمایه اجتماعی، ویژگیهای سازمان اجتماعی همچون اعتماد، هنجارها و شبکه‌های ارتباطی است که می‌توانند کارایی جامعه را از طریق تسهیل کنشِ هماهنگ شده بهبود بخشند (پاتنام، 1995). پاتنام به‌خوبی نشان می‌دهد که حتی موفقیت نخستین گامهای توسعه اقتصادی، به‌شدت به تقویت جنبشها و انجمنهای مدنی وابسته است که از طریق کنش جمعی، پرورش مردم‌سالاری را آن‌هم به دست خود مردم میسر و ممکن می‌سازد. او معتقد است که عمل فرد در یک نظام متقابل، عموماً با ترکیبی از علایق دیگرخواهانه کوتاه‌مدت (کمک و یاری به دیگران به‌عنوان امری نوع‌دوستانه) و منافع شخصی درازمدت (تمایل به بهتر شدن وضعیت فردی در آینده) همراه است. او بر این باور است که رابطه متقابل این پتانسیل را دارد که مشکلات مختلف را به‌صورت جمعی حل کند و همبستگی اجتماعی و منافع شخصی را در یکدیگر ادغام نماید (پاتنام، 1995).
در همین زمینه موریس هالبواکس بیان می‌دارد که مشارکت اجتماعی به‌عنوان یک پدیده اجتماعی است که از طریق آن، افراد در ارزشهای اجتماعی به‌طور فعالانه درگیر می‌شوند. از این منظر هرگاه افراد در ارزشها و هنجارهای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، به‌طور فعالانه ورود پیدا کنند، در حقیقت در حیات اجتماعیِ پیرامون خویش مشارکت داشته‌اند (توسلی، 2003).
شبکه روابط اجتماعی
شبکه‌ها به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مهم سرمایه اجتماعی، نتیجه و پیامد روابط اجتماعی محسوب می‌شوند. در تعریف عام، شبکه اجتماعی «گروهی از افراد وابسته به یکدیگر» هستند که دارای ویژگی مشترک هستند؛ مثل تیم ورزشی یا شغلی. در سطح خرد، روابط درون خانواده و گروه دوستان نیز ویژگیهای شبکه را دارد. یک فرد به‌طور هم‌زمان می‌تواند در بیش از یک شبکه عضویت داشته باشد به‌نحوی‌که گذشته از خانواده و خویشاوندان، فرد قادر است که عضوی از شبکه‌های جداگانه ارتباطات مبتنی بر مجاورت و همسایگی، علایق تفریحی، شغلی، جنسیتی، خانوادگی، سیاسی، مذهبی، ورزشی و نژادی یا ملی نیز باشد. هر یک از این گروهها و شبکه‌ها ممکن است هنجارهای مختلف و طیفی از انتظارات و تعهدات متقابل را ایجاد کند و یا ممکن است که سطوح متفاوتی از اعتماد عمومی نسبت به دیگرانی را فراهم نمایند که در درون یا برون از این شبکه‌ها قرار دارند. از دیدگاه بوردیو شبکه روابط اجتماعی به‌عنوان منابعی هستند که دستیابی به اهداف و مقاصد فردی و اجتماعی را فراهم می‌کنند؛ اما ازنظر پاتنام مفهوم محوری شبکه اجتماعی اعتماد اجتماعی است چراکه سازوکار یک شبکه اجتماعی سبب افزایش اعتماد اجتماعی و بالطبع افزایش مشارکت مدنی و درنهایت افزایش سرمایه اجتماعی افراد درگیر در آن شبکه می‌شود (موسوی و شیانی، 2015).
اعتماد اجتماعی
اعتماد، عنصر ضروری شکل‌گیری پیوندها و روابط اجتماعی است. اهمیت اعتماد به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی اغلب توسط صاحب‌نظران برجسته سرمایه اجتماعی تائید شده است. پاتنام معتقد است که اعتماد به‌عنوان یکی از اجزاء اصلی سرمایه اجتماعی موجب تسهیل همکاری می‌شود و هرچقدر سطح اعتماد در جامعه‌ای افزون باشد، نه‌تنها احتمال همکاری بیشتر خواهد بود، بلکه خود همکاری نیز موجب افزایش اعتماد خواهد شد (پاتنام، 1995). همچنین ازنظر آنتونی گیدنز، در هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد، مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر است. به‌صورت کلی، هراندازه شعاع اعتماد اجتماعی در یک گروه بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی نیز ارتقا پیدا می‌کند (موسوی و شیانی، 2015). اعتماد اجتماعی اصلی‌ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی است (چلبی، 1999).
هنجارهای اجتماعی
هنجارهای اجتماعی نوعی از الگوهای استاندارد شده برای رفتار هستند. این الگوها نشان‌دهنده رفتار مطلوب در جامعه است (ستوده، 1993). بر این مبنا هنجارها به‌عنوان قاعده‌ای رفتاری عمل می‌کنند، بدین معنا که نه‌فقط افراد برای انجام کارها از آن پیروی می‌کنند، بلکه درعین‌حال رفتار انسانها با آنها سنجیده می‌شوند (رفیع پور، 1999). هنجارهای اجتماعی در حقیقت تجلی بیرون ارزشهای اجتماعی و قواعد تعیین‌کننده چگونگی تفکر و رفتار انسان هستند (چلبی، 1999). هنجارهای اجتماعی، نوعی از کنترل اجتماعی غیررسمی را فراهم می‌آورند که می‌تواند جایگزین ضمانتهای حقوقی نهادینه‌شده و کاملاً رسمی شود. بر مبنای نظریات کلمن، هنجارهای اجتماعی زمانی به وجود می‌آیند که عمل یکسانِ تعداد زیادی از افراد، تجلیات بیرونی مشابهی داشته باشد. بر این اساس می‌توان گفت که هنجارها کنشهایی هستند که از طریق تبدیل به سرمشق شدن و اجتماعی شدن به افراد جامعه تلقین و در آنها نهادینه می‌شوند (کلمن، 1994).
به‌صورت کلی سنجش سرمایه اجتماعی، عملی است که به ساخت سرمایه اجتماعی منجر می‌شود، چراکه می‌تواند به اعضای جامعه برای بازاندیشی مسائل کمک کند تا تصمیمات بهتری برای برنامه‌ریزی بگیرند و به‌این‌ترتیب به افزایش انسجام اجتماعی کمک کند. همچنین سنجش سرمایه اجتماعی می‌تواند بخشی از یک فرآیند تغییر فرهنگی باشد تا طی آن این پدیده به برنامه‌های حکومت و بخش خصوصی وارد شود تا حمایت سیاسی برای سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه اجتماعی فراهم شده و به‌این‌ترتیب مبنایی منسجم برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری شود (شیانی و همکاران، 2009). در ادامه مدل این چهارچوب مفهومی ترسیم شده است.
چهارچوب مفهومی تحقیق

(موسوی، 2019)
روش
پژوهش پیش رو از نوع مطالعات کمی - توصیفی است. بدین معنا که این مطالعه در پی آزمون فرضیات نیست، بلکه تنها در پی توصیف داده‌های حاصل از یک پژوهش کشوری است که از طریق پیمایش و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است.
این پژوهش در قالب یک مطالعه مقطعی در آذر و دی‌ماه سال 1393 صورت پذیرفت. جامعه آماری پژوهش شامل افراد 15 سال و بالاتر ساکن در مناطق شهری و روستایی ایران است. با توجه به اینکه جامعه آماری در این پژوهش، افراد ساکن در مناطق شهری و روستایی ایران هستند، چارچوب نمونه‌گیری فهرست کلیه حوزه‌ها و بلوکهای ساختمانی هر حوزه در مناطق شهری و روستایی منتخب است. در فهرست مذکور، علاوه بر نشانی عددی حوزه‌ها و بلوکها، تعداد خانوارهای معمولی ساکن در هر بلوک نیز وجود دارد. برای این منظور، از اطلاعات کمکی و نقشه‌های تفصیلی مرکز آمار ایران بهره برده شد. همچنین واحد این تحقیق، هر یک از اعضای خانوارهای ساکن در استانهای سی‌ویک‌گانه کشور است که در زمان اجرای طرح، سن آنها بالای 15 سال بوده باشد.
نمونه تحقیق، در این مطالعه به میزان 37 هزار و 200 نفر تعیین شد و نمونه به روش تصادفی سیستماتیک و خوشه‌ای انتخاب شد. روش نمونه‌گیری به این صورت بود که در هر 31 استانِ کشور، دو شهر به‌علاوه مرکز استان انتخاب و افراد از آن شهرها به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. لازم به ذکر است که پرسشگری در آذرماه 1393 آغاز و تا پایان دی‌ماه همان سال ادامه یافت. نحوه پرسشگری به این صورت بوده است که گروه پرسشگری با توجه به سرخوشه‌ها (کد پستی 10 رقمی) به درب منازل مراجعه کردند. هر گروه پرسشگری متشکل از 2 نفر (یک زن و یک مرد) بود که در هر سرخوشه، مطابق راهنمای تکمیل مطالعه، 12 فرد بالغ را مورد پرسش قرار دادند. نحوه انتخاب این 12 نفر، بر مبنای شش گروه سنی (15 تا 25 سال، 26 تا 35 سال، 36 تا 45 سال، 46 تا 55 سال، 56 تا 65 سال و 66 سال و بالاتر) است که در آن از هر گروه سنی، 1 مرد و 1 زن موردمطالعه قرار گرفتند.
روش ساخت پرسشنامه
برای طراحی و ساخت پرسشنامه ابتدا بر مبنای چارچوب مفهومی پژوهش، مفاهیم و متغیرهای موردنظر در قالب متغیرهای وابسته و مستقل مشخص شدند. سپس ابعاد و مؤلفه‌های هر مفهوم برای تعیین شاخصها، ساخت مقیاسها و طرح پرسشها به‌دقت تعریف شدند. به‌این‌ترتیب طراحی و ساخت ابزار اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی در مرحله اول مبتنی بر دستاوردهای مطالعات نظری و تجربی و انطباق آن با شرایط اجتماعی ایران بود. در مرحله بعد، به‌منظور طراحی دقیق‌تر پرسشنامه سنجش سرمایه اجتماعی در ایران، پرسشنامه‌های مرتبط با سرمایه اجتماعی از پیمایشهای انجام گرفته در برخی از کشورها، پژوهشهای انجام شده در ایران و پایان‌نامه‌های انجام شده در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاههای ایران گردآوری شدند. سپس پرسشنامه‌های منتخب در بانک پرسشنامه ذخیره شدند. با توجه به حجم زیاد پرسشنامه‌های گردآوری شده، برای استفاده مناسب‌تر از آنها و تسریع در کار، اقدام به برگزاری کارگاه شد. در این کارگاه، پرسشنامه بانک جهانی، به‌عنوان پرسشنامه مبنا در نظر گرفته شد و تمام پرسشهای مندرج در بانک پرسشنامه، بر مبنای پرسشنامه مبنا استخراج و با نظم خاصی در کنار هم قرار داده شد. این پرسشها درنهایت توسط اعضای گروه تحقیق مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفتند و پس از انجام تغییراتی ازجمله حذف برخی از پرسشها و مقیاسها، ویرایش اول پرسشنامه آماده شد. ویرایش اول پرسشنامه به‌منظور افزایش دقت در ساخت ابزار اندازه‌گیری، بر اساس مبانی نظری پژوهش، وضعیت و شرایط جامعه ایران، توجه به مسئله بومی کردن پرسشها و تقدم و تأخر متغیرها و سایر موارد، مجدداً مورد بازبینی قرار گرفت و درنهایت ویرایش دوم آماده شد.
به‌منظور سنجش اعتبار ابزار از شیوه اعتبار صوری بهره گرفته شد و لذا از صاحبنظران و متخصصان خواسته شد تا پس از بررسی پرسشها و گویه‌ها، آنها را با توجه به مناسب بودن پرسشها و گویه‌ها، کامل بودن پرسشها و گویه‌ها و شیوه سنجش محتوای مفهوم رد یا تائید کنند. سپس پرسشنامه نهایی شده، در سه مرحله مقدماتی و پایلوت آزمون شد. در مرحله اول پایلوت، بر اساس نظرات اساتید روش، پرسشنامه طراحی‌شده در تمام مراکز استانها با تعداد 750 نمونه مورد آزمون قرار گرفت. پس از اجرای مرحله اول و گرداوری اطلاعات برای سنجش اعتبار و اعتماد پرسشنامه محاسبات متعددی ازجمله تحلیل عاملی انجام شد. سپس اصلاحاتی بر روی پرسشنامه اعمال شد و پرسشنامه ویرایش سوم نهایی شد. در مرحله دوم، ویرایش سوم پرسشنامه با نمونه مشتمل بر 250 نفر آزمون شد. در این مرحله، پرسشنامه بر مبنای سطح توسعه‌یافتگی استانها، تنها در تعدادی مرکز استان که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند، آزمون شد. پس از تکمیل پرسشنامه‌ها و گرداوری و استخراج اطلاعات، بار دیگر محاسبات آماری گسترده بر روی داده‌ها انجام شد تا علاوه بر سنجش اعتبار و اعتماد، امکان مقایسه با نتایج مرحله اول نیز فراهم شود. بعدازاین مرحله، ویرایش چهارم پرسشنامه با اعمال تغییراتی تهیه گردید. سپس به‌منظور افزایش دقت در ساخت پرسشنامه و دستیابی به ضرایب بالاتری از اعتبارِ ابزار تحقیق، مرحله سوم مقدماتی با حجم نمونه 100 نفری در شهرهای منتخب مرحله دوم مجدداً اجرا شد. پس‌ازاین مرحله و انجام محاسبات آماری، پرسشنامه نهایی در ویرایش پنجم برای اجرای پژوهش اصلی نهایی شد. نتایج تحلیل عاملی با بهره‌گیری از داده‌های آخرین پیش‌آزمون (آزمون مقدماتی سوم پرسشنامه) در مقیاس پنج بعدی ذیل بیان شده است.
ابزار یا مقیاس پنج بعدی سنجش سرمایه اجتماعی در ایران
ردیف مؤلفه‌ها و شاخصها عوامل
1 2 3 4 5
1 روابط انجمنی - شبکه روابط با گروهها و نهادها
1-1 همکاری با نهادهای مدنی 885/0
2-1 عضویت در نهادهای مدنی 824/0
3-1 حضور در برنامه‌های نهادهای مدنی 777/0
4-1 کمک فکری به نهادهای مدنی 690/0
5-1 کمک مالی به نهادهای مدنی 669/0
6-1 قبول مسئولیت اجرایی در نهادهای مدنی 591/0
2 هنجارها و اعتماد اجتماعی
1-2 اعتماد به نهادها 777/0
2-2 اعتماد به گروههای اجتماعی 721/0
3-2 ارزیابی از وضعیت جامعه 677/0
4-2 اعتماد به مسئولان 661/0
5-2 اطمینان از رعایت اخلاق شهروندی 649/0
6-2 اطمینان از رعایت ارزشهای اخلاقی در جامعه
3 پیوندها و اعتماد بین فردی
1-3 احساس دوستی و تعلق و یکی بودن با دیگران 741/0
2-3 اعتماد به دیگران - اشخاص 720/0
3-3 همکاری و مشارکت داوطلبانه در رفع مشکل دیگران 672/0
4-3 شرکت در فعالیتهای جمعی دیگران 585/0
5-3 رفت‌وآمد با دیگران 528/0
4 همبستگی و انسجام اجتماعی
1-4 میزان پذیرش اجتماعی 832/0
2-4 میزان انسجام بین قومی 814/0
3-4 میزان مدارای قومی و مذهبی 631/0
5 حمایت اجتماعی
1-5 احساس برخورداری از حمایت اجتماعی 837/0

همچنین میزان آزمون KMO این پرسشنامه برابر با 846/0 (100/0 >.sig) است که حاکی از آن است که نمونه مناسب است و کفایت نمونه‌گیری وجود دارد. همچنین نتایج ارزیابی پایایی شاخصهایی که در ذیل عوامل یا ابعاد پنج‌گانه مقیاس به دست آمده‌اند در جدول زیر ارائه شده است.

سنجش پایایی مقیاسها
ردیف عنوان مقیاس تعداد متغیرها
(معرفها یا گویه‌ها)
ضریب آلفا
1 اعتماد به نهادها 19 9350/0
2 اعتماد به گروههای اجتماعی 21 8987/0
3 ارزیابی از وضعیت جامعه 5 7005/0
4 اطمینان از رعایت اخلاق شهروندی 7 7596/0
5 اطمینان از رعایت ارزشهای اخلاقی 6 8592/0
6 احساس دوستی، تعلق و یکی بودن با دیگران 9 8500/0
7 اعتماد به دیگران 9 8755/0
8 همکاری و مشارکت داوطلبانه در رفع مشکل دیگران 9 9164/0
9 شرکت در فعالیتهای جمعی دیگران 9 9005/0
10 رفت‌وآمد با دیگران 5 6541/0
11 پذیرش اجتماعی – دیگران 3 7216/0
12 انسجام بین قومی 8 8800/0
13 مدارای قومی و مذهبی 2 6568/0

یافته‌ها
در این بخش یافته‌های توصیفی برحسب چهارچوب نظری به تفکیک هر مؤلفه از سرمایه اجتماعی ارائه می‌شوند. هدف از ارائه این آمار توصیفی شناخت وضعیت کلی سرمایه اجتماعی در مقیاس کشوری در سال 1393 است. ازآنجایی‌که این داده‌ها از یک طرح پژوهشی کشوری استخراج شده‌اند، لذا ارائه آمار توصیفی می‌تواند درک کلی از وضعیت سرمایه اجتماعی در این سال به دست بدهد.
بررسی وضعیت مشارکت اجتماعی

جدول 1- وضعیت مشارکت در فعالیتهای جمعی با اعضای خانواده و خویشاوندان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


مشارکت در فعالیتهای جمعی با اعضای خانواده
شهر مرد 52/9 59/19 99/21 09/21 81/27
زن 17/8 86/18 08/21 41/20 47/31
روستا مرد 14/9 52/16 46/20 60/22 27/31
زن 28/8 79/17 68/20 92/20 33/32
کل مرد 41/9 67/18 53/21 54/21 85/28
زن 20/8 54/18 96/20 56/20 72/31


مشارکت در فعالیتهای جمعی با اعضای فامیل و خویشاوندان
شهر مرد 05/11 89/23 78/27 62/22 66/14
زن 38/9 60/23 11/26 82/24 09/16
روستا مرد 04/9 11/20 33/25 55/25 97/19
زن 80/8 65/20 83/25 97/23 75/20
کل مرد 44/10 75/22 04/27 50/23 26/16
زن 21/9 72/22 03/26 56/24 48/17


جدول 2-وضعیت مشارکت در فعالیتهای جمعی با دوستان و همسایگان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


مشارکت در فعالیتهای جمعی با دوستان
شهر مرد 11/25 99/26 28/24 72/14 91/8
زن 86/31 46/26 18/22 92/12 58/6
روستا مرد 00/19 21/23 73/25 98/19 08/12
زن 00/26 67/23 75/24 87/15 72/9
کل مرد 11/30 63/25 94/22 80/13 51/7
زن 71/26 74/25 82/23 04/15 68/8


مشارکت در فعالیتهای جمعی با همسایگان
شهر مرد 39/41 66/27 00/19 86/7 08/4
زن 15/39 18/27 34/19 18/9 15/5
روستا مرد 71/21 54/24 77/26 82/16 16/10
زن 78/20 65/25 90/25 75/17 93/9
کل مرد 46/35 72/26 34/21 56/10 91/5
زن 67/33 72/26 29/21 74/11 58/6


جدول 3- وضعیت مشارکت در فعالیتهای جمعی با افراد هم قوم و هم‌مذهب و همشهری و ایرانیان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


مشارکت در فعالیتهای جمعی با افراد هم قوم و هم‌مذهب
شهر مرد 14/48 72/26 80/15 79/5 54/3
زن 70/51 40/26 96/13 12/5 84/2
روستا مرد 18/30 61/28 02/22 48/10 71/8
زن 80/33 60/28 02/21 33/9 7.25
کل مرد 74/42 29/27 68/17 20/7 10/5
زن 36/46 05/27 06/16 37/6 15/4


مشارکت در فعالیتهای جمعی با همشهریها
شهر مرد 77/50 56/26 70/14 79/4 18/3
زن 85/54 84/25 64/12 21/4 46/2
روستا مرد 50/36 00/29 42/20 51/8 58/5
زن 29/40 18/29 56/18 32/7 66/4
کل مرد 48/46 29/27 42/16 91/5 90/3
زن 52/50 84/26 40/14 14/5 11/3



مشارکت در فعالیتهای جمعی با مردم (ایرانیان)
شهر مرد 48/53 01/26 38/13 16/4 98/2
زن 61/58 73/24 10/11 41/3 15/2
روستا مرد 32/42 49/28 32/18 70/6 17/4
زن 97/47 46/27 16/16 37/5 03/3
کل مرد 12/50 76/26 86/14 93/4 33/3
زن 44/55 54/25 61/12 00/4 42/2


جداول 1 تا 3 توزیع درصد فعالیت جمعی افراد با اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و هم‌مذهب، همشهریها و فعالیت جمعی با سایر ایرانیان را برحسب محل سکونت و جنسیت در کل کشور نشان می‌دهد. بر اساس جداول مربوطه؛ 27.81 درصد مردان ساکن شهرها و 31.27 درصد ساکن روستاها، همچنین 31.47 درصد زنان شهری و 32.33 درصد زنان روستایی، 7 نوبت و بیشتر با اعضای خانواده خود، فعالیت جمعی داشته‌اند. بنابراین زنان بیش از مردان با اعضای خانواده فعالیت جمعی داشته‌اند. فعالیت جمعی با فامیل و خویشاوندان در بین مردان شهری و روستایی به ترتیب 27 و 25 درصد و در بین زنان شهری و روستایی به ترتیب 26 و 25 درصد به میزان 3 تا 4 نوبت بوده است. فعالیت جمعی با دوستان، در هر دو گروه مردان و زنان شهری و روستایی به‌طور متوسط 10 درصد به میزان 7 نوبت و بیشتر گزارش شده است. 41 درصد مردان شهری و 22 درصد مردان روستایی و 39 درصد زنان شهری و 20 درصد زنان روستایی گفته‌اند که اصلاً با همسایگان فعالیت جمعی نداشته‌اند. 44 درصد مردان شهری و 35 درصد مردان روستایی اصلاً با همکاران فعالیت جمعی نداشته‌اند. این نسبت در بین زنان شهری با 65 درصد و زنان روستایی با 67 درصد اعلام شده است. همچنین 48 درصد مردان ساکن شهرها و 23 درصد مردان ساکن روستا گزارش کرده‌اند که در فعالیت جمعی با اهالی محله مشارکت نداشته‌اند. و این نسبت در زنان شهری 50 درصد و در زنان روستایی 25 درصد بوده است. فعالیت جمعی با افراد هم قوم و هم‌مذهب در بین مردان (شهری، 48 درصد، روستایی، 30 درصد) و بین زنان (شهری، 51 درصد و روستایی، 33 درصد) در حد صفر (اصلاً) گزارش شده است. همچنین 50 درصد مردان و زنان شهری و 36 درصد زنان شهری و روستایی هیچ‌گونه فعالیت جمعی با همشهری خود نداشته‌اند. بنابراین می‌توان گفت که اکثریت پاسخگویان در ارتباط با فامیل و خویشاوندان، اهالی محله، همسایگان، همکاران و همشهریها فعالیت جمعی چندانی نداشته‌اند. فعالیت جمعی تنها در بین اعضای خانواده متداول بوده و در بین سایر گروهها نبود فعالیت جمعی به‌طور آشکار مشاهده می‌شود.
جدول 4- وضعیت همکاری با انجمنها و گروههای مذهبی و ورزشی برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


همکاری با انجمن اولیاء و مربیان
شهر مرد 07/77 20/8 32/9 67/3 74/1
زن 51/73 67/7 27/10 57/5 99/2
روستا مرد 24/75 71/7 09/10 67/4 29/2
زن 11/75 82/6 29/10 81/4 98/2
کل مرد 52/76 05/8 55/9 97/3 91/1
زن 99/73 41/7 27/10 34/5 98/2


همکاری با گروههای مذهبی (هیئت، جلسات قرآن، انجمن اسلامی...)
شهر مرد 29/44 14/14 65/22 40/13 53/5
زن 81/46 82/14 59/20 89/12 89/4
روستا مرد 63/37 83/11 86/23 97/16 70/9
زن 82/46 41/12 06/20 83/13 88/6
کل مرد 25/42 43/13 02/23 49/14 80/6
زن 81/46 10/14 43/20 17/13 49/5



همکاری با گروههای ورزشی
شهر مرد 92/59 17/13 31/14 83/8 77/3
زن 09/73 74/10 77/9 76/4 63/1
 روستا مرد 15/71 02/10 43/10 10/6 30/2
زن 98/85 54/6 81/4 19/2 48/0
کل مرد 22/63 24/12 17/13 03/8 33/3
زن 86/76 52/9 32/8 01/4 29/1

جدول 5- وضعیت همکاری با گروههای خیریه و صنفی و قومی برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


همکاری با گروههای خیریه (حمایت از نیازمندان)
شهر مرد 41/61 14/15 23/17 89/4 32/1
زن 87/65 94/12 38/15 61/4 21/1
روستا مرد 59/68 18/12 50/14 86/3 88/0
زن 19/74 48/10 71/11 92/2 70/0
کل مرد 51/63 28/14 43/16 59/4 19/1
زن 33/68 21/12 29/14 11/4 06/1


همکاری با گروههای صنفی (تجار، کارگران و...)
شهر مرد 30/82 66/7 15/6 94/2 94/0
زن 26/93 12/4 83/1 58/0 22/0
روستا مرد 70/86 18/6 03/5 70/1 38/0
زن 54/95 13/3 06/1 19/0 08/0
کل مرد 60/83 22/7 82/5 58/2 78/0
زن 94/93 82/3 60/1 46/0 18/0



همکاری با گروههای قومی
شهر مرد 57/86 47/7 56/4 08/1 31/0
زن 29/91 19/5 62/2 73/0 17/0
 روستا مرد 35/86 51/7 60/4 10/1 44/0
زن 27/93 58/4 59/1 40/0 16/0
کل مرد 51/86 48/7 57/4 09/1 35/0
زن 88/91 01/5 31/2 63/0 17/0

جدول 6- وضعیت همکاری با گروههای سیاسی و بسیج و شوراها برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


همکاری با گروههای سیاسی (احزاب و...)
شهر مرد 27/90 24/5 17/3 94/0 39/0
زن 05/95 24/3 27/1 32/0 12/0
روستا مرد 89/89 32/5 32/3 94/0 53/0
زن 74/95 71/2 22/1 24/0 08/0
کل مرد 16/90 26/5 21/3 94/0 43/0
زن 26/95 08/3 25/1 30/0 11/0


همکاری با بسیج (محلی، دانشجویی، دانش‌آموزی و ...)
شهر مرد 70/71 81/8 00/11 79/5 71/2
زن 19/80 89/6 92/7 40/3 60/1
روستا مرد 23/66 07/8 29/12 47/8 94/4
زن 93/78 05/6 72/8 05/4 26/2
کل مرد 05/70 58/8 39/11 60/6 38/3
زن 82/79 64/6 16/8 59/3 79/1


همکاری با شوراها (شهر، محله و...)
شهر مرد 32/86 49/6 13/5 38/1 69/0
زن 20/93 00/4 93/1 67/0 20/0
 روستا مرد 75/76 79/7 13/9 02/4 30/2
زن 92/91 85/3 69/2 10/1 43/0
کل مرد 43/83 88/6 34/6 18/2 18/1
زن 82/92 96/3 16/2 80/0 27/0


همکاری با انجمن اولیاء و مربیان، گروههای مذهبی، ورزشی، خیریه، صنفی، قومی، سیاسی، همکاری با بسیج محلی و دانش‌آموزی و دانشجویی، همکاری با شورای شهر و محله، همکاری با گروههای علمی و سایر همکاریها را برحسب محل سکونت و جنسیت در جداول 4 تا 6 نشان داده شده است. بیش از 90 درصد پاسخگویان گفته‌اند که در گروههای صنفی، قومی، سیاسی، علمی و سایر گروهها همکاری نداشته‌اند. این موضوع از دو جهت قابل‌بررسی است؛ برخی از این گروهها تخصصی و عمدتاً در حیطه افراد معمولی قرار ندارند. برای مثال همکاری در گروههای علمی مانند ریاضی و فیزیک صرفاً در حیطه افراد علمی و فیزیکدانان و... است و افراد عادی در این زمینه نقشی ندارند. برخی دیگر از گروهها نیز مانند گروههای سیاسی، قومی، صنفی به این دلیل که زمینه انگ زدن و برچسب‌زنی به افراد می‌شوند نسبت به ابراز آن محافظه‌کاری نشان داده‌اند. به‌ویژه اینکه در جامعه مانند ایران با قومیتهای مختلف هر فردی به‌نوعی به یک گروه قومی وابستگی دارد و یا منصوب به جریانات سیاسی و طرفدار مواضع سیاسی خاصی است می‌تواند چنین القاء کند که افراد از ابراز عقاید سیاسی و قومی خود با ملاحظه بیشتری اقدام کرده‌اند. همچنین بیش از 70 درصد افراد اظهار داشته‌اند که در گروههایی چون انجمن اولیاء و مربیان، گروههای خیریه، مذهبی و ورزشی همکاری نداشته‌اند. درواقع همکاری افراد با این گروهها در حدود 30 درصد ابراز شده است که همکاری بیشتری نسبت به گروههای سیاسی و قومی را شامل می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که به دلیل درگیری روزمره افراد با زندگی روزمره، کار و تحصیل فرزندان یا انجام مراسم مذهبی و امور خیریه افراد بیش از سایر گروهها در گروههای خیریه و مذهبی و انجمن اولیاء همکاری دارند. در ارتباط با همکاری در شورای شهر و محله نیز با توجه به اینکه عضویت و همکاری در این گروهها بر مبنای فعالیت و مشارکت افراد صورت می‌گیرد که زمینه‌های انتخاباتی و فعالیت بیشتری دارند. معمولاً همکاری افراد در این زمینه‌ها در قالب شرکت در انتخابات و ... صورت می‌گیرد. بعدازآن افراد نیازی احساس نمی‌کنند در سایر امور شهر و محله مشارکت و همکاری کنند. البته این امر به این دلیل می‌تواند باشد که منتخبان نیز بعد از انتخاب شدن به‌عنوان نماینده، عضو شورای شهر و محله خود را نسبت به اخذ نظرات مردم بی‌نیاز احساس می‌کنند و سعی می‌کنند از طریق تفکرات و نظرات خود امور را پیش ببرند و در این زمینه فرهنگ‌سازی بین مردم و نمایندگان وجود ندارد.
جدول 7- توزیع آماره میانگین افراد برحسب مشارکت در فعالیتهای جمعیِ دیگران به تفکیک سال
افراد و گروهها میانگین
1393 1385
شرکت در فعالیتهای جمعی با اعضای خانواده 4/3 5/3
شرکت در فعالیتهای جمعی با اعضای فامیل و خویشاوندان 1/3 4/3
شرکت در فعالیتهای جمعی با دوستان 5/2 8/2
شرکت در فعالیتهای جمعی با همسایگان 3/2 3/2
شرکت در فعالیتهای جمعی با همکاران (فقط شاغلان) 9/1 4/2
شرکت در فعالیتهای جمعی با اهالی محله 0/2 0/2
شرکت در فعالیتهای جمعی با افراد هم قوم و هم‌مذهب 0/2 9/1
شرکت در فعالیتهای جمعی با همشهریها 9/1 9/1
شرکت در فعالیتهای جمعی با مردم (ایرانیان) 8/1 8/1

جدول شماره 7، توزیع آماره میانگین افراد را برحسب مشارکت در فعالیتهای جمعیِ دیگران به تفکیک سالهای 1393 و 1385 نشان می‌دهد. همان‌طور که داده‌های مندرج در جدول نشان می‌دهند، مردم ایران در سال 93 بیش از هر جمع یا گروهی در فعالیتهای جمعیِ اعضای خانواده (میانگین 3.4) و اعضای فامیل و خویشاوندان (میانگین 3.1) مشارکت داشته و بعدازاین دو گروه، در فعالیتهای گروههای دوستان (میانگین 2.5)، همسایگان (میانگین 2.3)، اهالی محله و افراد هم قوم و هم‌مذهب (میانگین 2.0)، همکاران و همشهریان (میانگین 1.9) و درنهایت هم‌وطنان (میانگین 1.8) شرکت جسته‌اند.
مقایسه دو مقطع زمانی نشان می‌دهد که به‌جز 1 گویه شرکت در فعالیتهای جمعی با افراد هم قوم و مذهب که میانگینِ سال 1393 بالاتر از سال 1385 است و 4 گویه مشارکت در فعالیتهای جمعی همسایگان، اهالی محله، همشهریان و هم‌وطنان که میانگین ثابت باقی مانده است، در سایر گویه‌ها، میانگین سال 93 نسبت به سال 85 افت پیدا کرده است.
بررسی وضعیت شبکه روابط اجتماعی
جدول 8- وضعیت رفت‌وآمد با اعضای خانواده و خویشاوندان و دوستان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
دفعات رفت‌وآمد دریک سال گذشته با اعضای خانواده شهر مرد 53/52 69/26 01/13 45/5 32/2
زن 33/49 62/29 50/13 56/5 99/1
روستا مرد 17/58 98/22 60/9 21/6 03/3
زن 90/52 72/26 86/11 96/5 56/2
کل مرد 23/54 57/25 98/11 68/5 54/2
زن 40/50 76/28 01/13 68/5 16/2
دفعات رفت‌وآمد دریک سال گذشته با فامیل و خویشاوندان شهر مرد 77/3 28/36 73/36 20/16 02/7
زن 38/3 38/34 98/38 72/16 53/6
روستا مرد 82/8 85/41 74/29 06/12 53/7
زن 73/7 21/37 62/33 11/14 33/7
کل مرد 29/5 96/37 63/34 96/14 17/7
زن 68/4 23/35 38/37 94/15 77/6
دفعات رفت‌وآمد دریک سال گذشته با دوستان شهر مرد 10/14 96/20 80/25 76/16 37/22
زن 68/8 59/18 32/26 58/17 84/28
روستا مرد 46/13 07/26 13/27 06/15 27/18
زن 19/10 71/23 43/25 28/15 39/25
کل مرد 91/13 50/22 20/26 25/16 14/21
زن 13/9 12/20 05/26 89/16 81/27

جدول 9- وضعیت رفت‌وآمد با همسایگان و همکاران برحسب جنسیت و محل سکونت

محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
دفعات رفت‌وآمد دریک سال گذشته با همسایگان شهر مرد 46/10 52/13 39/16 30/17 33/42
زن 15/13 82/16 20/16 29/14 54/39
روستا مرد 90/18 59/23 24/19 11/14 16/24
زن 10/23 82/25 60/18 40/11 08/21
کل مرد 00/13 56/16 25/17 34/16 85/36
زن 12/16 51/19 91/16 43/13 03/34
دفعات رفت‌وآمد دریک سال گذشته با همکاران شهر مرد 18/12 82/8 60/15 34/17 06/46
زن 25/8 62/4 69/9 32/11 12/66
روستا مرد 77/10 72/14 06/17 68/17 78/39
زن 37/5 77/5 34/12 46/8 06/68
کل مرد 78/11 50/10 01/16 44/17 27/44
زن 62/7 87/4 27/10 69/10 55/66


جدولهای 8 و 9 رفت‌وآمد اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان، دوستان، همسایگان و همکاران را برحسب محل سکونت و جنسیت در یک سال گذشته نشان می‌دهند. بر اساس جدول، 52 درصد مردان شهری و 58 درصد مردان روستایی در مقابل 49 درصد زنان شهری و 52 درصد زنان روستایی به‌طور روزانه با اعضای خانواده رفت‌وآمد داشته‌اند. این نسبت در بین فامیل و خویشاوندان 36 درصد مردان و 38 درصد زنان شهری و 41 درصد مردان و 37 درصد زنان روستایی را شامل شده است. همچنین رفت‌وآمد با دوستان در بین مردان و زنان شهری به ترتیب 22 و 28 درصد و برای مردان و زنان روستایی به ترتیب 18 و 25 درصد بوده است. درواقع این نسبت از مردان و زنان در شهر و روستا ابراز داشته‌اند که هرگز با دوستان خود رفت‌وآمد نداشته‌اند. باید گفت که بیشترین رفت‌وآمدها در کانون خانواده و سپس بین فامیل و خویشاوندان صورت گرفته است. این ارتباط اندک علاوه بر دوستان در بین همسایگان و همکاران نیز خود را نشان داده است. 42 درصد مردان و 40 درصد زنان ساکن در شهرها و 24 درصد مردان و 22 درصد زنان ساکن روستاها گزارش کرده‌اند که در یک سال گذشته هرگز با همسایگان خود رفت‌وآمد نداشته‌اند. بنابراین با توجه به سبک زندگی آپارتمان‌نشینی و روحیه احتیاط و محافظه‌کاری، این مسئله به‌ویژه در شهرها نمود بیشتری دارد. به‌هرحال این مسئله در بین همکاران نیز که عمدتاً ساکنان شهری هستند مشاهده می‌شود به‌طوری‌که 46 درصد مردان و 66 درصد زنان شهری هرگز با همکاران خود رفت‌وآمد نداشته‌اند. این نسبت در روستاها در بین مردان 39 درصد و در بین زنان 67 بوده است. درواقع رفت‌وآمد در زندگی امروزه بیشتر در چارچوب خانواده و بستگان نزدیک صورت می‌گیرد. زنان به همراه همسران خود در بین دوستان و همسایگان و یا همکاران خود رفت‌وآمد می‌کنند و در سایر موارد با وجود رابطه دوستانه، صمیمیت در محیط کار و... رفت‌وآمدها بسیار محدود است. در این میان به نظر می‌رسد که مردان بیشتر از زنان در رفت‌وآمدهای خود با دوستان و همکاران بدون تشریفات عمل کرده و چندان سخت‌گیری نمی‌کنند. در مقابل زنان با احتیاط بیشتری در این زمینه عمل کرده و رفت‌وآمدشان با دوستان و همکاران کمتر است.
جدول 10- توزیع آماره میانگین افراد برحسب رفت‌وآمد با دیگران به تفکیک سال
افراد و گروهها میانگین
1393 1385
رفت‌وآمد در یک سال گذشته با اعضای خانواده 8/1 3/4
رفت‌وآمد در یک سال گذشته با فامیل و خویشاوندان 8/2 3/3
رفت‌وآمد در یک سال گذشته با دوستان 2/3 3/3
رفت‌وآمد در یک سال گذشته با همسایگان 4/3 1/3
رفت‌وآمد در یک سال گذشته با همکاران (فقط برای شاغلین) 8/3 0/3

توزیع میانگین رفت‌وآمد افراد با دیگران به تفکیک در جدول شماره 10 بیان شده است. همان‌طور که آمار و ارقام مندرج در جدول نشان می‌دهند، در سال 1393 ایرانیان بیشتر از هر گروهی، با همکاران (میانگین 3/8)، همسایگان (میانگین 3/4) و دوستان (میانگین 3/2) رفت‌وآمد داشته‌اند. همچنین رفت‌وآمد با اعضای فامیل و خویشاوندان (میانگین 2/8) و اعضای خانواده (میانگین 1/8) در مرتبه بعد قرار دارند.
مقایسه دو تاریخ مذکور بیان می‌دارد که میانگین 3 گویه رفت‌وآمد با اعضای خانواده، رفت‌وآمد با فامیل و خویشاوندان و رفت‌وآمد با دوستان در سال 1393 نسبت به سال 1385 کاهش پیدا کرده است و افت محسوسی را تجربه کرده است، اما در مورد دو گویه رفت‌وآمد با همسایگان و رفت‌وآمد با همکاران، وضعیت بالعکس است و میانگین این دو گویه در سال 93 نسبت به گذشته، افزایش پیدا کرده است. همچنین لازم به ذکر است که بالاترین افت به گویه رفت‌وآمد با اعضای خانواده اختصاص دارد، به ترتیبی که میانگین آن از 4/3 در سال 1385 به 1/8 در سال 1393 نزول پیدا کرده است. نکته دیگر این است که در سال 1385، بالاترین نرخ رفت‌وآمد به اعضای خانواده و همچنین خویشاوندان اختصاص داشته است، اما در سال 1393 گویه‌های رفت‌وآمد با همکاران و همسایگان رتبه نخست را از آن خود کرده‌اند که نشان از تغییر الگوی رفت‌وآمدهای بین گروهی دارد.
بررسی وضعیت حمایت اجتماعی
جدول 11- وضعیت کمک به اعضای خانواده و خویشاوندان و دوستان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
کمک به حل مشکلات حاد اعضای خانواده شهر مرد 00/2 92/2 18/14 52/21 38/59
زن 45/2 38/3 51/15 77/21 90/56
روستا مرد 43/2 45/3 67/14 46/21 99/57
زن 64/2 10/5 99/15 33/23 94/52
کل مرد 13/2 08/3 33/14 50/21 96/58
زن 50/2 89/3 65/15 24/22 72/55
کمک به حل مشکلات حاد فامیل و خویشاوندان شهر مرد 20/4 73/5 02/29 96/32 09/28
زن 62/4 01/7 24/29 74/33 39/25
روستا مرد 81/3 85/5 30/26 96/32 09/31
زن 20/4 19/8 93/26 78/33 91/26
کل مرد 08/4 77/5 20/28 96/32 99/28
زن 49/4 36/7 55/28 75/33 84/25
کمک به حل مشکلات حاد دوستان شهر مرد 57/6 45/10 96/37 34/27 68/17
زن 82/9 13/12 93/37 11/25 01/15
روستا مرد 75/5 60/9 81/35 18/28 66/20
زن 54/8 47/12 06/36 99/26 93/15
کل مرد 32/6 20/10 31/37 59/27 58/18
زن 44/9 23/12 37/37 67/25 28/15

جدول 12- وضعیت کمک به همسایگان و همکاران برحسب جنسیت و محل سکونت

محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
کمک به حل مشکلات حاد همسایگان شهر مرد 99/9 05/16 58/40 10/20 28/13
زن 41/11 07/16 43/40 29/20 81/11
روستا مرد 42/6 85/11 40/38 45/25 89/17
زن 44/7 72/13 55/38 76/25 53/14
کل مرد 91/8 79/14 92/39 71/21 67/14
زن 22/10 37/15 87/39 92/21 62/12
کمک به حل مشکلات حاد همکاران شهر مرد 22/16 66/14 68/39 41/17 03/12
زن 66/37 98/10 23/28 44/13 69/9
روستا مرد 75/14 47/12 56/37 97/19 25/15
زن 28/40 07/9 03/29 73/12 89/8
کل مرد 79/15 03/14 07/39 15/18 95/12
زن 27/38 54/10 42/28 28/13 50/9


جدول 13- وضعیت کمک به همشهریها و مردم برحسب جنسیت و محل سکونت

محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
کمک به حل مشکلات حاد همشهریها شهر مرد 48/15 66/22 53/37 83/13 50/10
زن 24/18 87/22 56/36 65/13 68/8
روستا مرد 59/11 10/22 83/36 55/16 92/12
زن 95/13 60/23 59/36 40/15 46/10
کل مرد 31/14 49/22 32/37 65/14 23/11
زن 96/16 09/23 57/36 18/14 21/9
کمک به حل مشکلات حاد مردم - ایرانیان شهر مرد 89/15 27/22 15/37 73/13 96/10
زن 69/18 49/22 37/36 29/13 17/9
روستا مرد 77/12 21/22 65/35 21/16 17/13
زن 84/14 93/23 86/35 59/14 78/10
کل مرد 95/14 25/22 70/36 47/14 63/11
زن 54/17 91/22 22/36 68/13 65/9

کمک به حل مشکلات حاد اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و هم‌مذهب، همشهریها و سایر ایرانیان را برحسب محل سکونت و جنسیت در جداول 11 تا 13 درج شده است. بر اساس جدول، بیشترین کمک به حل مشکلات حاد در بین اعضای خانواده صورت گرفته و حدود 60 درصد مردان و 57 درصد زنان شهری، 58 درصد مردان و 53 درصد زنان روستایی کاملاً برای کمک به حل مشکلات حاد اعضای خانواده کمک کرده‌اند. به‌عبارت‌دیگر در صورت نیاز مالی شدید و یا بروز آسیبهایی چون زلزله و سیل و ... اعضای خانواده بیش‌ازپیش به یکدیگر وابسته می‌شوند و احساس همدلی بین اعضای خانواده به‌ویژه پدر و مادر، خواهر و برادر بیشتر است. این امر نشان می‌دهد که ایرانیان هنوز خانواده را به‌عنوان اولین واحد اجتماعی تلقی کرده و مشکلات خانواده را مشکل خود تلقی و در جهت کمک به حل آن تلاش می‌کنند. درعین‌حال باید گفت که برخلاف خانواده، کمک به حل مشکلات حاد در بین فامیل و خویشاوندان پررنگ نبوده است. تنها 28 درصد مردان و 25 درصد زنان شهری و 31 درصد مردان و 26 درصد زنان روستایی اذعان داشته‌اند که در حل مشکلات حاد از فامیل و خویشاوندان کمک دریافت کرده یا خود کمک کرده‌اند. بنابراین می‌توان گفت که سبک زندگی امروزی باعث دوری اعضای فامیل و خویشاوندان از یکدیگر شده و بنابراین افراد علی‌رغم نسبت فامیلی در دریافت کمک و حتی اظهار مشکلات خود در بین فامیل و خویشان احتیاط بیشتری نشان می‌دهند. به‌طور متوسط 38 درصد مردان و زنان شهری و 36 درصد مردان و زنان روستایی در حل مشکلات حاد از دوستان کمک دریافت کرده و یا در صورت مشکلات حاد دوستان به آنها کمک کرده‌اند. همچنین 40 درصد مردان و زنان شهری و 38 درصد مردان و زنان روستایی در حل مشکلات حاد به همسایگان، همکاران و اهالی محله کمک کرده‌اند. در بین افراد هم قوم و هم‌مذهب نیز به‌طور متوسط 38 درصد مردان و زنان شهری و روستایی در حل مشکلات حاد تا حدودی کمک کرده‌اند. در بین همشهریها 36 درصد مردان و زنان شهری و روستایی در حل مشکلات به همشهریهای خود کمک کرده‌اند. بنابراین می‌توان گفت که در صورت مشکلات حاد، ایرانیان در وهله اول به اعضای خانواده و فامیل و خویشاوندان، در وهله دوم به ترتیب نسبت به دوستان، همکاران، افراد هم قوم و همشهریها کمک می‌کنند.


جدول 14- توزیع آماره میانگین افراد برحسب میزان کمک به حل مشکلات دیگران به تفکیک سال
افراد و گروهها میانگین
1393 1385
کمک به حل مشکلات حاد اعضای خانواده 3/4 5/4
کمک به حل مشکلات حاد فامیل و خویشاوندان 7/3 1/4
کمک به حل مشکلات حاد دوستان 3/3 9/3
کمک به حل مشکلات حاد همسایگان 1/3 5/3
کمک به حل مشکلات حاد همکاران (فقط شاغلین) 8/2 6/3
کمک به حل مشکلات حاد اهالی محله 9/2 2/3
کمک به حل مشکلات حاد افراد هم قوم و هم‌مذهب 8/2 2/3
کمک به حل مشکلات حاد همشهریها 8/2 1/3
کمک به حل مشکلات حاد مردم (ایرانیان) 8/2 2/3

جدول شماره 14، به توزیع میانگین مشارکت افراد در کمک به حل مشکلات دیگران به‌منظور حمایت اجتماعی اختصاص دارد. داده‌های این جدول حاکی از آن هستند که ایرانیان بیشتر از هر گروهی، به حل مشکلات حاد اعضای خانواده خویش (میانگین 4/3) و پس از ایشان به حل مشکلات خویشاوندان (میانگین 3/7) کمک کرده‌اند. همچنین کمک به حل مشکلات حاد دوستان (میانگین 3/3)، همسایگان (میانگین 3/1) و اهالی محل (میانگین 2/9) از حیث رتبه، در رده‌های بعدی قرار دارد. لازم به ذکر است که مشارکت مردم ایران در حل مشکلات حاد همکاران، افراد هم قوم و هم‌مذهب، همشهریان و ایرانیان دارای میانگین برابر 2/8 است.
پس از مقایسه داده‌های سالهای 1393 و 1385 درمی‌یابیم که تمامیِ میانگینها در سال 1393 نسبت به سال 1385 دچار کاهش محسوس بوده است، اما این نکته نباید مغفول بماند که تمامی میانگینها علی‌رغم آنکه در سال 93 کاهش پیدا کرده‌اند، اما همچنان بالاتر از حد متوسط (2/5) قرار دارند.

بررسی وضعیت اعتماد اجتماعی
جدول 15- وضعیت اعتماد به اعضای خانواده و خویشاوندان و دوستان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
اعتماد به اعضای خانواده شهر مرد 78/0 40/1 95/4 80/20 07/72
زن 93/0 50/1 40/5 73/20 43/71
روستا مرد 87/0 88/1 49/4 63/20 13/72
زن 77/0 96/1 50/6 66/22 10/68
کل مرد 81/0 54/1 81/4 75/20 09/72
زن 88/0 64/1 73/5 31/21 44/70
اعتماد به فامیل و خویشاوندان شهر مرد 43/5 53/8 61/27 52/35 91/22
زن 32/5 45/9 11/30 40/33 72/21
روستا مرد 66/3 79/7 79/24 57/34 20/29
زن 00/4 65/8 08/28 13/33 14/26
کل مرد 90/4 31/8 76/26 23/35 80/24
زن 93/4 21/9 50/29 32/33 04/23
اعتماد به دوستان شهر مرد 02/9 11/15 43/40 70/24 74/10
زن 37/13 07/16 72/38 52/22 32/9
 روستا مرد 28/7 11/13 42/37 18/27 01/15
زن 25/10 94/14 29/37 00/25 53/12
کل مرد 50/8 51/14 53/39 44/25 02/12
زن 44/12 73/15 30/38 26/32 28/10


جدول 16- وضعیت اعتماد به همسایگان و همکاران و اهالی محله برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
اعتماد به همسایگان شهر مرد 02/15 88/23 52/41 79/13 79/5
زن 25/18 52/23 84/37 87/14 52/5
روستا مرد 42/8 89/17 99/40 94/21 76/10
زن 26/10 50/18 23/41 87/20 14/9
کل مرد 03/13 08/22 36/41 24/16 28/7
زن 86/15 02/22 85/38 66/16 60/6
اعتماد به همکاران شهر مرد 28/21 09/21 24/41 08/12 32/4
زن 23/47 24/15 28/25 61/8 64/3
روستا مرد 25/17 92/17 25/41 08/16 50/7
زن 08/47 55/12 95/26 37/8 06/5
کل مرد 12/20 17/20 24/41 23/13 24/5
زن 20/47 63/14 66/25 55/8 96/3
اعتماد به اهالی محله شهر مرد 94/21 51/29 86/36 08/8 61/3
زن 08/28 27/29 86/31 15/8 63/2
 روستا مرد 48/11 62/23 88/42 34/15 68/6
زن 24/15 73/26 65/39 37/13 01/5
کل مرد 79/18 74/27 67/38 27/10 53/4
زن 26/24 52/28 18/34 71/9 34/3

جدول 17- وضعیت اعتماد به اعضای هم قوم و هم‌مذهب و همشهریان و ایرانیان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
اعتماد به همشهریها شهر مرد 03/24 44/31 21/34 07/7 25/3
زن 77/29 65/30 89/30 38/6 31/2
روستا مرد 73/15 51/28 00/39 70/11 06/5
زن 23/20 50/29 61/36 44/9 23/4
کل مرد 53/21 56/30 65/35 46/8 80/3
زن 94/26 31/30 59/32 29/7 88/2
اعتماد به مردم (ایرانیان) شهر مرد 81/24 43/30 08/34 06/7 62/3
زن 30/30 44/30 33/30 27/6 66/2
 روستا مرد 41/17 72/27 90/37 64/11 33/5
زن 36/21 43/29 47/35 30/9 42/4
کل مرد 59/22 62/29 22/35 43/8 13/4
زن 64/27 14/30 86/31 18/7 18/3

توزیع درصد اعتماد به اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و هم‌مذهب، همشهریها و سایر ایرانیان را برحسب محل سکونت و جنسیت در جداول 15 تا 17 آمده است. بر اساس جدول، به‌طور متوسط بیش از 70 درصد مردان و زنان شهری و روستایی به اعضای خانواده خود اعتماد کامل داشته‌اند. با توجه به اینکه خانواده‌های ایرانی با اعضای خانواده احساس دوستی و تعلق دارند درنتیجه نیز به آنها اعتماد کامل دارند. اعتماد بین فامیل و خویشاوندان 35 درصد اظهار شده است. بنابراین می‌توان گفت که هرچه از دایره خانواده و بستگان نزدیک فاصله می‌گیریم احتیاط و روحیه محافظه‌کاری و پنهان کردن مسائل و مشکلات بین فامیل و خویشان بیشتر می‌شود و در این حالت اعتماد پایین می‌آید. و روحیه کمک و یاری بین افراد کاهش پیدا می‌کند. درعین‌حال بین دوستان، همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و مذهب و همشهریها به‌طور متوسط 40 درصد تا حدودی به یکدیگر اعتماد داشته‌اند.
جدول 18- توزیع آماره میانگین افراد برحسب میزان اعتماد به دیگران به تفکیک سال
افراد و گروهها میانگین
1393 1385
اعتماد به اعضای خانواده 6/4 6/4
اعتماد به فامیل و خویشاوندان 6/3 7/3
اعتماد به دوستان 1/3 5/3
اعتماد به همسایگان 8/2 9/2
اعتماد به همکاران (فقط شاغلین) 4/2 1/3
اعتماد به اهالی محله 4/2 6/2
اعتماد به هم قوم و هم‌مذهب 4/2 6/2
اعتماد به همشهریها 3/2 5/2
اعتماد به مردم (ایرانیان) 3/2 6/2

داده‌های مربوط به توزیع میانگین اعتماد افراد به گروههای مختلف در جدول شماره 18 درج شده است. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، ایرانیان بیش از هر گروهی، به اعضای خانواده خویش (میانگین 4/6) و بعدازاین گروه، در درجه دوم نسبت به گروههای فامیلی و خویشاوندی (میانگین 3/6) و دوستان (میانگین 3/1) اعتماد دارند. همچنین اعتماد مردم ایران نسبت به گروه همسایگی (میانگین 2/8) در رتبه بعدی قرار دارد. اما اعتمادِ مردم ایران به سایر گروهها کمتر از حد متوسط میانگین (2/5) است به‌نحوی‌که اعتماد مردم به همکاران، اهالی محله و افراد هم قوم و هم‌مذهب 2/4؛ و اعتماد به همشهریان و سایر مردم ایران 2/3 است.
مقایسه داده‌های مربوط به دو تاریخ مذکور نشان می‌دهند که به‌جز گویه‌های اعتماد به اعضای خانواده که در 2 سال مورد بحث ثابت مانده است، میانگین سایر گویه‌های مربوط به سنجش اعتماد اجتماعی در سال 1393 کاهش پیدا کرده است. ضمن اینکه در هر دو سال 1385 و 1393 اعتماد به اعضای خانواده، دارای بالاترین حد میانگین و اعتماد به همشهریان دارای پایین‌ترین حد میانگین است.
بررسی وضعیت احساس تعلق و دوستی
جدول 19- وضعیت احساس تعلق و دوستی با اعضای خانواده و خویشاوندان و دوستان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با اعضای خانواده شهر مرد 79/0 94/1 83/5 10/25 34/66
زن 77/0 48/1 40/5 19/24 16/68
روستا مرد 55/0 90/1 05/6 86/24 65/66
زن 51/0 64/1 52/6 50/25 83/65
کل مرد 72/0 92/1 90/5 03/25 43/66
زن 69/0 53/1 74/5 58/24 46/67
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با فامیل و خویشاوندان شهر مرد 32/3 10/7 50/24 85/40 23/24
زن 93/2 68/6 22/24 94/41 22/24
روستا مرد 01/2 52/5 80/21 65/39 03/31
زن 94/1 99/5 19/23 40/39 48/29
کل مرد 92/2 62/6 69/23 49/40 28/26
زن 63/2 48/6 91/23 19/41 79/25
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با دوستان شهر مرد 34/6 66/11 63/37 92/31 46/12
زن 06/10 50/13 94/34 25/30 25/11
 روستا مرد 75/4 39/10 19/34 74/34 94/15
زن 53/7 37/12 41/34 24/32 45/13
کل مرد 86/5 28/11 59/36 76/32 50/13
زن 30/9 16/13 78/34 84/30 91/11

جدول 20- وضعیت احساس تعلق و دوستی با همسایگان و همکاران و اهالی محله برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همسایگان شهر مرد 70/13 88/23 06/40 66/16 71/5
زن 85/14 82/22 84/36 41/19 09/6
روستا مرد 01/6 05/16 32/39 74/27 88/10
زن 02/7 21/16 74/38 31/28 71/9
کل مرد 39/11 52/21 84/39 99/19 26/7
زن 52/12 85/20 40/37 06/22 17/7
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همکاران شهر مرد 85/19 69/20 40/38 12/16 94/4
زن 15/46 62/14 55/23 76/11 92/3
روستا مرد 77/15 54/16 77/38 25/20 67/8
زن 26/44 04/12 05/26 98/12 67/4
کل مرد 68/18 49/19 51/38 31/17 02/6
زن 71/45 02/14 13/24 04/12 09/4
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با اهالی محله شهر مرد 86/19 69/29 39/35 27/11 79/3
زن 74/24 53/29 04/31 27/11 42/3
 روستا مرد 71/8 47/22 29/41 50/19 03/8
زن 81/11 41/24 82/38 59/18 36/6
کل مرد 51/16 52/27 16/37 74/13 06/5
زن 89/20 01/28 36/33 45/13 30/4

جدول 21- وضعیت احساس تعلق و دوستی با اعضای هم قوم و هم‌مذهب و همشهریان و ایرانیان برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همشهریها شهر مرد 40/21 16/30 88/33 70/10 87/3
زن 58/25 79/29 01/31 34/10 28/3
روستا مرد 01/13 08/27 17/38 06/15 68/6
زن 11/16 22/28 70/36 97/13 02/5
کل مرد 88/18 23/29 17/35 01/12 71/4
زن 76/22 32/29 70/32 42/11 80/3



احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با مردم (ایرانیان)
شهر مرد 95/21 48/29 73/32 14/11 71/4
زن 06/26 26/29 94/29 80/10 94/3
 روستا مرد 04/14 20/27 49/36 11/15 16/7
زن 75/17 18/28 60/34 99/13 47/5
کل مرد 58/19 79/28 86/33 33/12 44/5
زن 59/23 94/28 33/31 75/11 39/4

توزیع درصد احساس دوستی، تعلق و یکی بودن با اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و مذهب، همشهریها و سایر مردم ایران را برحسب محل سکونت و جنسیت در جداول 19 تا 21 درج شده‌اند. بر اساس جدول، به‌طور متوسط 66 درصد مردان و زنان ساکن در شهرها و روستاها با اعضای خانواده خود احساس دوستی، تعلق و یکی بودن دارند و این امر در شهرها و روستاها تفاوت بسیار اندکی دارد. به‌طورکلی مردم ایران در درجه اول اعضای خانواده خود را به‌عنوان واحد تعلق اجتماعی دانسته و نسبت به آن احساس یکی بودن و تعلق می‌کنند. بعد از اعضای خانواده، احساس دوستی و تعلق در بین فامیل و خویشاوندان قرار دارد که به‌طور متوسط در بین مردان و زنان ساکن در شهرها و روستاها حدود 40 درصد است. به‌عبارت‌دیگر 40 درصد پاسخگویان اظهار داشته‌اند که با فامیل و خویشاوندان خود احساس دوستی و تعلق و یکی بودن زیادی را تجربه کرده‌اند. در مقابل احساس دوستی با دوستان نیز بعد از فامیل قرار داشته و به‌طور متوسط 35 درصد افراد ابراز داشته‌اند که با دوستان احساس یکی بودن دارند. اما در ارتباط با احساس همسایگی، همکاران و اهالی محله و افراد هم قوم و مذهب، همشهریها و سایر مردم ایران این احساس دوستی و تعلق در حدود 30 درصد رسیده است. درواقع در بین همسایگان و همکاران و اهالی محله و همشهریها تا حدودی احساس تعلق و یکی بودن وجود داشته و این امر پررنگ نبوده و این افراد نسبت به اعضای خانواده و فامیل و خویشاوندان در مراتب بعدی احساس دوستی و تعلق دارند. البته سبک زندگی جدید این فاصله را بیشتر کرده است.


جدول 22- توزیع آماره میانگین افراد برحسب میزان احساس تعلق و دوستی با دیگران به تفکیک سال
افراد و گروهها میانگین
1393 1385
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با اعضای خانواده 5/4 6/4
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با فامیل و خویشاوندان 8/3 9/3
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با دوستان 3/3 7/3
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همسایگان 9/2 0/3
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همکاران (فقط شاغلین) 5/2 2/3
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با اهالی محله 6/2 6/2
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با هم قوم و هم‌مذهب 5/2 7/2
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با همشهریها 5/2 7/2
احساس دوستی، تعلق ویکی بودن با مردم (ایرانیان) 5/2 8/2

جدول شماره 22 توزیع میانگین احساس تعلق و دوستی افراد با گروههای مختلف اجتماعی را نشان می‌دهد. داده‌ها نشان می‌دهند که در سال 1393، مردم جامعه ایران، در درجه نخست نسبت به اعضای خانواده (میانگین 4/5) و فامیل و خویشاوندان (میانگین 3/8) احساس تعلق و دوستی داشتند و بعدازاین دو گروه در مورد گروههای دوستان (میانگین 3/3) و همسایگان (میانگین 2/9) بیشترین احساس تعلق را دارا بوده‌اند. همچنین احساس تعلق ایرانیان نسبت به گروههای اهالی محله (میانگین 2/6) و سایر گروههای همکاران، افراد هم قوم و هم‌مذهب، همشهریان و مردم ایران (میانگین 2/5) در رتبه‌های بعدی قرار دارد.
مقایسه دو سال 1393 و 1385 نشان می‌دهد که به‌جز گویه اهالی محله، احساس تعلق مردم ایران در سال 93 نسبت به سال 85 کاهش پیدا کرده است، اما علی‌رغم این کاهش، مردم در سال 1393، نسبت به تمامیِ گروهها از احساس تعلق و دوستی بالاتر از حد متوسط میانگین (2/5) برخوردار هستند.
بررسی وضعیت هنجارها و ارزشهای اجتماعی
جدول 23- وضعیت رعایت راست‌گویی و امانت‌داری و گذشت برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


رعایت مردم نسبت به راست‌گویی و پرهیز از دروغ‌گویی
شهر مرد 77/18 58/36 56/35 46/7 64/1
زن 63/17 06/36 52/37 20/7 59/1
روستا مرد 79/11 90/28 62/41 75/14 93/2
زن 56/11 31/28 24/43 33/14 56/2
کل مرد 67/16 27/34 38/37 66/9 03/2
زن 82/15 75/33 22/39 33/9 88/1


رعایت مردم نسبت به امانت‌داری (حفظ اسرار و امانت دیگران)
شهر مرد 05/14 60/35 80/39 14/9 40/1
زن 73/12 54/34 85/41 55/9 32/1
روستا مرد 24/9 99/26 31/43 65/17 80/2
زن 47/8 15/27 35/45 67/16 36/2
کل مرد 60/12 01/33 86/40 70/11 82/1
زن 46/11 34/32 89/42 67/11 63/1



رعایت مردم نسبت به گذشت (فداکاری، عفو و بخشش)
شهر مرد 43/15 11/36 29/38 88/8 29/1
زن 82/13 25/35 26/40 49/9 18/1
 روستا مرد 96/9 43/27 93/41 23/18 44/2
زن 38/9 57/26 36/44 69/17 00/2
کل مرد 79/13 50/33 39/39 69/11 64/1
زن 50/12 66/32 48/41 94/11 42/1

جدول 24- وضعیت رعایت عدالت و پرهیز از تقلب برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)
رعایت مردم نسبت به انصاف و رعایت عدالت شهر مرد 74/17 22/37 67/36 21/7 16/1
زن 19/16 13/37 76/37 88/7 03/1
روستا مرد 64/11 83/28 25/42 20/15 08/2
زن 37/10 44/29 25/43 28/15 66/1
کل مرد 90/15 70/34 35/38 61/9 44/1
زن 46/14 84/34 39/39 09/10 22/1
رعایت مردم نسبت به درستکاری و پرهیز از تقلب شهر مرد 19/17 09/38 33/36 10/7 28/1
زن 25/16 82/37 82/37 09/7 03/1
روستا مرد 42/11 32/30 89/41 65/14 73/1
زن 28/10 15/30 53/44 55/13 49/1
کل مرد 45/15 75/35 01/38 37/9 42/1
زن 47/14 53/35 82/39 02/9 16/1


جدول 25- وضعیت رعایت حقوق دیگران و احترام به دیگران و احترام به بزرگ‌ترها برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت اصلاً کم (1 تا 2 نوبت) تا حدودی (3 تا 4 نوبت) زیاد (5 تا 6 نوبت) کاملاً (7 نوبت و بیشتر)


رعایت مردم نسبت به رعایت حقوق دیگران
شهر مرد 20/16 82/34 26/38 65/8 07/2
زن 33/14 95/34 17/40 89/8 67/1
روستا مرد 83/9 93/25 10/42 46/18 69/3
زن 75/9 90/25 26/44 04/17 06/3
کل مرد 28/14 15/32 42/39 59/11 56/2
زن 96/12 25/32 39/41 31/11 08/2


رعایت مردم نسبت به احترام به دیگران
شهر مرد 00/12 65/29 14/41 95/13 25/3
زن 60/10 59/29 28/42 53/14 00/3
روستا مرد 07/7 71/20 19/40 30/25 73/6
زن 80/6 32/20 43/42 45/24 99/5
کل مرد 52/10 96/26 85/40 37/17 30/4
زن 47/9 82/26 32/42 49/17 89/3



رعایت مردم نسبت به احترام به بزرگ‌ترها
شهر مرد 22/11 13/27 76/36 60/18 30/6
زن 69/9 01/27 77/38 47/18 05/6
 روستا مرد 57/6 15/19 37/48 20/28 71/11
زن 26/6 13/19 48/36 71/27 41/10
کل مرد 82/9 73/24 04/36 49/21 92/7
زن 67/8 66/24 09/38 23/21 35/7

توزیع درصد نظر اشخاص بابت رعایت راست‌گویی و پرهیز از دروغ، امانت‌داری و حفظ اسرار دیگران، عفو و بخشش و فداکاری، رعایت انصاف و عدالت، درستکاری و پرهیز از تقلب، صراحت بیان و شجاعت در حقیقت‌گویی، پایبندی به قانون، رعایت حقوق دیگران، احترام به دیگران و احترام به بزرگ‌ترها را برحسب محل سکونت و جنسیت در جداول 23 تا 25 نشان داده شده است. بر اساس جدول به‌طور متوسط 34 درصد مردان و زنان شهری و روستایی، راست‌گویی و پرهیز از دروغ را در حد کم رعایت کرده‌اند. حدود 40 درصد مردان و زنان شهری و روستایی نیز معتقدند امانت‌داری، بخشش و انصاف و عدالت را در حد کم رعایت کرده‌اند. باوجودآنکه شاخصهای مورد اشاره بیشتر مقولات اخلاقی هستند که اکثریت افراد جامعه خود را ملزم به رعایت آن می‌دانند و درواقع کمتر کسی است که دروغ‌گویی و خیانت‌درامانت را مذموم تلقی نکند و یا روحیه عفو و بخشش و انصاف و عدالت را زیر سؤال ببرد بنابراین می‌توان گفت که مقولات اخلاقی همیشه و در همه حال بدون توجه به مذهب و دین خاص همواره مورداحترام مردم و جامعه بوده و ازاین‌جهت تفاوتی میان ملیتهای مختلف وجود ندارد.
جدول 26- توزیع آماره میانگین افراد برحسب میزان رعایت و پایبندی به ارزشهای اجتماعی به تفکیک سال
ارزشها و هنجارها میانگین
1393 1385
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به راست‌گویی و پرهیز از دروغ‌گویی 4/2 3/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به امانت‌داری (حفظ اسرار و امانت دیگران) 6/2 7/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به گذشت (فداکاری، عفو و بخشش) 5/2 9/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به انصاف و رعایت عدالت 2/4 5/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به درستکاری و پرهیز از تقلب 4/2 4/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به‌صراحت دربیان و شجاعت در حقیقت‌گویی 5/2 6/2
نظر اشخاص بابت رعایت مردم به پایبندی به قانون 6/2 -
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به رعایت حقوق دیگران 5/2 -
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به احترام به دیگران (به‌طورکلی) 8/2 -
نظر اشخاص بابت رعایت مردم نسبت به احترام به بزرگ‌ترها (به‌طورکلی) 9/2 -


داده‌های مندرج در جدول شماره 26، نظر مردم ایران را درباره پایبندی و رعایت ارزشهای اجتماعی نشان می‌دهند. همان‌گونه که می‌بینیم در میان ارزشهای اجتماعی، پایبندی افراد به ارزش احترام به بزرگ‌ترها (میانگین 2/9) بالاترین مقدار و پس‌ازآن ارزش احترام به دیگران (میانگین 2/8) است. همچنین ارزشهای پایبندی به قانون و امانت‌داری با میانگین 2/6 و ارزشهای گذشت و فداکاری؛ شجاعت در حقیقت‌گویی و رعایت حقوق دیگران با میانگین 2/5 در رتبه‌های بعدی از حیث پایبندی مردم قرار دارند. همچنین پایبندی افراد به ارزشهای راست‌گویی و رعایت عدالت و انصاف و همچنین درستکاری و پرهیز از تقلب کمتر از حد متوسط میانگین و در رتبه‌های بعد قرار دارند.
مقایسه داده‌های مربوط به دو مقطع زمانی موردنظر نشان می‌دهد که میانگین نظر اشخاص در ارتباط با گویه راست‌گویی و پرهیز از دروغ‌گویی در سال 1393 نسبت به سال 1385 افزایش پیدا کرده و در مورد گویه درستکاری و پرهیز از تقلب ثابت مانده است؛ اما در سایر گویه‌ها ازجمله رعایت امانت‌داری و گذشت و فداکاری، انصاف و عدالت و شجاعت در حقیقت‌گویی کاهش یافته است. ضمن آنکه ازآنجایی‌که چهار گویه پایبندی به قانون، رعایت حقوق دیگران، احترام به دیگران و احترام به بزرگ‌ترها میانگین در سال 1385 مورد سنجش قرار نگرفته است، میانگینی در مورد آنها وجود ندارد. همچنین مشاهده می‌شود که رعایت احترام به بزرگ‌ترها دارای بالاترین حد میانگین در بین تمامی ارزشهای اجتماعی است.


جدول 27- وضعیت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت بسیار بد بد متوسط خوب بسیار خوب
وضعیت فرهنگی جامعه نظیر عملکرد نهادهای آموزشی، دینی، ورزشی و... شهر مرد 90/8 07/15 73/51 78/21 51/2
زن 19/7 02/13 63/53 68/23 48/2
روستا مرد 98/5 89/10 13/47 93/31 08/2
زن 34/5 59/9 21/49 45/32 42/3
کل مرد 02/8 81/13 35/50 83/24 98/2
زن 64/6 00/12 32/52 29/26 76/2
ارزیابی اجتماعی جامعه نظیر روابط میان مردم، همبستگی با هم و... شهر مرد 47/7 52/17 39/51 72/21 89/1
زن 77/5 44/15 54/53 41/23 84/1
روستا مرد 01/5 83/11 61/46 69/32 85/3
زن 74/3 56/10 22/49 31/33 17/3
کل مرد 73/6 81/15 95/49 03/25 48/2
زن 17/5 99/13 25/52 35/26 24/2
وضعیت سیاسی جامعه نظیر فعالیت احزاب، امنیت، انتخابات و... شهر مرد 02/9 68/16 83/42 07/27 39/4
زن 57/6 75/15 74/46 59/27 34/3
روستا مرد 98/12 21/37 28/36 81/7 72/5
زن 19/12 79/41 00/36 94/5 07/4
کل مرد 03/8 56/15 14/41 85/29 42/5
زن 82/5 69/14 27/45 10/30 12/4


جدول 28- وضعیت اقتصادی و زیست‌محیطی برحسب جنسیت و محل سکونت
محل سکونت جنسیت  بسیار بد  بد متوسط  خوب  بسیار خوب
وضعیت اقتصادی جامعه نظیر کار و اشتغال، امنیت اقتصادی و... شهر مرد 27/28 93/29 44/31 51/9 85/0
زن 18/27 49/30 43/32 09/9 81/0
روستا مرد 92/19 48/29 68/34 44/14 48/1
زن 62/17 18/29 04/38 94/13 21/1
کل مرد 75/25 80/29 41/32 99/10 04/1
زن 33/24 10/30 10/34 54/10 93/0
وضعیت زیست‌محیطی جامعه نظیر فضای سبز، شلوغی، آلودگی هوا و... شهر مرد 60/18 29/23 35/39 88/16 98/1
زن 32/17 50/21 09/41 28/18 82/1
روستا مرد 23/13 42/20 96/39 11/23 28/3
زن 16/11 52/19 02/42 62/24 69/2
کل مرد 98/16 43/22 46/39 76/18 37/2
زن 48/15 91/20 37/41 17/20 08/2

در جداول 27 و 28 توزیع درصد وضعیت فرهنگی جامعه نظیر عملکرد نهادهای آموزشی، دینی ورزشی، ارزیابی اجتماعی و همبستگی با یکدیگر، وضعیت سیاسی جامعه نظیر فعالیت احزاب، انتخابات و ... وضعیت اقتصادی نظیر کار و اشتغال و وضعیت محیطی نظیر فضای سبز، شلوغی و آلودگی هوا را بیان شده است. بر این اساس وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی در حد متوسط ارزیابی گردیده است. به‌عبارت‌دیگر حدود 50 درصد مردان و زنان ساکن شهر و روستا وضعیت فرهنگی جامعه را از لحاظ عملکرد نهادهای آموزشی، دینی و ورزشی در حد متوسط دانسته‌اند. میزان ارزیابی از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه به‌طور متوسط 40 درصد بوده است. 35 درصد مردان و زنان شهری و روستایی وضعیت اقتصادی جامعه را در حد متوسط ارزیابی کرده‌اند. درعین‌حال 40 درصد مردان و زنان شهر و روستا وضعیت زیست‌محیطی را در حد متوسط دانسته‌اند. درواقع ارزیابی حد متوسط از وضعیت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موضوعی فرهنگی در جامعه ایران است. بنابراین نارضایتی در بین جوانان نسبت به سالمندان زیاد بوده و هرچه به سمت بزرگ‌سالی و سالمندی گام برداریم از نارضایتی کاسته می‌شود. بنابراین با توجه به اینکه در حال حاضر اکثریت جامعه در سنین میان‌سالی هستند نسبت به وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی موضع حد متوسط اتخاذ کرده‌اند.

جدول 29- توزیع آماره میانگین افراد برحسب ارزیابی وضعیتهای مختلف به تفکیک سال
وضعیتها میانگین
1393 1385
ارزیابی وضعیت فرهنگی جامعه نظیر عملکرد نهادهای آموزشی، دینی، ورزشی و... 0/3 3/3
ارزیابی وضعیت اجتماعی جامعه نظیر روابط میان مردم، همبستگی با هم و... 0/3 2/3
ارزیابی وضعیت سیاسی جامعه نظیر فعالیت احزاب، امنیت، انتخابات و... 1/3 1/3
ارزیابی وضعیت اقتصادی جامعه نظیر کار و اشتغال، امنیت اقتصادی و... 3/2 2/3
ارزیابی وضعیت زیست‌محیطی جامعه نظیر فضای سبز، شلوغی، آلودگی هوا و... 7/2 9/2

داده‌های مربوط به توزیع میانگین ارزیابی افراد از وضعیتهای مختلف را در جدول شماره 29 مشاهده می‌نمایید. همان‌گونه که داده‌ها نشان می‌دهند مردم جامعه ایران وضعیت سیاسی (میانگین 3/1) کشور را نسبت به سایر وضعیتها بهتر ارزیابی کرده‌اند. همچنین پس‌ازاین وضعیت، ارزیابی ایرانیان از وضعیتهای اجتماعی و فرهنگی با میانگین برابر 3/0، در رتبه دوم ازنظر عملکرد قرار دارد، ضمن آنکه وضعیت زیست‌محیطی با میانگین 2/7 در جایگاه بعدی است. لازم به ذکر است که ارزیابی مردم از وضعیت اقتصادی نسبت به سایر وضعیتها با میانگین کمتر از حد متوسط (2/3) از همه ضعیف‌تر بوده است.
مقایسه آمار و ارقام مربوط به دو تاریخ مذکور نشان می‌دهند که اولاً به‌جز وضعیت سیاسی که ارزیابی مردم ایران در هر دو سال از این وضعیت یکسان بوده است، اما در مورد سایر وضعیتها، ارزیابیِ مردم در سال 93 به افت نسبی نسبت به سال 1385 دچار شده است؛ ثانیاً اگرچه در سال 93، مردم وضعیت اقتصادی را از سایر وضعیتها نامساعدتر ارزیابی کرده‌اند، اما در سال 1385، وضعیت زیست‌محیطی در نظر مردم جامعه وضعیت نامساعدتری داشته است. همچنین در مورد بهترین وضعیت، نظر مردم به این صورت است که در سال 1393، وضعیت سیاسی؛ و در سال 1385 وضعیت اجتماعی ازنظر مردم ایران بهترین شرایط را دارا بوده است.
بحث
سرمایه اجتماعی به‌مثابه «مجموعه‌ای از شبکه روابط اجتماعی و هنجارهای حاکم بر کنش جمعی میان افراد و گروهها که توانایی کنشگران را برای برخورداری از منافع ناشی از این تعاملات افزایش می‌دهد» تعریف می‌شود که حاصل چرخه ارتباط متقابل چهار عامل: بده بستان، شبکه روابط اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و کنش جمعی است. نکته قابل‌توجه در جامعه این است که آیا سرمایه اجتماعی می‌تواند میان دو جنس متفاوت باشد مطابق با نظر برخی صاحبنظران عواملی چون سن، نوع خانوار، سطح تحصیلات و اشتغال بر این تفاوت اثرگذار هستند علاوه بر آن نقش جنسیتی افراد متأثر از فرهنگ و هنجارهای اجتماعی نیز است به‌طوری‌که نتایج پژوهشهای پیشین نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی زنان بیشتر بر دوستیهای نزدیک تأکید دارد درحالی‌که شبکه‌های اجتماعی مردان بیشتر در جهت جامعه‌پذیری، فعالیتها و وظایف اجتماعی قرار دارد. نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی زنان بیشتر در فعالیتهای مشارکتی که حالت غیررسمی دارند، متمرکز است و آنها در امور مربوط به سلامت، آموزش و خدمات اجتماعی مشارکت داوطلبانه بیشتری دارند. درحالی‌که مردان در فعالیتهایی که بیشتر جنبه عام‌تری دارند مشارکت می‌کنند. به‌عنوان‌مثال کلوپ‌های ورزشی، احزاب سیاسی و اتحادیه‌های تجاری. این نتیجه در پژوهش حاضر نیز مورد تأیید قرار گرفته است.
همان‌طور که یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد زنان بیشتر درگیر فعالیتهایی هستند که جنبه غیررسمی دارد. این‌گونه فعالیتها بیشتر حول‌وحوش دوستان و افراد خانواده است. همچنین زنان در فعالیتهایی که بر گروهی خاص تمرکز می‌کنند، مایل به مشارکت و همکاری هستند این یافته‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که جهان اجتماعی زنان بیشتر حول‌وحوش مسئولیتهای خانوادگی آنها می‌چرخد (کیان تاجبخش، 2005).
 بر اساس نتایج حاصله در پیوند با شبکه‌های غیررسمی روابط، اعضای یک خانواده معمولاً مشکلات موجود در خانواده را مشکل خود تلقی کرده و درصدد حل آن با اتکا به اعضای خانواده بر می‌آیند. فعالیت جمعی افراد در درجه اول با اعضای خانواده، سپس با فامیل و خویشاوندان انجام می‌شود هم‌چنین رفت‌وآمد افراد در چارچوب خانواده و بستگان نزدیک یعنی فامیل و خویشاوندان صورت می‌گیرد. فعالیت جمعی افراد با دوستان، اهالی محله، همسایگان، همکاران و همشهریها بسیار ضعیف است و حتی زنان متأهل معمولاً همراه همسران خود در بین دوستان، همسایگان و همکاران رفت‌وآمد می‌کنند که به‌نوعی روابط فراخانوادگی را با تأکید بر خانواده انجام می‌دهند. به‌این‌ترتیب نتایج نشان‌دهنده غلبه سرمایه اجتماعی سنتی در جامعه است که در مقایسه با اشکال نوین از اهمیت بیشتری میان افراد برخوردار است.
درزمینه مؤلفه مشارکت و روابط انجمنی نتایج نمایانگر آن است که افراد علی‌رغم احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت فرزندان خود با انجمن اولیاء و مربیان همکاری محدودی دارند. در مقایسه فعالیت افراد در گروههای خیریه و مذهبی و ورزشی بیشتر از سایر گروهها به دست آمده است. به‌این‌ترتیب هر چه از دایره تعامل با خانواده و بستگان نزدیک فاصله می‌گیریم روابط و مشارکت در فعالیتها محدودتر می‌شود که این مسئله نشانگر غلبه سرمایه اجتماعی درون‌گروهی در جامعه مورد مطالعه است. به‌طوری‌که شرکت در فعالیتهای جمعی دوستان، همکاران و همشهریها در مقایسه با خانواده بسیار پایین است.
بدیهی است همکاری با گروههای سیاسی یا علمی مستلزم داشتن اطلاعات سیاسی و حکومتی و قدرت تجزیه‌وتحلیل مسائل مملکتی است که افراد عادی ممکن است نتوانند در این زمینه مؤثر باشند. بر همین اساس با توجه به نگرش مردم به‌ویژه شهرها که عضویت در برخی گروهها را دارای تبعات منفی برای خود تلقی می‌کنند همکاری با گروههای سیاسی و صنفی بسیار پایین بوده است هم‌چنین عضویت در برخی از گروهها که جنبه تخصصی دارد و مستلزم داشتن برخی اطلاعات خاص است در حیطه افراد عادی قرار ندارد و این منجر به پایین بودن میزان مشارکت در روابط انجمنی است. این نتایج در مورد شوراها نیز مصداق دارد. با غلبه سرمایه اجتماعی سنتی ضعف شکل‌گیری و مشارکت در گونه‌های نوین نظیر گروهها و انجمنها آشکار می‌شود به‌طوری‌که قوی‌ترین ابعاد سرمایه اجتماعی متعلق به عرصه‌های خانوادگی و خویشاوندی و ضعیف‌ترین مربوط به اعتماد و مشارکت در حوزه نهادها و عرصه‌های مدرن است.
به نظر می‌رسد سبک جدید زندگی شهرنشینی باعث شده افراد فرصتهای محدودتری برای باهم بودن داشته باشند و در مقایسه با گذشته کمتر با دیگران احساس دوستی و تعلق و یکی بودن نمایند بنابراین هر چه از دایره خانوادگی دور می‌شویم از احساس دوستی و تعلق و یکی بودن نیز کاسته می‌شود. این فاصله در فضای بزرگ‌تر جامعه به‌گونه‌ای دیگر خود را آشکار می‌سازد به‌طوری‌که اصول ارزشی چون امانت‌داری، راست‌گویی، عفو و بخشش، انصاف و عدالت و ... از سوی شهروندان در حد متوسط رعایت می‌شود بااین‌وجود در جامعه مورد مطالعه همچنان نسبت به همنوعان خود احساس مسئولیت دارند.
درمجموع با توجه به میزان سرمایه اجتماعی در جامعه، تفاوت جنسیتی میان زنان و مردان می‌توان گفت مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی به‌طور یکسان محقق نشده است این نتیجه نکات قابل‌تأملی را پیش روی سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان در راستای ارتقای سرمایه اجتماعی و پیامدهای آن از جمله بهبود سلامت روانی و اجتماعی قرار می‌دهد.
ملاحظات اخلاقی
مشارکت نویسندگان
تمامی نویسندگان در نگارش تمامی بخشهای این مقاله مشارکت فعال داشته‌اند.
منابع مالی
این مقاله بخشی از نتایج یک طرح پژوهشی تحت عنوان «پیمایش ملی سنجش سلامت روان و سرمایه اجتماعی ایران در سال 1393» است که با حمایت مالی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به انجام رسیده است.
تضاد منافع
بنا بر اظهارنظر نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تضاد منافعی وجود ندارد.
اخلاق در پژوهش
محققین در این پژوهش کلیه اصول اخلاق در پژوهش را در تمامی مراحل رعایت کردند.

منابع:
Abdolahi M. (2008). Measurement and Analysis of Social Capital in Iran Problems and Solutions. Quarterly Journal of Social Sciences, 14(38.39): 30-57 (in Persian)
Abdolahi M and Mousavi M. (2007). Social Capital in Iran: Current Status, Prospect, and Feasibility. Social Welfare Quarterly, 6 (25) :195-234 (in Persian)
Bourdieu P. (1986). The Forms of Capital, in J richardson (ed.) Handbook of Theory and Research for the Socioligy of Education. NewYork: Green Wood
Chalabi M. (1999). The Sociology of Order: Theoretical Description and Analysis of Social Order. Tehran: Ney Publication; (in Persian)
Coleman J.(1994). Foundation of Social Theory. Cambridge: Harvard University Press
Coleman J. (1988). Social Capital in the Creation of Human Capital. The American Journal of Sociology, 94: 95-120
Firoozabadi A and Imani Jajarmi H. (2007). Social Capital and Socio-Economic Development in Tehran›s 22 Municipal Districts. Social Welfare Quarterly, 6 (23) :197-224 (in Persian)
Fukuyama F. (2006). The End of Order: Social Capital and its Preservation. Translated by Tavasoli Gh, Tehran: Hekayat-e Ghalam-e Novin Publication; (in Persian)
Ghafari Gh and Ownegh N. (2006). Social Capital and Quality of Life. Journal Iranian Social Studies, 1 (1): 159-199 (in Persian)
Ghanei Rad M and Hosseini F. (2005). Values, Relationships Network, and Participation in NGO’s (Experimental Study among Youth in Tehran). Iranian Journal of Sociology, 6(3): 97-123 (in Persian)
Global Data Lab. (2017). Subnational Human Development Index. Available on the website: https://hdi.globaldatalab.org/areadata/shdi/.
Mousavi M. (2019). Results of the National Social Capital Measurement Plan: Research Findings of 2006; Results by provinces. Volume I. Planning and Budget Organization of Islamic Republic of Iran; Tehran: Moka’ab Publication;
Mousavi M and Alipour P. (2012). Deliberation on Social Capital Theory in Sociology. Tehran: Jeme’e Shenasan Publication; (in Persian)
Mousavi, M and Shiani M. (2015). Social Capital and Social Health: Concepts and Approaches. Tehran: Agah Publication; (in Persian)
Piran P, Mousavi M, and Shiani M. (2007). Conceptual Framework and Conceptualization of Social Capital (With an emphasis on the Iranian situation). Social Welfare Quarterly, 6 (23) :9-44 (in Persian)
Putnam R. (1995). Bowling Alone: America›s Declining Social Capital. Journal of Democracy, 6 (1): 65-78
Putnam R. (2001) Making Democracy Work: Civic Traditions In Modern Italy. Translated by Delforouz M. Tehran: Salam Newspaper Publication; (in Persian)
Rafipoor F. (1999). Social Anomie: a study of potential for anomie in Tehran. Tehran: Soroush Publication; (in Persian)
Ritzer G. (1995). Modern Sociological Theory. Translated by Solasi M, Tehran: Elmi Publication; (in Persian)
Shiani M, Mousavi M and Madani Ghahfarrokhi S. (2009). Social Capital among the Youth in Iran. Iranian Journal of Sociology, , 10(3): 57-84 (in Persian)
Sotoudeh H. (1993). Social Pathology (Sociology of Deviations). Tehran: Avaye Nour Publication; (in Persian)
Tajbakhsh K. (2005). Social Capital: Trust, Democracy and Development. Translated by Khakbaz A and Pouyan H. Tehran: Shirazeh Publication; (in Persian)
Tavasoli Gh. (2003). Social Participation. Tehran: University of Tehran Publication; (in Persian)
Zahedi Mazandarani M. (2003). Development and Inequality. Tehran: Maziar Publication; (in Persian)

 
نوع مطالعه: اصیل | موضوع مقاله: سرمایه اجتماعی
دریافت: 1399/5/11 | پذیرش: 1400/2/25 | انتشار: 1400/9/2

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه رفاه اجتماعی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Social Welfare Quarterly

Designed & Developed by : Yektaweb